جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۳

  آیا  آقای ده نمکی به جبهه رفته است؟

با دیدن فیلم   معراجی ها به شک ا فتادم که ده نمکی به جبهه رفته باشد! اگر دلیل ش  را واگو کنم شاید شما هم با من هم عقیده شوید.
 در یکی از دیالوگ های فیلم به نقل از   روحانی خطاب به پدر بسیجی می گوید  : پسرش رفته و اینجا نیست و ادمه می دهد که کمی آن طرف تر و بعد می رسد به خرمشهر و   چند کیلومتر آن طرف تر آن یعنی شلمچه!
 آن عده ای که  جبهه رفته اند و یا بازدیدی  از جبهه ها به خصوص در شلمچه داشته اند به خوبی می د انند که در این منطقه به جز  پادگان حمید آن هم در ابتدای جاده  اهواز به خرمشهر  هیچ پستی و بلندی دیگری وجود ندارد و آنچه هست تنها یک دشت است که دژ مرزی ایران و عراق از همه جای آن نمایان است.
در فیلم ده نمکی مشاهده می کنیم که رزمندگان در میان تپه ماهورهایی درحال جنگ با بعثیون عراقی هستند. حتی آن عده ای که از طریق مرز شلمچه به عراق و کربلا و نجف نیز سفر کرده اند می دانند که از بصره تا   خود نجف و حتی کربلا  چنین  مکانهایی وجود ندارد   جز حرم مولا و مقتدایمان حضرت علی (ع).
   یاد حرفی از سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی افتادم ( در دفتر فرماندهی لشکر ثارالله در قلعه گنج از توابع کرمان) تعریف می کرد : فردی را دیدم که برای گرفتن امضای تاییده جبهه به من مراجعه کرده بود به او گفتم: بگو ببینم در جبهه پاسگاه زید و شلمچه آن موقع که عراق دره های اطراف را بمباران می کرد شما کجا بودید و چه می کردید؟ آن فرد جواب داد که در بالای قله بودم و درحال پاکسازی سنگرها!
بعد آقای  سلیمانی ادامه داد که فرم تاییده جبهه او را مقابل پاره پاره کردم و موضوع را پیگیری کردم که  چرا و به  چ ه مناسبت برای افرادی که حتی موقعیت جغرافیایی  خرمشهر را نمی دانند تا چه برسد به حضور در جبهه ها اینگونه گواهی حضور در جبهه  های جنگ را صادر می کنید.
بماند و بگذریم    زیرا مظلوم تر از بسیجیان و جهادگران این سنگر سازان بی سنگر حاضر در جبهه ها تاکنون ندیده ام.
در فیلم ده نمکی مکانهایی به اسم  جبهه های جنوب یعنی طلائیه تا شلمچه به نمایش گذاشته می شود که  همه بینندگان را به اشتباه می اندازد.
ممکن است بگوید که امکانات نبود. و این برای اولین بار نیست زیرا در  دو سریال نیز مشاهده کردم که هنرپیشه های آن برای ورود به خرمشهر از  پیچ هایی عبور می کردند که از لابلای تپه هایی عبور می کرد که  همان تپه های اطراف شهرک سینمایی دفاع مقدس بود.
بعد از آقای ده نمکی جبهه رفته باید    پرسید که در کدام جبهه یک فرد غیر نظامی را به سادگی راه می دادند آن هم در سنگرهای فرماندهی و در کدام جبهه یک  گردان  خودش حمله می کرد بدون آنکه عقبه ای داشته باشد.
هرکس این فیلم را ببیند فکر می کند عده ای بعنوان یک گردان آن هم در سا لهای پایانی جنگ  به جبهه ها می رفتند و  می توانستند که عملیات ایزایی داشته باشند.
 هر  چند که صحنه های  پایانی معراجی ها شباهت های زیادی با عملیات غرورآفرین کربلای پنج و حتی چهار داشت به خصوص آنجایی که عراقی ها بچه ها را تیر خلاص می زدند و با تانک ها از روی آنان عبور می کردند و یا دست و پاهای قطع شده  ا ما این دلیل نمی شود که جغرافیایی  جنگ را آنطور که دلمان می خواهد نمایش بدهیم زیرا مردم  با دیدن این فیلم ها فکر می کنند که شلمچه و پاسگاه زید و  جفیر و حتی طلائیه مملو از تپه ماهورهای اینچنینی بوده است.
 برنامه راز را نیز تماشا کردم و باید به ده نمکی بگویم همانها که آنروز در صف کنکور بودند امروز از افتخارآفرینان انرژی هسته ای صلح آمیز و نانو فن آوریهای پیشرفته این کشور هستند و هر روز شا هد شکفتن آنان در جبهه های فرهنگی و علمی هستیم.
اگر صف های کنکور نبود امروز نیز باید شاهد افزایش تعداد پزشکان پاکستانی ، هندی  ، بنگلادشی و حتی افریقایی در جمهوری اسلامی ایران می بودیم.
افتخارمان این است که  هم زمان با هشت سال دفاع مقدس لحظه ای دانشگاههای ما تعطیل نشد که بماند بلکه دانشگاه آزاد اسلامی نیز بعنوان افتخار نظام جمهوری اسلامی راه اندازی شد که همه شاهد برکات آن در کشور هستیم.
  با آن امکاناتی که ما در جبهه ها داشتیم بیشتر از این ظرفیت وجود نداشت زیرا ما مهمات نداشتیم واز لحاظ  جنگ افزار نیز فقیر بودیم طوریکه در عملیات والفجر یک  تنها یک تانک از ما پشتیبانی می کرد  و آن هم بوسیله موشک هدایت شونده بعثی ها منهدم شد.
در زمینه مهندسی رزمی نیز اینطور بود زیرا کمتر کشوری حاضر می شد که دستگاههای سنگین آن هم به نام جبهه به ما بفروشد ، خلاصه ما جنگ را با دفاع جانانه این مردم و رهبری های خردمندانه بنیانگذار جمهوری اسلامی با پیروزی پشت سر گذاشتیم .  امروز نیز به گذشته خودمان که هشت سال دفاع مقدس تنها گوشه ای افتخار آمیز  از آن است افتخار می کنیم . و ممنون آن عده از فیلمسازانی هستیم که دغدغه بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی و فرامین رهبری معظم ا نقلاب را دارند نه محفل و دسته بندی و جناح بندی  خاصی را که انتهای آن به رسایی های ختم می شود.
               



واژه کلیدی :ده نمکی و واژه کلیدی :کراگردان معراجی ها و واژه کلیدی :شلمچه و واژه کلیدی :پادگان حمید




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

چه کسی باز صدا زد جهاد:

گزارش جیرفت سی تی به نقل از جهاد پرس حاکی است:

چه کسی باز صدا کرد جهاد را! جهاد کلمه فراموش ناشدنی است، جهاد ، بله منظورم همان جهاد سازندگی است که به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) بنیان آن درسال 58 گذاشته شد.

بنایی که ستونهای آن را دانشجویان رشته های مختلف و جوانان انقلابی تشکیل دادند با هدف عمران و آبادانی  روستاها، آن روزها روی در تعداد زیادی از خودروهای متعلق به یکی از وزارتخانه ها نوشته شده بود: "وزارت کشاورزی و عمران روستایی" با خودم می گفتم این عمران در کجا و بوسیله چه شخص و اشخاصی در حال انجام است؟

امام به این نتیجه رسیده بود که عمران روستاها تنها از طریق جهاد  و آن هم از نوع سازندگی آن قابل انجام است و با دم مسیح هایی خود چنان بر فضای آن دمید که تاریخ ایران هرگز جهادگران جهاد سازندگی که در دفاع هشت ساله ملت ایران به آنان لقب و عنوان سنگرسازان بی سنگر داده شد.

 این سووال همیشه رنجم می دهد! اینکه اگر جهاد خوب بود و خوب عمل کرد چرا عده ای انحلال آنرا پیگیری کردند و به نتیجه رسیدند.

یادم نمی رود که در دهه شصت تعداد زیادی از نمایندگان مجلس را جهادگران جهاد سازندگی تشکیل می دادند، همان زمانی که با چاپ آرم سپاه و جهاد در روی  جلد بولتنی فرهنگی و خبری نوشته بودم به نقل از کلام گهر بار حضرت امام خمینی (ره) که سپاه و جهاد دو بازوی (بال) انقلابند.

  اگر نگاهی به آمار برق و آبرسانی به روستاها را مطالعه کنیم خواهیم دید که اکثریت کارها مربوط به دهه 60و 70 خورشیدی است.

این سووال مطرح است که اگر جهاد سازندگی خوب بود چرا آنرا منحل کردیم و اگر بد بود چرا پس از گذشت حدود 14 سال باردیگر آنرا مطرح کرده ایم.

درحالیکه می دانیم بسیاری از دست آوردهای علمی ما به خصوص در بخش فن آوری نانو و ساخت موشک و حتی پرتاب ماهواره و ساخت جنگ افزارها مدیون بخشهایی هستیم که نام جهاد را با خود یدک می کشند مانند جهاد دانشگاهی، جهاد خودکفایی ارتش و وزارت دفاع و ..! هم اینها را گفتم که جوابی برای خودم بیابم که واقعا جهاد خوب است یا خیر؟ اگر خوب است چرا پایه و اساس آنرا منحل کردیم ؟ کار سیاسی بود تا از ورود اعضای تشکیل دهنده شوراهای جهادهای استانها و شهرستانها از سوی مردم به مجلس شورای اسلامی جلوگیری شود؟ یا خیر مسئله دیگری بود که به ذهن این حقیر نمی رسد.

آنانی که سن اشان از 35سال عبور کرده بر این باورند که کارهای جهاد سازندگی در زمینه عمران روستاها تحول جدی بوجود آورد، آن هم در سالهایی که نفت ما بشکه ای کمتر از هشت دلار به فروش می رسید و سالهایی که درحال مبارزه با گروهها و فرقه های ضد انقلاب در مرزهای کشور و بعد از آن هشت سال دفاع در مقابل صدام عفلقی بعثی و کشورهای حامی او از جمله 45کشور قدرتمند دنیا بودیم. درحالی جهاد سازندگی سرگرم عمران روستاها و ایجاد خاکریز در خطوط مقدم جبهه ها بود که دنیا برای شکست ایران اسلامی از فروش سیم خاردار نیز به ما خودداری می کرد و کشور عراق به تلمباری از انواع سلاح های مدرن دهه هشتاد و نود تبدیل شده بود طوریکه انواع هواپیمای جنگی را با شرایط اجاره ای به او واگذار کرده بودند و هواپیماهای پیشرفته آواکس آمریکایی ریز ترین اطلاعات را از موقعیت رزمندگان در جبهه های جنوب در اختیار اتاق جنگی صدام قرار می دادند هواپیماهایی که در خاک کشورهای عربی مستقر شده بودند و از هوا همه حرکت های رزمندگان ایران را رصد می کردند.

 اما این جهادگران جهادسازندگی بودند که با ساخت پل شناور، بیل مکانیکی و نفربرهای ویژه و به خصوص احداث پل بر روی دهانه اروند در خلیج فارس بخش جدیدی در مهندسی جنگ جهان گشود که امروزه در پیشرفته ترین دانشگاههای ارتشهای جهان تدریس می شود.

 همان جهاد سا زندگی با کوله باری از کار در شرایط جنگی وارد سازندگی شد .

تفاوت جهاد سازندگی با دیگر ارگانهای انقلابی:

 جهاد نمی گفت پول بدهید تا کار کنم، بلکه مطالعه می کرد، طرح می داد و کار را شروع می کرد و اگر نمی توانست منابع مالی برای آن بیابد از طریق دولت و مجلس وارد عمل می شد .

اما ارگانهای دیگر می گفتند: پول بدهید، امکانات بدهید و آخرش هم معلوم نبود .

خلاصه باز خیلی خوشحال هستم که باردیگر جانشین به حق بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای فرهنگ کار جهادی را زنده کردند.

و این گوی و این میدان ببینیم مردان جهادی چه می کنند، دولتمردان و مسوولان دفاعی کشور با چه دکترینی وارد کار می شوند. یا اینکه بار دیگر شاهد نصب بنرهای مختلفی در سطح شهرها و سردر دستگاههای دولتی با این مضمون خواهیم بود.

خلاصه فرهنگ جهادی فرهنگی تحول آفرین است که هدفی غیر از عمران و آبادانی ندارد.

معاون اول رئیس جمهوری یعنی اسحاق جهانگیری نماینده پیشین مردم جیرفت در مجلس شورای اسلامی ، وزیر جهادکشاورزی از فرزندان جهاد سازندگی هستند که کار خود را از جهادسازندگی آغاز کردند و دهها مدیری که در هشت سال گذشته بازنشسته شدند .




واژه کلیدی :جهادسازندگی و واژه کلیدی :فرهنگ جهادی و واژه کلیدی :سپاه و جهاد و واژه کلیدی :نماینده پیشین مردم جیرفت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

خوانندگان محترم و عزیز، گزارشی که مشاهده خواهید کرد، می تواند بعنوان یک نمونه کاری برای آن عده از علاقمندان به حرفه خبر جالب باشد. گزارش مذکور خواننده را به دنبالش می کشاند طوریکه نمی تواند آن را نیمه کاره رها کند. قضاوت را برعهده خودتان می گذارم. شادمان و جالب باشید همچون کاردانی های اسفند 68 خورشیدی.

گزارشی جالب برای علاقمندان به حرفه گزارش نویسی.

ورود آقایان ممنوع!

آدرس مشخص نیست قرار است پس از میدان امیرکبیر به سمت بالا برویم و بعد از آن اولین پایگاه امداد و نجات را مهمان باشیم. قرارمان ساعت 11 صبح روز دهم فروردین است. اما ترافیک بیش از حد تصور بود؛ ترافیکی که نه بودنش در خبرها آمده و نه کسی حجم زیادش را حدس می‌زد. اما وجودش چنان محسوس بود که موجب تاخیر 1.5 ساعته ما شد.

پایگاه در شانه خاکی جاده برپا شده است، کنار رستورانی بزرگ که نامش را از یک سریال ماهواره‌ای گرفته است! اسم پایگاه که به میان می‌آید، در پس زمینه ذهنمان، تصویر ساختمانی بزرگ با پرچم‌های بسیار زیاد و امکانات فوق‌العاده نقش می‌بندد. اما واقعیت این پایگاه جاده‌ای تنها دو کانکس و یک چادر است که در کنار آنها یک آمبولانس نیز پارک شده است و در میان این پایگاه نیز سفره هفت‌سینی قرار گرفته که گرد جاده و گذر زمان نیز بر آن نشسته است.

پنج زن امدادگر مستقر در پایگاه بسیار خوش برخوردتر از آنی بودند که تصورش را می‌کردیم، قرار بود ساعتی کنارش بنشینیم و علاوه بر گپ و گفت، گزارشی نیز در مورد نحوه فعالیتشان بگیریم، اما سردی هوا، ترافیک جاده و تصادف خسارتی رخ داده در حوزه استحفاظی‌شان و همچنین بوق‌های پیاپی مسافران که از حضور خبرنگاران و زنان امدادگر در کنار جاده تعجب کرده بوده‌اند، اوضاع را آنچنان که فکر می‌کردیم، رقم نزد.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سه سال از اجرای اولین طرح حضور زنان امدادگر در پایگاه‌های امداد و نجات جاده‌ای می‌گذرد و حالا در حالی جشن تولد سومین سال حضور زنان در پایگاه‌های جاده‌ای در ایام نوروز را می‌توان جشن گرفت که «صفیه بهشتیان» که علاوه بر تدریس امداد و نجات، مسؤلیت این پایگاه را بر عهده دارد، می‌گوید که اوضاع حضور زنان در پایگاه‌ها بسیار متفاوت‌تر شده است.

او می‌گوید: حالا بعد از سه سال از شروع بکارگیری زنان امدادگر در طرح نوروز و در پایگاه‌های جاده‌ای برخورد مردم مناسب‌تر و بهتر شده است. هر چند که از ابتدا نیز مردم برخورد خوبی داشتند؛ اما برخوردها با گذشت زمان معقول‌تر شده است.

وی در تشریح فعالیت و عملکرد زنان این پایگاه می‌گوید که در هر شیفت باید دو نجاتگر، یک درمانگر و یک راننده حاضر باشد و فعالیت این افراد از ساعت هشت صبح تا عصر ادامه خواهد داشت و بعد از آن نیز پایگاه در هنگامه شب تحویل امدادگران مرد می‌شود.

بهشتیان در میانه صحبت‌هایش به پیچ جاده‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید "این را می‌بینید؟!" چند روز پیش یکی از رانندگان عبوری به ما گفت که در پشت این پیچ یک تصادف رخ داده است و بلافاصله ما با حضور در محل حادثه متوجه شدیم که در اثر برخورد دو خودرو، یک خانواده که نوزادی نیز داشتند، دچار حادثه شدند و با انجام اقدامات اولیه، آنها را به بیمارستان رساندیم.

از او در مورد برخورد مردم می‌پرسم و می‌گوید: مسافران رفتار بسیار مناسبی با امدادگران زن دارند؛ به گونه‌ای که در حمل مصدوم، آرام و سالم‌سازی محیط، باز کردن معابر و ... همراهی کاملی با بچه‌ها دارند.

بهشتیان در میان سخنانش به جای استفاده از واژه امدادگران زن، بارها از لفظ دخترها استفاده می‌کند و چنان با این امدادگران زن برخورد می‌کند که گویی یکی از اعضای خانواده‌اش است، هر چند که معتقد است ما ساعت‌های زیادی با یکدیگر سپری می‌کنیم و باید با یکدیگر مهربان باشیم.

به گزارش ایسنا، آیدا عُلیایی، امدادگری است که کارشناسی امداد و نجات دارد و ازدواج نکرده اما همه اعضای خانواده و فامیلش نه تنها شرایط سخت شغلی وی را پذیرفته‌اند، بلکه تشویقش کرده و برنامه‌هایشان را با ساعت فراغت او هماهنگ می‌کنند و او نیز پای ثابت پایگاه امداد و نجات جاده‌ای است. او از سه سال قبل در این طرح حضور داشته و خاطرات زیادی از اولین حضورش در جاده دارد؛ هر چند در سخنانش وقتی از او در مورد سختی کار می‌پرسیم، این سختی را انکار می‌کند؛ اما می‌توان در لابلای کلماتش، مشکلات خاص را حدس زد.

او اولین فعالیت امدادگری‌اش در این جاده را مربوط به اوردوز کردن یک جوان شیشه‌ای می‌داند و می‌گوید: سه سال قبل متوجه شدیم که یک جوان در وسط جاده دچار حادثه شده است و بلافاصله به محل اعزام شدیم و با حضور در محل دریافتیم این جوان شیشه مصرف کرده است و بر اثر سوء مصرف مواد، خود را به میان خودروهای عبوری انداخته است و از ناحیه زانو و سر دچار جراحت شدیدی شده بود که بلافاصله اقدامات اولیه، انجام و با کمک مردم او را سوار بر آمبولانس کرده و برای تامین امنیت بیشتر، از امدادگران مرد نیز خواستیم تا نسبت به اسکورت و تحویل این جوان به بیمارستان، ما را همراهی کنند.

 سه سال از بکارگیری زنان به صورت رسمی و مستقل در پایگاه امداد و نجات جاده‌ای می‌گذرد، هر چند بهشتیان معتقد است که برای اولین بار حدود 17 سال پیش در چادر هلال‌احمر در عوارضی تهران کرج مستقر بوده اما به صورت رسمی و مستقل که یک پایگاه را در اختیار زنان قرار داده و از صفر تا صد پایگاه را زنان در اختیار بگیرند، تنها از عمرش سه سال می‌گذرد و حالا باید دید این زنان چه کارنامه موفقی از خود به جای می‌گذارند تا به عنوان اولین‌ها بتوانند راه را برای حضور مابقی امدادگران زن در پایگاه‌های امداد و نجات جاده‌ای، کوهستان و ... باز کنند.




واژه کلیدی :گزارش جالب و واژه کلیدی :ورود آقایان ممنوع و واژه کلیدی :زن امدادگر و واژه کلیدی :پایگاه اداد و نجات



 

نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

عکس یادگاری اماجنجالی من مایلی

 در یکی از آخرین قسمت های سریال درگیری های رسانه ای دایی و مایلی کهن، علی دایی به عکسی اشاره کرد که مایلی کهن با پیراهنی که نام آمریکا روی آن حک شده است، مقابل دوربین قرار گرفته است.

گزارش چیرفت سی تی به نقل از منابع خبری حاکی است عکس مذکورهمان عکس مورد اشاره دایی است که چهار بازیکن پرسپولیس در سال 1356 در یک قاب ایستاده اند.

محمد مایلی کهن، صفر ایرانپاک، جمشید رشیدی و محمدرضا خلعتبری چهار بازیکن پرسپولیس هستند که مقابل دوربین عکاس یکی از مجلات عامه پسند قرار گرفته اند.

 این عکس مربوط به دوره جوانی من مایلی ام  می باشد

  البته مایلی کهن نیز جواب دایی را داد و اشاره کرد که روی تی شرت اش نام دانشگاه کالیفرنیا درج شده است.

به هر حال دعوای کوزه گری من مایلی اسم و مهندس دایی این سالها ادامه خواهد داشت و اگر عمرمان کفاف بدهد مانیز نقال آن خواهیم بود.اما مردم پهلوانان خود را دوست دارند منظورم از مردم ، مردم ایران است آن هم ایران کهن. همانان که موجب تکامل دین اسلام شدند و اعراب بیابانگرد را متمدن کردند تا جایی که معاویه ماخ سبزی در شام به تقلید از ایرانیان بنا کرد.




واژه کلیدی :معاویه و واژه کلیدی :من مایلی و واژه کلیدی :کالیفرنیا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

گزارش سایت یاهو از بازیکنان بایرن مونیخ و علی دایی / بازیکن افسانه‌ای فوتبال ایران

سایت یاهو از علی دایی به عنوان بازیکن افسانه‌ای فوتبال ایران یاد کرد.
این سایت در گزارشی به وضعیت بازیکنان تیم فوتبال بایرن مونیخ در بازی با منچستریونایتد در فینال لیگ قهرمانان اروپا پرداخت و در این گزارش به وضعیت فعلی این بازیکنان اشاره کرد.
این مطلب که با عنوان بازیکنان فینال به یاد ماندنی منچستر یونایتد - بایرن مونیخ سال 1999 کجا هستند در سایت یاهو منتشر شد به وضعیت فعلی علی دایی مهاجم آن سال‌های بایرن مونیخ هم اشاره کرده است و از او به عنوان بازیکن افسانه‌ای فوتبال ایران نام برده است.
سایت یاهو در این باره نوشته علی دایی این بازیکن افسانه ای ایرانی کجاست؟
از سال 2007 که علی دایی از فوتبال به عنوان بازیکن خداحافظی کرد به عنوان مربی مشغول به کار شد. علی دایی دارای بالاترین رکورد گلزنی در جهان است. وی به عنوان سرمربی تیم ملی ایران، و باشگاه پرسپولیس مشغول به کار بوده. همچنین وی سابقه عضویت در کمیته فوتبال فیفا در سال‌های 2007 تا 2013 را دارد.

گزارش جیرفت سی تی :
ایران سرزمین پهلوانانی است که هرگز نمی میرند، اما پهلوان نماها همچون نمایی از سراب یک کویر از یاد و خاطره مردم می روند. علی دایی، جهان پهلوان تختی، پوریای ولی و پهلوان اکبر خراسانی و پهلوان یزدی  را مردم مثل آرش کمان گیر و رستم دستان هرگز فراموش نخواهند کرد. راستی! چند هزار سال می گذرد اما آرش کمان گیر گویی همین دیروز بود که با رها کردن پیکان از کمانش مرزهای ایران و توران را معین کرد. شاهنامه فردوسی و داستانهای مستند آن، سیاوش،  زال و رودابه، فرنگیس و دیوان سیاهی که به دست پهلوان پهلوانان نیست و نابود شد. ایران یعنی دفاع از سرزمین زیبایی ها و آزادمردان دین مدار، دین مدارانی که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) در مورد آنان گفته است: برای چه می خواهید به ایران حمله کنید؟ آنان مردمانی متمدن، یکتاپرست، دشمن بت پرستی، و دارای گفتار، پندار و کردار نیک هستند که اسلام نیز برای همین آمده است. و می ماند دین اسلام که آنان نیز خود به مرور از مروجان اسلام  خواهند شد. و دست بر زانوی سلمان پارسی (فارسی به گفته اعراب) زد فرمودند: اگر علم در ثریا باشد( یا بر سیاره ثریا آویزان باشد) همانا همانا اقوامی از پارس به آن دست می یابند. و چند مورد دیگر که در کتابی به قلم حضرت آیت الله ری شهری به آن اشاره شده است.


اینجا ایران و ایرانی مطرح نیست بلکه اندیشه مطرح است که پیامبر خدا نیز آنرا تایید کرده است. شاد و شادمان و پاک گفتار باشید. 




واژه کلیدی :مردافسانه ای فوتبال ایران و واژه کلیدی :علی دایی و واژه کلیدی :سلمان پارسی