جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩۳

قاسم سلیمانی 

 متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در تاریخ 27 بهمن ماه سال 92 در جمع یادگاران دفاع مقدس لشکر 41 ثارالله است که در آن به مرور دقیق و البته خلاصه شده‌ای از اتفاقات، حوادث، بایدها و نبایدهای جهان اسلام پرداخته است.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نثار روح مطهر امام راحل(ره) و برای شادی روح شهیدان انقلاب و دفاع مقدس و به خصوص شهیدان والفجر 8 لشکر ثارالله و استان کرمان و همه استان‌هایی که در این لشکر بودند، استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان و برادرانی که از جاهای دیگر تشریف آوردند و برای سلامتی رهبر عزیز و بزرگوارمان اجماعا صلوات بفرستید.

خدمت عزیزان بزرگوار سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تبریک عرض نموده و گرامی می‌داریم یاد و خاطره امام عزیز و بزرگوار (ره) را. خداوند انشاءالله برکات و رحمت خود را بر آن انسان ناجی و پاک و به تعبیر مقام معظم رهبری بی‌نظیر بعد از معصوم نازل کند و ایشان را انشاءالله با انبیا و اولیا محشور کند.

از اینکه اجابت کردید این دعوت را و حضور به هم رساندید -این چهره‌های مبارک و نورانی، که هر کدام یک صفحه بسیار گویا و حقیقتی از بخش مهمی از ایثارگری و فداکاری این انقلاب است- صمیمانه هم احساس شرمندگی می‌کنم و هم تشکر.

از اینکه این بار در این اجتماع برادر عزیزمان آقای «رزم حسینی» [نیز هستند] به عنوان استاندار در شهر کرمان؛ این هم یک توفیقی است که به هر صورت این بار قرعه‌ افتاد استاندار کرمان از لشکر 41 ثارالله باشد و بخش مهمی از رزمندگان لشکر ثارالله هم در این پیکره شمیم خوش دوران دفاع مقدس را تداعی می‌کند.

همان دورانی که سرخ و سیاه نداشت و هر کس اخلاص داشت زیر آن سقف جا گرفت و جا داشت. کسی از کسی سوال نمی‌کرد چه خطی و چه اندیشه‌ای داری، همین که ندای امام(ره) را لبیک گفته بود به امام ارادت حقیقی خود را ابراز می‌کرد، آن جا خانه او بود، مکانی که هر کس از هر کجا خسته می‌شد آنجا آرام می‌گرفت. روح و
جسم و جان او آرامش پیدا می‌کرد.

جبهه یک بهشت زنده‌ای بود و هر کس بتواند به هر مقداری این شمیم را و این عطر را به جامعه ما تزریق کند و جامعه ما این بو را استشمام کند، به شهید خدمت کرده است.

من در این جلسه که استفاده هم کردیم از 2 عزیز بزرگوار و یادگار دوران دفاع مقدس سردار عزیز سردار نوری و برادر عزیزم جناب آقای مهندس رزم حسینی، سعی می‌کنم که خلاصه‌تر وقت شما را بگیرم چرا که عزیزانی از جیرفت و بقیه جاها آمده‌اند و باید زود برگردند.

امروز روز 22 بهمن و روز خیلی بزرگی است.
ما خودمان این جمع را می‌گویم که خودش را خیلی قریب و نزدیک به انقلاب حس می‌کند. تصورم این است که من گوینده و شمای شنونده معرفتمان نسبت به انقلاب از دشمنانمان کمتر است.

ما شناخت حقیقی از انقلاب را در تلاش دشمن حس می‌کنیم. ببینید سی و چند سال این حجم تلاش از جنگ تا تحریم تا موضوعات مختلف دیگر نشان از عظمت انقلاب دارد و نشان می‌دهد انقلاب یک شی بسیار با ارزشی است که دشمن این همه تلاش می‌کند برای اینکه آن را از خاصیت بیندازد.

من می‌خواهم در این جلسه برای بازشناسی مجدد موضوع انقلاب یک بازخوانی با زبان دیگری داشته باشیم. این جمع، هم قبل از انقلاب را درک کرده و هم زمان آن تبلور احساسات انقلابی را درک کرده و هم بعد از آن در راه انقلاب تلاش و مجاهدت کرده است.

انقلاب را بر مبنای 3 موضوع در جمع خودمان مورد بحث و بررسی قرار بدهیم. انقلاب بر مبنای اسلام و مکتب اسلام، انقلاب بر مبنای شیعه و مذهب تشیع و انقلاب بر مبنای ایران و قومیت.

مهم‌ترین حادثه اولیه تاریخ اسلام در سال 1492 اتفاق افتاد؛ یعنی «سقوط اندلس». نقطه اوج صعودی جهان اسلام. در 1492 اندلس سقوط کرد که همزمان می‌شود با پیدایش قاره آمریکا. از آن زمان، جهان اسلام یک سیل انحطاطی، قهقرایی و نزولی را طی می‌کند. ما در این دوره سقوط عثمانی را داریم که یک امپراتوری بسیار وسیع اسلامی بود و بخش اعظمی از جهان اسلام را اداره می‌کرد.

در تقسیم جهان اسلام به مستعمرات گوناگون، بخشی از شامات را فرانسوی‌ها مستعمره خود کردند، انگلیسی ها شرق آسیا و بخشی از خاورمیانه
را و کشورهای مختلف اروپایی مثل بلژیک‌ها و یونانی‌ها بخشی از جهان اسلام را مستعمره خودشان کردند؛ جهان اسلامی که خودش یک دوره طولانی، دوره خود عثمانی‌ها که 400 سال طول کشیده، این کشورها آمدند آن را پاره پاره کردند. تکه‌تکه کردند. در این سیر نزولی جهان اسلام، که از سقوط اندلس آغاز شد، جهان اسلام به نقطه صفر آن رسید که سقوط قدس در 1967 بود. یهودی‌ها قدس را فتح کردند؛ با همه ثروت مسلمانان، با همه امکانات مسلمان‌ها،‌ با همه جمعیت مسلمان‌ها، در دل جهان اسلام. حال اگر قدس در یک گوشه‌ای مثل اندلس بود و در قلب اروپا این اتفاق افتاد، باز یک چیزی بود. قدس در دل جهان اسلام بود. از سقوط قدس از سال 1967 میلادی هر اتفاقی می‌افتاده برای جهان اسلام زیر صفر بوده. که مهم‌ترینش مسئله کمپ‌دیوید را داریم. سفر سادات به تل‌آویو را داریم. این اتفاقات همه زیر صفر بوده.

در سال 1981 میلادی فهد پادشاه عربستان [جنایت کرد] اولین بار نیست که به جهان اسلام خیانت کرده است. اولین خیانت آن انجام دادن کنفرانس فاس [بود]. آمدند در اردن و آنجا طرح فهد که طرح سازش با رژیم صهیونیستی بود [را مطرح کردند] که عرفات گریه کرد و وقتی برگشت به دوستان خودش گفت: «عرب‌ها ما را فروختند.» این انحطاط وجود داشت، تا امام آمد.

امام چند ماه بعد از رفتن سادات به سرزمین‌های اشغالی فلسطین که در فرودگاه بنگوریون دست تکان داد و پیاده شد، امام در فرودگاه مهرآباد دست تکان داد و پیاده شد.

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و از ورود امام، سیر صعودی جهان اسلام شروع شد و جلوی آن حرکت قهقرایی و انحطاط و حرکت شدید نزولی جهان اسلام گرفته شد و به سیر صعودی تبدیل [گشت] و امام بود که با اقدام و کار شجاعانه خودش و با عمل کم‌نظیر خودش جهان اسلام را از سیر نزولی نجات و به سمت حرکت صعودی سوق
داد. شما به هر حال در این صعود هستید. همه حوادثی که اتفاق افتاد، حوادث یک صعود است حوادث جنگ 33 روزه و حادثه جنگ 22 روزه و موضوعات مختلف دیگر همین است.

مهم‌ترین رهبر عرب که پرطرفدارترین رهبر عرب هم بود، جمال عبدالناصر بوده که در اوج جنگ اعراب با رژیم صهیونیستی، فرماندهی جبهه اعراب را به عهده داشت.

آن جریان ناصر به عنوان ناصریسم که در عالم عربی وجود دارد یک جریان گسترده است فقط مصر هم نیست و این ناصر موشکی داشت به نام «ظافر» که قادر بود تل‌آویو را بزند.

جمال عبدالناصر که از شجاع‌های عرب بود و بسیار هم معروفیت و محبوبیت داشت، جرأت نکرد موشک را به تل‌آویو شلیک کند. در حالی که در جنگ بودند و صحرای سینا به اشغال درآمده بود، ولی این جسارت را نداشت که این کار را انجام دهد.

سرانه درآمد کشورهای اسلامی و عربی در حالی که فلسطینی‌ها با سنگ مقاومت می‌کردند، قریب 1000 میلیارد دلار بوده است و مخازن سلاح‌های گوناگون که از کشورهای اروپایی خریداری کرده بودند پر بود.

شما به عربستان نگاه کنید حجم سلاح‌هایی که آنها سالانه خریداری می‌کنند، از آمریکا و جاهای دیگر، حجم سلاح‌هایش از عدد آدم‌های موجود در درون کشور بیشتر است.

امام آمد و سنگ را به موشک تبدیل کرد. امام آمد و این جسارت را داد. این موشکی که به تل‌آویو خورد، اولین بار که به تل‌آویو خورد، بر خلاف همه جنگ‌هایی که بین اعراب و اسرائیل بود، این موشک عربی نبود، این موشک مصری نبود، این موشک ترکی مدعی دوره عثمانی نبود. امام ارتقا داد، در بعد مکتب همه عالم اسلامی مدیون امام است.

خدا می‌داند اگر امام نبود و اگر این انقلاب و نظام را برپا نکرده بود، این حرکت به وقوع نمی‌پیوست، وضع جهان اسلام چه وضعی داشت.
همان طور که هنوز پاره‌ای از آن دارای چنین وضعی است. این در بعد مکتب. در بعد مذهب شیعه؛ ما شیعه هستیم و افتخاراین کشور این است که 92 درصد از جمعیتش را شیعیان تشکیل می‌دهند.

از سال 40 هجری که امیرمومنان علی (ع) به شهادت رسید، در طول تاریخ اسلام تا تاریخ انقلاب اسلامی دوره‌ها را نگاه کنید، 80 سال بنی‌امیه حکومت کرده، 600 سال بنی عباس حکومت کرده، 400 سال عثمانی‌ها حکومت کردند اما هیچ کجا شیعه به عنوان مذهب شیعه جرأت ابراز مذهب خودش و مذهبیت خودش را نداشت.

امام حق بزرگی بر گردن ما دارد؛ این راباید بفهمیم و در سالگرد انقلاب به این کار بزرگی را که امام انجام داد قدری توجه کنیم.

عثمانی‌ها مجلسی داشتند؛ مجلس مبعوثان. در مجلس مبعوثان همه ادیان نماینده داشتند. مسیحیان نماینده داشتند، یهودیان نماینده داشتند و برادران اهل سنت ما هم نماینده داشتند و یک جا که تنها نماینده ممنوع بود حضور پیدا کند، تشیع بود.

وقتی انگلیسی‌ها به عراق حمله کردند، آن وقت عراق در سیطره عثمانی بود و جزء محدوده امپراتوری عثمانی و تنها مجموعه‌ای که ایستاد در مقابل انگلیسی‌ها و مقاومت کرد فقط شیعه و علمای شیعه بودند.

وقتی عراق جدید تأسیس شد و ملک فیصل در عراق روی کار آمد، در حالی که حدود 60 درصد جمعیت عراق را شیعه تشکیل می‌داد، 2 وزیر بدون وزارتخانه به شیعه‌ها دادند.

عبدالسلام عارف، اولین بار که خواست ارتش عراق را تشکیل بدهد و در دانشکده نظامی 300 دانشجو پذیرش کرد و از این 300 دانشجو 3 نفر از این دانشجویان شیعه بودند. 297 نفر اهل سنت بودند. شیعه مرجعیت دینی داشت، تابعیت فقهی از مراجع خودش داشت، ولی مرجعیت سیاسی نداشت و امام آمد، این مرجعیت سیاسی
را برای شیعه بنا گذاشت.

این جمهوری اسلامی، مرجعیت سیاسی شیعه شد.
این مرجعیت سیاسی شیعه؛ ما فکر کنیم این کار شخصی و فردی بود نه، این بنایی که امام گذاشت بنای کامل و جامعی بوده و ببینید این ساختاری که امام بر ایران حاکم کرده، این ساختار که در قانون اساسی ایران معنا و مفهوم پیدا کرده و تفسیر یافته، این ساختار حکم می‌کند و مراقبت می‌کند جمهوریت و اسلامیت این نظام با هم بقا داشته باشند.

اگر این ظرف ناقص باشد، ‌این شاکله ضعف داشته باشد، این ساختار ناقص باشد، هیچ فردی نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. کسی نمی‌تواند با یک سوت زدن با هر مقدار کاریزمای شخصیتی که داشته باشد، بتوانی کاری بزرگ بکند.

امام با این پایه‌‌گذاری بزرگ، در یک ساختاری قابل تعریف است. ظرف این ساختار ظرفی است که می‌توان همه ارزش‌ها را در بعد دینی و انسانی و اخلاقی در آنجا داد. این قابلیت پیدا می‌کند. امام این قابلیت را به وجود آورد که ایران بتواند مرجعیت سیاسی شیعه شود.

فرض کنید ایران نبود و ایران شاه بود -این را هم توضیح می‌دهم چون بعضی وقت‌ها خیلی‌ها مغلطه می‌کنند و فکر می‌کنند بنای روحانیت فقط یک بنای یک جانبه و بنای مذهبی و دینی بوده- همین مرجعیت بود که توانست عراق را از حلقوم آمریکا بیرون بکشد و سامانش بدهد. اگر مرجعیت نبود چه کسی می‌توانست این کار را انجام دهد. اصلا کجا می‌توانست معارضه شیعه عراق به ایران اتکا کند. این بنا، این ساختار، این شاکله توانست، اساس این موضوع و این کار را شکل دهد. امام کارهای بنیانی
و کارهای اساسی و بزرگ کرد.

احیای شیعه چیست؟ احیای شیعه با مرجعیت ایران یک قطبیت، یک قدرت به ایران می‌دهد هم در بعد سیاسی و هم بعد امنیتی و هم بعد اقتصادی. اینکه می‌گویند «هلال شیعی»؛ هلال شیعی که سیاسی نیست. هلال شیعی هلال اقتصادی است. مهم‌ترین مسئله اقتصادی جهان نفت است.
ما می‌دانیم 3 کشور ایران، عربستان و عراق بیشترین نفت جهان را دارند. عربستان اول
و ایران و عراق دوم و سوم هستند و تقریبا 70 درصد نفت جهان در منطقه شیعه نشین است یا قریب بر 80 درصد در منطقه شیعه‌نشین است. نفت عراق در همین کریدور بصره و بغداد؛ کوتر عربستان 80 درصد نفتش در منطقه شیعه نشین دمام، قطیف قرار دارد و ایران هم که مشخص است.

مرجعیت سیاسی شیعه به ایران یک قدرت مضاعف از قومیت بخشید، ضمن اینکه به شیعه کمک کرد به بازیافت قومیت شیعی [بپردازد] که این از اثرهای ماندگار است. اگر ایران نبود این اتفاقات هم نمی‌افتاد.

یک وقت یکی از رهبران عراقی پیش من آمد. می‌گفت: «من با طارق هاشمی رفتیم پیش ملک عبدالله و او ناراحت بود و به طارق هاشمی گفت که من 2 میلیارد دلار به شما کمک کردم که هنوز شیعه بر عراق حکومت کند؟ طارق هاشمی متوجه شد که او نمی‌داند من شیعه‌ام و خندید و گفت:«ما شیعه را با خود آورده‌ایم» وجه سیاسی بزرگ ایران ای ن کار را کرد و نفع عراق چیست؟ غیر از اینکه عراق قلعه مقاومت در مقابل ایران بوده. دژی یا جبهه شرقی کل عرب در مقابل ایران بوده است؟ همه پول‌هایی که به صدام دادند به این علت است.

طولانی مدت هم بوده و کاری به زمان جمهوری اسلامی هم نداشته. در زمان شاه هم بوده. اگر کسی فکر کند این تقاص در زمان جمهوری اسلامی است نه، اصلا در زمان شاه چند جنگ با عراق شد که یکی از آنها تپه 343 مهران بود، ولی مرجعیت سیاسی شیعه این را داد و چه نتیجه‌ای داد: «عمق‌بخشی به جمهوری اسلامی در ابعاد
سیاسی، ‌امنیتی و موضوعات گوناگون.» فکر نکنید ما خرج عراق می‌کنیم نه!‌ ما
الان قریب 12 میلیارد ریال با عراق تجارت داریم و این قابلیت رسیدن به 30 میلیارد دلار
را دارد.

سال گذشته یک میلیون و دویست هزار زائر از عراق به ایران آمدند که هر کدام بین 3تا 5 هزار دلار خرج کردند. این حرف‌ها از من نیست و بنا نیست بحث اقتصادی کنم.

این مانور 20 میلیونی در اربعین امام حسین (ع) که در کنار عربستان انجام گرفت و راهپیمایی انجام دادند، قابل وصف نیست. بعضی وقت‌ها آدم‌های عادی که فکرش هم نمی‌کنیم یک حرف‌های جامعی می‌زنند.

از یکی سوال کردند راهپیمایی چگونه بود گفت من از شما سوال دارم. طرف هم ایرانی بود، جواب داد: «شما به من بگویید کدام سلطان در دنیا هست که بتواند 20 تا 25 میلیون آدم را با خرج خودشان با پای پیاده و سمت خودش بسیج کند و کسی هم ذره‌ای احساس کمبود نکند؟ هیچ سلطانی، ملکی، رئیس جمهوری، هیچ اقتداری
در جهان وجود دارد؟» و خودش جواب داد: «بله! ‌یک سلطان این کار را کرد و امام حسین (ع) بود.»

این قدر ت ما است. این تظاهر مذهبی دینی شیعه 20 میلیونی، این قدرت‌نمایی ما بیش از رژه مسلحانه‌ای است که می‌رود هواپیماها و تانک‌ها و توپ‌ها را که همه به حق هم هست، به نمایش بگذارد.

در یک موضوع متعجب می‌شوند و این است امام به این نقش داد و محوریت داد. ایران و قومیت ایران همیشه در طول تاریخ شاهد این حکومت‌ها و جنگ‌ها بوده. شما در حوادث در طول تاریخ ایران همیشه ایران مکان تاخت و تاز بوده.

 700 سال تاریخ ایران، تاریخ مفقوده‌ای به نام سامانی‌ها، خوارزمشاهی‌ها و قومیت‌های گوناگونی بر ایران حکومت کردند. سلجوقیان از جاهای مختلف آمدند و یک دوره طولانی افغان‌ها، مغول‌ها همه ایران بودند؛ از همه قومیت‌ها. این را همه می‌گویند که برای اولین باردر این جنگ یک طرف و تمام قدرت دنیا یک طرف و ایران یک متر از خاک خود را از دست نداد و ایستاد سرفراز و سربلند و پیروز از آن بیرون آمد.

این کار بزرگ امام بود که مذهب را در پشتوانه ملیت و قومیت آورد. اگر این نبود، در همین سالگرد پرافتخار والفجر 8 هستیم، چه عاملی بود؟ این صحنه دل‌آرای شهید امینی و غواص‌های دیگر عملیات کربلای 4و 5، آن صحنه وحشتناک و حیرت‌آور و ترسناک را در دل شب در آب، بدون دفاع چه کسی می‌تواند از عهده‌اش برآید،
غیر از مذهب.

امام با تلفیق دین و جمهوریت بستری درست کرد به نام جمهوری اسلامی که ایران را بیمه کرد. مگر قدرت‌های زمان امروز با قدرت‌های زمان مغول‌ها و افغان‌ها، تاتارها، تاجیک‌ها و سامانی‌ها و خوارزمشاهیان قابل مقایسه‌اند؟

چرا کسی نمی‌تواند چنین جسارتی را بکند. الان این قدرتی که امروز همه دیدند. این قدرتی که شما می‌بینید این تلفیق، هنر امام بود؛ تلفیق مذهب به ملیت و امام آن طوری طراحی کرد که هیچ کس بر دیگری و هیچ کدام دیگری را مغلوبه نکند. نه مذهب، دموکراسی و مردم را و نه مردم، دموکراسی و مذهب را. چه کسی
چنین احساسی را می‌تواند [ایجاد] کند؟ هیچ‌کس نمی‌تواند این کار را بکند.

این دولت‌ ما، این مجلس ما، این قوه قضائیه ما، این مجالس متعدد ما، این شوراهای‌ ما. این هنر امام بود.

خیلی از علمای بزرگ شیعه مبارزه کردند، خدمت کردند به اسلام و تشیع و کتابت کردند، اما امام کجا و همه آن جمع ارزشمند مقدسی که امام در کلمات خودشان بارها آنها را تقدیس و احترام کرده و درست هم بوده کجا؟ امام 2 کار بزرگ برای این نظام با همه ارکانش از رهبری به ولایت فقیه و کانون‌های ارزشمند که به جا مانده و دوم مردم؛ 2 کانون اساسی قدرت و عظمت ایران. همه این احساس را داریم چیزی که به عنوان ملی‌گرایی در کشور ما رسم شد و به وجود آمد. ما نمونه‌های متعدد را دیدیم.

ملی‌گرایی اگر به معنای حب وطن باشد بد نیست. اما این ملی‌گرایی به این معنا که وطن را بسازد. اگر بود ما در جنگ می‌دیدیم جنگ یک تهاجم خارجی بود ایران که قلب ملی‌گرایی است مورد تهاجم قرار گرفت از طرف دشمن دیرینه و تاریخ ایران، پس کجا بودند این ملی گراها؟ ما ندیدیم نهضت آزادی را، ما ندیدیم جبهه ملی و آزادی را؟

کسی در جبهه دنبال گردان درست کردن و گروهان درست کردن نبود، ما ندیدیم. ابدا! ‌هدفم این نبود که این کلمه را بگویم اگر کسی حس ملی‌گرایی داشته باشد، باید امروز به این راه امام سجده کند این کار بزرگی که امام کرد برای این ملت و قومیت و برای این کشور. چطور این طرفداران محیط زیست وقتی حیوانی کشته می‌شود و یا در جایی آتش‌سوزی می‌شود حرکت می‌کنند، جمع می‌شوند و ما در ملی‌گراهای
خودمان به اندازه این را هم ندیدیم که این جنگ طولانی اتفاق افتاد و آنها بیایند برای
ایران چنین حرکتی انجام دهند.

امام این ملیت و قومیت را بیمه کرد. ایران امروز دارای یک قدرت حقیقی است که با همه افسانه‌های تاریخ و قدیمی ایران کاملا متفاوت است. از حضور قدرتمند ایران در شرق مدیترانه می‌توان نام برد.

این منطق ایران است هیچ کجای ایران بر مبنای روش‌هایی که دشمنان ایران عمل می‌کنند، عمل نکرده است و با زور و جنگ و حتی با پول توسعه نداده است.

همین سوریه که الان محور جدال اساسی است یک طرف همه دنیا قرار دارد و یک طرف واحدش ایران بعضی‌ها تز روشنفکری می‌دهند که حالا این آقا برود و یک نفر دیگر بیاید. فرض کنید مرده، چون حقیقت موضوع را نمی‌دانند.

در همین اردوگاهی که در آن آمریکا، رژیم صهیونیستی، ترکیه و عربستان هستند خوارج را به خوبی می‌بینیم، در جنگ احتجاج می‌کرد به وجود عمار یاسر در یاران خودش، بر مبنای آن حدیث نبوی که «عمار یاسر بر سپاهی که حق است در مقابل سپاهی که در راه ناحق هستند کشته خواهد شد.» در بین سپاه معاویه بعدا
این پذیرفته شده بود، ‌ولی احتجاج می‌کردند که ما عمار را نکشتیم و از درون سپاه امیرالمومنین(ع) خودشان آن را کشتند، 4000 حافظ قرآن در سپاه معاویه بود.

امیرالمومنین (ع) به جنگ این سپاه رفته بود و الان همه اینها را می‌بینیم. غیر از کفر و شرک و صهیونیسم، امروز ما در سوریه اینها را می‌بینیم که با الله‌اکبر سر می‌برند.

یک فردی آمد پیش من و گفت «آقای زرقاوی شب تا صبح قرآن می‌خواند و گریه می‌کرد و خودش یک جا 120 را سر می‌برد.»

آن چیزی که توانسته در سوریه تفکر ایران را موفق کند منطق ایران است. چون این منطق قوی است،‌ همه  آن تبلیغات و زورها تاثیر خود را نمی‌گذارد. امروز یک مدل در منطقه ایجاد شده همه تلاشی که سعودی‌ها دارند انجام می‌دهند دو کار مهم است،
یکی این که با پول فراوان، پول‌پاشی می‌کنند. دوم با تولید سلفیت برای بذر نفاق در
جهان اسلام تلاش می‌کنند همه از ترس این است که این مدل و نمونه در درون آنها تاثیر بگذارد و تاثیر می‌گذارد.

این هنر امام و این کار امام بود که این شیء ارزشمند و گرانبها را [بنا نهاد.] امامی که اسرارالصلاة را می‌نویسد که عرفا از درک و تفسیر آن عاجز هستند، در 25 سالگی نوشت. امامی که که آن معرفت را پیرامون نماز دارد می‌فرماید: حفظ این نظام از نماز واجب‌تر است به دلیل این مرکزیت، قطبیت و خصوصیت در این راه مبارزه کردند؛ دارند نگاه می‌کنند انقلاب و ایران را از این جایگاه و ما باید همیشه خودمان را قدردان امام بدانیم و مدیون امام بدانیم و شرمنده امام بدانیم و بدهکار امام و شهدا و راه امام بدانیم.

امروز همان روز امام است. من این جمله رزم حسینی را قدر می‌دانم که همه ما به عنوان حکومت همه آحاد ملتمان را محب ولایت بکنیم.
این کار ارزشمندی است. اینکه ما نظام اسلامی را نظام کارآمد، خدمتگزار و موفق کنیم
و مثل اینکه مردم برای آن جان می‌دهند.

این 22 بهمن مگر تلویزیون و تبلیغات‌ ما و ادارات ما این قدرت را دارند که در روز تعطیل این جمعیت را بیاورند که همه متحیر می‌شوند. ما باید این را کامل کنیم هر کجا مسئولیت داریم و توان داریم به این نکته توجه کامل و جدی نماییم.

انشاء‌الله خداوند همه ما را در این راه ثابت قدم بدارد و توفیق بدهد. توجه کنیم هر جا هستیم این دو نکته را مورد توجه قرار دهیم همه این خصوصیتی که ذکر شد و حقیقت است صدها مستند دارد برای حفظش؛ حفظ آن مرهون 2 چیز است یکی باقی ماندن جمهوری اسلامی به معنای همه خصوصیت آن  و دوم ولایت فقیه. خصوصا رکن مهم ولایت فقیه که  انسانی حکیمی و متقی بر مسند آن تکیه زده و باید ط قرمز همه ما باشد.تمام/

 




واژه کلیدی :قاسلم سلیمانی و واژه کلیدی :استاندار کرمان و واژه کلیدی :هلال شیعی و واژه کلیدی :سپاه معاویه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳

اما بخوانید جدید ترین خبر جیرفت سی تی را به نقل از فرمانده محترم نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی :

دریادار حبیب الله سیاری شب گذشته (سوم خرداد 93خورشیدی) در برنامه ای تلویزیونی که به مناسبت سوم خرداد با مجری گری آقای طالبی برگزار شد (به صورت زنده) گفت: آمریکایی ها فیلم کاپیتان فیلیپس را بر مبنای عملیات ما ساختند .

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: روش آنها(آمریکایی ها) هنگام مواجهه با اینگونه مسائل اینطور است که اگر شناور یا لنج را دیدند با موشک می زنند نصف آنرا می برند و بعد وارد عمل می شوند.

دریادار حببیب الله سیاری ادامه داد: اصل عملیات را ما با آزاد سازی کشتی چینی انجام دادیم که در نتیجه آن نیروهای عمل کننده ایرانی از طریق زیرآبی به داخل کشتی نفوذ کردند و پس از به تصرف درآوردن طبقه های کشتی موفق شدند دزدان دریایی سومالیایی را نیز اسیر کنند و فرمانده چینی را به همراه خدمه کشتی و با دزدان دریایی به آّبهای ایران آوردیم.

  ناخدارسیاری ادامه داد:کاپیتان چینی که یک گلوله به پایش اصابت کرده بود ، رانش کشتی را از کار انداخته بود و دزدان او را وادار به حرکت شناور کرده بودند البته با سرعت پایین.

سرعت آنان کم بود و ناو ایرانی را را مسدود کرد و 48ساعت عملیات که 24ساعت آاول مذاکره وقبول نکردند و 24ساعت دوم حمله کردیم با عملیات ویژه زیرآبی به بدنه شناور دزدیده شده از سوی دزدان دریایی نزدیک شدیم با اقتدار علمی و جسمی نفوذ کردیم و در عرضه حاضر و به طبقه اول و از موتورخانه تا انتها را تصرف کردیم و دزدان را دستگیر و کشتی را سالم به همراه دزدان دستگیر شده سالم به جمهوری اسلامی ایران  در خاک کشور عزیزمان ایران تحویل دادیم و مابقی سرگذشت را خودتان بهتر می دانید.

فرمانده نیروی دریایی ارتش با بیان اینکه آمریکایی ها فیلم کاپیتان فیلیپس را بر مبنای عملیات ما ساختند ابراز داشت: اصل عملیات را ما انجام دادیم که وارد کشتی دزدان شدیم .

حبیب الله سیاری ادامه داد: چرا نمی خواهیم اقتدار جوانان خودمان را به نمایش بگذاریم و کاری (فیلمی را) بر مبنای کار خودمان بسازیم.

دزدان دریایی ورزیده هستند، تیراندازان خوب و از خود گذشته ای هستند، طرف شدن با چنین عناصری کارو زار خودشان را می طلبد و امروز این سیستم برقرار است و تاریخ حضور کشتی رانان ایرانی را در آبهای ازاد دنیا ثبت کرده است.




واژه کلیدی :دزدان دریایی و واژه کلیدی :کشتی فیلیپس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳

 از خرمشهر ناصر تقوایی تا کاپیتان فیلیپس آمریکایی ها

...ناصرتقوایی روزها به دنبال سید محمدبهشتی دوید.لوکیشن و عظمت خرمشهر پس گرفته شده را به او یادآوری کرد و از فیلمنامه اش گفت.اما آنهاطرحش را به هیچ گرفتندو نیم نگاهی نیز به او نکردند.زمان گذشت و یکی از مهمترین فیلم های سینمایی تاریخمان که در مورد شهرقهرمانان راستین ایران بود هیچ وقت ساخته نشد.در مقابل اما آمریکایی ها بدرستی از یک ناخدای عادی یک قهرمان می سازند...

فیلم سینمایی کاپیتان فیلیپس در 6 بخش کاندیدای کسب جایزه اسکار 2014 شده است.فیلم یک ماجرای حقیقی است و از کتابی به همین نام نوشته کاپیتان ریچارد فیلیپس (ناخدای کشتی تجاری شرکت آلامابا) برداشت شده و خود ریچارد فیلیپس
نیز در نگارش فیلمنامه به بیلی ری مساعدت داشته است.

 ریچارد فیلیپس در سال 2009 در سواحل عدن به دام دزدان دریایی سومالیایی افتاد و کشتی خود را از دست داد اما با ترفند و زیرکی توانست هم کشتی را نجات دهد و هم اینکه دزدان دریایی آن منطقه را دست خالی بگذارد.

کتاب  فیلیپس که در سال 2010 به بازار نشر راه یافته بود،سرو صدای فراوانی به پا کرد و با استقبال مواجه شد.در واقع زمینه برای بروز و ظهور یک شخصیت قهرمانانه دیگر برای آمریکایی ها جور شده و دست برقضا این شخصیت حقیقی است و مو لای درز داستانش نمی رود.به گونه ای که تاکنون یک سریال تلویزیونی و همچنین فیلم سینمایی کاپیتان فیلیپس در باره این رویداد ساخته شده است.

 این روند قهرمان سازی بحق یا ناحق همیشه در سینمای جهان و به ویژه در سینمای آمریکا وجود داشته است.آنها حتی در باره تاریخ ما ایرانی ها نیز فیلم می سازند و برای خود قهرمان سازی می کنند.فرقی هم نمی کند که این تاریخ معاصر باشد مثل فیلم آرگو و یا اینکه تاریخ قرن ها پیش مانند فیلم شاهزاده ایرانی.

 مسئله اینجااست که آیا ما از فرصت هایمان استفاده کرده ایم؟تاریخ ایران کم قهرمان راستین دارد که این ارزش را داشته باشد که داستان زندگی اش که بخشی از روزگار کشور مااست بر روی پرده نقره ای بیفتد؟همین تاریخ معاصر ما از مشروطه تا انقلاب و از دوران جنگ تا کنون کم داستان برای ارائه داشته است؟

 سوم خرداد 61 وقتی خرمشهر از بند دشمن رها گردید،شهر ناخواسته به لوکیشنی بی بدیل تبدیل شده بود.نخل های مغرور که قرن ها همنشین ستاره ها بودند نیم سوخته شده فریاد می کردند.شهر آرام و زیبا تبدیل به ویرانه شده بود.مسجد جامع با گلدسته هایش تقریبا سوخته و خراب بود و در مجموع در یک نگاه خرمشهر اصیل ترین مرجع برای اثبات تخاصم و تجاوز دشمن به شمار میآمد.

 در گیرو دار روزهای پس از آزاد سازی خرمشهر،کارگردانی 41 ساله ارزش هنری و سینمایی خرمشهر را در لحظه آزاد سازی به زیبایی درک کرد.همینجابود که ناصر تقوایی در قامت مردی اهل خوزستان و آشنا با منطقه تصمیم گرفت در باره خرمشهر
با محوریت مسجد جامع شهر فیلمی بسازد.

 لوکیشن آماده بود.یعنی به طور قهری و طبیعی بهترین لوکیشینی که می شد تصورش را کرد در اختیار بود.فیلمنامه و یا تم اصلی ماجرا نیز در اختیار تقوایی بود.فقط می ماند همت مسئولان سینمایی کشور تا این کار کلید بخورد.اما سرانجام این فکر بدیع تقوایی به کجا انجامید؟تقوایی روزها و روزها به دنبال سید محمد بهشتی دوید.لوکیشن و عظمت خرمشهر پس گرفته شده را به او یادآوری کرد و از فیلمنامه
اش گفت.اما تقوایی و طرحش را به هیچ گرفتند و بهشتی و رفقایش نیم نگاهی نیز به او نکردند.

زمان گذشت و یکی از مهمترین فیلم های سینمایی تاریخ ایران هرگز و هرگز ساخته نشد.داستان ما همین است و حد و اندازه ما در سینما و ادبیات و شعر همین و همین.

 بامزه اینجااست که خود ما دست روی دست می گذاریم وآن موقع فریاد مان به آسمان می رود که می بینیم مثلا آرگویی ساخته شده است.ب

ازتاب های ساخت آرگو را ببینید.از هر قشری و صنفی در باره آرگو صحبت کرده اند تا از فاقله عقب نمانند.اما در باره اینکه آرگو بد است خب بگذار باشد اما ما چه باید بکنیم کمتر سخن به میان آمده و یا نوشته ها و حرفها در میان این غوغا گم شده است.

 در مورد همین قضیه کاپیتان فیلیپس، نیروی دریایی ایران لیدر جهانی مبارزه با دزدان دریایی است و داستان های فراوانی برای بازگو کردن وجود داشته که ارزش سینمایی شدن داشته باشد.اما باید دست روی دست بگذاریم تا یک آمریکایی از اتفاقی که برایش افتاده کتابی بنویسد و از آن فیلمی حادثه ای و بیوگرافیک ساخته شود.

 کاپیتان فیلیپس صرفا فیلمی درباره ناخدای یک کشتی پر ماجرا نیست. این فیلم قهرمانی آمریکایی جماعت را جلوه گری می کند که دست برقضا داستانشان سراسر حقیقت است.

 موقعی که تقوایی می خواست مسجد جامع خرمشهر را بسازد 41 ساله بود و اکنون 73 ساله.از او و امثال او شاید دیگر گذشته باشد اما تاریخ و قهرمانان ایران زمین که قرار نیست محو شوند.متولی این امر کیست.قهرمانان ما چرا باید در ادبیات و شعر و سینما و تئاتر اینقدر غریب باشند؟!

تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392 - 16:59:38 کد مطلب:336281 سرویس خبری: وبلاگ > تهرانی، مهدی.

اما بخوانید جدید ترین خبر جیرفت سی تی را به نقل از فرمانده محترم نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی :

ایشان شب گذشته در برنامه ای تلویزیونی که به مناسبت سوم خرداد با مجری گری آقای طالبی برگزار شد (به صورت زنده) گفت: آمریکایی ها فیلم کاپیتان فیلیپس را بر مبنای عملیات ما ساختند .

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: روش آنها(آمریکایی ها) هنگام مواجهه با اینگونه مسائل اینطور است که اگر شناور یا لنج را دیدند با موشک می زنند نصف آنرا می برند و بعد وارد عمل می شوند.

دریادار حببیب الله سیاری ادامه داد: اصل عملیات را ما با آزاد سازی کشتی چینی انجام دادیم که در نتیجه آن نیروهای عمل کننده ایرانی از طریق زیرآبی به داخل کشتی نفوذ کردند و پس از به تصرف درآوردن طبقه های کشتی موفق شدند دزدان دریایی سومالیایی را نیز اسیر کنند و فرمانده چینی را به همراه خدمه کشتی و با دزدان دریایی به آّبهای ایران آوردیم.

  ناخدارسیاری ادامه داد:کاپیتان چینی که یک گلوله به پایش اصابت کرده بود ، رانش کشتی را از کار انداخته بود و دزدان او را وادار به حرکت شناور کرده بودند البته با سرعت پایین.

سرعت آنان کم بود و ناو ایرانی را را مسدود کرد و 48ساعت عملیات که 24ساعت آاول مذاکره وقبول نکردند و 24ساعت دوم حمله کردیم با عملیات ویژه زیرآبی به بدنه شناور دزدیده شده از سوی دزدان دریایی نزدیک شدیم با اقتدار علمی و جسمی نفوذ کردیم و در عرضه حاضر و به طبقه اول و از موتورخانه تا انتها را تصرف کردیم و دزدان را دستگیر و کشتی را سالم به همراه دزدان دستگیر شده سالم به جمهوری اسلامی ایران  در خاک کشور عزیزمان ایران تحویل دادیم و مابقی سرگذشت را خودتان بهتر می دانید.

فرمانده نیروی دریایی ارتش با بیان اینکه آمریکایی ها فیلم کاپیتان فیلیپس را بر مبنای عملیات ما ساختند ابراز داشت: اصل عملیات را ما انجام دادیم که وارد کشتی دزدان شدیم .

 حبیب الله سیاری ادامه داد: چرا نمی خواهیم اقتدار جوانان خودمان را به نمایش بگذاریم و کاری (فیلمی را) بر مبنای کار خودمان بسازیم.

دزدان دریایی ورزیده هستند، تیراندازان خوب و از خود گذشته ای هستند، طرف شدن با چنین عناصری کارو زار خودشان را می طلبد و امروز این سیستم برقرار است و تاریخ حضور کشتی رانان ایرانی را در آبهای ازاد دنیا ثبت کرده است.

 




واژه کلیدی :فرمانده نیروی دریایی ارتش و واژه کلیدی :حبیب الله سیاری و واژه کلیدی :کاپیتان چینی و واژه کلیدی :کاپیتان فیلیپس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳

 مه آفرید امیرخسروی 44ساله  که بود و چه کرد؟

 مه آفرید امیرخسروی متولد سال 1348 اهل روستای ناش در شهرستان رودبار استان گیلان و متهم ردیف اول اختلاس بزرگ سه هزار میلیاردی است که سحرگاه امروز -شنبه - در ادامه اجرای حکمش اعدام شد.

روستای ناش روستایی در رودبار گیلان است که مه آفرید در آنجا متولد شد؛ روستایی که با تاسیس یک شرکت آب معدنی نامش را بر سرزبان ها انداخت.

 این فرد با معدل 42/10 دیپلم گرفت و نتوانست تحصیلات دانشگاهی اش را در رشته عمران دانشگاه زنجان به پایان برساند. پس از شش ترم با معدل 6.23 از دانشگاه اخراج شد. این تنها رشته دانشگاهی نبود که قبول شد،پرستاری و مدیریت هم در کارنامه قبولی اش هست اما به گفته همسرش هیچ وقت، فرصت کافی برای تحصیلات
دانشگاهی نداشت.

 هر چند درباره نابغه بودن وی صحبت فراوان شده است اما نماینده دادستان درباره کند ذهنی اش صحبت کرده است. او در دفاعیاتش در پاسخ به اتهام کندذهن بودن گفت:
آقای نماینده دادستان حرف هایی از معدل 10 دیپلم من به میان آورد در حالی که اگر فرض کنیم من کندذهن باشم حاضرم با بزرگ ترین دکترای اقتصاد ایران بحث و چالش کنم.

حاضرم در یک اتاق دربسته تحت الحفظ باشم و پس از تنها 4 سال 4 شرکت خریداری شده را به سوددهی برسانم بدون آنکه یک ریال به من پول بدهید.

 امیرخسروی در دوازدهمین جلسه دادگاه گفته بود: فرض کنید که من را اعدام کردید. آیا مملکت اصلاح می شود؟ کسانی که پنهان شده اند چه می شوند؟ این آقایان که در این پرونده همکاری داشته اند.

 ** سال 84 آغاز فعالیت های اقتصادی مه آفرید:

 مه آفرید فعالیتش را با راه اندازی گاوداری به همراه برادرانش در سال های 1384 و 1385 آغاز کرد. وی که تا سال 1372 نیز در خدمت سربازی بوده، این واحد دامداری را با استفاده از طرح های زود بازده بنیان گذاری کرده بود.

 ادامه فعالیت هایش با سوء استفاده نسبت به این وام ها همراه بود و باعث شد که به فساد مالی روی آورد. همچنین سرمایه آغازین «شرکت توسعه سرمایه گذاری امیر منصور آریا» در 28 خردادماه 1385 برابر با 50 میلیون تومان بوده که بر اساس صورتجلسه هیات مدیره همین شرکت در تاریخ سی ام بهمن ماه سال 87 به 20 میلیاردتومان افزایش پیدا کرده است.

 شرکت توسعه سرمایه گذاری امیر منصور آریا در سال 89 در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اقداماتی مشکوک توانست 94٫96 درصد از سهام ماشین سازی لرستان، 95٫2 درصد از سهام گروه صنعتی فولاد ایران،
95 درصد از سهام مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن (تراورس) و 39٫5 درصد از سهام فولاد اکسین خوزستان را خریداری کند.

 **انتشار خبر اختلاس بزرگ مالی

 در نیمه مرداد ماه 1390 خبری منتشر شد که همه را متعجب کرد و آن خبر عبارت از این بود که سه هزار میلیارد تومان از وجوه بانک ها توسط مه آفرید امیرخسروی مدیر عامل شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا اختلاس شده است.

 انتشار دهنده این خبر سید محمد جهرمی مدیر عامل وقت بانک صادرات بود و اختلاسی که از آن صحبت می شد از بانک صادرات شعبه اهواز صورت گرفته
بود.

 در پی تشکیل پرونده قضایی در دادستانی اهواز، بانک صادرات با تقدیم دو فقره شکوائیه اعلام کرد که هزار و 717 میلیارد تومان از وجوه این بانک به صورت غیرقانونی توسط مه آفرید امیرخسروی با همکاری سعیدرضا کیانی رییس شعبه بانک صادرات اهواز اختلاس شده است.

 بانک صادرات در این مرحله در قامت شاکی پرونده ظاهر می شود و مطالبه می کند که علاوه بر محکومیت متهمان تحت عنوان کلاهبرداری، وجوه مورد ادعا نیز به بانک صادرات اعاده شود.

 پرونده توسط بازپرس شعبه ششم اهواز تحت رسیدگی قرار می گیرد و ابتدا رییس شعبه بانک صادرات اهواز در 13 مرداد ماه سال 90 و به فاصله چند روز یعنی 17 مرداد ماه سال 90، مه آفرید امیرخسروی و بهداد بهزادی معاون حقوقی وی با اعطای نیابت قضایی از اهواز به تهران منتقل می شوند.

 بعد از بازداشت رییس شعبه بانک صادرات اهواز، جلسه ای در ساختمان مرکزی بانک صادرات با حضور مدیران ارشد بانک و مه آفرید امیرخسروی برگزار و مطالبات بانک بابت 136 ال سی که در بانک صادرات شعبه اهواز گشایش شده بود، جمعا یک هزار و 900 میلیارد تومان برآورد می شود.

 در آن جلسه توافق می شود یک چک 190 میلیارد تومانی به عنوان 10 درصد پرداخت نقدی توسط وکیل مه آفرید در اختیار بانک صادرات قرار گیرد و مابقی مبلغ توافق شده نیز در یک بازه زمانی که مورد توافق طرفین بود، پرداخت شود.

بعد از این توافق در محل ساختمان مرکزی بانک صادرات و هنگام خروج مه آفرید و معاون حقوقی اش، مامورینی که از اهواز به تهران فرستاده شده بودند با برگه نیابت قضایی، این دو نفر را در محل بانک دستگیر و به اهواز منتقل می کنند.

از آن تاریخ به بعد تعداد زیادی از مدیران زیر مجموعه شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا و افرادی از بانک ها تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.

بعد از حدود دو ماه از تشکیل پرونده، به علت اینکه تشخیص داده شد عمده عملیات در تهران صورت گرفته، دادستانی تهران از دیوان عالی کشور تقاضا کرد تا با احاله رسیدگی از حوزه قضایی اهواز به حوزه قضایی تهران موافقت کند.

دیوان عالی کشور در حکمی اعلام کرد که رسیدگی مقدماتی نیز در دادستانی تهران انجام شود.

از آن تاریخ به بعد سیر پرونده در دادستانی تهران ادامه پیدا کرد و شعبه ششم بازپرسی دادسرای ویژه کارکنان دولت به همراهی چندین قاضی دیگر و با تقسیم کار، رسیدگی به این پرونده را در مرحله تحقیقات مقدماتی انجام می دهند.

در ادامه یک هیات کارشناسی سه نفره حسابرسی توسط دادستانی انتخاب و این هیات گزارش 82 صفحه ای در مورد عملکرد مالی مه آفرید امیرخسروی و گروه آریا تهیه کرد که در این گزارش آمده بود مجموعا در شعبه بانک صادرات اهواز136 فقره ال سی ریالی داخلی به مبلغ دو هزار و 855 میلیارد تومان به نفع شرکت های طرف
قرارداد با گروه ملی فولاد ایران گشایش اعتبار شده است.

از این رقم قبل از تشکیل پرونده قضایی و بازداشت مه آفرید، مبلغ 900 میلیارد تومان در سررسیدهای مقرر پرداخت شده بود و مابقی ال سی های نیز هنوز به سر رسیده های خود نرسیده بودند.

بعد از تحقیقات مقدماتی، کیفرخواستی در 284 صفحه علیه 39 نفر صادر شد و محور اصلی پرونده بر اساس اعتقاد دادسرا، سوء جریانی بود که در شبکه بانکی کشور اتفاق افتاده بود.

البته در کنار این پرونده، پرونده دیگری نیز تحت این عنوان که در جریان واگذاری پروژه ساخت راه آهن شیراز به بندرعباس از طرف مسئولان شرکت خط و ابنیه وجوهی به برخی از مسئولان وزارت راه پرداخت شده، شکل گرفت.

** جمعا 15 جلسه دادگاه برای این پرونده کلان بانکی تشکیل شد جمعا 15 جلسه دادگاه تشکیل شد که جلسات نخستین با حضور تمام متهمان پرونده و وکلای آنها تشکیل شد ولی به تدریج محاکمات به صورت فردی یا چنده نفره ادامه یافت.

نخستین جلسه دادگاه در تاریخ 29 اسفند ماه 1390 تشکیل شد و قاضی دادگاه نقایصی در حدود 22 بند در رسیدگی ها مشاهده کرد و دستور تکمیل تحقیقات را داد و پرونده به دادسرا اعاده شد.

دادگاه پس از 15 جلسه در نهایت چهار نفراز متهمان را به اعدام، دو نفر را به حبس ابد و بقیه متهمان را نیز به حبس از یک تا 20سال محکوم کرد و در مورد دو نفر دیگر نیز حکم برائت صادر شد.

پرونده در پی اعتراض متهمان و وکلای آنها به شعبه 13 دیوان عالی کشور ارجاع شد و شعبه دیوان احکام اعدام هر چهار نفر را تایید کرد. البته بعد از رای دیوان عالی کشور تعدادزیادی از محکومان تقاضای اعاده دادرسی کردند که مورد موافقت قرار گرفت و درباره اغلب آنها حکم برائت صادر شد ولی احکام اعدام چهار فردی که پیشتر صادر شده بود، تغییر نکرد.

 **رد مال و پرداخت مطالبات بانک ها

بعد از رای دیوان عالی کشور پرونده جهت اجرای حکم به دادسرا بازگشت. آنهایی که به حبس محکوم شده بودند، زندانی شدند و محکومان به اعدام نیز از قبل در زندان بودند.

 در ادامه رسیدگی به این موضوع رد مال آغازشد. مه افرید به موجب حکم قاضی سراج به رد مال و پرداخت جزای نقدی معادل یک چهارم مبلغ دو هزار و 500 میلیارد تومان محکوم شد.

 در مورد جزای نقدی تنها مه آفرید محکوم نشده بود بلکه چند نفر دیگر از متهمان نیز محکوم شده بودند و غالب احکامی که در رسیدگی های مجدد، نقض و حکم تبرئه صادر شد، مربوط به همین قسمت یعنی اتهام پولشویی بود.

 به گفته وکیل مه آفرید، این مجرم جمعا 38 شرکت تولیدی، خدماتی و طرح ایجادی با پرسنل و کارگرانی در حد 17 هزار و 400 نفر داشت که اداره همه این واحدها بعد از تاریخ 27 آذر ماه سال 1390 در اختیار دادستانی تهران قرار گرفت و دادستانی یکی از معاونت های خود را ناظر و حافظ بر اموال و دارایی های مه آفرید امیرخسروی تعیین کرد.

 غلامعلی ریاحی افزود: پس از آن تمام حساب ها و اختیار اداره تمام شرکت ها از اختیار موکلم و مدیرانش خارج و در اختیار دادستانی قرار گرفت به طوری که در طول دو سال گذشته، دادستانی تهران به نیابت از موکلم حدود 460 میلیارد تومان پرداختی بابت حقوق و دستمزد پرسنل و کارگران داشته است.

 وکیل مه افرید ادامه داد: بعد از مدتی مقرر شد اموال موکلم از طریق انجام مزایده فروخته و طلب بانک ها از محل آن پرداخت شود.

 بانک های طلبکار شامل بانک ملی در حدود یک هزار میلیارد تومان، بانک سامان در حدود 370 میلیارد تومان، بانک پارسیان 100میلیارد تومان، بانک سپه 63میلیارد تومان و بانک رفاه کارگران 38 میلیارد تومان هستند و هنوز مزایده اموال وی در حال اجرا است.

 مطابق حکم صادره مقرر شد مه آفرید امیرخسروی اصل مبالغ ال سی ها را به عنوان رد مال به بانک ها بپردازد که جمع این وجوه یک هزار و 571 میلیارد تومان است.

 او ادامه داد: تا کنون تعدادی از املاک متعلق به موکلم توسط قوه قضاییه در چهار نوبت به مزایده گذاشته شده که حاصل این مزایده ها که به صورت تملیک به بانک ها به نسبت مطالبات شان انجام می گیرد، در حدود 140 میلیارد تومان است.

 ریاحی در نیمه اردیبهشت امسال اعلام کرد: علاوه بر این بانک سامان به اجرای احکام دادستانی اعلام کرده مطالباتش را با تقدیم دادخواست به دادگاه های حقوقی و مطابق مقررات حاکم بر ال سی ریالی داخلی از بانک صادرات وصول کرده و مابقی نیز در حال وصول است، بنابراین بانک سامان خود به خود از جریان این پرونده بیرون رفته و در حال حاضر طلبکار اصلی این پرونده بانک ملی با حدود یک هزار میلیارد تومان است.

 

او سپس به نتایج مزایده ها اشاره کرد و گفت: نتیجه مزایده هایی که تاکنون انجام شده این بوده که املاک موکلم مطابق حکم دادگاه به نسبت مطالبات بانک ها به صورت مشاعی به بانک های طلبکار تملیک می شود یعنی در یک پلاک ثبتی چهار بانک به صورت مشاع با یکدیگر مالکیت پیدا می کنند که چون بانک ملی طلبکار
اصلی است بیشترین سهم را در هر پلاک ثبتی دارد که البته بعدها این بانک ها باید با
یکدیگر برای فروش املاک و وصول وجوه آن با یکدیگر توافق کنند.

 

ریاحی گفت: در حال حاضر اجرای احکام با توجه به رای صادره، تملیک پلاک های متعلق به مه آفرید امیرخسروی را به نسبت مطالبات بانک ها انجام می دهد و با توجه به اصرار بانک ها برای سهیم شدن در املاک تجاری و اداری موکلم، دادستانی چاره ای جز تملیک املاک به صورت مشاع به بانک ها ندارد.  

این وکیل دادگستری گفت: بانک ملی ابتدادر زمان مدیریت قبلی، با حضور در اجرای احکام اظهار کرد که تمایلی به تهاتر یا تملک گروه ملی فولاد یا شرکت های متعلق به گروه آریا ندارد و تقاضا کرد مطالباتش به صورت وجوه نقد پرداخت شود اما پس از تغییر دولت و تغییر مدیریت بانک ملی، مدیر عامل جدید بانک ملی با حضور در دادستانی اعلام کرد آمادگی دارد گروه ملی فولاد ایران را با کار کارشناسی لازم به ازای مطالباتی که از موکلم و گروه آریا دارد، تملک کند.

 او گفت: در این راستا درخواست تعیین هیات کارشناسی به کانون کارشناسان دادگستری تهران ارایه شد و کانون کارشناسان دادگستری نیز موضوع را به دادستانی تهران منعکس کرد و در نهایت به دستور آقای تورگ معاون اجرای احکام دادستانی یک هیات کارشناسی مرکب از 11 کارشناس رسمی دادگستری، گروه ملی فولاد را به
همراه 39 و نیم درصد سهام شرکت فولاد اکسین حدود دو هزار و 100 میلیارد تومان ارزیابی کردند.

 

او بیان کرد: با توجه به اینکه حجم کلی بدهی موکلم و شرکت گروه ملی فولاد اهواز یک هزار و 571 میلیارد تومان برای رد مال است و با توجه به اینکه بانک سامان به طور کلی از پرونده اجرایی خارج شده و 370 میلیارد تومان مطالبات آن بر ذمه بانک صادرات قرار گرفته و از آن طریق در حال وصول است و اینکه در حدود 140 میلیارد تومان نیز از مزایده اموال و املاک حاصل شده، بنابراین 500 میلیارد تومان از حجم کلی بدهی موکلم کسر می شود و باقی مانده در حدود هزار میلیارد تومان است که اگر تهاتر با بانک ملی تحقق یابد، در آن صورت رد مال به نحو کامل انجام می یابد و می توان گفت اصل وجوه متعلق به بیت المال اعاده می شود.

 

**دریافت جریمه نقدی از مه آفرید در دستور کار دادستانی قرار گرفت : 

وکیل مدافع مه آفرید امیرخسروی در این خصوص نیز گفت: از نظر قانون نحوه اجرای حکم، ابتدا باید حق الناس (رد مال) مطابق ماده 214 قانون مجازات اسلامی صورت گیرد و بعد نوبت جریمه می رسد و سخنگوی قوه قضاییه نیز بارها بر این امر تاکید کرده است اما از نیمه اسفند ماه سال گذشته بدون اینکه رد مال انجام شده باشد مزایده اموال و شرکت های موکلم بابت پرداخت جریمه در دستور کار دادستانی قرار گرفت.

 ریاحی با بیان اینکه روز سیزدهم اردیبهشت ماه امسال مزایده سهام مه آفرید میرخسروی در گروه ملی فولاد ایران برگزار شد، گفت: با حضور در جلسه مزایده، اعتراض کتبی خود را تقدیم و تقاضا کردم از انجام مزایده جلوگیری و پرونده به دادگاه ارسال شود.

 

** و اما پایان ماجرای مه آفرید:

 سخنگوی قوه قضاییه روز چهارشنبه در آخرین روز از اردیبهشت ماه جاری با حضور در مجلس شورای اسلامی و در پاسخ به سوال نماینده مردم بروجرد در خصوص وضعیت یقه سفیدها، توضیحاتی در مورد پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی ارائه کرد.

 

غلامحسین محسنی اژه ای در بخشی از صحبتهایش گفت: این مجموعه حدود 57 شرکت داشت که تعداد قابل توجهی از آنها یعنی 30 شرکت فعال بودند.

 دادستان کل کشور گفت: از آنجایی که این مجموعه کارگران و کارمندان زیادی داشت، اگر کم توجهی می شد چندین هزار کارگر و کارمند ممکن بود بیکار شوند و بخشی از این کارخانجات فعال چه بسا ممکن بود که به تعطیلی دچار شوند. قراردادهای متعددی در داخل و خارج از کشور بود و اگر به هر کدام از این قراردادها نمی رسیدیم متضرر می شدیم.

 به دنبال اظهارات مزبور نیز ریاحی وکیل مه آفرید گفت : پیشتر در دادگاه گفته بودند که مه آفرید شرکتی نداشته است و اگر هم داشت، صوری بوده است.

 بهرحال، سحرگاه شنبه سوم خرداد ماه مه آفریدخسروی در ادامه اجرای حکم دادگاه در زندان اوین اعدام شد، که البته به گفته وکیل  دافعش حتی خانواده او نیز در جریان موضوع اعدامش نبودند.

  این بود آخر شاهنامه، اگر قوه قضائیه همینطور پیش برود و به پرونده های دردست اقدام نیز رسیدگی کند می توان تا حدودی به او نمره قبولی بدون استفاده از تک ماده داد.

باید این را ثابت کنند تا مردم بیش از پیش به آنان اعتماد کنند و کمترین گزارش را تا حصول پیگیری کنند و مردم را نیز از کم و کیف رسیدگی خود در جریان بگذارند.

 




واژه کلیدی :ماه آفرید خسروی و واژه کلیدی :اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و واژه کلیدی :بانک صادرات و واژه کلیدی :گروه ملی فولاد اهواز




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳

خبرنگار جیرفت سی تی : این لیلا در کنار نام بسیاری از بزرگان این مرزو بوم تا ابد زنده و ماندگار خواهد بود.

 امروز سوم خرداد سالروز روزی است که مردم ایران باردیگر خود را به جهانیان ثابت کردند که ایرانی تا ابد زنده و جاودان خواهد ماند و هیچکس و حتی وقتی که همه قدرت ها باهم روی در روی او بایستند این غرور ایرانیانان است که اجازه نخواهد داد که برای لحظه ای هم شده ترس برآنان غلبه کند .

خرمشهر تنها آزاد سازی یک شهر نیست بلکه پیروزی غرور ایرانیان مسلمانی است که به پیروی از مولای خود حضرت علی (ع) فاتح خیبر و حسین گونه در میدان جنگ مقابل بیگانگان ایستادند و خداوند نیز به وعده خود عمل کرد و به فرموده حضرت امام خمینی (ره) خرمشهر را خدا آزاد کرد، به لایتنهاهی سوگند که غیر از این نیست و نخواهد بود ، همانطوریکه در جریان کودتای طبس خداوند ملائکه بادها را به کمک فرزندان پاکباخته این مرزو بوم گسیل کرد.

این اعتقاد من است و در هشت سال دفاع مقدس به خصوص طی سالهای 59تا 62خورشیدی که نماز شب نیز همچون فریضه ای واجب (مثل نمازهای یومیه) برای رزمندگان تبدیل شده بود خدا در همه ثانیه ها رزمندگان را یاری کرد و درنتیجه آن شد که امروز یعنی سوم خرداد همه شاهد یکی از آن روزهای فراموش ناشدنی در تاریخ این کشور و بلکه جهان هستیم.

لیلا حاتمی که خوبی ، عطوفت، مهربانی و پاکی و صفاو صمیمیت از چهره معصوم و مظلوم او هویدا است نیز بعنوان یک ایرانی و زن مسلمان هیچگاه موجب سرافکندگی هم وطنانش نشد و اگر بعضی از افراد مطلبی را اعلام و یا نوشته اند بدانند که لیلا حاتمی در قلب یکایک مردم این سرزمین جای دارد و من نیز بعنوان یک ایرانی که در هشت سال دفاع مقدس از خاک ایران دفاع کردم و از نظام جمهوری اسلامی می گویم که لیلای ایران نیز بهترین دفاع را باحضور باحجاب و اما زیبای خود در چنین جشنواره ای به نمایش گذاشت .

صحبت زیاد است اما از حوصله خوانندگان خارج همینجا ضمن ارج نهادن به حساسیت و غرور ایرانیان از خانم لیلا حاتمی این هنرمند متین سینمای فارسی می خواهم که بیش از پیش در صحنه های بین المللی که موجب ارتقای نام ایران است بیش از پیش حضور یابند و بدانند که دعای خیر مردم ایران بدرقه راهشان خواهد بود.

لیلای سینمای ایران هم اینک بعنوان یکی از زنان سرزمین کهن ایران با حضور خود در چنین رویدادهای بزرگ هنری (جهانی) و با پوشش هنرمندانه خود نام زنان ایران را بلند آوازه تر کرد.

بدون شک انتخاب لیلا حاتمی بعنوان داور چنین رویداد بزرگ هنری با سفارش و پارتی بازی صورت نگرفته بلکه با توجه به سابقه و توانایی های خاص این هنرمند ایرانی بوده و هست.

ما نیز به خود می بالیم که چنین هنرمندانی را داریم که با وجود درخواست های متفاوت از کشور های مختلف برای نقش آفرینی در فیلم های آنان تنها به دلیل دلبستگی به سینمای ایران و نظام جمهوری اسلامی به همه آنها نه گفته است و این  نشان از پایبندی این هنرمند توانا به ریشه ها و گذشته های خانوادگی و تربیت صحیح ایرانی اسلامی دارد.




واژه کلیدی :جشنواره کن و واژه کلیدی :سینمای ایران




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳

لیلا حاتمی درباره اتفاقات اخیر رخ داده در جشنواره فیلم کن که اعتراضاتی را به همراه داشت، توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، در متن این نامه که از سوی محمد رسول صادقی مدیر روابط عمومی سازمان سینمایی به رسانه ها ارسال شده آمده است: در این سال ها پیشنهادات مختلفی را برای بازی در فیلم های خارج از ایران به این دلیل نپذیرفتم که ادامه فعالیت در سینمای ایران همیشه برایم اولویت داشته است.

در جشنواره های بین المللی که در طول این سال ها حضور داشته ام چه به عنوان بازیگر فیلمی که از سینمای ایران در جشنواره حضور داشته و نمایندگی ایران را برای دیگران تداعی می کرده و چه به عنوان داورمنتخب و مدعو جشنواره هاکه صرفا به عنوان شخصیتی مستقل درآن ها حضورداشته ام؛ سعی کرده ام موازین و اصول را رعایت کنم ؛ به همین دلیلِ روشن که رعایت این اصول از الزامات کار در سینمای
ایران است.

وی در این نامه تاکید کرده است: این بارنیز طی مکاتباتی که با مسوولان فستیوال داشتم به تفصیل تمام نکات را توضیح داده بودم و خواستار همکاری آن ها شده بودم لذا در مراسم افتتاحیه و غیره؛ آن ها همه مقررات را می دانستند وبا همکاری و درک متقابل هیچ مورد خاصی پیش نیامد.

بازیگر فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین یادآور شد: اما در مورد آقای ژیل ژاکوب که با قریب90 سال سن آخرین سال حضورش در فستیوال را می گذراند باید توضیح دهم که ایشان به علت کهولت و از یاد بردن همه تاکیدات؛ که معمول این سن و سال است؛ ضوابط یادشده را فراموش کرد و اقدام پیشگیرانه من برای دست دادن با ایشان هم موثر واقع نشد.مسلما ایشان برای من حکم پدربزرگ کهنسالی را داشت که میزبان من هم بود.

حاتمی در این نامه گفت: هرچند از ادای این توضیحات شرم دارم اما شاید برای کسانی که نمی توانستند موقعیت ناگزیر من را درک کنند ناچار شدم وارد برخی جزییات شوم.با این حال از این پیشامد و این که احساسات کسانی را آزرده باشم بسیار متاسفم چه خود تربیت شده پدری هستم که همه از میزان علاقه او به دین
و ملیت ایرانی آگاهند.

لیلا حاتمی به عنوان داور شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن در این رویداد سینمایی حضور یافته و برخورد صمیمی وی با ژیل ژاکوب رییس فستیوال کن با واکنش هایی در داخل کشور از سوی طیف های مختلف همراه شد.

اما بخوانید نظر خبرنگار جیرفت سی تی را که می گوید: این لیلا در کنار نام بسیاری از بزرگان این مرزو بوم تا ابد زنده خواهد ماند. امروز سوم خرداد سالروز روزی است که مردم ایران باردیگر خود را به جهانیان ثابت کردند که ایرانی تا ابد زنده و جاودان خواهد ماند و هیچکس و حتی وقتی که همه قدرت ها باهم روی در روی او بایستند این غرور ایرانیانان است که اجازه نخواهد داد که برای لحظه ای هم شده ترس برآنان غلبه کند .

خرمشهر تنها آزاد سازی یک شهر نیست بلکه پیروزی غرور ایرانیان مسلمانی است که به پیروی از مولای خود حضرت علی (ع) فاتح خیبر و حسین گونه در میدان جنگ مقابل بیگانگان ایستادند و خداوند نیز به وعده خود عمل کرد و به فرموده حضرت امام خمینی (ره) خرمشهر را خدا آزاد کرد، به لایتنهاهی سوگند که غیر از این نیست و نخواهد بود ، همانطوریکه در جریان کودتای طبس خداوند ملائکه بادها را به کمک فرزندان پاکباخته این مرزو بوم گسیل کرد.

این اعتقاد من است و در هشت سال دفاع مقدس به خصوص طی سالهای 59تا 62خورشیدی که نماز شب نیز همچون فریضه ای واجب (مثل نمازهای یومیه) برای رزمندگان تبدیل شده بود خدا در همه ثانیه ها رزمندگان را یاری کرد و درنتیجه آن شد که امروز یعنی سوم خرداد همه شاهد یکی از آن روزهای فراموش ناشدنی در تاریخ این کشور و بلکه جهان هستیم.

لیلا حاتمی که خوبی ، عطوفت، مهربانی و پاکی و صفاو صمیمیت از چهره معصوم و مظلوم او هویدا است نیز بعنوان یک ایرانی و زن مسلمان هیچگاه موجب سرافکندگی هم وطنانش نشد و اگر بعضی از افراد مطلبی را اعلام و یا نوشته اند بدانند که لیلا حاتمی در قلب یکایک مردم این سرزمین جای دارد و من نیز بعنوان یک ایرانی که در هشت سال دفاع مقدس از خاک ایران دفاع کردم و از نظام جمهوری اسلامی می گویم که لیلای ایران نیز بهترین دفاع را باحضور باحجاب و اما زیبای خود در چنین جشنواره ای به نمایش گذاشت .

صحبت زیاد است اما از حوصله خوانندگان خارج همینجا ضمن ارج نهادن به حساسیت و غرور ایرانیان از خانم لیلا حاتمی این هنرمند متین سینمای فارسی می خواهم که بیش از پیش در صحنه های بین المللی که موجب ارتقای نام ایران است بیش از پیش حضور یابند و بدانند که دعای خیر مردم ایران بدرقه راهشان خواهد بود.




واژه کلیدی :لیلا حاتمی و واژه کلیدی :آقای ژیل ژاکوب و واژه کلیدی :فستیوال کن و واژه کلیدی :جدایی نادر از سیمین