جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩

30 پولدار ایرانی
به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد.
خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین  راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.

به گزارش عصرایران، در "ایران سال 1389 "اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.

بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»

با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی)  بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و...! 

از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و ... اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!

پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

***
1- علاء میرمحمدصادقی: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است.  کسی که همه او را به‌عنوان پدر گچ و سیمان کشور می‌شناسند.

اولین صندوق قرض‌الحسنه انقلابی را 38 سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.

او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاری‌ها باشد اما با تهدید به استعفای 7 عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدی‌نژاد به بانک قرض‌الحسنه تبدیل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ  خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.



2- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
  52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.







3- محسن خلیلی‌عراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.

رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.







4- شاهرخ ظهیری:
حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانه‌های مهرام است.

علاوه بر این، ظهیری 80  ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.

سلطان سس ایران ، متولد تهران است.






5- مهدی جاریانی:
هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید.  جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.









6- علینقی خاموشی:
متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟

بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.

به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.




7- اسداله عسگراولادی:
  همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.

عسگراولادی اهل تهران  است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!

این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.



8- فاطمه مقیمی:
اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

 موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!





9- محمد مهدی رئیس زاده:
مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .








10- احمد امیراحمدی:
71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتی‌گیر قدیمی با گوش‌های شکسته که به‌عنوان پدر سرب و روی کشور شناخته می‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.





11- تقی بهرامی نوشهر:
فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد کشور آشنا شوید! مؤسس چندین شرکت بزرگ فولاد و فعال این صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.




12- محمد صدر هاشمی‌نژاد:
از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت‌مدیره همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.









13- پدرام سلطانی:
شخصی که با وجود جوان بودن به‌عنوان یکی از بزرگان بخش خصوصی پتروشیمی معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.







14- علی شمس اردکانی:
مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت خودروسازی خصوصی در کشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن  در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322  در اصفهان است.





15- عباسعلی قصاعی:
از بازماندگان خاندان بزرگ سرمایه‌دار قصاعی و از بزرگ‌ترین فعالان صنعت چینی در کشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.








16- محسن بهرامی ارض اقدس:
از مدیران ارشد حیات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.







17- احمد پورفلاح:
از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود.  متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مدیرعامل شرکت بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه بر این عناوینی چون:  قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.








18- مسعود دانشمند:
61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده یک شرکت بزرگ حمل و نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود.  البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری  و سفر و... دارد!









19- هوشنگ ادهمی:
همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی  58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.









20- اکبر برادر هریسچیان:
تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.








21- محمدرضا بهرامند:
تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .





22- مهدی پورقاضی:
دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

 او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.









23- احمد ترک نژاد:
درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.






24- محمدرضاجابر انصاری:
61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.






25- غلامرضا حمیدی انارکی:
بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.







26- محمدرضا حیدری:
درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه،  رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50  شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.









27- مسعود خوانساری:
بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .










28- جمشید عدالتیان شهریاری:
  55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.









29- فرهاد فزونی:
تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.











30- توفیق مجد پور:
تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.

... و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.




واژه کلیدی :میلیاردرهای ایران و واژه کلیدی :میر محمد صادقی و واژه کلیدی :عسکراولادی و واژه کلیدی :علینقی خاموشی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

سرایش شاهنامه/عطشی از برای جاودانگی ادب پارسی و ملیت ایرانی
 عجم زنده کردم بدین پارسی . سخن سرا ، استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان در عطش جاودانگی در ادب پارسی اثری خلق می کند که امروز بزرگترین شاهکار حماسی جهان می خوانندش.

 

با خلوص تمام ،عشق سوزان خود به مام میهن را وقف سربلندی وطن ایران کرد و با خون دل شاهنامه نوشت و خریدار احترام و محبت ملت ایران و همه مردم جهان گردید.
فردوسی با تاریخ ، افسانه ، اندیشه های بلند ، غیرت و همیت ایرانی درآمیخت و شاهکاری خلق کرد که به واقع شاهنامه نام گرفت تا در همه زمانها اثری جاودانه و بلندآوازه از ایران و ایرانی بر بلندای تاریخ باشد، آینگونه که خود او گفت :
بناهای آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد وباران نیابد گزند
و امروز ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی و طایفه ای باشند برآن راه خواهند بود.
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
داستان‌های فردوسی، افسانه و قصه نبود بلکه نظم واقعیت‌هایی است که باید زندگی می‌شد و با زندگان به زندگی جاوید می‌رسید.
شاهنامه داستان ملت ایران است و فردوسی نشان دادن آن را می‌شناسد.
بزرگ مرد ادب پارسی عمر گرانقدر خود را در زمانی که ایران و ایرانیت به مخاطره افتاده بود در راه پاسداشت زبان و فرهنگ ایران زمین با خلق بزرگ ترین سرمایه فرهنگ ملی ایرانیان یعنی شاهنامه صرف کرد، شاهنامه ای که شناسنامه ایران و ایرانی است.
او بدرستی حیات و جاودانگی خود را در استواری و ماندگاری این سرزمین ، فرهنگ و زبان ایرانی یافت.
چو ایران نباشد تن من مباد در این بوم و بر زنده یک تن مباد
شاهنامه اثری بی نظیری است که به جهت حفظ روایات کهن ملی و پاسداری از فارسی دری ، گرانبهاترین متن تاریخ زبان پارسی است.
سلطان حماسه سرا ،اسطوره های باستانی ایران و افسانه هایی را که می رفت تا در گردش ایام غبار فراموشی بگیرد و از خاطره ها پاک شود، به نظم کشاند.
اما نه داستان‌های شاهنامه در آن دوران اسطوره نبود بلکه واقعیتی تاریخی بود و فردوسی تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشید نه اسطوره‌های آنان را.
فردوسی می‌خواست شاهنامه در جایی امن و استوار بماند و کجا امن تر و استوار تر از دل ایرانیان می توانست بیابد .
امروز شاهنامه با جان و نام ایرانی در هر کوی و برزن ، شهر و روستا درآمیخته و در دل هر طایفه و قبیله ای جا دارد و همه آن را عزیز می دارند و اینگونه جاودانگی فردوسی با این کتاب پیوند خورد.
نمیرم از این پس که من زنده‌ام که تخم سخن را پراکنده‌ام
برخی موارد چون آنچه که درباره شاهان پیشدادی، کیانیان ، پارت ها و ساسانیان در شاهنامه به نظم کشیده شده منحصر به فرد است و جز در این کتاب هیچ متنی از آنها در هیچ اثر دیگری بر جای نمانده است.
شاهنامه، شاهکاری است که حکیم توس با نگاشتن آن نه تنها زبان پارسی را قوام و ثبات بخشید و یک زبان ملی را تثبیت کرد، بلکه چارچوب یک دستگاه فکری و نوع نگرش به جهان و هستی را هم بر پایه اعتقادات بومی و مردمی دوران خود ارائه و پایه های مذهب و ایرانیت موجود را تقویت کرد.
شاهنامه، دستاورد ارزشمند مردمان ایران زمین در قرون سوم و چهارم هجری برای احیای ارزشهای ملی، مبارزات و پاسداری از سرزمین پدران خویش در برابر بیگانگان و متجاوزان و اعراب بوده است.
"زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیدست کار "
"که تاج کیان را کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو "
خلق شاهنامه در قرن چهارم هجری را باید دستاورد فرهنگی، عاطفی و ملی مبارزات و کوشش ها علیه وضعیتی دانست که با از دست رفتن استقلال، اقتدار و یکپارچگی ملی ایران به مرور آثار خود را در زمینه های مختلف آشکار می کرد.
نمانیم، کین بوم، ویران کنند همی غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
اثر منحصر به فرد حکیم توس، دستاورد گرانقدری از به هم پیوستن بازمانده های تاریخ، فرهنگ و اسطوره های ایران زمین است که متن آن به رغم گذشت قرن ها در خاطره و سینه های فراخ مردمانش زنده ماند و شهرتش بزرگترین کتابخانه های جهان را هم در نوردید.
شاهنامه روایت نبرد خوبی و نیکی با بدی و شر ، از قیام کاوه آهنگر بر ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و دهها و دهها قصه و فسانه دیگر است.
تفکر استاد سخنسرای توس و اندیشه حاکم بر شاهنامه او همیشه مدافع خوبی ها و نیکی ها در برابر ظلم ها و تباهی ها بوده است.
بازیگر اصلی این روایتهای بی نظیر پهلوانانی هستند که نمونه های متعالی انسانی را روایت می کنند و با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان در طبق اخلاص می نهند.
فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس همه نامهایی آشنا و عزیز از پهلوانانی است که هنوز هم پدران و مادران ایرانی به احترام دلاوری و مردانگی و پهلوانی آنان، فرزندان خود را بدانها نام می نهند.
شاهنامه هیچگاه قدیمی و کهنه نمی شود از آن جهت که حکیم توس علم و دانایی را ریشه توانایی می‌داند، اما خرد و حکمت را ژرفتر و عمیقتر از علم و دانایی می‌داند، بطوریکه خرد و حکمت را ریشه معرفت، صفا، عشق، حقیقت، آزادی و عدالت می خواند.
استادی می گفت : مردمان امروز بیش و پیش از آنکه به علم برتر و فناوری نوتر نیازمند باشند به خرد برتر، حکمت والاتر و بینش ژرفتر برای زندگی بهتر نیازمندند زیرا اگر خردمندیها ضعیف باشد و بینشها، سطحی و حکمتها مهجور شود، دنیا به سمت جنگ و خونریزی‌ها و کشمکش و جنایت پیش می‌رود.
خردی که فردوسی توصیف می‌کند، قابلیت شناخت نیکی‌هاست و نه علم و دانش و قدرت ادراک و خود سندی است از عمق وجودی این ملت.
به راستی که دانای بزرگ توس با خلق این شاهکار ادبی نه تنها فرهنگ و تاریخ که همه سند اصالت ایرانیان را جاودانگی بخشید، اثری که حافظ راستین سنتهای ملی و شناسنامه بزرگ یک ملت است و بیش از همه حکیم توس خود بر آنچه که می کرد و عظمت آن آگاه بود.
ملک الشعرای بهار هم می گوید:
آنچه کورش کرد و دارا و آنچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سحر آفرین
نام ایران رفته بود از یاد تا تازی و ترک
ترکتازی را برون راندند لاشه از کمین
ای مبارک اوستادای شاعر والانژاد
ای سخنهایت به سوی راستی حبلی متین
باتو بدکردند و قدر خدمتت نشناختند
آزمندان بخیل و تاجداران ظنین
به راستی در حیات او هیچ کس قدر این بزرگترین حماسه سرای جهان را در نیافت جز خود او.
جهان از سخن کرده ام چون بهشت از این بیش تخم سخن کس نکشت
و در جایی دیگر خود او می گوید :
از این نامور نامه ی شهریار به گیتی بمانم یکی یادگار
تو این را دروغ و فسانه مدان به رنگ فسون و بهانه مدان
ازو هر چه اندر خورد با خرد دگر بر ره رمز و معنی برد
چنین یادگاری شد اندر جهان برو آفرین از کهان و مهان
و آن زمان که بالاخره محمود غزنوی بعد از چندین سال از پایان کار، باری 60 هزار درهمی از سکه های زر را بر بار اشتران ، صله این شاهکار ارزشمند به درخانه بزرگ نامدار ادب پارسی فرستاد تا جفای خود و اطرافیانش را در حق حکیم توس جبران کند دیگر دیر شده بود.
آن هنگام که حکیم توس از دروازه ای به بیرون شهر سوی قبرستان برده می شد ، کاروان صله شاهی از دری دیگر به شهر وارد شده و بر در خانه حکیم توس توقف کرد، اما مناعت طبع فردوسی در دخترش هم بود و او عزت و شان والای پدر را بدین صله بی ارزش نداد.
زیرا واقعیت آن بود که حکیم توس شاهنامه را نه برای صله به سلطان محمود غزنوی بلکه به خاطر علاقه و عشق وافری که به ایران و فرهنگ و زبان پارسی و جاودانگی آن داشت سالها قبل از آنکه محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد.
اما طی 30 سال به مرور ثروت و جوانی از دست داد و درصدد برآمد آن را به نام پادشاهی بزرگ کند، بدین گمان که سلطان غزنین قدر او را خواهد شناخت اما محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن شاعر را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود ارزش ننهاد.
برخی در علت این بی حرمتی گفته اند به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بددینی متهم گشته بود و از این رو سلطان به او بی اعتنایی کرد و شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد.
مولف تاریخ سیستان در این باره می گوید:بر فردوسی خشم آورد که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست."
فردوسی از این بی اعتنایی محمود بر آشفت و آزرده خاطر گشت و بیتی چند در هجو سلطان محمود گفت و غزنین را ترک کرد.
بزرگمرد ادب پارسی سرانجام به سال 411 هجری قمری در زادگاه خود، آن هنگام که صله محمود برای او به شهر وارد می شد دنیا را با تمام زرق و برق و طلا و نقره و دلبستگی هایش به سلطان وا نهاد و روی در نقاب خاک کشید.
"سلطان که این را بشنید از اعماق جان نادم گشت که چرا زودتر از کاروان غفلت رها نگردیده است" و از این رو دستور داد تا با آن سکه های زر کاروانسرایی در مسیر مرو ساخته که مردم در آن بیاسایند و دعا و فاتحه ای را نثار روح این بزرگ مرد ادب پارسی کنند،غافل از آنکه استاد توس بنایی مستحکم تر و جاودانه تر را استوار گرداند که تا تاریخ هست باقی است و همواره قلب که نه گوهر و تمدن ایرانی و ایرانیان را با خود دارد.
یکی فرش گسترده شد در جهان که هرگز نشانش نگردد نهان
حکیم توس بیش از30 سال از هستی اش را در پاسداری از زبان و فرهنگ ایرانی در طبق اخلاص نهاد و پیشکش تاریخ نمود و اسطوره ای بی مانند را از برای حیات ایران زمین آفرید.
چو عیسی من این مردگان را تمام سراسر همه زنده کردم به نام
امروز بعد از قرنها شاهنامه و شاهنامه خوانی و حماسه سرایی آرام بخش جانهای شیفته ایرانیان در زورخانه هاو قهوه خانه های سنتی و واپسین لحظات شب به هنگام فراغت از زندگی دشوار کنونی است.
نقالی و حماسه خوانی و شاهنامه خوانی زینت بخش محافل این مردمان از دیر باز بوده و باید همچنان هم باشد هر چند این روزها مشغله های بسیار موجب دوری مردم از این اصالت ها و بازخوانی آنها شده است.
دامنه این اثر بزرگ و ماندگار هم محدود به سرزمین ایران نیست و گستره آن جهان را فرا گرفته است.
هنوز آرامگاه بزرگمرد ادب پارسی مملو از خیل مشتاقانی است که حیات زبان و فرهنگ ایرانی را وامدار اویند و روز به روز هم بر گستره آنها افزوده می شود.
دستگاه فکری ، فلسفی و تاریخی تدوین شده در این شاهکار برجسته تا عصر کنونی، جانشین تاریخ گمشده و پرکننده خلا و گسست تاریخی این سرزمین بوده و هست.
در واقع تاریخ قوم ایرانی از اسطوره تا واقعیت، بر پایه زندگی 50 پادشاه از افسانه کیومرث تا واقعیت مرگ یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی به دست شخصیتی سترگ چون فردوسی با اندیشه پویای او جان می گیرد و سروده می شود.
حکیم ابوالقاسم فردوسی در این اثر در عین ویژگی ملی و سرزمینی اش در آخر با ستایش از پیامبر(ص) تن به تقابل با مذهب رسمی حاکم نمی دهد و از فراز منازعات و مناقشات مذهبی و فلسفی حاکم بر زمانه و متکی به فرهنگ سامی عربی آنان با تردستی می گذرد.
فردوسی بارها دقیقی توسی ، مولف شاهنامه منثور ابومنصوری را که پایه کار نوشتن شاهنامه می شود در اثرش می ستاید و با بنیاد نهادن این پی برای شاهنامه، چیره دستانه در بازگویی فرهنگ غنی این سرزمین در قالب اساطیر کهن ایرانی، در حقیقت به جهان بینی عامه مردمش می پردازد.
قصه در شاهنامه از کیومرث که در زرتشت نخستین انسانی است که اهورامزدا آفریده آغاز و در این قالب به حکومت هوشنگ که آتش را کشف کرد و جشن سده را از خود به یادگار گذاشت، پادشاهی تهمورث دیوبند و پسرش جمشید(جم) که از بزرگترین پادشاهان پیشدادی و بنیانگذار جشن بزرگ نوروز است تا داستان قیام کاوه آهنگر و شکست ضحاک ماردوش و پادشاهی فریدون با افراشتن درفش کاویان و نیز حمله و سلطه اعراب ادامه می یابد.
فردوسی، سیامک، هوشنگ، تهمورث و جمشید را با شخصیت هایی اساطیری به تصویر می کشد و می سراید تا به داستان فتنه ضحاک مار دوش و خاموشی آن با قیام کاوه آهنگر و فریدون می رسد و در ادامه جهان با مرگ فریدون میان سه پسرش تقسیم می شود و دوران جنگ و برادرکشی آغاز و آمدن سام، زال و رستم به میدان اوج می گیرد.
رستم همان پهلوان اساطیری و محور اسطوره ای شاهنامه است.
به اعتقاد محققان، بینش مسلط بر دوران کهن تر شاهنامه آمیزه ای از اسطوره، افسانه و حماسه،رمانس (داستانهای عاشقانه) و فلکلور (ادب عامه) ، جنگ رستم با دیوان و اژدها و گذر از هفت خوان و بسیاری دیگر است.
فردوسی در روایت جنگ با تورانیان و ترکان حکایت هااز عشق بیژن و منیژه زال و رودابه، خسرو و شیرین در می اندازد و روایتی خیال پردازانه، عاشقانه و بی نظیر را به تصویر می کشد.
او آنجا که به زندگی سودابه و تهمینه می پردازد تصویری روشن از جایگاه زن در باورها و اساطیر و فرهنگ آن روزگاران ارائه می دهد.
حکیم توس با داستان پایان کار کیخسرو به عرصه عرفان می رود و آنگاه در اوج تراژدی کار خود در داستان رستم و سهراب ، به عاطفی ترین نحو، پیروزی اندیشه دیرین بر جوانی را به چالش می کشد.
الاای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند
دو تا گشت آن سرونازان به باغ همان تیره گشت آن گرامی چراغ
مرا کاش هرگز نپرورده ای چو پرورده بودی نیازده ای
عبور سیاووس از آتش پاک کننده، جنگ با افراسیاب، جنگ رستم با اکوان دیو، طرح قیصر و داستان کتایون دخترش، حکایت اسکندر همه و همه مروری بسیار بی نظیر، جذاب و حماسی بر تاریخ ایران زمین است.
پس از آن مسیر شاهنامه از داستانهایی اساطیری به دوره های نیمه تاریخی و ریشه سلسله ساسانی می گراید و داستان با زاده شدن اردشیر بابکان و دیگر شاهان ساسانی چون اردشیر، بهرام گور، کسری انوشیروان و قباد و قیام مزدک، جنگ با سعد وقاص ادامه و با کشته شدن رستم و یزدگرد سوم پایان می یابد.
ارزش بنیادین این شاهکار ادب پارسی در واقع با ایجاد تفکری بر پایه اساطیر و داستانهای ملی، بومی و مردمی سرزمین ما پدیدار گشته و با خط و نگرش ویژه آن، پایه های زبان، خط و فرهنگ امروزین ما رقم می خورد آنگونه که تا همیشه ماندگار است.
گویی فردوسی ، این ابر مرد پارسی گوی که در حیاتش هرگز روی راحتی و آسایش ندیده بود، می دانست که بعد از مرگ، خود و ایرانیت را حیاتی جاودانه بخشیده است که امروز چنین آرام در باغی مصفا در ساختمانی با معماری قدیم و متاخر ایران با سبکی بر گرفته از دوران هخامنشیان که نمادی از ایرانیت و معماری ایرانی است آرام گرفته است.
امروز توس به یمن وجود حکیم ابوالقاسم فردوسی سرزمینی نامدار در تاریخ و اسطوره ایران زمین است، سرزمینی که با نام شاعر بلند آوازه و حماسه سرای پارسی گوی عظمت یافته است،خطه ای که اسطوره های فرهنگ غنی و باستانی ایرانی درآن به دست بزرگمرد فرهنگ این سرزمین حیات یافته اند و همچنان هم ماندگارند.
امروز هیچکس فردوسی را جدا از این سرزمین و خاک نمی داند و باید فردوسی و موطنش با هم بزرگ داشته شوند، چرا که مردمی را که در راستای خوار شماری، "عجم"(کندزبان) نامیده بودند فردوسی با این رزمنامه ملی که به پارسی سره سرود و شناسنامه ملی این قوم شد از هر گزندی در امان داشت.
این گزارش مربوط به ایرنا مرکز مشهد است که خبرنگار جیرفت سی تی به دلیل زیبایی در نگارش آن را اسفاده کرده است . کرد شبستری  



واژه کلیدی :رستم اسفندیار و واژه کلیدی :شاهنامه فردوسی و واژه کلیدی :ساسانیان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

ماموریت جدید

اکنون که به لطف الهی و پس از گذراندن ایام سال نو در کنار خانواده و با پایان یافتن مرخصی پانزده روزه ، برای گذراندن دوران باقی مانده محکومیت خود عازم زندان اوین هستم ، ضمن عرض تبریک سال نو به همه دوستان و عزیزان و آرزوی موفقیت و شادکامی برای ملت ایران در سال جدید ، چند نکته را به اختصار یادآوری می نمایم.

1- من خود را زندانی جمهوری اسلامی ندانسته و گذراندن دوران محکومیت را ماموریتی جدید برای خود تلقی می کنم. من در گذشته و در دورانی نسبتا طولانی این توفیق را داشته ام که در عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی ،طراحی و اجرای طرح های  توسعه اقتصادی و قانونگذاری تجربه های فراوانی بیاموزم ، ولی هیچگاه از کارکرد نهادهای امنیتی و قضایی اطلاعی نداشته و در این عرصه فاقد هر گونه تجربه ای هستم ، لذا دوران محکومیت را یک ماموریت و فرصت برای شناخت کم و کیف کارکرد نهادهای امنیتی و قضایی دانسته –البته در آن طرف میله ها - و انشاالله تلاش خواهم کرد درس هایی را بیاموزم .شاید برای یک مدعی سیاست ورزی که علاقمند است عمر و سرمایه خود را برای اعتلای ایران و اصلاح امور جامعه صرف کند ، درک نکردن کارکرد دستگاه های مهم امنیتی وقضایی ونیز زندان و موقعیت سخت محکومان عادی و سیاسی و چگونگی مراعات حقوق آنان یک ضعف بزرگ تلقی شود.

2- حکم محکومیت صادره علیه من از لحاظ ظاهری بدین گونه است که در پی  انتشار مصاحبه ای با سایت خبری عبور که در سایر سایتها هم انعکاس یافت و شکایت دادستان محترم عمومی و انقلاب اسلامی تهران ( جناب آقای جعفری دولت آبادی ) و تشکیل پرونده وبه دنبال آن رسیدگی در دادسرا ، دادگاه بدوی و تجدید نظر ، در نهایت اینجانب به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی " به یک سال حبس تعزیری و محرومیت به مدت شش سال از شرکت در احزاب و موسسه هایی که به فعالیت سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی فعالیت می کنند محکوم شده ام. متن حکم دادگاه بدوی و تجدید نظر در سایت شخصی اینجانب وجود دارد و علاقمندان می توانند آن را مطالعه  کنند.

3- و اما باطن حکم از نظر من چیز دیگری است . همه آنچه که در ظاهر اتفاق افتاده است بهانه است ، اصل این است که اراده خداوند بر این قرار گرفته تا اینجانب یا برای کیفر گناهان آشکار و نهانی که دانسته و ندانسته مرتکب شده ام و یا در پاسخ به ظلم هایی که خواسته یا ناخواسته روا داشته ام و یا برای آزمایش و ابتلا و در صورت موفقیت در آن ،  رشد و تعالی و کسب مدارج بالاتر انسانی ، دچار این شرایط  گردیده و مقرر است تا دورانی را در زندان سپری کنم. بهر تقدیر امیدوارم با لطف خداوند و دعای خیر همه دوستان بتوانم با سربلندی از این مرحله عبور کنم.

4- در تاریخ سیاست ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب از اینگونه احکام سیاسی فراوان صادر شده است . چه بسا افرادی که از صدارت به زندان رفته و یا نادر افرادی که از زندان برای صدارت دعوت به کار شده اند.احکام سیاسی اصولا دارای اصالت نیستند بلکه برگی از برگ های مبارزات سیاسی بر سر اصول یا خدای ناکرده بر سر قدرت هستند. امیدوارم با رشد سیاسی ، کشور شاهد صدور اینگونه احکام نباشد.

5- از نظر من راه تعالی کشور، دفاع از جمهوری اسلامی اصیل بر اساس معماری حضرت  امام (ره) است . این راه به مثابه بزرگراهی است که می تواند با مشارکت آحاد ملت ، کشور را به توسعه یافتگی و عزت رسانده ، مردم را از مشکلات معیشتی و رفاهی رهایی بخشیده و انشاالله عدالت و آزادی را بر کشور حاکم سازد . سایر راهها با هر نام و تحت هر عنوان ، کوره راهها و یا کوچه های باریکی هستند که کشور را به بن بست رسانده  و یا هزینه های اداره آن را به حدی افزایش می دهند که سالها و بلکه دهها سال توسعه همه جانبه ایران را به عقب خواهند انداخت. امیدوارم بزرگان نظام و انقلاب با تبدیل منازعات به همکاری  ، یکدیگر را برای بازگشت کشور  به اصول مسلم انقلاب و اداره کشور در چهارچوب مقررات اسلام و با رای اکثریت مردم هموارنمایند .
زیبایی و طراوت روزی  که اکثریت و اقلیت در کشور احساس امنیت ، مشارکت و صمیمیت نمایند ،  قابل توصیف نیست.البته رسیدن به چنین فضایی هزینه های فراوانی داشته و اولین هزینه آن این است که علاقمندان به اسلام ، ایران و مردم نباید در هیچ شرایطی عرصه سیاسی را خالی و سیاست ورزی را به دلیل هزینه های آن ترک کنند .
والسلام  سید حسین مرعشی  15/1/1389

هر کجا هستی خدا نگهدارت باشد در این کشور یادگارهایی از خود برجایی گذاشتی که امیرکبیر نیز قادر به انجام آنها نبود.

تعطیلات نوروز امسال وقتی به ارگ جدید بم رفته بودم ، اشک بر گونه هایم  جاری شد. یادم آمد آن وقتها خبرنگاری که نه خبرنویسی بودم که برای پوشش دادن کلنگ زدن آغاز اجرای طرح ارگ جدید به بم آمده بودم تنها دو عدد کانکس بود یک دشت یا بهتر بگویم کویر لم یزرع بی آب و علفی ،با خودم گفتم : خدایا اینها دارند می گویند و من تنها نقل قول می کنم گناه از من نیست چونکه من یک خبرنگارم . به این علت که فکر نمی کردم حرف هایی را که آنان می گویند در این منطقه عملی شود. اما پس از گذشت دو سال مجددا قرعه به نام این حقیر افتاد و برای افتتاح به شهر بم رفتم. اما آنچه را که دیدم باور کردنی بود. همه چیز حتی بیش از آنچه قول داده بودند پیش رفته بود. آن روز خنده طبیعی را بر روی چهره های گرما سوخته مردم بم و تنی چند از اعضای هیات دولت که در آن آیین شرکت داشتند به خوبی مشاهده کردم.

امروز ارگ جدید به شهری که نه به تمدنی جدید تبدیل شده که اگر کارشکنی نمی شد به تنهایی قادر بود خلاء جمعیتی 300کیلومتری بم به زاهدان را با دیگر طرح های در دست انجام به خصوص راه آهنی که طرح آن را هاشمی داد برطرف کند.

   دراین مدت تنها ... بگذریم و بگذاریم حرفهایمان را برای بعد بزنیم ، نمی خواهم چون دل و جرات افرادی همچون سید را ندارم . خدا نگهدار آقا امام زمان باشد. سایه رهبر مستدام باد.




واژه کلیدی :ارگ جدید بم و واژه کلیدی :زندانی و واژه کلیدی :زندان اوین و واژه کلیدی :شادکامی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

مردم حرف آخر را زده اند/استراتژی هاشمی راهگشاست

حامد طبیبی: گویی تقدیر این بود که گفت وگو با سیاستمدار کارکشته اصلاح طلب در هفته گذشته امکان انتشار نیابد و در روزی بر صفحات «اعتماد» جای بگیرد که قرار گرفتن اخبار و عکس های دادگاه بازداشت شدگان روی چند خبرگزاری خاص در کنار بی اطلاعی نمایندگان مجلس و خانواده های آنها از روز دادگاه، فضایی خاص را ایجاد کرده است. گفت وگو با سیدحسین مرعشی در شرایطی انجام شد که نگرانی در خصوص وضعیت فعالان سیاسی اصلاح طلب بازداشت شده و کمبود تحلیل های جامع پیرامون آنچه بر انتخابات گذشت، سمت و سوی پرسش ها را مشخص می کرد. سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به دلیل نزدیکی سیاسی و خانوادگی به آیت الله هاشمی رفسنجانی، مرجع خوبی برای طرح انتظارات جامعه از رئیس مجلس خبرگان و واکنش های موافق و مخالف به خطبه های تاریخی نماز جمعه تهران به شمار می رود.

 

-در گفت وگوهای گذشته و برخی جلسات، جنابعالی و سایر فعالان سیاسی اصلاح طلب در خصوص احتمال انجام برخی سناریوها در فضای انتخابات از سوی برخی محافل هشدار می دادید اما به موازات آن اعتقاد داشتید به اندازه یی «درایت» در سیستم وجود دارد که مانع ماجراجویی آنها شود.آیا این امر اتفاق افتاد؟

یک ضرب المثلی در فرهنگ ما کرمانی ها هست که نمی دانم در بین شما تهرانی ها چگونه استفاده می شود. اینکه «سفره ننداخته، نه زشت است و نه جون». جون در اصطلاح کرمانی یعنی زیبا. این ضرب المثل بر این نکته تاکید دارد که وقتی نمی توان سفره یی زیبا انداخت، دلیلی وجود ندارد که سفره زشت انداخته شود و همان بهتر که اصلاً پهن نشود. با این «همسویی» کم نظیر جامعه و نخبگان حول محور مهندس موسوی بود که یک انتخابات کاملاً رقابتی و جدی رقم زده شد و مردم نظام را به اوج بردند اما ناگهان برخی از بالاترین ارتفاع، آن را بر زمین زدند و به کشور لطمه جدی وارد شد.

-اگر چنین فضایی را پیش بینی می کردید با مدلی شبیه انتخابات مجالس هفتم و هشتم که به دلیل رد گسترده صلاحیت نامزدهای شاخص اصلاح طلب، با حداقل پتانسیل وارد صحنه شدند، به حرکت سیاسی می پرداختید؟

بله، در انتخابات مجالس هفتم و هشتم همین اتفاق افتاد و با یک انتخابات کمرنگ از حیث مشارکت عمومی مواجه بودیم. به نظر من اتفاقات انتخابات دهم، مصداق همان سفره یی شد که کاش پهن نمی شد. به بیان دیگر کسانی که علاقه مند به بقای نظام هستند - که تعدادشان کم نیست - کاستی های نظام را ممکن بود تحمل کنند اما لطمه به آبرو و جایگاه آن را غیرقابل تحمل می دانند. کاستی با ضربه خوردن متفاوت است. اگر نظام قابل دفاع باشد کاستی های آن قابل تحمل و اصلاح است اما اگر قرار شد نظام رویه یی دیگر در پیش بگیرد و نیروهای مسلحی که تا امروز فرض بر این بوده که آنها مدافع استقلال، تمامیت ارضی کشور و حافظ امنیت مردم هستند به خیابان ها آمده و حوادث زننده یی رخ دهد که مردم در جریان آن هستند. اما اگر حیثیت داخلی و بین المللی یک نظام لطمه ببیند، نه دیگر امکان دفاع از آن وجود خواهد داشت و نه اساساً چنین شرایطی قابل دوام خواهد بود.

انقلاب مخملی اتهام بی مبنایی است

-تحلیلگران مستقل و منتقد وضع موجود بر این باورند که اتفاقات انتخابات امری قابل پیش بینی نبود و واکنش جامعه به آن، این مساله را اثبات می کند. توضیحات شما از زاویه نگاه اصلاح طلبان و مردم نبود. آنها می گویند هر چه بود به فرد مورد نظر اکثریت مردم یعنی مهندس موسوی امکان ورود به قدرت داده نشد. نگاه اصلاح طلبان به این مساله چیست؟

اگر از زاویه نگاه اصلاح طلبان به این اتفاقات بنگریم، برداشت خود من این است که آنچه حاصل شد، از رئیس جمهور شدن مهندس موسوی برای کشور بهتر است.

-اما این برخلاف تلاشی است که در یک سال گذشته در میان همه نیروهای منتقد صورت گرفت. چه توضیحی برای آن دارید؟

بله، ممکن است تحمل این حرف بسیار دشوار باشد اما در سوال قبلی شما به نکته درستی اشاره کردید و آن غیرقابل پیش بینی بودن این حجم از تخلفات و برخوردهای پس از آن بود که من براساس آن، تحلیل امروز خود را ارائه می کنم. من از زمانی که به عنوان یک عضو ساده جمعی از فعالان سیاسی ایران از انتخابات مجلس پنجم، وارد عرصه سیاست ملی شدم و حزب کارگزاران پایه گذاری شد تا امروز، همیشه یک دغدغه اصلی داشتم و آن اینکه خطری نظام را تهدید می کند؛ اینکه نظام به سمت تبدیل شدن به یک نظام بسته و تک صدایی حرکت کند.

-تحولات مقطعی که اشاره کردید - یعنی مجلس پنجم - دارای اهمیت زیادی از نظر تحلیلگران است. شما قبل از آن ضرورت کار تشکیلاتی را احساس نمی کردید؟

من در کرمان به طور جدی، درگیر مسائل سیاسی و اجرایی بودم اما از زمانی که به عنوان ریاست دفتر رئیس جمهور در دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی مشغول به کار شدم، روند تحولات را بیش از گذشته می توانستم بررسی کنم. در آن مقطع ما به دنبال فعال شدن بیشتر مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب برای انتخابات مجلس پنجم بودیم که به دلیل شرایط وقت، مجمع دلخوری هایی نسبت به شیوه های اداره کشور داشت و تنها سازمان مجاهدین انقلاب تصمیم به فعال تر شدن گرفت.

-به سوال قبل بازگردیم؛ به دغدغه خود نسبت به حرکت نظام اشاره کردید.

معتقد بودیم نظام تک صدایی ممکن است به دلیل شایستگی که در رهبران جمهوری اسلامی وجود دارد در کوتاه مدت به دیکتاتوری منجر نشود اما قطعاً در درازمدت، بستری را برای یک نظام کاملاً بسته ایجاد خواهد کرد. از نظر ما اساساً دوره ایجاد و استقرار دیکتاتوری های جدید در دنیا سپری شده است.

-چرا؟

به هر حال امروز انفجار در تبادل اطلاعات امری انکارناپذیر است. هرچقدر هم نظام ها بخواهند فضای دسترسی به گردش آزاد اطلاعات را محدود کنند، مردم به طرق مختلف آنچه بخواهند را به دست می آورند. سیستم های بسته فقط به ملت و کشور خود ضربه می زنند و بستر را برای نقش آفرینی بیگانگان فراهم می کنند.

-یکی از انتقادات اصلی مهندس موسوی و آقایان خاتمی و کروبی و همه اصلاح طلبان به روش پوشش دهی اخبار در رادیو و تلویزیون است و روش به کار گرفته شده در این رسانه را تبعیض آمیز و غیرحرفه یی می دانند. در حوادث اخیر عملکرد این رسانه در راستای مدیریت بحران تا چه حد موفق بود؟

نمونه بارز بسته بودن سیستم گردش اطلاعات به عملکرد رادیو و تلویزیون دولتی برمی گردد که من این روزها خیلی از بابت آن تاسف می خورم. انحصاری کردن رسانه بزرگی مانند رادیو و تلویزیون در یک سازمان و حکومتی کردن آن از یک سو و اعمال سیاست های بسته در این تنها رسانه دیداری و شنیداری از سوی دیگر، کشور و مردم را به نقطه یی رسانده که آنها را ناگزیر به انتخاب ساخته است یعنی یا باید به همین اطلاعات نادرست و دارای غرض سیاسی این رسانه اعتماد شود و خود را در دسترسی به اطلاعات سایر منابع، تحریم کنند یا اینکه باید پای شبکه هایی بنشینند که اگر برای ایران و مردم آن «خیر» هم بخواهند از زاویه منافع ملی آن کشورهایی است که رسانه های مذکور را اداره می کنند. نمی خواهم مانند برخی بگویم بی بی سی حتماً در حال توطئه است اما قطعاً به مسائل ایران از زاویه منافع انگلستان نگاه می کند. البته کارکرد هر رسانه یی به همین صورت است اما شکل پرداخت آن به اخبار و وقایع بسیار اهمیت می یابد.

VOA قرار نیست با هزینه مالیات دهندگان امریکایی اداره شود اما منافع آنها را تامین نکند. البته ممکن است برخی منافع میان مردم ما و آنها مشترک باشد اما زاویه نگاه آنها، «منافع ملی امریکاست». چه عملکردی از این نابخردانه تر که مردم را بین دسترسی به اطلاعات محدود یا اطلاعات مسموم ناچار به انتخاب کنید؟ حرف اصلی اصلاح طلبان از مجلس پنجم به بعد این بود که اگر سیستم به سمت تک صدایی برود از آن دیکتاتوری خارج خواهد شد.

-چرا آن مقطع؟ آیا علائم و نشانه های خاصی را ملاحظه می کردید؟

اساساً تشکیل کارگزاران سازندگی برای شکستن تک صدایی بود که برخی جریان های سیاسی احساس می کردند عده یی به استقرار آن علاقه مند هستند. آنها تک صدایی را از چندصدایی بیشتر می پسندیدند و خطر این مساله از سوی ما قابل نادیده گرفتن نبود. اما تا انتخابات اخیر، احزاب و گروه هایی که بعدها اصلاح طلب نام گرفتند نمی توانستند این نیت خیر خود را بیان کنند. شما اگر به صریح ترین و شفاف ترین سخنان آقای مهندس موسوی در مبارزات انتخاباتی اخیر بازگردید، می بینید ایشان می گوید در دولت نهم، قانون گرایی وجود ندارد و دولت قانون گریز شده است. وی می گوید رئیس دولت «دروغ» می گوید و البته کارآمد هم نیست. یعنی محورهای اساسی مورد بحث مهندس موسوی عدم صداقت، ناکارآمدی و قانون گریزی دولت است. فردی هم که مخاطب این حرف هاست آقای احمدی نژاد است. آقای موسوی بر حسب ظاهر رئیس جمهور نمی شوند و آقای احمدی نژاد با اختلاف رای بیش از 10 میلیون، به عنوان رئیس جمهور اعلام می شود.

اعلام این نتیجه آنقدر برای مردم - به ویژه در پایتخت و شهرهای بزرگ- بهت آور است و آنقدر این نتیجه از نظر اکثریت مردم با واقعیت ها فاصله دارد که مردم ایران چندقدم از همه سیاسیون جلوتر رفته و «حرف آخر» را می زنند.

-بر اساس چه معیاری می گویید مردم چند قدم جلوتر رفتند؟

اگر شعارهایی که در تجمعات اعتراض آمیز میلیونی مردم سر داده شد بررسی شود، می بینیم این شعارها خیلی از خواسته های مهندس موسوی و احزاب اصلاح طلب جلوتر است. من معتقدم حرفی را که فعالان سیاسی اصلاح طلب در «لفافه» می گفتند و برای بیان شفاف آن- بنا به دلایل مختلف به ویژه مصالح کلی مردم و کشور- ملاحظاتی داشتند، مردم ایران آن را با صدای بلند بیان کرده و اصلاً از سه، چهار روز بعد از انتخابات، خواسته عمومی ملت ایران هیچ یک از سخنان دوران تبلیغات انتخابات نیست. مردم مشکل و درد را شناختند.

-اگر این «درد» از زمان مجلس پنجم از سوی شما شناخته شد چرا برای درمان قطعی آن با مردم سخن نگفتید؟

چرا، در مقاطع بسیاری این کلام به شکل سربسته به مردم گفته شد. مانند اکثر سخنرانی های آقای خاتمی، نطق های اصلاح طلبان در مجلس ششم، هشدارهای انتخابات مجالس هفتم و هشتم و البته ریاست جمهوری نهم. اما همه ما به دلیل علاقه مندی به نظام سعی می کردیم با مسکن هایی این درد را آرام کنیم اما این بار مردم فریاد زدند و اعلام کردند مشکل را شناخته اند. اینکه مشکل کشور بسته بودن سیستم، صدا و سیمایی که به سانسور اخبار داخلی و خارجی دست می زند، تک صدایی و اعمال نظر افراد به جای نظم جمعی و تمکین در برابر قانون است. اینجاست که می گویم این امر مبارکی برای ایران است که حتی از رئیس جمهور شدن آقای مهندس موسوی نیز موثرتر است.

-اما نگاه بخش هایی از نظام با آنچه شما اعتقاد دارید که خواست عمومی مردم ایران است، متفاوت است.

افزایش مطالبات امر مبارکی است و مسوولان نظام به هیچ وجه نباید در خصوص آن واهمه داشته باشند. اگر مسوولان نشان دهند ظرفیت درک جامعه امروز ما را دارند، خودشان هم بزرگ می شوند و نظام حالت «استیبل» به خود گرفته و پایدارتر خواهد شد و می تواند سه دهه دیگر نیز اهداف خود را جلو ببرد. این امر مشروط به این است که مسوولان محترم نشان دهند می توانند ظرفیت جامعه امروز ما را مدیریت کنند.

-با توجه به آنچه رخ داد، این توانایی تا چه حد وجود دارد؟

من در این بخش ضعف های بسیار زیادی می بینم. به عنوان مثال اگرچه هنوز هیچ اسمی اعلام نشده و برخلاف رویه های مرسوم تهیه کنندگان یک اطلاعیه حاضر به قرار دادن امضای خود در پای آن نیستند اما اگر همان طور که گفته می شود 50 نفر از اعضای خبرگان این بیانیه را امضا کرده باشند، معنای آن این است که متوجه نشده اند راه دفاع از رهبری چیست و جامعه امروز ایران و مطالبات «متفاوت» آن را نشناخته اند.

-شما همچنان از واژه «اگر» استفاده می کنید. چهره های شاخص اصلاح طلب اعلام می کنند به طور واضح از انتخابات مجلس هفتم متوجه وجود درک نادرست از تمکین در برابر خواسته ملت شده اند و «خشت اول» اتفاقات ریاست جمهوری دهم در آن مقطع نهاده شد. فکر نمی کنید شرایط روشن تر از «اگر» گفتن است؟

دو بحث وجود دارد؛ ما به اجماعی ملی در میان نخبگان، روشنفکران، مراجع و علما، هنرمندان و عامه مردم نیازمند بودیم که نمی توانست هفت سال قبل اتفاق بیفتد. این امر باید به تدریج رخ می داد. نگاهی به صحنه سیاسی ایران بهتر این موضوع را روشن می کند. در خرداد 76 آقایان خاتمی و ناطق نوری با هم رقیب بودند اما در سال 88 مواضع بسیار نزدیکی به یکدیگر پیدا کرده و در انتخابات به دنبال یک هدف بودند. آقای عباس آخوندی در سال 76 به عنوان نماینده آقای ناطق در ستاد انتخابات کشور می نشست و آقایان محسن هاشمی، من و دیگر دوستان به عنوان نمایندگان آقای خاتمی در ستاد حاضر بودیم. امروز من و آقایان آخوندی، زنگنه، صفدرحسینی و... همه در یک جبهه فعال هستیم.

-این از دیدگاه شما نشانه شکل گیری اجماع مورد نظر شماست؟

بله، در یک مقطع تعداد فعالان سیاسی که احساس می کردند حرکت به سمت یک نظام بسته به سود کشور نیست محدود بود؛ جمعی متشکل از احزاب کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب و چند تشکل کوچک. در خرداد 76 این جمع بزرگ تر و در خرداد 88 به یک اجماع نسبی مبدل شد که نشانه های آن حتی در میان اصولگرایان معتدل قابل رویت است. امروز شناخت درد فراگیر شده است و در میان مردم نیز در مقطع انتخابات و بعد از آن به صورت «انفجاری» بروز کرد. اینکه می گویم «اگر» متوجه شوند، بحث من بخش هایی از حاکمیت است وگرنه در سمت احزاب اصلاح طلب، مردم، مراجع تقلید، علمای روشن بین، دانشجویان و استادان هیچ تردیدی در شناخت مشکل اصلی وجود ندارد؛ اینکه ایران دیگر طاقت سیستم بسته یی را که آقایان جنتی و محمد یزدی بخواهند برای آن تعیین تکلیف کنند، ندارد. امروز یک فرصت تاریخی در اختیار حاکمیت قرار دارد که باید به جای فکر کردن به ادامه سیستم فعلی، با نخبگان و بزرگان سیاست مورد اعتماد مردم به تعامل مستقیم بپردازد.

متاسفانه دیده می شود از واژه های تاریخ مصرف گذشته یی مانند «ساقط شدن بزرگان» استفاده می کنند اما به نظر من مسوولان نظام در معرض امتحان بزرگی قرار دارند. آنها می توانند برای تحقق اهداف ملی در یک فراخوان عمومی شخصیت های تاثیرگذار را به کار بگیرند و تلاش کنند از مسیرهای قانونی خواسته های مردم را محقق سازند.

-اما هسته اصلی جریان مورد اشاره شما نشان داده نیازی به شریک کردن افرادی که شما از آنها نام می برید، در اداره شرایط ایجاد شده بعد از انتخابات نمی بیند.

من بیانیه عده یی از اعضای خبرگان را به عنوان یک شاهد مثال آوردم تا به دیگران برنخورد. این بیانیه نشان می دهد درک روشنی از واقعیت های جامعه وجود ندارد و به همین خاطر، بیانیه از سوی برخی اعضای بلندپایه و دارای منزلت فقهی و اجتماعی این مجلس رد شد و نسبت به آن اعتراض کردند. آنها متوجه نیستند مردم از سخنان تکراری و شعارگونه از این دست عبور کرده اند و اگر این امر را درنیابند، عواقب آن گسترده تر از آن چیزی خواهد بود که این روزها اتفاق می افتد.

-موافق باشید به نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی بپردازیم. ناظران معتقدند در چهار سال اخیر و از مقطع بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم تاکنون، نگاه مردم به ایشان نگاهی مطالبه گراست. یعنی اعلام می کنند با توجه به ویژگی هایی که در آقای هاشمی وجود دارد، توقع همگرایی بیشتر با همه گروه های مرجعی که به آن اشاره کردید وجود دارد. آیا عملکرد ایشان که نقطه اوج آن را در نماز جمعه تاریخی تهران دیدیم، این تقاضای جامعه و سیاسیون را پاسخ می دهد؟

به نظر من در خصوص حرکت فعلی آقای هاشمی چند نکته مهم وجود دارد؛ نخست آنکه آقای هاشمی بخشی از ظرفیت های واقعی خود را نشان داد. اگر به تاریخ زندگی ایشان بازگردیم، جزء افرادی بوده که وقایع را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و بر اساس آن به خوبی حرکت خود را تنظیم کرده است.

او از آغاز حرکت انقلاب این تشخیص را داشته که می توان با محوریت یکی از مراجع بزرگ، حرکت کرده و نظام وقت را ساقط کرد. اگر به دوران بعد از انقلاب بازگردیم می بینیم آقای هاشمی همواره توانایی ایجاد موج در میان مردم و حتی روحانیون را داشته است. حضور آقای هاشمی در مجلس و ارتباط تنگاتنگی که با امام داشته، مجلس را به راس امور تبدیل می کند. این مجلس را آقای حدادعادل به راس امور تبدیل نکرد بلکه شخصیت آقای هاشمی در سال هایی که ساختارها هنوز شکل نگرفته بودند، آن را به جایگاه رفیعی مبدل ساخت. در دوران دفاع مقدس و پایان جنگ نیز نمی توان نقش ایشان را نادیده گرفت. نامه آقای هاشمی به مقام معظم رهبری که پیش از انتخابات منتشر شد، دارای جملات بااهمیتی است. اینکه می توان سرچشمه را با بیل گرفت اما وقتی که آب به راه افتاد، با «پیل» هم نمی توان آن را مهار کرد یا هشدارهایی درباره اینکه آتشفشان هایی را می بینند که به فوران نزدیک می شود، بسیار نامه دقیق و حساب شده یی بوده و از عمق شناخت ایشان از تحولات اجتماعی و سیاسی ایران و منطقه حکایت دارد. خطبه های نماز جمعه ایشان نیز در تداوم همین ایفای نقش طبقه بندی می شود. جالب اینجاست که آن چند عضو مجلس خبرگان به جای تجلیل از آقای هاشمی، آن بیانیه را صادر می کنند. آنها متوجه نیستند آقای هاشمی روحانیت و نظام را از رویارویی با مردم نجات داد.

-اما سخنان ایشان، موجی از انتقادات را در میان برخی جریانات سیاسی و حوزوی به دنبال داشت.

باید توجه داشت در این روزها همه از همراهی آقای هاشمی با مردم یاد می کنند اما من می گویم این همراهی با مردم - که شایسته، صحیح و لازم بود - بیش از آنکه با مردم باشد با نظام، رهبری و روحانیت بود. ایشان از نظام دفاع کرد و هنوز چند عضو خبرگان - که اعلام نمی کنند چه افرادی هستند - می گویند آقای هاشمی بیاید شفاف از رهبری دفاع کند. معنی این امر این است که تعریف آنها از دفاع، تعریف ناشیانه یی است یعنی اینکه رهبر انقلاب مطلبی را عنوان کنند و از فردای آن روز ائمه جمعه و جماعات و مقامات کشور بیانیه بدهند و تشکر کنند. این دفاع از رهبری نیست بلکه دفاع از خودشان است. آنها می خواهند خودشان را عزیز کنند و موقعیت خود را تثبیت کنند.

-از نظر شما دفاع آقای هاشمی مبتنی بر چه مولفه هایی است؟

بزرگ ترین دفاع از روحانیت و مرجعیت، تفکر امام و اصل نظام این است که امروز با مردمی که از رفتارهای ماموران حاکمیت عصبانی هستند، همراهی شود و آقای هاشمی طبق اعتقاد خود در این مسیر در حال حرکت است. ایشان نشان داد به مردم و کشور خود و نظامی که برای آن مبارزه کرده، به زندان رفته و سخت ترین شکنجه ها را گذرانده است و به دوست قدیمی خود که آقای خامنه یی است وفادار است. اما جنس وفاداری او متفاوت است؛ عمیق و عالمانه است و از سر درد، نه یک وفاداری تقلیدی و کورکورانه. او تفاوت خود را با سایر روحانیونی که دارای سمت های مختلف رسمی در نظام هستند نشان داد؛ اینکه روحانیت هنوز دارای ظرفیت هایی است که می تواند مردم آگاه و «متفاوت» سال 88 ایران را درک کرده و رهبری کند.

- تخریب آقای هاشمی موضوع تازه یی نیست؛ از نطق های تخریبی چهره های تندرو مجلس هفتم در انتخابات ریاست جمهوری نهم علیه آقای هاشمی، توزیع میلیون ها سی دی تخریبی، سنگ اندازی در مسیر ریاست خبرگان و... . اما در این دوره، تحلیلگران معتقدند عده یی دست به یک «انتحار سیاسی» علیه آقای هاشمی، خانواده ایشان و مدیران ادوار مختلف نظام زدند. چرا این اتفاق افتاد؟

به لحاظ تفکری و مبنایی، امروز فضای سیاسی ایران کاملاً دوقطبی شده است. در یک سو افرادی قشری، سطحی نگر، فرصت طلب، اهل معامله و مماشات و حفظ قدرت به هر قیمتی ایستاده اند و در سوی دیگر، مجموعه وسیعی از خردمندان و دلسوزان ایران قرار دارند که تا امروز، اکثریت قاطع آنها دفاع از ایران را در قالب «جمهوری اسلامی» و بدون ساختارشکنی پیگیری می کنند. ممکن است روزی این امکان از سوی مردم به طیف دوم داده نشود که به این شکل از کشور دفاع کنند و مطالبات جدی تری را از آنها بخواهند، اما تا امروز مجموعه گسترده یی از خردمندان کشور ایستاده اند و در برابر لطماتی که قشریون به خود، کشور و نظام وارد می سازند، مقاومت می کنند. امروز دو جبهه کاملاً متفاوت از لحاظ محتوا و ساختار فکری و خاستگاه در برابر هم صف آرایی کرده اند. من هنوز امیدوار و علاقه مند هستم مسوولان عالی رتبه نظام، تفاوت میان آقای سیداحمد خاتمی با آقای هاشمی را بفهمند و تصور نکنند آقای هاشمی انتقادی حرف زده و سیداحمد خاتمی با دادهایی که می زند در حال دفاع از نظام و رهبری است. من بدون آنکه بخواهم به طور مستقیم دلایل تخریب گسترده آقای هاشمی و طیف وسیعی از مدیران باکفایت نظام از سوی قشریون را تحلیل کنم- چرا که معتقدم اکنون اولویت های دیگری حول منافع مردم وجود دارد- به طور غیرمستقیم خواستار توجه به تفاوت ها هستم. باید این مساله درک شود که راه دفاع از نظام و ولایت، این قبیل کارهای سطحی قشری نگران نیست.

- در کدام چارچوب این دفاع منطقی است؟

دفاع امروز از نظام باید در قالب دفاع از حقوق ملت باشد. اگر مشروعیت نظام منشاء مردمی نداشته باشد، نظام باید به سمت موقعیتی حرکت کند که فقط به قوای امنیتی و نظامی متکی است.

- آقای هاشمی در دیدار با اعضای کمیسیون امنیت ملی، دستگیری خانم فائزه هاشمی، همسر و دختر شما را در راستای فشار بر خود ارزیابی کرده و از آن ابراز تاسف کرده بودند. همچنین دستگیری برخی اعضای حزب کارگزاران، نشست خبری که در قم توسط آیت الله یزدی فردای خطبه های آقای هاشمی برگزار شد و ... در این راستا ارزیابی شده است. از نظر شما اهداف این اقدامات چیست؟

ما هیچ انتظاری نداشته و نداریم که در خصوص ما با بقیه مردم و فعالان سیاسی تفاوت قائل شوند. به هر حال ما و اعضای خانواده آقای هاشمی مانند همه هستیم. اعتراض ها به این است که چرا به این تحلیل رسیده اند که چرا به جای شنیدن سخنان و دغدغه های نخبگان کشور، آنها را زندانی کرده اند؟ چرا با فعالان سیاسی طراز اول کشور که در احزاب یک جناح سیاسی شاخص و مورد اعتماد مردم به فعالیت مشغول هستند و با ملاک گرفتن کلام رهبری «همه عضو خانواده انقلاب هستند» و همه خدمت کرده اند که 40 میلیون نفر از مردم در انتخابات مشارکت کنند، این گونه برخورد می شود و حتی خانواده های آنها از محل نگهداری عزیزان خود بی خبر هستند؟

- به خانم هاشمی و اعضای خانواده شما دلایل بازداشت تشریح شده بود؟

برخی نهادهای امنیتی برای توجیه آنچه به وجود آورده اند، اتهام بی مبنایی به نام انقلاب مخملی را مطرح کرده اند بدون آنکه مدارک و مستندات نسبت دادن این ادعا به یاران امام و نیروهای انقلاب که جزء مدیران ارشد نظام بوده اند را ارائه دهند. به آنها گفته شده بود شما به قصد تحریک مردم برای مقابله با نظام به خیابان آمده اید. این سخنان با واقعیت اختلاف زیادی دارد و این از سوی اعضای خانواده ما به آن افراد گفته شده بود.

- آقای مهندس موسوی و جناب کروبی، بارها درباره این موضوع توضیح داده اند که معترضان با پتانسیل بالای خود و در شکل گسترده به بیان دغدغه های خود مشغول هستند و حضور مردم از ظرفیت دعوت اصلاح طلبان از آنها بیشتر است. پیام این مساله از سوی نهادهای ذی ربط مورد توجه نیست؟

متاسفانه توجه لازم به این واقعیت بزرگ وجود ندارد. بعضاً برای توجیه برخی خطاها که موجب عصبانی شدن مردم شده است این مسائل عنوان می شود و به جای اینکه اشتباهات و ضعف مدیریت بحران پذیرفته شود، بهانه واهی به نام «انقلاب مخملی» ایجاد شده است. فعالان سیاسی اصلاح طلب را بعد از بازداشت در شرایط سختی قرار داده اند و هنگامی که صدمات جانی در زندان ها غیرقابل انکار می شود و به خاطر فشار افکار عمومی از میان همفکران خودشان در مجلس گروهی برای بازدید از اوین می روند، فعالان سیاسی اصلاح طلب را به مکان نامعلوم دیگری منتقل می کنند. آیا نباید این شائبه در ذهن ما ایجاد شود که آنها تحت «اقرارگیری»، صدمه دیده اند؟هیچ کدام از این روش ها، مساله مردم ایران را حل نخواهد کرد. اگر قرار است این مشکل حل شود، هیچ راهی به جز «استراتژی» که آقای هاشمی طراحی کرده اند وجود ندارد. حرکت آقای هاشمی تاکتیکی نبود بلکه کاملاً مولفه های حرکت استراتژیک را در خود داشت. به طور رسمی در خطبه نماز جمعه به استناد احادیث، روایات، سنت رسول الله (ص) و شیوه حضرت امیر(ع) و خط مشی امام(ره) اعلام کرد اگر مردم نباشند جمهوری اسلامی از مفهوم آن تهی خواهد شد. نه تنها جمهوری نیست بلکه اسلامی هم نخواهد بود. این موضوع میان فقهای بزرگ نیز محل اختلاف است که منشاء مشروعیت نظام در کجاست و اگر عده یی بخواهند با سخنان تند و بی پایه، این استراتژی را نادیده بگیرند، مشخص است که متوجه عمق خطر نشده اند. کشور با این شرایط به دام خطرناکی انداخته خواهد شد.

یکی از سناریوهایی که از سوی محافل تندرو بر ضد اصلاح طلبان تبلیغ می شود، این است که در زمان آنها، جنگ سیاسی در کشور حاکم بود. اما ناظران معتقدند در طول چهار سال گذشته که همه قوا در اختیار یک جریان بوده، تنش های سیاسی بروز کرده در تاریخ ایران بی سابقه است. هنوز جوهر نتایجی که اعلام شد خشک نشده که ماجراهایی مانند معاون اولی مشایی، عزل وزرا و بی توجهی به نامه رهبر انقلاب، فضای سیاسی را التهاب آلودتر کرد. بعضاً گفته می شود این اتفاقات «واقعی» نیست. شما چه تحلیلی از آن دارید؟

اول بگویم که من سلسله حوادث اخیر را مهم می دانم اما نه به اندازه یی که تخلف در انتخابات را فراموش کنیم. اما این دعوای اخیر میان آنها ساختگی نیست و کاملاً جدی است.

- چه استدلالی برای تحلیل خود دارید؟ بعضاً آن را یک «بازی سیاسی» از سوی حاضران در دستگاه اجرایی می دانند.

نه، این مساله از نظر من یک «بازی» نیست. یک اشتباه استراتژیک در خصوص جریانی که در چهار سال گذشته، دولت را در اختیار داشت رخ داده که می خواهم به آن بپردازم. این اشتباه در میان مجموعه نهادهایی اتفاق افتاد که وظیفه ارائه خدمات مختلف از قبیل تحلیل کلان مدیریتی به مقامات عالی رتبه نظام را نیز بر عهده دارند.

- این اشتباه از نظر شما در کجا رخ داده است؟

اشتباه راهبردی اینجاست که توازن قوا به سود یک فرد یا یک جمع کوچک و از زوایه یی دیگر به سود یک قوه به هم خورده است. به بیان دیگر زمانی یک نظام می تواند به خوبی اداره شده و هزینه ها حداقل و منافع حداکثر شود که مجلس از هویت مستقل و قدرت لازم برای مهار کردن دولت برخوردار باشد و دولت هم استقلال خود را در مقابل مجلس حفظ کند. زمانی کشور می تواند با مدیریت صحیح به پیش برود و شاهد این باندبازی ها و دعواهای شخصی نباشیم که قوه قضائیه بتواند در مواقع لزوم با ابزارهای قانونی خود نظیر سازمان بازرسی کل کشور، تخلفات دولت را شناسایی و با آن برخورد کند. می گویند در بودجه سال 86 یک میلیارد دلار گم شده و مجلس و قوه قضائیه امکان رسیدگی ندارند. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس در مجالس هفتم و هشتم، ابهاماتی را در خصوص کفایت آقای احمدی نژاد برای اداره کشور مطرح کردند و برای طرح سوال، امضا هم جمع آوری کردند اما اراده هایی مانع بررسی این مساله شد. وقتی توازن قوا در میان قوا به سود دولت به هم می خورد، چنین اتفاقاتی طبیعی است چرا که هیچ گونه توجهی به این مساله نشده است که ایجاد مصونیت برای رئیس دولت و همراهان او چه مفاسدی را برای کشور به دنبال دارد. یا در نظام سیاسی وقتی توازن قوا به نفع یک «باند سیاسی» به هم زده می شود، باید هم نظام رقابت سیاسی دچار خدشه شود. حتی در میان اصولگرایان نیز این بی توازنی به چشم می خورد.

- مثالی ارائه می دهید؟

آقایان قالیباف، لاریجانی و رضایی سه شخصیت شناخته شده اصولگرا هستند اما برای حضور یا عدم حضور در انتخابات قادر به تصمیم گیری نبوده یا با خریدن هزینه های گزافی به جان - مانند آقای رضایی - به عرصه وارد می شوند. به آنها می گویند جناح اصولگرا.

-جناح اصولگرایی که منتقد آقای احمدی نژاد است چرا باید هویت سیاسی خود را به کنار گذاشته و از صحنه فعالیت های مرتبط حذف شود؟ عناصر شاخص آن در خانه بنشینند چون آقای احمدی نژاد بچه نازدانه نظام شده است؟

اصلاح طلبان هم وقتی به میدان می آیند فقط قرار است نقشی برای آوردن مردم و گرم کردن تنور انتخابات برعهده بگیرند و نباید از حق کاندیداهای خود و مردمی که به اعتبار و وعده آنها به میدان رقابت آمده اند، دفاع کنند. نباید بر سر صندوق ها ناظر داشته باشند، باید انواع و اقسام تهمت ها، حملات و هجمه ها را به جان بخرند. برای اینکه اصلاح طلبان سرکوب شوند نهاد داوری مجبور می شود به سمت یک کاندیدای خاص حرکت کند. در ایران برای بازی شهرآورد استقلال و پرسپولیس، داور خارجی می آورند تا ظن تمایل یک داور به یکی از دو تیم وجود نداشته باشد. آنگاه در انتخابات ریاست جمهوری هفت نفر از 12 نفر عضو شورای نگهبان به طور رسمی و بقیه هم به شکل غیررسمی موظف می شوند از یک کاندیدا حمایت کرده و برای او به سفر انتخاباتی بروند.

-گفته می شود مصلحت نظام در دور بودن اصلاح طلبان از قدرت و یکپارچه بودن امور است. بعضاً دلایل شرعی و عقیدتی نیز مطرح می شود که مورد انتقاد مراجع عظام نیز قرار گرفته است اما مگر شما این موضوع را نمی دانستید؟

اشکالی ندارد، اگر مصلحت نظام در این است، وقتی به جای اندیشیدن به توازن قوا و نیروهای سیاسی چنین تبعیضی گذاشته می شود و به جای ایجاد بستر رقابت های سالم و مشغول کردن نیروهای سیاسی به یکدیگر و به دست آوردن منافع حداکثری کشور توازن قوا را در عرصه سیاسی به هم می زنند.

-فکر می کنید در معرفی افراد مورد نظر برای رای اعتماد به مجلس نیز چنین شرایطی ادامه یابد؟

من فکر نمی کنم با برخوردی که با دستور شفاهی رهبر انقلاب و سپس برخورد کتبی با نامه ایشان صورت گرفت و پاسخ یک خطی به دستور ایشان و مستند ساختن آن به اصل 157 قانون اساسی و سپس انتصاب مشایی به عنوان رئیس دفتر آقای احمدی نژاد، جایی برای تردید در برخی مسائل وجود داشته باشد. من که رئیس دفتر رئیس جمهور بودم می دانم اگر رئیس جمهور بخواهد،جایگاه رئیس دفتر می تواند از معاون اول هم در دولت مهم تر باشد. من در اینجا به استراتژی آقای هاشمی یعنی «قانون» بازمی گردم. باید به این فضا خاتمه داده شود که به جای اینکه پاسخ رفتار نادرست رئیس دولت توسط چهره هایی مانند بهزاد نبوی، محمد عطریانفر و محسن امین زاده داده شود، آنها دستگیر و در شرایط سخت نگهداری شوند و مقام های عالی رتبه نظام خود را درگیر خطای بزرگ رئیس دولت کنند. قانون دو وجه دارد؛ نخست اینکه باید فعالیت آزاد سیاسی احزاب رسمی به رسمیت شناخته شود و در عرصه قوای سه گانه هم دست مجلس و قوه قضائیه برای مهار کردن فردی که امروز مدعی ریاست جمهوری است و به همه بی اعتنایی می کند، باز باشد. او در چنین شرایطی یا باید به مسیر خرد جمعی تن در دهد یا اینکه کنار برود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

-به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران با توجه به اینکه اکنون روند فعالیت احزاب اصلاح طلب دچار صدمه شده و بسیاری از فعالان شناخته شده اصلاح طلب در شرایط بازداشت به سر می برند، چشم انداز فعالیت سیاسی شما در آینده چیست؟

من فکر می کنم امروز اهمیت سیاست ورزی بیش از گذشته محرز شده است. برای اینکه خدای نکرده کشور به بن بستی نرسد که مردم ناگزیر شوند هزینه های بالای مالی و انسانی را بپردازند راهی جز حرکت سیاسی پررنگ و قوی نداریم. این تفکر در کارگزاران طرفداران زیادی دارد که امروز زمان توسعه تشکیلات است.

-یعنی فضای فعلی را دارای امکان توسعه سیاسی می دانید؟ در شرایطی که سه عضو شورای مرکزی حزب در بازداشت هستند چگونه می توان به گسترش اعضا اندیشید؟ این اجازه داده خواهد شد؟

اگر همه اصلاح طلبان هم به زندان بیفتند باید به هر روش ممکن به فعالیت سیاسی ادامه دهیم و مردم را نیز در صحنه نگه داریم. بهتر است نظام دیر یا زود به این جمع بندی برسد که راه حل مشکلات فعلی، آزادی فعالیت سیاسی چهره ها و احزاب است. نمی توان برای همیشه واقعیت ها را تحت لوای یک سیستم بسته پنهان کرد.

-این اعتقاد وجود دارد که مطالبات مردمی که شما به آن اشاره کردید باید در قالبی صحیح ساماندهی شود. جبهه سیاسی که آقای مهندس موسوی مطرح کردند از سوی کارشناسان به همین دلیل مورد استقبال قرار گرفت. فکر می کنید بدانید مطالبات مردم دقیقاً از چه نوعی است؟

برداشت من این است که اکثریت قاطع افرادی که جنبش سبز را تشکیل می دهند هنوز به اصلاح شرایط و استقرار دولت و مسوولانی که حق مردم را به رسمیت بشناسند، امیدوار هستند.

ممکن است حذف کردن سیاسیون- با زندانی کردن یا خانه نشین کردن آنها- مردم را به جمع بندی دیگری برساند اما هنوز نظام ما فرصت بازسازی دارد و راه آن بازگشت به قوانین فعلی و اجرای دقیق آن است.

-رهبر جبهه فراگیر سیاسی مردم و اصلاح طلبان برای نیل به مطالبات باید واجد چه شرایطی باشد؟

اولین لازمه رهبری حرکت در این سطح این است که نشان داده شود این فرد در دفاع از حقوق ملت بسیار قاطع بوده و هیچ مماشاتی نخواهد داشت.

-می توانید مصداقی خاص برای این ویژگی معرفی کنید؟

به نظر من تا اینجای کار، رفتار آقای مهندس موسوی کاملاً این اطمینان را در میان مردم ایجاد کرده که ایشان به دنبال انجام یک معامله به سود خود یا اصلاح طلبان نیست. ایستادگی کلیه احزاب اصلاح طلب- به رغم زندانی بودن اعضای شاخص آنها- نشان می دهد در عین نگرانی در خصوص آنها، به مساله یی مهم تر نگاه می کنیم. مساله اصلی ما اتفاقات اخیری که برای دوستان مان رخ داده، نیست که ما را به آنها اضافه کنند. مساله اصلاح طلبان احقاق حقوق ملت است. قاطعانه می گویم هیچ یک از احزاب اصلاح طلب یا آقای مهندس موسوی مذاکره یی بر سر آزادی آنها نکرده اند تا در قبال آن اعلام کنند ما سطح مطالبات خود و مردم را کاهش می دهیم. خواست عمومی ملت ایران این است که ما تا احقاق حق مردم بایستیم. کسانی هم که می خواهند این نهضت را رهبری کنند باید حق مردم را اصیل بدانند. امام جمله بسیار مهمی دارند که حفظ نظام از حفظ احکام اسلام واجب تر است. مسوولانی که امروز می خواهند به حفظ نظام کمک کنند باید بدانند که راه آن از احقاق حقوق ملت می گذرد.




واژه کلیدی :سید حسین مرعشی و واژه کلیدی :مثال کرمانی و واژه کلیدی :مهندس موسوی و واژه کلیدی :محمد یزدی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩

 
ساکنان تمدن خاموش "ارت" زندگی مرفه ای داشتند

آثار به دست آمده از تپه های کنار صندل جیرفتنشان میدهد مردم سرزمین "ارت" در رفاه اقتصادی، فرهنگی ،اجتماعی و صنعتگری هزاره سوم پیش از میلاد به سر می بردند.

تهران_خبرگزاری میراث فرهنگی  
گزارش خبرنگار جیرفت سی تی ( گلشن گیلانی) به نقل از خبرگزاری میراث استان‌ها حاکی است که  همایش شناخت و معرفی تمدن "ارت" ،تمدن باستانی حوزه هلیل رود با همکاری مشترک سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان و انجمن دوستداران تمدن ارت درمحل باغ موزه هرندی کرمان برگزارشد.
 
دراین همایش که شماری از مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان ،محققان ،دانش پژوهان ، استادان ، دانشجویان و دوستداران میراث فرهنگی حضورداشتند،"علی کارنما"، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان درسخنانی هدف از برگزاری همایش شناخت و معرفی تمدن "ارت" را شناساندن فرهنگ باستانی این تمدن عنوان کرد و گفت : برطبق آثار به دست آمده ازتپه های کنارصندل (جیرفت) می توان اذغان داشت دراین منطقه جامعه ای زندگی می کرده که در رفاه اقتصادی، فرهنگی ،اجتماعی و صنعتگری هزاره سوم پیش از میلاد به سرمی برده اند .
 
وی کشف فرهنگ باستانی حوزه هلیل رود را مهمترین رویداد تاریخ باستان شناسی ایران و جهان برشمرد و افزود : « اگر کشفیات صورت گرفته دراین حوزه ادامه یابد ،سرمنشاء تمدن شرق باستان از طریق منطقه جیرفت معرفی و شناسانده می‌شود.»
 
"علی کارنما"سپس ایجاد مرکزپژوهشی ثابت دراستان را ضروری دانست و خاطر نشان کرد : کرمان درزمینه ساماندهی میراث کهن این مرزو بوم درسطح کشور نمونه است و امید می رود با کمک و همیاری همه اقشار مختلف جامعه این روند ادامه یابد.»
 
در ادامه "داد خداسالاری"، رئیس سابق دادگستری جیرفت به عنوان سخنران دیگر این همایش گفت : « برطبق نظر بسیاری از مطرح ترین باستان شناسان جهان ، کشفیات جدید حوزه هلیل رود آغازگر فصل نویی درعرصه کاوش های باستان شناسی دنیا است و به اعتقاد برخی تمدن سومر متاثر از تمدن این حوزه است.»
 
وی سپس ضمن تشکر از مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان در پشیبانی از انجمن دوستداران تمدن باستان شناسی "ارت" افزود: جای بسی شگفتی است که شمار کثیری از اعضای این انجمن را افراد غیر بومی و غیر استانی تشکیل می دهد و این نشاندهنده عزم راسخ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درمعرفی و شناخت تمدن های خاموش استان دارد .»
 
درپایان این همایش ، "نادرعلیدادی سلیمانی"، مسئول کاوش های باستان شناسی جیرفت با معرفی کامل فرهنگ حوزه هلیل رود و تمدن "ارت" جاذبه های طبیعی این حوزه را درقالب عکس وتیزربرای شرکت کنندگان درهمایش تشریح و معرفی نمود و پس از آن "مهری جوادی" عضو گروه کاوشهای باستان شناسی جیرفت به توصیف دست نوشته ای مکشوف دربین النهرین پرداخت که درآن پادشاه این تمدن از پادشاه ارت درخواست می کند تا با اعزام هنرمندان و معمارانی ماهر وی را درساخت شهری نوین درمنطقه تحت حکومتش یاری نماید .

   این خبر برای نخستین بار بوسیله خبرنگار افتخاری وبلاگ جیرفت سی تی تهیه و روی خروجی قرار گرفته است . نام این خبرنگار نوجوان که آینده ای درخشان پیش روی دارد گلشن گیلانی کلاس پنجم دبستان ام البنین شهر بندرعباس است.



واژه کلیدی :گلشن گیلانی و واژه کلیدی :تمدن ارت و واژه کلیدی :جیرفت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩

ماجراهای رسوایی های اخلاقی سیاستمداران
مرور یک پرونده جهانی
چند روز پیش خبری منتشر شد که از آغاز داستان رسوایی جدیدی در میان سیاستمداران جهان حکایت می‌کرد. “دنیز بایکال” سیاستمدار ترک و رهبر حزب مخالف اردوغان با این رسوایی به لیست سیاه سیاستمداران مسئله‌دار اضافه شد.

انتشار فیلم معاشقه بایکال با یک زن متاهل نهادهای مذهبی را شوکه کرده است و آن‌قدر فشار بر این سیاستمدار ترک وارد شد تا که وی ناچار گشت از رهبری حزب دست بکشد و شاید هم در آینده مجبور شود کلا عطای سیاست را به لقایش بخشد.

در دهه اخیر با گسترش ارتباط و قدرت روز افزون رسانه‌ها سیاستمدران، هنرمندان، ورزشکاران و به نوعی تمام شخصیت‌های مشهور از افشای روابط خاص و خصوصی‌شان رنج برده‌اند.

در این میان رنجی که مردان سیاست باید تحمل کنند بیش از سوپر استارهای سینما و ورزش است، رنجی که پل ولفویتز، بیل کلینتون، سیلویو برلوسکونی، سارکوزی و… باید بار آن را بر دوش کشند بیش از رنجی است که کریم بن‌زما، جان‌تری، فرانک‌ریبری و تایگروودز و.. تحمل نمایند.

در سال‌های اخیر هر چند وقت یک بار گزارش‌هایی از رسوایی اخلاقی این یا آن سیاستمدار مطرح می‌شود که هریک از آن‌ها بسته به شرایط فرهنگی کشورشان تاوان عمل خود را پس می‌دهند.

سیاستمداران همیشه تحت نظر‌اند، اگر منشی و مشاور غیر همجنس داشته باشند چه بدتر، عموم رسوایی‌های اخلاقی اخیر سیاستمدراران مرد به رابطه با همکارانشان باز می گردد.

ماجرای رسوایی بیل کلینتون یکی از مشهورترین رسوایی در رابطه با همکار بود. اما به تازگی رسوایی‌های اخلاقی شکل دیگری نیز پیدا کرده است یا پای زنان غیر همکار نیز به ماجرا باز می‌شود و یا این که پای همجنس به داستان باز می‌شود.

پس از قضیه عجیب بیل کلینتون و مونیکا لوینسکی کارمند کاخ سفید که تا مدت‌ها جامعه امریکا را تحت شعاع قرار داد. ماجراهای فراوان دیگری در میان سیاستمداران مختلف رو شد که هریک در نوع خود جالب توجه است.

پل ولفویتز و شاها رضا

سه سال پیش بود که پل ولفویتز سیاستمدار محافظه کار آمریکایی و مشاور بوش پس از این که به ریاست بانک جهانی رسید ناگهان غافلگیر و با اتهام رسوایی اخلاقی روبه‌رو شد.

پل ولفوویتز بطور غیرقانونی حقوق معشوقه خود را در بانک جهانی سالانه شصت هزار دلار افزایش داده بود که مورد انتقاد نمایندگان کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان قرار گرفت.

خانم شاها رضا دوست ولفوویتز دوبار ترفیع گرفت و حقوق سالیانه او به میزانی افزایش یافت که دربانک جهانی بی سابقه بود، یعنی ۱۹۳ هزار در سال که گفته می‌شد حتی کاندولیزا رایس هم به این میزان حقوق نمی‌گرفت.

ماجرای پل ولفویتز و شاها رضا تا مدت‌ها نقل محافل سیاسی آمریکا و اروپا بود. تا این که پس از گذشت مدتی ولفویتز از بانک جهانی کنار گذاشته شد تا نتیجه این رسوایی را ببیند.

ولادیمیر و کابائفا

در گیرودار انتشار خبر رسوایی ولفویتز نوبت به ولادیمیر پوتین رسید تا در مورد او هم شائبه‌هایی مطرح شود. پوتین به ایتالیا رفت تا با برلوسکونی نخست‌وزیر ایتالیا که او هم در عرصه رسوایی ید طولایی دارد دیدار کند.

در کنفرانس خبری بر لوسکونی و پوتین یکی از خبرنگاران سوال غیر منتظره‌ای از وی پرسید که پرده رابطه او با آلنا کابائفا ژیمناست مشهور این کشور را برداشت.

خبرنگار از پوتین پرسید که آیا شما با کابائفا ازدواج می‌کنید؟ پوتین در پاسخ به این پرسش برآشفت و با لحنی تند و انتقادآمیز جواب خبرنگاری که این پرسش را مطرح کرده بود، داد که اشک او را درآورد.

این رسوایی توسط روزنامه “موسکوسکی کورسپندنت” به نقل از یکی از اعضای دوما منتشر شد. اما این مسئله هیچ تبعاتی برای پوتین به همراه نداشت، بلکه تاوان رسوایی را روزنامه مذکور پرداخت کرد و تعطیل شد.

جان و رایلی

رسوایی اخلاقی سیاستمداران آمریکایی در دهه اخیر به امری عادی بدل شده است آن‌ها خیلی راحت مسئله می‌پذیرند حتی اعترافات خود را نیز منتشر می کنند.

جان ادواردز یکی از این چهره‌های سیاسی بود. وی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری امریکا در حزب دموکرات رقیب باراک اوباما بود.

«رایلی هانتر» ۴۴ ساله در سال ۲۰۰۶ توسط ستاد انتخاباتی ادواردز برای تولید آگهی‌های تبلیغاتی نامزد دموکرات استخدام شده بود. همین عامل باعث شد که وی با ادواردز رابطه نامشروع برقرارکند که این رابطه پس از مدتی پایان یافت.

گفتنی است الیزابت ادواردز همسر سناتور دموکرات که از بیماری سرطان رنج می‌برد پس از افشای این رسوایی اخلاقی اعلام کرد در کنار همسرش خواهد ماند.

اما ادواردز نیز طی بیانیه ای به این مسئله اذعان کرد و نوشت: «در سال ۲۰۰۶ اشتباه فاحشی در قضاوت خود کرده و به خانواده و اعتقاداتم وفادار نبوده‌ام. من به اشتباه خود را اعتراف کرده و به همسرم اطلاع دادم که با زن دیگری رابطه داشتم و از او تقاضای بخشش دارم.»

برلوسکونی و زن‌هایش

سیلویو برلسکونی به هیچ عنوان نمی‌تواند مایه مباهات ایتالیایی‌ها باشد، شاید آمریکایی‌ها بتوانند به اوباما، فرانسوی‌ها به سارکوزی، انگلیسی‌ها به براون، آلمانی‌ها به مرکل فخر بورزند. اما به نظر نمی‌رسد ایتالیایی‌ها بتوانند برلوسکونی را به عنوان فخر کشورشان معرفی نمایند.

اخیرا مسئله طلاق برلوسکونی از همسرش در نشریات ایتالیایی جنجال ساز گردیده است. همسر برلوسکونی بارها وی را به سبب استفاده از زنان بدنام در عرصه سیاست مورد نکوهش قرار داده است.

البته این اولین بار نیست که پیکان اتهامات به سمت برلوسکونی روانه می‌شود و با توجه به شخصیتی که او دارد قطعا آخرین بار هم نخواهد بود.

پس از انتشار اظهارات جنجالی هسر برلوسکونی، وی اعلام کرد که زندگی مشترک او و همسرش، ورونیکا لاریو خاتمه یافته است. رسانه‌های ایتالیا به شکل گسترده‌ای، خبر درخواست طلاق ورونیکا لاریو را پوشش دادند.

بنابر نوشته‌ی مطبوعات ایتالیا، ورونیکا لاریو، همسر ۵۲ ساله‌ی برلوسکونی در ایمیلی که برای خبرگزاری ایتالیایی “آنسا” فرستاده بود، اعتراض خود را نسبت به علاقه‌ی همسرش به زنان جوان و زیبا اعلام کرده بود. محرک این اعتراض، لیست نامزدهای معرفی شده از سوی برلوسکونی برای انتخابات پارلمانی اتحادیه‌‌ی اروپا بودند.

همسر برلوسکونی در ایمیل خود نوشته بود: «من و فرزندانم از این زد و بندهایی که تنها در خدمت سرگرم کردن فرمانروا هستند، حمایت نمی‌کنیم. ما تحمل می‌کنیم.» او سپس افزوده بود که برلوسکونی از سندروم ناپلئونی رنج می‌برد.

در کنار جنجال بر سر لیست انتخاباتی برلوسکونی مسئله رابطه برلوسکونی با یک دختر ۱۸ ساله نیز حاشیه‌های فراوانی به وجود اورد.

حضور برلوسکونی در جشن تولد ۱۸ سالگی “نومی لتیزیا ” که با هدیه دادن یک گردبند الماس و ۶۰۰۰ یوروی طلا همراه بود، بسیار خبرساز شد.

نیکولا و کارلا

نیکلا سارکوزی رییس جمهور کنونی فرانسه نیز از اتهامات اخلاقی مبرا نیست. برای نخستین بار با دختر یک دارو ساز بنام” ماری دومینیک کولیوی” ازدواج کرد که پس از مدتی و بعد از تولد فرزندش از او جدا شد چرا که می‌خواست با معشوقه جدیدش “سیسیلیا آلبنیز” که یک زن شوهر دار بود ازدواج کند؛ روابط این دو به جایی رسید که سیسیلیا از همسرش جدا و با سارکوزی ازدواج کرد.

پس از ۱۱ سال زندگی مشترک، ” سیسیلیا ” وقتی شنید “سارکوزی” روابط نا مناسبی با برخی زنان برقرار کرده است، به خاطر تلافی ، با یک مرد مشهور آمریکایی مراوداتی برقرار نمود که به شدت موجب ناراحتی سارکوزی شد، به طوری که تکلیف سیسیلیا را یکسره کرد.

وی بعد از جدایی از سیسیلیا عاشق “کارلا برونی” مدل سابق و خواننده ۳۹ ساله‌ای که در ایتالیا با وی آشنا شده بود، شد و در حال حاضر بیشتر وقت خود را با او می گذراند.

اما چندی است که اخباری درباره رابطه نامشروع سارکوزی و همسرش با یک زن و مرد دیگر منتشر شده است. گفته می‌شود برونی، روابط عاشقانه‌ای با بنیامین بیولی موسیقی‌دان و برنده اخیر یک جایزه موسیقی در فرانسه برقرار کرده است.

در این بین برخی رسانه‌ها فرانسوی نیز از رابطه نامشروع سارکوزی با یک زن دیگر خبر دادند، آن‌ها نوشتند: «رئیس‌جمهور هم با «چانتال جوانو» به آرامش می‌رسد.»

اوباما هم؟!

در بازار مکاره اتهامات اخلاقی رییس جمهور کنونی آمریکا نیز بی نصیب نماند، چندی پیش روزنامه آمریکایی “نشنال اینکوایرر” تاکید کرد که اوباما در سال ۲۰۰۴ با ویرا بیکر دستیار خود که در تبلیغات انتخاباتی وی برای ورود به مجلس سنا میلیونها دلار کمک مالی جمع آوری کرده بود ارتباط نامشروع داشته است.

البته این اولین بار نیست که موضوع رابطه اوباما با دستیار خود مطرح می شود زیرا پیش از این نیز در سال ۲۰۰۸ روزنامه انگلیسی “دیلی میل” این موضوع را افشا کرده بود.

به نوشته نشنال اینکوایرر در حالی که بیکر این شایعات را تکذیب کرده است مخالفان اوباما اعلام کرده‌اند که بیش از یک میلیون دلار به کسی که اطلاعات مفیدی در این زمینه ارائه دهد پرداخت خواهند کرد.

رسوایی با فیلم

آخرین رسوایی اخلاقی سیاستمدارن که در چند روز اخیر مطرح شده است، مربوط به رهبر حزب مخالف دولت ترکیه می‌شود. اما این رسوایی با وقاحت هر چه تماتر رو شد.

براساس اخبار منتشر شده “دنیز بایکال ” رهبر۷۱ ساله حزب لاییک و چپگرای ” جمهوریخواه خلق ” که از سال ۱۹۹۲ رهبری این حزب را در دست دارد ، در یک نوار ویدئویی در حال معاشقه در اتاق خواب، با یک زن متاهل نماینده مجلس از حزب متبوعش دیده شده است.

انتشار این ویدئو در یوتیوب سبب شد تا بایکال با انتقاد از رواج پدیده مچ گیری و دخالت در حریم خصوصی دیگران بدون اطلاع آنان از سمت خود کناره بگیرد.

انتظار می‌رود این استعفا ضربه‌ای بزرگ به مهم‌ترین حزب اپوزیسیون ترکیه وارد آورد و دولت رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه را در برابر مخالان لاییک خود تثبیت کند.

بایکال روز گذشته در سخنان خود که همزمان با اعلام استعفای او همراه بود خود را قربانی یک توطئه از سوی رقبای سیاسی‌اش خواند و افزود که استعفای او نه به معنای خالی کردن عرصه برای رقیب بلکه تداوم مبارزه در فازی جدید خواهد بود.
*فرارو



واژه کلیدی :رسوایی اخلاقی و واژه کلیدی :زنان همکار و واژه کلیدی :مونیکا لوینسکی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩

فحاشی موسی قربانی به خبرنگار پارلمانی: تو غلط کردی ؛ ماجرای کهریزک تمام شد!
پس ازاین اتفاقات تعدادی از خبرنگاران که شاهد این ماجرا بودند با محبی نیا عضو هیئت رئیسه مجلس گفتگو کردند و وی ضمن عذرخواهی از خبرنگار سئوال کننده قول مساعد داد تا موضوع را به اطلاع لاریجانی رئیس مجلس برساند .
یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که سابقه هتاکی به خبرنگاران را دارد امروز نیز در پاسخ به یکی از خبرنگاران فحاشی تندی نسبت به او روا داشت.

به گزارش خبرنگاری جیرفت سی تی به نقل از سایت عصرایران حاکی است ، موسی قربانی وقتی در برابر یکی ازخبرنگاران و سئوال وی پاسخی نیافت با فریاد بر سر او تهدید کرد که وی رابه حراست معرفی خواهد کرد.

این خبرنگار درحاشیه برگزاری جلسه علنی روز چهارشنبه از این نماینده پرسید رسیدگی به پرونده کهریزک به کجا رسیده است که او درپاسخ به وی گفت این موضوع دیگر تمام شده است.

خبرنگار مجددا پرسید با توجه به جنایات انجام گرفته درکهریزک قوه قضائیه چراپیگیری نمی کند؟ این سئوال خبرنگار موجب برآشفتن نماینده مجلس شد و وی با فریاد خطاب به وی گفت: خفه شو ! چه کسی گفته در کهریزک جنایت شده است؟
تو غلط کردی ... .

این در حالی است که بعد از افشای ماجرای کهریزک رهبر معظم انقلاب به صراحت بر وقوع جنایت در این بازداشتگاه تاکید داشتند و دستورات ایشان باعث تعطیلی این بازداشتگاه شد و همچنین پیگیری های رهبر معظم انقلاب و رئیس قوه قضاییه باعث به جریان افتادن پرونده متهمان کهریزک گردید که البته تا کنون رای نهایی اعلام نشده است.

قربانی ، نماینده قائنات ، پس ازدور شدن خبرنگار از وی نام او را ازسایر خبرنگاران جویا شد و با صدای بلند گفت اسمت رابه حراست می دهم تا گوش ات راگرفته و ازمجلس بیرون کنند!

پس ازاین اتفاقات تعدادی از خبرنگاران که شاهد این ماجرا بودند با محبی نیا عضو هیئت رئیسه مجلس گفتگو کردند و وی ضمن عذرخواهی از خبرنگار سئوال کننده قول مساعد داد تا موضوع را به اطلاع لاریجانی رئیس مجلس برساند و دوباره از این خبرنگار و سایر خبرنگاران به خاطر رفتار این نماینده عذرخواهی کرد.

گفتنی است این نماینده پیش از این چند بار دیگری نسبت به خبرنگاران مجلس هتاکی و فحاشی کرده بود.

قربانی در سال اول فعالیت مجلس هشتم عضو هیات رئیسه بود که در سال بعد از راهیابی به هیات رئیسه بازماند.




واژه کلیدی :موسی قربانی و واژه کلیدی :کهریزک و واژه کلیدی :توهین به خبرنگار




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩

آنچه مسلم است اینکه انگیزه اصلی این سرقت ها به هیچ وجه جنبه اقتصادی نبوده و به احتمال زیاد یک جریان فکری افراطی پیگیر این ماجراست که به راحتی هم «دم به تله نمی دهد» آن هم به واسطه اتصال به برخی منابع فکری افراطی.

شواهد و قرائن نشان می دهد که دزدیدن مجسمه های پایتخت به هیچ وجه در زمره سرقت هایی همچون سرقت کابل و یا کامپیوتر ماشین قرار نمی گیرد و داستان، داستان دیگری است.

به گزارش "تابناک"، بعد از گذشت چند هفته از سرقت برخی مجسمه های نمادین در تهران و مدارک به دست آمده به خوبی واضح است که دزدیدن این نمادهای شهری، فارغ از یک دزدی ساده و یا سودجویانه است چرا که حضور جرثقیل، مدت زمان طولانی جابه جایی و همچنین کنترل از طریق دوربین های مداربسته؛ همه و همه نشان از آن دارد که یا سارقین با لباس های رسمی ـ ماموران نظامی و یا شهرداری ـ اقدام به این عمل کرده و یا اینکه خودسرانه این سرقت ها را انجام داده اند.

 بنابراین گزارش، احتمال وجود دسته دوم در این ماجرا بیشتر است چرا که سابقه انجام چنین فعالیت هایی از سوی این افراد در تهران و برخی شهرهای بزرگ وجود دارد و می توان گفت احتمالا این افراد بر اساس یک احساس وظیفه(؟؟) دست به چنین اقداماتی می زنند و با توجه به پشتوانه هایی که دارند، دستگیری و یا پیگیری مجدانه موضوع زیاد در دستور مدیران قرار نمی گیرد.

در هر حال، آنچه مسلم است اینکه انگیزه اصلی این سرقت ها به هیچ وجه جنبه اقتصادی نبوده و به احتمال زیاد یک جریان فکری افراطی پیگیر این ماجراست که به راحتی هم «دم به تله نمی دهد» آن هم به واسطه اتصال به برخی منابع فکری افراطی.

انگیزه های اصلی این اتفاقات در شهری که بدون تردید به خاطر دوربین های راهنمایی رانندگی به ویژه در مراکزی که سرقت ها انجام گرفته و همچنین حضور نیروهای حراست و نگهبان مجموعه های مذکور، جای هیچ تردیدی را باقی نمی گذارد که این اقدامات با انگیزه ای اعتقادی صورت می گیرد و البته با برخی هماهنگی ها هم به انجام می رسد.

نکته قابل تامل دیگر تعلل و نوعی بی اعتنایی به این ماجراست به طوری که در موضع گیری ها کمتر به اصل داستان و یا چگونگی وقوع و یا روند رسیدگی به این پرونده اشاره می شود آن هم در کشوری که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی آن در سطح دنیا و با عملیات هایی فوق العاده پیچیده و مشکل، زبانزد سرعت و دقت در نتیجه گیری است.



واژه کلیدی :مجسمه های پایتخت و واژه کلیدی :سرقت مجسمه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩

آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته، ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این بدان معنا است که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می‌شود. برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت به آقای خامنه‌ای پیغام دادم.

حجت الاسلام محمدی ری شهری در کتاب زمزم عرفان که اخیرا در نمایشگاه کتاب عرضه شده به ذکر خاطره‌ای از آیت‌الله بهجت پرداخته است که قابل تامل و خواندنی است.

به گزارش جهان حجت‌الاسلام ری شهری در این کتاب نقل می‌کند در دیداری که اواخر سال 86 با آیت‌الله بهجت داشتم ایشان فرمودند:

آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته، ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این بدان معنا است که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می‌شود. برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت به آقای خامنه‌ای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیب‌ها اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. نمی‌دانم انجام داد یا نه. بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.

در ادامه آیت‌الله بهجت خطاب به آقای ری شهری می فرمایند: شما هم کاری بکنید.

آقای ری شهری می‌گوید: غیر از دعا و ذکر چه می‌توان کرد؟

که ایشان می‌فرمایند: قربانی و صدقه موثر است.

همچنین در بخش دیگری از این کتاب در خصوص خرسندی امام خمینی در آستانه رحلتشان آمده است: آیت‌الله بهجت در خصوص رحلت حضرت امام می‌فرمایند:

هنگامی که امام خمینی بیمارستان بود در حالی که خواب نبودم ،دیدم ایشان، زیبا،  خوش رو و با لبخند، از جلوی من گذشت. چهره‌اش از عکس او زیبا‌تر بود. بعد از چند روز که خبر وفات ایشان منتشر شد، متوجه شدم که ایشان آمده از من خداحافظی کرد.



واژه کلیدی :آقای خمینی و واژه کلیدی :ری شهری و واژه کلیدی :آیت الله بهجت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩

در این کتاب که دفتر نشر معارف انقلاب آن را عرضه می‌کند، گفت‌وگوهای خصوصی هاشمی رفسنجانی که در آن زمان فرمانده جنگ بود، با خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل و گزارش این گفت‌وگوها به شورای امنیت، برای نخستین بار منتشر شده است.

هاشمی در مقدمه کتاب جدید خاطرات خود نوشته است «ایران برای تغییر محتوای قطنامه 598 ،‌ در درجه اول میدان نبرد را فعال‌تر کرد و با بسیج نیرو و امکانات جنگ، عملیات سرنوشت‌ساز را مطرح نمود و در مقابل شرارت‌های نظامی صدامیان، سیاست مقابله به مثل را پیش گرفت. در درجه‌ بعد، با تکیه بر قدرت رزمی و دست بالای رزمندگان در میدان نبرد، فعالیت دیپلماسی را پیش گرفت...

به گزارش خبرآنلاین، کتاب جدید کارنامه و خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، حاوی ناگفته‌هایی از اواخر دوران دفاع مقدس و فرآیند تصویب قطعنامه‌ی 598 در شورای امنیت و واکنش ایران و اقدامات دبیرکل وقت سازمان ملل، با عنوان «دفاع و سیاست» در نمایشگاه کتاب رونمایی شد.

در این کتاب که دفتر نشر معارف انقلاب آن را عرضه می‌کند، گفت‌وگوهای خصوصی هاشمی رفسنجانی که در آن زمان فرمانده جنگ بود، با خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل و گزارش این گفت‌وگوها به شورای امنیت، برای نخستین بار منتشر شده است.




علیرضا هاشمی، فرزند محسن هاشمی، گردآورنده این کتاب از مجموعه خاطرات رییس مجلس خبرگان رهبری است.



هاشمی در مقدمه کتاب جدید خاطرات خود نوشته است «ایران برای تغییر محتوای قطنامه 598 ،‌در درجه اول میدان نبرد را فعال‌تر کرد و با بسیج نیرو و امکانات جنگ، عملیات سرنوشت‌ساز را مطرح نمود و در مقابل شرارت‌های نظامی صدامیان، سیاست مقابله به مثل را پیش گرفت. در درجه‌ بعد، با تکیه بر قدرت رزمی و دست بالای رزمندگان در میدان نبرد، فعالیت دیپلماسی را پیش گرفت و وزارت امور خارجه، ماموریت تلاش‌های سیاسی را بر عهده گرفت و سران قوا و امام راحل در همه مراحل، نتایج هر دو بخش را زیر نظر داشتند.

کتاب «دفاع و سیاست» در 800 صفحه و با قیمت 12هزار تومان منتشر شده است و دارای ضمائم و تصاویر ویژه‌ای از سال 1366 بویژه حضور برخی مسئولان نظام در جبهه دارد. در این کتاب همچنین تصاویری از حضور محسن هاشمی رفسنجانی در جبهه‌های جنگ تحمیلی منتشر شده است.




واژه کلیدی :محسن هاشمی و واژه کلیدی :ناگتفه های جنگ و واژه کلیدی :قطعنامه 598




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩

تشکیل استان خلیج فارس به مرکزیت بوموسی و تبدیل جزایر به منطقه آزادتجاری
در ساخت بناهای جدید این جزایر نیز علاوه بر رعایت اصول فنی و استانداردهای روز دنیا ، می توان دستورالعمل معماری ایرانی را به عنوان یک سیاست مهم پیگیری کرد تا آنچه از خانه و بازار و اداره و اماکن تفریحی و ... در آن ساخته می شود به سبک و ظاهر بناهای اصیل ایرانی باشد تا حتی از منظر بصری هم ایرانیت این جزایر تقویت شود.
کدخبر: ۱۱۳۵۸۶
تاریخ: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۱

عصرایران ؛ جعفر محمدی - در حالی که کشور امارات متحده عربی به پشتوانه برخی کشورهای غربی و عربی همچنان بر طبل ادعاهای ارضی نسبت به جزایر سه گانه می کوبد ، به نظر می رسد وقت آن رسیده باشد که جمهوری اسلامی ایران اقدامات عملی بیشتری را برای تثبیت قوی تر حاکمیت ایران بر بوموسی ، تنب کوچک و تنب بزرگ در دستور کار قرار دهد.

به گزارش عصرایران ، بی گمان یکی از مهم ترین و راهبردی ترین سیاست های ممکن در این خصوص ، تلاش برای عمران و آبادانی این جزایر است چه آن که ادعای مالکیت بر بخش های مسکونی و آباد یک کشور ، بسیار سخت تر از ادعا بر چند جزیره نیمه مسکون و نه چندان آباد است.

پیشنهاد مشخصی که در این باره می توان مطرح کرد این است که مجموعه جزایر ایرانی خلیج فارس ، در قالب یک استان مجمع الجزیره ای به نام "استان خلیج فارس" در آیند و مرکز این استان تازه تأسیس نیز "بوموسی" باشد.

فایده این طرح ، ابتدا بر نام آن مترتب است چه آن که یک استان در خلیج فارس به همین نام شکل می گیرد و به نوعی تثبت این نام تاریخی است.
علاوه بر آن ، با استان شدن جزایر ، می توان شاهد رشد و شکوفایی آنها به عنوان یک واحد مستقل تقسیمات درون سرزمینی شد چه آن که تجربه ثابت کرده است که هر جا استان شده ، روند توسعه و عمران اش نیز بهبود یافته است( و به همین دلیل است که هم اکنون بخش های زیادی از کشور خواستار استان شدن هستند.)

البته می توان در سال های اولیه استان شدن جزایر خلیج فارس ، امور اداری آنها را به شکل کنونی و در ارتباط با مراکز فعلی شان مانند بندر عباس حفظ کرد تا این استان قوام گیرد و از جمله بوموسی بتواند به حداقل استانداردهای لازم برای تصدی عملی مرکزیت استان برسد (که الان در این حد نیست) ولی از همان بدو امر ، از نظر تقسیمات کشوری مرکز استان تعریف شود و برنامه هایی که برای استان های دیگر تدوین می شود مانند تخصیص بودجه مستقل ، سفرهای استانی و ... برای بوموسی و این استان هم لحاظ شود.

برای رشد و توسعه سریع جزایر به ویژه بوموسی و تنب بزرگ نیز پیشنهاد می شود آنها را همانند قشم و کیش ، "منطقه آزاد تجاری - توریستی" کرد و بدین وسیله با ارائه مشوق هایی مانند وام های کم بهره ، معافیت های مالیاتی ، راه اندازی خطوط هوایی منظم و ... سیل سرمایه های داخلی و حتی خارجی را بدان سمت رهنمون کرد.
این جزایر ، به مراتب کوچک تر از قشم و کیش هستند و لذا می توان آنها را در مدت زمان بسیار کوتاهی به شکلی مدرن و آبرومند آباد کرد و برای هزاران ایرانی از سراسر کشور و به ویژه اهالی جنوب ایران اشتغال زایی کرد.
با توسعه این جزایر ، جمعیت ساکن آن نیز افزایش می یابد ، کما این که به عنوان مثال جمعیت کیش در سال های بعد از تبدیل اش به منطقه آزاد چندین برابر شده است.

در ساخت بناهای جدید این جزایر نیز علاوه بر رعایت اصول فنی و استانداردهای روز دنیا ، می توان دستورالعمل معماری ایرانی را به عنوان یک سیاست مهم پیگیری کرد تا آنچه از خانه و بازار و اداره و اماکن تفریحی و ... در آن ساخته می شود به سبک و ظاهر بناهای اصیل ایرانی باشد تا حتی از منظر بصری هم ایرانیت این جزایر تقویت شود.

ایجاد اماکنی مانند موزه ایران شناسی ، موزه خلیج فارس ، پارک ماکت بناهای ایرانی ، سالن ها و زمین های ورزشی برای برگزاری مسابقات ملی ، منطقه ای و بین المللی به میزبانی جزایر ، مرکز همایش ها برای این که بتوان برخی همایش های داخلی و خارجی را در آنجا برگزار نمود و ... همه و همه می توانند در تثبت حاکمیت ایران بر این جزایر بسیار مؤثر باشند.
همچنین با ایجاد امکانات توریستی در این جزایر ، می توان در برنامه توریست های خارجی به ایران می آیند ، سفر به جزایر را نیز گنجاند.

در کنار همه این ها ، انتقال بخشی از زرادخانه دفاعی ایران به این جزایر نیز جهت دفاع از تمامیت ارضی کشور ، می تواند اقدامی راهبردی تلقی شود.

به راحتی می توان پیش بینی کرد که با تشکیل استان خلیج فارس و انجام اقدامات ذکر شده ، در یک بازه زمانی 5 ساله ، جزایر خلیج فارس و به ویژه جزایری که اماراتی ها بدان ها چشم طمع دوخته اند ، رونقی بی نظیر خواهند یافت و علاوه بر آن که خدمتی بزرگ به اهالی سختکوش خلیج فارس صورت می گیرد ، حاکمیت ایران بر این بخش از سرزمین پهناورمان بیش از پیش تثبیت می شود.



واژه کلیدی :استان خلیج فارس و واژه کلیدی :مجمع الجزایرخلیج فارس و واژه کلیدی :ابوموسی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩

ساخت مجسمه و نقاشى و ترسیم موجودات بى‏روح اشکال ندارد و همچنین نقاشى و ترسیم چهره موجودات ذى روح، اگر بدون برجستگى باشد و یا مجسمه آنها که به صورت غیر کامل باشد، اشکال ندارد، ولى ساخت مجسمه انسان یا سایر حیوانات به صورت کامل اشکال دارد. امّا خرید و فروش و نگهدارى نقاشى و مجسمه جایز است و ارائه آنها در نمایشگاه هم اشکال ندارد.
این روزها با بالا گرفتن بحث ناپدید شدن مجسمه های تهران ، مباحثی نیز درباره حرمت یا حلیت ساخت و نگهداری مجسمه در جامعه مطرح است و حتی برخی گمانه زنی های تایید نشده حاکی از آن است که مجسمه ها ، به دلیل حرمت شرعی ، در حال جمع آوری هستند.

به گزارش عصرایران ، هر چند ماجرای مجسمه های تهران ، عجیب و غریب است و توجیهات مسوولان نیز برای اکثر مردم قابل قبول نیست ، اما آنچه مسلم است این که در این ماجرا ، نباید از کیسه دین و شریعت خرج کرد.

از این رو بی مناسبت ندیدیم موضوع را از منظر فقهی مورد توجه قرار دهیم و لذا سراغ استفتائات مقام معظم رهبری رفتیم تا ببینیم نظر فقهی ایشان در این خصوص چیست.
                           ****************************
سوال شماره 1222 استفتائات از حضرت آیت الله خامنه ای راجع به این موضوع است و پاسخ ایشان نیز صراحتاً  حاکی از آن است که ساخت مجسمه های موجودات بی روح اشکال ندارد و نیز ساخت مجسمه موجودات ذی روح نیز به شرط آن که کامل نباشند، اشکال ندارد.

حال با توجه به این که مجسمه های ناپدید شده از سطح شهر تهران ، عمدتاً مربوط به "چهره" مشاهیر ایرانی بوده و از منظر فقهی ، مصداق "مجسمه کامل موجود ذی روح" نبوده اند ، طبق فتوای رهبر معظم انقلاب ، نمی توان حکم به حرام بودن ساخت و نگهداری این مجسمه ها داد.

لذا ارتباط دادن ماجرای مجسمه ها به فتاوای دینی ،هرگز نمی تواند مقرون به صحت باشد مگر این که عده ای با برداشت های سطحی و شخصی این کار را کرده باشند ؛ هر چند که اخبار رسمی مدعی سرقت مجسمه ها با انگیزه های مادی هستند.

ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که اگر واقعاً این مجسمه ها مصداق فعل حرام بودند ، حتماً رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه دستور مقتضی را صادر می کردند چه آن که عرصه دین ، ساحت تعارفات نیست.
ضمن این که در صورت وجود برخی تفاوت ها در فتاوای مراجع معظم تقلید ، در امور اجتماعی و حکومتی ، نظر ولی فقیه را باید مقدم دانست.

بنابراین ، اگر مجسمه ها دزدیده شده اند که ماجرا اصلاً ربطی به این مسائل ندارد اما اگر برخی افراد با اهداف دیگری این کار را انجام داده اند ، صراحتاً و مستنداً به فتوای رهبر معظم انقلاب باید گفت که کارشان مبنای شرعی ندارد ، چه آن که مجسمه های ناپدید شده ، مصداق مجسمه کامل موجود ذی روح نبوده اند و گذشته از این ، طبق فتوای ایشان ، نگهداری مجسمه نیز خالی از اشکال است.

در زیر سوال 1222 و سوالات مرتبط بعدی را عیناً از بخش استفتائات سایت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب ذکر می کنیم :

س 1222: ساخت عروسک و مجسمه و نقاشى و ترسیم چهره موجودات زنده اعم از گیاهان، حیوانات و انسان چه حکمى دارد؟ خرید و فروش و نگهدارى و ارائه آنها در نمایشگاه چه حکمى دارد؟

ساخت مجسمه و نقاشى و ترسیم موجودات بى‏روح اشکال ندارد و همچنین نقاشى و ترسیم چهره موجودات ذى روح، اگر بدون برجستگى باشد و یا مجسمه آنها که به صورت غیر کامل باشد، اشکال ندارد، ولى ساخت مجسمه انسان یا سایر حیوانات به صورت کامل اشکال دارد. امّا خرید و فروش و نگهدارى نقاشى و مجسمه جایز است و ارائه آنها در نمایشگاه هم اشکال ندارد.

س 1223: در روش تحصیلى جدید، درسى با عنوان اعتماد به نفس وجود دارد که بخشى از آن مخصوص مجسمه سازى است، بعضى از معلمان به دانش آموزان دستور ساخت عروسک یا مجسمه سگ یا خرگوش و امثال آن را از پارچه یا چیز دیگرى به عنوان صنایع دستى مى‏دهند، حکم ساخت اشیاء مذکور چیست؟ امر معلمان به دانش‏آموزان راجع به ساخت آنها چه حکمى دارد؟ آیا کامل بودن یا نبودن اجزاى آنها در حکم تأثیر دارد؟

اگر به نظر عرف به عنوان مجسمه حیوانى که اجزاى آن کامل است، محسوب نشود و یا دانش آموزان به سن تکلیف نرسیده باشند، اشکال ندارد.

س 1224: ترسیم و نقاشى قصه‏هاى قرآنى توسط کودکان و نوجوانان چه حکمى دارد؟ مثل اینکه از کودکان خواسته شود که بطور مثال قصه اصحاب فیل یا شکافته شدن دریا براى حضرت موسى «علیه السلام» و غیر آنها را رسم کنند؟

این کار فى‏نفسه اشکال ندارد ولى باید بر اساس متن حقایق و وقایع باشد و از بیان امور مخالف واقع و یا امورى که موجب هتک حرمت هستند، اجتناب شود.

س 1225: آیا ساخت عروسک و یا مجسمه موجودات ذى روح اعم از انسان یا غیر آن به وسیله دستگاه مخصوص آن جایز است؟

اگر ساخت مجسمه بوسیله دستگاه، مستند به فعل مستقیم انسان نباشد، اشکال ندارد در غیر این صورت اشکال دارد.

س 1226: ساخت زیور آلات بصورت مجسمه چه حکمى دارد و آیا موادّى که مجسمه‏ها از آنها ساخته مى‏شوند، در حکم به حرمت تأثیر دارند؟

ساخت مجسمه موجودات ذى روح در صورتى که مجسمه کامل بوده و یک نفر آن را بسازد اشکال دارد و دراین مورد فرقى بین موادى که مجسمه از آنها ساخته مى‏شود وجود ندارد و همچنین تفاوت نمى‏کند که براى زینت بکار مى‏روند یا براى غیر آن.

س 1227: آیا بازگرداندن اعضاى عروسک مانند دست و پا و سر، مشمول حکم حرمت مجسمه‏سازى است؟ و مجسمه سازى بر آن صدق مى‏کند؟

مجرّد ساخت اعضا یا بازگرداندن آنها، ساخت مجسمه محسوب نمى‏شود و بنابراین اشکال ندارد، بله، متصل کردن اعضا تا تکمیل شکل حیوان ذى روح اعم از انسان و غیر آن، عمل مجسمه سازى محسوب مى‏شود.

س 1228: عمل خالکوبى که نزد بعضى از مردم متعارف است و به این طریق عکسهایى بر روى بدن کشیده مى‏شود بطورى که ثابت باقى مانده و از بین نمى‏روند، چه حکمى دارد؟ آیا مانع از صحت وضو یا غسل مى‏شود؟

خالکوبى حرام نیست و اثرى که از آن در زیر پوست باقى مى‏ماند مانع از رسیدن آب نیست و وضو و غسل با آن صحیح است.

س 1229: زن و شوهرى از نقاشان معروف هستند و کار آنان ترمیم و بازسازى تابلوهاى هنرى است، بسیارى از آن تابلوها جامعه مسیحى را نشان مى‏دهند و در بعضى از آنها شکل صلیب و حضرت مریم«علیهاالسلام» و حضرت مسیح «علیه السلام» وجود دارد و صاحبان مؤسسات و شرکتها و برخى افراد از طرف کلیساها بعد از آنکه بر اثر قدمت یا غیر آن مقدارى از آن تابلوها از بین رفته، براى مرمّت و اصلاح تابلوها به آنها رجوع مى‏کنند، با توجه به اینکه بیشتر تابلوها به همین صورت هستند و مرمّت تابلو تنها شغل آنان است که با آن زندگى مى‏کنند و به تعالیم دین حنیف اسلام هم پایبند هستند آیا ترمیم آن تابلوها و استفاده از اجرتى که براى این کار مى‏گیرند، جایز است؟

مجرّد مرمّت و بازسازى تابلوهاى هنرى اشکال ندارد حتّى اگر جامعه مسیحى را توصیف کند و یا مشتمل بر نقش حضرت مسیح «علیه السلام» و یا حضرت مریم «علیها السلام» باشد و اجرت گرفتن در برابر آن هم اشکال ندارد و همچنین اتخاذ این کار به عنوان شغل و زندگى با درآمد آن هم بدون اشکال است مگر آنکه ترویج باطل و گمراهى و یا مستلزم مفاسد دیگرى باشد.
 والعاقبت للمتقین ( ا زخدا می خواهم که وجود رهبر معظم انقلاب را برای امت مسلمان ایران و جهان و به خصوص مردم ایران حفظ نماید( آمین یا رب العالمین) کرد شبستری .



واژه کلیدی :خالکوبی و واژه کلیدی :ساخت مجسمه و واژه کلیدی :دفترحفظونشر آثار رهبر معظم انقلاب




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

پاسخ به "شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان" وزیر خارجه امارات
با پسرکی که مدعی همسر زیبایتان باشد چه می کنید؟
بنابراین بهتر است همسایگان اماراتی ما ، اندکی هم آتیه نگری کنند و به روزهایی اندیشه نمایند که اوضاع دگرگون شده و چتر حمایت آمریکا بر بالای سرشان نیست.
اظهارات اخیر وزیر امور خارجه امارات متحده عربی در پارلمان این کشور ، راجع به جزایر سه گانه ایرانی ، هر چند تکراری است اما عدم پاسخ به آن می تواند طرف اماراتی را دچار توهم شدیدتری سازد و در آینده گستاخ تر کند.

به گزارش عصرایران ، درباره سخنان شیخ جوان " عبدالله بن زاید آل نهیان" که مدعی اشغال جزایر سه گانه توسط ایران شده ، چند نکته قابل ذکر است:

1 - وی این سخنان را در پارلمان امارات و در پاسخ به سوالات نماینده ای به نام " احمد الضنخانی" گفته است.
از این رو ، می توان سخنان وی را دارای مصرف داخلی دانست ، چه آن که طبیعتاً در همه جای دنیا ، وزیران در برابر نمایندگان پارلمان ، سعی در راضی کردن آنها دارند و این قاعده ، درباره شیخ عبدالله نیز صادق است.
با این وجود "شیخ جوان" ، نتوانسته هنر دیپلماسی را به خوبی به کار گیرد و آن چه برای مصرف داخلی است را به گونه ای عرضه نماید که باعث واکنش خارجی نشود.

این آشفتگی را در جای جای سخنان وی می توان به وضوح دید ، مانند این که ابتدا حضور ایران در جزایر سه گانه را با اشغال جنوب لبنان و نوار غزه مقایسه می کند و سپس گویی که متوجه قیاس مع الفارق خود می شود ، سعی در اصلاح سخنش می کند و می گوید:" البته منظور من مقایسه بین ایران و اسرائیل نبود!"

یا در حالی که بخش اعظم خاک فلسطین در اشغال اسرائیل است ، فقط به اشغال غزه اشاره می کند و این در حالی است که اتفاقاً غزه ، از معدود بخش های فلسطین است که در اشغال صهیونیست ها قرار ندارد و تو گویی وزیر امور خارجه یک کشور عربی  ، هنوز نمی داند کدام یک از
بخش های فلسطین در اشغال است و کدام بخش ها در اختیار فلسطینی ها قرار دارد؟!

2 - اگر ایران از فردا دوبی را "سرزمین اشغالی" اعلام کند و از دولت امارات بخواهد آنجا را تخلیه کند ، اماراتی ها حتماً خواهند گفت: دوبی شهر خود ماست و حضور ما در شهر خودمان که اشغال محسوب نمی شود.
این ، جوابی است منطقی که ما نیز درباره جزایر سه گانه تنب کوچک ، تنب بزرگ و ابوموسی به اماراتی ها می دهیم.

3 - وزیر خارجه امارات در سخنان اخیر خود بر محکومیت "اشغالگری" در عرف عربی ، اسلامی و بین المللی تاکید کرده است.
با این حال وقتی ارتش صدام بخش هایی از ایران را اشغال کرده بود ، گویا به نظر خاندان حاکم بر امارات ، اشغالگری نه تنها از نظر عرف عربی ، اسلامی و بین المللی مذموم نبود ، بلکه جزو مستحبات نیز قرار داشت و دقیقاً به همین خاطر بود که دولت امارات میلیاردها دلار در اختیار صدام قرار داد تا مبادا آن اشغالگری ها با شکست مواجه شوند.
حکومت امارات ، این دوگانگی رفتاری را چگونه توجیه می کند؟

4 - شیخ عبدالله همچنین در اظهاراتی به دور از عرف بین الملل از شهروندان اماراتی خواست "برای کمک به برادران اماراتی خود در جزیره ابوموسی فکری کنند چرا که ارتباط با این افراد در سایه اشغال ایران متوقف است. در شرایط فعلی ایران مانع از رسیدن کمک ها، مصالح
ساختمانی یا دیگر خدمات به شهروندان اماراتی در جزیره ابوموسی می شود."

اگر اماراتی ها در ابوموسی زندگی می کنند و ایران بدین امر اجازه و رضایت داده ، که نشانه مهمان دوستی ماست و اگر حضورشان غیرقانونی است که نشانه اشغالگری امارات است و باید هر چه سریع تر این افراد از ابوموسی اخراج شوند همان طور که دولت امارات هر از چندی تعدادی از ایرانیان را از دوبی اخراج می کند.

5 - مقایسه ایران با اسرائیل ، دقیقاً طرحی است که آمریکایی ها از 5 سال پیش از برخی کشورهای عربی خواسته اند در ادبیات خویش اندک اندک به کار گیرند و البته تعدادی از دولتمردان و رسانه های عرب نیز با نادیده گرفتن واقعیت ها ، چیزی جز اطاعت از خود نشان نداده اند.

طبیعی است هر گاه نظر اعراب از سمت اسرائیل اشغالگر به سمت دیگری معطوف شود ، جشن سیاسی در تل آویو برپا می گردد و متاسفانه برخی اعراب ، با افتادن آگاهانه یا ناآگاهانه در این دام ، درست در مسیر مطلوب صهیونیست ها گام برمی دارند و این در حالی است که بخش اعظم یک سرزمین عربی - اسلامی در اشغال آنهاست.
در واقع ، صهیونیست ها می خواهند جبهه تقابل جهان اسلام با اسرائیل را به تقابل ایران و عرب تبدیل کنند و با انداختن توپ به داخل زمین مسلمانان ، به اشغالگری و جنایات خود در سرزمین های اشغالی ادامه دهند و شگفتا که برخی سیاستمداران و رسانه ها نیز به ساز غرب و اسرائیل ، رقص عربی می کنند.

این مقایسه همچنین نشان می دهد وزیر خارجه امارات هنوز متوجه نیست که اشغال فلسطین ، فقط جنبه "خاک" ندارد بلکه با توجه به وجود مسجد الاقصی در آن که از اماکن مقدس اسلامی است ، قضیه رنگ و بوی دینی هم دارد و لذا عجیب است که در بطن مقایسه وی ، ابوموسی و
تنب ها ، در کنار"قبله اول مسلمانان جهان" قرار می گیرند!

6 - از ایران انتقاد شده که چرا موضوع جزایر را به داوری بین المللی نمی گذارد؟!
اگر ایشان واقعاً دیپلمات باشد حتماً پاسخ این سوال را می داند و بر این اصل واقف است که هیچ کشوری تصمیم گیری درباره تمامیت ارضی خود را  به عهده نهادهای فراملی نمی گذارد .
این اشتباه و خیانتی است که رژیم شاه درباره بحرین مرتکب شد و این بخش از ایران ، از کشور جدا گردید.

اگر قرار باشد هر کشوری راجع به بخشی از خاک کشور دیگر ادعای مالکیت کند کشور مقابل هم به همراه مدعی ،شال و کلاه کند و راهی نهادهای قضایی بین المللی شود ، آن وقت موضوعی به نام احترام مرزها لوث خواهد شد و سنگ بر روی سنگ بند نمی شود.
این ، درست مانند آن است که مردی ، زن زیبایی داشته باشد و هر روز پسرکی مدعی آن زن باشد و به مرد بگوید"باید بیایی دادگاه تا ثابت کنی این زن توست.

راستی اگر چنین وضعیتی برای مقامات اماراتی رخ دهد ، با لبخند به آن "بچه پررو" خواهند گفت "صبر کن! الان آماده می شوم تا به دادگاه برویم" یا آن که گوشش را می پیچانند و از خود می رانندش؟

جهت اطلاع مقامات اماراتی باید بگوییم که خاک ایران  ،درست مانند ناموس برای ایرانیان ارزشمند است و حتی به بهای جانشان هم که شده ، از آن مراقبت می کنند.
اماراتی ها را به بازخوانی ماجرای جنگ هشت ساله تحمیلی صدام علیه ایران فرامی خوانیم که با ادعای ارضی به کشورمان حمله کرد و با ذلت بیرون شد.

7 - خطاب به همسایگان اماراتی «جبر جغرافیا» و «اتفاق تاریخ» را گوشزد می کنیم.

«جبر جغرافیا» این است که ما و شما ، به دلیل شرایط جغرافیایی ، همسایه همدیگریم و این وضعیت تا همیشه ادامه خواهد داشت و از آن گریزی نیست.
تا دنیا باقی است و در دو سوی خلیج فارس ، فرزندان "آدم و حوا" زندگی می کنند ، این همسایگی جغرافیایی هم باقی خواهد ماند.

اما «اتفاق تاریخ» ، همین شرایط کنونی منطقه است که طی آن ، ایران با آمریکا ، که قدرت جهانی است ، در حال چالش است و آمریکا هم برای غالب شدن در این کشاکش دو سویه ، با شماها ، علیه ایران به تعامل برخاسته و حمایت تان می کند.

این ، "اتفاق" ، بر خلاف آن "جبر" ، یک پدیده موقت است و دیر یا زود ، اوضاع منطقه عوض می شود و از جمله با برداشته شدن تحریم ها ، سرمایه های ایرانیان از دوبی به ایران باز خواهد گشت و منافع آمریکا و اروپا ایجاب خواهد نمود که عطای دوستی بی ریشه با شما را به لقایتان ببخشند.

همه عالم و آدم نیز  می دانند که اگر امروز برخی کشورهای عربی به خود جرأت می دهند و علیه ایران زبان درازی می کنند ، به دلیل آن است که حمایت آمریکا را بالای سر خود می دانند و الا آنها هیچگاه چنین جسارتی را مرتکب نمی شوند.

البته همان طور که ذکر شد ، این ها همه " اتفاقات تاریخ" اند که بر خلاف "جبرهای جغرافیا" تغییر شکل می دهند.
بنابراین بهتر است همسایگان اماراتی ما ، اندکی هم آتیه نگری کنند و به روزهایی اندیشه نمایند که اوضاع دگرگون شده و چتر حمایت آمریکا بر بالای سرشان نیست.
بنابراین به سود آنهاست که سابقه رابطه با کشوری که ذاتاً از آنها توانمندتر است را بدین شکل خراب نکنند تا خود و فرزندانشان در آینده هزینه ندهند.

ایرانی ها ، مردمانی صلح جو و معتقد به حفظ حرمت همسایه ها هستند و این احترام ، امارات را نیز شامل می شود و البته طبیعتاً از همسایه هم انتظار متقابل می رود.




واژه کلیدی :بن زاید آل نهیان و واژه کلیدی :جبر جغرافیایی و واژه کلیدی :اتفاق تاریخی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

دلیل سکوت عربستان،نگرانی مقامات این کشور از این مساله بود که دنیا و بخصوص جهان عرب متوجه این افتضاح تاریخی شود که خاندان سعودی بخشی از سرزمین حجاز را اول به اسراییل باخته و بعدا به سازمان ملل واگذار کرده است.
 عصرایران ؛ علی قادری - شاید بسیاری از مردم عربستان اطلاعی از این موضوع نداشته باشند که دو جزیره بسیار استراتژیک کشورشان را از دست داده اند و خاندان سعودی اقدام جدی برای بازپس گرفتن این جزایر عربی اقدام جدی ننموده اند.

اما دلیل این سکوت تاریخی و مرموز رهبران عربستان چیست؟
 
"ویکی پدیا" در این باره می نویسد: جزیره تیران بطور رسمی تابع عربستان سعودی است  و در ورودی تنگه تیران قرار دارد و خلیج عقبه را از دریای سرخ جدا می کند.
مساحت این جزیره بالغ بر 80 کیلومتر مربع است.این جزیره به همراه جزیره دیگری تحت عنوان صنافیر که مساحت آن در حدود 33 کیلومتر مربع است قبل از جنگ شش روزه در سال 1967 از سوی ملک فیصل در اختیار جمال عبدالناصر قرار گرفت تا مصر از این جزایر در جنگ علیه اسراییل استفاده کند.

اما پس از شکست ارتش مصر، این جزایر به تصرف ارتش اسراییل درآمد. در 1968 و پس از 11 ماه از تصرف این جزایر توسط ارتش اسراییل،فیصل که سفیر وقت عربستان در امریکا بود، از اشغال خاک کشورش آگاه می شود و در نامه ای به وزارت خارجه ایالات متحده نسبت به اشغال تیران و صنافیر اعتراض می کند.

اسحاق رابین سفیر وقت رژیم صهیونیستی در امریکا پاسخ می دهد که فقط سه تن از نیروهای مسلح جنبش فتح می توانند تنگه تیران را ببندند از این روی این جزایر از اهمیت فوق العاده ای برای اسراییل دارد و تکلیف این جزایر باید در یک توافق امنیتی میان عربستان و اسراییل تعیین شود.

تیران و صنافیر تا سال 1979 در تصرف ارتش اسراییل بود تا اینکه پس از قرارداد صلح کمپ دیوید،این جزایر تحت اختیار نیروهای مراقب بین المللی سازمان ملل متحد درآمد تا مناقشه ای میان مصر و اسراییل بوجود نیاید. در واقع عربستان جزایر خود را به نفع اسرائیل در اختیار نیروهای بین المللی قرار داد و عملا از آنها چشم پوشید.

البته در طول مذاکرات نیز مصر برای بازپس گرفتن این جزایر،تلاش جدی نکرد.سادات اعتقاد داشت که تیران و صنافیر تابع مصر نیست و آنها جزئی از سرزمین حجاز به شمار می روند،بنابراین سعودی ها باید تلاش کنند تا جزایر را باز پس گیرند.

خاندان سعودی هیچ تلاشی برای بازگرداندن جزایری که بخشی از خاک عربستان به شمار می رفت بعمل نیاورد.برخی معتقدند که این جزایر مرجانی که هیچ آب و نفتی در آنها پیدا نمی شود ارزش زیادی برای ریاض ندارد اما این استدلال،واقعیت ندارد و این جزایر در واقع دروازه ورودی خلیج عقبه به شمار می روند.

شاید این استدلال به حقیقت نزدیک باشد که دلیل سکوت عربستان،نگرانی مقامات این کشور از این مساله بود که دنیا و بخصوص جهان عرب متوجه این افتضاح تاریخی شود که خاندان سعودی بخشی از سرزمین حجاز را اول به اسراییل باخته و بعدا به سازمان ملل واگذار کرده است (و البته عملا در جزیره ها در کنترل اسرائیل است) ، چرا که از دیدگاه اعراب و همه مسلمانان،سرزمین حجاز دارای قداست خاصی است و رسانه ای شدن این واقعیت،باعث سرافکندگی خاندانی خواهد شد که ادعای رهبری جهان عرب را دارند!

اما به نظر می رسد که این استدلال نیز بیانگر همه حقایق نباشد.چرا که هنوز نکات مبهم زیادی درباره تیران وصنافیر وجود دارد
.چرا نیروهای مرزبانی سعودی به هیچ یک از شهروندان سعودی و عربی اجازه نزدیک شدن به این جزایر را نمی دهد؟

حتی صیادان نیز اجازه ندارند در فاصله میان شهر کوچک حقل عربستان و جزایر تیران و صنافیر فعالیت کنند؟ آیا خاندان سعودی،حافظ امنیت رژیم صهیونیستی در تنگه تیران است؟
آیا همانگونه که رابین می خواست یک اتفاق امنیتی میان عربستان و اسراییل بوجود آمده است؟! یا اینکه سعودی ها توافق کرده اند که از طریق تنگه تیران، مخازن نفت اسراییل در بندر ایلات را پر کنند؟

سعودی ها ، مدام با تاکید بر حراست از سرزمین های عربی ،در ماجرای جزایر سه گانه ایران را متهم به اشغال جزایر سه گانه (تنب کوک ، تنب بزرگ و ابوموسی ) می کنند و این در حالی است که جزایر خودشان سال هاست در اشغال است و سران غیرتمند سعودی جرات اعتراض به اشغالگران را ندارند.

محل دقیق جزایر اشغالی : محل دقیق جزایر تیران و صنافیر در دهانه ورودی خلیج عقبه یعنی تنگه تیران در سوی شمالی دریای سرخ است. عربستان سعودی، اردن ، اسرائیل و مصر مناطق ساحلی خلیج عقبه را در اختیار خود دارند. 

کشورهای عربستان و مصر در دو طرف تنگه تیران قرار دارند.

خلیج عقبه تنها راه دسترسی مستقیم اسرائیل به دریای سرخ است. هم اکنون اسرائیل نه تنها کنترل دو جزیره صنافیر و تیران را در دست گرفته بلکه عملا تنگه تیران نیز در اختیار این رژیم است.
تصاویر این دو جزیره را می توانید از روی سایت عصرایران ببینید.
از نویسندگان و دانش آموخته های تاریخ و جغرافیای سیاسی می خواهیم که بیشتر دراین زمینه بنویسند تا عربها از این ننگی که بوسیله سعودی های برآنان تحمیل شده بیشتر مطلع بشوند و همچنین سعودی های شکم گنده به اندازه جورابهایشان پاهایشان را دراز کنند زیرا آنان گلیمی ندارند به این دلیل که گلیم زیر پای شان در اختیار اسرائیل و پدربزرگ آنان یعنی انگلیس و آمریکا است و هم اکنون روی شنهای روان زندگی می کنند و تاکنون هیچیک از دانشمندان محل زندگی ثابت آنان را نتوانسته اند که کشف و یا پیدا کنند.









واژه کلیدی :جزیره تیران و صنافیر و واژه کلیدی :خلیج عقبه و واژه کلیدی :جمال عبدالناصر




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩

مشاهده یادداشت خصوصی




واژه کلیدی :احمدی نژاد