جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.


 

نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸۸

اگر سپاه نبود....
محمد جعفر بهداد*:این نخستین بار نیست که هوشیاری و جانفشانی سپاه و بسیج توانست انقلاب و کشور را از گردنه دشوار و نفس گیر دیگری به سلامت عبور دهد.

 

این روزها که صدای شکستن استخوان پروژه مخملی دشمنان، حتی به گوش سردمداران نظام سلطه هم رسیده و آنها را برای خروج از بحران بی آبرویی خود به تقلا و التماس انداخته، فرصت خوبی است تا بافته های دشمنان و مزدوران شان برای ایران عزیز و چگونگی رشته شدن آن بافته های رنگین، بازخوانی و تحلیل شود، اما از میان همه گفتنی ها درباره ناگفته های قبل از انتخابات و حوادث تلخ سیاسی و خیابانی پس از آن، نقش آفرینی سپاه و بسیج در مراحل شناسایی منابع تهدید، تحلیل رفتار و اقدام (مهار) عناصر و جریان های عامل یا فریب خورده دشمن قابل توجه است.
نقش رهبری و مردم در ناکام سازی جریان های معاند یا لجوج علیه نظام دیندار و مردم سالار، همواره نقش ممتاز و بی بدیل بوده است، اما نام و نشان سپاه و بسیج به عنوان فرزندان شایسته و فداکار ملت متدین، میهن دوست و سلحشور ایران اسلامی، در صدر فهرست همه مجموعه های تاثیرگذار می درخشد. این دوگانه انقلابی به عنوان چشم و گوش و بازوی توانای رهبری و مردم در طول 30 سال گذشته همواره در جایگاه حافظ مقتدر امنیت و منافع ملی مورد مباهات ایرانی ها و نفرت بدخواهان ایران بوده اند.
امام عزیز، اما سخنان الهام بخشی درباره بسیج و سپاه دارند که فرمودند: "بسیج قلب من است – سپاه چشم من است"
آن عزیز سفر کرده، در واقع ایران اسلامی را یک مجموعه زنده، با نشاط و رو به جلو می داند که بدون بسیج – به عنوان استعداد جمهوریت نظام – زنده نمی ماند و بدون سپاه ، یارای شناسایی دوست و دشمن و نیرنگ های بدخواهانه دشمنان را نخواهد داشت. این نکته ظریف نیز وجود دارد که فقدان بینایی می تواند انسان را در وضعیت خطرناکی قرار دهد که حتی قلب و جانش را هم از دست بدهد.
این روزها، از همه دستگاه های مسئول که با تعهد و تلاش خویش، جمهوری اسلامی ایران را از گزند توطئه اخیر دشمن صیانت کردند، باید سپاسگزاری کرد، اما تلاش های موثر سپاه و بسیج در عرصه های نرم افزاری و سخت افزاری مقابله با پروژه رنگی دشمن، یک بار دیگر این عبارت امام عزیز را برای ما معنا کرد که: "اگر سپاه نبود، کشور هم نبود".
آیا آنهایی که به نام ملی گرایی و وطن پرستی، گاهی در عرصه های سیاسی و رسانه ای عرض اندام می کنند و لاف میهن دوستی می زنند، تاکنون پرسیده اند این سرزمین پهناور و مردمان متدین و متمدنش را چه کسانی و چگونه در برابر ترفندها و تجاوزات خطرناک دشمنانش حفظ کرده اند؟
______________________________________________
*مدیرعامل سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)
سلام بر جناب آقای بهداد، دوست داشتم که قبل از اینها نیز مطالب اینچنینی روی خروجی ایرنا مشاهده می کردم. بله اگر سپاه نبود کشور هم نبود. و درجایی دیگر آن امام بزرگوار که بنیانگذار جمهوری اسلامی که سپاه یکی از متولدین آن است از این ارگان بعنوان شجره طیبه نام برده است.
  جناب آقای بهداد دانش آموز که بودم شاهد بودم که معلم ما با لباس سپاه در کلاس درس حاضر می شد و همچنین عکس هایی از آیت الله مدنی ، صدوقی و حضرت آیت الله خامنه ای را با لباس مقدس سپاه بر دیوار کاه گلی  خانه  خشت گلی چسبانده بودم و به آنان مثل امروز افتخار می کردم. مدتی نگذشت که خودم نیز با حضور در روابط عمومی سپاه به آرزویم رسیدم و برای مدتی کوتاه ( دوسال) بطور افتخاری این لباس را بر تنم پوشاندم . مردم به سپاه همچون فرشته های نجاتی نگاه می کردند که در پاسداری از انقلاب نوپای اسلامی از هیچ کوششی دریغ نمی کردند، برای مثال وقتی پاسداری برای خواستگاری می فرستاد خانواده دختر با خوشحالی و سرافرازی قبول می کردند.
  خلاصه یک روز صبح خبر شهادت معلممان که با لباس سپاه می آمد را به ما دادند، بعنوان یکی از اعضای شورای انجمن اسلام دبیرستان به تنها سردخانه تنها بیمارستان ۴٠تختخوابی شهرمان رفتیم ، اجازه نمی  دادند که جسد شهید را ببینیم در  مقابل اصرار زیاد یکی از برادران سپاهی گفت: برای روحیه شما خوب نیست. خلاصه به هر طریق به تنهایی  خودم را به سردخانه رساندم، با جسمی بی سر و پوست کنده مواجه شدم اما لبخند همیشگی بر روی لبان بریده بریده شده اش نمایان بود.
بعدها شاهد سربریدن نیروهای سپاه در عروسی هایی بودیم که به اسم قوم کرد تمام می شد اما بعدها معلوم شد که ساواکی های شاه معدوم، چریکهای فدایی خلق و حزب منحله کومله دست به چنین اعمال وحشیانه ای می زدند.
   خلاصه دیدن جسم سربریده معلم آنچنان تنفری در من بوجود آورد که هنوز هم هنوز  است با افتخار اعلام می کنم که این معلم شهیدم راهت را ادامه خواهم داد.
   جناب آقای  جعفر بهداد ریاست محترم ایرنا، به قول خودتان ما همیشه در معرض انواع امتحان های الهی هستیم . باید مواظب باشیم تا گول خناس ها را نخوریم و محکم و استوار در راهی که انتخاب کرده ایم گام نهیم . تنها خدا را در نظر داشته باشیم و به فکر عمل کردن به وظیفه باشیم زیرا نتیجه آن با خود خدا است.
روزی از روزها روی یکی از دیوارهایی که هر روز مسوولان شهر باید به اجبار هم که شده بود ( برای رسیدن به خانه هایشان) از آن محل عبور می کردند ، با خطی زیبا و به رنگ خون شهیدان و پرچم سه رنگ ایران نوشته بودم: شهدا خون داده اند ما چه کرده ایم.  یا شهدا خون دادند شما چه کرده اید. آن روز چند نفر به جهاد مدارس   جهاد سازندگی شهر ما تلفن کردند و گفتند : خوبیت ندارد که در این مکان چنین شعارهایی نوشته شود. اما سبز جامگان و سنگرسازان بی سنگر این حقیر را تشویق کردند .
   و اما امروز که شاهد تحصیلات عالیه سبز جامگان هستم به خودم می بالم که خون معلم شهیدم و دیگر شهدای انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس به ثمر نشسته است.  آری اگر سپاه نبود کشور هم نبود. این یعنی هر لحظه آماده جهاد و شهادت. یعنی فرهنگ جهادی و سپاهی که با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی شاهد همه گیر بودن آن هستیم که حضور ٨۵درصدی مردم در انتخابات گویای آن است و دیگر نیاز به دلیل دیگری ندارد. حال بگذارید بگویند هر آنچه می خواهند. زیرا ما دانش آموزان آن معلم از خدا خواسته ایم و می خواهیم که : خداوندا خانواده شهدا را دشمن شاد نکن. حزب الله را پیروز بگردان و رهبر عزیر را برای ما نگه دار.
رضا کرد شبستری : همکار ایرنایی در استان سابق محل خدمت شما.
حاج محمد  جعفر بهداد.  خدا حافظ شما باشد. 

 




واژه کلیدی :محمد جعفر بهداد و واژه کلیدی :سپاه و واژه کلیدی :ایرنا و واژه کلیدی :مدیرعامل ایرنا