جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸۸

همه دلسوزان نظام و انقلاب به هوش باشند//
زنگ خطر تکرار فجایع " مشروطیت" به صدا درامده است

از فضای تبلیغات انتخاباتی آهنگ تکرار فجایعی که نهضت مشروطیت را به مسلخ برد و آنرا از مسیر منحرف کرد به گوش می رسد. با قطع نظر از اینکه چه کسی از صندوق های رای بیرون می آید و رئیس جمهور می شود آنچه این روزها در تبلیغات انتخاباتی مطرح می گردد "انکار کارآمدی نظام جمهوری اسلامی" و سر بر آوردن عده ای غارت گرو خائن به کشور و ملت و دین از چرخه این نظام است .

 

از فضای تبلیغات انتخاباتی آهنگ تکرار فجایعی که نهضت مشروطیت را به مسلخ برد و آنرا از مسیر منحرف کرد به گوش می رسد. با قطع نظر از اینکه چه کسی از صندوق های رای بیرون می آید و رئیس جمهور می شود آنچه این روزها در تبلیغات انتخاباتی مطرح می گردد انکار کارآمدی نظام جمهوری اسلامی و سر بر آوردن عده ای غارت گرو خائن به کشور و ملت و دین از چرخه این نظام است .

این همان چیزی است که 30 سال است دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی از رادیوهای خود تبلیغ کرده اند و در نشریات و کتاب های خود نوشته اند و منتشر کرده اند. عده ای میخواهند به قیمت متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به این تهمت ها و اثبات بی کفایتی اسلام و خارج ساختن روحانیت از عرصه مدیریت کشور همان وضعیت قبل از انقلاب را برگردانند و بدون آنکه مزاحمی داشته باشند بر مردم حکومت کنند.

در ماجرای مشروطیت آیت الله شیخ فضل الله نوری را با تهمت طرفداری از استبداد و مخالفت با مشروطه و قدم برداشتن در مسیری که خلاف مسیر مردم است به پای چوبه دار بردند و به شهادت رساندند و سپس به نوبت سراغ سایر روحانیون رفتند و سران مشروطیت را از سر راه خود برداشتند و زمینه را برای دیکتاتوری رضاخان فراهم کردند. دیکتاتوری و استبداد رضاخانی که یک شبه سر بر نیاورد مقدمات تسلط رضاخان بر کشور را کسانی فراهم کردند که ابتدا تبلیغات علیه آیت الله شیخ فضل الله نوری را شروع کردند سپس او را به شهادت رساندند و بعد از او به سراغ سایر سران مشروطه رفتند و در نهایت میدان را از مردان مبارز خالی کردند و زمینه را برای یکه تازی رضاخان فراهم ساختند.

گناه آیت الله شیخ فضل الله نوری این بود که زودتر از دیگران صدای پای بیگانگان را شنیده بود و میگفت « مشروطه مشروعه » میخواهیم و مشروطه ای را که از دیگ پلوی سفارت انگلیس سر در بیاورد نمیخواهیم . سفیر انگلیس در تهران به شیخ پیشنهاد کرده بود پرچم آن کشور را بر سر در خانه اش نصب کند تا از تعرض کسانی که خود را متولی مشروطه میدانند و ادعای دلسوزی برای کشور و ملت دارند و می گویند میخواهیم به مردم خدمت کنیم در امان باشد ولی شیخ به آنها پاسخ داد : مشکل اصلی خود انگلیس است که عوامل خود را به جان مشروطیت انداخته و با متهم ساختن علمای مشروطه خواه درصدد خالی کردن میدان و سوار شدن بر موج است . اگر شما و عوامل استیجاری تان از سر راه مشروطه کنار بروید مردم به راه خود ادامه خواهند داد و نهضت مشروطیت نیز به ثمر خواهد نشست .

غفلت علما و تنها ماندن آیت الله شیخ فضل الله نوری راه را برای کارگر افتادن فریبکاری های موج سواران باز کرد و شیخ در میدان غورخانه تهران میدان امام خمینی امروز به دار آویخته شد و عده ای از متدینین کلاه نخی و تسبیح صددانه به دست نیز پای چوبه دار خدا را شکر کردند که از شر شیخ ضد مشروطه ! خلاص شده اند غافل از اینکه شهادت شیخ آغاز سقوط نهضت مشروطیت و زمینه ساز حاکمیت رضاخان است . کار به جائی رسید که طبق پیش بینی و هشدار شیخ شهید ـ که البته به آن توجهی نشد ـ رهبران روحانی مشروطیت یکی بعد از دیگری از میان برداشته شدند و حتی آیت الله سیدحسن مدرس که یکی از پنج مجتهد معرفی شده توسط مراجع نجف برای نظارت بر قوانین مجلس بود کنار زده شدو علیرغم آنهمه خدمت که به استقلال ایران و آزادی ملت کرده بود توسط رضاخان به خواف تبعید شد و ماموران رضاخان او را در کاشمر با دهان روزه مسموم کردند و به شهادت رساندند.

آیت الله سیدحسن مدرس بعد از آنکه اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطیت توسط مستبدین زیر پا گذاشته شد به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس فعال شد ولی رضاخان در انتخابات مجلس ششم دستور داد اسم او را نخوانند تا او وارد مجلس هم نشود. این اوج وقاحت رضاخان بود که وقتی به قدرت رسید حتی آرا مردم را هم نادیده گرفت و دستور داد به قول مدرس حتی رای خود مدرس به خودش را هم نخوانند. رضاخان ابتدا که روی کار آمد با سالوس بازی مردم را فریب می داد و در مجالس عزاداری محرم شرکت می کرد و با گل مالیدن به پیشانی و سر خود در دسته های سینه زنی همراه عزاداران حسینی می شد ولی هنگامی که جای پای خود را محکم کرد چادر از سر زنان کشید مساجد را بست و تکیه ها و حسینیه ها را به انبار تبدیل کرد لباس روحانیون را قیچی کرد در حرم حضرت معصومه شیخ بافقی را کتک زد حوزه های علمیه را تعطیل کرد و هرچه اربابان به او دیکته کردند انجام داد.

پسر رضاخان هم راه پدر را با تفاوت هائی در شیوه عمل ادامه داد آیت الله کاشانی را خانه نشین کرد روحانیت انقلابی را ارتجاع سیاه نامید امام خمینی را زندانی و تبعید و متهم به پول گرفتن از خارج و همکاری با بیگانگان نمود به مبارزه ریشه ای با دین پرداخت همه مخالفان را سرکوب کرد و نام همه این خیانت ها را ماموریت برای وطن و خدمت به مردم گذاشت . او هم مانند پدرش برای فریب دادن مردم در مجالس عزاداری شرکت می کرد و مدرسه شهید مطهری امروز و سپهسالار دیروز شاهد روضه خوانی های وعاظ السلاطین با حضور او بود. البته محمدرضا پهلوی بدشانس بود که با امام خمینی معاصر بود و در برابر آن سیاستمدار روشن ضمیر و هوشمند کم آورد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و همانگونه که رهبر معظم انقلاب در روز 14 خرداد جاری فرمودند امام خمینی دو پرچم عزت اسلام و ایران را در سراسر جهان به اهتزاز در آوردند و ملت ایران آزادی و استقلال خود را باز یافت .

امروز با تبلیغات مسمومی که علیه روحانیت یاران انقلابی امام و مدیران ارشد نظام جمهوری اسلامی درحال انجام است صدای پای خطر تکرار فجایع مشروطیت به گوش می رسد. جلوی این خطر را قبل از آنکه کار از کار گذشته باشد باید گرفت . اینکه کسی خود را با حضرت علی مقایسه کند و سران نظام جمهوری اسلامی را خائن بداند واقعه ای عادی نیست .

چرا بزرگان در برابر تهاجم شدیدی که این روزها به ارکان نظام صورت می گیرد ساکتند چرا علما و مراجع تقلید در برابر هجمه شدیدی که علیه روحانیت در جریان است به وظیفه شرعی خود عمل نمی کنند مردم این روزها می پرسند و حق دارند بپرسند اگر این اتهامات صحت دارد چرا متهمان در بالاترین مناصب شرعی و قانونی در نظام جمهوری اسلامی حضور دارند و اگر صحت ندارد چرا با اتهام زنندگان برخورد نمی شود مسئولان عالی قضائی کشور چرا به وظایف خود عمل نمی کنند چرا چشم این فتنه را کور نمی کنند آیا در نظام جمهوری اسلامی باید اجازه داده شود افراد برای رسیدن به قدرت از هر وسیله ای استفاده کنند ! آیا در نظام جمهوری اسلامی ما به این نتیجه رسیده ایم که هدف وسیله را توجیه می کند ! آیا در برابر شادی دشمنان نظام جمهوری اسلامی که این روزها می گویند آنچه در 30 سال گذشته درباره نظام جمهوری اسلامی و سران آن می گفتیم به اثبات رسیده است باید ساکت بمانیم و شاهد باشیم که از رسانه ملی همین نظام آنچه دشمنان در 30 سال گذشته گفته اند تایید شود ! با ادامه این وضعیت آیا چیزی جز پوسته ای رنگ و رو رفته از نظام جمهوری اسلامی باقی میماند ! رزمندگان می پرسند اگر وضع اینست پس ما برای چه چیزی جنگیده ایم و اگر این نیست پس چرا کسی جلوی این سمپاشی ها را نمی گیرد خانواده های شهدا می پرسند آیا شهدای ما خون داده اند که نظام جمهوری اسلامی زیر سئوال برود و دشمنان شادی کنند وفاداران به نظام جمهوری اسلامی تا چه وقت باید صبر کنند و خار در چشم و استخوان در گلو شاهد شادی های دشمنان انقلاب باشند آیا وقت آن نرسیده است که به این ماجراجوئی ها و ضرباتی که بی رحمانه بر پیکر نظام مظلوم جمهوری اسلامی وارد می شود پایان داده شود !




واژه کلیدی :مشروطیت و واژه کلیدی :زنگ خطر