جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٠ دی ۱۳۸۸

تحلیلی بر شرایط امروز، وقایع جاری و آیندة ایران اسلامی
زنگ تاریخ جدید و قوم نشان شده
اسماعیل شفیعی سروستانی* :سخن اوّل: زمینه‌های بحران شرایط ویژه‌ای را سپری می‌کنیم. طوفان فتنه‌ها میدان دید را بسته ساخته است. مردان بسیاری در این شرایط، راه را از چاه نمی‌شناسند. شعبدة شیطان مجال دیدن را از بین ‌برده تا شاید تجربه‌های رفته، دیگر بار تکرار شود.
در چنین شرایطی که از آن به عنوان «نقطه عطف» یاد می‌کنم تنها؛ توفیق آسمانی، بینش تاریخی، صبوری و کناره‌‌گیری از طوفان پر بلای فتنه‌ها می‌تواند دستگیر شود و مردان را از غلتیدن در چاه ویل ملاحم و فتن آخرالزّمانی در امان نگه دارد.
از همان سال‌هایی که «تاریخ غرب» در گرداب بحران افتاد، مردان بسیاری تلاطم این عصر را پیش‌بینی می‌کردند. این تاریخ، به دلیل نقص و ضعف ذاتی در بنیان‌های نظری، بیش از 400 سال مجال جولان نداشت. این دولت مستعجل، سفرة خود را گشود. همة توان خود را نمود و به سرعت در سراشیبی بی‌اخلاقی، جان جهان و آدمی را مستعدّ بحران ساخت. بحرانی که به تدریج و از اوّلین سال‌های قرن بیستم تا به امروز، همة صورت‌های تمدنی را هم در نوردیده.
درست، در میان همین بحران بود که زنگ تاریخ جدید زده شد. تاریخی نو به نام خدا، به نام دین و دین‌داری.
این سنّت همیشه است که همة عکس‌العمل‌ها، در مقابل عمل رفته و در همان حجم و گستره، حادث می‌شود. تا آنگاه که دیگر بار تعادل اتفاق بیفتد.
تاریخ غرب با رویکرد دنیاوی و سکولار به هستی، بسط حوزة فکری الحادی و شرک آلودی را سبب شد که از میانه‌اش فرهنگ لیبرالی و تمدن بی‌خدا سر برآورد.
مدد و همراهی شیطان و آمادگی نفس امّارة جمعی انسان غربی، تاریخ غربی را از حیث خودبنیادی و تفرعُن انسان، به دانی‌ترین رتبه و حضیض کشاند و باعث شد تا انسان عصر مدرن تمثال تمام عیار آیة مبارکة «اولئک کالانعام بل هم اضل» شود.
به هر روی «بحران» نتیجة قطعی این رویکرد است؛ چه جان جهان به دلیل نسبتی که با حق و حقیقت هستی دارد این گریز از دایرة عبودیت را بر نمی‌تابد و جان انسان نیز.
سیر رو به رشد بحران اخلاقی و پس از آن بحران اقتصادی به سقوط همة ارکان تمدن مدرن می‌انجامد تا آن زمان که بشر داد این همه ظلم رفته را باز دهد.

سخن دوم: آغاز طوفان
درست در هنگامه‌ای که تصور می‌رفت جهان غرقة ماتریالیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم و هیدونیسم است، یعنی جهان و انسان در تفکر مادی‌گرا، اخلاق لیبرالیستی و حیات مادی غرقة لذت‌پرستی و شهوت‌رانی تام و تمام است و درست در وقتی که گمان می‌رفت هیچ فرهنگی مجال از جای برخاستن و هیچ انسانی رمق سؤال و اعتراض بر ظلم رفته و سرانجام رقّت بار تجربه شده ندارد، در میانة تاریکی و ابر و مه بارقه‌ای جستن گرفت. امیدی در دل‌ها افتاد و دستی که بشر را به سوی عالم معنا می‌خواند، آشکار نشد.
«وقتی» فرا رسیده بود و آن را جز مردان فرهیخته و فرزانه درک نمی‌کردند. آن وقت، همان بخت تاریخ آینده بود که با عنایت آسمانی گشوده شد.
بازگشتی به سوی دین و تمنّای رهایی از دامان قدسیان و آسمانیان.
آنچه مهم بود، «اتفاقی در جان آدمی بود» این اتفاق همان فرزند میمون «وقت» گشوده شده بود.
همه چیز از اتفاقی ساده حاصل می‌آید، «اتفاق جان آدمی و همراهی و هم‌دلی‌اش با چیزی یا کسی.» این اتفاق در مراحل ابتدایی ناچیز، غیرقابل توجه و حقیر می‌نماید، امّا گذر ایام، چنان به در برگ و بار نشستنش مدد می‌دهد که درک و تصور آن به راحتی ممکن نیست.
از همین جاست که کشف و درک این اتفاق برای همگان ممکن نیست. مردان صاحب دل و مردمان ساده و صمیمی بیش از همگان قادر به درک این اتفاقند. این امر را مردان صاحب نظر و اهل دل به اجمال می‌فهمند و مردم ساده و صمیمی به صرافت طبع. از همین رو این جماعت چون پروانه‌ای خود را به خرمن سوزان شمع می‌سپرند. این جهاد درک و دریافت «اتفاق حادث شده» را همگانی می‌سازد؛ از اجمال خارج کرده؛ به تفصیلش می‌کشد؛ به ادب و ادبیاتی تبدیلش می‌سازد که صورت بیرونی و عینی می‌یابد.
طیّ سی سال اخیر، این «اتفاق» نمودار شد. پرده از بخت گشوده شده افتاد و در اقصا نقاط جهان نمودار شد.
ظهور بنیادگرایی دینی، بازگشت گسترده به معنویت و ادیان آسمانی، رویکرد جهان غرب و مردم صمیمی غرب به اسلام، گفت‌وگوی گسترده از آخرالزّمان و بالأخره واقعة شریف انقلاب اسلامی در قطب جهان اسلام و تأسیس نظام سیاسی اجتماعی مبتنی بر رویکرد دینی به عالم در زمرة مظاهر و نمودهای این بخت و وقت گشوده شده است.
تأسیس دولت و نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران نیز مرهون همین وقت شریف آسمانی است.

سخن سوم: بخت گشوده شده
بی‌دخالت نمادهای قدرت و شهوت و به عبارت ساده‌تر و بی‌حضور سران صلیب و صهیون، حسب شرایطی تاریخی، همة جوامع، در سیر تدریجی دامان خود را مستعدّ پذیرش «حق»، کتب آسمانی، اسلام حقیقی و برگزیده‌ای منصوب از سوی حق خواهند ساخت، امّا تردیدی نیست که سران صلیب و صهیون که نمایش تمام عیار تفکر و فرهنگ الحادی غربی‌اند این واقعه را بر نمی‌تابند.
با نمودار شدن طلایة بحران فراگیر و طلوع فجر صادق طیّ همة سال‌های اخیر و به ویژه سی سال گذشته، اتحاد صلیبی و صهیونی همة تلاش خود را مصروف بازگرداندن آب رفته به جوی ساخته است.
برخورد نظامی، مناقشات سیاسی، هجمه‌های فرهنگی، تقابل رسانه‌ای و بسیاری دیگر از ترفندها که در خود و با خود خسارات زیادی را در پی داشته است.
تشدید رویکرد دینی بین مردم جهان، الگوبرداری کشورهای آسیایی از انقلاب اسلامی ایران، افزایش مبارزات مردمی در اقصا نقاط جهان علیه نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غربی و موفقیت‌های پی در پی جهان اسلام در کسب حقوق از دست رفتة خود، نمایانگر همین بخت و وقت گشوده شده است. تنها در چنین هنگامه‌ای است که ترفندها و حیله‌ها، به رغم تفوّق مادی، نظامی و اقتصادی، دربارة اقوام ذی حق کارگر نمی‌افتد.
به عبارت دیگر، هجمه‌ها، به رغم خسارت‌ها و بیم‌ها، نه تنها باعث توقف این تاریخ و بازگشت گردونة تقدیر به عقب نمی‌گردد، بلکه حسب سنّت لا یتغیر هستی، نتایج معکوس به بار آورده و موجب تقویت جریان اهل حق می‌شود.
برخی این سخنان را ناظر بر رویکرد سیاسی می‌پندارند؛ چنین نیست. نگاهی سریع به سه دهة گذشته و وضع کنونی فرهنگی و تمدنی غرب و بحران‌های دامن‌گیر آن، این همه را به اثبات می‌نشیند.

سخن چهارم: آخرین پردة بازی
در چنین موقعیتی، هیچ کس در جهان امروز چونان سران صلیب و صهیون این وضع را درک نمی‌کنند و در جبهة مخالف آنها، فرزانگان اهل دیانت و شریعت محمّد و آل محمّداند که متذکّر این معنا هستند.
از همین رو، اضطراب و اضطرار ذاتی سایه افکنده بر حیات ائتلاف صلیب و صهیون، در آخرین سال‌های حیات مذبوحانه، آنها را به تصمیم‌گیری‌های شتاب زده واداشته است.
امید کنترل شرایط و هدایت تاریخ در مسیر دلخواه یا همان تأسیس حکومت جهانی اشرار یهود، سران فراماسونری جهانی را واداشته تا هم‌زمان، ضمن درگیر ساختن جوامع بیدار شده و به ویژه جهان اسلام و ایران اسلامی با بحران‌های اجتماعی و غرق ساختن کشتی جهان غرب در بحران‌های تصنّعی اقتصادی، سیاسی، مجال نمایش قدرت، ظهور در هیئت ناجی و منجی و بالأخره اعلام حکومت جهانی را بیابند و با مدد گرفتن از همة جنود آشکار و نهان ابلیسی و شیطانی جبهة اهل حق را وادار به پذیرش شکست نمایند.
همة آنچه که در فیلم‌های تخیّلی و آخرالزّمان‌گرای غربی نمود یافته، تصویری است از جملة استراتژی‌های سران «فراماسونری» و «اشرار یهود» که علیه انسانیت و دیانت در کار وارد ساخته‌اند.
طیّ همة قرون گذشته، فراماسونری جهانی خود را در میان پرده‌ها، افسانه‌ها، اسرار و فراموش‌خانه‌ها پنهان ساخته بود، امّا وقوع این شرایط ویژه، مجال لازم را برای پیدایی و از مخفیگاه خارج شدن آنها فراهم آورده است.
متأسفانه طیّ دویست سال گذشته، جریان الحادی و شرک آلود فراماسونری برای عموم خلق عالم و از جمله مسلمانان ساکن شرق اسلامی ناشناخته مانده است. در حالی که طیّ همة این سال‌ها، سلسله جنبان فتنه‌ها، بحران‌ها، ظلم‌ها و تجاوزهای عمومی در گسترة اخلاق، سیاست، اقتصاد و روابط اجتماعی غرب و شرق عالم همین جریان مخفی و نهان روش بوده است.

سخن آخر: سران فتنه و لژهای ماسونی
مجاهدان راستین اهل دین از میان علما و مراجع و از جمله حضرت امام خمینی(ره)، که همة عمر و حیات خود را مصروف مبارزه با کفر و شرک و نفاق جاری و ساری در زمان ساختند و همراهان مجاهد ایشان از میان اهل علم و فرهنگ و مبارزه در تیررس تیرهای زهراگین سران صلیب صهیون و دست نشانده‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنها بوده‌اند.
ورود به عصر ظهور، به نوعی ورود به عصری است که پرده‌ها به کنار می‌رود. صفوف دقیق و دقیق‌تر می‌شود، جبهة اهل حق از اهل کفر و شرک و نفاق تفکیک می‌شود. این همه، تا روز از پرده بیرون آمدن امام غایب، حضرت امام زمان(ع) ادامه می‌یابد.
در شرایطی که جهان و تاریخ جهان خود را مستعدّ دیدار جان جانان می‌نماید و شیعه خانة آن امام همام برای ایفای بزرگترین نقش خود در عرصة تاریخ خود را مهیّا می‌سازد، فراماسونری جهانی با همراهی اعضای لژهای مخفی ماسونی ایرانی، این سرزمین را درگیر بحران ساخته است.
تا پیش از این، اذناب این جریان شیطانی، یعنی حزب بعث عراق، سازمان منافقان و دیگران، ایفاگر نقش «بازدارندگی و مزاحمت» فرا روی این شیعه خانه داشتند، امّا امروز، فراماسونری جهانی خود به طور مستقیم پای در میدان گذاشته است.
این واقعه، در کلّ جهان و از جمله ایران اسلامی قابل مشاهده است.
فتنه‌گری‌های اخیر، حاصل و محصول «کارخانة شیطانی فراماسونری جهانی» است. روزی که پرده‌ها بالا رود، معلوم می‌گردد که هر یک از سران فتنه اعضای کدام یک از لژهای ماسونی‌اند.
ای کاش دستی غیبی، نام و نشان اعضای لژهای ماسونی ایرانی را که طیّ سال‌های گذشته در آرامش و سکوت در کار رخنه در کیان انقلاب اسلامی ایران بودند، افشا می‌ساخت. هم آنان که اینک در زمرة سران مخفی پشت پردة فتنه‌گری قابل شناسایی‌اند.
در چنین وضعی، بر همة دردمندان، دلسوختگان، مجاهدان میدان قلم و فرهنگ، مردان اهل سیاست واجب است که برای حراست از شیعه خانة امام زمان(ع)، کیان مرجعیّت و روحانیت و در رأس آنها، ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه‌ای (دام عزّه) به پا خیزند؛ کانون‌های بحران را شناسایی و افشا نمایند و با حفظ وحدت رویّه، جلوی بروز خسارات و مزاحمت‌ها را بگیرند.
بی‌تردید، «و لو کره المشرکون»، خورشید حق و امامت طلوع می‌کند، تاریخ جدید همة هنر خود را نمودار می‌سازد و شیعه خانة امام مبین و شیعیان ایران اسلامی با همراهی آن عزیز سفر کرده، دولت کریمه را در سراسر عالم مستقر خواهد ساخت به قول حافظ شیرازی:
از غم و درد نکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌‌آید
خداوند، نقش «قوم نشان شده» را به مردانی از سرزمین پارس، ایران عزیز سپرده است تا با زعامت فرزندی از سلالة نبیّ اکرم، پیامبر آخرالزّمان(ص) منظور همة انبیا و اولیای سراسر تاریخ حیات بشر بر زمین، تحقّق بیابد و این واقعه، رخ خواهد داد. وعدة الهی است و زنگ آن را بسیاری از مردان هوشیار شنیده‌اند.
---------------------------------
مدیرمسئول موسسه فرهنگی و ماهنامه موعود



واژه کلیدی :شفعیعی سروستانی و واژه کلیدی :پارس