جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳٩٤

سفری که بی خبری از آن دلمان را به درد آورد

جیرفت سی تی – بسیاری از سفرها دلخوشی میزبانان را در پی دارد اما هفته جاری خبری را در خصوص سفر مدیرکل امورایثارگران وزارت جهاد کشاورزی به بندرعباس به نقل ازروابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی  هرمزگان خواندم که دلم را به درد آورد.

بی مقدمه برویم سر اصل مطلب: متاسفانه این روزها شا هد هستیم که خواسته یا ناخواسته برخی مسائل اتفاق می افتد که به میان  ایثارگران نیز کشانده شده طوریکه یکی از دوستان می گفت: با وجود اینکه بعنوان یکی از جانبازان جهادگر جهاد سازندگی به حساب می آیم اما در مراسم روز شهید که از سوی امور ایثارگران سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان برگزارشد مطلع نشدم و از من نیز دعوتی بعمل نیامد.

دراین مراسم آقای هدایت نژاد مدیرکل امورایثارگران وزارت جهاد کشاورزی سخنرانی کرد فردی که بنده بعنوان یکی از ایثارگران جهادگر سنگرساز بی سنگرمدتها است که تلاش دارم تا نامبرده را از نزدیک ملاقات کنم.

از اینها بگذریم. همانطورکه در هشت سال دفاع مقدس از جانمان تنها به عشق خمینی روح خدا(ره) فرمانده کل قوا و نظام جمهوری اسلامی گذشتیم و به درجه جانبازی نایل شدیم امروز نیز بعنوان سربازی کوچک درحال  خدمت به نظام جمهوری اسلامی هستم.

افتخارم این است درجامعه ای زندگی می کنم که نظام آن ولایی و ادامه دهنده همان ولایت امیر المومنین حضرت علی(ع) است.

با این وسیله خواستم از همسنگرهایم گله ای کرده باشم تا چیزی در دلم نماند و کدورتی بوجود نیامده باشد.  اگر گاهی انتقادی می شود تنها از سر دلسوزی است زیرا جهادگری ایثارگر هستم که هشت سال از بهتریم دوران عمرم را در جهاد سازندگی در راه خدمت به انقلاب و کشورعزیزم ایران اسلامی گذراندم و از این بابت خداوند سبحان را شاکرم.

 رئیس سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان دراین نشست که به مناسبت روز شهید برگزار شده گفته است: در هشت سال دفاع مقدس سه هزارو 940نفر از مردم این استان به جبهه ها اعزام شده اند.

اگر منظور ناصر حیدری پوری از طریق جهاد سازندگی باشد باید گفت آمار تقریبا درستی است اما اگر اعزام های سراسری باشد که این آمار صحیحی نیست زیرا سهم هرمزگان در اعزام بسیجیان به جبهه های نور و حق علیه باطل به بیش از چندین برابر این تعداد می رسد.

و اما بخوانید خبر منتشره روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان را:

ترویج فرهنگ ایثار وشهادت نیاز جامعه امروز است

ایثار، شهادت و جهاد در حفظ حاکمیت سیاسی و استقلال کشور نقش مهمی دارد و باید این فرهنگ در جامعه گسترش داده شود.

مدیر کل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی گفت : ایثار، شهادت و جهاد سه عنصر اساسی در پیروزی 8 سال دفاع مقدس بوده اند.

به گزارش واحد اطلاعات و اخبار روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان ، هدایت نژاد در مراسم روز شهید در بندرعباس افزود: اگر امروز کشور با اقتدار در مقابل استکبار ایستاده است و شاهد پیشرفت در عرصه های علمی، سیاسی در کشور هستیم بخاطر خون شهدا می باشد.

وی با اشاره به موفقیت در مذاکرات هسته ای اظهار داشت : روحیه جهادی و مقاومت در مقابل خواسته های غیر منطقی طرف مقابل باعث شده که در این مذاکرات موفق شویم.

هدایت نژاد تاکید کرد : فرهنگ شهادت ، ایثار و جهاد در پیشبرد کارها بسیار موثر است .

در ادامه این مراسم رئیس سازمان جهاد کشاورزی گفت:در طول 8 سال دفاع مقدس 3 هزار و 940 نفر از مردم هرمزگان برای دفاع از میهن به جبهه اعزام شدند.

مهندس حیدری پوری افزود : در حوزه جهاد کشاورزی هم اکنون 23 شهید ، 396 ایثار گر ، 71 جانباز و 4 نفر آزاده وجود دارد.

وی در پایان بیان داشت : درراستای ترویج فرهنگ ایثار وشهادت 2 کتاب به چاپ رسیده است.

شایان ذکر است این مراسم با حضور مسئولان و خانواده های شهدا و ایثارگران برگزار و از جمعی از ایثارگران و خانواده های شهدا تجلیل شد.

این کاش دراین مراسم بودم تا بیشتر از حضور خانوده معظم شهدا و ایثارگران جهادگر استفاده می کردم.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان گفته  396ایثارگر و 71جانباز  بفرمایند که یعنی چه؟ ممکن است براساس قانون جامع ایثارگران باشد اما.. !

 




واژه کلیدی :هدایت نژاد و واژه کلیدی :مدیرکل امورایثارگران وزارت جهاد کشاورزی و واژه کلیدی :روز شهید و واژه کلیدی :ناصر حیدری پوری




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٤

وزیر اقتصاد: نفس مرا در ۲ سال گذشته بریدند

وزیر اقتصاد قدرت مانور ندارد. در این ۲ سال گذشته نفس مرا بریدند و هر زمانی می‌خواهیم شرکتی را واگذار کنیم مانع آن می‌شوند. ۱۸ اسفند ۱۳۹۴

قبل از هر چیز اگر قرار است در بدنه دولت اصلاحات که با شعار تدبیر و امید روی کار آمده وزیری اینگونه بگوید باید گفت: وای به حال هیات دولتی و رئیس هیات دولتی که مدیران دست چندم و پایینی او اینگونه بر سر وزیرش آورده اند که دادش از دست آنها درآمده است.

چه تدبیری برای برون رفت از چنین مشکلاتی اندیشیده که مردم ایران بخواهند بخاطر آنها در چهار سال آِنده نیز به تدبیر و امید آنها رای بدهند.

آِیا غیر از این می توان فکر کرد که دست همه شماها دریک کاسه است و ملت ایران باید کاسه  گدایی را بخاطر عملکرد نامطلوب و نابخردانه شما ها دولتی ها بدست بگیرد.

چرا مردم ما نباید بعد از 30سال کار و تلاش نتوانند حداقل یک سفر خارجی بروند و یا یک آلونک با پسند خود تهیه کنند درحالیکه همه شماها ....! بگذریم درحالیکه می دانیم خدا از شماها نمی گذرد.

چه کسی پاسخگوی این همه ندانم کاری ها ، کم کاری ها، غفلت ها، ر یخت و پاشها و چپاولها از ملت و مردم ایران است.

قبلی های می گفتند: بگویم بگویم.

شماها می گویید که نفسمان را بریده اند.

آیندگان هم پالگی شما نیز خواهند گفت: نمی گذارند که انجام بدهیم.

نگاه می کنیم می بینیم عمرمان تلف و تمام شده و آرزو به گوریک زندگی سالم، بی درد و سر در حد متوسط  این دنیا را ترک می کنیم درحالیکه همه فرزندان شماها تصمیم گیران و تصمیم سازان در بهترین کشورهای اروپایی درس می خوانند و یا خوش می گذرانند. نوش جانشان . اما اگر ما را قبر کرده اید چرا بیل را بر فرق سرمان فرود می آورید.

بگذارید بقیه عمر را نیز مثل 37سال گذشته در نداری و شرمنده بودن روی زن و فرزندانمان بگذرانیم.

دیروز بود که 200کارگر شاغل در فولاد جنوب غرب شهر بندرعباس از کار بیکار شدند درحالیکه شاهد هستیم استانداران و ....!

شب عیدی این تعداد کارگر از کار بیکارشده چه جوابی به زن و بچه های  چشم براه شان بدهند ! لعنت به آنانی که این وضع را بوجود آورده اند.

گفته شده که آلومینیوم  المهدی هرمزآل برق  فولاد جنوب را قطع کرده و دلیل آنرا بدهی 58میلیارد ریالی فولاد جنوب اعلام کرده است.

فولاد جنوب که میلیارد ها ریال  بابت دریافت وام به بانکها ، میلیاردها ریال بابت برق به آلومینیوم المهدی هرمزآل و میلیاردها ریال نیز بابت چه و چه بدهکار است چرا  تاکنون  به مشکلاتش رسیدگی نشده که اینگونه بخواهد حق و حقوق کارگران بیچاره را نادیده بگیرد.

هریک از کارگران افزون بر 150تا 270میلیون ریال طلب عقب افتاده چند ساله دارند در حالیکه حق بیمه حداقل دو سال آنها نیز هنوز واریز نشده است.

فولادی که در مراسم افتتاح آن وزیر صنایع و معادن و چند نفر از بزرگان مجلس شورای اسلامی حضور داشتند و مدیرش ادعای آنچنانی دارد چرا به این روز و وضع افتاده است.

اینطور که معلوم است  قرار نیست کسی دراین کشور پاسخگوی مسائل و مشکلاتی باشد که بوجود آورده است.

می گی نه! نگاه کن. همین فردا استاندار و یا رئیس پالایشگاه بندرعباس بدترین بلا را سر زیر دستی هایش بیاورد کسی از آنان بازخواستی بابت این کار غیر قانونی نمی کند.

بیچاره وزیراقتصاد که مرد و مردانه اعلام کرده در دولت برآمده از اصلاحات با نام تدبیر و امید بریده است.

خیلی مرد است که این حرف را زده اما نامرد است که اگر بخواهد آنانی را که بر او فشار آورده اند و مسبب بریدن او شده اند را به ملت معرفی نکند.

یا باید مرد بود و یا نامرد.

همه اعضای دولت تدبیرو امید را به امیرمومنان حضرت علی (ع) قسم می دهم که  اگر یک جو مردی و غیرت دارند به دور از هرگونه جانبداری و ترس و دلهره ای با نگاهی به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که همه دار و ندار و سلامتی اش را برای این نظام  فدا کرده صداقت را به مردم بگویند که چه کسی و  یا کسانی مانع واگذاری ها می شوند.

چگونه مدیری در وزارتخانه ای  جرات می کند که از واگذاری یک کارخانه به بخش خصوصی  جلوگیری کند و با دادن گزارش از سوی شما وزیر گوش او را نگیرد و از دستگاه په بیرون پرتش نکند.

لعنت خدا بر چنین مدیران بی کفایتی باشد که از سگ کثیف ترند .

اما بخوانید ادامه اعترافات وزیر اقتصاد دولت برآمده از اصلاح طلبان را  که بنده نیز روزگاری سنگ آنان را بر سینه می زدم و می زنم.

 

 

 

 

 

جیرفت سی تی /وزیر اقتصاد با اشاره به مخالفت مدیران دولتی و مدیران وزارتخانه‌ها با واگذاری شرکت‌های دولتی گفت: وزیر اقتصاد قدرت مانور ندارد. در این ۲ سال گذشته نفس مرا بریدند و هر زمانی می‌خواهیم شرکتی را واگذار کنیم مانع آن می‌شوند.

 گزارش  خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از رسانه های همگانی حاکی است: علی طیب‌نیا 18اسفند ماه 94در حاشیه نشست شب گذشته شورای گفت وگوی بخش خصوصی و دولت در خصوص اجرای اصل 44 قانون اساسی اظهار داشت: این قانون، قانون جامعی است اما عملکرد گذشته به‌صورتی نبود که به بخش خصوصی واگذار شود و شرکت‌های واگذار شده نه خصوصی هستند و نه دولتی.

وی افزود: وضعیت شرکت‌های واگذار شده به‌خصوص خصولتی از وضعیتی که در زمان دولتی داشتند بدتر است و این شرکت‌ها نظارت‌پذیر نیستند و باید به‌سمت اجرای صریح قانون برویم. رهبر انقلاب نیز در آخرین دیداری که با ایشان داشتم جز به موضوع اصل 44 به موارد دیگری تأکید نکردند.

وزیر اقتصاد با بیان "باید عملکرد واگذاری شرکت‌های دولتی را اصلاح کنیم" گفت: براساس بررسی‌ها واگذاری به بخش خصوصی واقعی 17 درصد بوده که ارزش آن هم در حدود 100هزار میلیارد تومان است.

طیب‌نیا با تأکید بر "در مقابل رد دیون و تهاتر می‌ایستم" گفت: اگر قرار شد شرکت‌های دولتی به‌صورت رد دین و تهاتر واگذار شوند ترجیح می‌دهم وزیر نباشم تا این شرکت‌ها به‌دست من به بخش غیرخصوصی واگذار نشوند.

عضو کابینه دولت یازدهم با اشاره به 3 گروه تعیین شده برای واگذاری شرکت‌های دولتی اضافه کرد: گروه اول باید به‌صورت 100 درصد واگذار شوند، گروه دوم که بنگاه‌های سطح اصل 44 قانون اساسی هستند باید 80 درصدشان واگذار شود و 20 درصد مابقی دولتی بماند و گروه سوم کاملاً دولتی می‌مانند و بخش خصوصی حق فعالیت در این گروه سوم را ندارد که در قانون، نام شرکت‌هایی را که دولتی می‌مانند مانند شرکت ملی نفت، بانک مرکزی و ... اعلام کرده و یا به‌صورت معدن و نفت و یا شبکه‌های نیرو آورده است.

وی افزود: شرکت آلومینیوم المهدی و ماشین‌سازی تبریز جزو گروه یک است و باید در 2 سال گذشته واگذار می‌شد و اگر واگذار نشود باید به مجلس پاسخگو باشم.

وزیر اقتصاد با اشاره به مقاومت‌ها در واگذاری شرکت‌های دولتی عنوان کرد: به‌دلایل مختلف برخی‌ها موافق نیستند که شرکت‌های دولتی واگذار شود، البته عده‌ای به‌دلیل تجربه بد گذشته از این موضوع می‌ترسند که مانند سهام عدالت رخ ندهد، البته در شب گذشته بسته ساماندهی سهام عدالت در دولت تأیید شد و امیدواریم 60 شرکت سهام عدالتی احیا شوند.

طیب‌نیا تصریح کرد: مدیران دولتی و مدیران وزارتخانه‌ها موافق واگذاری شرکت‌ها نیستند و دلیل آن هم روشن است. وزیر اقتصاد قدرت مانور ندارد، مثلاً اعلام شد که باید سفرهای خارجی نصف شود در حالی که در یک شرکت دولتی وقتی بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که روزانه هزار و 700 ناهار به‌صورت رایگان داده می‌شود.

مقام عالی وزارت اقتصاد با بیان "شعار خصوصی‌سازی می‌دهیم اما اعتقادی به آن نداریم" گفت: در این 2 سال گذشته نفس مرا بریدند و هر زمانی می‌خواهیم شرکتی را واگذار کنیم مانع آن می‌شوند و موضوعاتی را مثل اینکه ساختار باید اصلاح شود مطرح می‌کنند، به‌طوری که در سال گذشته برای واگذار نشدن یک شرکت زیر فشار قرار گرفتیم و مجبور شدیم آن را از لیست واگذاری‌ها خارج کنیم.

طیب‌نیا با ابراز اینکه اگر قرار بود ساختار شرکتی برای واگذاری اصلاح شود، چرا در 40 سال گذشته نتوانستند این کار را انجام دهند افزود، دولت بنگاه‌دار و مدیر خوبی نیست و دولتی بودن اقتصاد مشکلی است که عدم کارایی به‌همراه دارد.

وزیر امور اقتصادی و دارایی ادامه داد: بنگاه‌های دولتی مرکز توزیع رانت و فساد شده‌اند و باید آنها را واگذار کنیم، به‌طور مثال در سال گذشته وقتی خواستیم یک شرکت 3هزار و 200 میلیارد تومانی واگذار شود می‌گفتند این شرکت زیانده است و هرساله چندهزار میلیارد تومان سرمایه کشور وارد آن می‌شد، ولی آن را فروختیم و امروز خریدار آن علاوه بر اینکه یک نیروگاه هزار و 500 میلیارد تومانی را خریده است یک نیروگاه دیگر هم کنار این بنگاه احداث کرده است.

عضو کابینه دولت یازدهم اضافه کرد: با ایجاد فضاسازی به‌دنبال آن هستند که واگذاری یک شرکت را لغو کنند و اگر دولت می‌توانست یک شرکت را با 2هزار میلیارد تومان زنده می‌کرد.

طیب‌نیا با تأکید بر "نمی‌توانم شرکت ماشین‌سازی تبریز را واگذار نکنم" اظهار کرد: این شرکت جزو گروه یک است و در پیوست‌های بودجه نام آن می‌آید. در سال گذشته که می‌خواستیم زمین و کارخانه آن را به‌صورت جداگانه بفروشیم مشتری دست به نقدی حاضر شد هر دو را خریداری کند اما به وی فشار آوردند و معامله انجام نشد.

وی تصریح کرد: وقتی شرکتی قیمت‌گذاری می‌شود عضو هیئت مدیره و یا مدیرعامل آن شرکت عنوان می‌کند قیمت‌گذاری آن بالاست، اما ما باز هم قیمت را افزایش دادیم و آن شرکت واگذار شد و برخی مدیران شرکت‌هایی که در لیست واگذاری هستند برخی اسناد و دارایی‌ها را مخفی می‌کنند، مثلاً اینکه 130هزار تن ضایعات آن را اعلام نمی‌کنند و هزار بازی درست می‌کنند تا شرکت دولتی به بخش خصوصی واگذار نشود.

طیب‌نیا با اشاره به برگزاری جلسات هیئت واگذاری گفت: در روز جلسه همه اقدامات انجام می‌شود اما در زمان تصمیم گیری برای فروختن شرکت ناگهان سند جدید اعلام می‌کنند که مثلاً این شرکت 500 میلیارد تومان بدهی دارد و از مدیر می‌پرسیم این سند تاکنون کجا بوده است.

مقام عالی وزارت اقتصاد در مورد واگذاری 2 باشگاه سرخ آبی پایتخت بیان داشت: از آنها درخواست می‌کردیم صورت‌های مالی را ارائه دهند اما این اقدام رخ نمی‌داد تا اینکه تهدید کردم اگر صورت‌های مالی ارائه نشود از اختیار خودم استفاده می‌کنم و تمام مدیران آن را عزل خواهم کرد.

وزیر اقتصاد ادامه داد: زمانی که صورت‌های مالی به سازمان حسابرسی برای بررسی داده می‌شود کارشناس به‌دلیل اینکه برای کلمه به کلمه این صورت مالی حاشیه نویسی انجام شده نمی‌تواند روی آن قیمت‌گذاری کند.

وی گفت: بخش خصوصی باید حمایت کند و دولت مصمم است تا واگذاری‌ها به‌شکل صحیح انجام شود زیرا وابستگی به نفت و اقتصاد دولتی بیماری عمده اقتصاد ایران است و باید اقتصاد کشور را مردمی کنیم. موضوعی که در سیاست‌های مقاومتی به آن تأکید شده و اگر واگذاری‌ها به‌صورت واقعی به بخش خصوصی واگذار نشود این امر رخ نخواهد داد و بدون آن رشد پایدار امکان‌پذیر نیست.

 




واژه کلیدی :طیب نیا و واژه کلیدی :بنگاههای دولتی و واژه کلیدی :خصولتی و واژه کلیدی :ماشین سازی تبریز




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩٤

6 حیوان‌که‌پیامبر(ص)کشتن‌آنهارامنع‌کرد 

امام صادق(ع) روایت کردند که حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: از کشتن زنبور عسل، مورچه، قورباغه، گنجشک، شانه به سر و پرستو بپرهیزید. 

گزارش جیرفت سی تی به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان حاکی است: حضرت امام صادق(ع)  به نقل از  حضرت رسول اکرم(ص) بیان کرده اند: از کشتن زنبور عسل، مورچه، قورباغه، گنجشک، شانه به سر و پرستو بپرهیزید. 

زنبور عسل را به این سبب که پاکیزه می‌خورد و پاکیزه پس می‌دهد، حیوانی است که خدای ارجمند به او وحی کرد و حیوانی است نه از جن و نه در شمار انسان.

 

مورچه به این دلیل که مردم در روزگار حضرت سلیمان‌ بن‌ داوود(ع) به قحطی گرفتار شدند، پس هنگامی که به سوی نماز باران خواهی می‌رفتند، مورچه‌ای را دیدند که روی دو پای خود ایستاده دست‌هایش را به سوی آسمان بلند کرده و می‌گوید: "خدایا، ما آفریده‌ای از آفریدگان تو هستیم و از فضل تو بی‌نیاز نیستیم، ما را از نزد خود روزی ده و ما را به گناهان کم‌خردان آدمی زادگان بازخواست منما." 

پس سلیمان به مردم گفت: به خانه‌هایتان برگردید که همانا خدای فرازمند بر اثر دعای دیگران به شما آب داد. 

قورباغه بدین رو بود که چون بر ابراهیم(ع) آتش برافروختند، همه جانداران زمین به خدای بزرگ و ارجمند شکایت کردند و از او خواهش کردند که بر آتش آب بریزند، خدا به هیچ یک از آنان اجازه نداد مگر قورباغه که دو سوم پیکر قورباغه در انجام این کار سوخت و تنها یک سوم از پیکرش سالم ماند. 

شانه به سر (هدهد) به این دلیل بود که او راهنمای سلیمان(ع) به کشور بلقیس بود.

 گنجشک به این دلیل که یک ماه راهنمای حضرت آدم(ع) از سرزمین سراندیب به سرزمین جده بود. 

و اما پرستو به این سبب که گردش او در آسمان به دلیل اندوه خوردن بر ستم‌هایی است که روا داشتند و عبادت او خواندن «سوره حمد» است و آیا نمی‌بینید که او می‌گوید: «ولااضالین». 

منبع: الخصال المحمودة والمذمومة(صفات پسندیده و نکوهیده)، جلد ۱، ص ۴۴۸-۴۵۱ نوشته شیخ صدوق(ره)




واژه کلیدی :نمازباران و واژه کلیدی :مورچه و واژه کلیدی :شانه به سر و واژه کلیدی :سلمان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩٤

شریعتمداری کیهان میمون است

نامه سرگشاده اولین حافظ نونهال کل قرآن خطاب به حسین شریعتمداری
سرگشاده‌ای بر افسارگسیختگی‌های "کیهان" و کیهانیان

شما را که به ادبیات خود شایسته و کوچه بازاری و طلحه و زبیری گری ها و عایشه گری ها و بد دهانی و فتنه انگیزی هایتان ملامتی نیست چه آنکه در قاموس شمایان"همه را به کیش خود پنداشتن" اصلی بلا شک است."میمون" های امروز همان خس و خاشاک هایی هستند که ... هایی چون شما به واسطه مطامع و امیال پلید و شیطانی و بی ریشگی هایتان چونان آتشی برجانشان افتادید و سوخت آنچه و آنکه نباید می سوخت!و شد آنچه که نباید می شد!و مسبّبانش نه دشمن که دشمنان دوست نما بود!

اولین حافظ نونهال کشور که این روزها در قامت مدرس دانشگاه به تدریس مشغول است در واکنش به مطالب کیهان و سخنان دیروز حسین شریعتمداری نامه ای سرگشاده منتشر کرد که نسخه ای از آن در اختیار پایگاه خبری راشد نیوز قرار گرفته است.

وحید غفران نیا یکی از برجسته ترین چهره های قرآنی کشور و اولین حافظ نونهال قرآن کشور که در 7سالگی موفق به حفظ کامل قرآن کریم شد در نامه ای سرگشاده و تند خطاب به حسین شریعتمداری(مدیرمسوول روزنامه کیهان) نسبت به نوشته های چند سال اخیر وی و سخنان دیروزش در جمع نخبگان دانشگاه صنعتی شریف واکنش داد.علیرغم تاکید مهندس وحید غفران نیا به انتشار کامل نامه سرگشاده وی راشد نیوز با حذف برخی از بخشهای تند آن اقدام به انتشار این نامه می کند

هو العلیم
سرگشاده ای بر افسارگسیختگی های "کیهان" و کیهانیان
جناب شریعتمداری!
تاریخ، نه به اندازه درک و فهم من و شما بلکه به اندازه قدمت زمین و زمان، شاهد آمد و شد ها و فراز و فرود های رنگارنگی است که گاه ، آه از نهاد مظلوم برمی آورد و گاه ظالمی را به زور زر و ظلم و جور بر مسندی می نشاند.

جامه ای که من و شما برقامت تاریخ می پوشانیم صرفاً در حد وصله ایست که گاه آنقدر ناجور و چرکین می نماید که با هیچ شراب طهور و هیچ آب غیر آسنی قابل شستن نیست.

اصطلاحات و ادبیات چاله میدانی و الفاظ خود شایسته ای که شما در به اصطلاح نوشته های چند سال اخیرتان به حراج گذاشته اید بسیار قابل تامل و مستحق پاسخ بود.از این رو مصمم شدم تا بعنوان یک "انسان" ، پاسخی در خور شانتان برایتان تدارک ببینم تا بلکه لااقل آبی برآتش شعله ور شده از اینهمه بی اخلاقی هایی که از سوی شما و شمایان "یک لاقبا" (بقول خودتان) براین جامعه ی مودّب و متخلق به مکارم الاخلاق محمدی(ص) ، بصورتی ناخواسته و چونان نطفه ای نا مشروع تحمیل شده، پاشیده باشم!

هیچ لازم به توضیح نیست که در عصری که ما اکنون در آن تنفس می کنیم ، دیگر پینه های روی پیشانی صحبت نمی کند که اگر چنین بود آنچه که در سحرگاه آن نوزدهم ، بر پیشانی ابن ملجم مرادی (علیه اللعنه) نقش بسته بود، چون صیحه ای رعد آسا بر سرش فرود می آمد و نیستش می کرد.آنچه که مهر و تربت با آن پیشانی سیاه، کرده بود، قاشق داغ نیز با جبین شما و ما می تواند بکند.(که البته در مورد جنابتان مشهودتر است).

آنچه اکنون در بازار یوسف فروشی این دوره بد شدیدا رونق گرفته ، بی تقوایی و بی پروایی از جاری ساختن انواع اتهامات بی اساس و بی اخلاقی ها و خود فروشی های اخلاقی متنوعی است که یقینا ثمن بخسی برای بدست آوردن مطامع زودگذر دنیای دنی محسوب می شود.

خریداران و سوداگران چنین بازاری (که البته کم هم نیستند) دُمل چرکین بی ریشگی و بی بنیادی را در نقاب "ریش" نهان ساخته اند و درکسوت دین و ایمان، چه بی دینی ها و چه بی ایمانی ها که سوداگری نمی نمایند.خود بهتر از هرکس می دانید که دراین بازار وانفسا، آوازه معامله گری، دلالی و داد و ستدتان گوش فلک را کر نموده است!!!! 

آنچه را که شما چند ماه پیش به خود اجازه داده اید تا " میمون" اش خطاب کنید که حقیر نیز افتخار آن را داشته و خواهم داشت، نه به سبب تقلید که به سبب ارادت دیرینه و علاقه  سرشار و بی انتها به مجتهد عالیقدر و فقیه مبارزیست(آیت الله هاشمی رفسنجانی) که امام خمینی(ره)، این بزرگمرد تکرار ناشدنی تاریخ، ایشان را زنده  تاریخ نامیده اند.کسی است که رهبر معظم انقلاب، این یگانه سکّاندار کشتی انقلاب در اقیانوس متلاطم عصر حاضر، ایشان را یکی از برجسته ترین و فقیه ترین سیاستمداران تاریخ این مرزوبوم خوانده اند و همواره پیوندی نا گسستنی براین الفت و مودّت دیرینه ، سایه افکنده است.

حال چگونه می شود که مگسی هوس جولان در عرصه ی سیمرغ بر سرش می زند و زحمت دیگران می شود؟!!

شما را می گویم!
 
شما را که به ادبیات خود شایسته و کوچه بازاری و طلحه و زبیری گری ها و عایشه گری ها و بد دهانی و فتنه انگیزی هایتان ملامتی نیست چه آنکه در قاموس شمایان"همه را به کیش خود پنداشتن" اصلی بلا شک است."میمون" های امروز همان خس و خاشاک هایی هستند که ... هایی چون شما به واسطه مطامع و امیال پلید و شیطانی و بی ریشگی هایتان چونان آتشی برجانشان افتادید و سوخت آنچه و آنکه نباید می سوخت!و شد آنچه که نباید می شد!و مسبّبانش نه دشمن که دشمنان دوست نما بود!

هنوز هم قطارانتان در ایستگاه های دادگاهشان به استغاثه و انابه چاره جسته اند که شما اینچنین گستاخانه زبان در دهان به یاوه می چرخانید و تر تان از خشکتان ممیّز نیست.

جناب!
طنزآلودترین نکته اینجاست که همانهایی که شمایان و هم کیشانتان روزگاری نه چندان دور، مدعو و منظور امام زمانشان می نامیدید و خواب تاییدشان را در "اهواز!" می دیدید اینک در دادگاه بی قاضی و قضاوتتان،دشمن خدا و دینشان می نامید. این سرشت شماست! (گرچه میان ماه من و شما تفاوت از زمین تا آسمان است).

راستی.آقای شریعتمداری.
 
امروز جورج سوروس پوشالی و موهومی مهم است یا سازمان تامین اجتماعی و بذل و بخشش هایش؟!همان بذل و بخشش هایی که از حقوق میلیونها کارگر زحمتکش کسر و بحساب شما و هم کیشان شما واریز گردیده است.یادم رفت بگویم.دیروز در جمع دانشجویان ادعا کرده اید که کیهان ازبین رفتنی نیست.اجازه بدهید بگویم کیهان ماندنی است.بلکه شمائید که رفتنی هستید.بهرحال تکلیف بیت المالی که سالیان سال و کاملا بصورت نامشروع به جیبتان گسیل گشته، یک روز معلوم خواهد شد"وما انت بمومن لنا و لو کنا صادقین"

اگراسناد بی اساسی که سالیان سال است گلو برموجودیت آنها پاره می کنید در آستینتان موجود است، اسناد خیانت، غارت، چپاول و فساد شما در آستین 75میلیون ایرانی موجود است.حیف از باکری ها و همت ها نیست که نام مبارک و مقدسشان بر زبان چون شمایی جاری گردد؟!

آقای شریعتمداری.گفته اید طالبان و مدعیان اصلاحات دو لبه قیچی آمریکا هستند!
خدای بزرگ رو شاکرم که بر هیچ نهاد و جناح و حزب و تشکل سیاسی و غیر سیاسی جز حزب قرآن وابسته نبوده و نخواهم بود.اما بگذارید بگویم شما و همفکرانتان نیز دو لبه قیچی اسرائیل هستید.و من هم همچنان فریاد میزنم "مرگ براسرائیل".

برهیچ کس پوشیده نیست که مطامع و چنبرگی های شمایان بحدی افسارگسیخته شده است که برای نیل به این مطامع، چوب حراج برهر آبرویی می زنید و بی آبرویی خود را باکمال وقاحت و بی حیائی در پس شنیع ترین و بی مایه ترین اعمال ، نهان می سازید.

شک ندارم برایتان هیچ ملاحظه ای نیست اگر بنا باشد روزی مقابل رهبر فرزانه انقلاب، این تنهاترین سردار کشور عزیزمان، بی محابا بایستید و مریدان و سینه چاکان میلیونی ایشان را نیز با الفاظ ناشایست خطاب کنید.برای شما هیچ حرجی نیست!

اما گواه تاریخ که در تیتر یک کلام بدان اشاره شد نیز خط پایان عرائض این حقیر است.همانجا که سیل خروشان توده های ملّتهای سرفراز و آزاده ، سنگریزه های چرکین را می بلعند و درپهنه ی بلندشان ، درخشانترین مروارید های زمین و زمان تجلی گری می نماید و خریداران این گوهر، نه " میمون" که شیرمردان و شیرزنان دلیری هستند که عوعوی سگان و گرگان و سوتک های شغالان، در شب تیره زمستانشان خفه و گم می شود و صبح امید بدست شیرمردان بیشه ایران که دیریست رخ برنقاب خاک کشیده و خونشان پامال هرزه گویی هایتان شده است، نقشی نو درخواهد انداخت. الیس الصبح بقریب؟

جناب شریعتمداری کیهان!مشتتان بر ما رو شده است و حنای ریشتان دیگر رنگی ندارد.

راستی یادم رفت بگویم: سلام!!!!!

والسلام
هو اعلم بمن التّقی
وحید غفران نیا
تبریز
اخبار سیاسی - قانون آنلاین

 




واژه کلیدی :میمون و واژه کلیدی :سیمرغ و واژه کلیدی :طلحه و زبیر و واژه کلیدی :وحید غفران نیا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ٦ اسفند ۱۳٩٤

مرعشی: مسائل داخلی ایران به خارجی ها ربطی ندارد

گزارش  جیرفت سی تی به نقل از ایرنا  حاکی است :

سخنگوی حزب کارگزاران حضور در انتخابات را اعتلای ایران اسلامی دانست و در واکنش به عملکرد رسانه های بیگانه درباره نامزدهای انتخاباتی گفت: مسائل داخلی ایران به خارجی ها ربطی ندارد.

در گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از ایرنا و روابط عمومی ستاد مردمی سما،آمده است: حسین مرعشی اظهار کرده است:: من می خواهم از این رسانه ها بپرسم ببینم چه کسی از شما خواسته است که از این اسامی حمایت کنید؟

چرا شما فکر می کنید مسائل داخلی ایران به شما مربوط است؟ مسائل داخلی به خود ما ارتباط دارد مگر در انتخابات های گذشته شما خاتمی را آوردید؟

وی خطاب به شبکه های خارجی گفت: یادتان رفته شما چقدر میان مردم نفوذ منفی دارید؟سخنگوی حزب کارگزاران در ادامه سخنان خود با اشاره به نظرسنجی های انجام گرفته درباره میزان مشارکت مردم در انتخابات و سهم هر کدام از لیست های انتخاباتی گفت: طبق نظرسنجی های انجام یافته در سطح کشور حدود 62 درصد مردم درانتخابات 7 اسفند شرکت می کنند .

در این بین رای دهندگان به لیست اصول گرا ها حدود 18 درصد، به لیست اصلاح طلبان 22 درصد و به لیست حامیان دولت 32 درصد رای خواهند داد، همچنین لیست با اصلاح طلبان و لیست حامیان دولت بیش از 50 درصد رای خواهیم داشت.




واژه کلیدی :خارجی ها و واژه کلیدی :رسانه ها و واژه کلیدی :بی بی سی و واژه کلیدی :حامیان دولت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩٤

احمدی نژاد گفت بگذارید  خاتمی بیاید

احمدی‌مقدم:احمدی نژاد گفت بگذارید خاتمی بیاید تا در‌‌ همان مرحله اول شکست بخورد و پرونده‌شان بسته شود/سیاست بیت رهبری حفظ هاشمی است/احمدی نژاد از میزان اسقبال میرحسین تعجب کرد.

فرمانده سابق نیروی انتظامی، ادعاها و نقل‌قول‌هایی تازه درباره وقایع پس از انتخابات سال 88 بیان کرد.

گزارش جیرفت سی تی به نقل از روزنو، گزیده اظهارات اسماعیل احمدی‌مقدم در گفت‌وگو با سایت «تاریخ انقلاب» در پی می‌آید:

* صرف نظر از اینکه حق با چه کسی است، صحبت‌های آقای احمد‌ی‌نژاد درست بود یا آقای هاشمی رفسنجانی یا کروبی و یا دیگران، واقعیت این است که رئیس‌جمهور شدن آدمی مثل احمد‌ی‌نژاد برای اصلاح‌طلبان غیرقابل تحمل بود. عمل و نوع رفتار آقای احمدی‌نژاد در تبلیغات انتخابات ۸۴ و پس ازآن و حملاتش به آقای هاشمی، کارگزاران و دیگرانی که تمایل به آقای هاشمی و جناح چپ دارند، برای آنها یک فاجعه بود. آنها بعد از هشت سال حکومت در دوره اصلاحات تصور می‎کردند کشور کاملا تمایل به سمت لیبرالیسم پیدا کرده است اما ناگهان احمدی‌نژاد آمد.

* هنگامی که فرمانده ‌نیروی انتظامی شدم به عنوان فرمانده ‌ناجا دیداری با آقای خاتمی در کاخ سعدآباد داشتم. اواخر تیرماه، روزهای آخر ریاست‌ جمهوری‌شان بود. از ایشان علت پیروزی احمدی‌نژاد و شکست‌ اصلاح‌طلبان را سوال کردم. آقای خاتمی در پاسخ گفت: «آقای خامنه‌ای تا ۱۸ تیر ۷۸ کاملا از ما حمایت می‌کرد اما پس از واقعه ۱۸ تیر ۷۸ از اینکه چه اتفاقی دارد می‌افتد کمی نگران شد. پس از آن سختگیری روی رسانه‌ها، روزنامه‌ها و افراد شروع شد. بی‌اعتمادی ایشان از آن مقطع شروع شد.

 

 ایشان انصافا به ما کمک می‌کرد؛ هیچ‌ وقت مقابل ما نبود ولی ما احساس کردیم که اعتمادشان نسبت به ما مخصوصا با رفتارهای مجلس ششم کم شده است. تقصیر اصلی گردن دوستان خودمان بود. تصور دوستان ما این بود که اگر کلمه اسلامی را از جمهوری اسلامی بردارند مشکلات حل می‌شود. بدتر از آن این بود که برای این موضوع از ضدانقلاب خارج کمک گرفتند.  

اسلام در ایران ریشه دارد و مردم، بی‌دینی و حضور ضدانقلاب را تحمل نمی‌کنند.» آقای خاتمی گفت: «به آقای بهزاد نبوی گفتم فکر می‌کنید اگر سراغ ضدانقلاب‌ خارج از کشور بروید و آنها را برگردانید آنها چه می‌کنند؟ هیچی! تو فکر کردی که اگر آنها بیایند تو و اکبر گنجی را مسئول می‌کنند؟ وقتی بیایند اول به خودتان می‌گویند سبدتان را بردارید و بروید آخر صف! خود شما 25 سال ما را عقب انداختید.» آقای خاتمی گفت: «این یکی از علت‌های شکست ما بود. خیلی تلاش کردم که این اتفاق نیفتد اما نشد.» 

* آقای احمد‌ی‌نژاد برای انتخابات سال 88 مکرر به من می‌گفت: «اجازه بدید خاتمی بیاید.» با شورای نگهبان در این مورد صحبت کرده بود که خاتمی در انتخابات شرکت کند. می‌گفت بگذارید خاتمی بیاید تا در همان مرحله اول شکست بخورد و پرونده‌شان بسته شود. 

* شاخک‌های اطلاعاتی ما نشان می‌داد که جناح وسیعی از دشمنان احمدی‌نژاد وارد میدان انتخابات شده‌اند؛ از چپ‌ها و کارگزاران گرفته تا آقای ناطق نوری و لاریجانی که به نوعی از احمدی‌نژاد کینه به دل داشتند. 

 شاید این افراد در انتخاب کاندیدای مورد نظر با هم اختلاف داشتند اما در اینکه احمدی‌نژاد نباشد با هم کاملا هم‌عقیده بودند. نخبگان و احزاب همه علیه احمدی‌نژاد بودند. حتی در حزبی مثل موتلفه هم مخالفینی داشت. رأی بسیاری از حزب‌اللهی‌ها به احمدی‌نژاد به خاطر حُب به او نبود بلکه به این دلیل بود که متوجه شده بودند اگر به احمدی‌نژاد رأی ندهند جناح چپ رأی می‌آورد. در واقع بین بد و بدتر، بد را انتخاب کردند.

 

* آقای موسوی باید تحلیل شود. عنصر مبهمی است. سوابقش باید مشخص شود. او از گروه «جاما» و هواداران «حبیب­الله­ پیمان» بود. موسوی گرایشات سوسیالیستی داشت ولی اول انقلاب معلوم نیست ناگهان چگونه وارد حزب جمهوری اسلامی شد؟! موسوی هیچ‌وقت عنصر انقلابی‌ نبود. مشخص نیست یک دفعه چطور وزیر امور خارجه و بعد نخست‌وزیر شد؟! باید پاسخ این پرسش ها را پیداکنیم. 

* سعید حجاریان به عنوان استراتژیست دوم خرداد طبق کتاب موج سوم دموکراسی «هانتینگتون» بود. اصلاح‌طلبان دستورالعمل‌های هانتینگتون را برای انقلاب مخملی اجرا می‌کردند. یکی از دستورالعمل‌هایش سرعت عمل و قاطعیت است. او درکتابش متذکر شده اگر سرعت و قاطعیت نداشته باشید، اقتدارگرایان به سرعت می‌توانند بازگردند.

 

من آن دو جلد را کامل خوانده‌ام و به دستورالعمل‌هایش آشنایی دارم. دستورالعمل‌ها کاملا مشخص بود، اصلاح‌طلبان هم دقیقا طبق آن عمل کردند. آنها گفتند ما مشکلمان این است که اصل سرعت عمل را رعایت نمی‌کنیم. به همین دلیل در ۸۸ معتقد بودند این بار باید سریع‌تر عمل کنیم.

روش افزایش سرعت آنها به آن شیوه‌ای بود که آقای خاتمی صادقانه به ما گفت: «باید اسلامیت نظام تعطیل شود.» حضرت آقا در دیدار با دانشجویان در ماه رمضان سال جاری فرمودند: «اسلامیت را که منکر شده بودند، جمهوریت را هم زیرش زدند.» یعنی عدم اعتقاد آنها به جمهوریت مشخص بود. تصمیم گرفتند به هر قیمتی رأی بیاورند. ما و سازمان‌های امنیتی - نظامی هم با شواهد و مدارک موجود حوادث را پیش‌بینی می‌کردیم. 

* برای کنترل حوادث، جلساتی در شورای امنیت ملی تشکیل می‌دادیم. البته شورای امنیت کشور که کلا تعطیل بود! وزارت کشور مدت‌ها بی‌وزیر بود! یعنی آقای پورمحمدی که رفت، آقای سیدمهدی هاشمی سرپرست وزارت کشور شد. بعد هم که آقای کردان آمد و داستان استیضاح ایشان پیش آمد و وزارت کشور دوباره مدتی بی‌وزیر بود تا آقای محصولی وزیر شدند. اما ما در شورای امنیت ملی چه پیش از انتخابات و چه پس از آن جلسات منظمی داشتیم. پس از انتخابات که تقریبا هر روز در دبیرخانه که در واقع کمیته بحران شده بود با حضور تمام وزرا، مسئولین، فرماندهان نظامی، امنیتی و رئیس صدا و سیما جلسه داشتیم. شاید ما جلوتر‌ از سازمان‌های دیگر بودیم.

* وزارت اطلاعات چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن از ما پشتیبانی اطلاعاتی نمی‌کرد. اینجا موضوعی را به شما می‌گویم که تا به حال نگفتم. وزارت اطلاعات به نحوی آقای هاشمی را در جریان انتخابات ریاست جمهوری هدایت و حتی تشجیع می‌کرد. در اینکه آقای اژه‌ای حزب‌اللهی، وفادار به نظام و ضد دوم خرداد است، تردیدی نیست اما به نظر من ایشان در انتصاباتش مقداری محتاطانه عمل می‌کرد و این محتاط بودن کمی برایش مشکل ایجاد کرد.

 

 در جریان فتنه عدم پشتیبانی اطلاعاتی وزارت از ما کاملا مشخص بود. هیچ ‌وقت اطلاعاتی از آنها نمی‌گرفتیم. در واقع وجود یک سکته خبری و جدی‌نگرفتن ماجرا در آنجا مشخص بود. وزارت حتی در ادامه فتنه هم اطلاعات درست و دقیقی ارائه نمی‌کرد ولی ما از پیش از انتخابات تحرکات را رصد می‌کردیم. مثلا اینکه مهدی هاشمی که کمیته‌ صیانت آراء را تشکیل داده بود و ما از جلساتش با افرادی مثل محسن آرمین، تاج‌زاده و بعدها بهزاد نبوی و دیگران در نیاوران مطلع بودیم.

 

* آقای هاشمی در انتخابات ۸۴، از ستاد انتخاباتی کل کشور و بسیاری دیگر از جمله من به این عنوان که در انتخابات مداخله کردم و نظامیان حق این کار را ندارند، شکایت کرده بود. ایشان توسط رئیس ستادش آقای مرعشی شکایتی به دادسرای نظامی کرده بود. شکایتش این بود که من در سخنرانی‌ام گفته‌ام «کارگزاران مسائل فرهنگی را فدای پیشرفت اقتصادی کرده‌اند و البته در اقتصاد هم دستاورد بزرگی نداشته‌اند.» آقای هاشمی بعد از انتخابات خیلی عصبانی بود.

 

تصمیم گرفتم پیش ایشان بروم. قبل از دیدار با دفتر حضرت آقا هماهنگ کردم که به آقای هاشمی چه بگویم بهتر است. سیاست بیت رهبری حفظ آقای هاشمی است. پیش آقای هاشمی که رفتم به ایشان گفتم شما شکایتی از من کرده‌اید؟ گفت: «من خبر ندارم!» خودش را به آن راه زد. ولی گفت به من گفته‌اند که شما ۵۲ درصد رأی آورده‌ای. گفتم این آمار را وزارت اطلاعات به شما گفته است. ما هم در نظرسنجی‌هایمان آمار داشتیم که میزان آرای شما ۶۲ درصد است. منتها در مرحله دوم.

 

 به طور مثال بین هاشمی و محسن رضایی نظرسنجی کردیم که آرای آقای هاشمی ۶۲ درصد بود یا بین هاشمی و معین، هاشمی ۵۱ درصد بود. به آقای هاشمی گفتم در نظرسنجی‌ای که شش ماه مانده به انتخابات درباره آرای هشت کاندیدای مرحله اول انجام دادیم، آرای شما در میان هشت نامزد ۳۶ درصد بود. پس از مدتی آرام آرام آرای شما پایین آمد تا همان ۲۱ درصدی شد که رأی آوردید. هر چقدر که به زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شدیم آرای شما کاهش پیدا می‌کرد. هیچ‌ وقت از ۳۶ درصد بالاتر نبود. وزارت اطلاعات به شما نگفته است که این ۶۲ درصد نظرسنجی برای مرحله دوم بوده است.

 

این ارقام قابل استناد نیست. به هاشمی گفتم جریان اجتماعی به سمت احمدی‌نژاد رفته بود و تقصیر خود شما بود. طبیعی است که بسیجی‌ها به شما رأی نمی‌دهند. گفت: «چرا؟» گفتم: «فیلم درست کردی، پسرت مهدی اسمش را گذاشته مارمولک۲!» منظورم فیلم انتخاباتی‌اش بود. وقتی این جریان را گفتم به فکر فرو رفت. اگر یادتان باشد در فیلم انتخاباتی هاشمی، ایشان در میزگردی با دخترها و پسرها نشسته بود. در آنجا آقای هاشمی گریه می‌کند! تا ایشان گریه می‌کند می­‌گویند «کات، فیلم خراب شد. از نو!» آقای هاشمی عصبانی می‌شود و می‌گوید: «یعنی چه؟ من را مسخره کردید.

 

 مگر گریه کنم چه اتفاقی می‌افتد؟!» پسرش می‌گوید: «بابا غصه نخور ما در حال ساخت مارمولک ۲ هستیم»! (با خنده) در آن دیدار به آقای هاشمی گفتم وقتی در فیلم انتخاباتی‌تان می‌گویید برای پوشش، لخت نبودن کافی است! وقتی حتی یک سفر استانی نرفتی و متکبرانه گفتی ما اینجا برنده‌ایم، کاری نداریم که برویم، روشن است که به بسیجی‌ها بگوییم یا نگوییم به شما رأی نمی‌دهند. بسیجی دنبال آرمان امام است. در آن دیدار آقای هاشمی چند بار با کنایه به من می‌گفت فامیلتان احمدی‌نژاد!

 

گفتم من با آقای احمدی‌نژاد نسبتی ندارم. اما دو سه بار حرفش را تکرار کرد. متوجه شدم به شایعه فامیل‌بودن من با احمدی‌نژاد اشاره می‌کند. به ایشان گفتم اصلا احمدی‌مقدم با احمدی‌نژاد چه طوری شناسنامه‌ای باجناق می‌شوند؟ خنده‌دار نیست؟ همسر من اهل کردستان است و ما هیچ نسبتی با آقای احمدی‌نژاد نداریم. بچه‌محل بوده‌ایم ولی حتی یادم نمی‌آید او را در محل دیده باشم. در شهرداری با او آشنا شدم.

 

این شایعات مال بی‌بی‌سی است. البته آقای روحانی هم یک بار همین مطلب را به من گفت اما آقای هاشمی از شما تعجب می‌کنم که چنین حرفی می‌زنید! به نظر من آقای هاشمی، آن فرد باهوش گذشته نیست. زمانی که بررسی می‌کنی، متوجه می‌شوی مطلبی را می‌گوید اما پس از مدتی مطلب دیگری می‌گوید که صحبت اولش را نقض می‌کند. مشخص است که کیاست گذشته را ندارد و البته بالارفتن سن هم اثر دارد. تصور آقای هاشمی این بود که من با احمدی‌نژاد خیلی صمیمی هستم و دلیل روی کار آمدنش بنده هستم.

 

* آقای روحانی هم یک بار موضوع فامیل بودن من و احمدی‌نژاد را مطرح کردند. چون از زمان جنگ با هم آشنا بودیم به شوخی به ایشان گفتم حاج آقا! مثل اینکه شما هم مشتری بی‌بی‌سی هستی؟! اگر تلویزیون خودمان را گوش داده باشید، من سه بار در تلویزیون توضیح دادم که من هیچ نسبتی با آقای احمدی‌نژاد ندارم. گفت من اصلا تلویزیون خودمان را نگاه نمی‌کنم. ارزش دیدن ندارد. معلوم نیست چه می‌گویند، همه‌اش چرت و پرت است.

 

* آقا به ما دستور رسمی داده بود که بسیج در انتخابات حق دخالت ندارد؛ نه در نفی و نه در اثبات کاندیدایی. حتی ما در موقع انتخابات فرماندها‌ن بسیج را به عنوان اردو به لواسان تهران بردیم اما بدنه بسیج مردمند. ما فرمانده را می‌توانیم اردو ببریم اما بسیجی، نفر یا سازمان نیست که به او بگوییم به این رأی بده و به آن رأی نده.

* آقای خاتمی در همان اولین ملاقات به من گفت که یک عذرخواهی به شما بدهکارم. گفتم: «چرا؟» گفت: «رفتم خدمت آقای خامنه‌ای، به ایشان گفتم این آقای احمدی را که می‌خواهید به فرماندهی ناجا منصوب کنید در انتخابات مداخله داشته.» آقای خاتمی تعریف می‌کرد که آقا پاسخ داده بودند که آن احمدی که شما می‌گویید ایشان نیست، او شخص دیگری است. ایشان احمدی‌مقدم است. مشخص بود که حضرت آقا به او گفته است ولی قانع نشده است اما آن روز در هر حال به ظاهر از من عذرخواهی کرد.

 

* احمد توکلی به خود من می‌گفت از هاشمی نباید منتظری و از میرحسین نباید بنی‌صدر بسازیم.

 

* در انتخابات سال ۸۸ در کنار کمیته صیانت از آرا، جلایی‌پور هم با عنوان «پویش ۸۸» جوانان را سازماندهی می‌کرد. از همان الگوی بسیج در توجیه چهره به چهره‌ استفاده می‌کردند. پویش ۸۸ یکی از ستادهایی بود که در آن جوانان را برای تظاهرات، شبکه‌سازی‌های میدانی می‌کردند. از برنامه‌ریزی برای هنرمندان، ساختن فیلم و بخش‌های دیگر توسط آنها اطلاع داشتیم.

 

 از طرفی پیش از انتخابات جلساتی در دفتر آقای هاشمی تشکیل می‌شد که بخش راهبردی در آنجا بود. این جلسات با حضور خاتمی، هاشمی، میرحسین، ناطق و سیدحسن خمینی تشکیل می‌شد و برنامه‌ریزی‌ها در آنجا بود.

 در آنجا روی یک کاندیدا با هم توافق کردند. البته ابتدا موسوی در جلسات عضو نبود، زمانی که کاندیداتوری او قطعی شد به جمعشان اضافه شد. برگزاری جلسات مشخص می‌کرد که آنها در حال سازماندهی هستند تا با تمام ‌قوا در میدان حاضر شوند.

* در اواخر سال ۸۷ اتاق رصد رسانه‌ها را برای رصد اقدامات سیاسی در ناجا تاسیس کردیم. طبیعتا بسیاری از اقدامات اصلاح‌طلبان در روزنامه‌ها، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی آشکار بود اما بخش دیگری ‌از آن پنهان بود. احاطه اطلاعاتی ناجا نسبتا خوب بود. پویش ۸۸، دفتر هفت تیر و ستاد قیطریه را ناجا رصد کرد و گرفت.

از سازماندهی آنها مطلع بودیم اما از چگونگی آن اطلاع نداشتیم. شبکه‌های آنها مبهم بود؛ اینکه چه طور پلاکارد می‌آورند؟ چگونه شعارها تنظیم می‌شود؟ چه طور به افراد می‌گویند این طرف یا آن طرف برو؟ تمام این مسائل برای ما سوال بود. پس از اینکه در پویش ۸۸ اسامی دو هزار نفر از شبکه آنها را یافتیم شبکه میدانی‌شان متلاشی شد.

 تمام برنامه‌ها، فراخوانی و سازماندهی‌ میدانی آنها از بین رفت. وقتی محسن آرمین و افراد دیگر که بیانیه‌ها را می‌نوشتند، راهپیمایی‌ها را برنامه‌ریزی و خارج و داخل را با هم هماهنگ می‌کردند بازداشت کردیم، ضربه سختی خوردند.

* ناجا در اواخر سال ۸۷، براساس این تحلیل‌ها رزمایش‌هایی به عنوان «آرامش و امنیت» در ظاهر برای بازداشت دزد، فرود از آسمان و موارد دیگر در کل کشور برگزار کرد اما هدف، موضوع دیگری بود. این رزمایش‌ها بیشتر در شهرهایی که احتمال تهدید بیشتر بود، اجرا شد. رمضان‌زاده در یکی از جلسات خصوصی‌شان گفته بود این مانورها در ظاهر برای امنیت اجتماعی است ولی باطنش برای ما طراحی شده.

 

* یکی از قرائن ما برای بحران احتمالی، افزایش تردد خبرنگاران خارجی به ایران و تماس‌هایی که اصلاح‌طلبان با این افراد داشتند، بود. از کلاس‌هایی که دختر مک‌گین در دوبی برای آموزش انقلاب رنگین برگزار کرده بود کاملا خبر داشتیم. می‌دانستیم چه کسانی به آن کلاس‌ها می‌روند. برای ما روشن بود که تمام فعالیت‌های خارج، داخل و واسطه‌ها برای این بود که احمدی‌نژاد نباشد، حالا میرحسین هم اگر نبود، نبود.

 

* احمدی‌نژاد هم اصلاح‌طلبان را جدی نگرفت. تحلیلش از رقیب بر اساس استقبال از خاتمی بود. خود اصلاح‌طلبان هم متوجه عدم توان خاتمی در تجمیع شدند، به همین علت باید کسی را انتخاب می‌کردند که توان لازم در جذب مردم را داشته باشد.

زمانی که میرحسین با حمایت رسانه‌ها در صحنه حاضر شد استقبال‌های گسترده ای از او شد. وقتی چند گزارش از این استقبال‌ها را برای احمدی‌نژاد بردند، از میزان حضور اصلاح‌طلبان تعجب کرد و نگران شد. 10 روز مانده به انتخابات ناگهان سفرهای استانی خود را افزایش داد و هر روز به دو یا سه استان سفر می‌کرد. از آذربایجان غربی به اصفهان، از آنجا به مشهد.

* احمدی‌نژاد به جهت موقعیتش، به اطلاعات دسترسی داشت و از شبکه ‌اجتماعی خوبی برای ارزیابی اوضاع برخوردار بود.

 

* تنها تماس من با ایشان (احمدی‌نژاد)، پس از مناظره ‌با موسوی و کروبی بود. چون یکی از پاشنه‌آشیل‌های محسن رضایی جنگ است. اگرچه آقا محسن برای خودش برگ برنده حساب می‌کند اما می‌شود با تا دو سوال محسن رضایی را خراب کرد. مثلا عملیات رمضان را برای چه طراحی کردی و چرا بچه‌های مردم را به کشتن دادی؟ یا مثلا در عملیات کربلای ۴ و از این جور سوال‌ها. قبل از مناظره به آقای احمدی‌نژاد زنگ زدم و گفتم دفاع مقدس در ذهن مردم تقدس دارد، این را در خط قرمز بگذارید و وارد این حوزه نشوید. به آقا محسن هم می‌خواهم بگویم حالا در حوزه‌ی سیاسی هر چه می‌خواهید همدیگر را بزنید اما تقدس جنگ را از بین نبرید.

 

* سال 88 شبکه‌های اجتماعی آرام آرام در جامعه گسترش می‌یافت و ما از این موضوع غافل بودیم و احاطه‌ای به آن نداشتیم. چپ‌ها از شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، توییتر و ... برای پیشبرد برنامه‌هایشان به خوبی استفاده می‌کردند و ما اصلا روی آن برنامه‌ریزی نکرده بودیم.

* در سال ۸۸ امکانات و آمادگی‌ ما برای مواجهه با آن اتفاقات کافی نبود یعنی وسعت اتفاق را به این میزان پیش‌بینی نمی‌کردیم. در واقع پیش‌بینی آن کمی سخت بود.

* ما قصد برخورد با تجمعات را نداشتیم. مکرر در دبیرخانه جلسه داشتیم. هر شب سردار رجب‌زاده فرمانده ‌تهران تا سه نصف شب گزارش یک به یک خیابان‌ها را به من می‌داد. استدلال و استنباط من این بود که آنها دنبال بهانه‌ای از برخورد نیروی انتظامی هستند چون آقای هاشمی مرتب در مصاحبه‌ها می‌گفت اگر چهل میلیون نفر شرکت کنند واقعا رأی مردم محقق می‌شود. یعنی احمدی‌نژاد شکست می‌خورد. مرتب تاکید می‌کرد مشارکت واقعی یعنی چهل میلیون. آن زمان چهل میلیون یعنی شرکت‌کردن ۸۵ درصد از مردم در انتخابات. در حالی که باید از آقای هاشمی پرسید آخر شما که خودت ۸ سال مسئول بودی، چه زمانی ۸۵ درصد از مردم در انتخابات شرکت کردند؟

* اصلاح‌طلبان با استفاده از واژه مشارکت بالا و چون علاقه‌مند به حضور بخش خاکستری بودند جماعت خودشان را بسیج می‌کردند. ما هم گفتیم خوب است که ما هم از واژه مشارکت بالا استفاده کنیم تا حزب‌اللهی‌ها هم شرکت کنند و همه بیایند.

 

* طرفداران موسوی ۲۳ خرداد مقابل دفتر او در خیابان فاطمی و ولیعصر تجمع کردند و همان شب چند اتومبیل را آتش زدند. دو روز بعد یعنی ۲۵ خرداد به استناد فیلم‌ها و به روش جداسازی بلوک‌ها و شمارش نفرات، جمعیتی حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر حضور داشتند اما چپ‌ها با مبالغه، حضور دو یا سه میلیون نفر را اعلام کردند.

حتی اگر دو میلیون نفر هم بودند، خیلی غیرمنتظره نبود. موسوی در تهران حدود دو میلیون و سیصد یا چهارصد هزار رأی آورده بود، تعدادی که شرکت کردند یک‌پنجم کسانی بودند که به او رأی دادند. این تعداد هم در همان هفته به مرور کاهش یافت به طوری که جمعیت آنها در تجمع مقابل صدا و سیما ۵۰ هزار نفر بود. تاج‌زاده و چند نفر دیگر اعتراف کردند که ساعت ۴ بعد از ظهر روز انتخابات، ما با کمیته صیانت از آرا و با توجه به آماری که از استان‌ها البته به غیر از استان اردبیل جمع می‌کرد، متوجه شدیم که موسوی باخته است.

حالا آرای اردبیل هم نهایت یک یا دو درصد نتایج را بالا و پایین کند. تاج‌زاده می‌گوید به آقای خاتمی گزارش باخت را دادیم. خاتمی گفت به موسوی نگویید، روحیه‌اش خراب می‌شود. بلند شوید با هم پیش میرحسین برویم. پیش میرحسین رفتیم و پیروزی‌اش در انتخابات را تبریک گفتیم و گفتیم از اینجا به بعد هم دیگر بعید است که نتایج تغییر کند. چند دقیقه بعد هم سایت کلمه سبز اعلام پیروزی کرد. موسوی هم ساعت 11 شب مصاحبه کرد که من با رأی بالا قطعا پیروز انتخابات هستم! یعنی موسوی بنده خدا را در چاله انداختند.

تجمعات ۲۳ خرداد پراکنده بود و شب در خیابان‌ها، میادین سعادت‌ آباد، نور، ونک و جاهای دیگر تجمع می‌کردند، آتش روشن می‌کردند و تخریب می‌کردند. اما راهپیمایی بزرگشان را بیست‌ و پنجم گذاشتند. بیانیه‌نویسشان هم مجید انصاری بود. در جلسه‌ دبیرخانه که همان روز برگزار شد تصمیم گرفتیم که با اغتشاش‌گران برخورد کنیم و اگر کسی بی‌نظمی یا اخلال عمومی ایجاد کرد را دستگیر کنیم. ما به آنها ابلاغ کردیم که اجازه تجمع ندارید. بعد مجمع بیانیه داد و لغوش کرد.

* روز 25 خرداد آقای تابش نماینده مجلس طبق رفاقتی که از قدیم با من داشت، با من تماس گرفت، گفت می‌شود ما همراه آقای خاتمی به تجمع برویم یا نه؟ گفتم من توصیه نمی‌کنم که آقای خاتمی برود چون بالاخره این تجمعات غیرقانونی است و جرم محسوب می‌شود. گفت نه، ما می‌خواهیم جلوی مسجد صاحب ‌الزمان در خیابان آزادی، آقای خاتمی با یک بلندگو روی وانت به مردم بگوید بروید خانه‌هایتان.

 

گفتم من این را هم توصیه نمی‌کنم. اگر می‌خواهد در مسجد صحبت کند اشکالی ندارد ولی بیرون مسجد را توصیه نمی‌کنم. گفت حالا باید چه کار کنیم؟ حاج آقا قول داده است که برود، برایمان خیلی بد می ‌شود. حالا شما یک کاریش بکن ولی نم‌ ‌شود که ما نرویم. گفتم خب باشد. حالا یک کاریش می‌کنیم. یک تیم اسکورت به او دادیم، آنها هم از مسیری خاتمی را بردند که در ترافیک بیفتد. خاتمی هم تماس گرفت و گفت من در راه‌بندانم و دیگر نمی‌رسم! بعد هم به بهانه اینکه اینجا خطرناک است دستور داد که برگردند.

 آقای خاتمی خیلی زیرک است و حواسش کاملا جمع بود. آقای خاتمی نیتش‌ از ابتدا این بود که نرود. با هماهنگی‌ای که با ما کرد مشخص شد که فقط می‌خواست یک صورت ظاهری و بهانه‌ درست کند که شرکت نکند. از همان ابتدا یک احتیاط‌هایی داشت. مثلا همین که کلمه جنبش سبز را به کار نبرد و از همان ابتدا حسابش را از آنها جدا کرد. واژه تقلب را هم به کار نبرد تا راه گریزی برای خودش گذاشته باشد یا مثلا به آقا حمله نکرد. یک خطوط قرمزی برای خودش گذاشت که الان همان خطوط قرمز، او را با کروبی و موسوی متمایز می‌کند.

 

 اگر بخواهیم یک جمع‌بندی کنیم حتی می‌توانیم بگوییم که مواضع، اقدامات و رفتارهایش از هاشمی هم بدتر نبوده است ولی خب شکی نیست که اینها همه در پشت صحنه‌ با هم هماهنگ بودند و به نظر من اگر عقل دست خاتمی بود مسئله را زودتر جمع‌ می‌کرد. ولی دیگر کار از دست اینها هم خارج شده بود.

* تا روز ۳۰ خرداد اتاق جلسات هاشمی، ناطق، سیدحسن خمینی و خاتمی برقرار بود. حالا بعدا هم موسوی را ملحق کرده بودند. معلوم است آنجا در سطح کلان فکر و تصمیم‌گیری می‌کردند. آقای ناطق بعدا به من گفت خدا وکیلی من دیگر بعد از انتخابات در جلسات اینها شرکت نکردم و حسابم را جدا کردم. تا قبلش برای اینکه موسوی بیاید و احمدی‌نژاد را کنار بزنیم با اینها هماهنگ بودم ولی بعد از این رفتارها دیگر با آنها هماهنگ نبودم.

 

* اینها سه تشکل داشتند؛ یک تشکل مهدی هاشمی که برای تخریب بود که آن را با حمزه کرمی در دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد راه انداخته بودند؛ اراذل و اوباش، تخریب‌ها و لشکرکشی‌ها را ساماندهی می‌کردند. یک تشکل دیگر پویش ۸۸ بود که جلایی‌پور به عهده داشت. ستاد جوانان که ساماندهی خوشه‌ای و در واقع سازماندهی شبکه‌ای را در کف خیابان ها می‌کردند؛ پلاکاردها، پوسترها و شعارها را سازماندهی می‌کردند.

* ما اطلاعات فریب می‌دادیم که تظاهرات در فلان نقطه برگزار خواهد شد اما می‌دیدیم که هیچ کسی نمی‌رود. معلوم می‌شد که یک شبکه مطمئنی دارند که فقط از طریق موبایل و اس‌ام‌اس هدایت نمی‌شوند و تجمعات در همان جایی که مشخص شده برگزار می‌شد.

 آنها هم وقتی کروبی یا موسوی می‌خواستند به تجمعات بروند اطلاعات فریب می‌دادند. ولی ما از اینکه تیم حفاظت آنها کدام منطقه را چک می‌کنند، متوجه می‌شدیم محل تجمعشان کجاست. آنها از شبکه‌های اجتماعی خیلی خوب بهره‌برداری می‌کردند ولی ما در رابطه با فیس‌بوک و شبکه‌های مجازی خیلی توجیه نبودیم.

* کروبی بنده خدا بازی خورد. بیشتر، غرورش او را به میدان آورد وگرنه آنها قصد حمایت از او را نداشتند و اصلا در بازی آنها هم نبود.

* صبح ۲۵ خرداد حدود ساعت ۱۱-۱۲ که جلسه شورای امنیت ملی بود، آقای عزیز جعفری به من زنگ زد و یک‌سری توصیه‌هایی کرد. مسئولیت به ما داده شده بود، نه به سپاه. یعنی همچنان موضوع انتظامی بود و هنوز امنیتی نشده بود. ایشان گفت آقای احمدی‌مقدم، امروز برای شما یک دو راهی سخت است.

 

در تاریخ اسم شما می‌ماند و راجع به شما قضاوت می‌شود. نباید بگذاری اینجا تجمعی شکل بگیرد. یکی دو نفر دیگر و شاید آقای طائب هم به من زنگ زدند. احساس کردم که شاید آقا نظری دارد که مستقیم به من نمی‌گویند و دارند از کانال‌های دیگری به من می‌فهمانند. البته رویه ما با ایشان پیام‌های این شکلی نبود. تصمیم گرفتم به آقای حجازی در دفتر بیت زنگ بزنم. حدود ساعت۱۲:۳۰ به ایشان زنگ زدم و گفتم آقای جعفری و دیگران به من زنگ زدند. آیا شما از آنجا اشاره‌ای می‌کنید که من غیرمستقیم بفهمم یا خیر؟ آقای حجازی هم اینطور نیست که از خودش چیزی بگوید.

 اگر جمله‌ای از آقا داشته باشد را می‌گوید. در دفتر معمولا همه آقایان اینطوری هستند، یعنی رویه دفتر اینگونه است. یا دستوری دارند و از رویش می‌خوانند یا می‌گویند می‌پرسیم و به شما می‌گوییم. آقای حجازی گفت الان نزدیک اذان است، من سر نماز از آقا می‌پرسم و به شما خبر می‌دهم. یک ساعت بعد به من زنگ زد و بلافاصله و سراسیمه گفت آقا فرموده‌اند آقای احمدی‌مقدم خودش آدم عاقلی است و فرماندهی میدان هم دست ایشان است. هرگونه که مصلحت می‌بیند خودش عمل کند.

 

یعنی ما هیچ توصیه‌ای نداریم. خود شما فرمانده‌اید و می­‌دانید. موضوع کاملا روشن شد. من هم آقای رادان را فرستاده بودم و نیروهایمان هم در میدان بودند. تیپ یگان ویژه را در مسیرها مستقر کردیم. بنا را بر این گذاشته بودیم که اصلا اجازه ندهیم تجمع شکل بگیرد تا اینکه آقای رادان حدود ساعت سه به من گفت در میدان انقلاب جمعیت سرازیر شده و دارند می ‌آیند. گفتم جلویشان را بگیر. گفت اصلا نمی‌شود.

 

 نیم‌ساعت بعد گفت شاید چهل‌ هزار نفر جمعیت اینجا هستند. هر لحظه هم اضافه می‌شوند. گفتم پس درگیر نشوید. فقط نیروها را به پیاده‌روها بیاورید. هر کاری می‌خواهند بکنند، بکنند ولی نگذارید تشنج و درگیری بشود. فقط امنیت تظاهرات را برقرار کنید. بچه‌های حزب‌اللهی‌ هم جمع شده بودند و شعار می‌دادند. گفتم یک وقت بچه‌های حزب‌اللهی حمله نکنند و گزکی دست اینها بدهند.

* صبح همان روز زنگ زدم به شیخ قدرت علیخانی که نماینده مجلس بود گفتم شیخ قدرت! تو که آدم عاقلی هستی برو بگو فردا همه‌تان را دستگیر می‌کنند. اینجا دیگر محل برخورد است، تصمیم این است. اگر فردا مجمعی‌ها همه زندان رفتند گله‌مند نباشید.

بعدش زنگ زد گفت من هماهنگ کردم و الان مجمع بیانیه می‌دهد که به راهپیمایی نیایند. البته بیانیه هم دادند ولی الکی و آبکی بود. فقط برای این بود که خودشان را تبرئه کنند. واقعا ترسیده بودند و شاید عمده شخصیت‌هایشان هم نیامدند. یک جوری سُر خوردند و دَر رفتند. گفتند چون غیرقانونی است نیامدند.

* تا عصر، بخش اعظم راهپیمایی تا جلوی دانشگاه صنعتی شریف بود. بعد از اتمام تجمع، جمعیت که عمده‌شان هم از شمال شهر آمده بودند در حال پراکنده شدن بودند و به سمت شمال شهر برمی‌گشتند، جلوی پایگاه بسیج ایستادند، دعوا و درگیری درست کردند. بچه‌های پایگاه هم از داخل درب را بسته بودند و تعدادی‌شان رفته بودند بالای پشت بام. بالاخره اغتشاشگران به پایگاه حمله می‌کنند.

بچه‌های بسیج هم یکی دو تا تیر شلیک می‌کنند. قبلا قرارگاه ثارالله ابلاغ کرده بود. از سال ۷۰ یا ۷۱ که در درگیری‌های مشهد، کلانتری آنجا سقوط کرد، شورای امنیت ملی ابلاغ کرد که چون مقرهای نظامی نباید سقوط کنند، اگر در معرض سقوط بودند حق تیراندازی دارند.

بسیجی‌ها هم کسانی را با تیر زدند که آمده بودند داخل حیاط یا از روی نرده داشتند داخل حوزه بسیج می‌شدند. آخر سر هم ما نیرو فرستادیم و آن صحنه را کنترل کردیم ولی آتش‌سوزی، کشته و زخمی‌شدن، صحنه‌های بدی ایجاد کرد. در مجموع می‌توانیم بگوییم آن روز منهای این یک مسئله، موضوع امنیتی دیگری نداشتیم.

* در فیلم‌های هوایی روز قدس به دلیل اینکه جمعیت در میدان فلسطین یا میدان ولیعصر از هم جدا می‌شدند تعدادشان قابل تفکیک و شمارش است. حدود سه‌پنجم جمعیت برای خواندن نماز می‌روند و دو پنجم دیگر نماز نمی‌خوانند. یعنی اهل نماز و روزه نبودند.

* آقا وظایف را به دست کمیته ویژ‌ه‌ای که در دبیرخانه تشکیل شده بود، سپرده بودند. نتایج جلسات هم هر روز بعد از جلسه برای ایشان گزارش می‌شد. اعضای کمیته بنده، آقای جلیلی، وزیر کشور، وزیر اطلاعات، فرمانده ‌سپاه، آقای طائب، آقای ضرغامی رئیس صدا و سیما، دادستان تهران آقای مرتضوی و آقای رئیسی بودند. برخی اوقات هم من سردار اشتری را همراهم می‌بردم.

 

* آقا در جایگاهی هستند که از کانال‌های مختلف اطلاعات رسمی، دیپلماتیک و مردمی به ایشان می‌رسد. ایشان بیشترین اطلاعات را دارند، البته بعضی وقت‌ها کثرت اطلاعات موجب تزاحم است و انسان را در جمع‌بندی دچار مشکل می‌کند اما ایشان ذهن منظمی دارند و کثرت اطلاعات نظم ذهن ایشان را به هم نمی‌زند.

 همه داده‌ها را درست طبقه‌بندی و تحلیل می‌کنند، سپس استرانژی را تعیین می‌کنند. استراتژی آقا موجب شد پتانسیل‌های اصلاح‌طلبان از بین برود. اینکه بررسی شکایات توسط شورای نگهبان تمدید شد، ابتکار شورای نگهبان نبود بلکه آقا تصمیم به این کار گرفتند. نمی‌دانم خدا پس سر محسن رضایی زد که اعتراض کند؟

 




واژه کلیدی :لیبرالیسم و واژه کلیدی :سعدآباد و واژه کلیدی :سعید حجاریان و واژه کلیدی :انتخابات 84




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩٤

جیرفت سی تی / یادگار امام ( خمینی دوم) با تاکید بر اینکه سخن و راه درست هزینه دارد، گفت: مرحوم آخوند خراسانی با دشنام های زیادی از جمله تهمت بهایی بودن مواجه بود، اما استقامت او در رأی، در مقابل دشنام افراد به ظاهر متدین، ایشان را از اقران خود متمایز می کرد.

مهم‌ترین سخنان حجت الاسلام سیدحسن خمینی در همایش نکوداشت آخوند ملامحمد کاظم خراسانی در دانشگاه مفید قم به این شرح است:
**
حاشیه آخوند خراسانی بر مکاسب که بسیاری از علما آن را بر سایر آثار ترجیح داده اند گرچه مغفول نمانده است، اما در اندازه واقعی خود مطرح نیست.

** نباید فراموش کنیم که بسیاری افراد سلطنت رضاشاه را از آثار حرکت مشروطه دانسته اند و بخش زیادی از متدینین به این حرکت در همان زمان به دیده تردید نگاه کردند، اما یادمان باشد از مشروطه تا کشف حجاب کمتر از ۳۰ سال فاصله است و بسیاری در همان دوران با این قضیه، معترضانه برخورد می کردند؛ لذا اینکه امروز هیچ شک و شبهه‌ای نسبت به صحیح بودن حرکت مشروطه نداریم دلیل آن نیست که افراد آن روزگار هم چنین تصوری داشته‌اند.

** وقتی تاریخ مشروطه را ورق می زنیم می بینیم که مرحوم آخوند خراسانی در دوره خود با دشنام های زیادی از جمله تهمت بابی بودن و بهایی بودن مواجه بود، اما استقامت او در رأی، در مقابل دشنام افراد به ظاهر متدین، ایشان را از اقران خود متمایز می کرد.

** وی با ذکر نمونه های تاریخی از اتهامات و تهمت های فراوانی که به این عالم بزرگ دینی وارد می شد، وجه تمایز و یکی از درس های شخصیت ایشان را ایستادگی در مقابل این موج ها ذکر کرد و با اشاره به اینکه همه ما شرایط مشابه آن وضعیت را درک کرده ایم تصریح کرد: اینگونه نیست که اگر سخن درستی بگوییم و راه درستی را برویم بی هزینه باشد، بلکه قطعا این راه هزینه دارد.

** امام وقتی حرکت خود را آغاز کردند مشکلات زیادی داشتند؛ همانگونه که به یاد داریم ایشان گفتند خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است؛ گویی تیغ آن جریان تا آخر در جگر ایشان مانده بود و در پایان عمر از آب کشیدن ظرف آبی که مرحوم حاج آقا مصطفی از آن آب خورده بودند شکوه کردند، زیرا این اتفاق برای ایشان گران آمده بود.

** درس مرحوم آخوند این است که اگر می خواهید مردانه زندگی کنید باید هزینه دهید و همه چیز به 6 متر پارچه روی سر نیست! بلکه باید هزینه دهید؛ مسیر روزی پلو دارد و روزی ناسزا شنیدن.

** مرحوم آخوند خراسانی صرفا از این جهت که ایران را از استبداد نجات دادند و در مقابل مشکلات ایستادند کار بزرگی نکردند، بلکه کار ایشان این بود که در مقابل منیّت درونی خویش ایستاد و همین عامل شخصیت او را ممتاز کرده است




واژه کلیدی :آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و واژه کلیدی :متحجر و واژه کلیدی :دشنام




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩٤

  تولیت آستان مقدس امام خمینی(ره) گفت: درس بزرگ امام راحل برای ما این بود که به فهم مردم اعتماد کنیم و بدانیم که نمی توان آنان را فریب داد و حتی اگر در موضوعی نقطه مبهمی وجود داشته باشد حقایق روزی برای همگان عیان خواهد شد.

گزارش جیرفت سی تی به نقل از اخبار منتشره ایرنا حاکی است، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی (خمینی دوم) شنبه شب در دیدار با جمعی از مدیران و فعالان رسانه ای کشور در حسینیه جماران با تأکید بر اینکه انتخابات امسال به هیچ بهانه نباید مورد غفلت واقع شود، افزود: همه کسانی که نسبت به برخی روندها گله و شکایت دارند باید در آینده اعتراض خود را دنبال کنند، ولی این هفته باید در میان همین بزرگواران حاضر به انتخاب بهترین و لایق ترین افراد اقدام کنند.
وی شرکت در انتخابات را هم یک وظیفه و هم یک حق خواند و اظهار کرد: حضور در انتخابات یک وظیفه نسبت به گذشتگانی است که باید دین آنها را ادا کنیم و زحماتشان را پاس بداریم تا از این طریق اجازه ندهیم انقلاب و ارزش هایی همچون دین داری، مردمسالاری، ظلم ستیزی، حق مداری، صداقت، اعتلای نام اسلام و ایران و... که آنها برایش تلاش کردند، به تعبیر امام به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
وی تأکید کرد: شرکت در انتخابات ادای دین نسبت به امام و شهدا است.
یادگار امام راحل همچنین شرکت در انتخابات را یک وظیفه نسبت به مردم امروز کشور خواند که با انتخاب صحیح، معیشت، آرامش و امنیت بیشتر و بهتری پیدا می کنند و افزود: امروز مشکلات اقتصادی، بیکاری، تورم و گرانی از یکسو و تبعیض و اجحاف و حق کشی ازسوی دیگر و اعتیاد و ناهنجاری های فرهنگی از جهت سوم، جامعه را آزار می دهد.
سید حسن خمینی گفت: با رأی و انتخاب صحیح می توانیم در مسیر حل این مشکلات گام برداریم و بنابراین قهر با صندوق های رأی حتی اگر خود را محق بدانیم راه حل نیست و به استدامه اشتباه می انجامد.
یادگار امام راحل در ادامه، با ابراز نگرانی نسبت به اینکه امروز جهات دینی در جامعه کمرنگ شده و باید ظواهر دینی را هم پاس بداریم، شرکت در انتخابات را انجام وظیفه نسبت به نسل های بعدی نیز دانست و یادآور شد: قافله تمدن بشری با شتاب حرکت می کند و هر اشتباه امروز، ما را به پله های متعدد عقب می راند.
وی هشدار داد: اشتباه ما خدای نکرده می تواند امنیت کشور را که امروز در سطح خوبی است به خطر اندازد و طمع دشمنان را برانگیزد؛ لذا در قضیه حضور در انتخابات، نسبت به نسل آینده نیز وظیفه داریم.
سید حسن خمینی سپس با اشاره به اینکه انتخاب حق ماست و نباید نسبت به حق خود بی تفاوت باشیم، اظهار کرد: کسی که حق خود را نمی ستاند، مجبور به پذیرش ظلم می شود؛ بنابراین حق را باید شناخت و عاقلانه بر وجود و مطالبه آن پای فشرد.
وی افزود: چشم پوشی نسبت به حق شخصی اگر منجر به این شود که دیگران اصل آن حق را نفی کنند، گناه است و به هیچ عنوان مصداق کرامت و بزرگی نیست.
یادگار امام راحل با تأکید بر اینکه انتخابات هفتم اسفند به هیچ بهانه نباید مورد غفلت واقع شود، گفت: همه کسانی که نسبت به روند این انتخابات گله و شکایت دارند باید در آینده اعتراض خود را دنبال کنند، ولی این هفته باید در میان همین بزرگواران حاضر به انتخاب بهترین و لایق ترین افراد اقدام کنند.
وی همچنین در پاسخ به سخنان برخی حضار در خصوص موضوع عدم امکان حضور در انتخابات خبرگان، گفت: در مورد مسائل گذشته در فرصتی مناسب می توان به تفصیل سخن گفت، اما امروز نگاه من به آینده است و در این راستا آنچه باید مورد توجه ما باشد انتخابات هفتم اسفند است که اهمیت بالایی دارد.
سید حسن خمینی تأکید کرد: باید به کسانی رأی دهیم که وظیفه امروز و فردای خود را بشناسند، نسبت به دیروز جامعه اسلامی احساس دین کنند، حق را پاس بدارند و به هیچ بهانه ای چشم بر روی ظلم و اجحاف نبندند.
سید حسن خمینی در پایان از مردم خواست در هر جایی که به این مهم اقدام می کنند، به تمام ظرفیت رأی دادن توجه داشته باشند.
 
 




واژه کلیدی :ظواهر دینی و واژه کلیدی :سید حسن و واژه کلیدی :مطالبه و واژه کلیدی :اجحاف