جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

رییس اداره سیاسی سپاه:
افشاگری در مورد جریان برانداز،رسالت انقلابی سپاه است
رییس اداره سیاسی سپاه با انتشار یادداشتی به بررسی واکنشها در قبال افشاگری اخیر سردار محمدعلی جعفری پرداخت و اعلام کرد:افشاگری در مورد جریان برانداز،رسالت انقلابی سپاه است .

 

به گزارش ایرنا متن کامل یادداشت سردار سرتیپ پاسدار دکتر یدالله جوانی که تحت عنوان "واکنش ها به روشنگری های سپاه" نگاشته شده به این شرح است:
طی سا ل های گذشته سپاه پاسداران و بسیج همواره مورد هجوم برخی ازگروه های سیاسی داخلی قرار گرفته و عمدتاً این گروه ها برای هجوم به مواضع سپاه در قبال مسایل سیاسی به سخنان حضرت امام (ره) استناد می کردند. آنان در این راستا با استناد به دیدگاه های حضرت امام (ره) این موضوع را مورد تأکید قرار داده که نظامیان در سیاست و امور سیاسی نباید دخالت کنند و برهمین اساس مواضع سپاه درحوزه مسایل سیاسی را برخلاف خط امام (ره) دانسته و آن را مورد هجوم قرارمی دادند. به دنبال انتخابات دهم و حوادث پس از آن، بر همین سیاق، روشنگری ها و افشاگری های سپاه نسبت به جریان برانداز عوامل انقلاب مخملی، مورد هجوم برخی از گروه های دوم خردادی و رسانه های وابسته به آنان قرار گرفته است. واکنش ها نسبت به سخنان سردار جعفری فرمانده کل سپاه در هفته گذشته و در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس و همچنین واکنش ها نسبت به یادداشت نگارنده با عنوان «جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین پرچمداران نفاق جدید» مندرج در شماره قبلی هفته نامه صبح صادق، از همین جنس برخوردها و تخریب ها می باشد. به عنوان مثال روزنامه آفتاب یزد روز پنجشنبه مورخ 13/6/88 تیتر اصلی خود را به همین موضوع باعنوان «اظهارات صریح دو مقام نظامی علیه خاتمی و موسوی» اختصاص داده و در همین شماره با قلم سردبیر این روزنامه تحت عنوان ،سخن صریح با صادق لاریجانی «انتقام یا هشدار؟!» به تحلیل موضوع پرداخته است. یادداشت نویس روزنامه آفتاب یزد، مطلب خود را اینگونه شروع می کند:« دخالت مستقیم برخی نظامیان در امور سیاسی، آنقدر در ماه های اخیر تکرار شده که این موضوع خطرناک، دیگر حساسیتی را برنمی انگیزد یا در اولویت نخست از حساسیت ها قرار نمی گیرد. این در حالی است که نگاهی به سخنان رهبر کبیر انقلاب نشان می دهد ایشان ورود نظامیان به اینگونه امور را موجب از دست رفتن جایگاه نهاد متبوع آنان در میان مردم می دانستند. لذا مشخص نیست که چگونه می توان از دغدغه حفظ نظام به عنوان میراث امام (ره) سخن گفت و یکی از بنیانی ترین مواضع ایشان را نادیده گرفت.» نویسنده این یادداشت ضمن مروری بر سخنان سردار جعفری و یادداشت نگارنده در صبح صادق در نهایت از ریاست محترم قوه قضاییه می خواهد با این قبیل مسایل برخوردی جدی و قاطع داشته باشد. در اینجا به اختصار باید به نکاتی اشاره کرد.
1- سخنان، مواضع و دیدگاه های حضرت امام (ره) درخصوص عدم ورود نظامیان به احزاب، دسته بندی ها و بازی های سیاسی همچنان به قوت خود باقی است و مقام معظم رهبری نیز بر همین دیدگاه تأکید داشته و ورود نظامیان به احزاب و گروه های سیاسی را سم مهلک می دانند. لکن آنچه در سال های اخیر و به ویژه بعد از دوم خرداد در کشور رخ داد و نظام اسلامی با یک جریان سیاس برانداز داخلی مواجه گردید، اساساً صحنه سیاسی کشور را متفاوت از قبل کرد.
2- فلسفه وجود سپاه پاسداران دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن از جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد. براساس قانون اساسی، اساسنامه سپاه، سخنان حضرت امام (ره) و رهنمودها و تدابیر مقام معظم رهبری، سپاه با هر نوع تهدیدی و با هر ماهیتی باید در راستای دفاع از انقلاب اسلامی مقابله کند. سپاه یک مجموعه صرفاً نظامی نیست که فقط مأموریت مقابله با تهدیدات نظامی را برعهده داشته باشد.
3- در سال های اخیر سپاه در راستای مقابله با تهدیدات نرم و براندازی خاموش وارد عرصه شد و اکنون مشخص شده که تمامی کسانیکه در سال های اخیر با استناد به سخنان امام (ره) به سپاه و بسیج حمله می کردند، تا چه اندازه به میراث آن حضرت وفادارند و هدف آنان از تخریب سپاه و بسیج چه بوده است. با این همه اسناد و مدارک و اعترافات، آیا جای تردید نسبت به وجود یک جریان برانداز وجود دارد؟ آیا آنچه در انتخابات دهم و پس از آن رخ داد به جز با مدل براندازی نرم براساس تجربه انقلاب های رنگی، قابل تحلیل است؟ آقایان اگر خواب هستند لطفاً بیدار شوند و واقعیت ها را ببینند. البته کسانیکه خود را به خواب زده اند، نمی خواهند بیدار شوند، لکن بدانند که این نمایش پایانی دارد و به زودی تمامی حقایق آشکار خواهد شد. تا قبل از داد گاه ها، اینگونه بیان می شد که هر اعترافی قبل از دادگاه فاقد اعتبار است و اکنون که در دادگاه تشت رسوایی از بام افتاده و بدون استثنا همه سران اصلی سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت و عناصری از مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران سازندگی اعترافات تکان دهنده داشته اند و بیان کرده اند که جریان دوم خرداد چه اهدافی را تعقیب می کرد، عده ای گمان می کنند با فاقد اعتبار دانستن این اعترافات و اینکه اعترافات تحت فشار انجام شده، می توانند واقعیات را انکار کنند. کسانیکه می گویند این اعترافات تحت فشار انجام شده، در واقع اولین ظلم و جفا را به همین رفقای هم حزبی خود که اکنون در بازداشت به سر می برند رواداشته و سپس با ایجاد تردید در حقایق نمی خواهند مردمی که دانستن حق آنهاست با واقعیات آشنا گردند. آیا طرح این مسئله که آقایان ابطحی، عطریانفر، حجاریان ، صفایی فراهانی، آقایی، تاج زاده، نبوی، رمضان زاده، امین زاده، شریعتی و ... این اعترافات را تحت فشار انجام داده اند، این ظلم بزرگی به آنان نمی باشد؟ یعنی آنان اینقدر ضعیف الاراده و سست عنصر هستند که پس از ده ها سال فعالیت سیاسی به راحتی در مقابل بازجو و تحت فشار دست به اعتراف بزنند و این اعترافات را نیز در جمع و در حضور قاضی و وکلای خود و همچنین در حضور خبرنگاران و در یک دادگاه علنی تکرار کنند. این افراد مگر فخر شما نبودند و به آنان افتخار نمی کردید. چگونه به راحتی می گویید این اعترافات تحت فشار بوده و اعتبار ندارد.
4- آقایان امروز خط امامی شده اند و با استناد به سخنان حضرت امام (ره) سپاه را مورد هجوم قرار می دهند. مگر ولایت فقیه جوهر اصلی و هسته مرکزی اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) نمی باشد. اگر اینگونه است با دیدگاه های نظریه پردازان دوم خردادی مثل حجاریان که براساس نظریه ماکس وبر، ولایت فقیه را معادل سلطان می دانست و جریان دوم خرداد را برای تغییر نظام مبتنی بر ولایت فقیه بسیج کرده بود، چگونه کنار می آیید؟
5- بر فرض که این اعترافات به زغم شما تحت فشار بوده و فاقد اعتبار حقوقی و قضایی، باشد که اینگونه نیست، با اسناد و مدارک به دست آمده از خانه و دفاتر افراد چگونه برخورد می کنید؟ سند تأملات راهبردی جبهه مشارکت را چگونه توجیه می کنید؟ آیا عده ای برای خراب کردن جریان دوم خرداد این اسناد را در دفاتر و منازل آنان جاسازی کرده اند؟! اگر آقایان خاتمی، موسوی و جریان دوم خرداد که در این انتخابات این آشوب و بلوا را به پا کردند، واقعاً هدفشان احیای خط امام (ره) بود، آنگونه که خود مدعی اند ، حمایت اجانب و بیگانگان و تمامی جریان های ضد انقلابی از این حرکت را چگونه تحلیل و توجیه می کنید؟ بنابراین اگر سپاه با جدیت وارد این قضایا شده و دست به افشاگری و روشنگری می زند، در راستای دفاع از انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و این حرکت دقیقاً در راستای رسالت این نهاد انقلابی می باشد. سپاه اگر غیر از این حرکت می کرد جای سوال بود.
6- در مورد نفاق سی ساله موسوی و مسایلی از این دست و آنچه یادداشت نویس آفتاب یزد به آن پرداخته، در زمان دیگر مطالب لازم نگارش خواهد شد. در اینجا فقط به این نکته بسنده می شود که موسوی گزینه اول موردنظر حضرت امام (ره) برای نخست وزیری نبود. وقتی که گزینه اول مورد تأیید حضرت امام (ره) یعنی دکتر ولایتی در مجلس رأی اعتماد نیاورد، افرادی چون بهزاد نبوی گزینه موسوی را مطرح ساخته با این عنوان که ایشان در مجلس رأی دارد و اینگونه بود که موسوی نخست وزیر گردید. رویه حضرت امام (ره) اینگونه بود که وقتی افرادی از روال طبیعی و قانونی به پست و مسئولیتی می رسیدند برای اداره مملکت و حل مشکلات مردم از آنان حمایت می کرد. آیا حکم تنفیذ حضرت امام (ره) به بنی صدر، واگذاری اختیارات فرماندهی کل قوا به وی و حمایت های مکرر در یک دوره از ایشان را به گونه ای دیگر می توان تحلیل کرد. تمامی این حمایت ها و تأییدهای حضرت امام در حالی انجام شد که آن عزیز سفر کرده در نامه معروف (6/1/68) خود با صراحت فرمودند، من از اول با ریاست جمهوری بنی صدر مخالف بودم. بنابراین اگر موسوی در زمانی نخست وزیر شد و از حمایت های حضرت امام (ره) برخوردار گردید را نباید نشانه و دلیلی بر سلامتی کامل موسوی دانست و اگر امروز مشخص می شود که موسوی از اول هم مشکل داشت، بخواهیم آن را به پای امام (ره) بگذاریم.



واژه کلیدی :دکترولایتی و واژه کلیدی :نخست وزیری و واژه کلیدی :بهزاد نبوی