جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳۸۸

   از وقتی که فیلم های تخیلی را تماشا می کردم این سووال را مطرح می کردم که آیا اینها شدنی است و آیا روزی به واقعیت می پیوندد. بعد که فیلم جنگ ستارگان هالیود را تماشا کردم دراین زمینه عمیق تر شدم.

   در جنگ نفت اول که شاهد لشکر کشی آمریکا و متحدینش به خلیج فارس و دشت های لم یزرع عربستان و اردن بودیم تا جنگ دوم نفت که بازهم از همین طریق صورت گرفت انواع اسلحه ها مورد آزمایش قرار گرفت.

  هنگام انفجار برج های دوقلوی اقتصادی نیویورک که بحث های زیادی پیرامون آن هنوز جریان دارد و پس از آن حمله همه جانبه رسانه ای و نظمی و حتی جاسوسی آمریکا،

انگلیس، کانادا، استرالیا و چند کشور کوچک و بزرگ دیگر  حمله ای همه جانبه با هدف نابود کردن القاعده که آمریکا مدعی بود تخریب برج های دوقلو بوسیله آنان صورت گرفته و همچنین هم دست آن گروه طالبان به رهبری آمریکا صورت گرفت.

   حمله ای همه جانبه با استفاده از سلاح های جورواجور که بعضی از آنها را تنها در جنگ ستارگان و فیلم های تخیلی مشاهده کرده بودم.

   چندین سال از اشغال خاک همسایه فارسی زبان ما یعنی افغانستان که تا قبل از آن طالبان تربیت شده توسط اطلاعات ارتش پاکستان قلاده آنان را بدست گرفته بود و براین بود که تاریخ نداشته خودش را با داشته های این کشور پارسی زبان بازسازی و حتی نوسازی کند می گذرد.

   امروز صبح شنبه خبری به نقل از بی بی سی شنیدم که به مناسبت سفر چند روزه اوباما رییس جمهوری آمریکا به قاره آسیا که می گفت: آمریکا هنوز از لحاظ نظامی و اقتصادی بعنوان یک ابرقدرت مطرح است.

   اما با توجه به ازدیاد سازمانهای حقوق بشر غیر انتفاعی و همچنین برخی حرکت های کشورهای عضو سازمان ملل آمریکا برای به پیش بردن برنامه های خود نیاز به سلاح هایی دارد که عملکردی کاملا طبیعی داشته باشند، چگونه؟ به این طریق که یک دفعه می گویند نوعی بیماری بخشی از کره خاکی را فرا گرفت و بعد می بینیم که واکسن و یا داروی شفابخش آن بوسیله آمریکا تولید شده در حالیکه می دانیم که از قبل اینطور بوده و طبق برنامه ریزی این کار صورت گرفته اما از کشور ثالثی به نام برزیل .

   تا اینجای کار را داشته باشید اما طبیعی تر از زلزله حادثه دیگری سراغ دارید ؟ اگر دارید بیان کنید. آیا تاکنون شنیده اید که طرحی تحت عنوان " هارپ " از حدود یک دهه قبل بوسیله دانشمندان آمریکایی در قطب شمال آغاز و نتایج مهمی نیز در پی داشته که می تواند تمامی سلاح های کشورهای دیگر را نیست و نابود کند البته از نوع  الکترونیک آن را و حتی دیواری دفاعی با استفاده از مصالحی بعنوان امواج ایجاد کند که هر سلاحی قادر به عبور کردن از آن نیست.

   این تخیلی نیست و سناریوی فیلم جدید جنگ ستارگان نیز نیست بلکه واقعیتی است که اول مردم بم از توابع ایران و بعد یکی از استانهای کشور پهناور چین و دو سالی است که هرمزگان واقع در سواحل خلیج فارس و دریای عمان شاهد آن است.

   در راستای اجرای طرح " هارپ ) آمریکا قادر است در هر نقطه ای از کره زمین که بخواهد زمین لرزه هایی با ریشترهای مختلف در عمق های مختلف  ایجاد کند . تا قبل از این برای پی بردن به نفت و گاز از نوعی آزمایش اینگونه ای و آن هم با استفاده از ماشین آلاتی مخصوص حدااکثر در عمق 3کیلومتری زمین انجام می شد.

  اما در " هارپ" آمریکا با ارسال امواج مخصوص به ارتفاع بیش از 350کیلومتری سطح کرده زمین و برخورد آن با لایه ای آیونوسفیر هنگام برگشت آن ( انعکاس هر صدایی بازخوردی دارد) و برخورد آن با زمین گاهی تا اعماق 40 کیلومتری و یا بیشتر زمین فرو می رود و این موجب بروز صداهای مختلفی در سطح زمین می شود که یکی از اثرات آن زلزله هایی با ریشترهای مختلف است.

   از دیگر اثرات آن اختلال در سیستم عصبی و فکری آدم ها است طوریکه تا مدتی به هم می ریزند بدون آنکه بدانند آنان را چه شده است.

   همه رسانه ها هم اعلام می کنند که زلزله شده است و در سطح بوده و همین سطحی بودن آن موجب شده که صداهای زیاد ناشی از آن را بیشتر حس کنیم.

   اما این همان سلاح کاملا طبیعی است که هم اکنون در دست آمریکا است هر چند که خیلی ها بخواهند منکر آن شوند تا جایی که زلزله اخیر تهران را اعلام نکنند و نگویند که تنها ظرف مدت 2هفته گذشته تاکنون بیش از 20زلزله در کشور به خصوص هرمزگان رخ داده اما این یک واقعیت است.

   بمی ها می گفتند که مدت یک ماه صداهای مختلفی را از زیر زمین می شنیدند که حتی سالمند ترین ساکن بخش نرماشیر که حدود 105سال از عمرش را دراین شهر گذارنده بود به یاد نداشت و ندارد.

   همه مردم بدون هر گونه کم و کاستی تعریف های یکسانی از زلزله بم داشتند وی بر این باور بودند که انفجارهای مهیبی صورت گرفته و موجب زلزله بم شده است.

   بنده بطور حضوری با بسیاری از آنان صحبت کردم حتی نزدیک ترین دوستان من که به نوع با انواع مواد منفجره آشنایی داشتند و از نزدیک شاهد انفجار راکت های بعثی ها در هشت سال دفاع مقدس بودند گفته های مردم را تایید می کردند.

   اما زلزله اخیر بندرعباس که قدرت آن نزدیک به پنج ریشتر اعلام شد نیز بنده را بر این داشت که پیرامون زلزله ها به اینترنت مراجعه نمایم  یک سایتی که متعلق به آمریکا است با زبان اصلی محل وقوع همه زلزله های جهان و فاصله آن را با مرکز کشور و نزدیک ترین شهر اعلام می کند که بسیا جالب است.

درحالیکه در کشور ما خبری نیست اینگار نه اینگار که اتفاقی افتاده است. به خصوص که مدیران استان نیز با انجام چند مصاحبه به ربط به موضوع قولهای همیشگی را مطرح کردند که گویی سالهاست بعنوان دیپیلمات انجام وظیفه می کرده اند.

     اما از مطلب اصلی دور نشویم دراین زمینه بعدا توضیح خواهم داد.

   آمارها را که نگاه کردم دیدم که " هارپ) واقعا طرحی طبیعی یا همان سلاح طبیعی مخرب آمریکایی های است که به تازگی توانسته اند با هدایت امواج ذکر شده بازخورد آن را تحت کنترل خود در بیاورند طوریکه در هر نقطه ای از زمین که بخواهند زلزله ایجاد کنند و تا مدتی آن کشور را درگیر بازسازی و رسیدگی به زلزله زدگان کند.

  اگر حقیقت دارد که دارد و ایستگاه آن در قطب در حال فعالیت است چرا اینطور عمل می کنیم. تازگی شنیده بودم که یکی از دولتمردان آمریکایی گفته بود که آمریکا هم صبری دارد که ممکن است لبریز شود.

  هر چند ما فرزندان کربلا و زادگان عاشورایی هستیم اما باید بگویم در جنگ تحمیلی هست ساله بعثی ها علیه ملت ایران حتی یک گلوله ساخت آمریکا تحویل عراق نشد و این تانک های تی 72 ضد گلوله روسی بودند که در سطح وسیع تحویل عراق می شدند.

  فرانسه ای که امروز صنعیت خودروسازی ما ا قبضه کرده و میلیاردها دلار پول این مملکت را به جیب می زند هواپیمای لیزینگی و اجاره به شرط تملیک در اخیار صدام قرار می داد و چین نیز به سهم خود کمک های زیادی به ماشین جنگی صدام کرد.

  همیشه مدعی هستیم که آمریکا به صدام گفت که بر علیه ایران وارد جنگ شود و چراغ سبز نشان بعثی های عراقی وابسته و جیره خوار شوروی سابق داد.

   چرا نمی خواهیم واقعیت ها را بپذیریم  و همانطور که امام راحل گفت همه پلها را پشت سرتان خراب نکنید امروز با آمریکا مذاکره را آغاز نکنیم بدون هر گونه واسطه ای زیرا امروز در بهترین موقعیت قرار داریم که ممکن است در آینده صاحب آن نباشیم و آنان بخواهند از دریچه دیگری با ما وارد گفت وگو شوند که نیاز نباشد لاریجانی حرف از لولو بزند که همه مترجمان در ترجمه آن وامانده بودند.

   چرا زلزله های هرمزگان دهها برابر بیشتر از یک دهه قبل از آن است در حالیکه زلزلزه خیز ترین نقطه جهان تنها در مقایسه یک دهه  اخیر با دهه قبل از آن شاهد افزایش تنها چند زلزله بیشتر است.

    نیازی به بمب شیمیایی و بمب های اتمی نیست. چرا علت سرنگونی هواپیماهای ایرانی طی سال جاری تاکنون به درستی اعلام نشده ؟  بله کاملا درست است ممکن است نتوان مسایل محرمانه را  روی خروجی رسانه های قرار داد اما دلایل اعلام شده نیز چندان منطقی به نظر نمی رسد و تنها موجب عصبانی شدن افکار عمومی می شود که فکر می کنند برخی ها آنان را نادان می پندارند.

   اما چه باید کرد ؟ سال قبل در همین وبلاگ گفتم که بهترین راه این است که ما با چند کشور وارد معامله بشویم و  سوخت مورد نیاز رآکتورهای خود را با درصد کمی غنی سازی برای آنان بفرستیم و با طی کردن یک چرخه قانونی سوخت کاملا غنی شده را تحویل بگیریم تا بدبینی برخی کشورهای مدعی اینکه ایران دنبال ساخت سلاح هسته ای است برطرف شود که این مسئله بهترین گام در جهت شفاف سازی نیز محسوب می شود.

   اما باز از اخبار می شنویم که نمی خواهند با مردم بطور شفاف صحبت کنند این مسئله امسال به این صورت که اورانیوم 5درصد را بدهیم و 20درصد بگیریم جز مصوبات ژنو بود که ایران نیز آن را قبول کرده بود.

  اما یکی از دولتمردان ما می گفت ما این پیشنهاد را داده ایم و قبول آن برعهده کشورهای مدعی است.

   باز هم از مطلب اصلی دور شدم ؟

   خوانندگان عزیز و محترم اینشاالله که آمریکا هیچ غللطی نمی تواند بکند. زیرا جریان سازی فرهنگ جهاد و شهادت و انتشار گروههای جهادی در مقابل هارپ هر کس از دریچه ای ساخت خودش به مسایل نگاه می کند در صورتی که باید از دریچه جهان به مسایل کلی نگریست و با تحلیل محتوای سخنان دیگران در مورد خودمان تصمیم بگیریم .  تصمیمی که در آینده نزدیک شاهد آن خواهیم بود که بوسیله رهبر فرزانه انقلاب حتما اعلام خواهد شد. چیزی که ملت ها سالهای زیادی است در انتظار آن به سر می برند و لحظه شماری می کنند.

  امیدواریم که از این پس شاهد زلزله هایی باشیم که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده و تا جایی پیش برویم که جمهوری اسلامی ایران نیز برای جنگ با ساکنان دیگر کرات آسمانی که ممکن است قصد نابود کردن زمین را دارند به طرح هارپ آمریکا بپیوندند زیرا ایرانیان از ضریب هوشی بالایی برخوردارند و به خوبی می دانند که در صف افراد قوی باید ایستاد و کارها را پیش برد و خود را نیز قوی کرد تا جایی که بعنوان یک فرمانده بخشی از یک طرح را در دست گرفت.

  اما شما را به خواندن این مطلب علمی سفارش می کنم  موفق و موید باشید از برادر عزیزم نیز تشکر می کنم. نویسنده این مطلب شبستری است که با اشتباه ممکن است به نام گیلانی روی خروجی این وبلاگ قرار بگیرد.

  " زمین لرزه سلاح جدید و طبیعی آمریکا "

هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.
( توضیح آنکه: جنگ هایی که از امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناتیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.
هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)


این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)
آنتن های هارپ در آلاسکا



اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی یک موج کوتاه "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)



از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود..

خوب حالا که چی؟
با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ویژگی معادن یابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد....
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.
توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١- ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

var sid=134;var vid=15923;

 

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)



٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال برق از زمین به ماهواره ها.

۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید "وهم" در مغز انسانها.

۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک..
می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.



در این مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط هارپ می نویسم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)


همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده.. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:
٧/٢٠٨ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
۴/۶٣٩ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ۴/٢٠۶ درصد
برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

٣/١۵۵٩٣ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
٢/١۵٢٠۶ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با : ۴۶/٢ درصد
اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

٩/۴٧٧٣ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟
در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)


یاد آور می شویم: زمین لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" یا "Fault lines" تولید میگردند.

ارگ بم ما چه شد؟
هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)

بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!


در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه......

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید
هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)
این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.


دلفین های ما چه شدند؟
هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)


در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌المللی در گزارش خود، ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨۶

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)

این سوختگی نیست؟؟؟؟؟؟


هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای "بررسی و تحقیق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:
همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را به نوسان در می آورد.
این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس
(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.
با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:
اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.
برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به بروز این زلزله پی برد.
زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.
اندازه گیری فرکانسELF/ULF در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید.
هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)هارپ چیست؟ (مقاله غیر رسمی!)



 

نویسنده :علیرضا از آقای علیرضا نیز بسیار متشکرم که این مطلب را روی وبلاگی که اسم آن به خاطرم نیست قرار داده و امیدوارم که در آینده شاهد مطالبی بهتر و جالب تر از ایشان باشیم. شبستری.



واژه کلیدی :هارپ و واژه کلیدی :زمین لرزه آمریکایی و واژه کلیدی :امواج رادیویی و واژه کلیدی :آیونوسفیر




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸۸

 
                                
 

 این مطلب زیبایی است به همین دلیل برای اینکه کام شما را شیرین کرده باشیم جیرفت سی تی از آن استفاده کرده که امیدوارم مورد قبولتان باشد.

 

آغاز آشنایی و ارادت
حدود سال ۱۳۵۰ بود که یک روز استاد بهاری تلفن کردند و پس از احوال پرسی گفتند : «چند شب پیش با نورعلی خان برومند بودیم و صحبت شما به میان آمد. آقای برومند گفت : بدم نمی آید که شجریان را از نزدیک ببینم. در ضمن خیلی حرف با او دارم.» آقای بهاری ادامه دادند :«ولی من آنجا چیزی نگفتم بد نیست که قراری بگذاری و بروی نزد برومند. چون می دانم که خیلی دوست داری که چیری یاد بگیری. او هم که استاد خوبیست و می تواند چیزهای زیادی به شما یاد دهد.» از پیشنهاد استاد بهاری استقبال کردم و ضمن ابراز خوشوقتی به ایشان گفتم : «حتما قراری خواهیم گذاشت تا برویم پیش ایشان».دقیقا نمی دانم ولی مدت زیادی از صحبت ما گذشت.استاد بهاری دو سه بار تلفنی با منزل ما تماس گرفته بودند. یا در مسافرت و یا گرفتار کارهای گوناگون خودم بودم و راستش یادم رفته بود به آقای بهاری تلفن کنم. باز یک روز که در خانه بودم آقای بهاری تلفن کردند و گفتند : «فلانی! کجایی؟ هر چه می گردم تو را پیدا نمی کنم.

مگر قرار نبود با هم برویم پیش نور علی خان؟ برای اطلاع بگویم که الآن چند وقت است که مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی تشکیل شده و زیر نظر برومند عده ای جوان با استعداد هنر جو در آن جا تعلیم می گیرند تا بعدها در دانشگاهها و جاهای حساس دیگر درس بدهند. من هم در آنجا درس می دهم.

 حدود پانصد نفر عصرها تمرین ساز می کنند و درس می گیرند. البته همه اش روی ردیف های اصیل موسیقی و همان مکتب میرزا و شاگردانش ، با همان شیوه ی درستش کار می شود و می خواهند که موسیقی اصیل فراموش نشود.

 به همین خاظر است که اینجا زیر نظر نور علی خان برومند تأسیس شده است تا موسیقی خوب پیشرفت کند. چون نور علی خان نمی تواند به کارهای اداری اینجا رسیدگی کند شاگردش دکتر صفوت را پیشنهاد کرده. نورعلی خان می خواهد که آواز هم دوباره راه اصلی اش را پیدا کند. به شما خیلی توجه دارد که بیایی مرکز و ردیف ها را به شیوه ی طاهر زاده یاد بگیری و با انها برنامه اجرا کنی.» گفتم : «من دنبال این فرصتها می گردم ولی نمی دانم جوانهایی که می فرمایید انجا هستند در چه حدی اند و آیا اخلاق من با آنها جور می شود یا نه؟ برای اینکه از استاد برومند چیز یاد بگیرم خیلی مشتاقم ولی برای اجرای برنامه با جوانهایی که تازه به مرکز می آیند باید کمی فکر کنم.»

 آقای بهاری گفتند : «این جوانها همه شان  نوازندگان خوب و با استعدادی هستند و از نظر اخلاقی همه شان انتخاب شده و دست چین اند. اینطور نیست که هر کس به انجا آمد ساز به دستش بدهند. شما یکبار بیا و تمرینشان را ببین می دانم بدت نمی آید.» گفتم : «خیلی خوب ، یک روز قرار می گذاریم و می آیم.»


شب جمعه به همراه استاد بهاری به منزل دوست استاد برومند که در خیابان صاحبقرانیه (پاسداران امروز) بود رفتیم. شش - هفت نفر بیشتر نبودیم. آشنایی ها آغاز شد و از هر دری سخنی به میان آمد تا نوبت به ساز و آواز رسید. استاد فرمودند :«آقای بهاری! حالا یک چیزی بزنید آقای شجریان هم اگر حالش را دارد یک چیزی بخو.اند. صدایش را از رادیو شنیده ام حضوری اش را هم ببینم!» عرض کردم : «شرمنده ام. این جسارت از من نمی آید.» گفتند : «تعارف را کنار بگذار و بخوان!» گفتم : «به چشم.»


مانده بودم که چه بخوانم که بد نباشد و نورعلی خان بپسندد. چون کسی که آوازخوانهای خوب دیده و دوست نزدیک طاهر زاده بوده از هز آوازی خوشش نمی آید. در همین فکر بودم که استاد بهاری کمانچه را در افشاری کوک کرد و شروع به نواختن کرد.

 یکی دو غزل را از ذهن گذراندم و مردد بودم که کدام را بخوانم. به خودم گفتم بهتر است بی گدار به آب نزنم و درسی را که از یکی از استادانم گرفته ام بخوانم. شروع به خواندن کردم و با حساب خودم بد هم نخواندم. افشاری را با تمام پستی بلندی هایش خواندم. صدایم نیز همراهی کرد.


وقتی تمام شد کفی زدند و لحظاتی به سکوت گذشت. بعد استاد بهاری گفتند : «ماشاءلله آقای شجریان صدایت خیلی رساست ها!» بلافاصله نورعلی خان گفت: «آره ولی نمی دانم چرا اینقدر شعرها را گشاد گشاد می خواند! همه ی این آواز خوان ها عادت کرده اند که هی سیلاب ها را بکشند. فکر می کنند اگر کلمات را بشکنند می شود آواز! در حالی که درست برعکس است.»


در همین زمینه صحبتهای دیگری نیز پیش آمد. بعدا که هر یک از حاضران با هم به صحبت مشغول شدند نورعلی خان – بطور خصوصی – گفت : «دوست داری که آواز خواندن را طوری یاد بگیری که جایی در بین گل سرسبدهای آواز پیدا کنی؟» گفتم : «البته که می خواهم!» استاد سپس گفت:«کاری می کنم که در دانشگاه تدریس کنی. منتها باید دنبالش را بگیری.» عرض کردم:«بله چشم.حتما.»


بعد از شام دوباره آقای بهاری – که موقع را مناسب دید- کمانچه را برداشت و بیات زند را شروع به نواختن کرد. این بار با آشنایی بیشتر به حال و هوای نورعلی خان غزلی را مناسب حال مجلس انتخاب و سعی کردم نکته ای را که استاد سر شب فرموده بود رعایت کنم. به این جهت کمی بهتر خواندم. وقتی تمام شد دیدم نورعلی خان می خواهد چیزی بگوید ولی حرفش را همینطور نگاه داشت و ضمن اینکه با سر انگشتان دو دستش روی فرش می زد و کمی هم صورتش سرخ شده بود با یکی دو سرفه ی کوچک سینه اش را صاف کرد. همه منتظر بودند. چون می دانستند که استاد می خواهد چیزی بگوید و دارد مرتب روی حرفش فکر می کند. بالاخره سکوت شکست و گفت : «این اقای شجریان اگر بیایند و کار کنند تمام خواننده ها را می گذارند توی جیبش! بیا.بیا و پشت این کار را بگیر. من هم هستم. همه را بهت یاد می دهم. ایرادهایت هم درست می شود. سعی کن دیگر با صدا دزده نخوانی! تو صدا داری. ولش کن! جلو صدایت را نگیر.»
در حالی که خیلی خوشحال بودم از این که نورعلی خان این اطمینان را به من داده گفتم : «به چشم. با کمال میل.»





واژه کلیدی :نورعلی برومند و واژه کلیدی :صاحبقرانیه و واژه کلیدی :استاد بهاری




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸۸

شعر زیبای اخوان ثالث در وصف علی بن موسی الرضا علیه السلام
اى على موسى الرضا! ای پاکمرد یثربى، در توس خوابیده! من تو را بیدار مى دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
لیکن اى پاکیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بیدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شیر پیر پاک آیین، پدرت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هیچ تردیدى (که دلها را کند تاریک)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر کهکشانى، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پرده اسرار مى دانم
با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نیست،
وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریک تر از خاک،
یا على موسى الرضا! دریاب.
چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا! دریاب.
مهدی اخوان ثالث
  خیلی عالی است این کار ایرنا، بسیار جالب بودم برایم وقتی که این شعر را برای هم اتاقی ام که نه همکارم هنگام ورود قرائت کردم. اگر بخش فرهنگی ایرنا بتواند هر روز صبح یک شعر از شاعران نامی و حتی گمنام این مرزوبوم را روی خروجی خود قرار دهد چقدر زیبا می شود.
فرصت را غنیمت شمرده وهمینجا از محمد جعفر بهداد مدیر عامل ایرنا و دست اندرکاران این بخش سپاسگزاری کرده و از امام هشتم شیعیان جهان می خواهم که آنان را در راه مرزبانی از فرهنگ این سرزمین پرگهر یاری و برای اخوان ثالث نیز از لایتناهی طلب شفاعت نماید. گیلانی.



واژه کلیدی :اخوان ثالث و واژه کلیدی :توس و واژه کلیدی :کهکشانی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۸ آبان ۱۳۸۸

حاشیه های دیدار جمعی از نخبگان با رهبر معظم انقلاب اسلامی
تعدادی از نخبگان جوان کشور، میهمان رهبر معظم انقلاب هستند تا سومین همایش ملی شان را بعد از این دیدار و گفت وگو آغاز کنند.

 

به گزارش روز پنج شنبه ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدار شماری از نخبگان کشور با ایشان حاشیه هایی در برداشت.
بنابراین گزارش مراسم با تلاوت قرآن و شعری در ستایش حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام، آغاز شد و با سخنرانی معاون رییس‌جمهوری و تعدادی از نخبگان ادامه یافت و به سخنان مقام معظم رهبری ختم شد.
نسرین سلطان‌خواه معاون جدبد علمی و فناوری رئیس‌جمهوری اولین سخنران مراسم بود و بعد از او، محمدهادی فروغمند عراقی، راضیه طبائیان، فرشید امیری، سیدپیمان شریعت‌ پناهی، سماء گلیایی، سیداحسان آذرم‌سا، زهرا محمودی، نفرات دیگری بودند که به عنوان «نخبگان جوان»، دیدگاه‌ها و مباحث مختلف خود را مطرح کردند.
مباحثی نظیر توجه به تجاری‌سازی ایده‌ها، علوم انسانی، لزوم استمرار حمایت از طرح‌های تصویب شده، تقویت بیشتر فرهنگ، تعهد، مشکل‌گشایی اجتماعی و اصلاح و ارتقای جامعه در میان نخبگان، توجه به عنصر
معنویت دینی در فعالیت‌های علمی پژوهشی، استفاده از هنر و ظرفیت‌های آموزش و پرورش برای ایجاد و تقویت روحیه نوآوری در جامعه و... مطرح ‌شد.
پس از آخرین نفری که برای مطرح کردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند که ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: «از دوستانی که قرار بوده صحبت کنند، کسی باقی ماند؟»
مجری می‌گوید: «اگر شما اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای که اینجا هستند، دوست دارند صحبت کنند...» همه می‌خندند.
در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حرکت با واکنش برخی برگزارکنندگان مراسم روبرو شد که آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌کردند، اما رهبر با اشاره به یکی از همان جوان ها گفتند: «آن آقایی که ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...»
دانشجوی جوان بلند شد و شروع کرد به حرف زدن. صدایش از آنجا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز کرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت. ابتدا از عملکرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد کرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید:«آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟
آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه
مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»
بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است که به صورت جدی روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌کنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم که مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده
باشم ... نقد رهبری را هم به شکل عمومی می‌شود مطرح کرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌کنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و کینه می‌شود؛ مثلاً یک چیزی که در ابتدا یک انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌کند، ممکن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و کم‌کم بی‌انصافی هایی پیدا شود.»
سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم که شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»
تشکر کرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد:«اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌کردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینکه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حکومت و رفتار حکومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»
پس از اتمام صحبت‌های او چند نفر به اعتراض بلند شدند تا نوبت برای حرف زدن بگیرند. یکی‌ از آنها گفت:
«همین حرف‌های ایشان نشان می‌دهد فضای نقد وجود دارد. ما هم می‌خواستیم حرف بزنیم اما به ما اجازه ندادند و فرصت نشد...»
آقا در جواب اعتراضات گفتند: «این را به حساب کم بودن وقت‌ها بگذارید و تحمل بفرمائید. ان‌شاءالله خدای متعال شرح صدر خواهد داد به همه‌ی‌ ما که درست بفهمیم، درست ببینیم و درست بیان کنیم.»
حالا دیگر نوبت میزبان بود. جمعیت، بی‌صبرانه منتظر سخنان و یا به عبارت بهتر، واکنش آقا بودند.
رهبر انقلاب در لابه‌لای سخنان خود به برخی از سؤالات و شبهه‌های مطرح شده در جلسه پاسخ دادند:
«بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، گاهى که ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را که خیال می‌کنند من خوشم نمى‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم. اى کاش مجال بود تا گفته می‌شد، تا آن‌وقت انسان می‌توانست آن برگ‌هاى بر روى هم گذاشته‌ى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد.»
آقا از صدا و سیما گفتند و گفتند که ایشان هم به بخشی از عملکرد این دستگاه انتقاد دارند اما مثل همیشه انصاف را یکی از شروط نقد سالم عنوان کردند: «در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى نشویم؛ به این توجه کنیم.»
رهبر انقلاب نسبت به صدا و سیما دو انتقاد عمده را وارد دانستند و گفتند: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست هرچه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، بتدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»
آقا با اشاره به این سوال که «آیا صدا و سیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ گفتند «نه، ناقص نشان می‌دهد. خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد،
واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.»
و اما انتقاد دوم که درباره انتخابات بود: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»
اواخر سخنرانی انتظار کسانی که می‌خواستند بدانند، واکنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره
«انتقاد از رهبری» چیست به سر آمد و ایشان گفتند:"ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال می‌کنم؛ از انتقاد استقبال می‌کنم. البته انتقاد هم می‌کنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می‌گیرم، دریافت می‌کنم و انتقادها را می‌فهمم."



واژه کلیدی :دیدار نخبگان با رهبر و واژه کلیدی :شفافیت و واژه کلیدی :سومین همایش ملی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ٧ آبان ۱۳۸۸


  ایران 200سال است که به هیچ کشوری حمله نکرده بلکه بارها و بارها مورد حمله قرا گرفته است.
   مشکل ایران با آمریکا تنها غنی سازی نیست بلکه بایستی مسئله خاورمیانه حل شود.
  اینها سخنان  اولین رییس سازمان انرژی اتمی ایران در قبل از انقلاب است که در مصاحبه با بی بی سی اعلام کرده است.
   هستند بسیار ایرانیانی که می توانند با کلامهای خود در دفاع از مرز و  بوم خود این چنین سخن می گویند.
   جیرفت سی تی به سهم خودش از همه دانشمندان ایرانی دراین زمینه تشکر کرده و دست و بازوی تک تک هم وطنانی را که در زمینه همراهی دولتمردان از طریق مختلف حتی ایجاد دیواره های انسانی و قلم و زبان از انرژی هسته ای صلح آمیز مملکت خود دفاع کرده اند و موجب دلگرمی بیشتر رییس جمهوری و اعضای هیات دولت شده اند تشکر کرده و از رسانه ملی و خبرگزاری جمهوری اسلامی می خواهیم که با دعوت از دانشمندان ایرانی و ... دراین زمینه روشنگری بیشتری انجام دهند.
  از محمد جعفر بهداد مدیر عامل ایرنا نیز متشکریم که این مصاحبه را بدون هرگونه دخل و تصرفی روی خروجی ایرنا قرار داد. یک عمل بسیار تا بسیارحرفه ای است. گیلانی .
اولین رییس سازمان انرژی اتمی ایران: کاملا روشن است که غرب در پیشنهاد جدید غنی سازی اورانیوم دروغ می گوید
اولین رییس سازمان انرژی اتمی ایران در دوره قبل از انقلاب با اشاره به پیشنهادهای جدید غرب برای ایران در ارتباط با غنی سازی اورانیوم در کشورهای دیگر و ارسال آن به ایران گفت: دروغ می گویند.

 

به گزارش گروه اخبار صوتی و تصویری ایرنا، بی.بی.سی در گفت و گو با اکبر اعتماد با اشاره به اینکه رهبران انقلابی ایران در سال های اول پس از انقلاب به این نتیجه رسیده بودند که برنامه های هسته ای به درد نمی خورد و ایران احتیاجی به آن ندارد و حتی صحبت از این بود که نیروگاه های بوشهر را تبدیل کنند به انبار گندم ولی حالا بعضی از منتقدان برنامه های امروز ایران معتقدند که اگر این اتفاق افتاده بود، این مشکلات امروز با غرب وجود نمی داشت نظر وی را در این باره جویا شد که گفت: درست است اگر نبود اگر هم نمی خواستیم می توانستیم کشاورزی کنیم. در هر صورت هر چه که شما صرف نظر کنید راحت تر است ولی آن ابتدا که انقلاب شد برنامه ی هسته ای ایران یک جنبه ی عجیب غریبی داشت.
اعتماد در ادامه گفت: مساله‌ی انرژی مساله‌ی 5 سال و 3 سال و هفت سال نیست مساله‌ی چند دهه است شما نمی توانید صبر کنید سی سال دیگر وقتی نفت نداشتید بخواهید انرژی اتمی بیاورید انرژی اتمی یک روزه دست نمی دهد.
وی در ادامه افزود: هر انرژی یک مصرفی دارد مملکتی می تواند از لحاظ انرژی موفق باشد که مخلوطی از انرژی های مختلف را داشته باشد که هرکدام را اگر گرفتاری پیدا کرد آن یکی باشد. ما نمی توانیم در عرض 5 سال ده سال بگوییم انرژی اتمی داریم چند دهه زمان لازم است.
وی در پاسخ سوال بی.بی.سی که آیا برنامه های هسته ای امروز ایران هم بر این اساس کار درستی است و باید ادامه داشته باشد ؟ گفت: به نظر من موقعیت ایران عوض نشده بلکه جمعیتش دو برابر شده و مصرف سرانه هم چند برابر شده نسبت به زمان شاه. فراموش نکنیم که الان مصرف سرانه انرژی به مراتب بسیار بالاتر از زمان شاه است و جمعیت هم که دوبرابر شده پس نیاز به انرژی بیشتر دارد ضمنا حالا به هر علتی هست تولید نفت پایین آمده و مصرف نفت داخلی زیاد شده بنابر این میزان صادرات ما از نفت فوق العاده پایین است و تا ده سال 15 سال دیگر بیشتر نمی تواند ادامه داشته باشد و بقیه اش مصرف داخلی خواهد داشت. سالی یک میلیون اتومبیل در ایران ساخته و به بازار وارد می شود اینها نفت می خواهد احتمالا حداکثر تا 15 سال دیگر ایران بتواند نفت صادر کند بنابر این باید برود دنبال انرژی های دیگر که می تواند انرژی هسته ای و انرژی های دیگر باشد.
اولین رییس سازمان انرژی اتمی ایران در پاسخ به این سوال که چرا ایران دنبال انرژی بادی یا خورشیدی نمی رود گفت: هیچکدام از این انرژی ها در هیچ جای دنیا هنوز قیمتش خیلی رقابتی نیست مثل قیمت گاز و نفت بنابر این هرجا بروند دنبال باد یا خورشید باید سرمایه گذاری کنند برای آینده مثل اتم. دیگر اینکه باد و خورشید اشکالشان این است که پخش هستند و اینها نمی توانند انرژی متمرکز ایجاد کنند و همیشه نیستند یعنی یک وقتی هستند یک وقتی نیستند پس شما منابع انرژی دیگری باید داشته باشید که آنها همیشه باشند. در کنار آن از انرژی باد و خورشید هم باید استفاده کنند آنها به تنهایی فایده ندارند.
وی در مورد صرفه اقتصادی نداشتن هزینه ای که الان برای انرژی هسته ای در ایران یا هر کشور دیگری می شود گفت: اولش باید خرج کنند. خرج تکنولوژی و زیربنا و غیره. باید همه را ایجاد کرد تا به بهره برداری رسید.
اعتماد در ادامه در پاسخ به این سوال که بخشی از این هزینه متوجه غنی کردن اورانیوم است و در زمانی که شما با کشورهای غربی مذاکره می کردید صحبت بر این بود که ایران در کشورهای دیگر غربی برای غنی سازی سرمایه گذاری کند و درصدی از این سرمایه گذاری به عنوان اورانیوم غنی شده به ایران بدهند و آیا چنین قراردادی قبلا نیز وجود داشت گفت: صحبت بر این اساس نبود. ما باید غنی سازی اورانیوم را برای ایران تامین می کردیم و آن وقت در فرانسه یک کارخانه بسیار بزرگ غنی سازی که بزرگترین کارخانه دنیا بود می ساختند و وقتی که ژاک شیراک آمد ایران برای بازدید، من یقه اش را چسبیدم و گفتم ما هم می خواهیم شریک شویم چون آن کارخانه یک کنسرسیومی بود که بین فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و بلژیک و بین المللی بود. من هم گفتم ما هم می خواهیم شریک شویم و بالاخره شریک شدیم. ده درصد سهام کارخانه "یوریدیف" را بدست آوردیم با این تاکید در قرار داد که ما ده درصد حق برداشت محصول کارخانه را داریم بنابر این ده درصد محصول این کارخانه ما را تا 20 سی سال دیگر تامین می کرد که منابع غنی سازی داشته باشیم و سوخت نیروگاه را تامین کنیم. در ضمن ما خودمان در آزمایشگاه ها تحقیق می کردیم برای پیدا کردن تکنولوژی غنی کردن اورانیوم که کار تحقیقاتی بود.
اعتماد در مورد پیشنهاد های جدید غرب برای ایران در ارتباط با غنی سازی اورانیوم در کشورهای دیگر و ارسال آن به ایران گفت: دروغ می گویند. خیلی روشن است صد درصد دروغ می گویند دلیلش این است که ایران تا همین پارسال عضو " یورودیف " بود همان کارخانه که ده درصد سهامش با ایران بود ولی وقتی آقای فرانسوا میتران رییس جمهور فرانسه پس از انقلاب شد، اعلام کرد که درست است که شما شریک این کارخانه هستید ولی خدمات غنی سازی به شما نمی دهیم یعنی غرب دروغ می گوید و آنجایی که ایران سرمایه گذاری کرده است و حق داشت ده درصد محصولش را بردارد گفتند که نمی دهیم. آلمانی ها هم که نیروگاه بوشهر را می ساختند یک دفعه دولت آلمان گفت ما پروانه صدور تجهیزات را به ایران نمی دهیم. بنابر این داستانی که الان سی سال است با بوشهر داریم و تمام شدنی هم نیست و گرفتار روس‌ها شده ایم همه‌ی اینها را غربی ها به ما تحمیل کردند حالا چطور شده راضی شده اند به ایران غنی سازی بدهند تکنولوژی بدهند دروغ می گویند. آن وقت که باید می دادند ندادند حالا برای اینکه ایران را در یک مسیری بیاندازند که دستش بسته شود، می گویند می دهیم با چه اعتباری؟ آن وقت گفتند می دهیم شریک شدیم ندادند حالا هم می گویند می دهیم 5 سال دیگر نیروگاه را هم ساختیم آمدند گفتند سوخت نمی دهیم چکار کنیم.
وی در پاسخ به اعتراض مجری بی.بی.سی که با توجه به اینکه ایران این پیشنهاد را در نظر دارد بپذیرد، شما چرا نمی پذیرید، گفت: اشکال مطبوعات غربی است که یک اتفاقی می افتد هر کسی برای حفظ آبروی خودش یک شکل دیگری آن را مطرح می کند. اصلا این مساله با مساله غنی سازی ارتباطی ندارد. با نیروگاه و آینده هم ارتباط ندارد. مساله این است که یک رآکتور تحقیقاتی در تهران هست که آمریکا به ایران داده بود و این رآکتور سوختش تمام شده است. یک دفعه هم رفته اند نمی دانم از کجا سوخت گرفته اند، حالا سوخت این رآکتور که بسیار کوچک است تمام شده و سوخت غنی شده ی بیست درصد می خواهد. ایران اعلام کرد که ما سوخت بیست درصد لازم داریم برای این رآکتور، سوال من این است که چطور شد یک دفعه می خواهند سوخت غنی شده بیست درصد بدهند آنها که پنج درصدش را هم نمی دادند حالا یک دفعه بیست درصد ی اش را می دهند. حالا که می دانند ایران تکنولوژی غنی کردن اورانیوم را دارد می گویند بله می دهیم ولی آن وقت که نداشت پنج درصدش را هم نمی دادند.
مجری بی.بی.سی با بیان اینکه چرا شما اینقدر بدبین هستید، افزود: شما حدود یکسال پیش در جایی صحبت از این کرده بودید و به یک نشریه ی آمریکایی گفته بودید که ایران نمی بایست در سال 1968 پیمان منع گسترش سلاح های اتمی را امضا می کرد. چرا؟
اکبر اعتماد گفت: آن وقت که ایران امضا کرد من سر کار نبودم و گرنه نمی گذاشتم. برای اینکه این قرار داد دو اشکال اساسی دارد یکی اینکه منصفانه نیست دیگر اینکه خارجی ها اصلا رعایت نمی کنند. این قراردادی است بین ضعیف ها و قوی ها. قوی ها فکر می کنند که این قرار داد برای تحمیل به ضعفا درست شده است و خودشان اجرا نمی کنند. اگر فرصت باشد می گویم که چرا امضا نمی کنند. آمدند یقه‌ی ایران را چسبیدند که چرا تو دیر گفتی زود گفتی فلان کار را کردی و... ولی خودشان نمی گویند که در آن قرارداد چهل سال پیش تعهد کرده اند برای حذف سلاح هسته ای در دنیا و هیچ کاری هم در این زمینه نکرده اند.کشورهایی که انرژی هسته ای دارند با خودشان یک لیستی درست کردند که این کیک زرد را به هیچ کشوری ندهند. این قرارداد از اول منصفانه نبود.
وی در ادامه افزود: اگر من مسوول بودم از این تعهد خارج می شدم. نه تنها از آنجا خارج می شد بلکه از آژانس هم خارج می شدم. آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ما چه نتیجه ای دارد.
مجری بی.بی.سی به اکبر اعتماد گفت شما ته دلتان بمب اتمی می خواهد و با یک نشریه ی آمریکایی دیگر در ماه اوت سال گذشته گفت و گو کردید و گفتید که آمریکا افکار عمومی دنیا را طوری شکل داده که گویی ایران دارای سلاح هسته ای خطرناک است در حالی که خطرناک نیست و این فقط برای حفظ امنیت خودش است نظرتان چیست و اعتماد گفت: نه. این دلیل نمی شود که من بمب اتمی می خواهم. می گویم حتی اگر داشته باشد. من توجیه نمی کنم. الان 9 کشور دنیا سلاح هسته ای دارند. ایران کشور خشنی نیست. دویست سال است. من می گویم که ایران به هیچ جا حمله نکرده نظام هم عوض شد شاه آمده و رفت و... حالا در عرض این دویست سال بارها مورد حمله قرار گرفتیم و پدرمان درآمد ولی ایرانی به هیچ کشور دیگری حمله نکرده حالا چطوری آمده اند می گویند اگر ایران یک سلاح اتمی پیدا کند امنیت آمریکا هم به خطر می افتد، دروغ می گویند، اینها افسانه می سازند برای اجرای سیاستهایشان.
وی افزود: من با بمب اتمی موافق نیستم ولی معتقدم اگر ایران بمب اتم هم ساخت هیچ طوری نمی شود اسراییل ساخت طوری شد؟ پاکستان ساخت طوری شد؟ خیلی مملکت خوبی است؟ خیلی ثبات دارد؟ اسراییل خیلی ثبات دارد؟ اسراییل شصت سال است دارد با تمام همسایگانش می جنگد پس منصفانه نیست و بیهوده می گویند. اگر اعمال زور است پس چرا عدم گسترش سلاح هسته ای را بهانه کرده اند ایران هم هر کاری می خواهد بکند به اینها ربطی ندارد. حالا هم آمده اند داستان قم را مطرح کرده اند. این پایگاه در قم کشف که نشد، ایران خودش آن را اعلام کرد در قم یک کارخانه ی غنی سازی دارد. در کنفرانسی که داستان گرم شدن زمین و جهان مطرح بود، کشورهای آمریکا و فرانسه و انگلیس یک دفعه درآمدند و به مساله ی پایگاه قم اشاره کردند. ایران هر جا که بخواهد می تواند کارخانه غنی سازی بزند. این را کردند مساله ی جهانی برای اینکه بگویند در آن کنفرانس شکست خورد چون در آن کنفرانس هیچ نتیجه ای نگرفتند این را مطرح کردند. ایران 35 روز قبل از کنفرانس اطلاع داده بود.
اعتماد در پاسخ به اینکه آیا در حال حاضر ارتباطی با برنامه های اتمی ایران دارید با توجه به اینکه دو بار به ایران در سال های 85 و 86 سفر کرده است و با برخی مقامات انرژی اتمی ایران هم صحبت کرده است، گفت: من هیچ همکاری ندارم. وقتی رفتم ایران، مقامات انرژی اتمی فهمیدند که آمده ام به ایران خواستند من را ببینند اولش اظهار خوشحالی که شما آمده اید به ایران، بعد از من نسبت به مذاکراتی که با غرب می کنند نظر خواستند.
وی گفت: شما اگر برای اتم یا هر کار دیگری توجیه داشته باشید باید یک برنامه ی انرژی مدونی داشته باشید و این برنامه حساب شده باشد و آن را چاپ کنید و در دنیا منتشر کنید تا همه بخوانند و افکار عمومی دنیا بدانند که ایران به این علت می رود دنبال انرژی هسته ای، انرژی گاز یا هرچیز دیگر. آن وقت بنده که از ایران دفاع می کنم یک چیزی در دست دارم که به آن استناد کنم.
وی در پاسخ به سوال بی.بی.سی مبنی بر اینکه شما به عنوان رییس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران چه توصیه ای می کنید به طرفین مذاکره و باید به چه شکلی ادامه پیدا کند و به چه نتیجه ای برسد، گفت: من فکر می کنم هرکس بخواهد مذاکرات ایران با غرب را فقط در اطراف اتم بچیند، اشتباه است ما با غرب مسایل مختلف داریم خصوصا ایران با آمریکا مسایل مختلفی در پیش دارند. یک لحظه شما تصور کنید از سواحل مدیترانه در لبنان تا کوه های هندوکش تا پاکستان تمام این منطقه در حال جنگ است تقریبا همه در هم ریخته اند. ایران مهمترین مملکت این بخش دنیاست و سرنوشت ما اصلا به آن منطقه مربوط است و ما باید با آمریکا در مورد مسایل خاورمیانه گفت و گو کنیم این اتم چیست که به آن چسبیده اند ( مسایل مهمتری وجود دارد که کشورهای غربی باید به آن بپردازند ).



واژه کلیدی :اکبر اعتماد و واژه کلیدی :انرژی هسته ای و واژه کلیدی :محمد جعفر بهداد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸۸

قرآن هم در وصف شیطان مى‏فرماید: «یعدهم و یُمَنیهم» کار شیطان این است به مردم وعده مى‏دهد و آرزو در دلشان ایجاد مى‏کند اما وعده‏هاى شیطان همه‏اش فریب است. یک مثل کوچک بزنم. همه ما دوران جوانى را گذرانده‏ایم. براى ما زیاد پیش آمده که گاهى یک صحنه‏اى را دیده‏ایم خیال کردیم خیلى لذت‌بخش است، خیلى فوق‌العاده است. فکر کردیم که اگر آن خواسته‏اى که نسبت آن موضوع داریم برآورده بشود دیگر غرق در لذت خواهیم شد. منظره‏اى را مى‏بینند، صدایى مى‏شنوند، حرفى مى‏شنوند آرزو مى‏کنند که آن برایشان تحقق پیدا کند. وقتى مى‏رسند بهش مى‏بینند نه، خبرى نبود. گاهى هم پشیمان مى‏شوند. این همان وعده شیطان است و تخلفش. مى‏گوید اگر بیایید دنبال من خیلى لذت‏ها و سعادت‏ها نصیبتان مى‏شود، تجربه مى‏کنند مى‏بینند دروغ است فردایش دوباره فریب مى‏خورند. به دنبال شیطان راه مى‏افتند مى‏دوند با سر، یکهو سرشان می‌خورد به سنگ و مى‏شکافد باز هم به هوش نمى‏آیند فردا دوباره همین آش است و همین کاسه. این داستان شیطان است و گمراه کردن انسان‏ها.

اینکه امام فرمود آمریکا شیطان بزرگ است. این یک حرف بى اساس نبود. ریشه قرآنى دارد.

امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه مى‏فرماید: «قد عبد الله سته آلاف سنه لایُدرى اَ مِن سنی الدنیا ام من سنی الاخره» بى‌خود نیست که یک عده آدمیزادها شیطان‌پرست مى‏شوند. على(ع) مى‏فرماید شیطان قبل از خلقت آدم شش هزار سال عبادت خدا کرد. بعد اضافه مى‏فرماید این شش هزار سال معلوم نیست از همین سال‌هاى دنیوى است یا از آن سال‌هاى الهى است که هر روزش هزار سال است. اگر این شش هزار سال از آن سال‏هاى اخروى و الهى باشد که هر روزش هزار سال است ببینید چقدر مى‏شود. حالا فرض کنید همین شش هزار سال‏ عادى، یک موجودى شش هزار سال کارش عبادت خدا باشد آن قدر که فرشتگان خیال مى‏کردند او هم ملک است و در کنار فرشتگان جا مى‏گرفت.

غیر از این آقاى ابلیس که دار و دسته‏اى هم دارد از خویش و قوم و بچه‏هایش اینهایی که قرآن مى‏فرماید: «انّهُ یراکم هو و قبیله» غیر از اینها قرآن مى‏فرماید گروهى از شیطان‌های انسی هم داریم؛ آدمیزادهاى شیطان. شیطان تنها منحصر به ابلیس نیست و دار و دسته‏اش. یک دسته از انسان‏ها هم هستند که تبدیل به شیطان شده‏اند. شکل و قیافه انسانى دارند روى دو پا راه مى‏روند دو تا چشم و دو تا گوش دارند مثل من و شما گاهى قیافه‏هایشان هم خیلى از ما گیراتر و حق به جانب‏تر هم هست. این‌ها را قرآن مى‏فرماید: «شیاطین الانس و الجن». کار اینها هم همان کار جناب ابلیس است. برنامه یکى است. دروغ گفتن، وعده خلاف دادن و عمل نکردن.

اگر مى‏خواهید شما شیاطین انس را شناسایى کنید یا وسوسه‏هاى شیطانى را تشخیص بدهید که اینها از جانب شیطان است یا نه؟ یکى از علائمش همین است اگر یک وقت احساس کردید که یک تمایلى دروغى در شما ایجاد شده که واقعیت ندارد بفهمید که منشأش شیطانى است. اگر یک وعده دروغى به شما داده شد و بعد دیدید درصدد عمل نیستند یعنی مى‏گویند براى این که من و شما را دنبال خودشان بکشند این کار شیطانی است.

شما مى‏توانید در جامعه در بین مردمى که توى این سرزمین زندگى مى‏کنند یا جاهاى دیگر دنیا بروید و ببینید و این نشانه‏ها را تطبیق کنید و شیطان‏هاى واقعى را بشناسید. چرا امام فرمود آمریکا شیطان بزرگ است. این یک حرف بى اساس نبود. ریشه قرآنى دارد. ببینید از تمام اقوامى که در عالم تاریخشان ثبت شده، اوصاف و خصوصیات و منش‏هایشان در تاریخ آمده، هیچ جامعه و دولتی را پیدا مى‏کنید که دروغ‏گوتر از آمریکا باشد. دنیا را پر کرده از این که ما طرفدار حقوق بشر هستیم. هر کسى را مى‏خواهد زیر یوغ خودش بکشد. شرایط خودش را مى‏خواهد برای او تحمیل کند. شما در طول تاریخ ببینید هیچ‌کس به اندازه آمریکایى‏ها حقوق بشر را پایمال کرده‌اند؟ یک نمونه‏اش کارى است که دربارة فلسطینى‏ها کردند.

در کشور خودشان هم وضع بهتر نیست. چندى پیش گروهى در آمریکا تشکیل شد که بنا داشتند علیه حکومت فعالیت کنند. آمریکایى‏ها تلاش کردند که این‌ها را به اصطلاح رام کنند اما نتوانستند. مردم مصممى بودند که تصمیم گرفته بودند با ظلم‏هاى آمریکا مخالفت کنند. آمدند یکجا همه شان را سوزاندند بعد هم این‌گونه منعکس کردند که اینها یک فرقه مذهبى بودند و عقیده شان این بوده که باید خودکشى کنند. این فرقه مذهبى چطور یکهو سبز شد، معلوم نیست! هیچ جا عقایدشان معلوم نبود. هیچجا دعوتشان معلوم نبود. افکارشان توى یک کشورى که همه‏اش آزادى و دموکراسى است و هر کسى عقیده و دین و مذهبش را مى‏گوید، چطور توى هیچ روزنامه‏اى، هیچ کتابى ننوشته بودند که ما چنین عقیده‏اى داریم؟ و آداب و رسوممان این است که خودکشى کنیم. فقط گاهى گوشه و کنار اخبارى درز مى‏کرد که اینها مخالف سیاسى حکومت آمریکا هستند.

به کشورهاى کوچک وعده دادند که اگر با ما همکارى کنید شرایط ما را بپذیرید، کمک‏هاى اقتصادى و فنى مى‏کنیم چنین و چنان. وقتى سرمایه‏هایشان را گرفتند آنچنان گلویشان را فشردند که براى نفس کشیدن هم احتیاج به اجازه پیدا کردند. یکى‏اش همین همسایه ما کشور عراق، وعده دادند که بر ضد ایران حمله کن ما همه چیز در اختیارت قرار مى‏دهیم بعد هم شما مى‏شوى امپراتور عرب! الان در داخل کشور خودشان هواپیماشان از این شهر به آن شهر اختیار ندارد حرکت کند. حالا ممکن است بگویید که این کشور یک جایی سرپیچی کرد، گردنکشی کرد و آمریکا مجازاتشان کرد. ترکیه را چه می فرمایید. ترکیه روزگارى بزرگ‏ترین کشور اسلامى بود و اگر مقدارى به عقب برگردیم بزرگ‏ترین امپراتورى جهان بود؛ امپراتورى عثمانى. بعد از این که تجزیه‏اش و تکه تکه‏اش کردند و یک لقمه‏اش ماند به نام ترکیه باز هم یکى از بزرگ‏ترین کشورهاى اسلامى دنیا بود از نظر سوق‌الجیشى در دنیا بى نظیر است. کشورى است که بخشى از آن در اروپا و بخشى در آسیاست. با چند تا دریاى بزرگ و چند کشور مهم اروپایى ارتباط تنگاتنگ و مرزهاى مشترک دارد و گاهی درآمدش از توریسم از درآمد نفت ما بیش‌تر است.

اگر مى‏خواهید شما شیاطین انس را شناسایى کنید یا وسوسه‏هاى شیطانى را تشخیص بدهید که اینها از جانب شیطان است یا نه؟ یکى از علائمش همین است اگر یک وقت احساس کردید که یک تمایلى دروغى در شما ایجاد شده که واقعیت ندارد بفهمید که منشأش شیطانى است.

بعد از سقوط رژیم شاه، آمریکا وعده‏اش داد که اگر با ما همکارى کنى ما تو را امپراتور کشورهاى اسلامى مى‏کنیم. پایگاه‏هاى آمریکا از ایران منتقل شد به ترکیه. نقشى را که شاه بازى مى‏کرد دولت ترکیه به عهده گرفت. در مقابلش چى دادند به ترکیه؟ آن‌چنان ذلیلش کردند که یک چنین دولتى با این ویژگى‏ها و قدرت‏ها باید دست گدایى به اسرائیل دراز کند. براى تعمیر تانک‏هایش باید برود به اسرائیل دریوزگى کند که تانک‏هایش را اسرائیل تعمیر کند. این وعده‏اى است که آمریکا مى‏دهد این هم نتیجه‏اش. حالا اگر کسانى گول آمریکا را بخورند چه کسی را ملامت کنند؟ آمریکا را ملامت کنند؟ شیطان جواب خواهد داد «فلاتلومونى و لوموا انفسکم» مرا ملامت مکنید، خودتان را ملامت کنید.

شیطان هر لحظه و هر هزارم ثانیه به سراغ ما می آید این درحالی است که بسیاری از ما نیز نیاز به شیطان نداریم زیرا خودمان از همکاران او هستیم و بدون امضای هر گونه قراردادی دربست در اختیار او مزدوری می کنیم.

نه تنها خود را فریب می دهیم بلکه با وسوسه کردن دیگران نیز پا جای پای شیطان می گذاریم .

چکار داری سیگار و یا مشروب و یا مخدره دیگری به هم محفلی و یا دوستان پاک خود تعارف می کنید بگذارید او سالم باشد. خلاصه حرف زیاد است تا نمازم دیر نشده بروم که شیطان نمی گذارد. خدایان از شر شیطان به تو پناه می برم . کرد شبستری




واژه کلیدی :شیطان و واژه کلیدی :شش هزارسال عبادت و واژه کلیدی :شبستری




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸۸

   

سرّعشق

زندگی نامه پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان در 24 اردیبهشت 1334 در نیشابور چشم به جهان گشود ، جهانی که با گشودنش ، شنودن آوای مترنم و سرمست سرچشمه ها و دشت های بینالود از یک سو ، و از دیگر شیهه سواران و تاراج تاران و مغولان و... آنچه که بر نیشابور رفته بود ، را برای او ناگزیر می کرد .

مشکاتیان از 6 سالگی به فراگیری موسیقی پرداخت ، از ابتدا علاقه وافری به سنتور پیدا نمود و به علت ارتباط مداوم با استاد خود ( پدرش حسن مشکاتیان ) در 8 سالگی اولین کنسرت خود را در یک مراسم گرد هم آیی دانش آموزان مدرسه امیر معزی نیشابور انجام داد . مشکاتیان از کودکی متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبیات منظوم و منشور ایران با راهی که برگزیده بود شد و در این راه نیزپدرش راهنمای او بود . از دوران دبیرستان در اردوهای رامسر شرکت می جست و در مسابقات آموزشگاههای سراسر کشور رکورد دار بود . پرویز مشکاتیان پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد . ردیف عالی موسیقی ایران (( ردیف آقا میرزا عبدالله )) را در دانشگاه نزد استاد فقید نور علی خان برومند و دکتر داریوش صفوت آموخت . همزمان با این آموزشها از محضر اساتیدی چون : دکتر محمد تقی مسعودیه ، شادروان عبداله خان دوامی ، شادروان سعید هرمزی ، شادروان یوسف فروتن نیز بهره گرفت . او همچنین در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور مشغول کار شد . پرویز مشکاتیان در آزمون باربد که ابتکار استاد نور علی خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ کامکار ) و در کل آزمون به مقام ممتاز با ( داریوش طلایی ) دست یافت .

مشکاتیان پس از استعفا از رادیو تلویزیون ، به اتفاق چند تن از موسیقیدانان ، موسسه فرهنگی و هنری چاووش را بنیاد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجویان موسیقی شد . مشکاتیان دارای قریحه یی ذاتی است ، او به گفته دست اندر کاران موسیقی قدرت خارق العاده ایی در تصویر سازی و تبحر زیادی در انواع ریتم و خاصه آهنگسازی روی اغزال و اشعار مورد علاقه اش دارد . آهنگ هایی که تاکنون از وی شنیده ایم عبارتند از : (( مرا عاشق)) ، (( شور انگیز )) ، (( نغمه )) شعر از مولانا خواننده شهرام ناظری اجرا گروه عارف .

تصنیف (( دشتی )) ، (( غم انگیز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شیدایی )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بیداد )) شعر حافظ خواننده شجریان دو نوازی در ایران – گروه عارف در اروپا . (( بیداد )) اجرا گروه عارف و شیدا (( کرد بیات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترک )) ، شعر آذر مهر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظری اجرا گروه عارففف . (( ایرانی )) ، گروه شیدا . (( چوپانی )) شعر جواد آذر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( پیروزی )) شعر جواد آذر خواننده شجریان دو نوازی ( با ناصر فرهنگفر )- (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجریان اجرا گروه عارف . (( سرکش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجریان دو نوازی . (( دل انگیزان )) شعر مولانا خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقیا )) ، (( چکاد )) شعر حافظ خواننده شجریان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پریسا اجرا گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران . (( شکر و شکایت ))

 

 


 

 

به گزارش خبرنگار موسیقی ، مراسم ختم و یادبود «پرویز مشکاتیان» شب گذشته با حضور خیل عظیمی از هنرمندان از جمله حسین علیزاده، محمدرضا شجریان، محمدرضا درویشی، همایون شجریان، کیوان ساکت، پشنگ کامکار، اردشیر کامکار، سعید فرج‌پوری، داریوش پیرنیاکان، سامان احتشامی، شهرام صارمی، هنگامه اخوان، فریبا داوودی در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.

پس از مراسم مداحی ، محمدرضا شجریان با پس از خواندن شعری گفت: پرویز رفت و ما را داغدار کرد. الگوی زندگی او اندیشه خیام بود و سالها با این اندیشه زیست و در نهایت به معشوقش که خیام بود، رسید.

وی ادامه داد: پرویز خانه گرمش را با دو دسته گلش تنها گذاشت و رفت و راهی خیام شد همانند آنچه خودش می خواست و داغش ما را کلافه کرد.

شجریان در خاتمه بیان داشت: حیف پرویز ما رفت. من تا اینجا آمده‌ام تا از همه عزیزانی که برای تسلیت هنرمندان اینجا آمدند و با مهربانی خودشان ما را دلگرم می‌کنند، تشکر کنم. برای همه سرافرازی و دلخوشی آرزو می‌کنم.


خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمه‌های بسیار پرداخت و یاد آن سال‌ها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.

موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادی‌های ما شادی ‌و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را می‌توان شنید که برای وطن و آزادی می‌تپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنج‌ها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمه‌ی صادق و راستین زمانه خود باشد.
پرویز یکی از این اندک‌شماران است، موسیقی‌دانی که ذوق تصنیف‌سازیش، مهارت گروه‌نوازیش، لطافت شاعرانه‌اش و تعهدش به آرمان‌های مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.
پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.
محمد‌رضا شجریان
اول مهرماه 88 - آمستردام

سید محمد خاتمی با صدور پیامی درگذشت استاد نامدار و صاحب سبک عرصه موسیقی و فرهنگ ایران زمین، استاد پرویز مشکاتیان را به جامعه هنری، علمی و فرهنگی کشور و خانواده مکرم مشکاتیان تسلیت گفت.

متن این پیام به شرح ذیل است :
بسم الله الرحمن الرحیم

هنرمند نامدار و توانا و متواضع، استاد مشکاتیان از میان ما رفت و به دیدار پروردگار شتافت و اصحاب هنر و فضیلت و دوستداران ایران و فرهنگ بارور ایرانی - اسلامی را داغدار کرد.

”دستان“ سرای توانا اینک به تاریخ پیوسته است، ولی یاد و نام او و آثار گران سنگش سرمایه بزرگی برای همه فرهنگ دوستان و هنر شناسان و خداپرستان انسان دوست است.

من این مصیبت را به جامعه هنری، علمی و فرهنگی کشور و به خانواده مکرم او از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم و از خدای قادر متعال برای روان بلندش آمرزش و رحمت گسترده طلب می کنم.


لطفی: با درگذشت «مشکاتیان» اهل موسیقی در بهتی عظیم فرو رفت.

محمدرضا لطفی در پیام تسلیتی، درگذشت مشکاتیان را سوگی سنگین و بهتی عظیم برای جامعه موسیقی عنوان کرده است.
ایشان که در خارج از کشور به سر می رود،در پیام خود اورده است:
پرویز عزیز از میان ما رفت، خانواده، رفقا و دوستان و جامعه اهل موسیقی را در سوگی سنگین وبهتی عظیم فرو برد.
وی در ادامه این پیام آورده است: مردمانی چند در طی بیش از 30 سال با آثار جاودان او و طنین پرشتاب مضرابش زیسته‌اند و بهترین و تلخ‌ترین لحظات عمر خویش را با ساز او قرین بوده‌اند. چند سال جان خاطره خود را مرهون احساس و ساخته‌های زیبای او می‌دانند. من به عنوان دوستی دیرینه این داغ جانگداز را به جامعه موسیقی و خانواده او خصوصا مادر داغدار و آوا و آیین عزیز تسلیت گفته برایشان آرزوی طول عمر می‌نمایم.
در ادامه این پیام می‌خوانیم: متأسفانه نبودم تا قطره‌ای باشم در اقیانوس داغدارش. از راه دور به روح بزرگ پرویز عزیزم درود می‌فرستم که چنین آثار جاودان موسیقی را برای ما و نسل های پس از ما به یاد گذاشت و رفت.

او به جاودانگی موسیقی ایران زنده است

 




واژه کلیدی :پرویز مشکاتیان و واژه کلیدی :سید محمدخاتمی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸۸

نقش آلرژی در سرفه های مزمن و عود کننده در کودکان بررسی عوامل آلرژی در 1007کودکان

 

یکی از مسائل پیچیده ای که پزشکان کودکان با آن روبرو هستند موضوع کودکان مبتلا به سرفه های مزمن و عود کننده است.این عارضه از طرفی سبب آزلر مداوم کودکان وبروز اختلال در وضع جسمانی و تغذیه و بالنتیجه در رشد آنها شده و از طرف دیگر سبب آسیبهای روانی چه در خود کودکان و چه در والدین آنها می گردد.

در بررسی های بیشماری که در اتیولژی سرفه های تحریکی و عود کننده شده،به خوبی ثابت شده است که در بسیاری از موارد واکنش های آلرژیک نقش مهمی را دارا می باشند ودر حقیقت این عارضه را نوعی آسم به شمار آوردهاند(Coungh Type Asthma).

نشانه های بالینی کلاسیک آسم عبارتند از:خس خس سینه((Wheezingسرفه و تنگی نفس که در کودکان فوق الذکر تنها نشانه سرفه است و خس خس سینه و تنگی نفس وجود ندارد.سرفه ها در این موارد خشک و بدون خلط بوده و می تواند به طور مداوم ولی غالبا متناوب در ساعات ویژه ای از شبانه روز به ویژه شبها به روز کند و گاهی نیز حمله ها سرفه با فواصل بیشتر و حتی به صورت فصلی عود می کند.

در پاتوژنی آسم برونشیک انفلاماسیون(Inflammation)نقش اساسی را بازی می کند که واکنش های آلرژیک به ویژه در کودکان علت اصلی این انفلاسیون است.در واقع انفلاسیون در آسم آلرژیک متعاقب آزاد شدن واسطه های شیمیایی از Mast cells و سلول های دیگر بروز می کند.این واسطه های شیمیایی همچنین سبب بروز برونکواسپاسم و باریک شدن قطر برونشها ئ همچنین ترشح از غدد مخاطی می شوند که علائم سه گانه کلاسیک آسم را به وجود می آورند.

در آسم از نوع سرفه ،انفلاماسیون بیشتر در شاخه های اصلی و بزرگ برونش م تراشه به وجود می اید که سبب  تحریک گیرنده های سرفه در سطح مخاط می گردد ولی برونکواسپاسم و اگزوداسیون که عامل اصلی بروز خس خس و تنگی نفس می باشند به وجود نمی آید.

گیرنده های رفلکس سرفه در نقاط مختلف دستگاه تنفس از جمله تراشه و احتمالا در سینوسها و همچنین گوش میانی ،برونشها و پارانشیم ریه وجود دارند.به علاوه در مناطق غیر تنفسی مانند:مدیاستن،پریکارد و عضو های زیر دیافراگم نیز قرار دارند گاهی نیز سرفه مبدا مغزی و عصبی دارد.

در مورد نقش سینوسها در ایجاد سرفه های مزمن اختلاف عقیده وجود دارد زیرا با وجود اینکه در برخی از موارد تورم مخاط سینوسها و گاهی نیز ترشح دریافته های پرتو نگاری وجود دارد.ولی به نظر می رسد که این تورم و وجود ترشح جزئی از واکنش های آلرژیک است که در دستگاه تنفس فوقانی و در جریان ابتلا به رینیت آلرژیک بروز می کند به طوریکه غالبا تجویز مکر آنتی بیوتیک در بهبودی سرفه این کودکان موثر واقع نمی شود.

از عوارض دیگر که باید توجه داشت یکی وجود جسم خارجی در برونشها و دیگری ابتلا به سیاه سرفه است.باید توجه داشت با وجود انجام واکسیناسیون باز هم امکان بروزسیاه سرفه در این کودکان وجود دارد.بیماری فبیروکیستیک نیز از موارد دیگر ایجاد سرفه های مزمن در کودکان است که با انجام آزمایشات لازم به خوبی می توان بیماریهای فوق را تشخیص داد.

در برخی از کودکان سرفه ها اتیولوژی عصبی و روانی دارد که در این زمره سرفه های از نوع Tic و هیستریک و همچنین سرفه های عادتی (Habitual)قرار دارند.همانطور که گفته شد در اکثریت موارد تلاش های مکرر و خسته کننده برای تشخیص اتیولژی سرفه های مزمن بی نتیجه مانده و این کودکان از مطب متخصصین کودکان به متخصصین گوش و حلق وبینی و ریه و بالعکس رفت و آمد می کنند.

در بررسی اتیولژیک سرفه های تحریکی و عود کننده باید شرح حال کامل ،شامل سابقه شخصی و فامیلی آلرژی(Atopy)و معاینات بالینی از نظر وجود رینیت آلرژیک و ترشحات پشت حلق،مورد توجه قرار گیرد فصلی بودن سرفه نیز از موارد تائید ماهیت آلرژیک بودن ان است.

نتایج اسپیرو متی در این کودکان معمولا طبیعی است ولی اگر اسپیرومتی متعاقب انجام ورزش و تحریک و یا پس از مصرف متاکولینMethacholin انجام شود به طور وضوح تحریک برونشها وعلائم اسپاسم را نشان می دهد که با مصرف برونکوودیلاتور اصلاح می شود.

در پیگیری هائی که در مورد گروههای مختلفی از کودکان مبتلا به سرفه به عمل آمده مشاهده شده است که تعدادقابل توجهی از آنها پس از مدتی علائم واضح آسم بروز داده اند.یکی از کارهائی که در تشخیص آلرژیک و یا از نوع آسم بودن سرفه ها موثر بوده تجویز داروهای برونکودبلاتور(خوراکی و استثنائی)و همچنین کرنیکواستروئید های استشاقی(Inhaler)است که بطور قابل توجهی سبب بهبودی سرفه در این کودکان می شود.

درمان:

هعمانطور که فوق اشاره شد در صورت مطمئن بودن از ماهیت آلرژیک سرفه ها مصرف داروهای برونکودیلاتور اولین اقدام است.اگه سرفه ها بدین وسیله کنترل نشدند تجویز دوره کوتاه مدت کرتیکواستروئید خوراکی همراه با اسپری های استروئید ی توصیه می شود که پس از پایین اوردن دوز وقطع دارو های خوراکی مصرف این اسپریها تا مدتی به طور منظم ادامه می یابد.

از نظر اتیولژیک در سرفه های از نوع اسم که به طور مکرر و عود کننده مزاحم کودکان است،باید اقدام لازم برای شناسائی آلرژنهای موثر به ویژه  آلرژنهای محیطی (استشاقی)به عمل آید که در این مورد تستهای آلرژی به ویژه تستهای پوستی می توانندراه گشا باشد.

پس از شناخت آلرژنها تلاش کافی برای حذف آنها با یاری والدین کودکان به عمل آید.در صورتی که حذف عوامل آلرژنها به ویژه آلرژنهای استشاقی میسر نباشد انجام ایمونوتراپی اختصاصی در بسیاری از موارد در درمان و بهبودی کودکان مبتلا به آلرژی تنفسی در حمله سرفه های تحریکی و آسم موثر می باشد.

گزارش بررسی کودکان به سرفه های مزمن در کلینیک آلرژی تهران در 10سال گذشته 1007 کودک بین سنین3 تا 16 سالگی به سبب ابتلای به سرفه ای مزمن و عود کننده به این کلینیک مراجعه کرده اند .در این کودکان پیش از مراجعه،تحت نظر پزشکان خانوادگی خود، بررسی های لازم بالینی و آزمایشگاهی انجام شده و داروهای متعددی از جمله آنتی بیوتیکهای مکرر برای آنها بدون حصول بهبودی کافی ،تجویز شده بود.

تعداد4626نفر(41%)دختر و 6554نفر(59%)پسر بودند.در آمار گیری که از کل کودکان مراجعه کننده در برهه زمانی 10 ساله اخیر بعمل امده 9%مراجعه کننده کودکان را مبتلایان به سرفه های مزمن تشکیل می دادند. در این کودکان تستهای آلرژی بروش Prick و داخل جلدی (Intradermal)برای آلرژیهای شایع استشاقی به عمل آمد است که موارد مثبت مهم به قرار زیر است:

(33%)33مورد:House Dustگردو غبار منزل

(15%)148مورد:(D.Pteriny Ssinus)House Dust Mite مایتP

(12%)124مورد:(P.Farinae)House Dusat MiteمایتF

(25%)248مورد:Tree Pollensگرده درختان

(23%)231مورد:Grass Pollensگرده چمن ها

(28%)286مورد:Weed Pollensگرده علفهای هرزه

در تعدادی از این کودکان ایمنونوتراپی اختصاص  به عمل آمده که نتایج بالینی آن درخشان بوده است.

خلاصه:

سرفه های مزمن و عودکننده از عارضه های نسبتا شایع و ناراحت کننده است که از سوئی سبب آزار جسمی و روانی خود کودک و از طرف دیگر سبب نگرانی شدید در والدین می شود.

در بررسی اتیولژیک این سرفه ها در مرحله اول بیماریهای ارگانیک باید مورد توجه قرار گیرد مانند بیماری فبیروکیستیک-سل-سیاه سرفخ-وجود جسم خارجی و همچنین تحریکات موجود در گوش میانی و احتمالا در سینوسها باید مورد شک و ظن قرار گیرند به وجود نقاط تحریکی در محلهائی غیر از دستگاه تنفس مانند مدیاستن




واژه کلیدی :آلرژی و واژه کلیدی :سرفه مزمن و واژه کلیدی :کلینیک آلرژی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ٤ آبان ۱۳۸۸

 از حق نگذریم با بگذریم زیاد تفاوتی ندارد زیرا حق گرفتنی است نه دادنی ! اما سفر برادر رییس قوه قضائیه یعنی همان حاج علی به ژنو که از قدیم و ندیم تنها نان شب او یک بیسکویت آن هم از نوع گرجی  اگر نبود مینو و این آخری ها هم آنا است، دستاوردهایی داشته و یا نداشته این هم فرقی نمی کند زیرا همه می گویند داشته است. احسنت تبارک الله احسن الخالقین!
   اما حاشیه های این سفر دستاوردهای بیشتری از خود سفر داشته که آدم را به یاد درگیری های لفظی و قلمی روزنامه کیهان با ایرنای زمان فریدون خان وردی نژاد می اندازد. یادش به خیر یا نه این هم فرقی نمی کند. بگذریم باری از مطلب دور نشویم عبدالله پاره سنگ ها را در توبره نهاد و روانه ایران شد.
اینکه این پاره سنگ ها تبدیل به مس شود یا طلا بوده است باز هم به ما مربوط نمی شود زیرا دانستن حق مردم ایران است که مردم نیز این را خوب بخش کرده اند و می کنند.
  بدون هر گونه دخل و تصرفی این مطلب را آورده ایم و تحلیل محتوای آن را نیز به شما خوانندگان بسیار عزیز و ارجمند جیرفت سی تی واگذار می کنیم. شبستری:
............................................
کج فهمی دوستان آقای لاریجانی در روزنامه خبر
در حالی که ایرنا کوشید با انعکاس گسترده اخبار سفر رییس مجلس به ژنو ، اقدام هیات ایرانی به ریاست لاریجانی را موفق ارزیابی کند،دوستان رسانه ای آقای لاریجانی در روزنامه خبر با کج فهمی از یادداشت ایرنا، در گزارشی مدعی منفی نگری خبرگزاری رسمی کشور نسبت به دیپلماسی پارلمانی شدند.

به گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از رسانه هفتاد و چند ساله ایرنا حاکی است که  روزنامه خبر که توسط حسین انتظامی از نزدیکان و همراهان رسانه ای لاریجانی اداره می شود؛ امروز در گزارشی دستاوردهای دیپلماسی پارلمانی را بر شمرده و به نقد یادداشت ایرنا با عنوان "آیا سفر علی لاریجانی به ژنو موفقیت‌آمیز بود؟" پرداخته است.
اما مشکل دوستان این روزنامه این است که گویا تنها تیتر ویا لید یادداشت ایرنا را خوانده اند و حوصله مطالعه 8 بند بعدی که در آن ایرنا به دفاع از دستاوردهای لاریجانی در این سفر پرداخته است را نداشته اند.
در گزارش روزنامه خبر آمده است:" رسانه‌های دولت و یا نزدیک به آن، واکنشی بر عکس از خود نشان می‌دهند. کما اینکه علی‌رغم پایان یافتن سفر هیأت پارلمانی ایران به ژنو به منظور شرکت در یکصد و بیست و یکمین اجلاس اتحادیه بین‌المجالس جهانی بعضاً بر طبل بی‌ثمر بودن این سفرها کوبیدند." و این در حالی است که خبرنگار اعزامی ایرنا به این سفر در پایان چنین می نویسد که:"به رغم عدم حصول نتیجه مورد علاقه هیات ایرانی ،نمی توان لاریجانی و هیات همراه را در این نشست ناموفق دانست چرا که تیمی به خود این جسارت را می دهد که در میان تمامی گروههای حاضر در این اجلاس ،‌پیشنهادی ارایه کند و سپس در این میدان برای پیروزی تلاش کند و 500 رای اعضای نشست را به خود اختصاص دهد ،‌جای تحسین دارد.
به هر حال مقابله با دول غربی و آمریکا که سالها دنیا را تحت سیطره خود داشتند ولو در اجلاس های مردمی مانند بین المجالس ،‌کار سهل و آسانی نیست و نیاز به ممارست و کسب تجربه بیشتر دارد . هر چند که همراه نمودن اغلب کشورهای آسیایی ،‌مسلمان و امریکای لاتین برای نمایندگان کشورمان در نوع خود دستاورد مهمی به شمار می رود. "
خبرگزاری جمهوری اسلامی به دوستان خود در روزنامه خبر توصیه می کند که همانطور که خود همواره به دستاوردهای دولت و تحلیلهای مثبت آن منفی نگاه می کنند، به مطالب تحلیلی و دلسوزانه ایرنا همانطور ننگرند و با ارائه چنین تفسیرهای منفی بافانه ای به ظاهر خود را مدعی حمایت از فرد خاصی جلوه ندهند، چرا که آقای لاریجانی یکی از سران قوای جمهوری اسلامی به شمار می آیند و حمایت از ایشان در این جایگاه برهمگان از جمله خبرگزاری رسمی کشور لازم است.
به خطر قضاوت بهتر خوانندگان متن کامل یادداشت ایرنا در پی می آید:

آیا سفر علی لاریجانی به ژنو موفقیت آمیز بود؟
یاسرمرادی*:"علی لاریجانی" هفته گذشته همراه با هفت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی جهت شرکت در یکصد و بیستمین اجلاس پاییزه بین المجالس به ژنو رفت تا پس ازسفر "محمود احمدی نژاد" در نشست دوربان دو در این شهر و مذاکرات هسته ای اخیر سعید جلیلی دستاوردهای جدیدی را برای کشورمان به همراه آورد.

حال سوال اصلی اینجاست که آیا سفر لاریجانی دستاورد ویژه ای را به همراه داشته است یا نه؟
آنچه از ظاهر امر بر می آید این است که پس از گزارش اخیر گلدستون و تصویب آن در شورای حقوق بشر سازمان ملل ،‌برخی دول اسلامی بویژه ایران و عمان به دنبال آن بودند که خط محکومیت رژیم صهیونیستی در مجامع بین المللی را دنبال کنند و از این باب بود که لاریجانی و هیات همراه با تمام قوا جهت تصویب ماده اضطراری اجلاس یکصد وبیستم درخصوص جنایات رژیم صهیونیستی در غزه وارد میدان ژنو شدند اما متاسفانه ماده اضطراری این نشست با تلاش کشورهای افریقایی و اروپایی در خصوص امنیت غذایی به تصویب رسید و موضوع غزه در اولویت دوم قرار گرفت. لذا ظاهر قضیه عدم توفیق هیات ایرانی را نشان می دهد اما باید برای قضاوت در این خصوص نکات دیگری را نیز لحاظ کرد.
1 - صبح روزی که لاریجانی عازم ژنو شد ،حادثه تروریستی زاهدان سفر وی را به طور کامل تحت الشعاع قرار داد به نحوی که ایشان در فرودگاه نیز در این خصوص به طور کامل سخن گفت و انگشت تقصیر را به سمت آمریکا نشانه رفت.
دقیقا به همین دلیل بود که فضای رسانه ای داخل کشور و حتی جهان به سمت این موضوع و از طرف دیگر مذاکرات حساس وین منعطف شد و اجلاس ژنو از حمایت رسانه ای چندانی برخوردار نشد.
2 - لاریجانی به محض ورود به اجلاس، در صبح روز دوشنبه قبل از حضور در نشست ، ملاقات و رایزنی های خود را آغاز کرد اما هر چه مذاکرات ادامه می یافت، سختی مسیر بر رییس مجلس شورای اسلامی و هیات همراه بیشتر مشهود می شد .
اولین دیدار با رییس مجلس الجزایر صورت گرفت که کشوری اسلامی از قاره آفریقا بود. هر چند وی از تلاش خود برای راضی کردن کشورهای افریقایی برای رای به موضوع غزه خبر داد اما نوع کلام وی نشان داد که برای جلب آرای کشورهای آفریقایی اقدام چندانی صورت نگرفته است.
علی لاریجانی در دیدار دوم خود با رییس مجلس عمان مساله دیگری که پیش بینی آن به راحتی قابل امکان نبود را از زبان وی شنید و آن عدم رضایت هیات فلسطینی برای رای به موضوع غزه بود که واقعا کار رایزنی ها را با سختی دو چندانی همراه کرده بود . به همین دلیل بود که لاریجانی سومین دیدار خود را فورا با هیات فلسطینی حاضر در نشست انجام داد تا موضوع را مرتفع سازد.
البته در نشست با هیات عمان ثمره خوبی حاصل شد و آن توافق ایران و عمان برای یکی کردن پیشنهادهای دو کشور در خصوص غزه بود که با عنوان پیشنهاد ایرانی - اسلامی مطرح گردید.
3 - رییس هیات فلسطینی که از نزدیکان "محمود عباس" بود در دیدار با لاریجانی چنین استدلال کرد که روحیه ملت فلسطین پس از گزارش گلدستون بالا رفته و نمی خواهند با پیشنهاد موضوعی که امکان رای آوردن آن کم است منجر به تضعیف این روحیه شوند.
لاریجانی در پاسخ به وی تاکید کرد ، لازم نیست شما پیشنهادی مطرح کنید، ما مطرح می کنیم، شما تنها محکم حمایت کنید اما به نظر می رسید تصمیم هیات فلسطینی خارج از این دیدار و پس از لابی های گسترده با دیگر کشورهای اروپایی اتخاذ شده است که جای بسی تاسف داشت.از طرف دیگر بعد از ظهر همین روز پس از دیدار با رییس مجلس مصر نیز کاشف به عمل آمد که آنها نیز از ترس رای نیاوردن این موضوع ، نظری مشابه با هیات فلسطینی داشته اند اما سختی کار در دیدار با رییس مجلس هند بیشتر جلوه گر شد.
4 - هیات نمایندگان ایرانی که بیشتر فعالیت های آنها توسط "کاظم جلالی" انجام می شد و قبل از آغاز نشست در ژنو حاضر بودند از نظر مساعد کشورهای آسیایی با پیشنهاد ایران خبر داده بودند اما رییس مجلس هند در دیدار با لاریجانی ضمن تاکید بر اهمیت موضوع فلسطین از اهمیت بالای موضوع امنیت غذایی برای هند سخن گفت. همین بود که ایران فورا دست به کار شد و پیشنهاد خود را با کمک مالزی ، ترکیه و اندونزی در مجمع کشورهای آسیایی به تصویب رساند تا در نشست عمومی از اطمینان بیشتری برخوردار باشد .
دیدار با هیات ونزوئلا هم باعث شد توافقی خوبی درخصوص غزه با کشورهای آمریکای لاتین که بر اهمیت موضوع هندوراس تاکید داشتند ، حاصل شود.
5 - به نظر رسید غفلت هیات ایرانی از فضا سازی هایی بود که اروپا، رژیم صهیونیستی و آمریکا با تلاش کشورهای آفریقایی برای عدم موفقیت پیشنهاد کشورهای اسلامی انجام داده بودند .
کشورهای یادشده لابی محل نشست را تماما با عکس های تکان دهنده ای در خصوص عدم امنیت غذایی در جهان به ویژه در آفریقا پر کرده بودند که این امر کاملا اجلاس و عواطف شرکت کنندگان را برای رای به این موضوع تحت تاثیر خود قرار داده بود در حالی که حتی یک عکس از غزه هم مشاهده نمی شد.
نکته حائز اهمیت دیگر تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازپس گیری این پیشنهاد بود تا اساس این پیشنهاد پس از ارعاب کشورهای مسلمان اصلا به رای گذاشته نشود، امری که در اجلاس آدیس آبابا اتفاق افتاد، لذا به همین دلیل بود که کشورهایی مانند مصر و فلسطین نیز تمایلی به طرح این پیشنهاد نداشتند.
6 - به هر صورت با تلاش های هیات ایرانی اولا اصل پیشنهاد این بار توسط کشورهای اسلامی پس گرفته نشد و توانست بیش از 500 رای اعضا را به خود اختصاص دهد اما این بار توانایی رقابت با استفاده ابزاری آمریکا و غرب از موضوع امنیت غذایی در آفریقا را نداشت.
نکته جالب آنکه بعداز ظهر همان روز با وجود تصویب موضوع امنیت غذایی، از 10 سخنرانی انجام شده سه سخنرانی در خصوص غزه انجام شد و ایران توانست لااقل این بحث را به عنوان یکی از مباحث جدی این اجلاس در افکار عمومی مطرح کند.
7 - از بعد از ظهر روز دوشنبه و پس از تصویب ماده اضطراری نشست، لاریجانی با فراغت بال بیشتری به موضوع های دیگر دارای اولویت برای کشورمان پرداخت.
وی در دیدار با رییس مجلس پاکستان به طور جدی خواستار برخورد با تروریست ها شد و همچنین از از وی قول گرفت موضوع عطار زاده کاردار ربوده شده ایرانی در آن کشور را پیگیری کند که این موضوع با وعده پیگیری جدی رییس مجلس سنای پاکستان همراه بود .هیات مالزی نیز دیگر کشور اسلامی بود که با لاریجانی دیدار داشت و در خصوص گردشگری و مسایل اقتصادی موضوع های مهمی رد و بدل شد.
8 - اما روز سه شنبه نیز روز مهمی برای هیات ایرانی بود که با سخنرانی شدید اللحن لاریجانی خطاب به آمریکا،‌فرانسه و نیروهای ناتو در خصوص مسایل افغانستان ،‌حوادث تروریستی در ایران و جنایات صهیونیست ها آغاز شد. رییس مجلس در ادامه با رییس مجلس مصر ملاقات مهمی را داشت که به رغم تفاهم کلی بر موضوع فلسطین،‌به علت تفاوت نگرش ها نسبت به عملکرد کشورهای اسلامی درخصوص فلسطین ،‌مباحثه ای جالب میان دو رییس مجلس صورت گرفت.
لاریجانی در ادامه ملاقات با رییس و دبیر کل اتحادیه بین المجالس را در برنامه خود داشت که در این دیدار به انان که تلاش در اولویت دادن به مسایل خنثی و غیر سیاسی داشتند ،هشدار داد که در صورتی که درخصوص فلسطین بی تفاوت عمل کنید اصل جنایات نژاد پرستانه تغییری نمی کند و تنها از اهمیت و جایگاه نهاد بین المجالس کاسته می شود که این سخن لاریجانی باز هم با کلی گویی آنان همراه بود.
البته دیدار با گونزالس و چند مقام دیگر از دیدارهایی بود که پشت درهای بسته انجام شد و اطلاعاتی در خصوص آن به بیرون درز نکرده است .

* فرجام سخن
به رغم عدم حصول نتیجه مورد علاقه هیات ایرانی ،نمی توان لاریجانی و هیات همراه را در این نشست ناموفق دانست چرا که تیمی به خود این جسارت را می دهد که در میان تمامی گروههای حاضر در این اجلاس ،‌پیشنهادی ارایه کند و سپس در این میدان برای پیروزی تلاش کند و 500 رای اعضای نشست را به خود اختصاص دهد ،‌جای تحسین دارد.
به هر حال مقابله با دول غربی و آمریکا که سالها دنیا را تحت سیطره خود داشتند ولو در اجلاس های مردمی مانند بین المجالس ،‌کار سهل و آسانی نیست و نیاز به ممارست و کسب تجربه بیشتر دارد . هر چند که همراه نمودن اغلب کشورهای آسیایی ،‌مسلمان و امریکای لاتین برای نمایندگان کشورمان در نوع خود دستاورد مهمی به شمار می رود.
----------------------
 این فرجام سخن نیز به قلم خبرنگار اعزامی به رشته تحریر درآمده است. از همه ایرنایی های گذشته و حال و آینده که معلوم نیست از کدام روزنامه و یا رسانه دیگری باشند می خواهیم که احترام به برادران را رعایت کنند. هر چند که 75درصد قوه قوای سه گانه در دست جیگیردارنژاد است. تا هست باشد احمدآقای خودمان را میگویم تا هست باشد و پاینده ایران باشد تا هست پرچم باشد و یا همان بیرق سه رنگ خودمان که رنگهایی جالب و دیدنی دارد. کردشبستری .




واژه کلیدی :روزنامه خبر و ایرنا و واژه کلیدی :بین المجالس و واژه کلیدی :لاریجانی