جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸۸

چرا پروژه القای دروغگویی ناشیانه بود؟
بیشترین امید جریان موسوم به «نه احمدی نژاد» این بود که ترفند ناجوانمردانه القای دروغگو بودن وی جواب بدهد و مردم با تنفر فوق العاده ای از احمدی نژاد اعلام برائت و انزجار کنند؛ اما چه شد؟

 

آن روزها و شب هایی که برخی چهره های سیاسی و عده ای از هواداران رسانه ای و خیابانی آنها دائما بر طبل دروغگوی رییس جمهور و دروغگو بودن دولت نهم می کوبیدند، یک پرسش در ذهن نگارنده شکل می گرفت: نامزد انتخابات ریاست جمهوری با چه هدفی باید به مردم دروغ بگوید؟
نخستین پاسخی که به ذهن خطور می کند این است که می خواهد با دروغ گویی های خود، مردم را فریب بدهد و رای آنها را در انتخابات به نفع خویش جذب کنند و خلاصه این که "به قدرت برسد".
سوال بعدی: نامزد ریاست جمهوری با دروغگویی و عوام فریبی درصدد پیروزی در انتخابات و رسیدن به قدرت برمی آید تا از این قدرت چه نفعی ببرد؟ به عبارت ساده تر مگر دستیابی به قدرت اجرایی کشور، چه منافعی دارد که برای تحقق این خواسته مرتکب گناه کبیره شود؟
اینجاست که گفتن و شنیدن یک نکته قابل تامل، ضرورت پیدا می کند: کسی که ثابت کرد از قدرت و جایگاه ریاست جمهوری به عنوان شخص دوم حکومت، نه تنها برای یک ریال به جیب زدن، راه انداختن باند خانوادگی و قبیله سازی سیاسی، ساز شکاری با دشمان و به حراج گذاشتن منافع و حیثیت ملی، ایجاد یک طبقه ممتاز، رانت خواری های مالی و سیاسی و تحصیلی و بازرگانی، تفریح و خوشگذرانی، اشرافی گری و رفاه طلبی، خودسری و گردنکشی در برابر نظام و قانون و ... استفاده نمی کند، بلکه این موقعیت را به فرصتی برای خدمتگزاری شبانه روزی به مردم و کشور، گذشتن از رفاه و تفریح و استراحت، برخورد با متخلفان نزدیک به خود، صیانت از حقوق و منافع ملی در برابر زیاده خواهی های زورگویان جهانی، مقاومت در مقابل ویژه خواران به عادت، تلاش و تدبیر مستمر برای پیشرفت و عزت هر چه بیشتر میهن، رفع نیازهای هموطنان دور از مرکز و ... تبدیل می کند، آیا برای رسیدن به این جایگاه و خدمت به بندگان خدا، به دروغ گویی و فریبکاری متوسل می شود؟
آن زمانی که پروژه القای دروغگو بودن احمدی نژاد با شدت و گستاخانه از سوی باند قدرت و ثروت و ایادی فریب خورده آنها در حال اجرا بود، یک راننده تاکسی در مسیر چهار راه ولیعصر به میدان ونک در پاسخ به اظهارات یکی از مسافران خود گفت: این احمدی نژاد که من می شناسم هیچوقت دروغ نمی گوید، اگر هم بگوید لابد به نفع مردم و کشور است.
غرض آنکه دنیازدگان و سیاسیون قدرت طلب برای تدوین طرح دروغگو نامیدن فرزند مکتبی ملت، چنان شتابزده و نسنجیده عمل کردند که حتی از خود نپرسیدند؛ وقتی کسی با تمام وجود برای پیشرفت و آبادانی و عزت مملکت کوشیده و فداکاری کرده و در عمل نشان داد به عشق مردم و میهن‌اش حتی یک لحظه به آسودگی و راحتی‌اش نمی اندیشد، به فرض این که دروغگو بودنش در نزد افکار عمومی ثابت شود، آیا کسی با این مشخصات خراب می شود یا از بدنامی گناه کبیره ای به نام دروغ در جامعه کاسته می گردد؟
دروغگویانی که به دروغ، یک مجاهد صادق را دروغگو نامیدند، علاوه بر آنکه عده ای را به انحراف و گناه کشانده و خود را نیز نزد پروردگار روسیاه و مستوجب عذاب الهی ساختند، به نظر می رسد در جهت قبح زدایی از دروغ گفتن گام برداشتند که چنانچه این امر موجد و موجب خسارات معنوی به جامعه گردد، باید پاسخگو باشند.
خوشبختانه این مقال در حالی نگاشته می شود که برای همگان ثابت شده چه کسی و کدام جریان در ادعای وفاداری اش به قانون و صداقت و عقلانیت و خیرخواهی برای ایران راستگوست. پروردگارا با سپاس...



واژه کلیدی :دروغگویی