جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٢

  بهروز نعمتی نماینده مردم اسدآباد در ادامه ودیعه های میلیاردی مردم در نزد مخابرات را از دیگر مشکلات این وزارتخانه نام برد و گفت: این پول، پول حق الناس است، آیا ما می توانیم پول مردم را نادیده بگیریم؟

  این نماینده مجلس ادامه داد: از نظر شرعی در آن مکانی که نشسته ایم مشروعیت دارد؟ میلیاردها تومان پول مردم نزد شرک مخابرات است، این پول با سودش باید برگردد اما در برنامه وزیر پیشنهادی هیچ اشاره ای به آن نشده است.

 وی همچنین در مورد سهام شرکت مخابرات و واگذاری آن به بخش خصوصی گفت: آیا شرکت مخابرات که واگذار شده شما آن را محق می دانید؟

باید رسماً اعلام کنید آیا سهامی که در اختیار شما هست به عنوان سهام مدیریتی آیا شما از این سهام ممتازه دفاع می کنید و یا  اینکه آن را به یک عده افراد واگذار می کنید که فقط برای خودشان کاسبی می کنند.

  در دهه هفتاد و هشتاد وزارت پست ، تلگراف و تلفن وقت بابت واگذاری هر امتیاز تلفن همراه بالغ بر پنج میلیون ریال از متقاضیان دریافت می کرد این درحالی بود که در کشورهای دیگر امتیاز تلفن همراه با کمتر از 100 هزار ریال یعنی 10 هزارتومان به مردم فروخته می شد.

 وزیر این وزارتخانه دلیل گرانی امتیاز یا همان سیم کارت را اشتراک مردم و کمک به برنامه های زیرساختی مخابرات در خصوص توسعه ارتباطات تلفن همراه عنوان و بیان می داشت که مردم دراین سرمایه گذاری سهیم هستند و پول پرداختی آنها البته مابه التفاوت آن محفوظ است و به آنان در زمان مقرر بازگردانده می شود و یا به آنان سهام تعلق می گیرد.

  این مطالب بارها و به دفعات مکرر از زبان وزیر و معاونانش در دهه های یاد شده از طریق رسانه های همگانی متتشر شد تا اینکه این وزارتخانه درآمدزا در اجرای اصل 44 واگذار گردید اینکه چگونه بگذریم زیرا هر نقدی بعنوان ضدیت و مخالفت با ولایت فقیه و همچنین قانون اساسی محسوب و بی آنکه به آن پاسخی منطقی داده شود خریداران در حال چرتکه اندازی سودهای میلیاردی خود بودند و اینکه با آن چه کنند .

  هر وقت که بابت 500 یا 450هزارتومان خریداران سیم کارتهای همراه اول در دهه های 70 و 80 خبرنگاری سوالی مطرح کرد با درهای بسته بی جوابی و یا توجیه مواجه شد و خلاصه ما ماندیم و نظام جمهوری اسلامی که خودش را پاسخگو می داند و همه توقع اسلام نام محمدی علوی از آنرا داریم.

  این نیز مثل بانکداری ربوی شد که با ماست مالی کلاه شرعی روی سر خودمان و مردم گذاشتیم و وام یک میلیون تومانی بنده برای کار کشاورزی پس از چند سال به چهار میلیون تومان با سود و جریمه و دیرکرد  و جریکه دیر کرد جرینگی تبدیل شده  درحالیکه حقوق این حقیر طی این مدت تنها درصد ناچیزی افزایش داشته است.

 بگذریم باری عبدالله پاره سنگها را در توبره نهاد و روانه شهر شد و بخوانید بقیه قصه مشکل گشا را که اکثریت مردم ایران شبهای جمعه آن را می خواندند و صلوات می فرستادند و ما یاد گرفته ایم که هر ظلمی که به ما وارد می شود را با صلوات بپذیریم و دست بر زانوی دو لاشده خود بگوییم یا علی و ...!

 








نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٢

امام جمعه بندرعباس با اشاره به پیشرفت های علمی صورت گرفته به خصوص در زمینه فن آوری ارتباطات گفت: " عصر، عصر اس ام اس (پیامک) شده و همه از جمله آدم های بی تقوا و بیمار نیز به آن دسترسی دارند و مطالبی خلاف منتشر می کنند که وقتی سووال می شود کی گفته؟ پاسخ می دهد که پیامک زده اند.

گزارش خبرنگار جیرفت سی تی از آیین سیاسی عبادی نماز جمعه 25مردادماه سال 92 خورشیدی شهر بندرعباس به امامت حضرت آیت الله غلامعلی نعیم آّبادی  حاکی است:    

 نامبرده ادامه داد: همانطوریکه درگذشته وحی نازل می شد و مردم آن به صورت شفاهی و کتبی آن را برای نشراسلام و کتاب خدا به یکدیگر منتقل می کردند امروز نیز با ارسال هر گونه مطلبی خواه دروغ  یا راست و هر چیز دیگر می گویند" پیامک زده اند.

   در عصر اس ام اس میدان برای بازیگری بازیگران صحنه های مختلف در جامعه باز شده طوریکه با یک پیامک بدون ریشه و تایید شده اساس زندگی یک انسان را نابود می کنند و خداحافظ.

  نماینده ولی فقیه در هرمزگان ادامه داد:" فرهنگ بدی است و اگر تقوا نداشته باشیم در مسیر گمراهی و غیبت کتبی قرار می گیریم که بایستی در درگاه کبریایی پاسخگوی کلمه به کلمه آن باشیم.

  غیبت متعفن  کثیف است طوریکه بوی آن از بوی تعفن مرده نیز بدتر است  و برای اینکه غیبتی نکرده باشیم بهتر است کارها را از طریق قانون حل کنیم زیرا ممکن است همان فردی که شما با بد بینی به آن غیبتش را می کنید آنگونه نباشد که شما قضاوت کرده اید و بی گناه باشد.

   نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به دفاع اسلام از حقوق  افراد و آوردن مثالی از اختلاف شیخ مفید با سید مرتضی در خصوص ثابت کردن نجاست  گفت: دردینی که وجود نجاست با یک نفرثابت نمی شود چگونه با تهیه و ارسال  یک پیامک و غیبت، آبروی مسلمان و یا هر فرد دیگری را به سادگی می برید.

   نماینده ولی فقیه در هرمزگان ادامه داد: اگر باب اعتراض ها به صورت درگیری با مسوولان بازشود، در مملکت چه اتفاقی می افتد؟ کدام مسوول دلش گرم به کار می شود وقتی که می بیند بدون هر گونه دلیلی و درحالی که خطایی مرتکب نشده آبرویش ریخته می شود.

  آیت الله نعیم آبادی اضافه کرد: از همه عزیزان می خواهم غیز ار حل از طریق قانون و دستگاه قضایی هیج راه دیگری را انتخاب نکنند و نگذارند اینگونه بشود.

  وی گفت:‌اگر مملکت بدست افراد بیفتد بی قانونی می شود و در مملکتی که مردم آن به  قانون عمل نکنند و در اعتراض به هر کاری وارد میدان شوند با مشکلات زیاد و حتی غیر قابل حلی مواجه خواهیم شد.

   خطیب جمعه بندرعباس یادآورشد: فساد را ببینید و با ارائه مدرک حل آنرا به عهده دستگاه قضایی واگذار کنیم.

وی از تقوی بعنوان حرکت بر محورهای الهی و نه خواهش های نفسانی نام برد و یادآورشد: در نظام ما ممکن است مدیرمسئله داری وجود داشته باشد یا مدیری که شما فکر می کنید مسئله دارد اما تکلیف ما دراین خصوص عمل به قانون است.

  آیت الله نعیم آبادی اضافه کرد: دو راه وجود دارد اول اینکه خودمان وارد بشویم و آّری فرد را ببریم " حتی با انگیزه الهی" و دوم از طریق قانون عمل کنیم که انسانهای با تقوی راه دوم را برمی گزینند.

  امام جمعه بندرعباس تاکید کرد: اگر هرکسی بخواهد خودش وارد بشود هر روز شاهد فتنه هایی خواهیم بود که فتنه سال 88 در مقابلش بسیار ناچیز است.

  " از فلان مسوول ناراضی هستیم، پیامک شروع می شود، همه فاسد و همه بی اعتماد ، پس چه انقلابی کرده ایم، با همه اشکالاتی که برای دستگاه قضایی داریم اما تاکید می کنم که تشخیص متخلف بودن یک فرد ویا یک گروه تنها از طریق دستگاه قضایی قابل انجام است.

    نماینده ولی فقیه در هرمزگان خاطرنشان ساخت: مجلس ما مجلس شورای اسلامی است و نمایندگان آن باید الگوی همه مجالس دنیا به خصوص کشورهای اسلامی باشند.

   وی دادن هر گونه رای خواه مثبت ، منفی و یا ممتنع را به وزرای پیشنهادی از سوی رئیس جمهوری حق مسلم نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی دانست و گفت:  آقایان نماینده توجه داشته باشند که جامعه از آنان انتظار بیشتری دارند.

  نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری افزود: " نماینده بزرگوار صدای تو را همه می شنوند حتی اسرائیل بهتر از ما کلمه ها را تحلیل محتوی می کند.

    نماینده ولی فقیه در هرمزگان بدون نام بردن از شخصی خاطرنشان ساخت: " وقتی می گویید دله دزدی، می گویند مجلس ایران این است، حرفتان را بزنید اما از ادبیات بهتری استفاده کنید.

  خطیب جمعه بندرعباس از مجلس بعنوان خانه ملت ومحل جمع شدن برگزیدگان امت  نام برد و ابراز داشت: "داد و بیداد نه چیزی را ثابت و نه باطل می کند" پس بهتر است همه چیز براساس معیارهای اسلامی باشد.

  آیت الله نعیم آبادی در ادامه با تصریح بر رعایت قانون و عمل به آن گفت: متاسفانه شاهد هستیم که با ارسال یک پیامک آبروی 80 ساله فردی را می ریزند.

  وی با بیان اینکه اسلام برای حفظ آبروی مردم و کرامت انسانیت آمده افزود: نگذارید شخصیت مسلمانان زیر چرخ ماشین بی انصافی نابود و یا تخریب شود.

  میدان برای بازیرگی بازیگران در جامعه باز شده طوریکه با یک پیامک اساس زندگی یک انسان را نابود می کند.

 

 




واژه کلیدی :عصر اس ام اس و واژه کلیدی :غیبت پیامکی و واژه کلیدی :شیخ مفید و سید مرتضی و واژه کلیدی :دله دزد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩٢

  تاریخ نشان می دهد و به همه ما گوشزد می کند که کشور بزرگی همچون ایران با داشتن سابقه ای دیرینه و کهن از لحاظ فرهنگی، هنر، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی همیشه از تمدن های اثر گذار  این کره خاکی بوده و هست.

  هر چند در برهه ای به علت بی کفایتی شاهان و سردمدارانش دچار چالشهای مختلفی شده اما حفظ اصالت و زبان پارسی نشان از ریشه دار بودن این ملت دارد ، ملتی که ریشه در خاک دارد و خاکی که با پاکی و صداقت این مردم  قرن ها و هزاران سال است که محصولات مختلفی به کره خاکی ارزانی داشته و دارد.

  اگر امروز ابرقدرتی  مثل آمریکا خواستار گفت وگو با ایران است تنها دلیل آن اصالت و هوش سرشار فرزندان این آب و خاک است که با جوهره اسلام ناب محمدی پرورانیده شده است، آن اسلامی که در راس آن ائمه اطهار به خصوص حضرت علی (ع) و یازده امام دیگر از جمله حضرت امام حسین(ع)  امام شهیدان قرار دارد.

  اسلامی که مولانا جلال الدین بلخی، شمس تبریزی، دهخدا، ابن سینا، محمد زکریای رازی، فردوسی بزرگ، رودکی، حافظ و سعدی، شیح صفی الدین اردبیلی، پروفسور حسابی، و هزاران هزار دانشمند در علوم نجوم، هندسه، ریاضیات، فلسفه و انواع رشته های هنری از جمله نقاشی، خط و نمایشنامه به دنیای امروز تحویل داد که هر کدام از آنان به تنهایی افتخاری برای ایران کهن محسوب می شوند.

  طی بیش از سه دهه گذشته نیز با انقلاب اسلامی و از میان برداشتن یکی از طاغوت های زمان و دست رد زدن به سینه قدرت هایی که در حال چپاول این مملکت بودند بارد دیگر بر سرنوشت خودش حاکم شد.

  هر چند دراین مدت همانانی که منافع خودشان را از دست داده بودند به خیال اینکه ایران کشوری ضعیف شده است از راه های مختلف و با نقشه های متفاوت که هرکدامشان برای نابودی چندین کشور کافی به نظر می رسید دست به اقداماتی ناجوانمردانه زدند که با کمک خدا و این ملت همیشه قهرمان تنها با گذشتن زمان روسیاهی آن برای خودشان باقی مانده است.

  از سربریدن سربازان و پاسداران در غرب کشور بوسیله ساواکی های فراری و ضد انقلاب، به راه انداختن کودتا نوژه، حادثه طبس که موجب رسوایی و سربلندی و بلند آوازگی انقلاب نوپای ایران اسلامی شد و همچنین تحمیل کردن جنگی هشت ساله که مردم ایران با دست خالی مقابل صدام بعثی و 41کشور بزرگ حامی او  مرد و مردانه ایستادند.

  آنطور که ما از ابرقدرتها می دانیم  خوی استکباری آنان اجازه نمی دهد که خواستار مذاکره با کشوری باشند که رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی از آن بعنوان شیطان بزرگ نام برده باشد و شعار اصلی مردم آن مرگ بر آمریکا باشد.

  سردمداران آمریکا طی 34سال گذشته تاکنون همه نقشه ها را برای از میان برداشتن انقلاب اسلامی مورد آزمایش قرار داده اند و امروز به این نتیجه رسیده اند که مقابل ملت ایران خستگی ناپذیر ایران که با خون خود و عزیز ترین کسانشان از نظام شان حفاظت و حمایت می کنند نمی توان ایستاد.

  اما همانطوریکه امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب و دیگر بزرگان نیز بارها گفته اند ما آماده مذاکره با همه (جز اسرائیل) هستیم ، هرچند که می دانیم آمریکا و هم پالگیهایش  مغرور خودخواه و خودپسند هستند و بیشتر دنبال منافع خودشان  هستند تا کشور طرف مذاکره.

  باید گفت که نظام جمهوری اسلامی ایران نیز طی 34سال گذشته با پشت سر گذاشتن فراز و فرودها و بدست آوردن تجربیات در بخش های مختلف همچون جوان رعنا اما دانشمند و دانایی تبدیل شده که بدون هر گونه ترس و واهمه ای  حاضر است برای حفظ منافع ایران اسلامی در هر مذاکره ای شرکت کند.

  این جوان رعنا فرزند ملتی است که در پرونده کاری خود هزاران سال سابقه مملو از دانش، جوانمردی و پهلوانی و نجابت دارد که  تاریخ نشان داده هر کسی نمی تواند پنجه در پنجه اش افکند.

  بدون شعار و با صداقت می گوییم که امروز بهترین زمان برای مذاکره با آمریکا است آن هم بر سر منافع جمهوری اسلامی ایران و باید بدانیم که با تیمی وارد مسابقه می شویم که دارای قدرت بدنی زیادی است که تنها با بکارگیری انواع فن ها  باید مقابل آن ایستاد و امتیاز گرفت.

  ما وارد میدانی می شویم که حداقل از آن توقع برد برد داریم و با نتیجه مساوی میدان را ترک کنیم.

  بازیگران صحنه سیاست و دپپلماسی ایران امروز قوی تر و آزموده تر از همیشه تاریخ پس از پشت سر گذاشتن آزمونها و صحنه های مختلف به جایی رسیده اند که همچون بازیگران حرفه ای فوتبال و دیگر رشته های مطرح و پر طرفدار در صحنه دیپلماسی شناخته شده هستند.

  از طرفی دنیا هر روز شاهد بروز بلوغ جوانان سرزمینی است که مهد علم و تمدن بوده و امروز نیز بدون دست دراز کردن به طرف هر مرد و نامردی تنها با یا علی گفتن خود وارد صحنه هایی شده که انرژی صلح آمیز هسته ای و پرتاب کردن موشک به فضا از جمله آنها است.

  ملتی که وقتی دید حتی سیم خاردار نیز به او نمی فروشند دست به کار جانانه ای زد که در نتیجه آن امروز به یکی از کشورهای بزرگ دارای فن آوری تولید و پرتاب موشک تبدیل شده و انواع سلاح ها را حتی از نوع زرهی و پروازی را خود به دست دانشمندانش می سازد .

  امروز ما قوی تر  از همه روزهای دیگر حاضر به مذاکره در هر میدانی هستیم  و مردم ما نیز به خوبی می دانند که بدست آوردن نتیجه برد برد نیز می تواند نتیجه خوبی در اولین بازی باشد.

در ورزش کشتی نیز ایرانیان نشان داده اند که مقابل پهلوانانی از کشورهای مختلف ایستاده اند که بعضی از مواقع از لحاظ هیکل یک سر و گردن بالاتر نشان می داده اند اما با استفاده از فن های مخصوص خود چنان مقابل آنها ایستاده اند که در پایان راهی جز پایان دادن به مبارزه و کنار کشیدن از آن نداشته اند.

   هر چند که آمریکا از بهترین تئورسین ها و نظریه پردازها در شته های مختلف برخوردار است اما نباید خودمان را نیز دست کم بگیریم.

  دراین زمینه می توان به متجاوز شناخته شدن رژیم بعثی عراق بعنوان آغاز گر حمله به خاک ایران و مذاکرات هسته ای اشاره کرد که با وجود اینکه اکثریت کشورهای بزرگ دنیا از جمله آمریکا، انگلیس و آلمان از صدام حمایت می کردند اما این  مردم ایران بودند که با تیز هوشی برنده میدانی شدند که حق با آنها بود اما نامردان روزگار نمی خواستند اینطور بشود.

  در مذاکرات هسته ای نیز این تیزهوشی ایرانیان است که تاکنون به اینجا رسیده ایم و با آمدن دولت اعتدال از این پس شاهد بردهای بیشتری خواهیم بود و ملت رشید و شجاع و داتنشمند پرور ایران شاهد بردهای بیشتری نیز از فرزندان خود دراین زمینه خواهند بود.

   نیروهایی داریم که در رشته های مختلف از جمله میدان دیپلماسی افزون بر 30 سال تجربه کسب کرده اند و در تاریخ و جغرافیا و مسائل دیگر نیز همینطور و حاضر نیستند که بر سر منافع ایران اسلامی با کسی معامله کنند.

  ملتی که با دست خالی و تنها با تمسک به حضرت حق و ائمه معصومین هشت سال مقابل کشوری ایستاد که بیش از 41 کشور کوچک اما پولدار و بزرگ دارای کارخانه های بزرگ اسلحه سازی همه به صورت بلاعوض به او وام و انواع سلاح های تولید روز را هدیه و از او حمایت همه جانبه حتی دپلماسی می کردند .

  به کتابهای روزشمار  جنگ تحمیلی مراجعه کنید خواهید دید شمار قعطنامه های صادره سازمان ملل به خصوص شورای امنیت آن را علیه جمهوری اسلامی ایران و به نفع صدام عفلقی آن وقت بیشتر پی به حقیقت خواهیم برد. برای کوچک ترین موضوع و مسئله و در زمانی که صدام دهها تن انواع بمبهای شیمیایی اهدایی غرب را بر سر رزمندگان ما فرو می ریخت حامیانش حتی حاضر به پذیرش آن نمی شدند و  هنگامی که مجروجین شیمیایی را به بیمارستانهای اروپا اعزام کردیم گفتند که اینها درحادثه انفجار یک کارخانه تولید مواد شیمیایی به این روز افتاده اند.

 در زمانه ای ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلی را با پیروزی پشت سر گذاشت که همه قدرتها چشمان خود را بر روی حقیقت بسته بودند و تنها در پی نابودی جمهوری اسلامی ایران بودند که صدای اسلام ناب محمدی از گلوی رهبران آن به خصوص حضرت امام خمینی (ره) برخاسته بود.

  ملت غیرو و غیرتمند ایران از حافظه تاریخی خوبی برخوردار است وی می داند که هر زمان با هم بوده اند هیچ قدرتی نتوانسته پشت آنان را به خاک برساند و امروز نیز به فرمان رهبر معظم انقلاب به رغم همه نقشه های استکباری و بر انداز از سوی دشمنان  می تواند پیروز میدان مذاکراتی باشد که کاخ سفید پیشنهاد دهنده آن است ، زیرا نتیجه برد برد نیز برای ملت مقاوم ایران نیز حکم برد را دارد. رضا گیلانی.

 

 




واژه کلیدی :مذاکره ایران با آمریکا و واژه کلیدی :تمدن های اثرگذار و واژه کلیدی :منافع ایران و واژه کلیدی :جوان رعنا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩٢

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور آخرین مسئولی بود که در این بخش، پشت تریبون قرار گرفت. جهانگیری در ابتدا وعده داد که آقای روحانی در آخر بحث که فردا یا پس فردا خواهد بود، خودشان نیز صحبت هایی خواهند داشت.

گزارش جیرفت سی تی به نقل از اخبارمنتشره حاکی است که معاون اول رئیس جمهوری ضمن تشکر  از نمایندگان، رئیس مجلس، موافقان و مخالفان فزود: دولت روحانی در شرایط خاصی مسئولیت را به عهده می‌گیرد. ما هم در ابعاد داخلی و هم بین المللی نیازمند تفاهم جدی هستیم. دشمنان کینه توز و بخصوص رژیم صهیونیستی وانمود میکنند هیچ اتفاقی نیفتاده و فضا را علیه ملت ایران و جمهوری اسلامی نگهدارد.

باید از فرصتی که ملت از انتخابات 24 خرداد فراهم کرد استفاده کنیم. ملت هرگاه لازم بوده حرکتی انجام دهد که در سرنوشت کشور و انقلاب تعیین کننده باشد، انجام داده و ادامه اش برعهده ما مسئولان است.

رای روحانی در مناطق محروم از تعداد بیشتری برخوردار بود.

روحانی دستور داد در کارگروه ها روی 2 موضوع تحلیل وضع موجود و تدوین برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت بررسی شود. و کار دیگری که سپرده شد همین موضوع کابینه بود.

این برای نخستین بار است که به تعابیر اساتید اقتصاد کشور، چنین برنامه مدونی رئیس جمهور برای چهارسال بعدش دارد. البته همه اینها یا قوانین جاری است یا باید قوانینش به مجلس برای تصویب تقدیم شود.

برخی گفتند اقتصاد مقاومتی در این برنامه ها دیده نشده که کاملاً اشتباه است.

دولت در تمام بخش ها اهداف و اولویت و راهبردهایش را به صورت ریز مطرح کرده است.

سازمان مدیریت کشور آسیب جدی دیده و باید بازسازی شود. آنها که دستشان در کار است میدانند که وضعیت مدیریت کشور چقدر نابسامان است.

در بخش برنامه، یک برنامه کاملی دولت آقای روحانی به مجلس داده و برنامه کاملی در کشوی وی وجود دارد که میداند چه کند.

اینکه گفته می شود کابینه مسن است، اولا باید بگویند با کجا دارند مقایسه میکنند؟ بله اول انقلاب همه مسئولان در سن و سال جوان بودند و افراد دیگر که کنار گذاشته شدند از رژیم سابق بودند. من خودم در 26 سال نماینده مجلس شدم.

در یکی از ملاقاتهای من در اصفهان، وزیر خارجه یکی از کشورها می گفت من اندازه سن شما وزیر خارجه هستم.

کابینه پیشنهادی در مقایسه با هیچکدام از کابینه های کشورهای همسایه بالا نیست. مخالفان یک مقاله علمی ارائه دهند که گفته باشد اگر سن بالا برود قدرت مدیریت پایین می آید.

بعضی اشکالی در کابینه نمی بینند و فقط میگویند سن کابینه بالاست.

وضع موجود کشور بخشی‌اش نتیجه تحریم‌ها و بخشی نتیجه نوع مدیریت است. ما 500-600 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم و باید ببینیم چگونه هزینه شده.

این کابینه یک شرکت سهامی نیست. بلکه فراجناحی است و همه جناح ها فکر میکنند در این کابینه حضور دارند.

انسجام در همه تیم دولت و بخصوص تیم اقتصادی در حد اعلاست. من در کابینه هاشمی در مجلس بودم و در کابینه خاتمی در دولت و در این دولت هم در کابینه. شهادت میدهم در هیچ دولتی تیم اقتصادی به این انسجام نبوده.

روحانی با وزرا شرط کرده قانونگرایی و التزام به ولایت فقیه و شخص ولی فقیه باید وجود داشته باشد. ایشان در جمع گفتند اگر بدانیم رهبر معظم انقلاب راضی نیستند فردی در کابینه باشند یک لحظه تردید نمیکنم که نباید در کابینه باشند.

به فتنه قوه قضائیه و اطلاعات رسیدگی کردند. اینها که به عنوان وزیر انتخاب شدند استعلام از همه دستگاه ها گرفته شده و پاک‌ترین استعلام‌ها را دارند.

 وبلاگ جیرفت سی تی مفتخر است که منتشرکننده سخنان آقای جهانگیری است.گیلانی

جهانگیری در ادامه به قرائت بخشی از میثاق‌نامه روحانی با وزرای پیشنهادی و کابینه یازدهم پرداخت.




واژه کلیدی :فتنه و واژه کلیدی :استعلام از وزارت اطلاعات و واژه کلیدی :قانونگرایی و واژه کلیدی :اساتید اقتصاد کشور




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٢

 گزارش جیرفت سی تی به نقل از اخبار منتشره ایرنا در خصوص واکنش کاخ سفید به تحلیف دکتر حسن روحانی حاکی است از این مطلب است که:( به مردم ایران تبریک می گوییم؛ روحانی ما را شریکی مشتاق خواهد یافت).
 "جی کارنی" سخنگوی کاخ سفید طی بیانیه ای گفته است: تحلیف روحانی فرصتی به ایران برای اقدامی سریعتر در جهت رفع نگرانی های بین المللی در مورد برنامه هسته ای می دهد.

  وی افزود: همزمان با روزی که حجت ‌الاسلام دکتر حسن روحانی به عنوان هفتمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کرد، بار دیگر به مردم ایران که در انتخابات کاری کردند تا صدایشان شنیده شود، تبریک عرض می‌کنیم.

در ادامه این بیانیه آمده است: اگر دولت روحانی تصمیم به تعامل جدی داشته باشد آمریکا را شریکی مشتاق خواهد یافت.
 در پی این خبر ، نظر خبرنگار جیرفت سی تی نیز براین است که، ما یاد گرفته ایم که با تیمهای قدرتمند دنیا طوری بازی کنیم که بازنده نباشیم .
با هدف برد برد به زمین می رویم.نباید توقع برد از بارسلون را داشت.هوداران نیز این را قبول دارند.
اما در چنین میدانی آن هم با رقبایی چنین قوی نتیجه برد برد نیز برای ما حکم برد را دارد. گیلانی.
 
 



واژه کلیدی :سخنگوی کاخ سفید و واژه کلیدی :جی کارنی و واژه کلیدی :تبریک کاخ سفید به روحانی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٢

شاگرد مصباح به کف زدن مجلسیان اعتراض کرد

 یکی از شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی، در جدیدترین اظهارنظر خود با عنوان «سنت کف زدن به جای تکبیر در مجلس؟!»، به دست زدن نمایندگان پس از سخنرانی دکتر روحانی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری اعتراض کرد!

به گزارش خبرجدید،  به نقل از انصاف نیوز حجت‌الاسلام قاسم روانبخش‌ گفت: در مراسم تحلیف رییس جمهور محترم در مجلس شورای اسلامی اتفاق جدیدی افتاد که برای همه خیلی جدید بود، کف‌زدن‌های ممتد برای رییس جمهور! هرچند برخی از سخنان آقای روحانی نیاز به تشویق داشت چرا که در برابر غربی‌ها مقتدرانه سخن گفت و بر تهدیدهای‌شان خندید.

وی البته پرسشی جالب توجه از مجلس اصول‌گرا پرسیده است: این گونه اظهارات یا تندتر از آن را دکتر احمدی‌نژاد نیز در مجلس داشته است ولی چرا با این گونه تشویق‌ها روبرو نمی‌شد؟

روانبخش بدون پاسخ به این پرسش که طبق چه ادله‌ای و چه شاخصی درباره‌ی «دست زدن و صلوات» وجود دارد که یکی فرهنگ دیگران و یکی فرهنگ اصیل خودی قلمداد می‌شود؟، در اعتراض به دست زدن مجلسی‌ها پرسیده است: چرا مدل تشویق تغییر یافته است و مجلس از رسم همیشگی خود دست برداشته، از صلوات و تکبیر به کف و سوت روی آورده است؟ آیا تناسب مجلس شورای اسلامی با کف و صوت بیشتر است یا تکبیر و صلوات؟! البته شاید هم برخی فکر کرده‌اند که چون خارجی‌ها حضور دارند بهتر است بر روال آنها تشویق کنیم. و شاید هم به دلیل حضور عناصری خاص در میان وزرای پیشنهادی، برخی از نماینده‌ها خیلی به وجد آمده و خواسته‌اند با فرهنگ آنان رییس‌جمهورشان را تشویق کنند! البته این گونه کارها چندان بزرگ نیست ولی به هر حال می‌تواند به نوعی خود کم‌بینی تفسیر شود و به مرور هویت اصیل خودمان را تحت‌الشعاع قرار دهد. آیا تبعیت از مجالس غربی و شرقی که برای تشویق از کف زدن استفاده می کنند یک افتخار است؟

 




واژه کلیدی :شاگرد مصباح و واژه کلیدی :کف زدن مجلسیان و واژه کلیدی :آیت الله مصباح یزدی و واژه کلیدی :قاسم روانبخش




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٢

رضا گیلانی ، جیرفت سی تی :

قبل از خواندن مطلب آشنایی بیشتر با وزرای پیشنهادی و معاون اول دکتر حسن روحانی به استحضار خوانندگان وبلاگ جیرفت سی تی که به زودی به عنوان سایت به کارش ادامه خواهد داد می رساند ، بالاتر از همه، معاون اول را به خاطرتان بسپارید زیرا از این پس بیشتر از او و مدیریت خلاق  اش خواهید شنید جهانگیری مدیری توانا و مردمی است که این مسوولیت برایش ناچیز است ، اما بعنوان یکی از فرزندان ایران کهن و جانبازی که در حادثه مسجد جامع کرمان مورد هدف تیر ساواکی های جلاد قرار گرفت و در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز دو برادرش در راه اهداف  نظام به درجه رفیع شهادت نایل آمدند، طی 34سال گذشته تاکنون توانایی خود را چه در سنگر مجلس شورای اسلامی، وزارت جهاد سازندگی، فرماندهی جنگ ، استانداری مهم ترین استان کشور(اصفهان،) تصدی مهم ترین وزارتخانه پس از نفت (صنایع و معادن )و تدریس در داتنشگاهها به نمایش گذاشته است.

همه خبرنگاران او را به خوبی و نیکی می شناسند  می دانند که کوچک ترین عیب و نقصی در مدیریت او پیدا نمی شود و نخواهد شد.

  بار دیگر سفارش می کنم که این چهره را خوب به خاطر بسپاریدزیرا  این مرد، مرد راه است، راه های پرپیچ و خم زیادی را پشت سر گذاشته تا به اینجا رسیده از منطقه ای  میان هرمزگان ، کرمان  و جیرفت .

جیرفتی ها او را جیرفتی می دانند چونکه بعنوان جهادگری جیرفتی دو دوره او را به مجلس فرستادند ، سیرجانی ها او را از خود می دانند به این دلیل که در آنجا بخشی از تحصیلاتش را گذرانده است و هرمزگانی ها نیز او را هرمزگانی می دانند چونکه ... نمی دانم . همه اینها نظر خداوند سبحان است که خوبان را در قلب همه جای می دهد.

خلاصه، همه اینها را نشانگر مردمی بودن و مدیریت همه جانبه و مردمی او در زمینه خدمت به اقشار مختلف مردم می دانیم خدا یار و نگهدارش باشد.رضا گیلانی از جهادگران سنگر ساز بی سنگر دیروز و خبرنگار امروز.

گزارش جیرفت سی تی به نقل از گروه سیاسی خبرجدید،حاکی است که دکتر  حسن روحانی در حاشیه مراسم تحلیف خود لیست اعضای پیشنهادی را برای تصدی وزرات‌خانه‌ها به مجلس تقدیم می‌کند.

 *مهندس اسحاق جهانگیری (معاون اول)

 جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و تا پیش از مرحله تأیید صلاحیت‌ها رئیس ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی بود. وی در مجالس دوم و سوم به‌نمایندگی از مردم شریف جیرفت و عنبرآباد (62تا69خورشیدی)در خانه ملت حضور داشت .

و در سال ۱۳۷۱ در دولت هاشمی رفسنجانی به سمت استاندار استان اصفهان منصوب شد و به‌جای غلامحسین کرباسچی نشست. جهانگیری از مؤسسان حزب کارگزاران سازندگی بود و هم‌اکنون عضو شورای مرکزی آن است. با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات، جهانگیری به‌عنوان وزیر معادن و فلزات به مجلس پنجم معرفی و موفق به کسب رأی اعتماد شد. وی در هر دو دوره ریاست‌جمهوری اصلاحات نیز وزیر صنایع و معادن بود.

** عبدالرضا رحمانی فضلی (وزارت کشور)

 

رحمانی فضلی ریاست کل دیوان محاسبات کشور را از سال ۸۷ تاکنون به‌عهده دارد. از سوابق وی می‌توان به معاون آموزش و پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، از سال ۶۸ الی ۷۰، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، حوزه انتخابیه شیروان، استان خراسان شمالی از سال ۷۱ تا ۷۵،  قائم‌مقام سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران (سال شروع: ۱۳۷۵)، معاون برنامه‌ریزی، امور مجلس و استان‌ها و معاون سیاسی سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران، رئیس دوره نهم ستاد انتخابات ریاست جمهوری سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران (سال پایان فعالیت در سازمان صدا و سیما: ۱۳۸۵)، عضو کمیته شورای اطلاع رسانی دولت به‌مدت شش سال، معاون امور بین‌الملل و توسعه اقتصادی استان‌ها و ریاست شورای اطلاع رسانی وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران، از سال ۸۵ تا ۸۶ و قائم‌مقام و معاون فرهنگی رسانه‌ای و اجتماعی شورای عالی امنیت ملی به‌مدت ۱۸ ماه از سال ۸۶ اشاره کرد.

** حجت‌الاسلام سید محمود علوی (وزارت اطلاعات)

 

علوی عضو فعلی مجلس خبرگان رهبری و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در دوره‌های اول، دوم، چهارم و پنجم است. وی همچنین در سالهای ۶۸ تا ۷۰ معاونت نظارت و بازرسی و معاونت روابط عمومی و تبلیغات سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را به‌عهده گرفته بود و در سالهای ۷۹ تا ۸۸ نیز رئیس سازمان عقیدتی، سیاسی ارتش بود.

علوی در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری به‌عنوان یکی از اعضای ارشد ستاد انتخابات حسن روحانی فعالیت می‌کرد و چندی پیش به‌عنوان نماینده حسن روحانی به دیدار مراجع و علمای قم رفت.

** بیژن نامدار زنگنه (وزارت نفت)

 

زنگنه از سال ۱۳۵۶ با مدرک کارشناسی ارشد مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه تهران به‌عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی مشغول به فعالیت شد و سال ۱۳۸۵ با همین عنوان بازنشسته شد. وی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به‌عهده داشت و در آبان ماه سال ۱۳۶۱ به عضویت شورای مرکزی جهاد سازندگی درآمد و در سال ۱۳۶۲ به‌عنوان نخستین وزیر جهاد سازندگی از مجلس اول رأی اعتماد گرفت و تا اواسط سال ۱۳۶۷ با موفقیت عهده‌دار این مسئولیت بود. از شهریور سال ۱۳۶۲ با رأی اعتماد مجلس به‌عنوان وزیر نیرو مشغول به کار شد و در سال ۱۳۶۸ در نخستین دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با رأی اعتماد مجدد مجلس در این مسئولیت ابقا شد و تا نیمه سال ۱۳۷۶ عهده‏‌دار این مسئولیت بود.

زنگنه در سال ۱۳۷۶ در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی برای صدارت در وزارت نفت انتخاب شد و مدت ۸ سال نیز عهده‌دار این مسئولیت بود. قرارداد کرسنت در زمان تصدی وی بر وزارت نفت از جمله موارد جنجالی کارنامه وی محسوب می‌شود.

** علی طیب‌نیا (وزارت اقتصاد و امور دارایی)

 

طیب‌نیا تمام مراحل تحصیلی خود اعم از کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را در دانشگاه تهران گذرانده و بعد از اینکه در سال ۱۳۷۲ رساله دکترای خود را با عنوان “تورم ساختاری در ایران” ارائه می‌دهد، به‌عنوان هیئت علمی در همین دانشگاه مشغول به کار می‌شود. وی از سال ۱۳۷۶ به‌مدت سه سال دبیر کمیسیون اقتصاد هیئت دولت نهاد ریاست جمهوری در کمیسیون اقتصاد بود و از سال ۱۳۸۴ به‌مدت یک سال و نیم نیز همین سمت را به‌عهده داشت.

طیب‌نیا در سال ۱۳۸۰ به‌مدت ۴ سال معاون طرح و بررسی نهاد ریاست جمهوری و در سال ۱۳۸۵ نیز به‌مدت یک سال معاون اقتصادی و هماهنگی امور برنامه و بودجه معاونت اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود. وی عضویت در شورای پژوهشی سازمان بررسی و نظارت، عضویت در شورای پول و اعتبار و کارشناس متخصص در مسائل پولی و بانکی این شورا در خصوص بانک مرکزی، عضویت در شورای پژوهشی نهاد ریاست جمهوری، کارشناس ارشد سازمان بهره‌وری آسیایی جهت تهیه برنامه ملی ارتقای بهره‌وری در ایران سازمان بهره‌وری آسیایی را در کارنامه دارد.

** محمدرضا نعمت‌زاده (وزارت صنعت، معدن، تجارت)

 

محمدرضا نعمت‌زاده در سال ۱۳۲۴ در تبریز به دنیا آمد. وی اولین مدرک دانشگاهی خود را در رشته محیط زیست از دانشگاه برکلی گرفت. تعدادی از واحدهای کارشناسی ارشد را هم در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه کالیفرنیا گذراند ولی سال آخر بود که به ایران برگشت و در ایران مشغول کارهای صنعتی شد.

محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنایع و معادن دولت سازندگی بود. وی در دولت اصلاحات نیز مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی بود و در دولت احمدی‌نژاد معاونت وزارت نفت در امور پخش و پالایش را به‌عهده داشته است. نعمت‌زاده در جریان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم رئیس ستاد انتخاباتی روحانی را به‌عهده داشت.

** محمدجواد ظریف (وزارت امور خارجه)

 

ظریف در دوران دولت اصلاحات مدتی معاون حقوقی و امور بین الملل وزارت خارجه بود. پس از آن به نمایندگی ایران در سازمان ملل منصوب شد و تا مدتی پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به‌عنوان رییس‌جمهور نیز در این سمت باقی بود. وی پس از عزل از این سمت به تهران بازگشت و تاکنون در دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه مشغول کار بوده است. ظریف همچنین بین سال‌های ۸۲-۸۴ در کنار سیروس ناصری ریاست تیم مذاکره کننده هسته‌ای را به‌عهده داشته است.

وی که سابقه تحصیل در دانشگاه‌های دنور و سانفرانسیسکو در رشته‌های روابط بین‌الملل و مطالعه بین‌المللی داشته است، سابقه معاونت بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی، دستیار ارشد وزیر در وزارت امور خارجه در سال‌های ۱۳۸۶ – ۱۳۸۹، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های ۱۳۸۱- ۱۳۸۶، معاون حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه در سال‌های ۱۳۷۱- ۱۳۸۱،  سفیر و معاون نماینده دایم نمایندگی در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های ۱۳۶۸- ۱۳۷۱، مشاور وزیر وزارت امور خارجه در سال‌های ۱۳۶۷- ۱۳۶۸، مشاور سیاسی، رایزن، کاردار نمایندگی در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های ۱۳۶۱- ۱۳۶۷ و مشاور سرکنسولگری در سانفرانسیسکو در سال‌های ۱۳۵۷- ۱۳۵۹ را در کارنامه داشته است.

** علی جنتی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)

 

جنتی در آغاز سال ۱۳۵۹ به‌عنوان مدیر صدا و سیمای جمهوری اسلامی مرکز اهواز منصوب شد و در دی ماه همان سال، پس از تصویب قانون اداره صدا و سیما، از سوی شهید آیت‌الله دکتر بهشتی به‌عنوان نماینده قوه‌ قضاییه در شورای سرپرستی صدا و سیمای جمهوری‌ اسلامی ایران معرفی شد و تا سال ۱۳۶۲ به‌عنوان عضو شورا و در مقطعی به‌عنوان مدیر شبکه اول سیما خدمت کرد. در سال ۱۳۶۳ با حکم میرحسین موسوی استاندار خوزستان شد و در سال ۱۳۶۶ که هاشمی رفسنجانی با حکم امام(ره) به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، علی جنتی را رییس دفتر خود کرد. وی همزمان به عضویت ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیا نیز درآمد. هاشمی که به ریاست‌جمهوری رسید، جنتی نیز با وی به دولت سازندگی آمد و در سال ۱۳۶۸ بود که با حکم هاشمی استاندار خراسان شد.

سال ۷۱ در زمانی که مدت زمان زیادی از استعفای خاتمی از وزارت ارشاد و جایگزینی لاریجانی به‌جای خاتمی نمی‌گذشت، با حکم وزیر ارشاد جدید، معاون امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. جنتی تا سال ۷۷، یعنی یک سال بعد از اتمام دولت هاشمی و انتخاب خاتمی در همین سمت مشغول فعالیت در وزارت ارشاد بود و طی این مدت، دو وزیر ارشاد دیگر (مهندس میرسلیم و عطاءالله مهاجرانی) را تجربه کرد.

جنتی از سال ۷۷ تا پایان دوره ریاست‌جمهوری خاتمی، سفیر ایران در کویت شد. پنج سال از سفارت جنتی در کویت می‌گذشت که به ریاست کمیته فرهنگی ــ اجتماعی شورای‌عالی امنیت ملی در زمان دبیری حسن روحانی منصوب شد.

با انتخاب احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۴، مصطفی پورمحمدی وزیر کشور وقت وی را به سمت معاونت سیاسی وزارت کشور انتخاب کرد، اما بازگشت جنتی از کویت یک سال بیشتر طول نکشید و در سال ۸۵ با حکم احمدی‌نژاد مجدداً به‌عنوان سفیر کویت، به این کشور بازگشت تا رکورددار سفارت این کشور در طول تاریخ جمهوری اسلامی باشد. وی تا سال ۸۹ سفیر کویت بود و در این سال به‌خواست حسن روحانی به‌عنوان پژوهشگر سیاست خارجی در مرکز تحقیقات استراتژیک مشغول به کار شد که تا امروز نیز کماکان در همین سمت به همکاری با روحانی ادامه داده است.

** حسین دهقان (وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح)

دهقان با مدرک دکترای مدیریت از دانشگاه تهران، تاکنون مسئولیت‌هایی همچون معاونت رییس ‌جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران در دولت‌های هشتم و نهم، جانشینی وزارت دفاع در دولت‌های هفتم و هشتم و فرماندهی رده‌های مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس را در کارنامه کاری خود داشته است.

** سید‌حسن قاضی‌زاده هاشمی (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

قاضی‌زاده هاشمی متخصص چشم‌پزشکی و فوق‌تخصص جراحی قرنیه، رکورددار عمل جراحی لیزیک چشم در کشور است و پیش از این در سمت‌هایی از جمله دبیرکلی انجمن چشم‌پزشکی ایران، عضو فرهنگستان علوم پزشکی، دبیر شورای سیاست‌گذاری رشته چشم‌پزشکی، دبیر شورای آموزش پزشکی و تخصصی، مشاور وزیر بهداشت در زمان وزارت دکتر محمد فرهادی، رئیس بخش قرنیه بیمارستان فارابی، کارشناس رشته چشم‌پزشکی در هیئت انتظامی نظام پزشکی، مدیر گروه چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، مؤسس و عضو هیئت مدیره انجمن پزشکی لیزری ایران و عضو هیئت امنای ارزی وزارت بهداشت بوده است.

** جعفر میلی منفرد (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)

میلی منفرد بعد از اینکه مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی برق-قدرت را از دانشگاه دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) دریافت کرد، به پاریس رفت و تحصیل خود را تا مدرک دکتری در دانشگاه پاریس ادامه داد.

میلی منفرد در زمانی که مصطفی معین از تصدی وزارت علوم استعفا داد، مدت یک ماه سرپرست این وزارت‌خانه بود و بعد از رأی اعتماد گرفتن جعفر توفیقی به‌عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به سمت قائم‌مقام وی و معاون طرح و توسعه در این وزارت‌خانه مشغول به کار بود.

معاون فناوری وزارت علوم، رئیس سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران، معاون دانشجویی و فرهنگی وزارت علوم، معاون پژوهشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، سرپرست پردیس تفرش دانشگاه صنعتی امیرکبیر، سرپرست دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر، معاون آموزشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، رئیس دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، معاون امور جنگ دانشگاه صنعتی امیرکبیر و معاون دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر از دیگر سوابق وی محسوب می‌شود.

** محمدعلی نجفی (وزارت آموزش و پرورش

نجفی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه صنعتی شریف و در رشته ریاضی آغاز و مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز از دانشگاه MIT آمریکا دریافت کرد. وی در دولت شهید محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی‌کنی مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به‌عهده داشت و پس از آن نیز در دولت میرحسین موسوی در همین مسئولیت ابقا می‌شود. نجفی در دولت اول و دوم سازندگی نیز وزیر آموزش و پرورش بود و در دولت اصلاحات نیز با حکم سیدمحمد خاتمی به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. وی همچنین  جزو مؤسسان حزب کارگزاران سازندگی است.

محمدعلی نجفی برای شرکت در سومین دوره انتخابات شورای شهر تهران در لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان قرار گرفت و توانست به شورای شهر تهران راه یابد.

** علی ربیعی (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی)

ربیعی مشهور به “عباد” در دوره دبیری شورای عالی امنیت ملی حسن روحانی، مسئول اجرایی دبیرخانه این شورا و مشاور اجتماعی رئیس جمهور در دوره ریاست جمهوری خاتمی بود. وی در دوره‌ای دیگر ریاست کمیته سیاست‌گذاری تبلیغات شورای عالی امنیت ملی را به‌عهده‌ داشت. ربیعی دکترای جامعه‌شناسی دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام‌نور است.

وی همچنین عضو کمیته سه‌نفره ‏تعیین شده از سوی خاتمی برای تحقیق پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای بود. ربیعی حضور در سپاه پاسداران و پس از آن وزارت اطلاعات را در پرونده خود دارد.

** حمید چیت‌چیان (وزارت نیرو)

وی نخست فرمانده بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران در تبریز بود و سپس به شهرهای دیگر آذربایجان رفته و در آن شهرها نیز بخش‌های اطلاعاتی سپاه پاسداران را راه‌اندازی کرد. پس از برپایی وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۲ در بخشهای گوناگون این وزارت‌خانه دارای پست و مقام شد.

چیت‌چیان در انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی به مجلس راه یافت و بعد از آن به عضویت در هیئت مدیره شرکت توانیر درآمد. سال ۷۱ آغازی برای فعالیت‌های مدیریتی چیت‌چیان در صنایع آب و برق کشور بود. وی تا سال ۸۹ در پست‌های مختلفی از جمله هیأت مدیره شرکت توانیر، هیأت مدیره سازمان توسعه برق، معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی، معاونت برنامه‌ریزی وزارت نیرو فعالیت داشته است. سرانجام در دولت “محمود احمدی‌نژاد” به پست قائم‌مقام و مشاور عالی وزارت نیرو رسید.

وی پایه‌گذار مؤسسات و سازمان‌های تحقیقات و آموزش مدیریت وزارت نیرو، سازمان انرژی‌های نو ایران، مرکز مطالعات انرژی ایران، سازمان بهره‌وری انرژی ایران، آزمایشگاه ملی صرفه‌جویی انرژی ایران و مرکز آموزش بهینه‌سازی مصرف انرژی بخش صنعت در تبریز از دستاوردهای مشارکت‌های چیت‌چیان در دوره فعالیت وی در مجموعه صنایع آب و برق ایران است.

از سوی دیگر عضویت در هیأت علمی دانشگاه صنعتی سهند، عضویت در هیأت علمی پژوهشگاه نیرو،‌ عضویت در هیأت امنای دانشگاه صنعتی سهند و دانشگاه هنر اسلامی تبریز، عضویت در هیأت امنای دانشگاه تربیت معلم آذربایجان شرقی، عضویت در هیأت امنای دانشگاه جامع علمی – کاربردی، عضویت در هیأت امنای پژوهشگاه نیرو،‌ عضویت در هیأت مدیره انجمن علمی انرژی بادی ایران و عضویت در شورای مرکز رشد فناوری‌های دانشگاه صنعت امیرکبیر از سوابق علمی چیت‌چیان است.

** عباس احمد آخوندی (وزارت راه و شهرسازی)

آخوندی در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده فنی تهران شد و با مدرک کارشناسی ارشد مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه تهران به انگلستان رفت و در کالج رویال هالووی لندن، در رشته اقتصاد سیاسی به ادامه تحصیل پرداخت و موفق شد مدرک دکترای خود را دریافت کند. وی مرداد سال ۱۳۶۱ به‌عنوان معاون سیاسی علی‌اکبر ناطق نوری وزیر وقت کشور انتخاب شد و در دولت دوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز به‌عنوان وزیر مسکن و شهرسازی مشغول به کار بود.

آخوندی از سوی شهید بهشتی در اولین شورای مرکزی جهاد سازندگی به‌عنوان عضو شورا انتخاب شد و مسئولیت امور استان‌ها را به‌عهده داشت و پس از شروع جنگ تحمیلی مسئولیت پشتیبانی جبهه‌های جنگ را نیز به‌عهده گرفت. وی در سال ۱۳۷۶ نماینده ویژه رییس‌جمهور وقت برای اجرای طرح احداث سالن بزرگ همایش‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

از دیگر مسئولیت‌های وی می‌توان به قائم‌مقام مدیرعامل سازمان صدا و سیما، دبیری شورای امنیت کشور، رئیس شورای تأمین ویژه غرب کشور، رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر، رئیس بنیاد مسکن و تدریس در گروه بریتانیا دانشکده مطالعات جهان اشاره کرد.

**محمود واعظی (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات)

واعظی دارا مدرک دکترای روابط بین‌الملل و هم‌چنین کارشناسی ارشد مهندسی الکترونیک است. اولین سمت رسمی وی مدیرعامل شرکت مخابرات ایران از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ بود.

واعظی هم‌اکنون معاون پژوهش‌های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است. وی در سال ۶۵ با سمت مشاور وزیر خارجه وارد این وزارت‌خانه شد و کنار علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت قرار گرفت. واعظی یک سال پس از ورود به وزارت خارجه و از سال ۶۶ رئیس ستاد روابط اقتصادی خارجی شد و تا ۶۸ این سمت را عهده‌دار بود و از آن به بعد تا انتهای دولت سازندگی معاون سیاسی اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه بود. وی در دو سال ابتدایی دولت اصلاحات نیز معاون اقتصادی کمال خرازی در وزارت امور خارجه بود.

**مسعود سلطانی‌فر (وزارت ورزش و جوانان)

مسعود سلطانی‌فر متولد ۱۳۳۸ است و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی دارد. از سوابق کاری وی می‌توان به چهار سال عضویت در شورای عالی اداری کشور، چهار سال عضویت در شورای عالی اطلاع‌رسانی کشور، ۱۲ سال سابقه استانداری در سه استان گیلان، زنجان و مرکزی (اراک)، ۸ سال معاون سیاسی در استانداری‌های فارس، همدان و هرمزگان و معاون اسبق سازمان تربیت بدنی اشاره کرد.

** محمود حجتی (وزارت جهاد کشاورزی)

محمود حجتی در سال ۱۳۳۴ در نجف‌آباد متولد شد و از دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی عمران مدرک کارشناسی گرفت. وی پس از  پیروزی انقلاب اسلامی وارد  جهاد سازندگی شد و پس از آن به‌عنوان استاندار سیستان و بلوچستان خدمت کرد و با شروع عملیات اجرایی عظیم سد کرخه به‌عنوان مدیر اجرایی این پروژه تا زمان بهره‌برداری در این حوزه خدمت کرد.

حجتی در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی به‌عنوان وزیر راه و ترابری و دوره دوم وی به‌عنوان وزیر جهاد کشاورزی از مجلس رأی اعتماد گرفت.

**حجت‌الاسلام مصطفی پور محمدی

مصطفی‌ پورمحمدی‌، در زمستان‌ ۱۳۳۸ در شهر مقدس قم متولد شد؛ وی مقدمات و سطح عالی (فقه، اصول فقه و فلسفه) را در قم، خارج فقه و اصول را در مشهد، قم و تهران خواند و به پایان رساند.

پورمحمدی در سال ۱۳۸۰ سطح چهار فقه و حقوق اسلامی (معادل دکترا) را نیز در حوزهٔ علمیه قم به پایان رساند و مدرک رسمی دریافت کرد. وی در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ دادستان انقلاب در استان‌های خوزستان، هرمزگان و خراسان بود.

وی، پس از آن نیز در سال ۱۳۶۶ معاون وزیر اطلاعات و سه سال بعد با ارتقاء، جانشین وزیر اطلاعات وقت شد.

حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی در سال ۱۳۷۰ معاون برون مرزی حجت‌الاسلام فلاحیان در وزارت اطلاعات وقت شد و در سال ۱۳۸۱ به عنوان رئیس گروه سیاسی اجتماعی دفتر رهبر انقلاب منصوب شد.

پورمحمدی در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ از سوی محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت برای تصدی وزارت کشور به مجلس معرفی و از مجلس رای اعتماد گرفت و به خیابان فاطمی رفت اما در اردیبهشت ۱۳۸۷ از این مقام برکنار شد.

بعد از عزل پورمحمدی از وزارت کشور، آیت‌الله هاشمی شاهرودی وی را طی حکمی به عنوان رئیس سازمان بازرسی کل کشور منصوب کرد. بعد از اتمام دوران ریاست آیت‌الله هاشمی شاهرودی و روی کار آمدن آیت‌الله آملی لاریجانی، پورمحمدی در این سمت ابقا شد و تا کنون در این سمت مشغول فعالیت است.

 خدا یارو نگهدار همه خدمتگزاران این ملک باشد.

 








نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٢

احمدی‌نژاد: با رابط امام زمان (عج) ملاقات داشتم
محمود احمدی نژاد در جمع گروهی از هوادارانش که در مقابل منزل وی تجمع کرده بودند مباحثی آخرالزمانی مطرح کرده است که سایت نکات پرس - منسوب به غلامحسین الهام - آن را منتشر کرده است.

به گزارش جیرفت سی تی به نقل از ایسنا و نقل از پارسینه، احمدی‌نژاد در سخنان خود نکاتی را بیان کرده است که بسبار به مبحث ظهور انفسی حاج قدرت‌الله لطیفی نسب - فردی که مدعی شده بود که امام زمان (عج) در شب نیمه شعبان سال ۱۳۴۸ به مسجد جمکران آمده و به او دستور بازسازی این مسجد را داده‌ است - مشابهت دارد.

تجمع مردم مقابل منزل احمدی‌نژاد در نارمک

محمود احمدی‌نژاد گفته است: به شما بگویم یکی از برنامه‌های صهیونیست‌ها فراموشاندن یاد امام از جامعه بشری است؛ چه این صهیونیست‌های امروزی و چه صهیونیست‌های تاریخ، آنجا که قرآن می‌فرماید «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ...» منظور، همین صهیونیست‌هاست. «لتجدن» یعنی قطعا خواهی یافت. «اشد عداوتا» یعنی دشمن‌ترین دشمنان برای مومنان به خدا صهیونیست‌ها هستند.

من کد‌ها و اطلاعات گسترده‌ای دارم از برنامه‌هایی که آنها تنظیم می‌کنند، عمل می‌کنند. خدا رحمت کند! حاج آقای لطیفی شاید برخی از شما نام او را شنیده باشید. حاج آقای لطیفی چه کسی بود؟‌ همان کسی که بهمن‌ماه با امام ملاقات کرد و پیام برد برای امام. گفت به مردم بگویید خیابان‌ها را ترک نکنند. حکومت نظامی را نپذیرند. از جانب امام زمان علیه السلام پیام برد و امام هم پیام داد که مردم در خیابان‌ها بمانید حکومت طاغوت برچیده شد.

حاج آقای لطیفی سال ۸۶ آمد نهاد ریاست جمهوری. خودش برای من تعریف کرد. گفت غربی‌ها به شدت دنبال امام زمان هستند. برای زدن. برای محو کردن اندیشه امام زمان از ذهن مردم. بعد آقای لطیفی یک مساله‌ای را تعریف کرد که دو سه روز قبل اتفاق افتاده بود. گفت «دوستی دارم در قلهک. زنگ زد گفت بیا که با شما کاری دارم. من رفتم به خانه او. گفت دو نفر آمده‌اند اینجا با شما کار دارند. بعد دیدم این دو نفر انگلیسی حرف می‌زنند. مترجم هم آورده بودند. مقداری با من صحبت کردند و سوالاتی پرسیدند.»

آن خارجی‌ها شنیده بودند که آقای لطیفی آن پیام را از جانب امام زمان برای امام خمینی برده بود. آقای لطیفی گفت «آن‌ها دو ساعت با من صحبت کردند و نوار گذاشتند. همه‌اش راجع به امام زمان بود. اینکه مردم چطور امام را باور دارند و ارتباط دل مردم با امام چیست. بعد هم ریز و دقیق شده بودند که امام با چه کسانی تماس می‌گیرد، کجا می‌رود و کجا می‌آید.»

عین حرف‌های آقای لطیفی را علمای عراق هم به من گفته‌اند. وقتی به عراق رفتم آن‌ها می‌گفتند آمریکایی در عراق دنبال این بودند که بدانند ارتباط مردم و دل و قلب و فرهنگ آن‌ها با امام چیست. ...

باید به سمت امام برویم. (زمزمه جمعیت حاضر: انشاءالله). عطر او پیچیده است. همه جای دنیا الان بحث امام است. اندیشمندان، صاحبنظران، حتی مردم عادی.

احمدی‌نژاد ادامه داد: یک زمان وقتی اسم امام می‌آمد، مقاومت می‌شد و انگ و برچسب می‌زدند. البته الان هم یک عده می‌زنند. ولی دیگر از این‌ها عبور کرده‌ایم. الان شاهد استقبال هستیم.

مرتضی لطفی پسر حاج قدرت الله لطیفی در گفتگو با مجله موعود در سال۸۷ به نقل از پدر خود اینطور نقل کرده بود: مرحوم لطیفی نظرشان بر این بود که حضرت (ع) دو ظهور دارند: ظهور آفاقی و ظهور انفسی. ظهور انفسی به این معناست که برای مقدمة ظهور در نفوس شیعه و غیر شیعه نام و یاد حضرت جاری می‌شود تا بعد از ظهور، مردم با نام ایشان آشنا باشند و غریبه نباشند. برای دوستان و شیعیان حضرت هم با این ظهور انفسی مقدمه‌ای فراهم می‌شود تا با دعا و توسلات، خود را برای ظهور آماده ساخته، از غفلت خارج شده، در سلک منتظران درآیند.

ظهور انفسی حدود پنجاه و پنج سال پیش شروع شده و از آن به بعد آرام آرام نام و یاد حضرت در همه جا جاری و ساری شد. خود حاج آقا هم یکی از مأموریت‌هایی که داشت، ترویج نام حضرت بود و ایشان از هر فرصتی در این راستا بهره می‌برد. می‌فرمودند: ظهور انفسی که آغاز می‌شود، در فاصلة خیلی کمی پس از آن، ظهور آفاقی هم اتفاق خواهد افتاد و ما منتظر ظهور حضرتیم.







نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳٩٢

  commentنظرات ( 0)

پس از 25 سال

پس از 25 سال جلال شهید در حالی از ابوالغریب به دامان خانواده اش برگشت که مادر صبورش آخرین لالایی فرزندش را با سوزی عاشقانه خواند صحنه ای که در تاریخ ثبت شد و نشان داد راه ایثار و شهادت هنوز باز است.حکایت بازگشتن پرستوهای عاشقی که پس از سالها کوچ غریبانه شان بار دیگر به آشیان بازگشتند حکایت غریبی است.

با بازگشت این بزرگمردان عرصه رزم و ایثار بار دیگر شمیم شهادت و از خودگذشتی در میان هیاهوی دنیای امروزی ما می پیچد و باز به خود می آئیم که بدانیم کسانی بودند و رفتند تا ما بمانیم.هر چند که پس از گذشت سالها و با هیاهوها و جنجالهای سیاسی و اجتماعی و دغدغه های خاص زندگی امروزی این نمادهای ایثار و از خود گذشتگی در افکار برخی از ما کمرنگ شده اند اما هنوز هستند کسانی که می دانند شهادت چیست و چه کسانی جان خود را برای رفاه و آسایش امروز ما فدا کردند.

یکی از این پرستوهای به خانه برگشته "شهید جلال رئیسی" است، شهیدی که با بازگشتش به خانه و وادع اش با مادر و پدرش خود را در تاریخ جاودانه کرد.



جلال شهید بعد از 25 سال از شهادتش در منطقه عملیاتی ابوغریب سال گذشته به خانه اش برگشت و شگفتی خلق کرد.

جلال شهید پس از سالها دوری از خانواده به آرامی در آغوش مادرش آرام گرفت و مادر پس از سالها سکوت و چشم به راهی جلال بر بالین پسرش رفت کنارش نشست و در مقابل چشمان بهت زده حاضران جلال را در آغوش گرفت و شروع به لالای خواندن کرد.

مادر جلال با آرامشی خاص و چشمانی اشک بار به آرامی چندین دقیقه پیکر پسرش را در آغوش گرفت و به لهجه محلی و ساده اش گفت: "للم لالا کجا بیدی".

لالایی های مادر برای فرزندش پس از 25 سال همچنان اشکها را جاری می کند و دلها را به یاد شهدایی چون جلال می اندازند به یاد مادرانی صبور که فرزندان خود را برای دفاع از دین و آئین خود فرستادند و هم اکنون خود در اوج گمنامی در روستایی دور افتاده زندگی می کنند و چشم به راه فرزندشان هستند و درنهایت آرزویشان همچون مادر جلال عزیزمان لالایی از ته دل است. لالایی که در تاریخ ماندگار شد. اینکه بگویند "بچه ام بخواب، کجا بودی"




مادری که صبورانه 25 سال برای خواندن آخرین لالایی فرزندش در انتظار ماند، مادری از جنس مردمان محروم درد کشیده جنوب کرمان که اشکانش در سکوت ریخت.

جلال بار دیگر آمد که به جوانان امروز به اقشار مختلف مردم و مسئولان بگوید برای چه رفته است و هنوز هم زنده است و راهش ادامه دارد.

جلال آمد که بگوید امروز که با هجوم فرهنگ غرب مواجه هستیم امروز که بنا به گفته برخی آمار شاهد بروز ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی هستیم برای رهایی از این موانع تنها یک راه داریم و آن هم راه جوانی ساده اما با تقوا بود که 25 سال قبل رفت و امروز بازگشته تا بگوید این راه تنها راه جاودانه ماندن است.

آمدنش غریبانه و در عین جال زیبایش شاید تلنگری باشد به ما که امروز در هیاهوی زندگی فانی گم شده ایم.

آمدنش این تلنگر را به مسئولان فرهنگی می زند که فرهنگ دفاع مقدس که مملو از ایثار و از خودگذشتگی و تلاش است تنها راه رهایی از بی راه هایی است بر سر راه اجتماع امروزی قرار می گیرد.

و در نهایت این سوال مطرح می شود که تا کنون برای حفظ و گسترش فرهنگ شهادت به جوانانمان چه کرده ایم که در نهایت در مقابل جلالها و مادرانشان شرمنده نمانیم.
خبرنگار جیرفت سی تی نیز در راستای زنده نگه داشتن و ترویج فرهنگ ایثار و جهاد در راه اعتلای همه جانبه ایران اسلامی از این مطلب استفاده کرد تا ضمن زنده نگه داشتن یاد شهیدان هشت سال دفاع مقدس خطاب به نویسندگان و تصویرسازان یادآوری کند که هیچ چیز بالاتر از هنر سینما و عکس نمی تواند در زمینه ترویج این فرهنگ موثر باشد. خاک پای همه جهادگران و ایثارگرانی که در راه اعتلای این آب وخاک و مذهب شیعه و سنت پیغمبر گام برداشتند و هم اکنون نیز .... سلام بر شهیدان راه حق و حقیقت و آزادی به خصوص شهید مظلوم علی بینا. 



واژه کلیدی :لالایی مادر و واژه کلیدی :شهید مظلوم علی بینا و واژه کلیدی :شهید جلال رئیسی و واژه کلیدی :لالایی ماندگار




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٢

اقدامات اخیر دولت دهم که بر اساس ضوابط نباشد «کأن لم یکن» خواهد شد

نماینده ویژه حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی از دولت دهم به یازدهم، از عملکرد روزهای اخیر دولت دهم مبنی بر تصویب و اجرای عجولانه برخی تصمیمات انتقاد کرد.

 نماینده ویژه حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی از دولت دهم به یازدهم با بیان اینکه "ما می‌خواهیم آقای احمدی‌نژاد و دولت دهم به درخواستی که خودشان هشت سال قبل داشتند متعهد باشند و خواسته بیشتری نداریم"، گفت: اخبار موثقی وجود دارد که این پایبندی، رعایت نمی‌شود؛ مثلا در برخی دستگاه‌ها و ارگان‌ها به سرعت مشغول استخدام و جذب نیروها بصورت عجولانه هستند و این جریان به شکل سیل‌آسا ادامه دارد و این کارها به هیچ‌وجه اخلاقی نیست.

اکبر ترکان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به نامه درخواست محمود احمدی‌نژاد در سال 84 از دولت هشتم مبنی بر ضرورتِ انجام نشدن برخی کارها در دوره انتقالی، از وی و دولت دهم خواست تا به محتوای آن نامه متعهد باشد. 

وی یادآور شد: در دوره مشابه این دوره انتقالی بین دو دولت، در سال 84 آقای احمدی‌نژاد نامه‌ای را در 17 بند صادر کرده و در آن خواسته بود که آقای خاتمی به عنوان رییس دولت هشتم برخی کارها را انجام ندهد تا دولت جدید مستقر شود. 

ترکان ادامه داد: در آن نامه خواسته شده بود که از نقل و انتقال، استخدام و مامور کردن پرسنل، خرید و فروش دارایی‌ها، بستن قراردادهای جدید و موضوعات تعهدآور در دولت هشتم پرهیز شود و ما انتظار داریم که دولت فعلی (دولت دهم) نیز همان نامه احمدی‌نژاد به خاتمی را در دستور کار خود قرار دهد و به آن متعهد باشد و همان کارهایی که انتظار داشتند آقای خاتمی در دوره انتقالی دولت هشتم به نهم انجام ندهد، خودشان امروز رعایت کنند و انجام ندهند.

 نماینده ویژه حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی از دولت دهم به یازدهم با بیان اینکه "ما می‌خواهیم آقای احمدی‌نژاد و دولت دهم به درخواستی که خودشان هشت سال قبل داشتند متعهد باشند و خواسته بیشتری نداریم"، گفت: اخبار موثقی وجود دارد که این پایبندی، رعایت نمی‌شود؛ مثلا در برخی دستگاه‌ها و ارگان‌ها به سرعت مشغول استخدام و جذب نیروها بصورت عجولانه هستند و این جریان به شکل سیل‌آسا ادامه دارد و این کارها به هیچ‌وجه اخلاقی نیست.

وی در ادامه اظهار کرد: مگر قرار نبود افراد بدون بلیط برگردند؟! اینها دارند استخدام و انتقال بی‌بلیط‌ها را قطعی می‌کنند و این اصلا مناسب نیست. قرار بود نقل و انتقال اموال صورت نگیرد ولی این کار بصورت گسترده در حال انجام است.

 ترکان با انتقاد از بسته شدن برخی قراردادها در دوره انتقال دولت دهم به یازدهم، تصریح کرد: نمی‌گوییم این قراردادها خوب است یا بد است بلکه حرف ما این است که اجازه دهند دولت بعد این قراردادهای جدید را بررسی کند. چه عجله و اصراری وجود دارد که در روزهای پایانی دولت فعلی قراردادهای میلیاردی بسته شود؟ این‌ها برای دولت بعد زحمت درست می‌کند. 

نماینده حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی به دولت یازدهم همچنین تاکید کرد: تمام تعهداتی که بدین ترتیب برای دولت بعدی ایجاد می‌شود، در ابتدای کار دولت یازدهم به دقت بررسی می‌شود و هرکدام از آنها که به مصلحت و بر اساس قانون و ضوابط و متناسب با زمان اقدام نباشد، کأن لم یکن خواهد شد.

 وی با اشاره به واکنش نماینده دولت دهم در دوره انتقالی به این درخواست‌ها و تذکرات گفت: ما این موارد را به دولت فعلی منعکس کرده‌ایم و نماینده آن‌ها یعنی آقای بقایی به برخی از آن‌ها عمل کرده است ولی به نظر می‌آید که کار از دست ایشان هم خارج شده است. چندبار ایشان جلوی خود من زنگ زده و اقدام کرده است ولی به نظر می‌سد که تاثیری نداشته است و عده‌ای کار خود را انجام می‌دهند.

 ترکان در پایان درباره انگیزه‌های این قبیل اقدامات دولت فعلی اظهار کرد: نمی‌دانم چه انگیزه‌ و دلیلی برای این همه عجله وجود دارد و به همین خاطر هم هست که در ابتدای کار دولت یازدهم باید تمام این موارد را به دقت بررسی کرد.




واژه کلیدی :ترکان و واژه کلیدی :نماینده حسن روحانی و واژه کلیدی :دوره انتقالی و واژه کلیدی :دولت دهم به یازدهم




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩٢

 فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی در خصوص حادثه برودپیک با صدور بیانیه ای اعلام کرده هر چند حادثه پیش آمده برای گروه کوهنوردی باشگاه آرش قلب همه ایرانیان را به درد آورده اما  واکاوی، ریشه‌ یابی و بررسی این حادثه از زوایای مختلف به خصوص از مسوولان باشگاه آرش و سرپرست تیم اعزامی نسبت به جوانب امر و امکان سنجی‌ های لازم که به عنوان یک باشگاه ورزشی باید در این زمینه به دستگاه ورزش کشور پاسخگو باشند را امری ضروری دانسته  که در زمان مقتضی می‌ تواند جنبه ‌های تجربی و آموزشی را برای جامعه‌ کوهنوردی نیز به همراه داشته باشد.

   فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی در خصوص حادثه برودپیک پاکستان که برای سه کوهنورد کشورمان رخ داده با صدور بیانیه ای اعلام کرده است :  

 " نظر به حادثه‌ تلخ پیش آمده برای تیم کوهنوردی باشگاه آرش در قله برودپیک پاکستان که قلب همه‌ ایرانیان را به درد آورد و با توجه به تماس‌ ها و پیگیری ‌های مکرر رسانه‌ های گروهی و همچنین تعدادی از هموطنان عزیز در چند روز گذشته از فدراسیون کوهنوردی و همچنین اخبار ضد و نقیض و کذب در خصوص رویکرد این فدراسیون و انفعال در باره عملیات جستجوی کوهنوردان مفقود شده، به این وسیله مواردی در راستای تنویر افکار عمومی به این شرح اعلام می شود:

1 - با توجه به موج فراگیر هیمالیانوردی در کشور، فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی به متقاضیان و درخواست‌ های مربوط به صعودهای برون مرزی، بر اساس آیین ‌نامه ‌های موجود، مستندات لازم و بررسی فاکتورهای مختلفی چون مهارت ‌های فنی، سوابق تجربی و توانایی های نفرات، اقدام به صدور مجوز شورای برون مرزی وزارت ورزش و جوانان می کند.

بر اساس آمار موجود، صعودها و اعزام‌ های صورت گرفته که از طریق فدراسیون کوهنوردی و با مجوز شورای برون مرزی صورت می‌ گیرد، در شرایط ایمن‌ تر صورت گرفته و پشتیبانی کامل ‌تری را نیز به همراه داشته است.

2 - تیم کوهنوردی باشگاه آرش به دلیل انجام نشدن کامل امور و سلسله مراتب لازم، از منظر این فدراسیون حائز شرایط لازم برای

بررسی و اخذ مجوز شورای برون مرزی نشد. با این وجود و بنا بر تصمیمات متولیان آن باشگاه، تیمی پنج نفره در برنامه‌ ای شخصی و مستقل عازم این صعود شد.

3 - شایان ذکر است، پس از حمله تروریستی اخیر به کوهنوردان

خارجی در پاکستان، فدراسیون کوهنوردی کشورمان ضمن محکوم کردن این حادثه با توجه به حضور کوهنوردان ایرانی (تیم باشگاه آرش) از نهادها و فدراسیون کوهنوردی پاکستان، خواستار حفاظت و تامین امنیت کوهنوردان کشورمان شد که این تضمین از طریق مقامات پاکستانی به فدراسیون کوهنوردی اعلام شد.

4 - پس از تلاش قابل توجه اعضای این تیم در مرحله صعود، به محض اطلاع از حادثه پیش آمده در مرحله فرود، فدراسیون‌ کوهنوردی و صعودهای ورزشی به رغم اینکه نقشی در سازماندهی و اعزام این تیم نداشته است، با عنایت به جایگاه خود و مقتضیات اخلاقی و انسانی و نیاز کوهنوردان کشورمان به پشتیبانی، با تمام توان، ظرفیت‌ ها و ارتباطات خود در راستای پیشبرد امور مربوط به جستجو، امداد و نجات اعضای این تیم اقدام کرده که مشروح آن در پایگاه خبری این فدراسیون در روزهای گذشته منعکس شده است.

از جمله:- تماس های مستمر و مکاتبه با شرکت پاکستانی طرف قرارداد تیم باشگاه «آرش» و درخواست به منظور امداد و تسریع در انتقال توسط بالگرد و یا امداد زمینی با آمادگی فدراسیون کوهنوردی برای پشتیبانی های لازم. (متن تمامی مکاتبات موجود است)

- تداوم تلاش برای برقراری تماس با سایر کوهنوردان خارجی مستقر در منطقه برای مساعدت در عملیات جستجو و امداد، از جمله، فدراسیون کوهنوردی و تیم مغولستان و «مایک هورن» سرپرست تیم سوییس

- تماس‌ های مستمر با «منظور حسین» رییس فدراسیون کوهنوردی پاکستان و درخواست مکرر نسبت به اقدامات عاجل در زمینه‌ امداد رسانی.

لازم به ذکر است، این پیگیری ‌ها کماکان ادامه دارد و فدراسیون کوهنوردی از هیچ مساعدتی فروگذار نخواهد کرد.

5 - ضمن ابراز تاسف از حادثه پیش ‌آمده و ابراز همدردی با خانواده ‌های کوهنوردان حادثه دیده و همچنین جامعه کوهنوردی

و صعودهای ورزشی، برخود لازم می‌ دانیم بار دیگر بر این نکته مهم تصریح و تاکید کرده و کوهنوردان گرامی و حتی خانواده‌ های آنان را مطلع کنیم تشکل‌ ها و افراد در خصوص صعودهای برون مرزی خود ترجیحا با مشاوره، راهنمایی و هماهنگی فدراسیون کوهنوردی و یا اخذ مجوز شورای برون مرزی اقدام به اجرای برنامه ‌های خود کنند تا ایمن تر و با پشتیبانی کامل تر، حتی المقدور کمتر شاهد حوادث تلخ در این رشته‌ ورزشی باشیم.

6 - واکاوی، ریشه‌ یابی و بررسی این حادثه از زوایای مختلف (به خصوص از مسوولان باشگاه آرش و سرپرست تیم اعزامی نسبت به جوانب امر و امکان سنجی‌ های لازم که به عنوان یک باشگاه ورزشی باید در این زمینه به دستگاه ورزش کشور پاسخگو باشند)، امری ضروری است که در زمان مقتضی می‌ تواند جنبه ‌های تجربی و آموزشی را برای جامعه‌ کوهنوردی نیز به همراه داشته باشد.

این درحالی است که جیرفت سی تی روز گذشته نامه یکی از کوهنوردان عضو باشگاه آرش  اعزامی به برودپیک را روی خروجی خود قرارد داده که تنها هدف اطلاع رسانی است.

همین جا لازم می دانیم بگوییم که بایستی همه کارهای از مجاری قانونی انجام شود تا چنین مشکلاتی برای ورزشکاران پیش نیاید.

در بیانیه فدراسون به مسائلی اشاره شده که منطقی و قانونی به نظر می رسد  و همین جا بعنوان یک رسانه خبری و اطلاع رسانی الکترونیکی  به آنان توصیه می شود مسئله را پیگری کنند تا در آینده نظیر چنین مشکلاتی را برای جوانان این ملک شاهد نباشیم.

 








نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳٩٢

نامه تکان‌دهنده " آیدین بزرگی" یکی از سه کوهنورد پرافتخار (گم شده ) ایران اسلامی :

گزارش گیل نیوز به نقل از وبلاگ فرزانه سادات ابوالقاسمی جمعه ۴ امرداد ،۱۳٩٢ خورشیدی،

 گیل نیوز: قلب مالامال از درد خود را به برفهای سفید و سرد برودییک سپردند و عاشقانه به پرواز درآمدند، بی شک آنان در آسمان آبی ایران عزیر در حال اوج گرفتن به سوی لایتناهی هستند.

در کنار وضعیت مبهم این کوهنوردان انتشار متن یک نامه بسیار تکان دهنده بود؛ متنی که شاید نشان دهد کوهنوردان ایرانی را با تنگ نظری‌هایمان مبنی بر اینکه این صعود به نام این جوانان ثبت نشود و عدم همراهی کافی در ارائه اطلاعات و تجربیات صعودهای پیشین و حتی شاید سنگ اندازی‌هایی، خودمان در هیمالیا دفن کرده‌ایم. پرستو ابریشمی کوهنورد زن کشورمان در وبلاگ خاک خوب با بیان اینکه، «آیدین بزرگی» یکی از سه کوهنورد صعودکننده به قله از او خواسته تا پس از صعود آنها، نامه اش را منتشر کند، متن این نامه را که نوزدهم خردادماه (روز سفر تیم از ایران به پاکستان) منتشر نموده که «تابناک» برای نخستین بار، رسانه‌ای‌اش می‌کند. آیدین بزرگی در متن این نامه، چنین آورده است:

«به نام برودپیک، به امید تغییر

من وتو یکی دهانیم

که با همه آوازش، به زیباتر سرودی خواناست.

من و تو یکی دیدگانیم

که دنیا را هر دم، در منظر خویش تازه‌تر می‌سازد.

نفرتی

از هر آنچه بازمان دارد، از هر آنچه محصورمان کند، از هر آنچه واداردمان، که به دنبال بنگریم.

دستی

که خطی گستاخ به باطل می‌کشد.

من و تو یکی شوریم

از هر شعله‌ ای برتر، که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست

چرا که از عشق رویینه تنیم.

و پرستوئی که در سرپناه ما آشیان کرده است

با آمد شدنی شتابناک

خانه را از خدائی گمشده لبریز می‌کند. شاملو

این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد.

پایانی که پایان نیست، که شالوده ی آغاز است، که پشتوانه ی آغاز است، که تیر خلاصی است بر نتوانستن ها، بر خود کم بینی ها، بر در حصار ماندن ها، بر گرفتار تکرار شدن ها. آری تیر خلاصی است بر ماندن ها، نرفتن ها، نرسیدن ها، غروبی است برای این فرسایش ها و طلوعی است برای ریشه زدن ها، برای شکوفه دادن ها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکد بودن ها.

می خواهیم مال خودمان باشد، راه خودمان باشد، مسیر خودمان باشد، طناب خودمان باشد، از نفس و عرق خودمان باشد. می خواهیم توانستن را معنی کنیم، می خواهیم تغییر را زندگی کنیم، می خواهیم خواستن را بفهمیم، خواستن را بخواهیم. می خواهیم روی آن بزرگ مردی را سفید کنیم که مویش در این راه سفید شد، که قلبش در این راه شکست، که روحش در این راه درد کشید. می خواهیم پیرمردی را شاد کنیم که بغض به گلو نشسته اش فریاد شد، و فریادش به دادگاه برده شد. می خواهیم راهی را برویم که درست است، که رو به اعتلاست. می خواهیم طعنه بشنویم، مسخره شویم، مضحکه شویم، پول هایمان را هدر بدهیم، بدویم، گریه کنیم، خطر کنیم. می خواهیم کوهنورد باشیم، می خواهیم میراث بران شایسته ای باشیم، نمی خواهیم زیر چتر زور باشیم، نمی خواهیم کور باشیم.

آری، ما اینجاییم، تا یادی از کوهنوردی اینک مرده ی کشورمان کنیم، تا کوهنوردی مان را دوباره ورق بزنیم، تا یادگاری از خودمان به جا بگذاریم، توشه ای  برای کوهنوردان آینده ی کشورمان. اینجاییم تا بر تن یک کوه هشت هزار متری یادگاری خودمان را بنویسیم، نام  ایران مان را حک کنیم، اینجاییم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنیم.

چه کسی است که بتواند جلوی عزم ما بایستد؟ عزم ما از ذره ذره ی وجود کوهنوردان ایران است. عزم ما بی پولی را نمی شناسد، عزم ما خطر را می هراساند، عزم ما نیازی به اجازه ی پشت میز نشینانی ندارد که خود را رئیس و سرپرست می دانند، که خود را تافته ی جدا بافته می دانند، که خود را نخبه می پندارند، که خود را کوهنورد می دانند، که آنان اند که محتاج عزم مایند، که آنان اند که زیر چتر مایند. عزم ما نامه و گواهی و مجوز شورا نمی خواهد.  

عزم ما ریشه در ذات ما دارد، ریشه در پیشکسوتان ما دارد، ریشه در عمق وجود آنانی دارد که زندگی شان را وقف کوهنوردی این کشور کرده اند. عزم ما عزم جوانی است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمی شناسد، کارشکنی را نمی فهمد، استهزا را عار نمی داند، طعنه را ننگ نمی شمارد، عزم ما فقط آنجا را می بیند، راس آن ستیغ بلند را.      

گفتم ما تنهاییم. ولی نه، ما تنها نیستیم. هزاران چشم به راه ماست، هزاران دست دعاگوی ماست. چشمان مادرم، دستان پدرم، نگاه دوستانم، همه پشتوانه ی ماست. ما تنها نیستیم، چند دهه کوهنوردی پر افتخار پشت ماست، این همه کوهنورد نو جو و نو طلب پشت ماست. پشتوانه ی ما ارز دولتی نیست، حکم قهرمانی نیست، مقام نخبگی نیست. پشتوانه ی ما های و هوی نیست، جنجال نیست، مصاحبه نیست، تلویزیون نیست. پشتوانه ی ما باربر بیچاره نیست، کپسول اکسیژن نیست، طناب ثابت نیست.  

پشتوانه ی ما عرق جبین ماست، صدای نفس نفس زدن های ماست، بغض در گلوی ماست، اشک حلقه شده در چشم ماست. پشتوانه ی ما سکوت ماست، صبر ماست. پشتوانه ی ما تویی، تو که چند سال تلاش ما را شکست ندانستی. پشتوانه ی ما تویی، نه آن حسودی که از ضعف خودش ما مسخره می کرد، نه آن ضعیفی که خودش جسارت پیمایش صد متر را در طناب خودش ندارد، نه آن کسی که هیمالیانوردی اش در یومارش خلاصه است، نه آن کسی که قهرمان دروغین است.  

پشتوانه ی ما تویی، تو که با نگاهت، تو که با صدایت، تو که با امیدت، با امیدت به آینده ای روشن برای کوهنوردی این مملکت، ما را راهی می کنی. پشتوانه ی ما تویی که صد متر راه از مسیر اعتلا را بر هزاران متر راه از مسیر تکرار ترجیح می دهی.

می گویند نمی توانید، می گویند کشته می شوید، می گویند شما را چه به این کارها! نخبگان ما نتوانستند، شما که اصلا نخواهید توانست. می گویند راهتان را می بندیم، پایتان را می گیریم. می گویند هیمالیا مال ماست، صعودش هم مال ماست، افتخارش هم فقط مال ماست، کیف و کوکش هم مال ماست، عشق و حالش هم مال ماست. می گویند بروید چند ماه دیگر جواب نامه تان را می دهیم، می گویند مگر بچه بازیست، مگر به این آسانی است! می گویند آنجا هییییییییییمااااااااااالیییییییییاسسسسسسسسست، توچال نیست!می گوییم بترسید، دیر یا زود سردمداریتان به پایان می رسد، می گوییم این صعود برای شما کابوس است و این کابوس رویای ماست. می گوییم نتوانستن برای ما ننگ نیست، قله برای ما هدف نیست. می گوییم جرات نداشتن ننگ است، هراسیدن ننگ است، درجا زدن ننگ است. می گوییم آری هدف قله نیست، هدف اعتلا است، هدف تجربه کردن است، هدف دیدن است، لمس کردن است، هدف آموختن است، از شکست درس گرفتن است.  

تیم اعزامی گروه آرش به پاکستان

می گوییم به شکست های ما بخندید، از ته دل، از سر کیف، نوبت ما نیز می رسد، آن زمانی که شکست های قبلی مان مانند نبردبانی ما را به بالای بالا می رساند. می گوییم اینک بخندید، خنده ی شما هرچه بلند هم باشد در آن پایین ها مانده است.

می گوییم ما از آن بالا به شما می خندیم، از آن بالا همه صدای مارا خواهند شنید، همه پیام ما را خواهند گرفت. می گوییم این پاداش ماست، این نتیجه ی صبر ماست، نتیجه ی پایمردی ماست، نتیجه ی جرات کردن ماست، نتیجه ی اشکهای ماست، نتیجه ی چند دهه کوهنوردی ماست که شما پایتان را بر گلویش گذاشتید، نمی گذارید بلند شود، نمی گذارید نفس بکشد. ولی ما از آن بالا پا بر گلوی شما خواهیم گذاشت، ما از آن بالا شما را پایین خواهیم کشید، ما از آن بالا ترانه ی زندگی را برای کوهنوردی مان خواهیم خواند، دست در دست هم، غرق شادی، غرق غرور، غرق افتخار.

نه ما تنها نیستیم، این کوه با ماست، هنوز هم در عکس هایمان کنارمان ایستاده، هنوز هم نگاهش که می کنیم صدایش را می شنویم. ما را می خواند، به مکتب خانه ی عشقش، به مدرسه ی زندگی اش، مدرسه ی کوهنوردی اش. مشتاق آموختن است، آموختن جسارت، آموختن خود باوری، آموختن پیشرفت. ما را می خواند به بهشت گم شده اش، ما را می خواند با همه ی بادهای سهمگینش، با همه ی بهمن های مهیبش، با صدای خرد شدن یخهایش. با آن که بر همه ی دنیای اطرافش محیط است، با آنکه همه را از بالا می بیند، اما ما را می خواند تا محاط ما شود، ما را می خواند تا خودش را خاک پای ما کند. نه به این خاطر که ما کسی باشیم، نه به این خاطر که ما در مقابلش عددی باشیم، که خود می دانیم در دریایش مثل حبابی هستیم و در آسمانش کمتر از ذره ی کاهی.

ما را می خواند چون می داند در فضای ماتم زده و درمانده ی کوهنوردی کشورمان، فقط اوست که می تواند دست ما را بگیرد. ما را می خواند چون می داند به او پناه آورده ایم، ما را می خواند چون می داند که ما فرعیم و اصل صدها یا شاید هزاران کوهنورد جوانی هستند که باید با مرام و مکتبش تربیت شوند. ما را می خواند چون خودش بزرگ است، رو به بالاست و از سر به زیر بودن ها خسته است، ما را می خواند چون جسارت تعرض به حریمش را داشتیم، چون پیام ما پیام ما نسیت، پیام کوهنوردان ایران زمین است، پیام تغییر است.  

نه این ما نیستیم. تنها هم نیستیم. این شمایید. شما که این راه را ادامه خواهید داد، شما که این تفکر را زنده نگه خواهید داشت، شما که فریب تکرار را نخواهید خورد، در باتلاق عاشقان میز و صندلی فرو نخواهید رفت. این شمایید که غرور مایید، که پیشران مایید، که انگیزه ی مایید. این دستان شماست که دعا گوی ماست، که خیرخواه ماست. این شمایید که همیشه زنده خواهید ماند، که آینده  متعلق به شماست، که آینده متکی به شماست. آری این شمایید، فقط کافیست بخواهید، بهترین ها را، رشدکردن ها را، بالاترین ها را، اولین ها را.»

    سه کوهنورد ایرانی در خوشبینانه ترین برآوردها در حالی شرایط بسیار سختی را در نزدیکی قله 8047 متری برودپیک یا همان K3 سپری می‌کنند و جامعه ورزش برای بازگشت ایشان در کمال سلامت دعا می‌کند که ظاهراً تنها فشار هوا، سرمای استخوان‌سوز و شرایط جوی در وقوع چنین شرایطی نقش نداشته و آن گونه که شواهد نشان می‌دهد کوهنوردان ایرانی را خودمان دفن کرده‌ایم.

به گزارش تابناک، فتح چهارده قله بالای هشت هزار متر روی کره زمین برای هر کوهنوردی، بزرگ‌ترین افتخار ممکن می‌تواند باشد و بی‌شک اگر قرار باشد در میان هفت مهم از این چهارده قله، ترتیبی لحاظ کرد، برودپیک یا K۳ دوازدهمین قله بلند در دنیا با ارتفاع 8047 متر واقع در سلسله جبال هیمالیا و در شمال شرقی پاکستان، به واسطه دشواری مسیرهای صعود، در لیست مذکور قرار خواهد گرفت. از سال 1975 تا 2003, 255 بار به برودپیک صعود شده که 17 نفر در این جان باخته‌اند و حجم بالایی از این کشته‌ها به ریزش بهمن بازمی‌گردد.

کوهنوردان ایران در جدی‌ترین تلاش در سال 2009 تلاش کردند از مسیر جدیدی –از جنوب غربی- به قله صعود کنند. این مسیر شامل دو بخش می شد: 1. از دیواره جنوب غربی به کمپ C3 2. از C3 به سمت راست و بعد، مستقیم به قله. تلاش گروه پرتعداد ایرانی در سال 2009 به خاطر مشکلاتی که برای سلامتی کوهنوردها پیش آمد، در C3 در ارتفاع 6 هزار و 800 متری متوقف شد و تلاش‌های بعدی نیز چندان موفق نبود و همین اتفاق، رقابت را برای صعود به این قله دوچندان نموده بود.

یکی از تلاش های کوهنوردان ایرانی برای صعود به قله در گذشته

تیم 5 نفره ایران از گروه کوهنوردی آرش این بار از این مسیر تا کمپ C3 پیش رفت و سپس، شنبه این هفته آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی صعود به سمت قله را شروع کردند و شب نخست را در 7350 متری گذراندند. روز بعد، از صخره بالای سرشان صعود کردند اما دشواری مسیر، سرعت صعود را کاهش داد و تنها 100 متر پیشروی داشتند و در پایان روز سوم، در 8 هزار متری بودند.

در ساعات نخست سه شنبه 25 تیرماه، هر 3 تن با حمله به قله، موفق به صعود به  K3 شدند اما در حالی که انتظار می‌رفت تا بعدازظهر به کمپ C3 بازگردند و به رامین شجاعی و افشین سعدی، 2 عضو دیگر گروه بپیوندند، هیچ‌گاه این اتفاق رخ نداد و آنها در مسیر بازگشت زمین گیر شدند و تصور می‌شد چهارشنبه بتوانند با بازگشت به مسیر اصلی، به کمپ بازگردند و در همین راستا، "عزیز" (یک باربر ارتفاع پاکستانی) هماهنگ شده تا صبح پنجشنبه مقداری آب و مواد غذایی و یک بیسیم شارژ شده، به کمپ سوم برودپیک حمل نماید و کوهنوردان پس از بازگشت به مرتفع ترین کمپ (C3) کمبود امکانات نداشته باشند.

اما این اتفاق رخ نداد و گروه حمله به قله، آیدین بزرگی ساعت 6 صبح روز پنج شنبه 27 تیرماه در تماسی با BC (کمپ اصلی) از وضعیت نامناسب‌شان خبر داد و خواستار آب، غذا و کمک‌های فوری شد و در ادامه در دو تماس دیگر در ساعت 7 و 10 صبح از بحرانی شدن وضعیت‌شان خبر دادند.

رامین شجاعی بعدازظهر همان روز پایین آمد و به کمپ C2 رفت و در عوض، تیم امداد از کمپ اصلی به سمت C3 راه افتاد و دیر وقت به آنجا رسید. پیش از رسیدن گروه امداد، آیدین بزرگی یک بار دیگر در ساعت 20:25 به وقت محلی با کمپ اصلی تماس گرفته و عنوان کرده بود که در نزدیکی گذرگاه  در ارتفاع 7800 متری است و با اشاره به پاره شدن چادرشان، از وخامت اوضاع پویا کیوان و مجتبی جراحی خبر داد.

چنین بود که پس از روشن شدن هوا در روز جمعه 28 تیرماه، تیم امداد برای یافتن این کوهنورد راهی شد و با توجه به همراهی "جی پی اس" با ایشان، امید به یافتن‌شان فراوان بود. یک کوهنورد آلمانی همراه با یک راهنمای محلی توسط هلی کوپتر به نزدیکی منطقه کوهنوردان ایرانی مفقود شده در قله برودپیک در پاکستان رفت اما موفق به یافتن آنها نشدند. در آخرین تماس آیدین بزرگی یکی از کوهنوردان مفقودشده که در ساعت ۱۹:۳۰ روزشنبه صورت پذیرفت، از سختی شرایطشان خبر داد و پس از آن ظاهراً دیگر تماسی برقرار نشده است.

مسیر ایرانی ها برای صعود، از کمپ اصلی (BC) به کمپ C3

علاوه بر کوهنورد آلمانی، دو تیم شامل کوهنوردان پاکستانی و سوییسی نیز برای نجات سه کوهنورد گم شده ایرانی در منطقه حضور یافتند و کوهنوردان پاکستانی نیز روز جمعه برای نجات این کوهنوردان اقدام کردند که به دلیل بد بودن شرایط جوی و مناسب نبودن مسیر به کمپ اصلی بازگشتند.

با این حال، خبرها از شناسایی موقعیت یک کوهنورد از سه کوهنورد صعود کرده به قله حکایت دارد و از نقطه‌ای که پالس جی پی اس و تلفن ماهواره‌ای این کوهنوردان ارسال می‌شده، تصاویر هوایی گرفته شده است. در صورت تایید این اطلاعات، تیم سه نفره گردنه بین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله فرعی اشتباه گرفته و با اشتباه گرفتن مسیر بازگشت، در موقعیت خطرناکی قرار دارد.

در حالی پس از بررسی این تصاویر توسط کوهنوردان آلمانی، قرار بوده گروه امداد متشکل از سه کوهنورد آلمانی، پاکستانی و ایرانی به نقطه مذکور اعزام شود، منظور حسین، رئیس باشگاه کوهنوردی آلپن پاکستان به آسوشتیدپرس گفته که عملیات جستجو و نجات سه کوهنورد ایرانی، متوقف شده اما در عین حال سخنگوی گروه نجات با رد توقف عملیات نجات، از پیگیری تیم نجات خبر داده است.

  و این نیز بگذرد . اما از بس که شاهد توجیه بوده ام ، درانتظار مطلبی دیگر نیستم .سکوت هرگز اشتباه نمی کند اما فدائیانی زیادی را با خود برده است به دره سکوتستان انسانها.

 




واژه کلیدی :نامه آیدین بزرگی و واژه کلیدی :نامه یکی از سه کوهنورد و واژه کلیدی :سه کوهنورد گم شده ایرانی و واژه کلیدی :نامه تکان دهنده




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳٩٢

امام جمعه بندرعباس از رعایت نکردن حقوق زنان از سوی برخی از پیمانکاران بعنوان پدیده ای شوم در جامعه نام بود و افزود: هستند زنانی که با دریافت حقوق ماهانه 50تا80 هزارتومان  از هشت صبح تا 16 بعداز ظهرکار می کنند.

  نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری از این موضوع بعنوان پدیده ای شوم در جامعه یاد کرد و خاطرنشان ساخت:کارفرما نیزبا وجود داشتن وضع مالی خوب"متاسفانه حق این بیچاره ها را رعایت نمی کند.

   خطیب جمعه بندرعباس با اشاره به دستورات دین مبین اسلام در خصوص رعایت حق کارگران و مستخدمین دولت ابراز داشت: گاهی با اعمالمان بزرگ ترین مانع برای مسلمان شدن افراد می شویم.

  آیت الله نعیم آبادی ادامه داد: آیا اسلام گفته حقوق زنان رعایت نشود یا ما بعنوان یک مسلمان با فرصت سوزی و برخی ندانم کاری ها موج برخی بدبینی ها را فراهم می سازیم.

وی گفت: با این وضع چه جوابی در محضر خدادارید که بدهید آن هم زنانی که برای سیر کردن شکم فرزندان خود مجبور ند حدود 10 ساعت کار کنند و در آخر کمتر از 90هزارتومان دریافتی داشته  باشند.

  وی همچنین با اشاره به گرمای طاقت فرسا و رطوبت بالای هوا در بندرعباس  خواستار کمک خیرین برای خرید وسایل خنک کننده شد.

  امام جمعه بندرعباس اضافه کرد: هر چند مبلغ یک میلیاردو 300 میلیون ریال (130میلیون تومان) از سوی استاندار به این امر خیر و خداپسندانه اختصاص یافته اما به دلیل پیچ و خم های اداری و کج سلیقگی برخی هنوز به دست ستاد نماز جمعه نرسیده است.

  نعیم آبادی یادآورشد: گفته شده که این پول " الان" دست سازمان تبلیغات اسلامی استان است اما با این وضعیت معلوم نیست که قبل از ظهور و یا بعد از آن بدست ما برسد.

" با حرف درست نمی شود، استاندار بودجه ای را برای نمازجمعه داده اند که باید هر چه زودتر برای رفع مشکل نمازگزاران تحویل ستاد شود و به جای انتقاد نیز باید با ارائه راه حل مسائل را حل کرد."

   امام جمعه بندرعباس با اشاره به اعتراض نمازگزاران در خصوص گرم بودن محل برگزاری نماز جمعه ابراز امیدواری کرد که هر چه سریع تربا آزاد شدن این مبلغ بتوان گوشه ای از مشکلات را(خرید وسایل خنک کننده محل برگزاری نماز جمعه بندرعباس) حل کرد.

  با وجود گرمای طاقت فرسا و شرجی بودن هوا حضور این تعداد نمازگزار در گرمای هوا ی شهر بندرعباس قابل تحسین است اضافه بر سالن سرپوشیده حیاط بیرونی نیز مملو از نمازگزران روزه دار بود.

  اما مثل همیشه شاهد بودم که افزون بر 20نفر از رانندگانی که مسولان را به محل نماز جمعه آورده اند در نماز شرکت نکردند.

  یکی از نمازگزاران می گفت هستند عده زیادی از م و م که تنها بخاطر پولهای نظام کار می کنند در غیر این صورت حداقل امر به معروف را برای رانندگان خود ..!








نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٢

زندگی نامه ، سوابق مدیریتی، سیاسی و اجرایی مهندس اسحاق جهانگیری

اسحاق جهانگیری در سال 1336 در کوهشاه در شمال شرق استان هرمزگان متولد شد . وی وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی و داوطلب نمایندگی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران است.

 زندگینامه

اسحاق جهانگیری در سال 1336 در کوهشاه در شمال شرق استان هرمزگان مکانی در حد فاصل جیرفت و اسفندقه و بافت در خانوده ای عشایری  متولد شد. پدر وی کارگر معدن کرومیت آبدشت اسفندقه جیرفت بود. جهانگیری پس از پایان تحصیلات متوسطه، در دهه 50 خورشیدی (رژیم سابقه)در دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی فیزیک و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع شد.

سابقه اجرایی

1358 شروع کار بعد از پیروزی انقلاب با کار در جهاد سازندگی ریگان بم، بعد از مدتی به عنوان مسئول جهاد سازندگی جیرفت مشغول بکار شد به عضویت شورای مرکزی استان کرمان منصوب شد و تا اواسط 1363 در جهاد سازندگی این استان  مشغول بود.

1363 - 1366 نماینده مردم شریف و نجیب و قدر شناس جیرفت در دور دوم مجلس شورای اسلامی

1367 - 1370 باز هم از سوی مردم شجاع، و قدر شناس جیرفت بعنوان نماینده در سومین  دوره  مجلس شورای اسلامی

با آن همه خاطراتش حاضر شد. اما متاسفانه با وجود اینکه نامبرده بعنوان چهره ای ملی مطرح بود، کج سلیقه ها کاری کردند که مردم جیرفت از وجود او در مجلس چهارم بی بهره شدند. آنها همین راستی های امروز که بزرگ آنان به حضرت آقای هاشمی گرویده (هم اکنون) می باشند.

1371 - 1374 استاندار اصفهان،1376 - 1379 وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی،1380 - 1384 وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی،عضو هیأت علمی بنیاد باران،اصلاح طلبان و اصولگرایان از دیدگاه جهانگیری پاره ای از نظرات اسحاق جهانگیری که در مصاحبه های مختلف بدانها پرداخته است اشاره می شود.

اصلاح طلبان فاقد رهبر نیستند

تبلیغات موجود این دو سه ساله این بود که اصلاح‌طلبان فاقد رهبر هستند، فاقد سازماندهی و تشکیلات هستند. اما انتخابات مجلس نهم نشان داد که اصلاح‌طلبان حتی اگر نخواهند در انتخابات کاندیدا معرفی کنند، همین مهمترین موضوع کشور می‌شود و اکثریت اصلاح‌طلبان از آن تصمیم تبعیت می‌کنند. یا شرکت نمی‌کنند و کاندیدا نمی‌شوند یا حرفی نمی‌زنند. انتخابات مجلس نهم اتفاقاً قدرت عملیاتی اصلاح‌طلبان را نشان داد. حتی کسانی که مدافع شرکت بودند، سکوت کردند تا برای حفظ جمع، حرکتی نکنند.

اصلاح طلبان پیکره ای از نظام جمهوری اسلامی هستند

اصلاح‌طلبان پیکره‌ای از نظام جمهوری اسلامی هستند. در واقع مجموعه‌ای هستند که می‌خواهند در چارچوب نظام فعالیت کنند و به هیچ وجه به دنبال براندازی نیستند.

اکثریت اصلاح طلبان قائل به شرکت در انتخابات هستند

در این مجموعه دو تفکر برای انتخابات وجود دارد. یک عده معتقدند که به دلایلی نباید در انتخابات شرکت کرد. بیشتر می‌گویند که ساز و کار انتخابات به گونه‌ای است که ما نباید شرکت کنیم. نمی‌خواهم اسمی از افراد یا گروه‌ها ببرم. در مقابل این افراد، جمع دیگری هستند که اکثریت اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهند، می‌گویند ما قبول داریم کشور با مشکلاتی روبه‌رو است و قبول داریم در داخل محدوده نظام باید فعالیت کنیم. پس برای ورود به حاکمیت باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنیم تا بتوانیم سرنوشت مردم را تغییر بدهیم. ما باید برنامه‌های خودمان را ارائه کنیم. حالا مردم یا به ما رأی می‌دهند یا نمی‌دهند. ما نباید از آگاهی بخشی به جامعه غفلت کنیم. باید از فرصت انتخابات، برای نقد وضعیت موجود و نقد اصولگرایانی که هشت سال تمام نهاد‌ها را در اختیار داشتند استفاده کنیم و برنامه‌های خودمان را نیز اعلام کنیم.

 پرونده اصولگرایان چگونه است؟

باید گفته شود که اصولگرایان این هشت سال کشور را از چه نقطه‌ای به چه نقطه‌ای رسانده‌اند. تاکید کنیم وضعیت اقتصادی ما چه بود و اکنون چگونه است. سیاست خارجی سیاست تهاجمی آقایان چه ضرر‌هایی برای کشور داشته. حاصل این هشت سال ریاست جمهوری و قبل از آن مجلس هفتم و اکنون هشتم و نهم چه بوده. چه کار کردند برای مردم. آیا وضع مردم بهتر شده است؟

مدیریت کشور دارای اشکالات فراوان است

اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان ریشه‌دار که قبلا نامش خط امام بود و بعد اصلاح‌طلب شد، ممکن است در مقاطعی دچار مشکلاتی شده باشد. این نیز اشکالی ندارد. مگر یک جریان سیاسی می‌تواند اشتباهاتی نداشته باشد؟ اصولگرایان هم اشتباهات زیاد و بزرگی داشته‌اند. حتی مدیریت کشور نیز دچار اشکالات فراوان است. پس اصلاح‌طلبان نیز مبرا از اشکال نیستند.

 مواضع گروههای تندرو ربطی به اصلاحات ندارد!

از سال 76 تاکنون اگر بررسی کنیم حتماً اشکالاتی را می‌بینیم. ولی مجموعه اصلاح‌طلبان، پیکره‌ای از نظام هستند و آنها را نمی‌توان جدا دید یا جدا کرد و گفت که نظام به اینها ربطی ندارد و اینها به نظام ربطی ندارند. اما در این میان افراد دیگری به میدان آمدند و مواضعی اتخاذ کردند که مواضعشان، به هیچ دلیلی ربطی با مواضع اصلاح‌طلبان نداشت و هزینه‌های سنگینی را بر ما متحمل کردند. اینها اصلاح‌طلب نبودند. حرفشان، حرف ما نبود. اما لباس اصلاح‌طلبی بر تن کردند. تندرو‌های جناح اصولگرا نیز به عمد آنها را اصلاح‌طلب نامید تا به خواسته‌های خودش برسد. اصلاح‌طلبان باید می‌آمدند و می‌گفتند که این افراد اصلاح‌طلب نیستند و در هیچ گروهی نیز نبودند و هیچ کار اصلاح‌طلبانه‌ای نیز کرده‌اند.

 مطرح شدن افراد درجه دو به عنوان نامزد اصلاح طلبان

اتفاق دیگری که در این انتخابات رخ می‌دهد، این است که افرادی که برای کاندیداتوری مطرح شده یا می‌شوند، افراد رده دوم اصلاحات هستند. در دفعات قبل، افراد نسل اول اصلاحات مانند آقایان هاشمی، مهندس موسوی، خاتمی و کروبی مطرح بودند. این بار از افراد نسل اول اصلاحات کسی کاندیدا نمی‌شود. پس در آن دوره‌ها، احزاب سریع تصمیم‌گیری می‌کردند ولی برای انتخابات ریاست جمهوری جدید، اگر نسل اول به صحنه نیاید، نسل دوم به صحنه می‌آید. نسل دوم افراد وسیع‌تری دارد.

 باید فضای بی اخلاقی و تهمت ها جمع شود

در بحث سیاست باید این فضای بی‌اخلاقی و تهمت زدن‌ها جمع شود. باید افراد آزاد باشند و بتوانند به راحتی نقد کنند. یک استاد دانشگاه بیاید در حین درس سیاست‌های اقتصادی یا حتی سیاسی دولت را نقد کند. ظرفیت دولت نیز باید افزایش پیدا کند. دولت باید همراه منتقدان باشد. از آنها مشاوره بگیرد و به آنها کمک کند. بخش خصوصی را تقویت کند.

 نباید منتقدان را خانه نشین کرد

البته قرار نیست که وقتی دولتی اصولگرا بر سر کار می‌آید، اعضای اصلاح‌طلب داشته باشد. برای اصلاح‌طلبان نیز همین موضوع حاکم است. اما نباید منتقدان را تاراند و خانه‌نشین کرد. الان وضع این چنین است، باید تحمل حاکمیت افزایش یابد و از تمام سرمایه‌های کشور استفاده کند. پس در آن صورت، دولت می‌تواند مشکل یارانه‌ها را حل کند. البته نه با حذف، بلکه به طرق دیگر. مردم نباید احساس کنند با آمدن دولت جدید چیزی از سفره آنها کم می‌شود. بلکه باید حس کنند که وضع سفره آنها بهتر می‌شود و چیزی به آن افزوده خواهد شد.

 هزینه فعالیت سیاسی زیاد شده است

هزینه فعالیت سیاسی زیاد شده و این یک آسیب جدی است. در چنین شرایطی حزب کارگزاران دو کار می‌توانست انجام بدهد. یا بیاید و فعالیت کند و نسبت به اتفاقات بیانیه بدهد و موضع بگیرد که این نه به مصلحت اعضای حزب بود و نه به مصلحت نظام. چون نظام زمانی به هر دلیلی با یک چالش روبه‌رو شد، راهکار‌هایی برای آن چالش داشت که ممکن است ما آن راهکار‌ها را نمی‌پذیرفتیم و نمی‌پسندیدیم، اما بالاخره مدیریت بحران شیوه‌اش چنین بود. ما خصوصی هم گفتیم که این روش مدیریت برای دفع یک بحران درست نیست. بحران را می‌توان به روش دیگری مهار کرد. اما آنها فقط آن روش را بلد بودند. پس نتیجه آن روش این بود که فضای کشور به شدت امنیتی‌تر شود. در یک فضای امنیتی نیز هزینه فعالیت سیاسی افزایش می‌یابد. کارگزاران نیز نمی‌خواست هزینه‌ای را به اعضای خود تحمیل کند.

بخش زیادی از فضای امنیتی برطرف شده است

به نظرم بخش زیادی از فضای امنیتی برطرف شده ولی اگر می‌خواهیم که فضای انتخابات با شکوه و شور انگیز باشد باید این فضای امنیتی کامل برطرف شود. چون پروسه انتخابات، یک شبه یا یک هفته‌ای نیست. یک سال کشور درگیر آن است. نمی‌توان با بستن فضا، به دنبال برگزاری انتخابات پرشور بود. باید گروه‌ها و احزاب احساس کنند که می‌توانند وارد میدان شوند و نقد کنند. جلسات خود را برگزار کنند. کنگره بگذارند. باید این فضا ایجاد شود. الان این فضا به‌طور کامل وجود ندارد و وقت به سرعت در حال سپری شدن است.

 موتوری که هنوز خاموش است

موتور اصلاح‌طلبان هنوز خاموش است. هر گروهی برای خودش یک موتور محرک دارد. این موتور‌ها که روشن شود ناگهان یک موج راه می‌افتد موتور اصلی و محرک اصلاح‌طلبان، دانشجویان و دانشگاه‌ها بودند. این موتور الان کار نمی‌کند.

 عده ای از طرف حاکمیت صحبت می کنند

در کشور یک عده‌ای هستند که از طرف حاکمیت حرف می‌زنند اما هیچ کاره هستند اینها آنچنان تند حرف می‌زنند که گویی، حرف آنها حرف حاکمیت است در صورتی که نیست. آنها هیچ کاره هستند می‌گویند که اصلاح‌طلبان باید بیایند توبه کنند یا در صف بایستند و از گذشته ابراز پشیمانی کنند. کی گفته این حرف حاکمیت است؟ کسانی که با سران نظام و شخصیت‌های ارشد کشور در ارتباط هستند می‌دانند این حرف حاکمیت نیست.

 رهبری با آمدن اصلاح طلبان مشکلی ندارند:

آقای هاشمی رفسنجانی که ملاقات‌های منظمی با مقام معظم رهبری دارند؛ می‌گفتند که رهبری نه تنها با آمدن اصلاح‌طلبان به انتخابات مخالفتی ندارند، حتی اگر اکثریت مجلس را هم بگیرند مشکلی نیست؛ ولی وقتی این مطلب به اصلاح‌طلبان رسید نزدیک ایام ثبت نام بود امکان گفت‌وگو و تصمیم‌گیری برای اصلاح‌طلبان نبود.

 مگر می شود رای نداد؟

{بازتاب رای دادن خاتمی در انتخابات مجلس} علتش این بود که آقای خاتمی زمینه‌سازی نکرده بود. فضا به گونه‌ای ترسیم شده بود که گویی ایشان در انتخابات رأی نمی‌دهد. مگر می‌شود کسی هشت سال رئیس‌جمهور باشد، وزیر باشد، وکیل باشد، بعد در انتخابات شرکت نکند؟

 دشوارترین و خطیرترن دوران جمهوری اسلامی

من فکر می‌کنم یکی از دشوارترین و خطیرترین دوران جمهوری اسلامی ایران، همین مقطعی است که در آن قرار گرفتیم. ما در دوران‌هایی با فشارهای خارجی یا جنگ روبه‌رو بوده‌ایم، ولی در این دوره‌ها در مسائل سیاسی داخلی مشکل نداشتیم. یا زمانی در مسائل اقتصادی شرایط سختی را سپری کردیم، اما در مسائل سیاسی داخلی و بین‌المللی مشکل جدی قابل توجهی نداشتیم.

متاسفانه در مقطع کنونی در همه زمینه‌ها با چالش‌های جدی مواجه هستیم و این چالش‌ها با یکدیگر همپوشانی پیدا کرده و روی هم قرار گرفته‌اند. به همین دلیل شاید در خطیرترین دوران قرار داشته باشیم. در شرایط فعلی ما در فضای بین‌المللی با تحریم‌های ظالمانه جدی روبه‌رو هستیم و دشمنان به حدی جسور شده‌اند که با واژه‌های بسیار تند علیه حکومت و نظام صحبت و ما را تهدید می‌کنند؛ به‌گونه‌یی که مسوولان داخلی وادار به عکس‌العمل در مقابل آنها می‌شوند.

 شکاف های عمیق بین جریانات سیاسی

در فضای سیاست داخلی شکاف‌های عمیقی بین جریانات سیاسی پدیدار شده است؛ حتی بین گروهی که حاکم هستند نیز شکاف‌هایی مشاهده می‌شود. اقتصاد کشور نیز با بحران جدی روبه‌رو است؛ به طوری که فشار زندگی بر مردم بسیار سنگین شده و از طرفی، در اقتصاد کلان کشور، به علت عدم سرمایه‌گذاری‌های مناسب در طول سال‌های گذشته، امروز موضوع بیکاری و تورم و نیز عقب‌ماندگی توسعه کشور نسبت به کشورهای همسایه به مشکل جدی تبدیل شده است. در حوزه فرهنگ نیز همین‌گونه است. همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام، بالاخره جامعه‌یی که مدعی بود می‌خواهد ارزش‌های اسلامی را مستقر کند، متاسفانه موضوعاتی، همچون دروغ و تهمت، سکه رایج شده است. ارزش‌های اخلاقی، بزرگ‌ترین رسالتی است که حکومت دینی هدف قرار داده، اما متاسفانه در مقطعی قرار گرفتیم که رذایل اخلاقی پررنگ شده و ارزش‌های اخلاقی به انزوا کشیده شده و اینها چالش‌هایی جدی است.

 آزادی موسوی  و کروبی آرزوی همه!

این آرزوی قلبی هر چهره انقلابی اصلاح‌طلب و بعضا غیر اصلاح‌طلب است که حصر آقای موسوی و آقای کروبی به پایان برسد. باید پیگیری کنیم. باید دنبال کنیم، مذاکره کنیم و همین طور زندانیانی که مربوط به انتخابات هستند. بالاخره این مساله همواره به عنوان یکی از مطالبات جریان اصلاح‌طلب است.

 رقابت اصلی

تصورم این است که رقابت اصلی بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان است، چون این جریان‌ها، جریان‌های ریشه‌دار هستند و به قول یکی از دوستان، تیم استقلال و پیروزی از قبل از انقلاب بود و هنوز هم هست، در مقطعی یکی از این تیم‌ها از دسته اول حذف می‌شد و به دسته پایین می‌رفت اما طرفداران تیم را رها نکردند و فکر می‌کردند باید آنقدر برایش تلاش کنند که به دسته اول برگردد. من فکر می‌کنم در سیاست هم همینطور است یعنی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان دو جریان اصلی کشور هستند البته جریان مستقل‌ها از مدتی قبل شکل گرفت که آنها هم به تدریج در حال شکل گرفتن در قالب جریان دیگری هستند. برداشت من این است که رقابت اصلی بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان خواهد بود.




واژه کلیدی :زندگی نامه اسحاق جهانگیری و واژه کلیدی :معاون اول حسن روحانی و واژه کلیدی :اسفندقه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٢








نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٢

درخبرها آمده است که مهندس اسحاق جهانگیری ( وزیر صنایع دولت خاتمی، استاندار اصفهان دولت هاشمی و خاتمی، نماینده مردم جیرفت در مجلس شورای اسلامی، عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی استان کرمان، رئیس جهاد سازندگی جیرفت، عضو جامعه اسلامی وقت دانشگاه کرمان و جانبازی که در حادثه به آتش کشیده شدن مسجد جامع کرمان بوسیله ساواکی های رژیم منحوس پهلوی از ناحیه صورت مورد هدف گلوله قرار گرفت) بعنوان معاون اول رئیس جمهوری مطرح و معرفی شده و خواهد شد.

بنده بعنوان کسی که سالها(10 سال بطور مستمر) در جهاد سازندگی جیرفت، مسوول ستاد تبلیغات مرکزی انتخابات دومین و سومین دوره مجلس شورای اسلامی و در گردان خیبر پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی با نامبرده افتخار همکاری و بعنوان یک جهادگیر بسیجی تحت فرماندهی او بوده ام به استحضار ملت ایران می رسانم که هم اکنون بعنوان یک خبرنگار با بیش از 25سال سابقه این انتخاب را نوعی خدمت به مردم شریف و بزرگوار ایران خالق حماسه سیاسی می دانم .

  مهندس اسحاق جهانگیری در طول افزون بر 34سال از عمر انقلاب اسلامی همواره نشان داده که بعنوان یکی از فرزندان راستین مردم و برادر دو شهید خدمتگذار ملت و مردم بوده و هیچگاه خود را آلوده مسائل ناباب مالی و سیاسی نکرده است.

 در دومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بعنوان دانشجوی پیرو خط امام و جهادگری خستگی ناپذیر مردم شهید پرور جیرفت او را راهی مجلس شورای اسلامی کردند و در دوره سوم نیز این افتخار را داشت که بعنوان معاون کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در کنار سردار سازندگی نسبت به تهیه برناهه های اول و دوم توسعه اقتصادی فرهنگی و اجتماعی کشور اقدام کند.

  در همان سالها عده ای که هم اکنون از آنها بعنوان راست نام برده می شود با سر دادن شعارهای دشمن شاد کن .... بکذریم هر وقت تداعی می شود قلبم به درد می آید. اما با تمام توان بعنوان سربازی در خدمت نظام و مردم شریف ایران و به ویژه جنوب کرمان انجام وظیفه کرد.

 بعنوان یک ایرانی که کشورم چنین فرزندان رشید و دانشمندی در دامان خود دارد افتخار می کنم و به دکتر حسن روحانی نیز بابت این انتخاب تبریک می گویم. باشد که همیشه شاهد سرافرازی، عمران و آبادانی بیش از پیش ایران عزیز باشیم  و این جاصل نمی شود مگر با استفاده از چنین نیروهای خلاق و هوشمندی که باتجربه 34سال خدمت آن در سمت های مدیریتی که مهندس اسحاق جهانگیری از نمونه های آن است.

   در پایان اضافه می کنم که لیاقت مهندس اسحاق جهانگیری بعنوان یک تکنوکرات که در سالهای اواخر دهه پنجاه و دهه شصت خورشیدی به بعد افتخار شاگردی او را داشته ام بیش از اینها است و به امید روزی که بتواند بعنوان رئیس جمهوری شاهد خدمات صادقانه او به این ملک باشیم.

فرصت را غنیمت شمرده به دکتر روحانی بابت این انتخابش تبریک می گویم زیرا فردی را برگزیده است که هیچ نقطه ضعفی در زندگی شخصی و مدیریتی خود ندارد و در هشت سال دفاع مقدس نیز بعنوان شورای فرماندهی پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان کرمان همواره یارو مددکار جهادگران این سنگر سازان بی سنگر بوده و خواهد بود.

رضا گیلانی -