جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳۸۸

برای پرکشیدن کریم و آرمان
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد
عبدالرضا داوری:بضاعتم جز بیان چند جمله‌ای نیست و می‌دانم این جملات آن قدر قاصر هستند که نمی‌توانند غم از دست دادن کریم نیرومند و آرمان سیف الهی را بازگو کنند؛ امید آن دارم که آن یگانه صابر مطلق توان تحمل درد کوچ همیشگی همکاران گرامیم را عطا کند و از دریای بی انتهای صبرش بر داغ دیدگان ارزانی دارد.
"ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه زهر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه...
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد." مهدی اخوان ثالث

***
این بار دست مرگ بر قامت کسانی کشیده شده که نبودنشان همواره ناباوری خواهد بود بر دل خانواده و دوستانشان و نیز خانواده بزرگ ایرنا ...
وقتی بامداد پنجشنبه خبر تصادف "کریم" و "آرمان" را شنیدم ، تصور کردم یا شاید هم دلم خواست تصور کنم که اشتباه شنیده ام یا اشتباه خوانده اند. اما هیهات که نه اشتباه شنیده بودم و نه اشتباه خوانده بودند.
صدای مهربان و نجیب "کریم" و "آرمان" در گوشم زنگ می زد ، چه بنویسم که گاه نوشتن و حرف زدن از کسانی که دیگر نیستند چنین دشوار می شود .
اما مگر می توان آنان را از یاد برد ، بردباری شان ، شکیبایی شان و لبخندی را که در پس آن هزاران درد و رنج از نامردمی روزگار نهفته بود ...
در روزگاری که هیچ‌کس خبر از احوال آب وهوا نمی‌پرسد. اما هر لحظه منتظر خبری هستند و «چه خبر؟» ورد زبان مرد و زن و پیر و جوان است، همه باخبرند و خبری دارند تازه و تکان‌دهنده، یکی از یکی جانسوز‌تر. در چنین روزگاری مظلومند کسانی که می‌میرند و خبر مرگشان لابه‌لای این‌همه درد گم می‌شود. اما خبر پرکشیدن "کریم" و "آرمان" دردناک بود و تکان‌دهنده، چرا؟
آنها که با جامعه خبری آشنا هستند می دانند یکی از آفتهای ما ، گرفتاری و هیجان اعتیاد گونه به چیزهای نه چندان تمیزی مثل "سیاست زدگی" یا حاشیه های پرسروصدایی از این دست است، طوری که ممکن است همه زندگی و وقت و "مهلت" خود را فدای این هیجان کنند...اما "کریم" و "آرمان" ما ، با آن چشمهای آرام، صدای آرامتر و لبخند نمکین شان، از جنس دیگری بودند...
هیچ کس از کریم خاطره یک فریاد بلند، عصبانیت، حتی یک نگاه غضب آلود نداشت ،حتی در اوج گرفتاری ها و مشکلات ...این روزها در حال اعزام به اسپانیا بود تا سکان دفتر نمایندگی ایرنا را در مادرید به عهده گیرد. چند ماه قبل که اعزامش کلید خورده بود ، هنگامی که در کوچه پس کوچه های اخبار خارجی ایرنا به بن بست برمی خورد به دفترم می آمد و با شرمی که در نی نی چشمانش موج میزد ، مشکلات را در میان می گذاشت بدون آنکه کسی را به کمترین چیزی بیالاید..."کریم" ما ، رسم خوشایند زندگی را خوب بلد بود، همانگونه که "آرمان" نیز می دانست برای بیان مشکلات دفاتر شهرستانی ایرنا در نشست اصفهان ، طوری گله نکند تا همدلی معاونت خبر و فنی و اجرایی مخدوش شود...
کریم و آرمان عزیز ما ! بار غمتان سنگین است آنقدر سنگین که نمی‏خواهم باور کنم، کاش امروز هرگز از راه نمی‏رسید. امروز شما خبرنگارانی هستید که خود خبر ساختید، خبرهایی که بهای آن گوهر وجودتان بود...!!!!!!!!!
  سلام بر روح اخوان ثالث و دو یار سفر کرده  آقای داوری شعری به جای آورده اند از آن راد مرد و بزرگوار شاعر ایران زمین، اما با اجازه از پیشگاه آن سفر کردگان می گویم:
 نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد   
هر چه کرد، کرده ما کرد.
 روزی که تعدادی از دانشجویان برتر در اثر تصادف یک دستگاه اتوبوس به سوی معبودشان پر کشیدند ، خیلی ها گفتند: این نخبگان جامعه ارزش یک پرواز داخلی را نداشتند. و چند خبر دیگر.
  آیا تبریز و رشت پرواز نداشتند که این بزرگواران بخواهند با پرواز دو سره به تهران و از آنجا به اصفهان سفر کنند. فاصله تبریز ، از آقای داوری این سووال را دارم که فاصله  آستارا با شهر اصفهان چند کیلومتر است ؟ دیگر اینکه هواشناسی ایران در حال حاضر به پیشرفت هایی که کرده و با تجهیزاتی ( جهانی ) که دارد حتی ساعت بارندگی را نیبز پیشگویی می کند که اگر بگویید پروازها لغو شدند یا نبود و یا یا یا و هزار یای دیگری که امروز باید اینگونه نشست و نگریست خوشا به حال آنان که خداوند آنان را در راه ماموریتی که هدف آن ارتقای خدمت فرهنگی به این ملت شهید پرور و قهرمان پرور بود به سوی خود فرا خواند. بنده نیز بیش از 20 سال است که با این دو رادمرد ایرنا آشنایی کامل داشتم و امروز نشستن و نوشتن و افسوس خوردن هیچ سودی نه به حال آنان و نه خانواده داغدارشان ندارد. رهبر معظم و عزیز انقلاب فرموده اند که سال اصلاح الگوی مصرف اما افسوس که بسیاری تنها با نصب چند تابلو بزرگ در ورودی و خروجی شهریایشان و یا ساختمانهای اداری بسنده کرده اند. هستند تعدادی از ادارات نیز با کاهش ... بگذریم و بگذاریم تا آیندگان قضاوت کنند. که در هتل ه چه گذشت!!
   خدایا چنان کن سرانجام کار  تو خوشنود باشی و ما رستگار
   فرصت را غنیمت شمرده و به خانواده این دو عزیز سفر کرده و همکاران خدومم در ایرنا این مصیبت را تسلیت عرض می کنم  و از پیشگاه خداوند باریتعالی برای همه صبر طلب می کنم.   یک ایرنایی . شبستری ،  کرد، غربی.



واژه کلیدی :کریم و آرمان و واژه کلیدی :داوری و واژه کلیدی :اخوان ثالث