جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳

روایت روزنامه‌ای از پیشنهادهای امریکایی به رئیس‌جمهوری ایران

در آستانه دور جدید مذاکرات هسته‌ای که قرار است نگارش متن توافق جامع بین دو طرف در آن آغاز شود، روزنامه‌ها به محتوای این توافق پرداخته‌اند. این در حالی است که یک‌ روزنامه‌‌ از پیشنهادهای اقتصادی آمریکا به ایران خبر داده است. ابعاد گوناگون ارسال فهرست بدهکاران بانکی به قوه قضائیه، دیگر مطلب مهم روزنامه‌های سه‌شنبه است.

روایت روزنامه‌ای از پیشنهادهای امریکایی به رئیس‌‌جمهوری ایران

اعتماد در مطلبی با تیتر «پیشنهادهای امریکایی به رئیس جمهوری ایران» نوشته است: «دلواپسی»‌های داخلی هنوز نتوانسته اشتیاق شرکت‌های خارجی و علی الخصوص امریکایی‌ها را برای حضور در بازار ایران کم کند. تنها یک روز پس از تجمع «دلواپسان هسته‌ای» در سفارت سابق امریکا منابع بین‌المللی از یک پیشنهاد جدید اقتصادی امریکایی‌ها برای دولت ایران رونمایی کردند: سرمایه‌گذاری شرکت کرایسلر در ایران؛ پیشنهادی که گفته می‌شود از طریق کانال‌های دیپلماتیک به رئیس جمهوری ایران منتقل شده است. این یعنی سنگین‌تر شدن گزینه‌های اقتصادی روی میز دولت یازدهم. بعد از توافق ژنو اول سرمایه داران فرانسوی بودند که چمدان سفر به تهران را بستند تا بلکه بتوانند سرمایه‌های خود را در آینده راهی بازار ایران کنند. بعد از آن هم کره‌ای‌ها و آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها آمدند.

اما در این میان چیزی که برای بازار ایران بیش از همه هیجان برانگیز بوده، اعلام آمادگی شرکت‌های امریکایی برای پر کردن جای خالی ۳۵ ساله‌شان است. تندروهای دو طرف خیلی تمایل به گشوده شدن باب روابط مستقیم ایران و امریکا ندارند. گر چه دوران «نه» گفتن‌های مکرر ایران در جریان مذاکرات هسته‌ای با پایان عمر دولت دهم تمام شد اما افق آینده هنوز آنچنان شفاف و روشن نیست. فعلا در میانه روابط متزلزل و همچنان «غیر حسنه» ایران و امریکا تنها یک «امید» به آینده عامل پیشبرد مذاکرات است، امید، که معلوم نیست نهایتا چه بر سر آن خواهد آمد. در این فضای سیال و نامطمئن اما سرمایه‌های امریکایی با چه جراتی راه ایران را در پیش گرفته‌اند؟ این سؤالی است که افزوده شدن لیست شرکت‌های امریکایی مشتاق ورود به بازار ایران آن را اجتناب ناپذیر می‌کند.

شاید در میان پستی و بلندی‌های روابط ایران و امریکا همه واقعیت آن چیزی نباشد که به نظر می‌رسد قابل رویت است. اینجا تنها چیزی که می‌تواند به عنوان نخستین جواب به سؤال یاد شده مطرح شود، یک چیز است: دیپلماسی پنهان. آیا تلاش‌های دیپلماتیک روابط ایران و امریکا چیزی بیش از رویدادهای رسمی است؟ احتمال دارد. منابع غربی اسفند ماه گذشته گزارش داده بودند که بیژن زنگنه در جریان اجلاس داووس مدیران بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی امریکا را گردهم آورد و قراردادهایی به آن‌ها پیشنهاد کرد که با قرارهای قبل، از نظر سود و جذابیت بسیار متفاوت بود. این موضوع نه تنها هیچ گاه مورد تکذیب وزارت نفت قرار نگرفت بلکه بعد از آن علی ماجدی، معاون بین‌الملل وزارت نفت هم تصدیق کرد که مذاکراتی غیر رسمی در جریان اجلاس داووس بین ایران و شرکت‌های نفتی امریکایی انجام شده است.

این شاید تنها نمونه‌ای از «دیپلماسی پنهان» ایران و امریکا در ماه‌های گذشته باشد. روزنامه فیگارو دو روز پیش از قول یک منبع غربی در تهران گزارش داد که «در ماه فوریه، ده‌ها تن از رؤسای دانشگاه‌های امریکایی از بهترین دانشگاه‌های ایران، ازجمله دانشگاه صنعتی شریف تهران، بازدید به عمل آوردند. این هیأت امریکایی علاوه بر دیدار با وزیر آموزش و پرورش و محمد نهاوندیان مشاور اقتصادی رئیس جمهور با حسن روحانی ملاقات کردند».

این روزنامه تأکید کرده که این اقدام سه هفته پس از آن برای ایرانی‌ها نتیجه داد؛ جایی که دولت امریکا محدودیت ادامه تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های امریکایی را لغو کرد. همچنین گفته شده که ایران یک «بسته بزرگ» برای ایالات متحده کنار گذاشته تا قدری از تنش روابط که همچنان در کنگره در رابطه با لغو تحریم‌ها علیه ایران به چشم می‌خورد، کاسته شود و علاوه بر آن نامه‌هایی درخصوص آغاز همکاری در بخش‌های هوایی و نفتی رد و بدل شده است. تحولات رخ داده در روابط اقتصادی دو کشور شاید بتواند به اثبات این ادعا کمک کند. از یک سو قطعی شدن حضور دوباره بویینگ در ایران و از سوی دیگر اتفاقات اجلاس داووس و اقدامات وزارت نفت می‌تواند اثباتی باشد بر همین ادعا.

در ‌۳۵ سال اخیر ایران بار‌ها بوده که دیپلماسی پنهان دولت‌ها به فراخور تحولات آشکار شده است. جریان مک فارلین در دهه ۶۰ و سفر علی اکبر ولایتی به فرانسه و دیدار با «ژان دیوید لویت» مشاور ویژه دیپلماتیک سارکوزی در سال‌های اخیر شاید دو نمونه از این اقدامات باشد. در نخستین ماه‌های عمر دولت یازدهم، تهران مقصد برخی سفرهای دیپلماتیکی بود که گفته می‌شد با هدف ارسال پیام بین ایران و امریکا انجام شده است. اواخر مرداد ۹۲ جفری فلتمن، معاون سیاسی دبیرکل سازمان ملل متحد که یک دیپلمات برجسته امریکایی است، با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد.

دفتر اطلاع رسانی سازمان ملل در تهران پس از دیدار فلتمن با مقام‌های ایرانی اعلام کرد که بر اساس خواسته میزبان، او درباره مسائل دیگر هم صحبت شده است. پس از او هم سلطان قابوس راهی تهران شد تا همگان فرضیه میانجیگری عمان در روابط ایران و امریکا را مطرح کنند. چه آنکه وزیر خارجه این مسأله را که سلطان قابوس پادشاه عمان حامل پیام‌هایی از امریکا برای ایران بوده رد نکرد.

بلافاصله بعد از آن هم سفر ولفگانگ آمادنوس برولهارت، مدیرکل خاورمیانه وزارت امور خارجه سوییس که حافظ منافع امریکا در تهران است، گمانه زنی‌ها را شدت بخشید. در‌‌ همان ایام‌گری سیک، استاد دانشگاه کلمبیا که سابقه‌ای طولانی از فعالیت در امور مربوط به خاورمیانه و به خصوص ایران دارد و در ۵ دولت عضو شورای امنیت ملی دولت امریکا بوده، گفت که «ایران و امریکا به کانال مخفی برای مذاکره نیاز دارند‌».

محورهای احتمالی توافق جامع هسته‌ای

شهروند به «نشانه‌هایی برای خوش‌بینی» در مذاکرات ایران و آژانس پرداخته و نوشته: مذاکرات تهران، نیویورک و وین که تقریبا به صورت همزمان برگزار می‌شود، امید به پیشرفت سریع در دستیابی به راه حل نهایی را افزایش داده است. به گزارش گاردین، تاکنون شرایط تعیین‌شده و مواضع نیز مشخص شده است. دشوار‌ترین بخش این روند از ۱۲ می‌ (۲۳ اردیبهشت) آغاز می‌شود. زمانی که مذاکره‌کنندگان ایرانی و غربی به همراه چین و روسیه در وین پای میز مذاکره می‌نشینند تا تدوین پیش‌نویس توافق‌نامه نهایی را با زبانی مشترک آغاز کنند. اگر آن‌ها موفق شوند، دستاورد دیپلماتیک بزرگی در زمینه جلوگیری از به راه افتادن جنگی دیگر در خاورمیانه و پایان دادن به مجادله هسته‌ای یک‌دهه‌ای ایران، خواهد بود. یکی از عمده‌ترین دلایل خوش‌بینی نسبت به حصول توافق نهایی، پایبندی طرفین به توافق هسته‌ای مقدماتی ژنو است که در ماه نوامبر (۳ آذر ۹۲) منعقد شد. ایران غنی‌سازی ۲۰‌درصدی را متوقف کرده‌است؛ موضوعی که مهم‌ترین نگرانی در برنامه هسته‌ای ایران به شمار می‌رفت. نیمی از ذخیره ۲۰۹کیلوگرمی اورانیوم غنی‌شده ۲۰‌درصدی نیز رقیق شده و مابقی نیز در سه ماه آینده به صفحه‌های سوخت تبدیل خواهد شد.

یک دلیل دیگر نیز برای امیدواری وجود دارد و آن افزایش شانس به نتیجه رسیدن در مورد مسأله رآکتور آب سنگین اراک است. تهران به روشنی می‌گوید برای بازطراحی این رآکتور و کاهش میزان پلوتونیوم تولیدی آن‌که یکی از نگرانی‌های گروه ۱+ ۵ به شمار می‌رود، آمادگی دارند. این‌که دو طرف در مورد یک مصالحه فنی در این زمینه اعلام آمادگی می‌کنند، موضوع بسیاری مهم و امیدوارکننده‌ای به شمار می‌رود. این مذاکرات دشواری‌های خود را نیز دارد. ایران هم‌ اکنون ۱۹‌هزار سانتریفیوژ فعال ارد که احتمالا باید تعداد آن‌ها را به ۶‌هزار دستگاه یا کمتر، کاهش دهد.

این موضوع احتمالا یکی از چالش برانگیز‌ترین مسائل مطرح در مذاکرات خواهد بود. از همین روی، برای این‌که بامداد ۲۱ جولای به یک تاریخ ماندگار در پرونده هسته‌ای ایران تبدیل شود، هم ایران و هم طرف‌های مذاکرات هسته‌ای با تهران، باید مانورهای دیپلماتیک گسترده‌تری انجام دهند.

در همین حال روزنامه جوان درباره «محورهای احتمالی توافق جامع هسته‌ای» نوشته: منابع مرتبط با تیم هسته‌ای مذاکره‌کننده می‌گویند، طرفین نه تنها بر سر رآکتور آب سنگین اراک به توافق رسیده‌اند، بلکه در برخی موارد دیگر نیز توافقاتی چشمگیر به دست آمده است. پیش‌تر علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی در آخرین روز‌های فروردین ۹۳ در گفت‌و‌گو با با برنامه «من طهران» شبکه العالم خبر داده بود که اختلاف بین ایران و ۱+ ۵ بر سر رآکتور آب سنگین اراک تقریبا حل و فصل شده و این رآکتور همچنان به عنوان یک رآکتور آب سنگین باقی خواهد ماند ولی تغییراتی فنی در آن به وجود خواهد آمد تا تولید پلوتونیم آن کاهش پیدا کند. حالا منابع مطلع با اشاره به ورود به مرحله نگارش متن، می‌گویند که این نشان می‌دهد که طرفین بر سر برخی مسائل دیگر نیز به توافق رسیده‌اند. یک منبع مطلع گفت، توافق جامع احتمالاً یک «توافق گام به گام» خواهد بود که ممکن است طبق آن، در فاصله‌های زمانی مشخص، برخی اقدامات مشخص انجام شود. به گفته او، به طور مثال، طرف ایرانی پذیرفته که طی یک دوره پنج ساله سطح غنی‌سازی خود را در میزان ۵ درصد کنونی حفظ کند و اورانیوم ۵ درصدی تولید شده نیز، ضمن استفاده در مواردی که تا کنون مورد استفاده قرار می‌گرفت، در رآکتور اراک (در حالت تعدیل یافته) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مجموعه اظهار‌‌نظرهای طرف‌های غربی و ناظران داخلی نشان می‌دهد که در این دوره ۵ساله، سطح نظارت‌های آژانس در وضعیت کنونی خود باقی خواهد ماند ولی بعد از پنج سال، به سطح اجرای پروتکل الحاقی خواهد رسید. منابع مطلع می‌گویند که افزایش نظارت‌های آژانس به سطح اجرای پروتکل الحاقی به خاطر این است که طرف مقابل پذیرفته که بعد از دوره پنج‌ساله، سطح برنامه هسته‌ای ایران (از‌جمله غنی‌سازی) نیز افزایش پیدا می‌کند. یک منبع مطلع در حالی که دوره زمانی توافق جامع را ۲۰ ساله دانست، تأیید کرد که مذاکراتی برای افزایش سطح غنی‌سازی ایران به ۲۰ درصد بعد از پنج سال انجام شده است.

در مقابل، طرف غربی متعهد می‌شود بخش‌هایی از تحریم‌ها که در دوره توافق ژنو به حال تعلیق در آمده، همچنان معلق بماند و ایران بتواند به بخش دیگر‌ی از دارایی‌های مسدود شده خود در خارج دسترسی داشته باشد. به گفته این منبع، مذاکراتی انجام شده تا امکان گشایش برخی کانال‌های مالی بانکی نیز برای ایران فراهم شود، ضمن اینکه دسترسی ایران به فناوری آب سبک نیز فراهم خواهد شد. به گفته این منبع، طرف ایرانی در عین حال پذیرفته که سایت فوردو به یک سایت تحقیق و توسعه تبدیل شود.




واژه کلیدی :پیشنهاد آمریکا به روحانی و واژه کلیدی :دلواپسی های داخلی و واژه کلیدی :شرکت کرایسلر و واژه کلیدی :نهاوندیان