جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٢

زندگی نامه ، سوابق مدیریتی، سیاسی و اجرایی مهندس اسحاق جهانگیری

اسحاق جهانگیری در سال 1336 در کوهشاه در شمال شرق استان هرمزگان متولد شد . وی وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی و داوطلب نمایندگی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران است.

 زندگینامه

اسحاق جهانگیری در سال 1336 در کوهشاه در شمال شرق استان هرمزگان مکانی در حد فاصل جیرفت و اسفندقه و بافت در خانوده ای عشایری  متولد شد. پدر وی کارگر معدن کرومیت آبدشت اسفندقه جیرفت بود. جهانگیری پس از پایان تحصیلات متوسطه، در دهه 50 خورشیدی (رژیم سابقه)در دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی فیزیک و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع شد.

سابقه اجرایی

1358 شروع کار بعد از پیروزی انقلاب با کار در جهاد سازندگی ریگان بم، بعد از مدتی به عنوان مسئول جهاد سازندگی جیرفت مشغول بکار شد به عضویت شورای مرکزی استان کرمان منصوب شد و تا اواسط 1363 در جهاد سازندگی این استان  مشغول بود.

1363 - 1366 نماینده مردم شریف و نجیب و قدر شناس جیرفت در دور دوم مجلس شورای اسلامی

1367 - 1370 باز هم از سوی مردم شجاع، و قدر شناس جیرفت بعنوان نماینده در سومین  دوره  مجلس شورای اسلامی

با آن همه خاطراتش حاضر شد. اما متاسفانه با وجود اینکه نامبرده بعنوان چهره ای ملی مطرح بود، کج سلیقه ها کاری کردند که مردم جیرفت از وجود او در مجلس چهارم بی بهره شدند. آنها همین راستی های امروز که بزرگ آنان به حضرت آقای هاشمی گرویده (هم اکنون) می باشند.

1371 - 1374 استاندار اصفهان،1376 - 1379 وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی،1380 - 1384 وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی،عضو هیأت علمی بنیاد باران،اصلاح طلبان و اصولگرایان از دیدگاه جهانگیری پاره ای از نظرات اسحاق جهانگیری که در مصاحبه های مختلف بدانها پرداخته است اشاره می شود.

اصلاح طلبان فاقد رهبر نیستند

تبلیغات موجود این دو سه ساله این بود که اصلاح‌طلبان فاقد رهبر هستند، فاقد سازماندهی و تشکیلات هستند. اما انتخابات مجلس نهم نشان داد که اصلاح‌طلبان حتی اگر نخواهند در انتخابات کاندیدا معرفی کنند، همین مهمترین موضوع کشور می‌شود و اکثریت اصلاح‌طلبان از آن تصمیم تبعیت می‌کنند. یا شرکت نمی‌کنند و کاندیدا نمی‌شوند یا حرفی نمی‌زنند. انتخابات مجلس نهم اتفاقاً قدرت عملیاتی اصلاح‌طلبان را نشان داد. حتی کسانی که مدافع شرکت بودند، سکوت کردند تا برای حفظ جمع، حرکتی نکنند.

اصلاح طلبان پیکره ای از نظام جمهوری اسلامی هستند

اصلاح‌طلبان پیکره‌ای از نظام جمهوری اسلامی هستند. در واقع مجموعه‌ای هستند که می‌خواهند در چارچوب نظام فعالیت کنند و به هیچ وجه به دنبال براندازی نیستند.

اکثریت اصلاح طلبان قائل به شرکت در انتخابات هستند

در این مجموعه دو تفکر برای انتخابات وجود دارد. یک عده معتقدند که به دلایلی نباید در انتخابات شرکت کرد. بیشتر می‌گویند که ساز و کار انتخابات به گونه‌ای است که ما نباید شرکت کنیم. نمی‌خواهم اسمی از افراد یا گروه‌ها ببرم. در مقابل این افراد، جمع دیگری هستند که اکثریت اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهند، می‌گویند ما قبول داریم کشور با مشکلاتی روبه‌رو است و قبول داریم در داخل محدوده نظام باید فعالیت کنیم. پس برای ورود به حاکمیت باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنیم تا بتوانیم سرنوشت مردم را تغییر بدهیم. ما باید برنامه‌های خودمان را ارائه کنیم. حالا مردم یا به ما رأی می‌دهند یا نمی‌دهند. ما نباید از آگاهی بخشی به جامعه غفلت کنیم. باید از فرصت انتخابات، برای نقد وضعیت موجود و نقد اصولگرایانی که هشت سال تمام نهاد‌ها را در اختیار داشتند استفاده کنیم و برنامه‌های خودمان را نیز اعلام کنیم.

 پرونده اصولگرایان چگونه است؟

باید گفته شود که اصولگرایان این هشت سال کشور را از چه نقطه‌ای به چه نقطه‌ای رسانده‌اند. تاکید کنیم وضعیت اقتصادی ما چه بود و اکنون چگونه است. سیاست خارجی سیاست تهاجمی آقایان چه ضرر‌هایی برای کشور داشته. حاصل این هشت سال ریاست جمهوری و قبل از آن مجلس هفتم و اکنون هشتم و نهم چه بوده. چه کار کردند برای مردم. آیا وضع مردم بهتر شده است؟

مدیریت کشور دارای اشکالات فراوان است

اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان ریشه‌دار که قبلا نامش خط امام بود و بعد اصلاح‌طلب شد، ممکن است در مقاطعی دچار مشکلاتی شده باشد. این نیز اشکالی ندارد. مگر یک جریان سیاسی می‌تواند اشتباهاتی نداشته باشد؟ اصولگرایان هم اشتباهات زیاد و بزرگی داشته‌اند. حتی مدیریت کشور نیز دچار اشکالات فراوان است. پس اصلاح‌طلبان نیز مبرا از اشکال نیستند.

 مواضع گروههای تندرو ربطی به اصلاحات ندارد!

از سال 76 تاکنون اگر بررسی کنیم حتماً اشکالاتی را می‌بینیم. ولی مجموعه اصلاح‌طلبان، پیکره‌ای از نظام هستند و آنها را نمی‌توان جدا دید یا جدا کرد و گفت که نظام به اینها ربطی ندارد و اینها به نظام ربطی ندارند. اما در این میان افراد دیگری به میدان آمدند و مواضعی اتخاذ کردند که مواضعشان، به هیچ دلیلی ربطی با مواضع اصلاح‌طلبان نداشت و هزینه‌های سنگینی را بر ما متحمل کردند. اینها اصلاح‌طلب نبودند. حرفشان، حرف ما نبود. اما لباس اصلاح‌طلبی بر تن کردند. تندرو‌های جناح اصولگرا نیز به عمد آنها را اصلاح‌طلب نامید تا به خواسته‌های خودش برسد. اصلاح‌طلبان باید می‌آمدند و می‌گفتند که این افراد اصلاح‌طلب نیستند و در هیچ گروهی نیز نبودند و هیچ کار اصلاح‌طلبانه‌ای نیز کرده‌اند.

 مطرح شدن افراد درجه دو به عنوان نامزد اصلاح طلبان

اتفاق دیگری که در این انتخابات رخ می‌دهد، این است که افرادی که برای کاندیداتوری مطرح شده یا می‌شوند، افراد رده دوم اصلاحات هستند. در دفعات قبل، افراد نسل اول اصلاحات مانند آقایان هاشمی، مهندس موسوی، خاتمی و کروبی مطرح بودند. این بار از افراد نسل اول اصلاحات کسی کاندیدا نمی‌شود. پس در آن دوره‌ها، احزاب سریع تصمیم‌گیری می‌کردند ولی برای انتخابات ریاست جمهوری جدید، اگر نسل اول به صحنه نیاید، نسل دوم به صحنه می‌آید. نسل دوم افراد وسیع‌تری دارد.

 باید فضای بی اخلاقی و تهمت ها جمع شود

در بحث سیاست باید این فضای بی‌اخلاقی و تهمت زدن‌ها جمع شود. باید افراد آزاد باشند و بتوانند به راحتی نقد کنند. یک استاد دانشگاه بیاید در حین درس سیاست‌های اقتصادی یا حتی سیاسی دولت را نقد کند. ظرفیت دولت نیز باید افزایش پیدا کند. دولت باید همراه منتقدان باشد. از آنها مشاوره بگیرد و به آنها کمک کند. بخش خصوصی را تقویت کند.

 نباید منتقدان را خانه نشین کرد

البته قرار نیست که وقتی دولتی اصولگرا بر سر کار می‌آید، اعضای اصلاح‌طلب داشته باشد. برای اصلاح‌طلبان نیز همین موضوع حاکم است. اما نباید منتقدان را تاراند و خانه‌نشین کرد. الان وضع این چنین است، باید تحمل حاکمیت افزایش یابد و از تمام سرمایه‌های کشور استفاده کند. پس در آن صورت، دولت می‌تواند مشکل یارانه‌ها را حل کند. البته نه با حذف، بلکه به طرق دیگر. مردم نباید احساس کنند با آمدن دولت جدید چیزی از سفره آنها کم می‌شود. بلکه باید حس کنند که وضع سفره آنها بهتر می‌شود و چیزی به آن افزوده خواهد شد.

 هزینه فعالیت سیاسی زیاد شده است

هزینه فعالیت سیاسی زیاد شده و این یک آسیب جدی است. در چنین شرایطی حزب کارگزاران دو کار می‌توانست انجام بدهد. یا بیاید و فعالیت کند و نسبت به اتفاقات بیانیه بدهد و موضع بگیرد که این نه به مصلحت اعضای حزب بود و نه به مصلحت نظام. چون نظام زمانی به هر دلیلی با یک چالش روبه‌رو شد، راهکار‌هایی برای آن چالش داشت که ممکن است ما آن راهکار‌ها را نمی‌پذیرفتیم و نمی‌پسندیدیم، اما بالاخره مدیریت بحران شیوه‌اش چنین بود. ما خصوصی هم گفتیم که این روش مدیریت برای دفع یک بحران درست نیست. بحران را می‌توان به روش دیگری مهار کرد. اما آنها فقط آن روش را بلد بودند. پس نتیجه آن روش این بود که فضای کشور به شدت امنیتی‌تر شود. در یک فضای امنیتی نیز هزینه فعالیت سیاسی افزایش می‌یابد. کارگزاران نیز نمی‌خواست هزینه‌ای را به اعضای خود تحمیل کند.

بخش زیادی از فضای امنیتی برطرف شده است

به نظرم بخش زیادی از فضای امنیتی برطرف شده ولی اگر می‌خواهیم که فضای انتخابات با شکوه و شور انگیز باشد باید این فضای امنیتی کامل برطرف شود. چون پروسه انتخابات، یک شبه یا یک هفته‌ای نیست. یک سال کشور درگیر آن است. نمی‌توان با بستن فضا، به دنبال برگزاری انتخابات پرشور بود. باید گروه‌ها و احزاب احساس کنند که می‌توانند وارد میدان شوند و نقد کنند. جلسات خود را برگزار کنند. کنگره بگذارند. باید این فضا ایجاد شود. الان این فضا به‌طور کامل وجود ندارد و وقت به سرعت در حال سپری شدن است.

 موتوری که هنوز خاموش است

موتور اصلاح‌طلبان هنوز خاموش است. هر گروهی برای خودش یک موتور محرک دارد. این موتور‌ها که روشن شود ناگهان یک موج راه می‌افتد موتور اصلی و محرک اصلاح‌طلبان، دانشجویان و دانشگاه‌ها بودند. این موتور الان کار نمی‌کند.

 عده ای از طرف حاکمیت صحبت می کنند

در کشور یک عده‌ای هستند که از طرف حاکمیت حرف می‌زنند اما هیچ کاره هستند اینها آنچنان تند حرف می‌زنند که گویی، حرف آنها حرف حاکمیت است در صورتی که نیست. آنها هیچ کاره هستند می‌گویند که اصلاح‌طلبان باید بیایند توبه کنند یا در صف بایستند و از گذشته ابراز پشیمانی کنند. کی گفته این حرف حاکمیت است؟ کسانی که با سران نظام و شخصیت‌های ارشد کشور در ارتباط هستند می‌دانند این حرف حاکمیت نیست.

 رهبری با آمدن اصلاح طلبان مشکلی ندارند:

آقای هاشمی رفسنجانی که ملاقات‌های منظمی با مقام معظم رهبری دارند؛ می‌گفتند که رهبری نه تنها با آمدن اصلاح‌طلبان به انتخابات مخالفتی ندارند، حتی اگر اکثریت مجلس را هم بگیرند مشکلی نیست؛ ولی وقتی این مطلب به اصلاح‌طلبان رسید نزدیک ایام ثبت نام بود امکان گفت‌وگو و تصمیم‌گیری برای اصلاح‌طلبان نبود.

 مگر می شود رای نداد؟

{بازتاب رای دادن خاتمی در انتخابات مجلس} علتش این بود که آقای خاتمی زمینه‌سازی نکرده بود. فضا به گونه‌ای ترسیم شده بود که گویی ایشان در انتخابات رأی نمی‌دهد. مگر می‌شود کسی هشت سال رئیس‌جمهور باشد، وزیر باشد، وکیل باشد، بعد در انتخابات شرکت نکند؟

 دشوارترین و خطیرترن دوران جمهوری اسلامی

من فکر می‌کنم یکی از دشوارترین و خطیرترین دوران جمهوری اسلامی ایران، همین مقطعی است که در آن قرار گرفتیم. ما در دوران‌هایی با فشارهای خارجی یا جنگ روبه‌رو بوده‌ایم، ولی در این دوره‌ها در مسائل سیاسی داخلی مشکل نداشتیم. یا زمانی در مسائل اقتصادی شرایط سختی را سپری کردیم، اما در مسائل سیاسی داخلی و بین‌المللی مشکل جدی قابل توجهی نداشتیم.

متاسفانه در مقطع کنونی در همه زمینه‌ها با چالش‌های جدی مواجه هستیم و این چالش‌ها با یکدیگر همپوشانی پیدا کرده و روی هم قرار گرفته‌اند. به همین دلیل شاید در خطیرترین دوران قرار داشته باشیم. در شرایط فعلی ما در فضای بین‌المللی با تحریم‌های ظالمانه جدی روبه‌رو هستیم و دشمنان به حدی جسور شده‌اند که با واژه‌های بسیار تند علیه حکومت و نظام صحبت و ما را تهدید می‌کنند؛ به‌گونه‌یی که مسوولان داخلی وادار به عکس‌العمل در مقابل آنها می‌شوند.

 شکاف های عمیق بین جریانات سیاسی

در فضای سیاست داخلی شکاف‌های عمیقی بین جریانات سیاسی پدیدار شده است؛ حتی بین گروهی که حاکم هستند نیز شکاف‌هایی مشاهده می‌شود. اقتصاد کشور نیز با بحران جدی روبه‌رو است؛ به طوری که فشار زندگی بر مردم بسیار سنگین شده و از طرفی، در اقتصاد کلان کشور، به علت عدم سرمایه‌گذاری‌های مناسب در طول سال‌های گذشته، امروز موضوع بیکاری و تورم و نیز عقب‌ماندگی توسعه کشور نسبت به کشورهای همسایه به مشکل جدی تبدیل شده است. در حوزه فرهنگ نیز همین‌گونه است. همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام، بالاخره جامعه‌یی که مدعی بود می‌خواهد ارزش‌های اسلامی را مستقر کند، متاسفانه موضوعاتی، همچون دروغ و تهمت، سکه رایج شده است. ارزش‌های اخلاقی، بزرگ‌ترین رسالتی است که حکومت دینی هدف قرار داده، اما متاسفانه در مقطعی قرار گرفتیم که رذایل اخلاقی پررنگ شده و ارزش‌های اخلاقی به انزوا کشیده شده و اینها چالش‌هایی جدی است.

 آزادی موسوی  و کروبی آرزوی همه!

این آرزوی قلبی هر چهره انقلابی اصلاح‌طلب و بعضا غیر اصلاح‌طلب است که حصر آقای موسوی و آقای کروبی به پایان برسد. باید پیگیری کنیم. باید دنبال کنیم، مذاکره کنیم و همین طور زندانیانی که مربوط به انتخابات هستند. بالاخره این مساله همواره به عنوان یکی از مطالبات جریان اصلاح‌طلب است.

 رقابت اصلی

تصورم این است که رقابت اصلی بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان است، چون این جریان‌ها، جریان‌های ریشه‌دار هستند و به قول یکی از دوستان، تیم استقلال و پیروزی از قبل از انقلاب بود و هنوز هم هست، در مقطعی یکی از این تیم‌ها از دسته اول حذف می‌شد و به دسته پایین می‌رفت اما طرفداران تیم را رها نکردند و فکر می‌کردند باید آنقدر برایش تلاش کنند که به دسته اول برگردد. من فکر می‌کنم در سیاست هم همینطور است یعنی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان دو جریان اصلی کشور هستند البته جریان مستقل‌ها از مدتی قبل شکل گرفت که آنها هم به تدریج در حال شکل گرفتن در قالب جریان دیگری هستند. برداشت من این است که رقابت اصلی بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان خواهد بود.




واژه کلیدی :زندگی نامه اسحاق جهانگیری و واژه کلیدی :معاون اول حسن روحانی و واژه کلیدی :اسفندقه