جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

مردم حرف آخر را زده اند/استراتژی هاشمی راهگشاست

حامد طبیبی: گویی تقدیر این بود که گفت وگو با سیاستمدار کارکشته اصلاح طلب در هفته گذشته امکان انتشار نیابد و در روزی بر صفحات «اعتماد» جای بگیرد که قرار گرفتن اخبار و عکس های دادگاه بازداشت شدگان روی چند خبرگزاری خاص در کنار بی اطلاعی نمایندگان مجلس و خانواده های آنها از روز دادگاه، فضایی خاص را ایجاد کرده است. گفت وگو با سیدحسین مرعشی در شرایطی انجام شد که نگرانی در خصوص وضعیت فعالان سیاسی اصلاح طلب بازداشت شده و کمبود تحلیل های جامع پیرامون آنچه بر انتخابات گذشت، سمت و سوی پرسش ها را مشخص می کرد. سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به دلیل نزدیکی سیاسی و خانوادگی به آیت الله هاشمی رفسنجانی، مرجع خوبی برای طرح انتظارات جامعه از رئیس مجلس خبرگان و واکنش های موافق و مخالف به خطبه های تاریخی نماز جمعه تهران به شمار می رود.

 

-در گفت وگوهای گذشته و برخی جلسات، جنابعالی و سایر فعالان سیاسی اصلاح طلب در خصوص احتمال انجام برخی سناریوها در فضای انتخابات از سوی برخی محافل هشدار می دادید اما به موازات آن اعتقاد داشتید به اندازه یی «درایت» در سیستم وجود دارد که مانع ماجراجویی آنها شود.آیا این امر اتفاق افتاد؟

یک ضرب المثلی در فرهنگ ما کرمانی ها هست که نمی دانم در بین شما تهرانی ها چگونه استفاده می شود. اینکه «سفره ننداخته، نه زشت است و نه جون». جون در اصطلاح کرمانی یعنی زیبا. این ضرب المثل بر این نکته تاکید دارد که وقتی نمی توان سفره یی زیبا انداخت، دلیلی وجود ندارد که سفره زشت انداخته شود و همان بهتر که اصلاً پهن نشود. با این «همسویی» کم نظیر جامعه و نخبگان حول محور مهندس موسوی بود که یک انتخابات کاملاً رقابتی و جدی رقم زده شد و مردم نظام را به اوج بردند اما ناگهان برخی از بالاترین ارتفاع، آن را بر زمین زدند و به کشور لطمه جدی وارد شد.

-اگر چنین فضایی را پیش بینی می کردید با مدلی شبیه انتخابات مجالس هفتم و هشتم که به دلیل رد گسترده صلاحیت نامزدهای شاخص اصلاح طلب، با حداقل پتانسیل وارد صحنه شدند، به حرکت سیاسی می پرداختید؟

بله، در انتخابات مجالس هفتم و هشتم همین اتفاق افتاد و با یک انتخابات کمرنگ از حیث مشارکت عمومی مواجه بودیم. به نظر من اتفاقات انتخابات دهم، مصداق همان سفره یی شد که کاش پهن نمی شد. به بیان دیگر کسانی که علاقه مند به بقای نظام هستند - که تعدادشان کم نیست - کاستی های نظام را ممکن بود تحمل کنند اما لطمه به آبرو و جایگاه آن را غیرقابل تحمل می دانند. کاستی با ضربه خوردن متفاوت است. اگر نظام قابل دفاع باشد کاستی های آن قابل تحمل و اصلاح است اما اگر قرار شد نظام رویه یی دیگر در پیش بگیرد و نیروهای مسلحی که تا امروز فرض بر این بوده که آنها مدافع استقلال، تمامیت ارضی کشور و حافظ امنیت مردم هستند به خیابان ها آمده و حوادث زننده یی رخ دهد که مردم در جریان آن هستند. اما اگر حیثیت داخلی و بین المللی یک نظام لطمه ببیند، نه دیگر امکان دفاع از آن وجود خواهد داشت و نه اساساً چنین شرایطی قابل دوام خواهد بود.

انقلاب مخملی اتهام بی مبنایی است

-تحلیلگران مستقل و منتقد وضع موجود بر این باورند که اتفاقات انتخابات امری قابل پیش بینی نبود و واکنش جامعه به آن، این مساله را اثبات می کند. توضیحات شما از زاویه نگاه اصلاح طلبان و مردم نبود. آنها می گویند هر چه بود به فرد مورد نظر اکثریت مردم یعنی مهندس موسوی امکان ورود به قدرت داده نشد. نگاه اصلاح طلبان به این مساله چیست؟

اگر از زاویه نگاه اصلاح طلبان به این اتفاقات بنگریم، برداشت خود من این است که آنچه حاصل شد، از رئیس جمهور شدن مهندس موسوی برای کشور بهتر است.

-اما این برخلاف تلاشی است که در یک سال گذشته در میان همه نیروهای منتقد صورت گرفت. چه توضیحی برای آن دارید؟

بله، ممکن است تحمل این حرف بسیار دشوار باشد اما در سوال قبلی شما به نکته درستی اشاره کردید و آن غیرقابل پیش بینی بودن این حجم از تخلفات و برخوردهای پس از آن بود که من براساس آن، تحلیل امروز خود را ارائه می کنم. من از زمانی که به عنوان یک عضو ساده جمعی از فعالان سیاسی ایران از انتخابات مجلس پنجم، وارد عرصه سیاست ملی شدم و حزب کارگزاران پایه گذاری شد تا امروز، همیشه یک دغدغه اصلی داشتم و آن اینکه خطری نظام را تهدید می کند؛ اینکه نظام به سمت تبدیل شدن به یک نظام بسته و تک صدایی حرکت کند.

-تحولات مقطعی که اشاره کردید - یعنی مجلس پنجم - دارای اهمیت زیادی از نظر تحلیلگران است. شما قبل از آن ضرورت کار تشکیلاتی را احساس نمی کردید؟

من در کرمان به طور جدی، درگیر مسائل سیاسی و اجرایی بودم اما از زمانی که به عنوان ریاست دفتر رئیس جمهور در دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی مشغول به کار شدم، روند تحولات را بیش از گذشته می توانستم بررسی کنم. در آن مقطع ما به دنبال فعال شدن بیشتر مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب برای انتخابات مجلس پنجم بودیم که به دلیل شرایط وقت، مجمع دلخوری هایی نسبت به شیوه های اداره کشور داشت و تنها سازمان مجاهدین انقلاب تصمیم به فعال تر شدن گرفت.

-به سوال قبل بازگردیم؛ به دغدغه خود نسبت به حرکت نظام اشاره کردید.

معتقد بودیم نظام تک صدایی ممکن است به دلیل شایستگی که در رهبران جمهوری اسلامی وجود دارد در کوتاه مدت به دیکتاتوری منجر نشود اما قطعاً در درازمدت، بستری را برای یک نظام کاملاً بسته ایجاد خواهد کرد. از نظر ما اساساً دوره ایجاد و استقرار دیکتاتوری های جدید در دنیا سپری شده است.

-چرا؟

به هر حال امروز انفجار در تبادل اطلاعات امری انکارناپذیر است. هرچقدر هم نظام ها بخواهند فضای دسترسی به گردش آزاد اطلاعات را محدود کنند، مردم به طرق مختلف آنچه بخواهند را به دست می آورند. سیستم های بسته فقط به ملت و کشور خود ضربه می زنند و بستر را برای نقش آفرینی بیگانگان فراهم می کنند.

-یکی از انتقادات اصلی مهندس موسوی و آقایان خاتمی و کروبی و همه اصلاح طلبان به روش پوشش دهی اخبار در رادیو و تلویزیون است و روش به کار گرفته شده در این رسانه را تبعیض آمیز و غیرحرفه یی می دانند. در حوادث اخیر عملکرد این رسانه در راستای مدیریت بحران تا چه حد موفق بود؟

نمونه بارز بسته بودن سیستم گردش اطلاعات به عملکرد رادیو و تلویزیون دولتی برمی گردد که من این روزها خیلی از بابت آن تاسف می خورم. انحصاری کردن رسانه بزرگی مانند رادیو و تلویزیون در یک سازمان و حکومتی کردن آن از یک سو و اعمال سیاست های بسته در این تنها رسانه دیداری و شنیداری از سوی دیگر، کشور و مردم را به نقطه یی رسانده که آنها را ناگزیر به انتخاب ساخته است یعنی یا باید به همین اطلاعات نادرست و دارای غرض سیاسی این رسانه اعتماد شود و خود را در دسترسی به اطلاعات سایر منابع، تحریم کنند یا اینکه باید پای شبکه هایی بنشینند که اگر برای ایران و مردم آن «خیر» هم بخواهند از زاویه منافع ملی آن کشورهایی است که رسانه های مذکور را اداره می کنند. نمی خواهم مانند برخی بگویم بی بی سی حتماً در حال توطئه است اما قطعاً به مسائل ایران از زاویه منافع انگلستان نگاه می کند. البته کارکرد هر رسانه یی به همین صورت است اما شکل پرداخت آن به اخبار و وقایع بسیار اهمیت می یابد.

VOA قرار نیست با هزینه مالیات دهندگان امریکایی اداره شود اما منافع آنها را تامین نکند. البته ممکن است برخی منافع میان مردم ما و آنها مشترک باشد اما زاویه نگاه آنها، «منافع ملی امریکاست». چه عملکردی از این نابخردانه تر که مردم را بین دسترسی به اطلاعات محدود یا اطلاعات مسموم ناچار به انتخاب کنید؟ حرف اصلی اصلاح طلبان از مجلس پنجم به بعد این بود که اگر سیستم به سمت تک صدایی برود از آن دیکتاتوری خارج خواهد شد.

-چرا آن مقطع؟ آیا علائم و نشانه های خاصی را ملاحظه می کردید؟

اساساً تشکیل کارگزاران سازندگی برای شکستن تک صدایی بود که برخی جریان های سیاسی احساس می کردند عده یی به استقرار آن علاقه مند هستند. آنها تک صدایی را از چندصدایی بیشتر می پسندیدند و خطر این مساله از سوی ما قابل نادیده گرفتن نبود. اما تا انتخابات اخیر، احزاب و گروه هایی که بعدها اصلاح طلب نام گرفتند نمی توانستند این نیت خیر خود را بیان کنند. شما اگر به صریح ترین و شفاف ترین سخنان آقای مهندس موسوی در مبارزات انتخاباتی اخیر بازگردید، می بینید ایشان می گوید در دولت نهم، قانون گرایی وجود ندارد و دولت قانون گریز شده است. وی می گوید رئیس دولت «دروغ» می گوید و البته کارآمد هم نیست. یعنی محورهای اساسی مورد بحث مهندس موسوی عدم صداقت، ناکارآمدی و قانون گریزی دولت است. فردی هم که مخاطب این حرف هاست آقای احمدی نژاد است. آقای موسوی بر حسب ظاهر رئیس جمهور نمی شوند و آقای احمدی نژاد با اختلاف رای بیش از 10 میلیون، به عنوان رئیس جمهور اعلام می شود.

اعلام این نتیجه آنقدر برای مردم - به ویژه در پایتخت و شهرهای بزرگ- بهت آور است و آنقدر این نتیجه از نظر اکثریت مردم با واقعیت ها فاصله دارد که مردم ایران چندقدم از همه سیاسیون جلوتر رفته و «حرف آخر» را می زنند.

-بر اساس چه معیاری می گویید مردم چند قدم جلوتر رفتند؟

اگر شعارهایی که در تجمعات اعتراض آمیز میلیونی مردم سر داده شد بررسی شود، می بینیم این شعارها خیلی از خواسته های مهندس موسوی و احزاب اصلاح طلب جلوتر است. من معتقدم حرفی را که فعالان سیاسی اصلاح طلب در «لفافه» می گفتند و برای بیان شفاف آن- بنا به دلایل مختلف به ویژه مصالح کلی مردم و کشور- ملاحظاتی داشتند، مردم ایران آن را با صدای بلند بیان کرده و اصلاً از سه، چهار روز بعد از انتخابات، خواسته عمومی ملت ایران هیچ یک از سخنان دوران تبلیغات انتخابات نیست. مردم مشکل و درد را شناختند.

-اگر این «درد» از زمان مجلس پنجم از سوی شما شناخته شد چرا برای درمان قطعی آن با مردم سخن نگفتید؟

چرا، در مقاطع بسیاری این کلام به شکل سربسته به مردم گفته شد. مانند اکثر سخنرانی های آقای خاتمی، نطق های اصلاح طلبان در مجلس ششم، هشدارهای انتخابات مجالس هفتم و هشتم و البته ریاست جمهوری نهم. اما همه ما به دلیل علاقه مندی به نظام سعی می کردیم با مسکن هایی این درد را آرام کنیم اما این بار مردم فریاد زدند و اعلام کردند مشکل را شناخته اند. اینکه مشکل کشور بسته بودن سیستم، صدا و سیمایی که به سانسور اخبار داخلی و خارجی دست می زند، تک صدایی و اعمال نظر افراد به جای نظم جمعی و تمکین در برابر قانون است. اینجاست که می گویم این امر مبارکی برای ایران است که حتی از رئیس جمهور شدن آقای مهندس موسوی نیز موثرتر است.

-اما نگاه بخش هایی از نظام با آنچه شما اعتقاد دارید که خواست عمومی مردم ایران است، متفاوت است.

افزایش مطالبات امر مبارکی است و مسوولان نظام به هیچ وجه نباید در خصوص آن واهمه داشته باشند. اگر مسوولان نشان دهند ظرفیت درک جامعه امروز ما را دارند، خودشان هم بزرگ می شوند و نظام حالت «استیبل» به خود گرفته و پایدارتر خواهد شد و می تواند سه دهه دیگر نیز اهداف خود را جلو ببرد. این امر مشروط به این است که مسوولان محترم نشان دهند می توانند ظرفیت جامعه امروز ما را مدیریت کنند.

-با توجه به آنچه رخ داد، این توانایی تا چه حد وجود دارد؟

من در این بخش ضعف های بسیار زیادی می بینم. به عنوان مثال اگرچه هنوز هیچ اسمی اعلام نشده و برخلاف رویه های مرسوم تهیه کنندگان یک اطلاعیه حاضر به قرار دادن امضای خود در پای آن نیستند اما اگر همان طور که گفته می شود 50 نفر از اعضای خبرگان این بیانیه را امضا کرده باشند، معنای آن این است که متوجه نشده اند راه دفاع از رهبری چیست و جامعه امروز ایران و مطالبات «متفاوت» آن را نشناخته اند.

-شما همچنان از واژه «اگر» استفاده می کنید. چهره های شاخص اصلاح طلب اعلام می کنند به طور واضح از انتخابات مجلس هفتم متوجه وجود درک نادرست از تمکین در برابر خواسته ملت شده اند و «خشت اول» اتفاقات ریاست جمهوری دهم در آن مقطع نهاده شد. فکر نمی کنید شرایط روشن تر از «اگر» گفتن است؟

دو بحث وجود دارد؛ ما به اجماعی ملی در میان نخبگان، روشنفکران، مراجع و علما، هنرمندان و عامه مردم نیازمند بودیم که نمی توانست هفت سال قبل اتفاق بیفتد. این امر باید به تدریج رخ می داد. نگاهی به صحنه سیاسی ایران بهتر این موضوع را روشن می کند. در خرداد 76 آقایان خاتمی و ناطق نوری با هم رقیب بودند اما در سال 88 مواضع بسیار نزدیکی به یکدیگر پیدا کرده و در انتخابات به دنبال یک هدف بودند. آقای عباس آخوندی در سال 76 به عنوان نماینده آقای ناطق در ستاد انتخابات کشور می نشست و آقایان محسن هاشمی، من و دیگر دوستان به عنوان نمایندگان آقای خاتمی در ستاد حاضر بودیم. امروز من و آقایان آخوندی، زنگنه، صفدرحسینی و... همه در یک جبهه فعال هستیم.

-این از دیدگاه شما نشانه شکل گیری اجماع مورد نظر شماست؟

بله، در یک مقطع تعداد فعالان سیاسی که احساس می کردند حرکت به سمت یک نظام بسته به سود کشور نیست محدود بود؛ جمعی متشکل از احزاب کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب و چند تشکل کوچک. در خرداد 76 این جمع بزرگ تر و در خرداد 88 به یک اجماع نسبی مبدل شد که نشانه های آن حتی در میان اصولگرایان معتدل قابل رویت است. امروز شناخت درد فراگیر شده است و در میان مردم نیز در مقطع انتخابات و بعد از آن به صورت «انفجاری» بروز کرد. اینکه می گویم «اگر» متوجه شوند، بحث من بخش هایی از حاکمیت است وگرنه در سمت احزاب اصلاح طلب، مردم، مراجع تقلید، علمای روشن بین، دانشجویان و استادان هیچ تردیدی در شناخت مشکل اصلی وجود ندارد؛ اینکه ایران دیگر طاقت سیستم بسته یی را که آقایان جنتی و محمد یزدی بخواهند برای آن تعیین تکلیف کنند، ندارد. امروز یک فرصت تاریخی در اختیار حاکمیت قرار دارد که باید به جای فکر کردن به ادامه سیستم فعلی، با نخبگان و بزرگان سیاست مورد اعتماد مردم به تعامل مستقیم بپردازد.

متاسفانه دیده می شود از واژه های تاریخ مصرف گذشته یی مانند «ساقط شدن بزرگان» استفاده می کنند اما به نظر من مسوولان نظام در معرض امتحان بزرگی قرار دارند. آنها می توانند برای تحقق اهداف ملی در یک فراخوان عمومی شخصیت های تاثیرگذار را به کار بگیرند و تلاش کنند از مسیرهای قانونی خواسته های مردم را محقق سازند.

-اما هسته اصلی جریان مورد اشاره شما نشان داده نیازی به شریک کردن افرادی که شما از آنها نام می برید، در اداره شرایط ایجاد شده بعد از انتخابات نمی بیند.

من بیانیه عده یی از اعضای خبرگان را به عنوان یک شاهد مثال آوردم تا به دیگران برنخورد. این بیانیه نشان می دهد درک روشنی از واقعیت های جامعه وجود ندارد و به همین خاطر، بیانیه از سوی برخی اعضای بلندپایه و دارای منزلت فقهی و اجتماعی این مجلس رد شد و نسبت به آن اعتراض کردند. آنها متوجه نیستند مردم از سخنان تکراری و شعارگونه از این دست عبور کرده اند و اگر این امر را درنیابند، عواقب آن گسترده تر از آن چیزی خواهد بود که این روزها اتفاق می افتد.

-موافق باشید به نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی بپردازیم. ناظران معتقدند در چهار سال اخیر و از مقطع بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم تاکنون، نگاه مردم به ایشان نگاهی مطالبه گراست. یعنی اعلام می کنند با توجه به ویژگی هایی که در آقای هاشمی وجود دارد، توقع همگرایی بیشتر با همه گروه های مرجعی که به آن اشاره کردید وجود دارد. آیا عملکرد ایشان که نقطه اوج آن را در نماز جمعه تاریخی تهران دیدیم، این تقاضای جامعه و سیاسیون را پاسخ می دهد؟

به نظر من در خصوص حرکت فعلی آقای هاشمی چند نکته مهم وجود دارد؛ نخست آنکه آقای هاشمی بخشی از ظرفیت های واقعی خود را نشان داد. اگر به تاریخ زندگی ایشان بازگردیم، جزء افرادی بوده که وقایع را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و بر اساس آن به خوبی حرکت خود را تنظیم کرده است.

او از آغاز حرکت انقلاب این تشخیص را داشته که می توان با محوریت یکی از مراجع بزرگ، حرکت کرده و نظام وقت را ساقط کرد. اگر به دوران بعد از انقلاب بازگردیم می بینیم آقای هاشمی همواره توانایی ایجاد موج در میان مردم و حتی روحانیون را داشته است. حضور آقای هاشمی در مجلس و ارتباط تنگاتنگی که با امام داشته، مجلس را به راس امور تبدیل می کند. این مجلس را آقای حدادعادل به راس امور تبدیل نکرد بلکه شخصیت آقای هاشمی در سال هایی که ساختارها هنوز شکل نگرفته بودند، آن را به جایگاه رفیعی مبدل ساخت. در دوران دفاع مقدس و پایان جنگ نیز نمی توان نقش ایشان را نادیده گرفت. نامه آقای هاشمی به مقام معظم رهبری که پیش از انتخابات منتشر شد، دارای جملات بااهمیتی است. اینکه می توان سرچشمه را با بیل گرفت اما وقتی که آب به راه افتاد، با «پیل» هم نمی توان آن را مهار کرد یا هشدارهایی درباره اینکه آتشفشان هایی را می بینند که به فوران نزدیک می شود، بسیار نامه دقیق و حساب شده یی بوده و از عمق شناخت ایشان از تحولات اجتماعی و سیاسی ایران و منطقه حکایت دارد. خطبه های نماز جمعه ایشان نیز در تداوم همین ایفای نقش طبقه بندی می شود. جالب اینجاست که آن چند عضو مجلس خبرگان به جای تجلیل از آقای هاشمی، آن بیانیه را صادر می کنند. آنها متوجه نیستند آقای هاشمی روحانیت و نظام را از رویارویی با مردم نجات داد.

-اما سخنان ایشان، موجی از انتقادات را در میان برخی جریانات سیاسی و حوزوی به دنبال داشت.

باید توجه داشت در این روزها همه از همراهی آقای هاشمی با مردم یاد می کنند اما من می گویم این همراهی با مردم - که شایسته، صحیح و لازم بود - بیش از آنکه با مردم باشد با نظام، رهبری و روحانیت بود. ایشان از نظام دفاع کرد و هنوز چند عضو خبرگان - که اعلام نمی کنند چه افرادی هستند - می گویند آقای هاشمی بیاید شفاف از رهبری دفاع کند. معنی این امر این است که تعریف آنها از دفاع، تعریف ناشیانه یی است یعنی اینکه رهبر انقلاب مطلبی را عنوان کنند و از فردای آن روز ائمه جمعه و جماعات و مقامات کشور بیانیه بدهند و تشکر کنند. این دفاع از رهبری نیست بلکه دفاع از خودشان است. آنها می خواهند خودشان را عزیز کنند و موقعیت خود را تثبیت کنند.

-از نظر شما دفاع آقای هاشمی مبتنی بر چه مولفه هایی است؟

بزرگ ترین دفاع از روحانیت و مرجعیت، تفکر امام و اصل نظام این است که امروز با مردمی که از رفتارهای ماموران حاکمیت عصبانی هستند، همراهی شود و آقای هاشمی طبق اعتقاد خود در این مسیر در حال حرکت است. ایشان نشان داد به مردم و کشور خود و نظامی که برای آن مبارزه کرده، به زندان رفته و سخت ترین شکنجه ها را گذرانده است و به دوست قدیمی خود که آقای خامنه یی است وفادار است. اما جنس وفاداری او متفاوت است؛ عمیق و عالمانه است و از سر درد، نه یک وفاداری تقلیدی و کورکورانه. او تفاوت خود را با سایر روحانیونی که دارای سمت های مختلف رسمی در نظام هستند نشان داد؛ اینکه روحانیت هنوز دارای ظرفیت هایی است که می تواند مردم آگاه و «متفاوت» سال 88 ایران را درک کرده و رهبری کند.

- تخریب آقای هاشمی موضوع تازه یی نیست؛ از نطق های تخریبی چهره های تندرو مجلس هفتم در انتخابات ریاست جمهوری نهم علیه آقای هاشمی، توزیع میلیون ها سی دی تخریبی، سنگ اندازی در مسیر ریاست خبرگان و... . اما در این دوره، تحلیلگران معتقدند عده یی دست به یک «انتحار سیاسی» علیه آقای هاشمی، خانواده ایشان و مدیران ادوار مختلف نظام زدند. چرا این اتفاق افتاد؟

به لحاظ تفکری و مبنایی، امروز فضای سیاسی ایران کاملاً دوقطبی شده است. در یک سو افرادی قشری، سطحی نگر، فرصت طلب، اهل معامله و مماشات و حفظ قدرت به هر قیمتی ایستاده اند و در سوی دیگر، مجموعه وسیعی از خردمندان و دلسوزان ایران قرار دارند که تا امروز، اکثریت قاطع آنها دفاع از ایران را در قالب «جمهوری اسلامی» و بدون ساختارشکنی پیگیری می کنند. ممکن است روزی این امکان از سوی مردم به طیف دوم داده نشود که به این شکل از کشور دفاع کنند و مطالبات جدی تری را از آنها بخواهند، اما تا امروز مجموعه گسترده یی از خردمندان کشور ایستاده اند و در برابر لطماتی که قشریون به خود، کشور و نظام وارد می سازند، مقاومت می کنند. امروز دو جبهه کاملاً متفاوت از لحاظ محتوا و ساختار فکری و خاستگاه در برابر هم صف آرایی کرده اند. من هنوز امیدوار و علاقه مند هستم مسوولان عالی رتبه نظام، تفاوت میان آقای سیداحمد خاتمی با آقای هاشمی را بفهمند و تصور نکنند آقای هاشمی انتقادی حرف زده و سیداحمد خاتمی با دادهایی که می زند در حال دفاع از نظام و رهبری است. من بدون آنکه بخواهم به طور مستقیم دلایل تخریب گسترده آقای هاشمی و طیف وسیعی از مدیران باکفایت نظام از سوی قشریون را تحلیل کنم- چرا که معتقدم اکنون اولویت های دیگری حول منافع مردم وجود دارد- به طور غیرمستقیم خواستار توجه به تفاوت ها هستم. باید این مساله درک شود که راه دفاع از نظام و ولایت، این قبیل کارهای سطحی قشری نگران نیست.

- در کدام چارچوب این دفاع منطقی است؟

دفاع امروز از نظام باید در قالب دفاع از حقوق ملت باشد. اگر مشروعیت نظام منشاء مردمی نداشته باشد، نظام باید به سمت موقعیتی حرکت کند که فقط به قوای امنیتی و نظامی متکی است.

- آقای هاشمی در دیدار با اعضای کمیسیون امنیت ملی، دستگیری خانم فائزه هاشمی، همسر و دختر شما را در راستای فشار بر خود ارزیابی کرده و از آن ابراز تاسف کرده بودند. همچنین دستگیری برخی اعضای حزب کارگزاران، نشست خبری که در قم توسط آیت الله یزدی فردای خطبه های آقای هاشمی برگزار شد و ... در این راستا ارزیابی شده است. از نظر شما اهداف این اقدامات چیست؟

ما هیچ انتظاری نداشته و نداریم که در خصوص ما با بقیه مردم و فعالان سیاسی تفاوت قائل شوند. به هر حال ما و اعضای خانواده آقای هاشمی مانند همه هستیم. اعتراض ها به این است که چرا به این تحلیل رسیده اند که چرا به جای شنیدن سخنان و دغدغه های نخبگان کشور، آنها را زندانی کرده اند؟ چرا با فعالان سیاسی طراز اول کشور که در احزاب یک جناح سیاسی شاخص و مورد اعتماد مردم به فعالیت مشغول هستند و با ملاک گرفتن کلام رهبری «همه عضو خانواده انقلاب هستند» و همه خدمت کرده اند که 40 میلیون نفر از مردم در انتخابات مشارکت کنند، این گونه برخورد می شود و حتی خانواده های آنها از محل نگهداری عزیزان خود بی خبر هستند؟

- به خانم هاشمی و اعضای خانواده شما دلایل بازداشت تشریح شده بود؟

برخی نهادهای امنیتی برای توجیه آنچه به وجود آورده اند، اتهام بی مبنایی به نام انقلاب مخملی را مطرح کرده اند بدون آنکه مدارک و مستندات نسبت دادن این ادعا به یاران امام و نیروهای انقلاب که جزء مدیران ارشد نظام بوده اند را ارائه دهند. به آنها گفته شده بود شما به قصد تحریک مردم برای مقابله با نظام به خیابان آمده اید. این سخنان با واقعیت اختلاف زیادی دارد و این از سوی اعضای خانواده ما به آن افراد گفته شده بود.

- آقای مهندس موسوی و جناب کروبی، بارها درباره این موضوع توضیح داده اند که معترضان با پتانسیل بالای خود و در شکل گسترده به بیان دغدغه های خود مشغول هستند و حضور مردم از ظرفیت دعوت اصلاح طلبان از آنها بیشتر است. پیام این مساله از سوی نهادهای ذی ربط مورد توجه نیست؟

متاسفانه توجه لازم به این واقعیت بزرگ وجود ندارد. بعضاً برای توجیه برخی خطاها که موجب عصبانی شدن مردم شده است این مسائل عنوان می شود و به جای اینکه اشتباهات و ضعف مدیریت بحران پذیرفته شود، بهانه واهی به نام «انقلاب مخملی» ایجاد شده است. فعالان سیاسی اصلاح طلب را بعد از بازداشت در شرایط سختی قرار داده اند و هنگامی که صدمات جانی در زندان ها غیرقابل انکار می شود و به خاطر فشار افکار عمومی از میان همفکران خودشان در مجلس گروهی برای بازدید از اوین می روند، فعالان سیاسی اصلاح طلب را به مکان نامعلوم دیگری منتقل می کنند. آیا نباید این شائبه در ذهن ما ایجاد شود که آنها تحت «اقرارگیری»، صدمه دیده اند؟هیچ کدام از این روش ها، مساله مردم ایران را حل نخواهد کرد. اگر قرار است این مشکل حل شود، هیچ راهی به جز «استراتژی» که آقای هاشمی طراحی کرده اند وجود ندارد. حرکت آقای هاشمی تاکتیکی نبود بلکه کاملاً مولفه های حرکت استراتژیک را در خود داشت. به طور رسمی در خطبه نماز جمعه به استناد احادیث، روایات، سنت رسول الله (ص) و شیوه حضرت امیر(ع) و خط مشی امام(ره) اعلام کرد اگر مردم نباشند جمهوری اسلامی از مفهوم آن تهی خواهد شد. نه تنها جمهوری نیست بلکه اسلامی هم نخواهد بود. این موضوع میان فقهای بزرگ نیز محل اختلاف است که منشاء مشروعیت نظام در کجاست و اگر عده یی بخواهند با سخنان تند و بی پایه، این استراتژی را نادیده بگیرند، مشخص است که متوجه عمق خطر نشده اند. کشور با این شرایط به دام خطرناکی انداخته خواهد شد.

یکی از سناریوهایی که از سوی محافل تندرو بر ضد اصلاح طلبان تبلیغ می شود، این است که در زمان آنها، جنگ سیاسی در کشور حاکم بود. اما ناظران معتقدند در طول چهار سال گذشته که همه قوا در اختیار یک جریان بوده، تنش های سیاسی بروز کرده در تاریخ ایران بی سابقه است. هنوز جوهر نتایجی که اعلام شد خشک نشده که ماجراهایی مانند معاون اولی مشایی، عزل وزرا و بی توجهی به نامه رهبر انقلاب، فضای سیاسی را التهاب آلودتر کرد. بعضاً گفته می شود این اتفاقات «واقعی» نیست. شما چه تحلیلی از آن دارید؟

اول بگویم که من سلسله حوادث اخیر را مهم می دانم اما نه به اندازه یی که تخلف در انتخابات را فراموش کنیم. اما این دعوای اخیر میان آنها ساختگی نیست و کاملاً جدی است.

- چه استدلالی برای تحلیل خود دارید؟ بعضاً آن را یک «بازی سیاسی» از سوی حاضران در دستگاه اجرایی می دانند.

نه، این مساله از نظر من یک «بازی» نیست. یک اشتباه استراتژیک در خصوص جریانی که در چهار سال گذشته، دولت را در اختیار داشت رخ داده که می خواهم به آن بپردازم. این اشتباه در میان مجموعه نهادهایی اتفاق افتاد که وظیفه ارائه خدمات مختلف از قبیل تحلیل کلان مدیریتی به مقامات عالی رتبه نظام را نیز بر عهده دارند.

- این اشتباه از نظر شما در کجا رخ داده است؟

اشتباه راهبردی اینجاست که توازن قوا به سود یک فرد یا یک جمع کوچک و از زوایه یی دیگر به سود یک قوه به هم خورده است. به بیان دیگر زمانی یک نظام می تواند به خوبی اداره شده و هزینه ها حداقل و منافع حداکثر شود که مجلس از هویت مستقل و قدرت لازم برای مهار کردن دولت برخوردار باشد و دولت هم استقلال خود را در مقابل مجلس حفظ کند. زمانی کشور می تواند با مدیریت صحیح به پیش برود و شاهد این باندبازی ها و دعواهای شخصی نباشیم که قوه قضائیه بتواند در مواقع لزوم با ابزارهای قانونی خود نظیر سازمان بازرسی کل کشور، تخلفات دولت را شناسایی و با آن برخورد کند. می گویند در بودجه سال 86 یک میلیارد دلار گم شده و مجلس و قوه قضائیه امکان رسیدگی ندارند. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس در مجالس هفتم و هشتم، ابهاماتی را در خصوص کفایت آقای احمدی نژاد برای اداره کشور مطرح کردند و برای طرح سوال، امضا هم جمع آوری کردند اما اراده هایی مانع بررسی این مساله شد. وقتی توازن قوا در میان قوا به سود دولت به هم می خورد، چنین اتفاقاتی طبیعی است چرا که هیچ گونه توجهی به این مساله نشده است که ایجاد مصونیت برای رئیس دولت و همراهان او چه مفاسدی را برای کشور به دنبال دارد. یا در نظام سیاسی وقتی توازن قوا به نفع یک «باند سیاسی» به هم زده می شود، باید هم نظام رقابت سیاسی دچار خدشه شود. حتی در میان اصولگرایان نیز این بی توازنی به چشم می خورد.

- مثالی ارائه می دهید؟

آقایان قالیباف، لاریجانی و رضایی سه شخصیت شناخته شده اصولگرا هستند اما برای حضور یا عدم حضور در انتخابات قادر به تصمیم گیری نبوده یا با خریدن هزینه های گزافی به جان - مانند آقای رضایی - به عرصه وارد می شوند. به آنها می گویند جناح اصولگرا.

-جناح اصولگرایی که منتقد آقای احمدی نژاد است چرا باید هویت سیاسی خود را به کنار گذاشته و از صحنه فعالیت های مرتبط حذف شود؟ عناصر شاخص آن در خانه بنشینند چون آقای احمدی نژاد بچه نازدانه نظام شده است؟

اصلاح طلبان هم وقتی به میدان می آیند فقط قرار است نقشی برای آوردن مردم و گرم کردن تنور انتخابات برعهده بگیرند و نباید از حق کاندیداهای خود و مردمی که به اعتبار و وعده آنها به میدان رقابت آمده اند، دفاع کنند. نباید بر سر صندوق ها ناظر داشته باشند، باید انواع و اقسام تهمت ها، حملات و هجمه ها را به جان بخرند. برای اینکه اصلاح طلبان سرکوب شوند نهاد داوری مجبور می شود به سمت یک کاندیدای خاص حرکت کند. در ایران برای بازی شهرآورد استقلال و پرسپولیس، داور خارجی می آورند تا ظن تمایل یک داور به یکی از دو تیم وجود نداشته باشد. آنگاه در انتخابات ریاست جمهوری هفت نفر از 12 نفر عضو شورای نگهبان به طور رسمی و بقیه هم به شکل غیررسمی موظف می شوند از یک کاندیدا حمایت کرده و برای او به سفر انتخاباتی بروند.

-گفته می شود مصلحت نظام در دور بودن اصلاح طلبان از قدرت و یکپارچه بودن امور است. بعضاً دلایل شرعی و عقیدتی نیز مطرح می شود که مورد انتقاد مراجع عظام نیز قرار گرفته است اما مگر شما این موضوع را نمی دانستید؟

اشکالی ندارد، اگر مصلحت نظام در این است، وقتی به جای اندیشیدن به توازن قوا و نیروهای سیاسی چنین تبعیضی گذاشته می شود و به جای ایجاد بستر رقابت های سالم و مشغول کردن نیروهای سیاسی به یکدیگر و به دست آوردن منافع حداکثری کشور توازن قوا را در عرصه سیاسی به هم می زنند.

-فکر می کنید در معرفی افراد مورد نظر برای رای اعتماد به مجلس نیز چنین شرایطی ادامه یابد؟

من فکر نمی کنم با برخوردی که با دستور شفاهی رهبر انقلاب و سپس برخورد کتبی با نامه ایشان صورت گرفت و پاسخ یک خطی به دستور ایشان و مستند ساختن آن به اصل 157 قانون اساسی و سپس انتصاب مشایی به عنوان رئیس دفتر آقای احمدی نژاد، جایی برای تردید در برخی مسائل وجود داشته باشد. من که رئیس دفتر رئیس جمهور بودم می دانم اگر رئیس جمهور بخواهد،جایگاه رئیس دفتر می تواند از معاون اول هم در دولت مهم تر باشد. من در اینجا به استراتژی آقای هاشمی یعنی «قانون» بازمی گردم. باید به این فضا خاتمه داده شود که به جای اینکه پاسخ رفتار نادرست رئیس دولت توسط چهره هایی مانند بهزاد نبوی، محمد عطریانفر و محسن امین زاده داده شود، آنها دستگیر و در شرایط سخت نگهداری شوند و مقام های عالی رتبه نظام خود را درگیر خطای بزرگ رئیس دولت کنند. قانون دو وجه دارد؛ نخست اینکه باید فعالیت آزاد سیاسی احزاب رسمی به رسمیت شناخته شود و در عرصه قوای سه گانه هم دست مجلس و قوه قضائیه برای مهار کردن فردی که امروز مدعی ریاست جمهوری است و به همه بی اعتنایی می کند، باز باشد. او در چنین شرایطی یا باید به مسیر خرد جمعی تن در دهد یا اینکه کنار برود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

-به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران با توجه به اینکه اکنون روند فعالیت احزاب اصلاح طلب دچار صدمه شده و بسیاری از فعالان شناخته شده اصلاح طلب در شرایط بازداشت به سر می برند، چشم انداز فعالیت سیاسی شما در آینده چیست؟

من فکر می کنم امروز اهمیت سیاست ورزی بیش از گذشته محرز شده است. برای اینکه خدای نکرده کشور به بن بستی نرسد که مردم ناگزیر شوند هزینه های بالای مالی و انسانی را بپردازند راهی جز حرکت سیاسی پررنگ و قوی نداریم. این تفکر در کارگزاران طرفداران زیادی دارد که امروز زمان توسعه تشکیلات است.

-یعنی فضای فعلی را دارای امکان توسعه سیاسی می دانید؟ در شرایطی که سه عضو شورای مرکزی حزب در بازداشت هستند چگونه می توان به گسترش اعضا اندیشید؟ این اجازه داده خواهد شد؟

اگر همه اصلاح طلبان هم به زندان بیفتند باید به هر روش ممکن به فعالیت سیاسی ادامه دهیم و مردم را نیز در صحنه نگه داریم. بهتر است نظام دیر یا زود به این جمع بندی برسد که راه حل مشکلات فعلی، آزادی فعالیت سیاسی چهره ها و احزاب است. نمی توان برای همیشه واقعیت ها را تحت لوای یک سیستم بسته پنهان کرد.

-این اعتقاد وجود دارد که مطالبات مردمی که شما به آن اشاره کردید باید در قالبی صحیح ساماندهی شود. جبهه سیاسی که آقای مهندس موسوی مطرح کردند از سوی کارشناسان به همین دلیل مورد استقبال قرار گرفت. فکر می کنید بدانید مطالبات مردم دقیقاً از چه نوعی است؟

برداشت من این است که اکثریت قاطع افرادی که جنبش سبز را تشکیل می دهند هنوز به اصلاح شرایط و استقرار دولت و مسوولانی که حق مردم را به رسمیت بشناسند، امیدوار هستند.

ممکن است حذف کردن سیاسیون- با زندانی کردن یا خانه نشین کردن آنها- مردم را به جمع بندی دیگری برساند اما هنوز نظام ما فرصت بازسازی دارد و راه آن بازگشت به قوانین فعلی و اجرای دقیق آن است.

-رهبر جبهه فراگیر سیاسی مردم و اصلاح طلبان برای نیل به مطالبات باید واجد چه شرایطی باشد؟

اولین لازمه رهبری حرکت در این سطح این است که نشان داده شود این فرد در دفاع از حقوق ملت بسیار قاطع بوده و هیچ مماشاتی نخواهد داشت.

-می توانید مصداقی خاص برای این ویژگی معرفی کنید؟

به نظر من تا اینجای کار، رفتار آقای مهندس موسوی کاملاً این اطمینان را در میان مردم ایجاد کرده که ایشان به دنبال انجام یک معامله به سود خود یا اصلاح طلبان نیست. ایستادگی کلیه احزاب اصلاح طلب- به رغم زندانی بودن اعضای شاخص آنها- نشان می دهد در عین نگرانی در خصوص آنها، به مساله یی مهم تر نگاه می کنیم. مساله اصلی ما اتفاقات اخیری که برای دوستان مان رخ داده، نیست که ما را به آنها اضافه کنند. مساله اصلاح طلبان احقاق حقوق ملت است. قاطعانه می گویم هیچ یک از احزاب اصلاح طلب یا آقای مهندس موسوی مذاکره یی بر سر آزادی آنها نکرده اند تا در قبال آن اعلام کنند ما سطح مطالبات خود و مردم را کاهش می دهیم. خواست عمومی ملت ایران این است که ما تا احقاق حق مردم بایستیم. کسانی هم که می خواهند این نهضت را رهبری کنند باید حق مردم را اصیل بدانند. امام جمله بسیار مهمی دارند که حفظ نظام از حفظ احکام اسلام واجب تر است. مسوولانی که امروز می خواهند به حفظ نظام کمک کنند باید بدانند که راه آن از احقاق حقوق ملت می گذرد.




واژه کلیدی :سید حسین مرعشی و واژه کلیدی :مثال کرمانی و واژه کلیدی :محمد یزدی و واژه کلیدی :مهندس موسوی