جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

ماموریت جدید

اکنون که به لطف الهی و پس از گذراندن ایام سال نو در کنار خانواده و با پایان یافتن مرخصی پانزده روزه ، برای گذراندن دوران باقی مانده محکومیت خود عازم زندان اوین هستم ، ضمن عرض تبریک سال نو به همه دوستان و عزیزان و آرزوی موفقیت و شادکامی برای ملت ایران در سال جدید ، چند نکته را به اختصار یادآوری می نمایم.

1- من خود را زندانی جمهوری اسلامی ندانسته و گذراندن دوران محکومیت را ماموریتی جدید برای خود تلقی می کنم. من در گذشته و در دورانی نسبتا طولانی این توفیق را داشته ام که در عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی ،طراحی و اجرای طرح های  توسعه اقتصادی و قانونگذاری تجربه های فراوانی بیاموزم ، ولی هیچگاه از کارکرد نهادهای امنیتی و قضایی اطلاعی نداشته و در این عرصه فاقد هر گونه تجربه ای هستم ، لذا دوران محکومیت را یک ماموریت و فرصت برای شناخت کم و کیف کارکرد نهادهای امنیتی و قضایی دانسته –البته در آن طرف میله ها - و انشاالله تلاش خواهم کرد درس هایی را بیاموزم .شاید برای یک مدعی سیاست ورزی که علاقمند است عمر و سرمایه خود را برای اعتلای ایران و اصلاح امور جامعه صرف کند ، درک نکردن کارکرد دستگاه های مهم امنیتی وقضایی ونیز زندان و موقعیت سخت محکومان عادی و سیاسی و چگونگی مراعات حقوق آنان یک ضعف بزرگ تلقی شود.

2- حکم محکومیت صادره علیه من از لحاظ ظاهری بدین گونه است که در پی  انتشار مصاحبه ای با سایت خبری عبور که در سایر سایتها هم انعکاس یافت و شکایت دادستان محترم عمومی و انقلاب اسلامی تهران ( جناب آقای جعفری دولت آبادی ) و تشکیل پرونده وبه دنبال آن رسیدگی در دادسرا ، دادگاه بدوی و تجدید نظر ، در نهایت اینجانب به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی " به یک سال حبس تعزیری و محرومیت به مدت شش سال از شرکت در احزاب و موسسه هایی که به فعالیت سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی فعالیت می کنند محکوم شده ام. متن حکم دادگاه بدوی و تجدید نظر در سایت شخصی اینجانب وجود دارد و علاقمندان می توانند آن را مطالعه  کنند.

3- و اما باطن حکم از نظر من چیز دیگری است . همه آنچه که در ظاهر اتفاق افتاده است بهانه است ، اصل این است که اراده خداوند بر این قرار گرفته تا اینجانب یا برای کیفر گناهان آشکار و نهانی که دانسته و ندانسته مرتکب شده ام و یا در پاسخ به ظلم هایی که خواسته یا ناخواسته روا داشته ام و یا برای آزمایش و ابتلا و در صورت موفقیت در آن ،  رشد و تعالی و کسب مدارج بالاتر انسانی ، دچار این شرایط  گردیده و مقرر است تا دورانی را در زندان سپری کنم. بهر تقدیر امیدوارم با لطف خداوند و دعای خیر همه دوستان بتوانم با سربلندی از این مرحله عبور کنم.

4- در تاریخ سیاست ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب از اینگونه احکام سیاسی فراوان صادر شده است . چه بسا افرادی که از صدارت به زندان رفته و یا نادر افرادی که از زندان برای صدارت دعوت به کار شده اند.احکام سیاسی اصولا دارای اصالت نیستند بلکه برگی از برگ های مبارزات سیاسی بر سر اصول یا خدای ناکرده بر سر قدرت هستند. امیدوارم با رشد سیاسی ، کشور شاهد صدور اینگونه احکام نباشد.

5- از نظر من راه تعالی کشور، دفاع از جمهوری اسلامی اصیل بر اساس معماری حضرت  امام (ره) است . این راه به مثابه بزرگراهی است که می تواند با مشارکت آحاد ملت ، کشور را به توسعه یافتگی و عزت رسانده ، مردم را از مشکلات معیشتی و رفاهی رهایی بخشیده و انشاالله عدالت و آزادی را بر کشور حاکم سازد . سایر راهها با هر نام و تحت هر عنوان ، کوره راهها و یا کوچه های باریکی هستند که کشور را به بن بست رسانده  و یا هزینه های اداره آن را به حدی افزایش می دهند که سالها و بلکه دهها سال توسعه همه جانبه ایران را به عقب خواهند انداخت. امیدوارم بزرگان نظام و انقلاب با تبدیل منازعات به همکاری  ، یکدیگر را برای بازگشت کشور  به اصول مسلم انقلاب و اداره کشور در چهارچوب مقررات اسلام و با رای اکثریت مردم هموارنمایند .
زیبایی و طراوت روزی  که اکثریت و اقلیت در کشور احساس امنیت ، مشارکت و صمیمیت نمایند ،  قابل توصیف نیست.البته رسیدن به چنین فضایی هزینه های فراوانی داشته و اولین هزینه آن این است که علاقمندان به اسلام ، ایران و مردم نباید در هیچ شرایطی عرصه سیاسی را خالی و سیاست ورزی را به دلیل هزینه های آن ترک کنند .
والسلام  سید حسین مرعشی  15/1/1389

هر کجا هستی خدا نگهدارت باشد در این کشور یادگارهایی از خود برجایی گذاشتی که امیرکبیر نیز قادر به انجام آنها نبود.

تعطیلات نوروز امسال وقتی به ارگ جدید بم رفته بودم ، اشک بر گونه هایم  جاری شد. یادم آمد آن وقتها خبرنگاری که نه خبرنویسی بودم که برای پوشش دادن کلنگ زدن آغاز اجرای طرح ارگ جدید به بم آمده بودم تنها دو عدد کانکس بود یک دشت یا بهتر بگویم کویر لم یزرع بی آب و علفی ،با خودم گفتم : خدایا اینها دارند می گویند و من تنها نقل قول می کنم گناه از من نیست چونکه من یک خبرنگارم . به این علت که فکر نمی کردم حرف هایی را که آنان می گویند در این منطقه عملی شود. اما پس از گذشت دو سال مجددا قرعه به نام این حقیر افتاد و برای افتتاح به شهر بم رفتم. اما آنچه را که دیدم باور کردنی بود. همه چیز حتی بیش از آنچه قول داده بودند پیش رفته بود. آن روز خنده طبیعی را بر روی چهره های گرما سوخته مردم بم و تنی چند از اعضای هیات دولت که در آن آیین شرکت داشتند به خوبی مشاهده کردم.

امروز ارگ جدید به شهری که نه به تمدنی جدید تبدیل شده که اگر کارشکنی نمی شد به تنهایی قادر بود خلاء جمعیتی 300کیلومتری بم به زاهدان را با دیگر طرح های در دست انجام به خصوص راه آهنی که طرح آن را هاشمی داد برطرف کند.

   دراین مدت تنها ... بگذریم و بگذاریم حرفهایمان را برای بعد بزنیم ، نمی خواهم چون دل و جرات افرادی همچون سید را ندارم . خدا نگهدار آقا امام زمان باشد. سایه رهبر مستدام باد.




واژه کلیدی :ارگ جدید بم و واژه کلیدی :زندانی و واژه کلیدی :شادکامی و واژه کلیدی :زندان اوین