صداقت یعنی سردار سلیمانی:

صداقت یعنی سردار سلیمانی:

سالهای نخستین دهه هفتاد هجری خورشیدی که از تهران به کرمان منتقل شدم(با درخواست خودم) خبرهای زیادی در خصوص فعالیت اشرار و قاچاقچیان مسلح دراین استان شایع بود.

طوریکه نیروی انتظامی با موافقت شورای تامین کرمان با هدف تامین امنیت تردد درمحور450کیلومتری کرمان به زاهدان با فاصله های مختلف اقدام به ساخت قلعه های بتونی کرده بود که هم اکنون نیزتعدادی از آنها با تغییر کاربری درحال استفاده هستند.

با توجه به شناختی که ازاستان کرمان داشتم یکی از محورهای اصلی کارم را تهیه خبرو گزارش طبقه بندی شده و حتی قابل انتشار از این موضوع یعنی راههای مبارزه با اشرارو قاچاقچیان مسلح انتخاب کردم.

اوضاع به گونه ای بود که اشرار مسلح مجروح خود را با مسدود کردن خیابان اصلی شهر کرمان در فاصله کمتر از100متری واحدهای نظامی (نیمه شب با تیراندازی در بیمارستان شهید باهنر) با خود بردند و درگیری جداگانه دیگری درهمین شهر چند نیرو نیز شهید شدند.

اشرارمسلح برای گرفتن انتقام از برخی مخبرین دستهای آنان را تا مچ در روغن داغ شده روی آتش فری می بردند و این دیگر موارد باعث وحشت مردم شده بود.

وضعیت به جایی رسیده بود که تعدادی از مدیران به دلیل ترس از اشرار مسلح به جنوب کرمان (مناطق دوردست شهرستانهای جیرفت و کهنوج) سفر نمی کردند و یااگر می رفتند چند نفر بومی را با خود می بردند.

روزی نبود که خبری در زمینه آدم ربایی، درگیری مسلحانه و مسدود کردن جاده ها نداشته باشیم تا جایی که در کهنوج یک مهندس چینی شاغل در معادن و کارخانه درحال احداث فرواستیل را نیزربودند.

در نشست های مختلفی که از سوی ایرنا مرکز کرمان با استاندار وقت این استان (سید حسین مرعشی) داشتم به نتایج خوب و دلگرم کننده ای رسیدم که نشان از عدم وابستگی نامبرده به میز و مقام و موقعیت داشت که با گذشت چند دهه  هم اکنون نیزاو را نیز بعنوان یکی از سرداران سازندگی و اقتصاد کشور می شناسم و قبول دارم.

نیروهای تحت امرفرماندهی انتظامی از امکانات مناسبی برخوردار نبودندطوریکه برای ماموریت ( دردهستانها و بخش های تابعه) به ویژه در شهرستانهای جنوبی استان کرمان به ساکنان بومی متوسل می شدند.

هرچند ارسال این خبر با شکایت و تکذیب این نیرو مواجه شد اما استاندار وقت (آقای سید حسین مرعشی) درگفت وگوی اختصاصی با ایرنا آنرا تایید وازمدیران ارشد نظام به ویژه وزارت کشور خواست برای مبارزه با اشرارامکانات مناسب را تامین ودراختیاراین نیرو (فرماندهی انتظامی کرمان)قرار دهند.

بنده نیز بعنوان خبرنگاری جوان و با انرژی اخباروگزارش های طبقه بندی شده را طوری تهیه و تنظیم می کردم که بگویم تنها وارد عمل شدن لشکر 41ثارالله است که می تواند چاره کار و کلید حل این مشکل باشد.

کاربه جایی رسید که سال 73هجری خورشیدی از سوی فرمانده کل قوای حضرت آیت الله خامنه ای ماموریت برخورد با اشرارمسلح و ناامن کنندگان استان کرمان و شرق کشوربه لشکر ثارالله واگذارشد.

صداقت دوای درمان همه دردها است:

با وجود اینکه بعنوان یک بسیجی افتخار حضور در تیپ و لشکر 41 ثارالله را از عملیات رمضان به بعد به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی داشتم و او را از نزدیک می شناختم اما از این به بعد بود که مصاحبه های اختصاصی نگارنده نیز( طبقه بندی و قابل انتشار) با فرمانده لشکر ثارالله یعنی سردارحاج قاسم سلیمانی در شهر کرمان آغازشد.

یادم است که گفت: بنویس و به نقل از من خبر و گزارش بده که اینها اشرار نیستند بلکه عملکرد نامناسب و نادرست بعضی ها باعث شده وضع اینگونه شود که شاهد آن هستیم زیرا تعدادی از آنان جبهه ای و بسیجی هستند.

مردم منطقه نیز با شناختی که از سردارسلیمانی داشتند همکاری همه جانبه خود را با نیروهای تحت امر این سردار سرافرازآغاز کردند.

اگر بخواهم از ناامنی های اشرار مسلح در جنوب کرمان طی سالهای 70تا 74هجری خورشیدی بگویم، از بحث اصلی خارج میشوم فقط بدانید وضع آنقدرها آشفته بود که اشرارمسلح هلی کوپترنظامی را در یکی از روستاهای دوردست بخش قلعه گنج(شهرستان فعلی) فرود آورده بودند و درروستای اورتین اقدام به ایجاد کارگاههای بسته بندی تریاک می کردند و کوهستانهای رازک و رودخانه سمسیلی نیز دراختیار اشراربه سرکردگی عیدمحمد بامری مشهور به عیدوک بود و تعدادی گروگان نیز از شهرهای شیراز وکرمان نگهداری می کردند.

وضع به گونه ای بود که حتی تعدادی از جبهه رفته هاوتک تیراندازان بسیجی اهل قلعه گنج از توابع کهنوج به عیدوک و دیگر اشرار از جمله محمد لاشاری پیوسته بودند.

سردارحاج قاسم سلیمانی دریکی دیگراز مصاحبه ها با اینجانب بعنوان خبرنگار ایرنا بیان داشت: همانطوریکه اشرار مسلح و قاچاقچیان؛ منطقه را نا امن کرده اند من نیز امنیت و آرامش را از آنان و حتی  خانواده های شان خواهم گرفت مگر اینکه تسلیم شوند و دست از شرارت بردارند.

قبل از این کار، با وارد عمل کردن چند گردان مراکز اصلی اسکان اشرار مسلح که یکی از آنان متهم به انجام بیش از 80 مورد آدم کشی و قتل بود را تسخیر و ساکنان روستاها(ازجمله اورتین، راین قلعه و سمسیلی) را نیز در اردوگاهی در دشت صولان از توابع قلعه گنج اسکان داد.

بطور هم زمان نیزبا حضورمهندس کلانتری وزیرکشاورزی وقت در قلعه گنج(صحنه اصلی درگیری با تسطیح صدها هکتارزمین و حفردهها حلقه چاه عمیق و دایر کردن مدیریت جهادسازندگی از ساکنان اردوگاه که خانواده عیدوک بامری سرکرده اشرار مسلح (همسرو فرزند) در بین آنان بود خواست با فراگیری آموزش های لازم زیر نظرجهاد سازندگی وقت  کشاورزی کنند.

در قدم بعد درپیامی خطاب به سران و ریش سفیدهای طایفه هایی که بیشترین تعداد اشرارمسلح را داشتند گفت: اگربرهم زنندگان نظم و امنیت را تحویل ندهند، نیروهای عمل کننده با اختیاری که دارند  ضمن گرفتن همه امکانات ازجمله آب، برق، جاده و حتی چاههای آب و زمینهای کشاورزی آنان را با کامیون به یکی از استانهای سرد کشور تبعید می کنند.

از سوی دیگربا برگزاری نشست های مختلف با حضور سران و بزرگان طوایف دارای بیشترین اشرارمسلح در فرمانداری های جیرفت و کهنوج به آنان قول داد درصورت همکاری به آنان امان نامه بدهد  به شرط اینکه درفرصت معینی فریب خوردگان را تحویل دهند.

سران طوایف وقتی دیدند که گفته های سردار سلیمانی یکی پس از دیگری عملی می شود، دست به کار شدند و خلاصه اینکه امنیت به استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان بازگشت ودرجنوب کرمان نیز که عده ای ازجوانانش (تاقبل از این)با افتخاربا شکل و قیافه اشرارگشت می زدند به فعالیت های کشاورزی روی آوردند و امروز تعدادی از آنان را می شناسم که دارای دههای هکتارزمین کشاورزی هستند.

نتیجه صداقت: 

سردار سلیمانی هرآنچه را گفت به آن عمل کرد حتی به افرادی امان نامه داد که به فکر کسی نمی رسید و باور نمی کرد.

سردار به اشرار تسلیم شده فرصت داد تا از خانواده های صدمه دیده ناشی از شرارت آنها رضایت نامه بیاورند درغیر این صورت دستگاه قضایی برای آنان تصمیم می گیرد.

یک کلام بگویم که حتی عیدوک بامری که نام او لرزه بر تن خیلی از ساکنان جنوب کرمان می انداخت نیز تسلیم شد.

اما از درگیری جنوب بخش قلعه گنج(منطقه بین استانهای کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان بگویم.

 بنده نیز بصورت انفرادی بعنوان خبرنگار ایرنا با دوربین فیلمبرداری امانتی از جهاد سازندگی کهنوج باحضور در صحنه های مختلف ازجمله درگیری اخبار را (تلفنی از قرارگاه) تهیه و ارسال می کردم. یادی کرده باشم از عملیات خلبانان هوانیروز کرمان در پشتیبانی از نیروهای عمل کننده لشکر ثارالله.

وقتی سردار سلیمانی نگارنده را در کوهستانهای دشت صولان و رازک دید ، خطاب به من گفت: شما اینجا چکار می کنید، گفتم آمده ام از نزدیک با شما باشم و این باعث شد تا یکی از اخبار مهم و شکست اشرار را با استفاده از وسایل مخابراتی لشکر ثارالله به تهران ارسال کنم که بسیار روز خوبی برای همه مابود هرچند که شب را در صحنه درگیری گذراندم.

واما امروز پس ازگذشت 26سال:

چند روز قبل شاهد پخش برنامه دانشجویی نبض ازتلویزیون بودم که از  دانشجویان  می خواست که سردار سلیمانی را در چند کلمه یا یک جمله توصیف کنند.

 اکثریت دانشجویان درپاسخ به گزارشگر برنامه نبض روی دو واژه  صداقت و شجاعت نامبرده پافشاری کرده و می گفتند همین ها باعث شد تا داعش از فرماندهی سردار سلیمانی و دریک کلمه جبهه مقاومت شکست بخورد.

به راستی که راستان رستند  راستان در جهان قوی دستند.

نمی دانم این بیت از کدام شاعر است اما همه چیز در راستی و جوانمردی است.

حاج قاسم سلیمانی این سردار سرافراز گفته است: در کوچه و پس کوچه ها، دشتها، رودها و تپه ماهورهای عراق و سوریه در درگیری با داعش این شجره خبیثه دنبال شهادت بودم اما تاکنون به آن نرسیده ام.

سرداری که اینگونه (امیدوارم زنده باشم و ببینم هنرمندان ازجمله تهیه کنندگان و کارگردانان دهها فیلم و سریال در این زمینه بسازند) با صداقت و با شجاعت در صحنه حاضرو گوش به فرمان ولی امر خود حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده کل قوا با بصیرت مقابل داعش ساخت آمریکا واسرائیل اینگونه ایستاد و به قول خود عمل کرد.

هرچند مهم ترین آرزویم حضور درکنار سردار سلیمانی در عراق و سوریه و تهیه خبر و گزارش عملی نشد اما بعنوان جهادگر بسیجی همینکه امروز بعنوان یک خبرنگار این مطالب را برای دهه هفتادی و هشتادی های به رشته تحریر در می آورم نیز خود افتخار بزرگی است.

اگر خدا بخواهد دراین زمینه شاهد مطالب جدیدتری از سردار حاج قاسم سلیمانی و خاطرات شیرمردان همراه او ازصحنه های درگیری مستقیم با داعش در شهرهای مختلف عراق و سوریه در وبلاگ جیرفت سی تی خواهیم بود. 

هرچند این روزها و ماهها به دلیل عوارض ناشی از هشت سال دفاع مقدس نمی توانم همچون دهه هفتاد و هشتاد با انرژی باشم اما با این پیروزی و شاد شدن ملتهای سوریه، عراق، ایران ، افغانستان و لبنان و حتی یمن بنده نیز به خودم اجازه دادم که قلم فرسایی داشته باشم.

اینشاالله که خدا قبول کند. رضا گیلانی.

 

/ 0 نظر / 30 بازدید