جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ مهر ۱۳٩۳

آخرین خطبه نماز جمعه علامه جوادی آملی در شهر قم:

متن کامل بیانات علامه جوادیآملی در آخرین خطبه های نماز جمعه قم

امروز که نهم ذیحجة 1430 هجری قمری و 6 آذر 1388 هجری شمسی است، روز عرفه است.  

حکیم متأله، حضرت آیةاللّه علامه جوادی آملی، روز جمعه ششم آذر ماه 1388، ضمن ایراد آخرین خطبه های نمازجمعه شهر جهاد و اجتهاد، قم، از ادامه امامت
جمعه این شهر مقدس اعلام انصراف نمودند. نظر به اهمیت بیانات معظم له در این خطبه ها، مشروح آن، در ذیل تقدیم حوزویان ارجمند می شود.

خطبه اول: 

مهم ترین و بهترین سفارش انبیای الهی، فراهم
کردن مهم ترین توشه سعادت دنیا و آخرت است و آن تقواست.

بخش پایانی خطبه نورانی 214 نهج البلاغه،
که سیدرضی نقل کرده، این است که حضرت علیه السلام فرمود: «واعلموا ان عباداللّه المستحفظین
علمه یصونون مصونه و یفجرون عیونه ...»، خدای سبحان، علم به خود را به همه نمی دهد؛
برخی ها عالم می شوند. این علم، حجةاللّه علی الخلق است. حجت خداست بر آن ها. برخی
ها عالم می شوند بر اساس: «العلم نور یقذفه اللّه فی قلب من یشاء»؛ در این صورت، وارث
انبیا خواهند بود.

این ها که علم را به ارث برده اند، دارای
علم الوراثه اند نه علم الدراسة؛ حوزه و دانشگاه، امین علم الهی اند؛ این علم را به
خوبی نگه می دارند، به خوبی عمل می کنند و به هرکس نمی گویند، بلکه به افراد صالح منتقل
می کنند و همیشه از آن پاسداری می کنند؛ «واعلموا ان عباداللّه المستحفظین علمه». و
کسانی که به عنوان حفظ و امانت پذیرفتند، یا کسانی که فرشتگان، آن ها را مستحفظ قرار
داده اند «یصونون مصونه» این علم را کاملاً حفظ می کنند.

علم یک کبریایی دارد که در قلب هر کسی نمی
نشیند و در دل هر کسی هم نمی گنجد. «یصونون مصونه و یفجرون عیونه»؛ مطلبی را از قرآن
یا روایت حفظ کنند، به مردم منتقل کنند، این چنین نیست.

او که عالم نیست، او دلال علم است. آن کسی
عالم است که مجتهد در آن رشته باشد، کند و کاو کند، این چشمه را جوشان کند، عیونی رااز آن منفجر و فروعی را از اصول استخراج کند و اصولی را سایه افکن فروع قرار دهد تامفجر چشمه های دانش شود.

این گونه از علما، که حافظان دین خدا وعلم خدایند، «یتواصلون بالولایة یتلاقون بالمحبة یتساقون بکأس رویة و یصدرون بریة لاتشوبهم الریبة و لاتسرع فیهم الغیبة علی ذلک عقد خلقهم و اخلاقهم». فرمود: این ها کسانی هستندکه با ولایت در بین مردم به سر می برند، والی یکدیگرند، مولای یکدیگرند، مولی علیه یکدیگرند، با مهر و لطف و صفا و وفا زندگی می کنند.

 برخورد آن ها با محبت است، ساقی یکدیگرند، جام در دست آن هاست، هر کسی را که لایق بدانند؛ سیراب می کنند. جام محبت و ولایت در دست دارند، ساقی گونه افراد تشنه را سیراب می کنند؛ آن ها هم که با این عالمان دین مرتبط اند، سیراب می شوند.

هم این ها، یتساقون بکأس رویة، با جام پر، هم آن ها «یصدرون بریة»؛ بریة یعنی سیراب شدن. هم ساقی با جام پر، مردم را سیراب می کند، حرف بی مغز نمی زند، بی مغز سخن نمی گوید، بی استدلال حرف نمی زند، مرسلات را به خورد مردم نمی دهد، روایات ضعیف را به خورد مردم نمی دهد، خرافه را دین حساب نمی کند، ساقی گونه و متقن سخن می گوید و تشنه ها را هم سیراب می کند: «یصدرون بریة». آن
جام و آن ساقی و این سیراب شدن؛ دیگر در چنین فضایی، ریب، تهمت و غیبت راه ندارد:
«لاتشوبهم الریبة و لاتسرع الیهم الغیبة». چنین جامعه ای با این وضعی که زندگی می کنند، علی ذلک عقد خلقهم واخلاقهم. سرشت و سرنوشت این جامعه را ذات اقدس اله، با محبت، ولایت، وداد، صدق و حق تنظیم کرده است. باز بیان نورانی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این جمله بعد، این است: «یتلاقون بالمحبة» با دوستی زندگی می کنند.

 الآن فرصت حج و عمره است. هزارها زائر از دورترین نقاط جهان، کنار قبله مسلمانان و کنار مطاف مسلمین دارند طواف می کنند.

پیام  رهبر محترم انقلاب هم در چنین فضایی خوانده شده است؛ دعوت به محبت، وحدت، صفا و وفا کرده است. ببینید عناصر محوری دین چیست؟ دین آمر مشترکش کعبه است، قرآن است، عترت است و مانند آن. کعبه که مطاف مسلمین و قبله مسلمانان است و به دست خلیل سپرده شده و به دست حبیبش فتح شد.

 اگر ابراهیم، بنیانگذار کعبه بود، فرمود: واتخذاللّه ابراهیم خلیلا، نساء/125؛ و اگر متمم و مکمل آن بنیانگذار، وجود مبارک رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله است، که حبیب خداست و چون خاتَم و خاتِم انبیاست، از امتش به دستور خدا مزد خواست؛ آن مزد، هم مودت است: «لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی».
این سه عنصر را جمع کنید، تا عنصر چهارم را اضافه کنیم. خلت و دوستی ابراهیم از یک سو، محبت حبیب خدا از سویی دیگر، مودت اهل بیت عصمت و طهارت از سوی سوم؛ در هر سه مقطع، شما جز هم آهنگی، هم آوایی، دوستی، لطف، صفا و وفا چیزی نمی بینید و چون رسالت آن حضرت الی یوم القیامة است، اجر این رسالت هم الی یوم القیامة است؛ اگر اجر، مودت است، در کنار آن، دو عنصر خلت و محبت، جامعه را محبوب یکدیگر می کند.

اصل چهارم که باید ضمیمه این سه اصل شود، این است که قرآن و عترت، همیشه باهم اند. ادله ای که در گرامی داشت این دو عنصر ذکر شد و می شود، سه قسم است؛ یک قسمت مستقیماً فضیلت قرآن را بیان می کند؛ یک قسم مستقیماً
فضیلت عترت ائمه اطهار علیهم السلام را ذکر می کند؛ قسم دیگر هم جامع فضیلتین است؛
آن قسمی که جامع فضیلیتین است، نظیر: «انی تارک فیکم الثقلین»، که منشأ هدایت اند، باید به این ها اعتصام کنید و هر کسی به این ها اعتصام کرد، از ضلالت، نجات پیدا می کند.

این، نیازی به بحث ندارد. اما آن قسمی که مخصوص قرآن کریم است، چون افتراق قرآن و عترت، از هم محال است، هر فضیلتی که برای قرآن ذکر شده، برای اهل بیت علیهم السلام است و آن بخشی که مربوط به اهل بیت علیهم السلام است، چون عترت طاهرین از قرآن جدا نیست، فضیلتی که مربوط به اهل بیت علیهم السلام است
مربوط به قرآن هم است.

 اگر اجر رسالت پیغمبر، مودت اهل بیت علیهم السلام است، یعنی اجر رسالت پیغمبر
اکرم صلی اللّه علیه وآله، مودت ثقلین است، مودت قرآن و عترت نیز است.

به هر تقدیر، جامعه اسلامی را مودت، محبت و دوستی اداره می کند و اگر خدای ناکرده، این رخت بر بندد، نگه داری چنین جامعه ای، کار آسانی نیست؛ لذا وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این خطبه 214 نهج البلاغه می فرماید: این ها با ولایت به هم مرتبط اند، با محبت به هم مرتبط اند؛ ساقی یکدیگرند.

همه این ها را باب مفاعله ذکر می کند:
«یتساقون بکأس رویة و یصدرون بریة». چنین جامعه ای حتماً روی صلاح و فلاح را می بیند.
در پایان همین بخش دوم، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر انسانی این نصیحت خالصانه را که کرامت است، قبول کند و آن این است که ما با مردن، از پوست بیرون می آییم نه بپوسیم.

 ما الآن زندگی جمعی داریم، ولی فردا جمعیم، ولی اجتماعی نداریم؛ «ان الاولین والآخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم»، واقعه/49؛ همه فردا خواهند
آمد، اما: «و کلهم آتیه یوم القیامة فرد»، مریم/95. فردا، هیچ کس دیگری را نمی شناسد.

جمع بودن غیر از اجتماعی بودن است. غیر از مدنی بودن است بنابراین، هر کسی باید نور خود را به همراه ببرد. روزی خود را باید به همراه ببرد. رفاه و فرش خود را باید به همراه ببرد. اگر فرش نبردیم، آن جا جای فرش نیست. فرمود: کسی که این جا عمل صالح انجام می دهد، «فلانفسهم یمهدون»، روم/44؛ فرش آماده می کند و اگر کسی چیزی به همراه نبرد که: «یضربون وجوههم و ادبارهم»، محمد/27. فرمود: هر عاقلی این نصیحت را می پذیرد؛ کسی که ذی قلب سلیم است، حرف رهبران الهی را گوش کند: «اطاع من یهدیه و تجنب من یردیه».

آن رفقای بد، آن نامه های بد، آن برنامه های بد، باعث هلاکت است، از آن پرهیز می کند.
فرمود: این کرامت را از ما قبول کنید و اگر دارای قلب سلیم بودید، انشاءاللّه با دست
پر و چهره نورانی حرکت می کنید؛ «قبل ان تغلق ابواب التوبة» قبل از این که در توبه
را ببندند، وارد شوید.

بامرگ، خیلی از درها گشوده می شود که: «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید»، ق/22. و خیلی از درها بسته می شود، در ایمان، در عمل صالح، در توبه بسته می شود، که: ان الیوم عمل و لاحساب و غداً حساب و لاعمل نهج البلاغه/کلام42. فرمود: مردان الهی، که جام در دست آن هاست، ساقی امت و ملت اند، فراوان نیستند؛ این ها «کتفاضل البذر فیوخذ منه و یلقی».

یک کشاورز وقتی بخواهد، مزرعه اش را برا ی سال بعد فراهم کند، هر گندم یا هر برنج یا هر جو برای بذر آماده نیست. فرمود: «ینتقی فیلقی» غربال می کنند آن درشت ها، شفاف ها و صاف ها را؛ آن هایی را که زده نیستند،
صدر و ساقه آن سالم است، آن ها را برای بذر آماده می کنند. فرمود: عالمان دین، بذر
جامعه اند. هر کسی به این مقام نمی رسد؛ بقیه را می ریزند در آسیاب. این ها را نگه
می دارند که بذر آینده است. این ها خوشه ها، شاخه ها و شجر آینده اند. هر کسی مستحفظ و مستحفظ علم خدا نیست. هم در آن بخش فرمود، هم در این بخش فرمود که: «قد میزه التخلیص و هذبه التمحیص». فرمود: خالص کردن و غربال کردن یک عده را برچین کرده، نگه داشته و آزمون را هم یک عده را ثابت نگه داشته، که امیدواریم ذات اقدس اله، آن توفیق را به همه مرحمت کند که هر کدام در حد خاص خود، حافظ دین و علم الهی باشیم. انشاءاللّه، مشمول این تعبیرات بلند علوی باشیم.

خطبه دوم:

ماه پربرکت ذی حجة، مناسبت های فراوانی دارد. امروز که نهم ذی حجة
1430 هجری قمری و 6 آذر 1388 هجری شمسی است، روز عرفه است.

روز عرفه در بین روزها، خصیصه استجابت دعا را به همراه دارد. بهترین روز برای دعا همین روز است؛ دعا، خواندن است و سؤال، خواستن است. گرچه هر سؤالی دعاست و گرچه به حسب ظاهر، هر دعایی خواستن نیست، لکن در تحلیل هر دعایی، سؤال و خواستن است، زیرا معنای دعا، خواندن ذات اقدس اله به اسمای حسنای
اوست. داعی که خدا را به اسمای حسنی می خواند، معنایش این است: خدایا، تو با این اسما تجلی کن. اگر دارای همت بلند باشد، معنای سومش این است که: خدایا مرا مظهر این اسما قرار بده آن که می گوید: یا علیم و یا حفیظ، یعنی: «علمنی واحفظنی واجعلنی معلم الناس، حافضاً لدینک». این معنای دعاست. این چنین نیست
که انسان، ذات اقدس اله را با اسما بخواند، بدون مسمی؛ یا اسما را بخواند، بدون غرض. وقتی می گوییم: یا کریم؛ یعنی از تو کرم طلب می کنیم. اگر گفتند: در فلان کلاس، مهندس تدریس می کند، یعنی درس هندسه می دهد. اگر گفتند: در فلان سالن یک فقیه تدریس می کند،
یعنی درس فقه می دهد. در فلان مدرس، یک حکیم تدریس می کند، یعنی درس حکمت می دهد.

این دعا، خواندن خدا با اسمای حسنای اوست؛ یعنی: خدایا، با این اسما به ما رو کن یک عده را خدا نمی بیند، با این که او بکل شیء بصیر است؛ رو ندارد. او به یک عده «لاینظر الیهم»؛ نگاه نمی کند به آن ها «ولا یکلمهم»؛
با آن ها حرف نمی زند. اگر خدا با یک عده حرف نمی زند، اگر خدا یک عده را نگاه نمی
کند، ما در این دعا می گوییم: خدایا، با ما مناجات کن مخصوصاً در مناجات شعبانیه می
گوییم: خدایا نوبت مناجات ما تمام شد. نوبت منادات ما تمام شد، حالا ما ساکتیم، تو
مناجات کن: «الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرّا و عمل لک جهر»، الاقبال/687؛ تو مناجات کن من بشنوم، دعا که همه آن، این نیست که قرض مرا ادا کن، بیمار مرا شفا بده ما این را که بخواهیم آن را انجام می دهد.

 دعای عرفه این است؛ چه دعای امام حسین علیه السلام و چه دعای امام سجاد علیه السلام، یک قدری امروز نهار کمتر بخورید که آروغ نزنید، خوابتان نبرد، وضو بگیرید، رو به قلبه بخوانید. ببینید این ها چه می گفتند به ما. در دو عنصر محوری، شما این دعا را می بینید، شفاف است.

وجود مبارک امام حسین علیه السلام در این دعا عرض می کند: خدایا، تو را شکر می کنم که صبر کردی، مرا به دنیا نیاوردی، در زمان جاهلیت به دنیا نیامدم؛ وقتی پیغمبری مبعوث شد، نظامی مبعوث شد، حکومتی مبعوث شد، اسلامی آمد، مرا به دنیا آوردی. من شاکرم که من در زمان حکومت اسلامی دارم زندگی می کنم. این جوان هایی که الآن تحت ولایت امام دارند زندگی می کنند، شبانه روز باید شاکر باشند، آن سالمندان، گرچه معذورند، ولی بخش وسیعی از عمرشان در جاهلیت گذشت.

این جوان ها باید شاکر باشند که الآن درهای جهنم بسته است؛ اگر کسی خواسته باشد، به جهنم برود، با مبارزه باید به جهنم برود. تمام درهای بهشت باز است؛ اگر خواست بهشتی شود، آزاد است؛ تشویق شان هم می کنند، اهل نماز باشد، اهل دیانت باشد، اهل عقل باشد، همه راه ها باز است.

این دعای نورانی امام حسین علیه السلام این است که: خدایا، من شاکرم که
مرا قبلاً به دنیا نیاوردی، الآن به دنیا آوردی. دعای عرفه و دعای امام سجاد علیه السلام در روز عرفه این است که: خدایا، ما مؤظفیم رهبرانمان را دعا کنیم. هر کسی در هر عصری، مسئولیتی دارد. حفظ نظام به عهده اوست، امام ماست، رهبر ماست، ما باید او را دعا کنیم.
این ها آن واسطةالعقد این دعاهاست. بعد از توحید بیت الغزل این دعاهاست. بعد از وحی و نبوت، این امام سجاد علیه السلام است که دارد مردم را به امام شناسی دعوت می کند؛
این وجود مبارک امام حسین علیه السلام است که مردم را به این معارف دعوت می کند. این دعا حقش این است که مطالعه کنید، مباحثه کنید، بعد بخوانید. حالا که امروز دارید می خوانید، به خواست خدا مقید باشید که بعد از توحید و وحی و نبوت شاخص ترین عنصر دعای عرفه در چیست؟ آن شاخص ترین عنصر دعای امام سجاد علیه السلام در دعای عرفه چیست؟ این ها معیار کار است؛ دعا به رهبر، دعا به نظام، دعا به مملکت، دعا به ملت، این ها از برجسته ترین نکات دعای وجود مبارک امام سجاد علیه السلام و امام حسین علیه السلام است.

روز عید قربان، قربانی دارد، نماز عید دارد، انشاءاللّه امیدواریم که فراموش تان نشود. در هر محله ای بالآخره چند نفر هستند که ممکن است، تمکن داشته باشند که قربانی کنند، این فریضه را فراموش نکنید، بگذارید این سنت رایج باشد. یک روز اگر کسی گوشت نخورد، آسیب نمی بیند؛ خیلی ها هستند که روزها گوشت نمی خورند، اما بگذارید یک مختصر حرکت در کل این کوچه ها باشد. طبق در دست شان باشد، سینی دستشان باشد این گوشت قربانی را بین همسایه ها تقسیم کنند. فقر، شرط نیست
و این کار، آدم ها را فقیر نمی کند. بگذارید این شهرها معطر بشود به این رایحه قربانی، که دین پدرمان، ابراهیم خلیل را احیا کنیم؛ ملّة ابیکم ابراهیم که در پایان سوره «حج» است، یعنی: «خذوا ملّة ابیکم»؛ دین پدرتان را بگیرید. این هم مسئله قربانی. آن جریان نماز قربان، که هرگز فراموش مان نشود. اگر انشاءاللّه توانستیم، در مراکز عمومی در مساجد محل، بگذارید اساس دین، سنت پیغمبر، سنت قرآن، سنت علی و اولاد علی علیهم السلام روشن شود.

 مناسبت مهم، جریان عیدغدیر است که هم قبل از 18 ذی الحجة و هم بعد از 18 ذی الحجة، این روز پربرکت را روشن و شفاف کرده است. این دهه به نام دهه ولایت است و ختم می شود به روز پربرکت مباهله. الآن به همان بهال هست؛ این قدرت دین است؛ یعنی سه روز روزه بگیرند، پنجه در پنجه مخالف بگذارند، معجزه قرآن ثابت می شود؛ منتهی ما مرد این کار کم داریم. مباهله الآن هم هست، اگر کسی آن قدرت دینی را داشته باشد، آن طهارت را داشته باشد، سابقه بد نداشته باشد، پیش خدا و پیغمبر شرمنده نباشد، دین فروش نباشد، کاسب دین نباشد، معلم دین باشد، این، پنجه درپنجه دشمن می گذارد و عظمت علی و اولاد علی علیهم السلام ثابت می شود، همان طوری که برهان قرآن، محفوظ است، بهال آن هم محفوظ است.

 

یکی از معجزات خالده و کرامت های خالد، جریان مباهله است؛ پس می شود مباهله کرد. ما نرفتیم آن قدرت را پیدا کنیم. آن بزرگوار گفت که سلیمان این پیام
را مرتب می دهد، می گوید که: خدا درباره من و درباره داود گفت: ما گفتیم او یادمان
داد. ما هم گفتیم: عُلّمنا منطق الطیر، نمل/16؛ ما به شما می گوییم بشنو لسان الطیر را. این طیر ملکوت، این مرغ باغ ملکوت، حرفشان این است که شما دامید؛ ما آن جا نمی آییم. شما لانه شوید، ما آن جا پر می کشیم. دامی و مرغ از تو رمد، رو لانه شو، رو لانه شو؛ بعد این مرغ، مرغ باغ ملکوت می آید.

آن کسی که می گوید: عُلّمنا منطق الطیر؛ می گوید: حرف پرنده ها این است که علم، پرنده ملکوتی است. هرجا نمی نشیند؛ خیلی ها هستند که در حوزه و دانشگاه درس می خوانند، آخر عاقبت آن، «و منکم من یرد الی ارذل العمر لکی لایعلم بعد علم شیء»، نحل/70؛ بعد این ایام مباهله، مباهله قضیه فی واقعه نیست، مباهله «قضیة مستمرة دائمة الی یوم القیامة» است. اگر ما قدرت بهال داشته باشیم،
معلوم می شود که دین چه پیامی به دنبال دارد.

وجود مبارک پیغمبر فرمود: من، علی، زهرا، حسن و حسین علیهما السلام پنجه در پنجه شما می گذاریم، من پنجه می زنم، نیازی به خنجر و شمشیر نیست. ما دعا می کنیم، خدا مستجاب می کند: «ندع ابناءنا و ابناءکم نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه علی الکاذبین»، آل عمران/61؛ نه این که ما به خدا عرض کنیم: خدایا، ظالم را از بین ببر، ما می بریم، دست ما شده دست الهی. فنجعل لعنت اللّه، نه نقول: اللّهم العن الکاذبین؛ ما این کار را می کنیم. هر مباهلی این کار
را می کند.

 این ایام، جای این حرف هاست. تقسیم کردن شیرینی و کف زدن ها، ارج و ارزش این عظمت ولایت را پایین آوردن است. آن ها محفوظ برای ضیافت مؤمنان است، اما عقلای قوم، باید به فکر دیگری باشند که چرا ما مباهله نکنیم؟ چرا ما به آن جا نرسیم؟ تا 25 ذی الحجة، این ایام نورانی را ارج می نهیم و گرامی می داریم.

5 آذر، یعنی دیروز، به فرمان امام راحل، سالروز تشکیل بسیج مستضعفان بود. این نیروی با اخلاص الهی در دفاع مقدس، تلاش و کوشش کرده است. برای حفظ نظام تلاش و کوشش کرده و می کند.

امیدواریم همگان، هم حق شناس این نیروی بااخلاص باشند، هم این ها مواظب باشند که غربال شوند. مبادا خدای ناکرده کسی در آن ها نفوذ کند. هم این ها مستقیم تر حرکت کنند، هم مردم قدرشناس تر باشند، تا انشاءاللّه به برکت این نیروهای با اخلاص، این کشور ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف به دست
صاحب اصلی اش برسد.

آخرین حرفم غزل خداحافظی است

بنده از ادامه این کار معذورم، لکن چند عذرخواهی می کنم که انشاءاللّه، العذر عند کرام الناس مقبول. ائمه جمعه دو سمت مهم روحانیت را به عهده دارند؛ یکی رهبری قافله است در سیر و سفر من الخلق الی الحق؛ دوم، پیام آور راستین دستورهای الهی اند: من الحق الی الخلق. اگر قصوری یا تقصیری در این دو برنامه بود، از همه عذرخواهی می کنم؛ مخصوصاً از شما مأمومان و نمازگزاران نماز جمعه. اما در سفر من الخلق الی الحق، وقتی کسی امام جمعه شد امام جماعت هم البته همین
طور است دیگران ساکت اند، او به محراب عبادت می رود، قرائت را برعهده می گیرد، به خدا عرض می کند: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»؛ خدایا، من با این ها فقط تو را می پرستیم و از تو کمک می خواهیم.

مردم صدها مشکل دارند و خدای سبحان هم به این مردم فرمود: «استعینوا بالصبر والصلاة»؛ بروید در نماز، از نماز کمک بخواهید؛ به برکت نماز، مشکل شما را حل می کنم.

مأمومان در نماز جمعه، مثل نماز جماعت، ساکت اند، مشکل خودشان را با خدا در میان نمی گذارند، آن کسی که تمام خواسته های مأموم را به خدا می رساند، به عنوان رهبر سفر سیر من الخلق الی الحق، امام جمعه است.

اگر او درست با حضور قلب خواسته مردم را به خدا برساند، نیازهای مردم برطرف می شود و اگر درست نرساند، حوائج مردم برآورده نمی شود و اگر حوائج مردم برآورده نشده، معلوم می شود امام جماعت، امام جمعه حرف های مردم را درست به خدا نرسانده است. این جا جای عذرخواهی ماست. از همه شما عذر می خواهم.

و در مسئله خطبه، رهبری مطالبی که به عنوان سفر من الخلق الی الحق است، را او به عهده دارد. او از قرآن می گوید، او از روایات اهل بیت علیهم السلام می گوید، که این هرچه دارند، از طرف ذات اقدس اله دارند.

اگر عمیقانه حرف نزد، عالمانه حرف نزد، محققانه حرف نزد از نظر علمی، با اخلاص حرف نزد، با صداقت حرف نزد، با طهارت حرف نزد، با قداست حرف نزد از نظرعملی، این آیات و روایات در دل مردم اثر نمی گذارد، برای این که حرف طیب است که دل را طیب می کند؛ اگر از دهن طیب در نیاید، که دل ها را طیب و طاهر نمی کند.

هرجا مشکل در مستمع پیدا شد، بخش عظیمش به این است که ما نتوانستیم پیام رهبران الهی را به مستمعان القا کنیم. این هم عذرخواهی، هم از مردم، هم از قرآن و عترت، که در هر دو سفر انسان، بالآخره کوتاهی کرده و کوتاهی می کند، اما والعذر عند کرام الناس مقبول. در پایان، از رهبری و شورای محترم سیاستگذاری نماز جمعه از یک سو، ائمه بزرگ و بزرگوار نماز جمعه قم از سوی دیگر، شما نمازگزاران، برادران و خواهران قم و قمی، که در کنار بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت علیهماآلاف وتحیة
والثناء بار یافتیم، از سوی دیگر، از ستاد برگزاری نماز جمعه از سوی چهارم و آستانه
مبارک فاطمه معصومه سلام اللّه علیها از جهت پنجم، از همه نیروها و حافظان و خدمت گزاران و برگزارکنندگان این مراسم با جلال و شکوه از سوی پنجم و ششم و هر کسی، بالآخره در اقامه این عمود دین تلاش و کوشش کرده است، حق شناسی می کنم. از ذات اقدس الهی مسئلت می کنم، مساعی همه این ها را مشکور بدارد و اجر همه این ها را با ذات اقدس خودش، قرار بدهد و همه را با اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام محشور فرماید. 512

 

 

 




واژه کلیدی :مباهله و واژه کلیدی :باغ ملکوت و واژه کلیدی :فریضه و واژه کلیدی :عید قربان