جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸۸




لبخند بزن !
غمت را هرگز نبینم ; ای سنگ صبور!
تو و من خوب می دانیم چه خبر است
لبخند بزن سردار... غمت را هرگز نبینم , آه تو ریشه می دواند تا عمق انقلاب ; تا آنجا که شعله های خشم , پر پرستوهای عاشقی چون مطهری و مفتح را سوزاند , اما تو رهاتر از همیشه اوج گرفتی تا بلندای قله تقدیر که امروز سرافرازتر از همیشه آستین همت بالا بزنی و کمر خدمت ببندی .
این بار اولی نیست که تیغ تیز تهمت و حرفهای هزاررنگ , قلبت را ریش ریش می کند و تو صبورتر از همیشه فقط با یک لبخند که دیوار امید را بر سر فرقانیان خراب می کند , به تماشا می نشینی .
اینبار نیز لبخند بزن که آنان که زلالتر از همیشه , امروز , تو را در آینه فرداها می جویند , لبخند توست که تلاطم درونشان را فرو می نشاند و دریای آرام بی خردان هزارچهره را مواج تر از همیشه می سازد.
لبخندبزن سردار... لبخند بزن ! تو و من خوب می دانیم چه خبر است . امروز همه آمده اند و آماده , قافله ای شده اند یکصدا که طنین فریاد خاموششان بر پیکره انقلاب و یاران امام زخم می زند.
همه آمده اند; از استکبار گرفته تا نوکران داخلیش ; همه , و همه آنانیکه زخم خورده تفکر خمینی و یاران خمینی اند.
امروز کدامین چشم تیزبین و واقع نگریست که پشت چهره موجه یکی از دست پروردگانت , دستان نامحرم متحجرین و ساده لوحانی که از ابتدا با خمینی و یاران وفادارش در مبارزه بوده و هستند را نبیند.
او که تفکر بسیجی اش را همیشه ستوده ام و خدا می داند که همیشه روزی را آرزو کرده ام که این تفکر ناب در جامعه بال و پر بگستراند. اما همیشه در کنار اینچنین خدمتگزارانی صدیق و یاران باوفا , عده ای دنیاپرست ابن الوقت را دیده ام که از آغاز انقلاب تاکنون تیشه به ریشه درخت تنومند نظام جمهوری اسلامی زده اند.
تو گنجینه هزاردردی که ناگفته ها دلت را هزاران بار به درد آورده است و تو خم به ابرو نیاورده ای .
مگر نه این است که تو شیعه همانی که چهل سال درد جهل و بی خردی عده ای متحجر نادان را به جان خرید. آنانکه وقتی مصطفای خردسالش در مدرسه فیضیه از کوزه آب نوشید , آن کوزه را آب کشیدند و بر پیکره وجود و اندیشه اش زخم زدند و ذره ذره آبش کردند , اما او ایستاد و از خود کوهی از استقامت ساخت و نشان داد که صف علمای دین باور از صف مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد جداست .
حال که اندیشه ها و افکارش در حال گسترش و جهانی شدن است , همان متحجرین مقدس نما , همانان که سعی در موجه نشان دادن خشونت دارند , در ا ندیشه محصور و محدود کردن این انقلاب در مرزهای جغرافیایی ایران و بدنبال تخریب چهره های موثر در روند انقلاب بوده و هستند , همانگونه که امام فرمود : « جریانی از اول نهضت و از اول انقلاب در مقابل انقلاب در کار بود. مساله اتفاقی نبود که افراد موثر , افرادی که برای این ملت سرمایه بودند , یکی بعد از دیگری یا شهید کردند یا خواستند شهید بکنند و خداوند حفظ کرد. اینطور نبود که من باب اتفاق یک کسی مرحوم مطهری را ترور کند یا مرحوم مفتح را , یا آقای هاشمی را , یا آقای خامنه ای را یا مرحوم بهشتی را یا این وزرایی که برای اسلام , هر کدام ارزشمند بودند و آن وکلایی که متعهد و مفید بودند مسئله یک مسئله تنظیم شده بود و هست . (1 ) »
این اولین بار نیست که تاریکی سلاح می شود و شب نامه ها , از مظلومیت های تو مثنوی هفتادمن می سازند آنان که پلیدی وجود خویش را و کذب سخنانشان را در تاریکی شب پنهان می کنند , اما تو تنها نبوده و نیستی که همیشه آزاد مردان سبز اندیشی بوده اند که قصه پایمردیهای تو را نگاشته و آنجا که پای میز نقد نشسته ای , نیز منصفانه تو را نقد کرده اند و هرگز حریت خود را در قلم زدن به مزد و بهای دنیا نفروخته اند.
سردار به خوبی می بینیم که همه آن بغض و کینه ای را که عده ای از امام و انقلاب و یارانش همچون مطهری , مفتح و مظلوم انقلاب شهیدبهشتی داشتند , همه را یک گلوله آتش کرده و به جان تو انداخته اند و اگر امروز سکوت من و ما را ببینند , حتما گام بعدی را برمی دارند.
آری سردار! امروز علی در آینه تو نشسته است . بگو کدامین چاره را یارای تحمل اینهمه بغض کهنه و فروخورده است !!!
اما عیب ندارد ... تو را خوب می شناسم و نیک می دانم که اگر 25 سال پیش برغم تلاشهای خصمانه عده ای غافل دنیاپرست , به تقدیر خونت ریخته نشد , عمری است که خون دل خورده ای و بازهم کاسه صبرت گشاده تر از همیشه , نیشخند زده است بر تمام آنانکه هاشمی را نومید خواسته اند.
لبخند بزن سردار که تو از تبار راست قامتان جاودانه همیشه تاریخی !
ملایر , ع ـ موحد
.1 امام خمینی (ره ) , صحیفه امام , جلد 15 صفحه 23

   این هم به نوعی نوشته یکی از دوستان عزیز جانباز است که قابل مطالعه است، خوب است که کتاب خاطرات هاشمی را تا جلوی چاپ مجدد آن گرفته نشده را خریداری کنید و بخوانید.




واژه کلیدی :سردار و واژه کلیدی :صحییفه امام و واژه کلیدی :هاشمی رفسنجانی