جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳٩٢

  commentنظرات ( 0)

پس از 25 سال

پس از 25 سال جلال شهید در حالی از ابوالغریب به دامان خانواده اش برگشت که مادر صبورش آخرین لالایی فرزندش را با سوزی عاشقانه خواند صحنه ای که در تاریخ ثبت شد و نشان داد راه ایثار و شهادت هنوز باز است.حکایت بازگشتن پرستوهای عاشقی که پس از سالها کوچ غریبانه شان بار دیگر به آشیان بازگشتند حکایت غریبی است.

با بازگشت این بزرگمردان عرصه رزم و ایثار بار دیگر شمیم شهادت و از خودگذشتی در میان هیاهوی دنیای امروزی ما می پیچد و باز به خود می آئیم که بدانیم کسانی بودند و رفتند تا ما بمانیم.هر چند که پس از گذشت سالها و با هیاهوها و جنجالهای سیاسی و اجتماعی و دغدغه های خاص زندگی امروزی این نمادهای ایثار و از خود گذشتگی در افکار برخی از ما کمرنگ شده اند اما هنوز هستند کسانی که می دانند شهادت چیست و چه کسانی جان خود را برای رفاه و آسایش امروز ما فدا کردند.

یکی از این پرستوهای به خانه برگشته "شهید جلال رئیسی" است، شهیدی که با بازگشتش به خانه و وادع اش با مادر و پدرش خود را در تاریخ جاودانه کرد.



جلال شهید بعد از 25 سال از شهادتش در منطقه عملیاتی ابوغریب سال گذشته به خانه اش برگشت و شگفتی خلق کرد.

جلال شهید پس از سالها دوری از خانواده به آرامی در آغوش مادرش آرام گرفت و مادر پس از سالها سکوت و چشم به راهی جلال بر بالین پسرش رفت کنارش نشست و در مقابل چشمان بهت زده حاضران جلال را در آغوش گرفت و شروع به لالای خواندن کرد.

مادر جلال با آرامشی خاص و چشمانی اشک بار به آرامی چندین دقیقه پیکر پسرش را در آغوش گرفت و به لهجه محلی و ساده اش گفت: "للم لالا کجا بیدی".

لالایی های مادر برای فرزندش پس از 25 سال همچنان اشکها را جاری می کند و دلها را به یاد شهدایی چون جلال می اندازند به یاد مادرانی صبور که فرزندان خود را برای دفاع از دین و آئین خود فرستادند و هم اکنون خود در اوج گمنامی در روستایی دور افتاده زندگی می کنند و چشم به راه فرزندشان هستند و درنهایت آرزویشان همچون مادر جلال عزیزمان لالایی از ته دل است. لالایی که در تاریخ ماندگار شد. اینکه بگویند "بچه ام بخواب، کجا بودی"




مادری که صبورانه 25 سال برای خواندن آخرین لالایی فرزندش در انتظار ماند، مادری از جنس مردمان محروم درد کشیده جنوب کرمان که اشکانش در سکوت ریخت.

جلال بار دیگر آمد که به جوانان امروز به اقشار مختلف مردم و مسئولان بگوید برای چه رفته است و هنوز هم زنده است و راهش ادامه دارد.

جلال آمد که بگوید امروز که با هجوم فرهنگ غرب مواجه هستیم امروز که بنا به گفته برخی آمار شاهد بروز ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی هستیم برای رهایی از این موانع تنها یک راه داریم و آن هم راه جوانی ساده اما با تقوا بود که 25 سال قبل رفت و امروز بازگشته تا بگوید این راه تنها راه جاودانه ماندن است.

آمدنش غریبانه و در عین جال زیبایش شاید تلنگری باشد به ما که امروز در هیاهوی زندگی فانی گم شده ایم.

آمدنش این تلنگر را به مسئولان فرهنگی می زند که فرهنگ دفاع مقدس که مملو از ایثار و از خودگذشتگی و تلاش است تنها راه رهایی از بی راه هایی است بر سر راه اجتماع امروزی قرار می گیرد.

و در نهایت این سوال مطرح می شود که تا کنون برای حفظ و گسترش فرهنگ شهادت به جوانانمان چه کرده ایم که در نهایت در مقابل جلالها و مادرانشان شرمنده نمانیم.
خبرنگار جیرفت سی تی نیز در راستای زنده نگه داشتن و ترویج فرهنگ ایثار و جهاد در راه اعتلای همه جانبه ایران اسلامی از این مطلب استفاده کرد تا ضمن زنده نگه داشتن یاد شهیدان هشت سال دفاع مقدس خطاب به نویسندگان و تصویرسازان یادآوری کند که هیچ چیز بالاتر از هنر سینما و عکس نمی تواند در زمینه ترویج این فرهنگ موثر باشد. خاک پای همه جهادگران و ایثارگرانی که در راه اعتلای این آب وخاک و مذهب شیعه و سنت پیغمبر گام برداشتند و هم اکنون نیز .... سلام بر شهیدان راه حق و حقیقت و آزادی به خصوص شهید مظلوم علی بینا. 



واژه کلیدی :لالایی مادر و واژه کلیدی :شهید مظلوم علی بینا و واژه کلیدی :شهید جلال رئیسی و واژه کلیدی :لالایی ماندگار