جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٤

 واقعیت مصاحبه با بزرگان حوزه در مورد صلاحیت «سید حسن» چه بود؟

22دی ماه سال 94هجری خورشیدی/حسینی.

 

 

 

 

 

با توجه به اهمیت موضوع و مظلومیت این روزهای آیت الله سید حسن خمینی ( که جیرفت سی تی  از آن بعنوان خمینی دوم  نام می برد) بعنوان یک مسلمان بر خود لازم دانستم که  مطلبی را به نقل از بردار بسیار بزرگوارم یعنی سید مهدی حسینی را  روی  وبلاگم قرار دهم باشد تا شاهدی باشد برای آیندگان.

روزهاى گذشته رسانه هاى مخالف حضور یادگار گرانقدر امام حضرت آیت الله سید حسن خمینى، خط خبرى جدیدى را آغاز کردند و تنها راه احراز صلاحیت علمى داوطلبان را، شرکت در آزمون شوراى نگهبان اعلام کردند! و در حالى که هیچ دعوتنامه اى براى مجتهد عزیز صادر نگردیده، عدم حضورش را به عنوان انصراف تلقى کردند!

انتخاب، سید مهدى حسینى؛ خبرنگار حوزوی: ١. تقریباً همه بزرگان حوزه، حقیر را به خوبى مى شناسند و این افتخار را داشته ام که با آنها در سالهاى اخیر گفتگوى اختصاصى داشته باشم. ( در کارنامه چهار سال فعالیت خبرى خود، نزدیک هزار گفتگوى اختصاصى با بزرگان حوزه انجام داده ام که مى تواند در کتاب گینس هم ثبت شود!).کامپیوتر حقیر در بر دارنده ى صوت قریب به اتفاق این گفتگوهاى ارزشمند و بعضاً تاریخى است.تا دیروز هم هیچ گاه مصاحبه هایم مورد تردید قرار نگرفته بوده اند و جز اکرام و احترام چیزى از این بزرگان تصیبم نشده است.

٢. در روزهاى گذشته رسانه هاى مخالف حضور یادگار گرانقدر امام حضرت آیت الله سید حسن خمینى، خط خبرى جدیدى را آغاز کردند و تنها راه احراز صلاحیت علمى داوطلبان را، شرکت در آزمون شوراى نگهبان اعلام کردند! و در حالى که هیچ دعوتنامه اى براى مجتهد عزیز صادر نگردیده، عدم حضورش را به عنوان انصراف تلقى کردند!
٣.بنده نیز احساس وظیفه کردم و از محضر بیش از بیست تن از فقیهان به نام حوزه دو سؤال را پرسیدم:
الف: راه هاى احراز صلاحیت علمى و اجتهاد یک فرد به طور کلى چیست؟

ب: آیا با توجه به اینکه از آیت الله حاج سید حسن خمینى کتاب هاى علمى و صدها ساعت صوت موجود است، براى شوراى نگهبان "ممکن" است که با رجوع به آنها، صلاحیت علمى ایشان را احراز کنند؟ به بیان دیگر آیا صلاحیت علمى یادگار امام با توجه به کتب علمیه و صوتهاى درس، "قابل" احراز مى باشد؟

۴. تمامى کسانى که به سؤال بنده پاسخ دادند از جمله سرور معظممان آیت الله علوى گرگانى و سایر بزرگواران، در پاسخ به سؤال اول راههاى احراز اجتهاد از منظر فقهى را پاسخ داده و در سؤال دوم نیز فرمودند: بله؛ شوراى نگهبان مى تواند با مراجعه به آثار علمى ایشان، وظیفه ى خود را انجام دهد( که این به معناى تکذیب خط خبرى مذکور در بند ٢ بود). و صوت این مصاحبه ها نیز در کامپیوتر من ذخیره شده و قابل ارائه است.

۵. در هنگام انتشار این مصاحبه ها، بعضى از رسانه ها عمداً و بعضى سهواً مصاحبه ها را به معناى "تأیید" اجتهاد یادگار امام توسط علماى حوزه منتشر کردند و سپس رسانه هاى معاندى که تمام توانشان را جهت تخریب بیت امام به کار بسته اند به طور سازمان یافته از این بزرگان پرسیدند که آیا شما اجتهاد ایشان را "تأیید" کرده اید؟

یعنى سؤالى کاملاً انحرافى و مشوب به اغراض کثیف سیاسى! و کاملاً غیر مرتبط با آنچه بنده از محضرشان پرسیده بودم!

و از همه عبرت آموزتر و هوش رباتر این بود که "صداى جمهورى اسلامى" که از کنار تأییدهاى محکم علماى بزرگ نسبت به بیت امام به سکوت مى گذرد و اخبار ایشان را نیز به طور کامل سانسور مى کند، خبر تکذیب غیر کامل یکى از علما را به گوش مردم مى رساند! من خود در تاکسى شنیدم که صداى ملى، تکذیب یکى از این بزرگواران را اطلاع رسانى نمود! جلّ الخالق از بغض و حقد نسبت به بیت بنیانگذار امام!

۶. البته بعضى از آن بزرگان همچون آیات:محفوظى، سید جعفر کریمى، مسعودى خمینى، احمد بهشتى و... در پاسخ به سؤال بنده، به صراحت اجتهاد یادگار عزیز امام را نیز "تأیید" کردند اما گروه دیگر صرفاً "قابلیت احراز" را مورد تاکید قرار دادند. از جمله حضرت آیت الله کریمى جهرمى و آیت الله ایمانى و...

٧. در این دو روز جداى از خط تخریب علیه یادگار عزیز امام _که بى شک بى نتیجه است و به برکت روح پرفتوح امام، این خورشید تابان روز به روز پر نورتر خواهد شد_ ، این رسانه ها با اعتبار رسانه اى بنده بازى کرده و مرا به جعل خبر متهم نمودند و من که دستم از همه جا کوتاه است ایشان را به جدم واگذار مى کنم. و البته به جهت معذورات اخلاقى از انتشار بعضى از صوتها خود دارى مى کنم.
٨. سخنى هم با سه بزرگوارى ( از جمع بیش از بیست آیت الهى که با بنده گفتگو کرده اند) که به سؤالات انحرافى پاسخ به حق دادند و به نوعى موجب تکذیب من شدند دارم: حضرات آیات! من شما را آیات الهى مى دانم و شما را پیروان راستین ائمه صادقین مى شمرم! من واقع را به رشته تحریر در آوردم: آیا این نوشته مرا نیز "تکذیب"مى فرمایید؟

٩. در پایان به عنوان یک "طلبه" که بر حسب احساس وظیفه شرعى، اهل رسانه نیز شده است، به بزرگواران شوراى نگهبان خاضعانه یادآورى مى کنم: سه تن از بزرگانى که در مصاحبه با بنده اجتهاد آیت الله مظلوم سید حسن خمینى را "تأیید" کرده اند( آیات: محفوظى، کریمى و امینى) همان شاهدان صادقى هستند که در بزنگاه تاریخ، مرجعیت مقام معظم و منیع رهبرى را "تأیید" کرده اند. چگونه مى توان سخن نااهلان را ملاک قرار داد و گفت اجتهاد یادگار امام "قابل احراز" نمى باشد و شهادت این بزرگواران بى اثر است؟!انتخاب،




واژه کلیدی :آیت الله سید حسن خمینی و واژه کلیدی :سید مهدی حسینی و واژه کلیدی :احراز صلاحیت و واژه کلیدی :آیت الله علوی گرگانی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٤

 - در حالی که رهبر معظم انقلاب، بارها و بارها ، به صراحت و به زبان فارسی تصریح و تأکید کرده اند که هیچ کس حق تعرض به سفارتخانه ها را ندارد و حتی بعد از ماجرای حمله به سفارت انگلیس نیز صراحتاً آن اقدام را نکوهش کردند، آیا تکرار و حتی تشدید حملات به سفارتخانه های خارجی، آن هم توسط کسانی که خود را حزب اللهی و ارزشی و ولایتی و ... می نامند ضدیت آشکار با فرمان مکرر رهبری و دهم کجی به نظام نیست؟!

واقعاً جالب است! آقایان هم از ولایت فقیه هزینه می کنند و هم، آشکارا علیه مواضع اصولی رهبری حرکت می کنند. گو این که برای اینان، رهبری و ولایت فقیه، تنها تا زمانی حجت است که بتوانند برای تأیید رفتارهای خود، جمله ای از سخنان ایشان استخراج کنند و هرگاه، سخنی و دستوری از رهبری، مخالف امیال آقایان باشد، اساساً کر می شوند.

- هر چند که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در حال جست و جوی عوامل اصلی حمله به سفارت عربستان هستند و قطعاً کارشان را هم خوب بلدند ولی اظهارات برخی افراد در توجیه این حمله و این که یکی از چهره های شناخته شد این جریان می گوید "ما" خشمگین شده بودیم، می تواند سرنخی باشد برای رسیدن به آمران آن.

قطعاً اگر ماجرا تا رسیدن به سرحلقه ها و دستگیری و مجازات آنها پیگیری نشود و تنها به چند فرد فریب خورده و آلت دست بی جیره و مواجب بسنده شود، باز هم در آینده شاهد خواهیم بود که این حلقه های بسته، متحجر و افراطی، منافع ملت ایران را قربانی هوسرانی های سیاسی خود خواهند کرد.

- می گوید: "ما در مقابل تمام بی‌عزتی دیپلماسی صبر کردیم. در موضوع نوجوان‌ها و منا صبوری کردیم. خشم بالا آمده... .
و نمی گوید که کجا بود خشم شان در آن 8 سالی که عزت ایران را به باد دادند و فاجعه پشت فاجعه بر این ملت تحمیل کردند که تکراش جز ملال، چیزی نمی افزاید؟

 - می گوید: "حمایت ما از خشم و غیرت بود نه غارت." و نمی گوید حمله به یک سفارت بی دفاع، آتش زدن آن و دزدیدن وسایل داخل آن، اگر غارتگری نام ندارد، پس چه نام دارد؟
 این غارت است نه غیرت و شاید لازم باشد نگاهی دیگر به فرهنگ لغت داشته باشند.
 - می گوید: "سفارت چیه؟ یک مشت آدمی اینجا هستند که به عزت ما می‌خندند. با بی‌احترامی باید بیرونشون کنند. دولت که کاری نمی‌کند. یک مشت جوون، غیرت به خرج می‌دهند. این شور انقلابی را که نمی‌توانید جلوش را بگیرید."

واقعاً باید تأسف خورد به چنین طرز تفکری که نمی داند اگر به قول خودش تا دیروز یک مشت آدم در سفارت به عزت ما می خندیدند(!) ، امروز با کاری که شعبان بی مخ ها در آن نیمه شب با سفارت عربستان کردند، کل دنیا به حماقت ما می خندد و از همه بیشتر، سعودی ها قهقهه می زنند و می گویند: چه دوستان خوبی در ایران داریم که کارمان را آسان و باخت ما را به برد ما تبدیل کردند!

آنچه انجام شد، "شور انقلابی" نبود، "بی شعوری احمقانه" بود. سنگی بود که چند دیوانه به لحظه ای درون چاه انداختند و ملتی باید سال ها تلاش کند تا آن را از چاه بیرون آورد.

 - می گوید: "عربستان که فسق علنی دارد مثل انگلیس و آلمان و آمریکای امروز نیست که آرام سر می‌برند مثل معاویه برخورد می‌کنند با این نمی‌توانید درگیر بشوید... اهل بیت هم این‌گونه رفتار می‌کردند. فاسقی که مثل معاویه نیست مثل یزید است برخورد دیگری را می‌طلبد. مگر سیدالشهدا با یزید کنار آمد؟"

این که عربستان، فسق علنی دارد، سخن درستی است و کنار نیامدن امام حسین(ع) با یزید نیز کلام حقی است. اما امام حسین(ع) برای مقابله با فسق یزید، مردانه در برابرش جنگید نه این که شبانه به خانه های بی دفاع یورش ببرد و برای امت اسلام هزینه سازی کند.

خطاب به آقایان مدعی باید گفت اگر شما در آنچه ادعا می کنید، صادق هستید، اگر می خواهید با فاسق مبارزه کنید و اگر الگویتان واقعاً امام حسین(ع) است، به جای آن که مانند ترسوها، شبانه به سفارتخانه های بی دفاع حمله کنید، به سوریه ، عراق و یمن بروید و در آنجا مستقیماً با فاسقان مبارزه کنید.
اگر نمی دانید، بدانید که ریال به ریال خسارتی که به سفارت عربستان زدید را باید از کیسه همین ملت جبران کنیم و غرامت بدهیم. در واقع، شما نه به عربستان که به خود ما خسارت زدید؛ هم مادی ، هم معنوی.
بنابراین، شما با ملت ایران جنگیدید نه با فاسقان سعودی!
فاسقان سعودی و مزدوران آنها اینک در عراق و سوریه و یمن هستند. راه حضور در جبهه های جنگ علیه آنان نیز ، به ویژه در سوریه باز است، کما این که اکنون، "مردان"ی از ایران نیز در آنجا می جنگند. شما نیز اگر "مرد" جنگید و غیرت دارید، بروید آنجا و الّا از دیوار خانه مردم ، ننگ است نه افتخار.

جیرفت سی تی و مجموعه فعالان این وبلاگ نیز با ابرازتاسف از این فاجعه و محکوم کردن چماق بدست های احمق از مسوولان می خواهند ضمن برخورد قانونی لازم بهانه را از دیگران گرفته و قوه قضائیه طوری عمل کند تا درس عبرتی باشد برای دیگرانی که به هر بهانه می خواهند آبروی جمهوری اسلامی ایران را که از دستاوردهای شهیدان انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس است  اینگونه به باد بدهند.

اگر ما جای عربستان بودیم واقعا  چه می کردیم نمی خواستیم که همه دنیا را با خود همراه کنیم در محکومیت آتش زدن سفارت و کنسولگری؟

اگر همه دنیا عربستان را (در خصوص به آتش کشیده شدن سفارت و کنسولگری اش)همراهی کنند حق دارند و این حق عراق و حتی سوریه است که چنین حرکت هایی را محکوم کنند.




واژه کلیدی :سعودی و واژه کلیدی :دیپلماسی و واژه کلیدی :غارتگری و واژه کلیدی :عربستان سعودی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۸ دی ۱۳٩٤

قطع کسر بیمه از اضافه کار کارمندان؛ درست یا غلط؟

ایرنا- جیرفت سی تی -کارکنان دولت دشواری های ناشی از کمبود درآمد و تامین معاش را با بردباری به دوش می کشند به امید دوران شیرین بازنشستگی؛ اما به نظر می رسد صدور بخشنامه هایی چون «قطع کسر حق بیمه از اضافه کار کارمندان» این امید شیرین را تلخ کند و لذت زندگی آرامِ دوران بازنشستگی را بستاند.  

خبرنگار جیرفت سی تی با مشاهده این گزارش آورده است:

چنین کاری برخلاف رویه دولتی است که پایه و اساس برنامه ها و کارها و سیاست های خود را براساس تدبیر و امید نام نهاده است.

دولتی که از سوی کارشناسان و بزرگان و ریش سفیدان ایران زمین بعنوان دولت دانایان نام نهاده شده بعید به نظر می رسد که  چنین ظلمی را بر کارمندان و بازنشستگان روا دارد.

دراین صورت فرق دولت دانایان تدبیرو امید با به اصطلاح تمامیت خواهان گذشته در چه زمینه ای است.  حداقل دولت نهم و دهم با افزایش حقوق کارمندان توانست مشکل آنان را به حداقل برساند.

کارمندی که در دوره دولت هشتم قادر به پرداخت کرایه منزل نبود توانست اضافه بر تامین آن در زمینه خرید خودرو البته با استفاده از وامهای بانکی دولت احمدی نژاد اقدام کند که این در طول انقلاب اسلامی کم سابقه و حتی بی سابقه بود.

پول از آن ملت است و کارمندان بعنوان بخشی از این دولت و ملت چه گناهی مرتکب شده اند که بایستی اینچنین از سوی دولت تدبیر و امید مورد کم مهری قرار گیرند و  همین آب باریکه ای را که برای آنان در نظر گرفته شده هر روز دستخوش حوادثی نابخردانه ببینند.

جیرفت سی تی از بزرگان قوم تدبیر و امید می خواهد تدبیری بیندیشند که مردم را بیشتر از این دل آزرده نکند. همه تلاش های دولت برای ملت است و بالعکس، درحالیکه مردم دین خودرا به انقلاب و نظام ادا کرده و هر کجا که رهبری نظام امر فرموده اند حاضر شده اند این خارج از انصاف است که چنین دل آنها را بیازاریم. 

ضمن تشکر از گزارش ایرنا (بخش پژوهش) مطالعه ادامه آنرا توصیه می کنیم: 

زمانی بود که کارمندی، شغلی همراه با مرتبه اجتماعی و اقتصادی خاص به شمار می رفت که در نتیجه کارمندان نیز، از جایگاه و موقعیت ویژه ای در جامعه برخوردار بودند اما آن روزها گذشت. هم اکنون درآمدِ کارمندی برای بخشی از جمعیتِ کارمندان، نان بخور و نمیری است که در بسیاری از مواقع نام «آب باریکه» هم نمی شود روی آن گذاشت و همراه با نانِ آن شاید، نام آن نیز رفته است.
با وجود این شرایط، تیرماه سال 1393 بخشنامه ای از سوی دولت مبنی بر قطع کسر حق بیمه از اضافه کار کارمندان، صادر شد که در صورت اجرایی شدن آن، حقوق کارکنان دولتِ تحت پوشش صندوق تامین اجتماعی در ایام بازنشستگی 20 تا 50 درصد کاهش می یابد. با انتقادهای کارمندان و اعلام این طرح به مجلس، نمایندگان در جلسه علنی هفتم مرداد ماه امسال به بررسی طرح استفساریه ماده ۵۹ قانون پنج ساله برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران پرداختند و با وجود تصویب کلیات طرح، به لغو بخشنامه قطع کسر حق بیمه از اضافه کار کارمندان مشمول تامین اجتماعی رای دادند.
پس از تصویب این طرح استفساریه در مجلس و رای نمایندگان به لغو بخشنامه دولت مبنی بر کسر حق بیمه از اضافه کار کارمندان مشمول تامین اجتماعی، شورای نگهبان در شهریور ماه امسال، لغو بخشنامه قطع کسر حق بیمه از اضافه کار کارمندان را مغایر اصل ۷۳ قانون اساسی دانست. شنیده ها حاکی از این است که قرار است این طرح بازبینی شود.
جامعه کارمندان همه کاستی های شغل خود را نادیده می گیرند، به امید روزی که بازنشسته شوند و در ناتوانیِ پیری، دغدغه نان و معیشت نداشته باشند. اما بخشنامه هایی از این دست به یقین بر نگرانی و تشویش خاطر جامعه کارکنان دولت می افزاید.
با توجه به اینکه بر مبنای مقررات صندوق تامین اجتماعی فرمول تعیین حقوق دوره بازنشستگی، مجموع پرداختی دو سال پایان خدمت تقسیم بر 24 ماه است، حتی کارمندانی که 28 سال تمام از کل حقوق و اضافه کار آنان هفت درصد کسر و به حساب تامین اجتماعی واریز شده است، با اجرای بخشنامه یادشده از سوی دولت با کاهش شدید حقوق ایام بازنشستگی خود روبه رو خواهند شد.
همچنین بنا بر سابقه مبتنی بر قانون لازم به اجرای تامین اجتماعی مصوب سال 1354، کارمندان دستگاه های اجرایی و شرکت های دولتی که از نظر فصل بازنشستگی مشمول این قانون بودند شامل کسور اضافه کاری موثر در تعیین حقوق بازنشستگی هستند.
از سوی دیگر دستگاه های اجرایی و شرکت های دولتی نیز از دیرباز بر همین مبنا از مزایای مشمول کسور کارمندان مشترک صندوق تامین اجتماعی، کسور بازنشستگی کسر کرده اند و حتی به عنوان یک حق مکتسب، سالیان متمادی مبنای تعیین «حقوق بازنشستگی» مشمولان صندوق تامین اجتماعی قرار گرفته است. از این رو به لحاظ عملی و قانونی، نمی توان با صدور یک بخشنامه، تعهدات قانونی سازمان و صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی را در قبال کارکنان دولت منتفی دانست.
کارمندان از یک طرف، بخش بزرگ و مهمی از ساختار نظام و دولت و از سویی شهروندان جامعه هستند. بر پایه آمار سال 1393، 2 میلیون و 300 هزار نفر کارمند و یک میلیون و 220 هزار بازنشسته در ایران وجود دارد. بر این اساس هم از نظر قانونی و هم به لحاظ شواهدِ گویای وضعیت اجتماعی-اقتصادی بازنشستگان در کشور، صدور چنین بخشنامه هایی تا اندازه ای بی انصافی در حق کسانی است که جوانی، دانش و تخصص خود را در راستای خدمت به دولت و مردم هزینه کرده اند.
عملکرد کارمندان به عنوان سرمایه انسانی دولت، نقش مستقیم در اجرای سیاست های نظام و خدمت رسانی به مردم دارد. چنانچه وضعیت اقتصادی- اجتماعی این قشر دچار مشکل شود، بی شک بر وظایفِ کاری و سازمانی آنان، اثر منفی برجای می گذارد. پس هر برنامه، قانون یا مصوبه ای در ارتباط با دوره کاری و بازنشستگی، باید در راستای بهبود وضعیت اجتماعی- اقتصادی و فردی- سازمانی بازنشستگان و کارمندان باشد نه بر عکس.
کمبود و نابرابری درآمد، ناتوانی در تامین معیشت خانواده، تورم و ... گریبانگیر جامعه حقوق بگیران بخش دولتی به ویژه بازنشستگان کشور است. در دوره بازنشستگی، هزینه های زیادی همچون مخارج دانشگاه و ازدواج فرزندان، مخارج تامین بهداشت و سلامت در دوره میانسالی و فراهم کردن رفاه برای خانواده فشار زیادی را به بازنشستگان وارد می کند که حقوق ناچیز آنان پاسخگوی این فشارها نیست. همین درآمد پایین و محدودیت های پشتوانه ای مشاغل دولتی در همسنجی با مشاغل آزاد، این بخش بزرگ از ساختار اداری کشور را در برابر بحران های اجتماعی- اقتصادی، آسیب پذیر می سازد.
بیشترکارمندان برای جبران این مشکل ها به شغل دوم، روی می آورند و بازنشستگان نیز در بازنشستگی به کاری دیگر مشغول شوند. اگر چشم باز کنیم، نمونه های زیادی از بازنشستگانی را می بینیم که پس از بازنشستگی در شرکت های خصوصی، بنگاه های معاملات ملکی، سازمان تاکسیرانی و آژانس ها مشغول به فعالیت می شوند و برخی حتی تا پاسی از شب در قالب خودروهای شخصی در خیابان ها مسافرکشی می کنند. این گروه، 30 سال یا بیشتر از عمر خود را صرف خدمت به مردم و حاکمیت کرده اند و شاید تنها قشری باشند که در پرداخت مالیات از قانون فرار نکرده اند و پیش از دریافت حقوق، مالیات خود را پرداخته اند اما در بسیاری از موردها، حتی در پرداخت هزینه های زندگی دچار مشکل هستند. در این شرایط، سیاست های دولت به جای آنکه بارقه امیدی برای بهبود وضعیت اجتماعی- اقتصادی باشد، بر مشکل های آنان می افزاید.
درآمد، موقیعت، مزیت ها و پشتوانه های شغلی باید پاسخگوی نیازهای فرد باشد در غیر این صورت سرخوردگی و ناامیدی از شرایط را به دنبال می آورد و فرد، دچار نوعی بیگانگی از کار و حتی خانواده پس از بازنشستگی می شود. این مساله بتدریج اثربخشی سازمانی وی را در طول خدمت کمتر می کند. پیامد چنین وضعیتی این است که افراد در صورت برخورداری از سلامت در هنگام بازنشستگی یا شغل دوم پیشه می کنند یا مجبور به زندگی در شرایط دشوار مالی به دلیل کافی نبودن حقوق با شرایط اقتصادی خواهند بود. زندگی در این شرایط باعث نارضایتی و تنش هایی درون خانواده فرد بازنشسته خواهد شد.
همچنین نبود قوانین و سیاست های پشتوانه ای و خلاء سیاست های رفاهی همچون افزایش بیمه های بازنشستگی و بهبود وضعیت زندگی کارکنان دولت، علتی می شود که انگیزه و رغبت کارکردن در سازمان ها و دستگاه های دولتی را از میان می برد و کم کم بدنه کارشناسی دولت را به فقر نیروهای جوان و زبده دچار می کند که این مساله ساختار و اثربخشی نظام اداری و تحقق برنامه های توسعه ای را با مشکل های زیادی روبه رو می کند.
رفاه اجتماعی، بیش از هر چیز از وضعیت اقتصادی ناشی می شود، امری که با وجودِ آن، افراد به نوعی آسایش روانی دارند و می توانند با آرامش خاطر، امورِ زندگی فردی- اجتماعی خود را سامان و وظایفِ کاری - سازمانی را نیز با مسوولیت پذیری بیشتری انجام دهند. این موضوعی است که باید در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های اداری و سازمانی دولت لحاظ شود، اما در بسیاری اوقات فراموش می شود.
کوتاه سخن آنکه در چشم برهم زدنی عمر می گذرد و سن بازنشستگی فرامی رسد و دوره ای که باید پایان خستگی و نگرانی فرد برای تامین معاش باشد به دوره شروع مشکل ها در اوج فرتوتی و ناتوانی و تشدید دغدغه های کهنه، تبدیل می شود. آیا شایسته است فردی که بیش از سه دهه از عمر خود را صرف خدمت به مردم کرده است، در دوره بازنشستگی کمترین رفاه نسبی را نیز نداشته و با کمترین حقوق و مزایا، به دنبال راهی برای تامین هزینه های زندگی باشد؟ با وجود دشواری های یاد شده، طرح برنامه هایی همچون بخشنامه دولت در راستای قطع کسری از اضافه کار کارکنان دولت، استخوانی است لای زخم های کهنه ای که بر پیکره جامعه کارمندی و بازنشستگان کشور وجود دارد.
*از: فاطمه دوله

 




واژه کلیدی :ظلم به کارمندان و واژه کلیدی :اضافه کار کارمندان و واژه کلیدی :قطع کسرحق بیمه و واژه کلیدی :اصل73قانون اساسی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳٩٤

مهاجمان به سفارت عربستان علیه امنیت ملی ائتلاف کرده اند

ایرنا- جیرفت سی تی / انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه پلی تکنیک با صدور بیانیه ای، ضمن محکومیت شدید اعدام شهید آیه الله نمر توسط دولت عربستان، مهاجمین به سفارت عربستان را ائتلاف کنندگان علیه امنیت ملی نامید.

به گزارش روز سه شنبه جیرفت سی تی به نقل از گروه فرهنگی ایرنا،حاکی است :  در این بیانیه آمده است: درست زمانی که شاهد واکنش های بین المللی در محکومیت این حادثه بودیم، گروهی که باید آن را «ائتلاف علیه امنیت ملی» نامید با حمله ای سازمان دهی شده به سفارت عربستان در تهران و به آتش کشیدن آن و حمله به کنسولگری این سفارت در مشهد، سویه ی حمله های بین المللی را به راحتی به سمت کشورمان تغییر دادند.
نویسندگان این بیانیه در ادامه سوالاتی را مطرح کرده اند: همه می دانیم پرونده ی ایران در شورای امنیت سازمان ملل به تازگی با صرف هزینه و انرژی فراوان به طور کامل حل و فصل شده بود؛ آیا فراهم کردن مقدمه ای دیگر برای بازکردن پرونده ای علیه ایران در این شورا مصداق «اقدام علیه امنیت ملی» محسوب نمی شود؟ آیا اشغال سفارت یک دولت خارجی زمینه ساز انزوای سیاسی-اقتصادی دوباره کشورمان نخواهد شد؟چرا علی رغم حضور نیروهای انتظامی هیچ برخوردی با نیروهای خودسر برای جلوگیری از این اتفاق، صورت نگرفت؟
در پایان این بیاینه آمده است: انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه ضمن محکومیت مجدد اعدام آیت الله نِمِر و اقدام نابخردانه و سازمان یافته اشغال سفارت یک دولت خارجی، با دعوت از همه ی نیروهای سیاسی به خردگرایی و حرکت در راستای منافع و امنیت ملی، امیدوار است تا روزی در سپهر سیاسی خاورمیانه، نقد قدرت و حاکمیت رسمیت یابد و همه ی نیروهای منتقد سیاسی و اجتماعی در فضای عقلانی به طرح عقاید خود بپردازند و مجازات سرکوب، حبس، حصر و اعدام پاسخ به نقدهای منتقدان نباشد.


مطالب ذکر شده به نوع مورد تایید نویسنده وبلاگ جیرفت سی تی نیز می باشد.

از آنجایی که در موقعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران بیشتر از هر چیز نیازمند آرامش است چنین برخوردهایی می تواند بسیار شکننده باشد.

و اگر به درستی بازی را به پیش نبریم خواهیم دید که با جارو جنجال زمین بازی را بدست  می گیرند طوریکه زمین و زمان را از آن خود خواهند کرد و حتی ... با بازگشت با عقب و مطرح کردن سفارت آمریکا در ایران بدون اشاره به زمان  و موقعیت خواهند گفت که سفارت خانه ها و دیپلمات ها درایران امنیت ندارند و تجربه و گذشت زمان این را ثابت کرده است.

وزیر فهیم و دانای امور خارجه ما بارها در برخورد با عربستان در سازمان ملل و یا دیگر جاها با رعایت حرفه ای گری طوری برخورد کرده که یهانه را از دست طرف مقابل گرفته است.

اما اینکه چرا و چگونه و به یک باره چنین اتفاقی آن هم در حضور ناجا روی می دهد برای من که شناخت مناسبی از نیروی انتظامی دارم غیر قابل باور به نظر می آید.

همه ما باید در تلاش باشیم که جذب همسایگان از پشت بام آنان برای راه یافتن به خانه های کمی دورتر که فاصله زیادی با ما و کوتاهای با آنان دارند بدون هر گونه سوء استفاده ای بهره ببریم و کاری نکنیم که آنها را به سادگی از دست بدهیم .

اگر دلخور هستند و یا از ما رنجیده اند ، دلجویی کنیم و بهانه ندهیم که به هر بهانه ای دشمنان ما از همسایگان ما استفاده بهتری خواهند کرد که ما افسوس آنرا می خوریم.

دراین زمینه می توان به سیاست بسیار هوشمندان جناب آقای اکبر هاشمی رفسنچانی اشاره کرد که بسیار برای کشور مفید واقع شد.  گیلانی/

 




واژه کلیدی :سفارت عربستان و واژه کلیدی :کنسولگری عربستان