جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

سبزه ها سر می کشند از لابلای صخره ها

صخره های خشک بی " گل سنگ" و...

سالها بود که نمی بارید باران بر این دشت و خشک

سالها قهر بود ریزش ریز چکه باران با این دشت خموش

گته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست

زمین و آسمان شهر ما شهر بندر، بندرعباس بهاری سبز پیدا کرد

گویی که دوباره خودرای پیدا کرد

یه کدهه خنده ها برلبان خشکیده بود

یک دهه اشکها برگونه های خش غلطیده بود

یک ده آبچلیک ها رفته بودند از شهر ما

یک دهه آبگیرها، سدو بندها حتی سدها

خشک بودند از ذرات بلورین بهار

لیک وقتی هست یا هشت آمد پدید

سبزه ها هفت با هفت بیرون جهید

مردم شهر بندر زمزمه می کنند، کمک کمک آمد بهار

با همه زیبایی، سبز سبزه زار

باز باید عیدی دیگر گرفت

سیزده ای دیگر بدر کرد در میان سبزه زار

باز این طبیعت شوخی اش با ما گرفته

بی گمان رمز و رازی ست بین او و فصل بهار

"" کم کمک می آید بهار خوش بحال روزگار"""

عندلیبان پرزنان آواز می خوانند در بهار، خوش بحال این بهار.

سالها دخترم در حسرت باران آب می پاشید

پشت بام خانه را

ماردم هر صبح ظرف آبی را قبل از نماز

پرمی کرد زآب

همسرم آیت الکرسی می خواند از برای قطره ای باران

دوش که راان آمد

یاسمن گفت: چه کسی است که این همه آب می پاشد بر زمین.

طفلکی او نمی دانست باران چیست

دستهایش را ببرد بیرون از پنجره

با ترانه این را سرود

خوش بحال فصل بهار، خوش بحال مردمان با وقار.

خوش بحال آسمان ، خوش بحال ابرها، خوش بحال بچه ها.

خوش بحال آسمان ، آسمان آبی شهر قشنگ.

خوش بحال پشت بام خانه ما، ...

اینک باید دوید زیر قطره های باران با موهای ژولیده دوید.

برخلاف گفته های مادربزرگ که می گفت: هنگام آمدن باران بوی برگ بوی کاه گل پر می کند فضای باغ را.

در شهر بندر خبری از کاه و کاهگل نیست همه از جنش پلاستیک و قیر است/

آبها قبل از نشستن بر سر میز پشت بام غلط غلطان می روند از ناودان.

دخترم بنفشه زارش را بر روی شانه هایش چتر می کند تا ببارد قطره ی باران بر گیس های خشکیده باران ندیده اش پس از ده سال بهار.

این کاش دلها نیز بهاری بود و سخنها نیز بوی بهار که همان سبزه و سبزه زار و گلزار است می داد. کاش حسرت زاده نمی شد و لعنت بر فرشته حسرت که از خانواده شیطان است. لعنت بر طمع و نادیده گرفتن روزهای خوب خدا را.




واژه کلیدی :باران و واژه کلیدی :بندرعباس و واژه کلیدی :بنفشه و واژه کلیدی :مادرم