جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳۸۸

امام جمعه بندرعباس:مملکت یک رهبر بیشتر ندارد

  بندرعباس – نماینده ولی فقیه در هرمزگان و امام جمعه بندرعباس با تشریح دستاوردهای نشست اخیر مجلس خبرگان رهبری گفت: مملکت یک رهبر بیشتر ندارد.

  گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از ایرنا، مرکز بندرعباس حاکی است که آیت الله غلامعلی نعیم آبادی در خطبه های نماز جمعه این هفته بندرعباس افزود: فصل الخطاب همه مسائل و محوریت نظام  رهبری هستند و برای رفع مشکلات باید به سخنان ایشان مراجعه کرد.

  نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: سخنان رهبر معظم انقلاب را نیز بایستی بدون تفسیر به رای و برداشت های شخصی پذیرا باشیم.

   خطیب جمعه شهر400هزارنفری بندرعباس تصریح کرد: " شنیده و دیده شده وقتی رهبر معظم انقلاب ازشخصیتی  دفاع کرده اند برخی گفته اند: " آقا از روی مصلحت اندیشی این عمل را انجام داده اند.

   نماینده ولی فقیه دراستان هرمزگان اینگونه اظهارنظرها را غلط دانست و تاکید کرد: انتقادات باید بر پایه انعطاف و تاییدهای ما نیز بر اساس گفته های رهبری باشد درغیر این صورت اشکال شرعی دارد.

    امام جمعه بندرعباس در ادامه با تشریح دو واژه انتقاد و تخریب بیان داشت: طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب انتقاد خوب است در صورتی که به قصد تخریب نباشد.

  آیت الله نعیم آبادی با اشاره به اینکه انتقاد به قصد تخریب را اسلام ممنوع کرده یادآور شد: اگر انتقاد نباشد و دانشمندان صاحب رای نتوانند عملکرد دولتمردان را نقد منصفانه کنند کارها یکنواخت و در مملکت نیز شاهد یک رکود و خمودگی خواهیم بود.

     نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری با تاکید مجدد براینکه یک رهبر بیشتر نداریم ادامه داد: روسای قوای مجریه، مقننه ، قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام هر حرفی که می زنند اگر با نظر رهبری در یک راستا باشد درست در غیر این صورت درست نیست و بایستی با انتقادهای صحیح با آنان برخورد کرد.

  وی تاکید کرد: آقایان دکتر احمدی نژاد بعنوان رییس جمهوری  و آیت الله هاشمی رفسنجانی بعنوان رییس مجمع تشخیص مصحلت نظام قابل اعتماد هستند چون حکم اولی توسط رهبر تنفیذ و دیگری نیز با حکم ایشان منصوب شده است.

   آیت الله نعیم آبادی با اعلام اینکه  رییس جمهوری را مردم انتخاب کرده اند وهاشمی رفسنجانی را خبرگان بعنوان رییس این مجلس تعیین کرده اند، اظهارداشت: اگر منتخب خبرگان را زیر سووال ببریم چه اتفاقی می افتد؟.

   خطیب جمعه بندرعباس بیان داشت: " کسی که تخریب کند فرقی نمی کند که دارای منصب و مقام باشد یا نباشد  از خط رهبری نظام خارج است.

   آیت الله نعیم آبادی تاکید کرد: هر کس هاشمی رفسنجانی را تخریب کند از خط رهبری خارج است همانطوریکه بخواهند رییس جمهوری را تخریب کنند، زیرا  یکی با حکم رهبر معظم انقلاب منصوب شده و دیگری حکم رییس جمهوری اش بوسیله ایشان تنفیذ شده است.

  وی بدون نام بردن از شخص گروه و یا قشر خاصی تاکید کرد: نباید کاری کنیم که محوریت رهبری زیر سووال برود زیرا در این صورت همه با مصلحت اندیشی های خودسرانه و تفسیر به رای های گوناگون وارد عرصه می شوند که برای مملکت خطرناک  است.

   نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری بار دیگر تاکید کرد: " این غلط است که بگوییم آقا از روی مصلحت از فردی حمایت کردند زیرا برای ایشان حفظ نظام و اعتلای جمهوری اسلامی بالاتر از همه چیز است و تاکنون نیز این را ثابت کرده اند طوریکه با کمک خدا و حضور مردم کشتی انقلاب را از بزرگ ترین طوفانهای روزگار به سلامت به ساحل نجات رسانده اند.

   وی با تاکید بر حفظ وحدت و انتقاد سازنده از یکدیگر از مردم به خصوص جوانان و به ویژه قشر تحصیل کرده خواست پشت سر رهبری انقلاب حرکت کرده و از افراط و تفریط پرهیز کنند.

  به راستی که درست گفتند: اینکه هر ننه قنبری از راه نرسیده دهان باز کند و هرچه دلش خواست نثار دیگران کند آیا این درست است؟ ما اشرف مخلفوقات هستیم و جانشین خدا در روی زمین! آیا این است معنی  جانشینی خدا؟! اگریک روزی در اداره ، کارخانه و فرقی ندارد  خلاصه محل کارمان یا حتی خانه ما را بعنوان جانشین رییس معرفی کنند چه خواهیم کرد آن هم با این اندیشه های غلط و نادرستی که داریم. رهبری نظام بارها آقای هاشمی رفسنجانی را مورد تایید قرار داده همانطوریکه از رییس دولت نهم و دهم تعریف و تمجید کرده است.

اینکه بگوییم حمایت آقا ازاکبر آقا بعنوان مصحلت اندیشی بوده درست است! چرا می خواهیم فردای خود را با امروز دیگران بفروشیم!. آیا یادمان رفته که چرا ا مام اول شیعیان سر در دهانه چاه می بردند و با خدای خود راز و نیاز می کردند. بیاییم تا دیر نشده به خود بیاییم و کاری نکنیم که خانواده شهدا دشمن شاد شوند. و از طرفی جایی مطلبی خواندم که یکی از تازه به دوران رسانیده شده ها گفته بود که آقای هاشمی باید تکلیف خودش را روشن کند. همینجا بگویم که شما چه کاره هستید که اینگونه جلوتر از رهبر معظم انقلاب گام برمی دارید .

جلوتر از رهبر رفتن به جایی ختم می شود که هنگام رحلت حضرت رسول اکرم در تاریخ خوانده ایم.

  امام (ره) بارها و بارها بر وحدت اقشار مختلف مردم تاکید کرده اند و حفظ جمهوری اسلامی را بالاتر از هر فریضه ای در اسلام دانسته اند .

اینکه شاهد برخی مطالب باشیم که برخلاف گفته های رهبر فرزانه انقلاب باشد زیاد جالب نیست بلکه دشمن پسند نیز است. خداوند این سید والامقام را برای این مملکت حفظ کند . و به ما نیز یک صبر عطا نماید تا شاهد اعتلای جمهوری اسلامی و به بار نشستن دستاوردهای خون شهیدان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس باشیم . شهیدانی که سرهای آنان راضد انقلابها و ساواکی ها در غرب کشور در مراسم عروسی می بریدند و جسد آنان را سلاخی می کردند.

  هنوز یادم نرفته که تن معلم ما را بدون سر به شهرمان آوردند و گفتند که آقای فاریابی در درگیری با ضد انقلاب درغرب کشوربه شهادت رسیده است.

  لباس سبزهایی که به حق نام پاسدار انقلاب گرفته اند نیز باید این روزها به هوش باشند تا خدایی نکرده اجر سالها تلاش و فعالیت آنان در فعالیتهای اقتصادی به رنگی دیگر تبدیل نشود، بگذراید که همان رنگ سبز اول انقلاب یا زیتونی در اذهان عموم مردم تا ابد باقی بماند .

 لباسی که آیت الله مدنی، صدوقی، بعنوان شهدای محراب بر تن می کردند که تصاویر آنها موجود است.

   پاسدارهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر خلاف کمیته های انقلاب اسلامی  در قلوب مردم جای داشته و دارند. خدا حفظ کند حجت الاسلام نوری را که با یک کاسه کردن ژاندارمری، شهربانی و کمیته های انقلاب اسلامی شر کمیته هارا از سر مردم مسلمان ایران کند و نیرویی به نام نیروی انتظامی پدید آورد که هم اکنون شاهد فعالیت آنان هستیم . هر چند که در اواخر دهه هشتاد شاهد تنظیم فعالیتهای ین نیرو و قانونمند کردن رفتارنیروهای تحت امر آن هستیم. اما همین را نیز به فال نیک گرفته شایدروزی برسد که پلیس ایرانی بعنوان الگوی دیگر کشورها مورد قبول همگان واقع شود. به امید روزی که همه چیز به رنگ شکوفه و تابستان باشد. شبستری .




واژه کلیدی :نعیم آبادی و واژه کلیدی :تفسیر به رای و واژه کلیدی :بندرعباس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳۸۸

آیت الله "سیدکاظم نورمفیدی" روز دوشنبه در همایش نقش معنویت در کاهش اثرات بلایای طبیعی در گرگان افزود: معنویت نه تنها در کاهش اثرات بلایای طبیعی نقش عمده ای دارد بلکه نقشی فراتر از آن که پیشگیری و عدم تحقق حادثه است، ایفا می کند.
وی با اشاره به اینکه حوادث و مشکلاتی که در زندگی بشر به وقوع می پیوندد، جزو لاینفک آن است، ادامه داد: در دنیای مادی وقوع این بلایا و حوادث اجتناب ناپذیر است.
نماینده ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه گرگان یادآور شد: این که حوادث وجود نداشته باشد توهم است، چون که طبیعت این جهان مادی آن است که حوادث و بلایا وجود داشته باشد.
وی با بیان اینکه نگاه ما به حوادث، نگاه مادی و الهی است، تاکید کرد: نگاه مادی به حوادث به سطح حوادث نگاه می کند ولی نگاه الهی با این نگاه بسیار متفاوت است و نگاه ایمانی، این حوادث را آزمایش الهی می داند.
آیت الله نورمفیدی افزود: مسوولین اجرایی باید کارهایی که می تواند اثرات بلایای طبیعی را کم کند، از قبل با برنامه ریزی و مدیریت درست و بموقع انجام بدهند.
به گزارش ایرنا همایش نقش معنویت در کاهش اثرات بلایای طبیعی یک روزه بوده و با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد مدیریت بحران استانداری گلستان در حال برگزاری است.
/508/7469/601


   حضرت آیت الله سید کاظم نورمفیدیاز علمای صاحب نظر این مملکت محسوب می شوند که مطالعات زیادی در زمینه های گوناگون دارند. یک دفعه که سعادت یاری کرد و در محضر این دانشمند والامقام بودم خا طراتی از سفر به کشور ژاپن برای این حقیر تعریف کردند که نشان از اندیشه بالا و با ظرافت و تیزبین ایشان دارد.

   در حال حاضر نیز سخنان نامبرده حکم احادیث ائمه اطهار را برای بنده دارد. زیرا در جایی رهبر معظم انقلاب اسلامی در زمینه آیت الله مروارید گفته بودند( آقای راشد یزدی خواسته بودند که منبع یک حدیث ذکر شده در مسجد گوهرشاد را از نامبرده سووال کنند که آقای خا منه ای فرموده بودند که خود ایشان منبع هستند. یعنی حضرت آیت الله مروارید دامت برکاته که خداوند رحمتش کند. با یادآوری این خاطره  خواستم بگویم که  حضرت آیت الله نورمفیدی که اکثریت شیعیان در انتظار چاپ رساله توضیح المسائل ایشان لحظه شماری می کنند نیز طوری عمل کرده که مسلمانان ا هل سنت و شیعه همه او را دوست دارند و به این دوستی افتخار می کنند. نامبرده نیز افتخار این را دارند که با دستخط مبارک بنیانگذار جمهوری اسلامی نامه ای بعنوان نمایندگی امام امت (ره) داشته باشند.

   وقتی که از معنویات فاصله بگیریم و بی توجه به فروع دین از جمله خس و زکات  روزگار بگذرانیم معلوم  است که فضیلت خداوند شامل حال ما نخواهد شد و چنان می شود که هم اکنون حدود 10سال است که در استان هرمزگان شاهد خشکسالی  شکننده ای هستیم که قرار است از دشت شمیل برای میناب آب ببرند در صورتی که سد مییناب از تامین کنندگان اصلی آب شهر 450هزار نفری مینباب و بندر خمیر و همچنین  قشم محسوب می شود که به علت نبود بارندگی خشک شده است.

   در دیگر استانهای کشور نیز به خصوص سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان، شهربابک ، بخشی از بوشهر و  خوزستان و مهم تر از همه چهار محال و بختیاری که تامین کننده آب اکثریت استانها است شاهد خشک شدن بسیاری از با غهای مثمر و غیر مثمری  هستیم که تنها راه امرار معاش مردم آن دیار به حساب می آیند.

   چقدر شکر گذار لایتناهی بوده ایم که توقع داشته باشیم تا دعای ما مستجاب درگاه ا و واقع شود.

  بیاییم تا دیر نشده به سخنان علمای دین به خصوص حضرت آیت الله اعظمی سید کاظم نورمفیدی و رهبر معظم انقلاب توجه کرده و با دعا و نیایش و پرداخت خمس و زکات و برپا کردن نماز و اهمیت دادن به سیره پیامبر و ائمه اطهار و قرائت قرآن از خداوند منان بخواهیم م که دست ما را بگیرد و باران رحمتش را نازل کند.

برگزاری چنین همایش هایی به روشن شدن افکار عمومی کمک بزرگی خواهد کرد. قدیمی های تعریف می کنند هر وقتی که رودخانه و یا قنات و یا چشمه ای کم آب می شد عده ای از مردم که در پیشاپیش آنان بزرگان و سیدها ( اولاد پیامبر) در حرکت بودند با قربانی کردن گاو و یا گوسفندی در چند فرسنگی آن محل و برگزاری دعای باران از خدا می خواستند که آب مورد نیاز آنان را تامین و از خشک شدن تنه منبع تامین کننده آب آشامیدنی و خوراکی آنها جلوگیری کند.

همانها که هنوز عده ای از آنان زنده و در میان ما زندگی می کنند تعریف می کنند که کمتر از یک روز طول می کشید که با یک بارندگی آب مورد نیاز مردم تامین و کانالهای مزارع نیز ممو از آب می شد. آیا امروز نیز اینطور است یا بنا به گفته نماینده ولی فقیه در استان گلستان معنویت در کا هش بلایای طبیعی نقش بسزایی دارد.

 کرد شبستری گیلانی .

       

 




واژه کلیدی :سیدکاظم نورمفیدی و واژه کلیدی :گلستان و واژه کلیدی :معنویت و واژه کلیدی :بلایا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۸

     

 

 

 

مؤسس ومبتکر برنامه گلها
«داوود پیرنیا» (۱۲۷۹ـ آبان ۱۳۵۰)

 

سده اخیر را بنابه عللی می توان دوره تحول فکری واجتماعی ایرانیان دانست؛ وقوع انقلاب مشروطیت ، پایان دوره سلطنت چندین ساله خاندان قاجار وظهوررضاشاه ، گسترش روابط با دنیای غرب و ازهمه مهمتر و تأثیرگذارتر ؛ ظهور پدیده ای به نام رسانه های ارتباط جمعی بود و پیامد آن بروز تغییرات بنیادین درفرهنگ تغییر ذائقه فرهنگی شد دراین شرایط ممکن بود براثر برخی تندروی ها (به علت خود کم بینی، شیفتگی و اطاعت محض از فرهنگهای بیگانه) یا کندروی ها(به علت تعصبات نابجا و پافشاری برسنتهای به جای مانده از گذشته) موسیقی سمت وسوی درستی نیابد و واقعیات اجتماع را نادیده بگیرد، اما در شرایطی این چنین با همت و تلاش مرحوم داوودپیرنیا و عده ای از هنرمندان دلسوخته و به منظور حفظ ونگاهداشت موسیقی اصیل ایران، برنامه «گلها» در رادیو شکل گرفت و از طریق این رسانه تازه تأسیس موسیقی هنری وفاخر ایرانی به گوش شنوندگان رسید۰

پیرنیا درسال۱۲۷۹ش درتهران متولد شد. تعلیمات پدر (مرحوم حسن پیرنیا) که از روشنفکران آن دوران بود براو بسیار مؤثر بود. تحصیلات ابتدایی را درمنزل ، نزد معلمان وقت فرا گرفت. سپس برای ادامه تحصیل وفراگیری دروس زبان و… واردمدرسه «سن لویی» شد. بعدها برای ادامه تحصیلات به سوئیس رفت و پس از فراغت از تحصیل دررشته حقوق ، به وطن مراجعت و در وزارت دادگستری مشغول خدمت شد۰

داوود پیرنیا، بنیانگذار ومؤسس کانون وکلا درایران بود. پس از انتقال از وزارت دادگستری به وزارت دارایی ، اقدام به تأسیس اداره آمار درایران کرد. پس از چندی به ریاست کل نخست وزیری وسپس معاونت نخست وزیری منصوب شد۰

پیرنیا در زمان تحصیل علم حقوق درسوئیس ، نواختن پیانو را فراگرفت و با اصول و قواعد موسیقی کلاسیک آشنا شد. عشق به موسیقی اصیل و سنتی ایران، او را برآن داشت تا مشاغل دولتی را کنار بگذارد و باجدیت هدف خود را دنبال کند و برنامه های ارزنده ای که امروزه، چون گنجینه ای گرانبها (برنامه گلها) ازگذشته به یادگار مانده را از خود به جای گذارد وموسیقی اصیل ایرانی را نه تنها به مردم ایران بلکه به سایر ممالک معرفی کند. پیرنیا درمورد تأسیس برنامه «گلها» وعلاقه اش به موسیقی می گوید: «از اوان کودکی ، علاقه بسیاری به گل، بخصوص گل لاله داشتم. به خاطر دارم ، وقتی که دبیرادبیات، تکلیفی داد تا بر قطعه ای از «روسو» شاعر و نویسنده فرانسوی تفسیری بنویسم ، وقتی برای چندمین بار آن قطعه را خواندم ، از خانه همسایه آهنگی به گوشم رسید که ازنظر مفهوم با قطعه «روسو» شباهت داشت. رابطه آن شعر وآهنگ به اندازه ای مشغولم کردکه به خانه همسایه رفتم و پس از عذرخواهی اسم آن آهنگ را پرسیدم. گفتند: «تنهایی » که یکی از آثار غیرمشهور «شوپن » است۰

بعدها این اندیشه به ذهن پیرنیا رسید که قطعات ضربی موسیقی ایرانی هم دربرنامه گنجانده شود. باتوجه به اینکه ترانه ها و تصنیف هایی که درآن زمان از رادیو تولید وپخش می شد ، اغلب اصیل و ناب نبودند، پیرنیا با کوشش فراوان توانست نظر مقامات سازمان «برنامه و بودجه » را به اهمیت موضوع جلب کند و با اختصاص اعتباری، اقدام به تشکیل ارکستری با شرکت نوازندگان ، خوانندگان و آهنگسازان صاحب نام آن دوره کرد که برنامه «گلهای رنگارنگ » در سال ۱۳۳۴ حاصل آن بود؛ برنامه ای که با قطعه ای ضربی و بدون کلام آغاز می شد وبعد از آن قطعه ای به صورت ساز و آواز به اجرا درمی آمد و درپایان برنامه ، قطعه ای ضربی به صورت تصنیف توسط خواننده ، همراه با ارکستر اجرامی شد۰

از سال ۱۳۳۹ ش به علت گسترش برنامه های رادیو، برنامه «گلها» نیز گسترش و تنوع یافت و بیشتر اوقات در دوقسمت اجرا و پخش می شد:۰

برنامه «گل های جاویدان» که درآن یک یا دو ساز ، به همراهی صدای خواننده ، به اجرای برنامه می پرداختند واشعار انتخابی آن اغلب از شاعران گذشته چون مولوی، سعدی و حافظ بود۰

برنامه «گلهای رنگارنگ» ؛ که اشعار آن بیشتر از شاعران معاصری همچون رهی معیری نواب صفا، شهریار ، معینی کرمانشاهی و… انتخاب می شد۰

از دیگر برنامه هایی که بعدها به برنامه «گلها» افزوده شد و به آن تنوع وگیرایی بخشید، «برگ سبز» بود که به ساز وآواز و شعرخوانی اختصاص داشت ودرآغاز برنامه این دو بیت شعر خوانده می شد:۰

چشم بگشا که جلوه دلدار
به تجلی است از درودیوار
این تماشا چون بنگری گویی
لیس فی الدار غیره دیار

وبرنامه بااین جمله پایان می یافت:۰

«این هم برگ سبزی بود، تحفه درویش ، علی نگهدارتان»

شاخه گل ، عنوان برنامه ای ۱۵دقیقه ای بود که به معرفی یک شاعر و خواندن چندبیت از همان شاعر و سپس اجرای یکی از ترانه های «گل های رنگارنگ » می پرداخت۰

آنچه باعث محبوبیت واستقبال مردم هنردوست از برنامه «گلها» شد، یکی شناخت عمیق مرحوم پیرنیا از شعر، ادب و موسیقی ایران وعامل دیگر، دقت و وسواس او در انتخاب اشعار و قطعات موسیقی بود. بارها یک قطعه موسیقی را می شنید وقسمتهایی از آن را انتخاب و قسمت دیگررا حذف می کرد. پس از انتخاب شعر، آنها را با موسیقی تلفیق کرده و نوارضبط شده را به دفعات می شنید و حتی برای کسانی که به دیدنش می آمدند، پخش می کرد واز نظرات افراد صاحب نظر بهره می جست۰

پخش برنامه «گلها» از رادیو، موجب تجدید چاپ مکرر دیوان های گوناگون شاعران گذشته ومعاصر ایران ، بالارفتن شناخت و آگاهی هرچه بیشترمردم نسبت به شعروادب فارسی و آشنایی مردم جهان با فرهنگ، هنر، شعروادب ایران زمین شد۰

بطورخلاصه حاصل کاربرنامه «گلها» عبارت است از :۰
ـ «گلهای جاویدان» ۱۵۷ برنامه
ـ «گلهای رنگارنگ »؛ ۵۸۱برنامه (این برنامه از شماره ۱۰۰شروع شده و تعدادی از برنامه ها دارای شماره«الف» و «ب» است)۰
ـ «برگ سبز »؛ ۳۱۲برنامه
ـ «شاخه گل »؛ ۴۶۵ برنامه
ـ «گلهای صحرایی »؛ ۶۲برنامه
ـ «گلهای تازه » ؛ ۲۰۱برنامه

پس از درگذشت پیرنیا (درسال ۱۳۵۰ش) ، هنرمندانی که درتهیه برنامه «گلها» نقش داشتند، هرکدام به دنبال کار خود رفتند و اوضاع تغییر کرد. دیگران کوشیدند که راه او را ادامه دهند، اما «گلها»ی آنان رنگ و بوی «گلهای» پیرنیا را نداشت.

زمانی که پیرنیا دچار سکته قلبی ودربیمارستان بستری شده بود، دکتر معین افشار، دوست صمیمی و با وفای او، که تا پایان دوره خدمت پیرنیا در رادیو، با وی همکاری داشت، سبدی از گل برایش هدیه آورد که بر روی کارت همراه گل ها این رباعی را نوشته بود:۰

تامهر درخشنده ومه تابان باد
عمرتو چون «گلها»ی تو جاویدان باد
چون آن همه شاخه های گل کزتوشکفت
پیوسته دلت شاد و لبت خندان باد

  شاخه گلی باشد هدیه به دوستداران موسیقی ایران . سرزمینی با همه رازهای خفته و بیدارش با همه زیبایی های وصف ناشدنی اش.

دراین زمینه همین سووال بس که چرا خداوند عالم پیامبری برای ایرانیان نفرستاد مگر نه اینکه معلم را برای یاد دادن درس و مشق برا بی سوادان اعزام می کنند.

به نظر این ساکانان ایران زمین همیشه خدا جو و خدا پرست بوده اند و از بت و بت پرستی بیزار بودند. آنقدر اهل سواد و کمالات  هنرهای مختلف بوده اند که نیازی به راهنما و بشارت دهنده نداشته اند .

 زیرا همه ما در قرآن کریم خوانده ایم که خداوند هدف از بعثت پیامبران را چه چیزی بیان داشته است. مکارم اخلاق و دیگر مسائلی که در تاریخ ایران به خصوص در فرمان داریوش بزرگ به مردمانش و همچنین منشور حقوق بشر کوروش کبیر به خوبی قابل دیدن و شنیدن و خواندن است.

در موسیقی نیز  اگر نبودند اساتید بزرگ موسیقی این سرزمین امروز معلوم نبود که آیا جهانیان از این نعمیت بهره ای داشتند آن هم به این زیبابی یا خیر ، اخیرا با به ثبت رسیدن نت های موسیقی ایران در یونسکو موسیقی ایرانی جهانی شد.

آن هم چه موسیقی که انسان را به خدا نزدیک می کند و به دور از هر گونه پلیدی و پشتی تنها و تنها در فکر لایتناهی و زیبابی های خلقت فرو می رود . موسیقی که از هر انسان شیفته ای می تواند عارفی بی بدیل تحویل جامعه  بدهد.

خوشحالم که امروز بار دیگر صدای پایه گذارن الفبای موسیقی ایرانی را از رادیو گلها می شنوم و برای دست اندرکاران آن که مطمئین هستم قلبشان چز برای  خوبی و وطنشان نمی تپد از صمیم قلب دعا می کنم.

از همه هم وطنان عزیز و هنرمندان نیز می خواهم با گوش فرا دادن به برنامه گلها روحی تازه کنند . برنامه ای بسیار متنوع است که امیدواریم در آینده ای نزدیک با کمک دستداران این مرز و بوم شاهد پخش تصاویری هم باشیم.

 همه شما را به خداوند منان می سپارم  و از لایتناهی موفقیت خدمت گزاران به این مرزو بوم را در هر مقام و مسوولیتی و هر لباسی که هستند خواستارم  به خصوص خدا به رهبر ما کمک کند تا چرخ این مملکت را بچرخاند.

هر کسی نظریه ای دارد که برای خودش محترم است اما با توجه با شناختی که بنده از نامبرده دارم به خصوص در زمینه ادبیات و سخنرانی هایی که از ایشان در مورد حافظ اقبال لاهوری شنیده ام تاکنون نظیر آنها را نشنیده ام بسیار عمیق و از روی فهم و آگاهی کاملی بود که بزرگ ترین اساتید فرهنگ و ادبیات نیز قادر به چنین سخنرانی هایی ممکن است نباشند.

هرچه هست سید علی خامنه ای نیز از فرزندان این آب و خاک ادب پرور  هستند که شجاعت او نگذاشت دشمنان قسم خورده این ملک به آرزوهای شیطانی خود دست پیدا کنند.

در این زمینه به دستاوردهای انرژی هسته ای اشاره می کنم و سخنان رییس سابق سازمان انرژی هسته ای که فرمودند: این پیروزی را تنها مدیون رهبر معظم انقلاب اسلامی هستیم که با شجاعت و درایت کامل و بدون در نظر گرفتن تهدیدات دشمن تنها با تمسک به ریسمان الهی و مدد از لایتنهای  در فکر آینده این مرزو بوم بودند و تصمیمات ایشان موجب فراهم آمدن دلگرمی در بین جبهه خودی علیه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا شد.

امروز اگر می بینیم که ایران بعنوان یکی از اعضای انجمن دارندگان فن آوری صلح آمیز انرژی هسته ای پذیرفته شده تنها به دلیل شجاعت و دوراندیشی رهبری خردمند مسلمان و وطن پرست به نام آیت الله سید علی خامنه ای است و ملت ایران که همیشه پشت سر رهبر خود حرکت کرده و از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند. در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز مردم گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب حضرت امام خمینی (ره) درس عبرتی به دشمنان اسلام ناب محمدی دادند که برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.

ملت ایران در برابر همه استکبار با دست خالی و سلاح هایی که به دست توانای صنعتگران جوان این مرز و بوم ساخته می شدند ایستاد و لحظه ای از ارزش های دینی و وطنی خود عقب نشینی نکرد.

دیدیم که لایتناهی نیز مزد ایستادگی آنان را چگونه داد.

امروزه ایران بعنوان قدرتی برتر در منطقه شناخته شده و این مسئله مورد قبول همگان واقع شده و  ابرقدرتهای از داخل پوسیده می دانند که ایران بازیگر اصلی میدان در خاورمیانه و حتی آسیا و بخشی از افریقا و حتی آمریکای جنوبی است.

  دراین مسئله شکی نیست اما مشکل بعضی ها این است که در کنار کوهی مرتفع نشسه اند که قادر به دیدن قله آن نیستند .دیگران که دورتر نشسته اند بیشتر متوجه عظمت و بزرگی این قله می شوند .

امیدوارم که همه زندگی ما برنامه گلها باشد و از خداوند منان می خوهیم که روح رفتگان موسیقی ایرانی را با روح اصحاب یمین محشور بفرماید. الهی آمین یا رب العالمین . کرد شبستری گیلانی .




واژه کلیدی :برنامه گلها و واژه کلیدی :گل های جاویدان و واژه کلیدی :ارکستر و واژه کلیدی :داود پیرنیا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳۸۸

سانگ ایل گوک بازیگر نقش جومونگ که به دعوت یکی از شرکتهای تولیدکننده لوازم خانگی به ایران سفر کرده بعدازظهر امروز در نشست مطبوعاتی که در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار شد به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.
بنابر این گزارش وی در این مراسم با بیان اینکه من تازه متوجه شدم که رئیس جمهور سابق ما از دنیا رفته خیلی غمگین شدم و شاید نتوانم خوب صحبت کنم گفت: به مردم ایران سلام می‌کنم و از شرکت‌هایی که باعث حضور من در ایران شدند تشکر می‌کنم. صدها بار تشکر خود را به مردم ایران ابلاغ می‌کنم که از شب گذشته به خاطر استقبال از من در فرودگاه حضور پیدا کردند.
وی افزود: برای من ایران کشوری غریبه بود و تنها بخش‌هایی از این کشور می‌دانستم که آن اطلاعات را از طریق کتابهای تاریخی به دست آورده بودم. شنیدم که هواداران من در ایران خیلی زیاد هستند و از آنها تشکر می‌کنم امیدوارم من هم بتوانم فرهنگ کره را به شما نشان بدهم.
وی که در جمع بسیاری از خبرنگاران ایرانی سخن می‌گفت و عکاسان مدام از وی عکس می‌گرفتند در پاسخ به سوالی در خصوص میزان تحصیلات دانشگاهی در رشته بازیگری چقدر برای ورود به این رشته تأثیر دارد گفت: زمانی که من از سوی یک شبکه تلویزیونی دعوت به کار شدم 250 نفر آمده بودند و رقابت میان ما صورت گرفت بعید می‌دانم که همه افراد هدفشان بازیگری باشد 7 سال پیش فقط چند دانشکده، بازیگری را تدریس می‌کردند اما در حال حاضر دانشگاههای بسیاری برای آموزش این رشته در کره جنوبی تأسیس شده است.
ایران کشور آزاد و قشنگی است
سانگ ایل گوک در ادامه گفت: ایران کشور آزاد و بسیار قشنگی است که جذابیت‌های بسیاری دارد مردم آن نیز بسیار مهربان هستند و استقبال آنها در فرودگاه و هتل نشانگر خوبی آنهاست.
وی درباره پاسخ به این سؤال که ماندگارترین صحنه‌ای که از سریال افسانه جومونگ در ذهن‌تان مانده است اظهار داشت: ساخت این سریال متعلق به 3 سال پیش است و خیلی یادم نیست اما صحنه‌ای بود که در گل فرو رفتم و به همین دلیل حتی یک هفته نمی‌توانستم غذا بخورم و حتی در گوش‌هایم نیز پر از گل شده بود البته آخرین صحنه جومونگ جذاب‌ترین صحنه بود و به خاطر آن گریه کردم.

با سوسانو ازدواج نکردم
بازیگر نقش جومونگ در پاسخ به این سؤال که آیا می‌دانستی تصاویر شما به مدت چند ماه روی جلد مجله‌های ایرانی را به خود اختصاص داده و اینکه آیا با سوسانو ازدواج کرده‌اید اظهار داشت: در کره هم عکس‌هایم روی جلد مجلات و روزنامه‌ها قرار گرفت و فکر نمی‌کردم در ایران نیز چنین اتفاقی افتاده باشد ضمن اینکه ازدواج کرده‌ام اما متأسفانه با دختر دیگر جز سوسانو.
وی درباره معنی اسم خود نیز گفت: ایل یعنی یک گو یعنی کشور و معنی اسم من یعنی یک کشور من به خاطر اسمم نقش جومونگ را بازی کردم و فکر می‌کنم این سرنوشت من بود جومونگ هم چند کشور را با یکدیگر متحد کرده است ضمن اینکه تاریخ تولد من یک اکتبر است که این تاریخ در کره یک روز نظامی است به همین دلیل پدر و مادرم این نام را برایم انتخاب کرده‌اند.
داستان جومونگ همزمان با دوران هخامنشی در ایران است
سانگ ایل گوک در ادامه گفت: سریال افسانه جومونگ در کشور کره جنوبی یازده یا دوازدهمین سریال پرطرفدار است و اولین سریال راجع‌ به تاریخ باستان کره جنوبی به شمار می‌رود. در کره چندین سریال باستانی ساخته شده اما اولین آن راجع ‌به سلسله گوگور یعنی 2500 سال پیش و همزمان با دوران هخامنشی است من در این سریال لباس‌های سنتی پوشیده‌ام و فکر می‌کنم به همین دلیل مردم از این سریال خوششان آمده است.
ساخت مستند از حضور جومونگ در ایران
به گزارش خبرنگار فارس در این مراسم اعلام شد: فیلم مستندی از ابتدای ورود سانگ ایل گوک به ایران و بازگشتش به کره جنوبی در حال تهیه است که پس از پایان مراحل ساخت در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.
یکی از مدیران شرکت دعوت‌کننده از سانگ ایل گوک در پاسخ به این سؤال که چرا از میان بازیگران کره‌ای از او برای حضور در ایران دعوت شده پاسخ داد: این بازیگر از لحاظ اخلاقی فرد وارسته‌ای است که جایگاه ویژه‌ای دارد به همین دلیل ما احساس کردیم او با مردم ایران همخوانی بیشتری دارد. سانگ ایل گوک فردی است که سیگار نمی‌کشد، مشروب نمی‌خورد و ساعت‌ها از روزش را به ورزش اختصاص می‌دهد این دلایل باعث شد تا ما نزدیکی بیشتری بین او و ایرانی‌ها ببینیم و از او برای حضور در ایران دعوت کنیم.
*
بسیاری از هواداران این بازیگر برای دیدن او جلوی در سالن همایش‌های سازمان صداوسیما تجمع کرده بودند و با در دست داشتن حلقه‌‌های گل در انتظار دیدن بازیگر محبوب خود بودند.
 
این بازیگر در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی در کره پخش می‌شود و آیا به بازی در کنار کدام یک از بازیگران بین‌المللی علاقمند است؟ اظهار کرد: اکنون متوجه شدم که سریال «امپراتور دریا» نیز در ایران پخش شده است و از این بابت خوشحالم. چون این مجموعه برای من اثر مهمی محسوب می‌شود. در کره تا به حال سریال‌های ایرانی پخش نشده است، ولی چند فیلم سینمایی مانند «بچه‌های آسمان» روی آنتن رفته است.
او اضافه کرد: تمام بازیگران، کارگردانان و هنرمندان، معلم من هستند؛ و باید از آن‌ها بیاموزم. بنابراین نمی‌توانم از بین آن‌ها یک فرد را انتخاب کنم و آرزومندم که بتوانم با همه آن‌ها همکاری کنم.
سونگ در پاسخ به این پرسش که آیا نسخه‌ی دوبله شده به فارسی «جومونگ» را دیده است، گفت: متاسفانه هنوز این نسخه را ندیدم. ولی علاقه‌ی زیادی به دیدن گوینده‌ی نقش «جومونگ» و شنیدن صدای او دارم.
او با اشاره به دوبله «افسانه جومونگ» به زبان چینی اظهار کرد: از طریق یکی از دوستانم متوجه شدم که این سریال به زبان چینی دوبله شده است. وقتی آن را دیدم برایم بسیار جالب و در عین حال خنده‌دار بود. البته کیفیت آن به گونه‌ای بود که چند روز گریه می‌کردم و نمی‌توانستم بخوابم. البته امیدوارم دوبله‌ی این سریال به فارسی این گونه نباشد.
بازیگر سریال «امپراتور بادها» درباره تولید فیلم و سریال در کره گفت: در کره در سال بیش از 100 فیلم و سریال ساخته می‌شود که با یکدیگر رقابت دارند.
او با بیان این که ایران تاریخ و تمدن عظیمی دارد، اظهار کرد: من به این مورد اهمیت زیادی می‌دهم. البته ایرانی‌ها به داستان‌های قهرمانی خیلی معروف هستند. «جومونگ» هم داستان یک قهرمان است، بنابراین بین او و داستان‌های ایرانی شباهت‌هایی وجود دارد.
سونگ درباره‌ی علت موفقیت سریال «جومونگ» گفت: نکات مختلفی برای موفقیت این سریال وجود دارد؛ داستان این مجموعه یکی از آن‌ها است؛ همین مساله باعث موفقیت این مجموعه در ایران و کره شده است.
او اضافه کرد:‌ شنیده‌ام ترافیک تهران سنگین است. البته در کره هم چنین وضعیتی وجود دارد و در زمان پخش سریال «جومونگ» این ترافیک کاهش می‌یابد.
این بازیگر در پاسخ به این پرسش که آیا در زمینه تئاتر نیز فعالیت داشته و به کدام یک از رسانه‌های سینما،‌تئاتر و تلویزیون علاقه‌ی بیشتری دارد، گفت: متاسفانه فعالیت تئاتری نداشته‌ام. چون من در امتحان تلویزیون شرکت کردم. با این حال واقعا به فعالیت در تئاتر علاقمندم و در کنار سینما و تلویزیون برای من یکی هستند.
او در پاسخ به این پرسش که با توجه به وجود صحنه‌های رزمی در سریال افسانه‌ای «جومونگ»، آیا پیش از تصویربرداری تمریناتی در این زمینه انجام داده است، گفت: رزمی کار نیستم. ولی سه ماه پیش از بازی در این سریال تمرینات زیادی کردم. به ویژه در زمینه اسب‌سواری؛ به طوری که تمام صحنه‌های اسب‌سواری را خودم بازی کردم.
سونگ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اطلاع او از خودکشی پسری به خاطر سوسانو و مرگ پسری چهار ساله گفت: تسلیت عرض می‌کنم که پسری به خاطر جومونگ و سوسانو خودکشی کرد و برای نخستین بار این مساله را شنیدم اصلا فکر نمی‌کردم که دیدن یک مجموعه باعث چنین اتفاقاتی شود. از طرف دیگر خوشحالم چرا که این مسائل نشان دهنده شهرت جومونگ و طرفداران زیاد او در ایران است.
او اضافه کرد: تمام پسران کره‌یی عاشق سوسانو هستند. بنابراین به نظر می‌آید آنان رقبای زیادی دارند.
این بازیگر در پاسخ به این پرسش که آیا از وجود خیابان سئول در تهران و خیابان تهران در سئول آگاهی دارد، گفت: زمانی که ارتباط صمیمانه ایران و کره آغاز شد قرار شد در کره خیابان تهران و در ایران خیابان سئول نامگذاری شود البته خیابان تهران معروف‌ترین و گران‌ترین خیابان کشور کره است.
سونگ در پایان این نشست اظهار کرد: اگر بار دیگر به ایران دعوت شوم حتما به این کشور سفر می‌کنم.
به گزارش ایسنا، این مراسم با حضور اندی کیم مدیرکل ال جی در ایران، حسین دیلمی رییس هیات مدیره گلدایران و حسین تنهایی قائم مقام هیات مدیره گلدایران برگزار شد و کیم و تنهایی در ابتدای این مراسم درباره علت دعوت از سونگ ایل گوک به کشورمان و محصولات این شرکت سخن گفتند.
***
در حاشیه:
ـ قائم مقام هیات مدیره گلدیران درباره برنامه‌های دیگر سونگ در ایران گفت: او قرار است از محک(موسسه حمایت از بیماری‌های سرطانی) بازدید کند. علاوه بر آن در یکی از مراسم که با حضور عوامل دوبله‌ی سریال «افسانه جومونگ» برگزار می‌شود،‌ ترجمه صحبت‌های سونگ با صدای علیرضا باشکندی ـ مدیر دوبلاژ افسانه جومونگ و گوینده این نقش ـ به استحضار شرکت کنندگان می‌رسد.
ـ گفتنی است بازدید سونگ از موزه سینما و ملاقات با برخی هنرمندان که نیکی کریمی از جمله‌ی آن‌ها است از دیگر برنامه‌های این بازیگر کره‌یی در سفر به ایران است.
ـ بیش از 100 عکاس و خبرنگار برای پوشش نشست خبری سونگ ایل گوک به سالن همایش‌های صداوسیما آمده بودند.
ـ زمانی که سونگ پشت میز کنفرانس مطبوعاتی قرار گرفت عکاسان او را احاطه کردند. به گونه‌ای که او قابل رویت نبود.
ـ اندی کیم مدیرکل شرکت ال جی در ایران از خبرنگاران پرسید، جومونگ سنتی را بیشتر می‌پسندید یا تیپ به روز او را؟
اندی کیم مدیرکل شرکت ال جی در ایران درباره این بازیگر کره‌یی و جومونگ گفت:‌ اکنون سونگ و جومونگ به قسمتی از زندگی مردم ایران تبدیل شده است. مهم‌تر از آن شخصیت سونگ و سریال جومونگ است که با اهداف شرکت ما هماهنگی زیادی دارد که از جمله آن طراحی زیبا، تکنولوژی هوشمند و هماهنگی کامل با زندگی مردم است.
او درباره سونگ گفت: او هواداران زیادی در کشورهای آسیایی دارد. سونگ نوه‌ی یکی از مهم‌ترین ژنرال‌های کره‌ای است که جان خود را برای استقلال میهن‌اش فدا کرد به همین دلیل شخصیت او به عنوان شهروندی نمونه شناخته می‌شود.
در ادامه تنهایی قائم مقام هیات مدیره گلدیران گفت: ال‌جی برای تداوم فعالیت‌های خود به غیر از مسیرهای مرسومی مانند خدمات و کیفیت مناسب تلاش می‌کند به نوع دیگری با مردم تعامل داشته باشد. بنابراین حامی مالی محصولات فرهنگی مانند کلاه قرمزی و سروناز در سینما قدس و گروه آرین بوده است. در حال حاضر نیز با توجه به استقبال مردم از سریال افسانه‌ای جومونگ، سونگ را به ایران دعوت کردیم تا با شادی‌ و استقبال مردم از سریال افسانه‌ای جومونگ و این بازیگر همگام باشیم.
او خبر داد: فیلمی مستند از ابتدای ورود تا خروج سونگ از ایران تهیه و برای همه مشتریان خود ارسال می‌کنیم و علاقمندان هم می‌توانند در این زمینه به سایت گلدایران مراجعه کنند. امیدواریم که سفر سونگ به ایران همکاری‌های بیشتری بین کشور ایران و کره به وجود آورد.
ـ از این بازیگر درباره علاقه خود به ورزش و رنگ‌های قرمز و آبی پرسیده شد که پاسخ داد: عاشق ورزش کردن هستم و در مواقع بیکاری حدود شش ساعت به این کار می‌پردازم. از میان رنگ‌ها هم به آبی علاقمندم و هم قرمز و موقع ورزش یا کاملا آبی می‌پوشم یا کاملا قرمز. البته رنگ مشکی را هم دوست دارم.
ـ این کنفرانس خبری قرار بود ساعت 14 آغاز شود ولی با یک ساعت و 35 تاخیر ساعت 15 و 35 شروع شد که استقبال مردم از این هنرمند یکی از دلایل این تاخیر عنوان شد.
ـ پشت در تالار همایش‌های صداوسیما چند تن از علاقمندان این بازیگر کره‌ای با در دست داشتن گل‌هایی مشتاقانه انتظار خروج او را از این مکان می‌کشیدند اما در نهایت موفق به دادن گل‌ها و گرفتن امضاء نشدن

 

Song Il Gook جومونگ در افسانه جومونگ

جومونگ در تهران

جومونگ در تهران


از یک نظر خوشحال می شوم که مهمان نوازی ایرانیان را نشان می دهد و از نظر دیگر قلبم به درد می آید از این لحاظ که چرا منبعی به زلالی شاهنامه فردوسی را داریم و بدون استفاده از آن همه سکوت کرده ایم. هر داستان شاهنامه می تواند صدها برابر سریال جومونگ جوابگوی خیل عظیم علاقمندان به ایرانیان عاشق اینگونه سریالها باشد.

  اضافه بر آن در خارج از کشور نیز مردم با تاریخ ایران کهن بیشتر آشنا می شوند و اینکه چرا به جای آن سریالی بسیار ضعیف به نام جمشید کاشانی آن هم با هزینه چند میلیارد تومانی ساخته می شود که با بدترین تصاویر پایان یافت   نمی دانم ممکن است دلیل آن این باشد که وزیر سابق خارجه کشور از آن حمایت می کرد( ولایتی) سریالی که خیلی نقص داشت و پیامی برا ی مخاطب ایرانی نداشت. می توانست بهتر از این باشد. بگذریم مرد ایران نشان داده اند که به تاریخ و مبارزات حق جویانه علاقه وافری دارند ا ما چه طور بایستی پاسخگوی این علاقمندی بود باید به استقبال آنان از این بازیگر کره ای اشاره کرد. یادم می آید که در یکی از لشکرهای زمان جنگ البته بعد از کربلای 5 فیلم های رزمی برای بسیجیان نمایش داده می شد که البته همان زمان عده ای از پاسداران نیز مخالف این کار بودند. اما نمایش این فیلم ها به خصوص با بازیگری بروس لی در روحیه جنگندگی بسیجیان اثر مثبتی داشت. بگذریم قلبم به درد آمد اما نمی دانم که کی و چه وقت و کجا بلیط سفر آخرت را تحویلم می دهند. آخه بسه این همه درد، رنج و .....!!!! تا کی باید رنج ندانم کاری عده ای و سلیقه ای عمل کردن عده دیگری را تحمل کنیم؟ چرا سخنی از تاریخ  چند هزارساله ایران به میان نمی آید و فیلم و یا سریالی از آنها ساخته نمی شود. از سینما بعنوان هنر هفتم نام برده شده است. فیلم 300علیه ایرانیان ساخته شد و ما فقط با شعار دادن و صدور بیانیه بی کیفیت و بی دلیل پاسخ آن را دادیم. افسوس از این همه نویسنده ای که نام خودشان را ایرانی گذاشته اند. زمانی که همه غیرت داشتند هنگامی که یک شاعر شاهد کتک خوردن یک هم وطن از دست انگلیسی ها است شعری می سراید و موسیقی آن را نیز یکی دیگر از موسیقی دانهای وقت می سازد که نتیجه آن ای ایران ای مرز پر گهر می شود. ترانه ای که برای همیشه در نزد ملت ایران جاودانه است و خواهد ماند.

اما هنرمندان ، شاعران و نویسندگان ما تا کی می خواهند به تاریخ خود پشت پا زده و به سادگی از کنار آن بگذرند در حالی که شاهد علاقه مردم به این نوع فیلم ها و سریال ها هستند.

عده ای قدم پیش بگذارند و از مردم کمک بخواهند مطمئین باشند که همه کمک خواهند کرد آن موقع روسیاهی آن برای دیگران می ماند.

درست است که قرآن مجید بهترین پشتوانه برای ساخت فیلم و سریال است( به گفته وزیر وقت کنونی ارشاد) اما تصویر شاهنامه بدون نیاز به با زنوشتن های معمول می تواند بهترین منبع برای ساخت بهترین فیلم و سریال باشد. به امید روزی که بتوانیم سریال سهراب ، سیاوش ، رستم دستان و اسفندیار و گذار از هفت خان را بسازیم و مردم با داستان زال و رودابه بیشتر آَشنا شوند. حسین کرد شبستری گیلانی.

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.




واژه کلیدی :جومونگ و واژه کلیدی :شاهنامه فردوسی و واژه کلیدی :سیاوش و واژه کلیدی :کره جنوبی



 

نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳ مهر ۱۳۸۸

عطریانفر، ابطحی، کیان تاجبخش و سعید شریعتی به زودی آزاد می‌شوند

جمعی از متهمین حوادث اخیر که در بازداشت به سر می‌برند به زودی آزاد می‌شوند.

به گزارش ایرنا به نقل از یک منبع آگاه قضایی حدود 20 نفر از متهمان حوادث اخیر که بازجویی و تحقیقات از آنان به پایان رسیده با اخذ وثیقه‌های متناسب با عناوین اتهامی‌شان به زودی آزاد می‌شوند.
بنابراین گزارش عطریانفر، ابطحی، کیان تاجبخش، شهاب طباطبایی، سعید شریعتی و عبدالله مومنی از جمله چهره‌های شناخته شده در این جمع هستند.
گفتنی است پسر محسن میردامادی نیز شب گذشته از زندان آزاد شده است. 
 این خبر خوشحال کننده ای است و فکر می کنم که پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی در قالب طرح ارایه شده از نامبرده و پیگیری های گروه شش نفره باشد .

  خلاصه هرچه باشد باید به فال نیک گرفت و در انتظار روزهای روشن تری بود .

امام (ره) بارها اعلام داشته اند که هیچ قدرتی نمی تواند به  جمهوری اسلامی ضربه وارد کند اگر شما وحدت داشته باشید.

  مقام معظم رهبری نیز ضمن تاکید بر وحدت و همدلی اقشار مختلف جامعه به خصوص از خواص خواسته اند که طوری عمل کنند که اختلاف سلیقه آنان منجر به از هم پاشیدن وحدت مردم و خود آنان نشود.

   مردم ایران این روزها بیش از همیشه به آرامش و همدلی نیاز دارند تا طعم خوش و شیرین فراموش ناشدنی حقوق هسته ای خود را که نتیجه حضوردائم آنان در صحنه های مختلف به خصوص تظاهرات و زنجیره های انسانی است بچشند. این شیرینی مبارکشان باشد و اینشاالله که بعد از این شاهد دستاوردهای بیشتری در این زمینه از سوی دانشمندان جوان کشورمان باشیم.

  به رییس جمهوری نیز تبریک گفته واز نامبرده می خواهم که در جهت همدلی و بدست آوردن دل اقشار مختلف مردم تهران که در انتخابات نهم اکثریت آنان به ایشان رای دادند و موجب شدند تا بعنوان نهمین رییس جمهوری این کشور انتخاب شوند بدست بیاورند.

  مردم تهران حق بزرگی برگردن این انقلاب دارند به خصوص در سالهای 56و 57اگر نبود حضور آنان در راهپیمایی ها و استقبال از امام امت(ره) بلکه انقلاب به این زودی ها پیروز نمی شد و می بایست بهای بیشتری پرداخت می ردیم .  در هشت سال دفاع مقدس نیزجوانمردی ها و از خودگذشتگی های لشکرهای متشکل از بچه های تهران را نمی توان نادیده گرفت که بخشی از پیروزی ها را مدیون جانفشانی ها آن دلیرمردان هستیم.

  بخشی از مردم تهران از فرزند خود دلگیر شده اند و این وظیفه فرزند است که از بزگ ترهای خود به لحاظ سن و سال دلجویی کرده و کاری کند که مردم ایران بطور یکپارچه در جشن هسته ای شرکت نمایند.

  با شناختی که از دکتر محمود احمدی نژاد بعنوان یک استاد دانشگاه و فرزند مام وطن دارم شاهد این رخداد خواهیم بود. زیرا نامبرده جانش را در دست گرفته و بدون هیچ واهمه ای در خط مقدم فدائیان این نظام و خاک ایران اسلامی گام نهاده است. باید بگذاریم که طعم حضور 85درصدی مردم در دهمین دوره انتخابات برای همه عسل گونه باشد البته از نوع طبیعی آن و بهتر است که از کوههای سبلان باشد اگر خوانسار هم شد که بهتر. فرزند شجاع ملت باردیگر این کار را خواهد کرد. آزادی عده ای از خواص را به فال نیک گرفته و در آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی نیم نگاهی به آسمان نیمه ابری ایران این مهد دلیران دوخته ایم به امید سپیده ای روشن و زیبا با آسمانی آبی آبی.

  با عاشقان با عاشقان یاری کند.

هرکه دل آزاری کند . همینجا از خبرگزاری رسمی دولت یعنی ایرنانیز می خواهیم که قدم  جای قدم رهبرمعظم انقلاب اسلامی گذاشته و کاسه داغ تر از آش نباشد.

خبرهایی نیاورد که توی دل مرم را خالی کند. مطلب نوشتن علیه هاشمی رفسنجانی که امام در مورد او فرمودند که تا هاشمی زنده است نهضت زنده است و یا مقام عظمای ولایت نیز گفته اند که هیچکس مثل هاشمی برای من نمی شود زیاد به نفع انقلاب اسلامی نیست. که بنیانگذار جمهوری اسلامی در مورد حفظ آن فرموده اند که هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ آن نیست .

  مصاحبه های تند و آتشین در شان خبرگزاری رسمی کشور که خوانندگان زیادی داشته و دارد نیست. آن هم خبری که در آن بارها به یکی از چهره های نظام تاخته شود. طوریکه مردم معتقد به این نظام را دلسرد کند.

البته با شناختی که از بهداد بعنوان یک انقلابی جوان و نویسنده فعال داریم امیدواریم که بطور جامع تری به این مسایل نگریسته شود. شبستری .

 




واژه کلیدی :تاجبخش و واژه کلیدی :عطریانفر، ابطحی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳ مهر ۱۳۸۸

عطریانفر، ابطحی، کیان تاجبخش و سعید شریعتی به زودی آزاد می‌شوند
جمعی از متهمین حوادث اخیر که در بازداشت به سر می‌برند به زودی آزاد می‌شوند.
به گزارش ایرنا به نقل از یک منبع آگاه قضایی حدود 20 نفر از متهمان حوادث اخیر که بازجویی و تحقیقات از آنان به پایان رسیده با اخذ وثیقه‌های متناسب با عناوین اتهامی‌شان به زودی آزاد می‌شوند.
بنابراین گزارش عطریانفر، ابطحی، کیان تاجبخش، شهاب طباطبایی، سعید شریعتی و عبدالله مومنی از جمله چهره‌های شناخته شده در این جمع هستند.
گفتنی است پسر محسن میردامادی نیز شب گذشته از زندان آزاد شده است. 
 این خبر خوشحال کننده ای است و فکر می کنم که پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی در قالب طرح ارایه شده از نامبرده و پیگیری های گروه شش نفره باشد .
  خلاصه هرچه باشد باید به فال نیک گرفت و در انتظار روزهای روشن تری بود .
امام (ره) بارها اعلام داشته اند که هیچ قدرتی نمی تواند به  جمهوری اسلامی ضربه وارد کند اگر شما وحدت داشته باشید.
  مقام معظم رهبری نیز ضمن تاکید بر وحدت و همدلی اقشار مختلف جامعه به خصوص از خواص خواسته اند که طوری عمل کنند که اختلاف سلیقه آنان منجر به از هم پاشیدن وحدت مردم و خود آنان نشود.
   مردم ایران این روزها بیش از همیشه به آرامش و همدلی نیاز دارند تا طعم خوش و شیرین فراموش ناشدنی حقوق هسته ای خود را که نتیجه حضوردائم آنان در صحنه های مختلف به خصوص تظاهرات و زنجیره های انسانی است بچشند. این شیرینی مبارکشان باشد و اینشاالله که بعد از این شاهد دستاوردهای بیشتری در این زمینه از سوی دانشمندان جوان کشورمان باشیم.
  به رییس جمهوری نیز تبریک گفته واز نامبرده می خواهم که در جهت همدلی و بدست آوردن دل اقشار مختلف مردم تهران که در انتخابات نهم اکثریت آنان به ایشان رای دادند و موجب شدند تا بعنوان نهمین رییس جمهوری این کشور انتخاب شوند بدست بیاورند.
  مردم تهران حق بزرگی برگردن این انقلاب دارند به خصوص در سالهای 56و 57اگر نبود حضور آنان در راهپیمایی ها و استقبال از امام امت(ره) بلکه انقلاب به این زودی ها پیروز نمی شد و می بایست بهای بیشتری پرداخت می ردیم .  در هشت سال دفاع مقدس نیزجوانمردی ها و از خودگذشتگی های لشکرهای متشکل از بچه های تهران را نمی توان نادیده گرفت که بخشی از پیروزی ها را مدیون جانفشانی ها آن دلیرمردان هستیم.
  بخشی از مردم تهران از فرزند خود دلگیر شده اند و این وظیفه فرزند است که از بزگ ترهای خود به لحاظ سن و سال دلجویی کرده و کاری کند که مردم ایران بطور یکپارچه در جشن هسته ای شرکت نمایند.
  با شناختی که از دکتر محمود احمدی نژاد بعنوان یک استاد دانشگاه و فرزند مام وطن دارم شاهد این رخداد خواهیم بود. زیرا نامبرده جانش را در دست گرفته و بدون هیچ واهمه ای در خط مقدم فدائیان این نظام و خاک ایران اسلامی گام نهاده است. باید بگذاریم که طعم حضور 85درصدی مردم در دهمین دوره انتخابات برای همه عسل گونه باشد البته از نوع طبیعی آن و بهتر است که از کوههای سبلان باشد اگر خوانسار هم شد که بهتر. فرزند شجاع ملت باردیگر این کار را خواهد کرد. آزادی عده ای از خواص را به فال نیک گرفته و در آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی نیم نگاهی به آسمان نیمه ابری ایران این مهد دلیران دوخته ایم به امید سپیده ای روشن و زیبا با آسمانی آبی آبی.
  با عاشقان با عاشقان یاری کند.
هرکه دل آزاری کند . همینجا از خبرگزاری رسمی دولت یعنی ایرنانیز می خواهیم که قدم  جای قدم رهبرمعظم انقلاب اسلامی گذاشته و کاسه داغ تر از آش نباشد.
خبرهایی نیاورد که توی دل مرم را خالی کند. مطلب نوشتن علیه هاشمی رفسنجانی که امام در مورد او فرمودند که تا هاشمی زنده است نهضت زنده است و یا مقام عظمای ولایت نیز گفته اند که هیچکس مثل هاشمی برای من نمی شود زیاد به نفع انقلاب اسلامی نیست. که بنیانگذار جمهوری اسلامی در مورد حفظ آن فرموده اند که هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ آن نیست .
  مصاحبه های تند و



واژه کلیدی :تاجبخش و واژه کلیدی :ابطحی و شریعتی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸۸

امام جمعه بندرعباس: بعضی ها مرض این از ما نیست گرفته اند
بندرعباس – نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان و امام جمعه بندرعباس گفت: این روزها بعضی ها مرض " این دیگر از ما نیست" گرفته اند که این خلاف مصالح نظام است.
گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل ازایرنا مرکز بندرعباس حاکی است که  آیت الله غلامعلی نعیم آبادی در خطبه های نماز این هفته شهر بندرعباس از جمله "او از ما نیست" بعنوان بزرگ ترین مرض برای انقلا ب نام برد که می تواند وحدت جامعه را خدشه دار سازد.
نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: همه ما باید پایبند به اصول انقلاب باشیم که دراین زمینه قانون اساسی که مهم ترین رکن آن ولایت فقیه است تکلیف را بر همگان روشن کرده است.
وی با اعلام اینکه حق را بوسیله افراد نمی توان شناخت بلکه باید افراد را بوسیله حق شناخت ابراز داشت: اینکه بگوییم چون فلان چهره این مطلب را گفته پس حق است، این درست نیست.
خطیب جمعه شهر بندرعباس تاکید کرد : باید حق را بشناسیم و شناخت آن تنها از طریق مطالعه در زمینه عمل کردن افراد به حق و همچنین دقیق تر شدن در اصول انقلاب بدست اورد.
نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان با اشاره به اینکه اگر فردی نظام ، قانون اساسی و رهبری را قبول دارد همین کافی است ابرازداشت: بعضی می گویند "چون من را قبول ندارد " پس نمی توان او را پذیرفت.
نماینده مردم هرمزگان درمجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: انقلاب رهبر دارد و مدیریت جامعه بیش از یکی نمی تواند باشد و این وظیفه ما است که با مطالعه چندین و چند باره وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) از این سرگردانی نجات و خلاصی پیدا کنیم.
امام جمعه بندرعباس با اشاره به این موضوع که برخی افراد حق را در چهره کسی که حق نیست قرار می دهند و گمراه می شوند تاکید کرد:به حرف این روزنامه و آن روزنامه نباید بود بلکه بایستی با عمل کردن به اصول انقلاب خود را در مسیر حق قرار داد.
آیت الله نعیم آبادی ادامه داد: وقت سلیقه ای عمل کردن گذشته و اگر کسی بدون مراجعه به اصول و سخنان رهبر معظم انقلاب بخواهد خودش تصمیم بگیرد تا آخر عمر سرگردان خواهد بود.
وی با اشاره به این گفته حضرت امام (ره) که "اصل بر جذب است نه دفع" تصریح کرد: تا میتوانی باید بگویی که از ما است نه اینکه از ما نیست.
نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان یادآورشد: بزرگ ترین تهدید برای وحدت جامعه این است که گفته شود " او از ما بود اما دیگر از ما نیست" درحالیکه دلیلی غیر از اصول انقلاب برای آن بیاوریم.
خطیب جمعه بندرعباس در ادامه با اشاره به مناسبت های مختلف از جمله روز جهانی کودک، روز سرطان، و هفته نیروی انتظامی ازوالدین خواست به تربیت کودکان خود بیشتر اهمیت داده و این بحث را جدی تربگیرند.
آیت الله نعیم آبادی به نقل از اطلاعات منتشره سازمانهای بهداشتی مبنی براینکه 95درصد از سرطانهای ریه مربوط به سیگار است از سیگاری ها خواست تا دیر نشده این ماده خطرناک را ترک کنند.
وی اضافه کرد: در اسلام آمده آن چیزی که برای سلامتی ضرر دارد حرام است درحالیکه مراجع تقلید نیز استعمال دخانیات را حرام کرده اند.
امام جمعه بندرعباس همچنین به فرا رسیدن هفته نیروی انتظامی اشاره و ضمن تقدیر از تلاش های آنان تصریح کرد: باید همه ما یار پلیس باشیم .
نماینده مردم هرمزگان در مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: البته مردم نیز از نیروی انتظامی می خواهند با عناصری که در جامعه ایجاد نا امنی می کنند برخورد شدید تری دا شته باشد.
نماینده ولی فقیه در هرمزگان با اشاره به توطئه های دشمنان بیان داشت: اگر نبود تلاشهای بی وقفه این نیرو هیچیک ازاعضای جامعه امنیت خاطر نداشتند.
با توجه به شناختی که از آقای نعیم آبادی دارم نامبرده بعنوان دانشمندی محترم در علوم اسلامی مطرح هستند که در تایید این مطلب می توان به بیش از 30تالیف نامبرده در زمینه های مختلف اشاره کرد.
 چه مسئله و یا مسائلی مطرح است که نامبرده حدود  دو سوم از خطبه های خود را با ذکر یک روایت مبنی بر اینکه چه شد که یکی از یاران باوفای امام هفتم به دشمن ترین دشمن امام هشتم تبدیل شد.
و از طرفی اعلام کرد که در کشور تنها یک رهبر داریم و همه کارها به ایشان ختم می شود و با دو نفر کاری از پیش برده نمی شود.
   آیت الله نعیم آبادی دعا کردند که خداوندا: " بیماران مبتلا به " او از ما نیست را شفا عنایت فرما" !! این مطلب کم اهمیتی نیست. چه کسانی این روزها می گویند: " او از ما بود اما دیگر از ما نیست"!!!! چکار باید بکنیم تا مشخص شود که از اینها هستیم.
آقای نعیم آبادی از شخص و یا گروه خاصی نام نبرد و آن را برعهده شنودندگان خطبه های نماز جمعه دیروز گذاشت. اما این روزها به روشنی آفتاب مشخص است که ترویج کنندگان این جمله چه کسانی هستند .
  وی ادامه داد: اگر نمی دانی انقلابی عزیز برو و اصول را بفهم زیرا در غیر این صورت تا آخر عمر سرگردان خواهی ماند، شناختت را بالا ببر و بدان که نظام چارچوب دارد ، رهبر دارد که راه را نشان می دهد .
  و بدانید که تنها بایستی قانون اساسی به خصوص اصل ولایت فقیه ، نظام اسلامی و رهبر را قبول داشته باشیم تا بعنوان یک مدافع انقلاب اسلامی مطرح و شناخته شویم.
  اما اگر فلان شخص را قبول نداشته باشد باید بگوییم که او از ما نیست ، خیر آقایان باید به اطلاع تان برسانم که جمله " او از مانیست " بعنوان بدترین مرضی است که انقلاب را تهدید می کند و در صورت رفع نشدن آن وحدت مردم را نیز خدشه دار خواهد کرد که در این صورت مجددا شاهدخواهیم بود که سرو کله استعمار این بار با روشی غیر از روشهای قبلی پیدا خواهد شد و چندین و چند قرارداد استعماری گلستان مانند و ترکمانچای مانند را برگرده این ملت می چسباند.
چر سلیقه ای کار می کنیم و بدون مطالعه به هر فردی تهمت می زنیم و در نوشته هایمان مطالبی می آوریم که نشان دهند این مطلب است که " او از ما نیست" پس هر چه علیه او بنویسیم حق ما است زیرا حق را در وجود فرد خلاصه کرده اید.
آقای نعیم آبادی تاکید کردند که عده ای حق را در چهره کسی که حق نیست قرار می دهند و گمراه می شوند.
دقیقا اینطور است .  خدا به ما رحم کند به قول رهبر معظم انقلاب که فرمودند نباید کاری کرد که تفضل خداوند را از دست بدهیم.
کرد شبستری گیلانی .



واژه کلیدی :نعیمآبادی و واژه کلیدی :اوازمانیست




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۸

  تبلیغات
جهان ٢۵٠ نت موسیقی ایرانی را به رسمیت شناختموسیقی  ایرانی، جهانی شد
فرتور از اینترنت

 

خبرنگار امرداد- میترا دهموبد: دیروز، ٨مهرماه، «ردیف‌های موسیقی سنتی» به‌عنوان دومین پرونده‌ی میراث ناملموس ایران در سیاهه‌ی(:فهرست) میراث جهانی ثبت شد.
با این ثبت،  به‌گفته‌ی «بقایی»، فرنشین سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ٢۵٠ نت موسیقی کلاسیک ایران جهانی شد.
«ردیف‌های موسیقی سنتی» در نشست میراث ناملموس یونسکو که در ابوظبی امارات برپا بود پس از بررسی در اجلاس یونسکو، به تایید اعضا رسید و به‌عنوان دومین پرونده‌ی میراث ناملموس ایران در سیاهه‌ی جهانی ثبت شد.
بقایی، که دیروز در نشست گره‌زنی فرش خلیج‌فارس در کاخ نیاوران سخن می‌گفت، موسیقی ایرانی را آمیزه‌ای از سلحشوری و عرفان برخواند و گفت: «می‌گویند روزی که اسکندر به ایران یورش آورد و پرسپولیس را به آتش کشید، ایرانیان در مرثیه‌ی آن شیون کردند و این مرثیه تبدیل به نتی شد که سینه به سینه نقل شده‌است و هنوز هم در نت‌های موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد.»
به گفته‌ی وی موسیقی با چنین پیشینه و پشتوانه‌ای، مسلم است که شایستگی ثبت جهانی شدن را دارد.
پرونده‌ی «ردیف‌های موسیقی سنتی» در کاری فشرده و با همکاری سازمان میراث فرهنگی، خانه‌ی موسیقی ایران و پژوهشکده‌ی مردم‌شناسی با توجه به معیارهای ثبت جهانی آماده و فیلم مورد نیاز آن ساخته شد و همراه با پرونده‌ی نوروز به‌عنوان یک پرونده‌ی مستقل برای کشور ایران به یونسکو فرستاده شد.
یکی از بخش‌های این پرونده فیلم مستندی درباره‌ی ردیف موسیقی سنتی ایران است که با حضور بزرگان ردیف آوازی مانند محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، حاتم عسگری، فرهاد فخرالدینی، کیانی، طلایی، ظریف و دیگر استادان حوزه‌ی آوازی و با کمک استادان دانشگاه تهران و اساتید خانه‌ی موسیقی و یکی از مستندسازان آماده شده‌است.
خانه‌ی موسیقی ایران برای آماده‌سازی این پروند نزدیک به ٣ سال زمان صرف کرده‌است.




واژه کلیدی :250نت و واژه کلیدی :ردیف آوازی ایران و واژه کلیدی :محمدرضا شجریان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۸

پس از پخش زنده مناظره نامزدهای دهمین دوره ریاست جمهوری کلمه دروغگو که مسلمانان فاعل آن را دشمن خدا  می دانند بیش از دیگر کلمه ها بر سر زبانها افتاد طوریکه به یکی از اصطلاحات سیاسی روز جامعه ایرانی تبدیل شد.

  این روزها نیز شاهد هستیم که دامن گیر فرزند یکی از مراجع مورد احترام کشور یعنی سید محمد خاتمی رییس جمهوری سابق کشور نیز شده است.

  خبرگزاری رسمی کشور که این روزها با اطلاع رسانی های دسته اول که تنها از کیهان این کار برمی آمده به دور از دسته بندی ها تنها با هدف شفاف سازی و آگاهی اقشار مختلف مردم  اخبار این چنینی را روی خروجی های خود قرار داده که به فال نیک گرفته می شود.

  از آنجایی که وظیفه رسانه ها تنها اطلاع رسانی شفاف است امیدواریم که

پاسخ های ارایه شده نیز بدون هر گونه کم و کاستی روی اخبار خروجی این رسانه قرار گیرد. اگر می خواهیم هر روز بر تعداد خوانندگان ایرنا افزوده شود چاره ای جز این نیست. امیدواریم که چنین راهی دو طرفه باشد . کرد شبستری:

 

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی:

خاتمی را به دلیل دروغگویی در مورد دیدارش با سوروس محاکمه کنید
مشهد-جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با صدور اطلاعیه ای خواستار محاکمه سیدمحمد خاتمی به دلیل دروغگویی و مواضعه با بیگانگان در قضیه ملاقات پنهانی وی با جرج سوروس شد.
به گزارش ایرنا در اطلاعیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد که نسخه ای از آن به خبرگزاری جمهوری اسلامی نمابر شده آمده است:"پس از آنکه خبر ملاقات رییس جمهور سابق کشورمان با جورج سوروس در دادگاه اغتشاشات اخیر مطرح شد و گزارشهای تکمیلی و مستندات مربوط به این دیدار توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) منتشر شد، آقای سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران طی دو مرحله در روزهای 4 و 31 شهریور 1388 خبر دیدار خود با جورج سوروس را تکذیب کرد و اعلام نمود که "فردی به نام جرج سوروس را نمی شناسم." لذا با توجه به مستندات این دیدار و شهادت تعدادی از حاضران در جلسه ملاقات سوروس با خاتمی ، مشخص شد که رییس جمهور سابق کشورمان در این رابطه "دروغ" گفته است."
در انتهای اطلاعیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد آمده است:"علاوه بر دروغگویی اثبات شده آقای خاتمی ، اظهارت نقل شده از ایشان در جلسه ملاقات با سوروس ، عین تقابل با منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است که لازم است دستگاههای ذیربط به تخلفات نامبرده در خصوص این دیدار رسیدگی و نتیجه را به استحضار ملت شریف ایران برسانند."
اگر برنامه دیدار هاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین فرماندهی جنگ بوسیله یکی از اعضای دفتر قائم مقام رهبری لو نمی رفت ممکن بود امروز شاهد مسایل دیگری بودیم .



واژه کلیدی :دروغگو و واژه کلیدی :جورج سوروس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۸

  مدیر عامل ایرنا یا همان خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، در مطلبی که روی خروجی این رسانه قرار گرفته از مواضع اخیر رییس مجلس خبرگان رهبری بعنوان یک گام مثبت نام برده و خواستار شفاف سازی بیشتر نامبرده به خصوص در زمینه اظهار
برائت جستن از فعالیتهای سیاسی و اقتصادی فرزندان و اطرافیان نزدیک به خود شده است.
   این فعال رسانه ای و جوان قلم بدست و با آتیه تاکید کرده است:  " هاشمی رفسنجانی برای خروج از دایره نگاه منفی جامعه نسبت به خود راهی جز جبران خسارات را ندارد."
  از آنجایی که این نوشته بعنوان مواضع مدیر عامل خبرگزاری دولتی و به تعبیر دیگر سخنگوی رسمی دولت نیز مطرح است، خبرنگار جیرفت سی تی برای دسترسی اقشار مختلف آن را روی خروجی خود قرار داده است:
" انتظار مردم از هاشمی رفسنجانی "
 محمد جعفر بهداد:
آقای هاشمی رفسنجانی ، در حال تلاش برای خروج از دایره نگاه منفی جامعه نسبت به خود است و نفس این امر چنانچه در قالب اصلاح مواضع و رفتارهای غلط گذشته و نیز جبران خسارات وارده به اعتماد عمومی صورت بگیرد ، مغتنم و امیدوار کننده است.

به عبارت دیگر پس از آنکه افکار عمومی به علت عملکرد آشکار و نیمه آشکار آقای

هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری ، فاصله معنا داری از وی و اطرافیانش گرفت ، اینک تنها راه باقی مانده برای ایشان جهت ترمیم وجهه خویش در نزد لااقل بخشی از جامعه ، اقدام عملی در مسیر اصلاح رویکرد و عملکرد انتخاباتی اش می باشد . آیا مواضع یک هفته گذشته این سیاستمدار کهنه کار در تمجید از نظام و قانون و امام برای ترمیم چهره مخدوش او کافی و باور پذیر بوده است ؟
مواضع اخیر آقای هاشمی رفسنجانی ، اگر چه گام مثبتی محسوب می شود ، اما مخاطب را راضی نمی کند ، زیرا مردم از کسی که پس از ایفای نقش ایجابی در تقویت جریان قانون گریز و آشوب طلب ، نهایتا" در برابر اغتشاشگر ی بستگان ، اطرافیان و جریان انتخاباتی مورد حمایتش سکوت تشویق آمیز کرده بود ، توقع دارند که حداقل این سه جمله را از آقای هاشمی رفسنجانی بشنوند : 1- انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم کاملا" قانونی و سالم برگزار شد و هیچ خدشه ای به نتیجه آن وارد نیست 2- خرابکاری های خیابانی پس از انتخابات ، کار اوباش و اغتشاشگران بود نه " معترضین " 3- حساب فرزندانم از من جداست و تخلفات و خیانت های سیاسی یا اقتصادی آنها باید رسیدگی شود .
این موضع گیری آقای هاشمی رفسنجانی به مخاطب ثابت خواهد کرد این شخصیت خوش سابقه ، حفظ نظام را بر پی گیری سلایق سیاسی ، علایق خویشاوندی و منافع اقتصادی اش ترجیح می دهد ، وگرنه تاکید مکرر بر ضرورت حفظ " اصل ولایت فقیه " ، " بیعت با روح امام " و ارائه طرح موسوم به " برون رفت از وضعیت فعلی کشور " ، نشانه هایی برای جبران خسارات ناشی از مواضع بد و سکوت بدتر ایشان در قبال تحولات سیاسی قبل و شورش های خیابانی بعد از انتخابات ارزیابی نمی شود ، زیرا افکار عمومی ، نخبگان مردود در فتنه انگیزی پس از انتخابات را برای ایفای نقش " ناصح و ناجی بزرگ " صالح نمی دانند ، بلکه از ایشان انتظار دارند ضمن عذرخواهی به خاطر کجروی ناشی از " فعل " یا " ترک فعل " ، همچون حجاریان ، ابطحی ، آقایی ، عطریانفر و ... به تصحیح دیدگاه های غلط و انحرافی خود بپردازند و شجاعت پذیرش خطاهای خود و اعضای باند سیاسی یا خویشاوندی شان را داشته باشند .
به نظر می رسد آقای هاشمی رفسنجانی به علت قرار گرفتن در میان حلقه ای از عناصر نادان یا کینه توز ، درک این واقعیت را برای خود برای خود دشوار ساخته که دادن یک نشانی غلط به نام " جریانی مرموز " ، نمی تواند ذهن جامعه هوشیار ایرانی را از یک متن روشن به یک حاشیه ای ساختگی و گمراه کننده منحرف سازد . مردم می پرسند اعضای این " جریان مرموز " ( !) چه کسانی هستند که از طراحان ، مجریان ، تحریک کنندگان و حامیان مالی کودتا گران مخملی علیه نظام و دولت مردمی و مکتبی خطرناک ترند ؟ !
این نوع موضع گیری ها نه تنها ایرانیان را قانع و خاطر جمع نمی سازد ، بلکه به علت آنکه از فحوای آن نوعی پا فشاری بر مواضع و رویکرد غلط قبلی قابل دریافت است ، به نا امیدی و دلواپسی جامعه نیز دامن می زند . مردم ، اتفاقا" از این نوع موضع گیری های پر ابهام گلایه دارند و از قضا همان کسانی که این روزها به عنوان " ریش سفید اصولگرایان " برای ایجاد وحدت ملی به صحنه آمدند باید پاسخگوی چنین رفتارها و مواضع غیر صادقانه خویش باشند تا خدای ناکرده به نفاق و فریبکاری متهم نشوند .

   تحریراینگونه مطالب لازم به نظرمی رسد، اما به شرطهم و شروطها.

 اما بهتر است بدون جانبداری از حزب و گروه و دسته بندیهای معمول جامعه تنها با در نظر گرفتن رضای خدا قلم فرسایی کرد، با سابقه ای که آقای محمد جفعر بهداد دارند

و از آنجایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرموده اند: "خبرگزاری جمهوری اسلامی باید به منزله نبض نظام عمل کند" مردم و خوانندگان اخبار و گزارشهای ایرنا نیز با این دیدگاه نگاهی به خروجی های آن دارند.

   به همین دلیل است که این نوشته روی این خروجی قرار گرفته است. و همینطور نوشته های دیگر .   کرد شبستری.




واژه کلیدی :محمد جعفر بهداد و واژه کلیدی :جریان مرموز




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی




واژه کلیدی :شیخ خوش باور




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی




واژه کلیدی :بیانیه 13موسوی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸۸

حاشیه های مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها/
بی توجهی دانشجویان به تجمع کم رنگ سبز پوشان در دانشگاه تهران
همزمان با مراسم آغاز سال تحصیلی جدید دانشگاه ها در دانشگاه تهران، تجمعاتی از سوی سبز پوشان در این دانشگاه برگزار شد که مورد بی توجهی سایر دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت.
به گزارش ایرنا، در آغاز ورود به دانشگاه تهران، عده ای سبز پوش با دادن دست بندهای و بادکنک های سبز تلاش می کردند که توجه دانشجویان را به خود جلب کرده و آنان را با گروه های خود همراه کنند که با عدم استقبال بسیاری از دانشجویان مواجه می شدند.

**این افراد که تعداد آنان در ابتدا به 300 نفر نمی رسید با در دست داشتن بادکنک ،دست بندهای سبز و لباس های سبز شعارهای تخریبی علیه منتخب مردم سر می دادند.

**در ابتدای تجمع این افراد از سمت دانشکده ادبیات به سمت دانشکده فنی و پزشکی حرکت کردند و با شعارهای "دانشجو حمایت حمایت" از دانشجویان می خواستند که به آنان ملحق شوند ولی با عدم استقبال بسیاری از این دانشجویان و نگاه های معنا دار آنان مواجه شدند.

**این افراد با زدن ماسک و پوشاندن چهره خود نمی خواستند شناخته شوند.

** عده ای از این افراد با گرفتن دست های یکدیگر شعار "موسوی زنده باد کروبی پاینده باد"،"یا حسین میر حسین" سر می دادند.

**در این بین عده ای از دانشجویان در مقابل سبزپوشان شعارهای "منافق حیا کن، دانشگاه را رها کن"،" مرگ بر شوروی را مطرح کردند که آمریکا فراموش شود"، موسوی و اسرائیل پیوندتان مبارک"، "مرگ بر اسلام آمریکایی" ،دانشجوی مسلمان بازیچه نیست"، مرگ بر ضد ولایت فقیه" سر دادند.

** در این بین سبز پوشان با دیدن دانشجویان معترض به خود، با هو کردن سعی کردند که آنان را متفرق کنند.

**تریبون آزاد توسط دانشجویان در دانشگاه برپا شد و به آنان اجازه داده شد که نظرات خود را بیان کنند.

**سبز پوشان هنگامی که در داخل دانشگاه تجمعشان با استقبال مواجه نشده به سمت درب اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند و از پشت میله های درب اصلی دانشگاه فریاد می زدند تا توجه مردم خیابان را به خود جلب کنند.

**در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها در دانشگاه تهران"کامران دانشجو" وزیر علوم و مرضیه وحید دستجردی" وزیر بهداشت و درمان حضور داشتند.
  خلاصه هر چه باشد از بیکاری قبل از ترم ها بهتر است. خود را ساخته اند و بعد شعار داده اند. هر کسی چیزی می گوید اما تریبون آزاد بهتر از همه آنها است. دانشجویان زمانی بعنوان روشنگران جامعه بودند و همه حرکت ها از دانشگاه آغاز می شد. در سالهای گذشته عده ای گفتند که احزاب از دانشجویان سوء استفاده می کنند و با همین شعار حساب شده به دانشگاهها هجوم بردند که با تاکید مقام معظم رهبری موضوع با شدت در حال پیگیری است.
اما تریبون آزاد نشان داد که دانشجویان نه تنها بازیچ احزاب نیستند که خود دارای فکر ی حزب ساز هستند. بهتر است که بگذاریم فقط دانشجویان در محیط مقدس دانشگاه ازطریق تریبون آزاد حرف هایشان را بزنند به شرطی که متهم نشوند و بدون هرگونه ترس و یا هراسی با هیجان خاصی که در این سن و سال وجود دارد فریاد بزنند زیرا سکوت بدتر و ترسناک تر از فریاد است. بای همه آتش ها را در معرض دید عموم قرار داد زیرا آتش زیر خاکستر خیلی بد است و ممکن است پای بسیاری را بسوزاند که ما نمی دانیم و نمی توانیم حدس بزنیم.
   از قدیم گفته اند که دانشجویان استکبار ستیز و دشمن استکبار هستند و همیشه مردم را علیه آنها بسیج کرده اند . روحانیون نیز منکر این مسئله نیستند. شریعتی و مطهری و یا کاشانی و مصدق وهمینطور و و و تا حال حاضر این دو قشر بعنوان آگاه کننده مردم و رهبری موج های خروشان انجام وظیفه کرده اند. بهتر است که تریبون آزادی نیز در حوزه های علمیه گذاشته شود و از دانشجویان بطور آزاد دعوت کنند. در تریبون آزاد دانشگاهها نیز ازطلبه های خودجوش دعوت کنند تا همه حرف دلشان را بزنند.
فقط این را بگویم که نگذاریم که پای نظامیان به تریبون آزاد باز شود حال این تریبونچه در حوزه باشد ویا دانشگاه صنعتی شریف فرقی نمی کند. اما این تریبونی که در دست صدا و سیما است نیز  چندان در شان دانشجویان نیست . باید قدم به قدم آموزش ببینیم و بعد که توانستیم منطقی باشیم و درست عمل کنیم، آنوقت صدا و سیما بیاید و فیلم تریبون آزاد را برای دیگر بینندگان پخش کنیم.
پخش اینگونه ای تریبون آزاد نه به نفع صدا و سیما است و نه سودی برای نظام جمهوری اسلامی که نتیجه تلاش رهبران دینی و دانشگاهی و همچین به زمین ریختن خون هزاران هزار شهید است دارد.
   شهدا خون خود را به پای درختی ریختند که ثمره آن ولایت فقیه است. علیا ولی الله .
ولایت علی بار دیگر بدست شیعیان ایران پایه گذاری شد. بگوییدیا علی و دست در دست یکدیگر بگذاریم  و به سوی جامعه ای تهی از خودبینی، خودخواهی ، طمع ورزِی، کینه وتنها خود را دیدن و دیگران را دشمن دانستن حرکت کنیم.
  تنها رضای خدا را در نظر داشته باشیم و به رضایتمندی دیگران کاری نداشته باشیم.ثابت کنیم که از پیروان ولی الله یعنی حضرت علی (ع) هستیم . راستی تا کنون چند بار کتاب نهج البلاغه او را ورق زده ایم و تنها یکی از خطبه های آن امام همام را مطالعه کرده ایم؟
   دانشجو دانش آموز نیست و طلبه نیز بعنوان طالب درس بایستی تنها دست به کتاب ببرد . شبستری گیلانی .



واژه کلیدی :سبزپوشان و واژه کلیدی :دانشگاه تهران و واژه کلیدی :تریبون آزاد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸۸

  راجر کوهن  خبرنگار روزنامه آمریکیی نیویورک تایمز: بعد از اسرائیل بیشترین تعداد یهودیان خاورمیانه در ایران زندگی می کنند که جمعیت آنان به بیش از 25هزار نفر می رسد. گزارش جیرفت سی تی به نقل از منابع خبری رسمی حاکی است نامبرده در ادامه گزارش خود آورده است:تنها در تهران دست کم 22کنیسه وجود دارد.

  وی افزوده است:" شاید من در بیان حقایق با تعصب عمل کنم اما باید حقیقت نزاکت و خوشرفتاری ایرانیان با یهودیان را بیان کنم. "
*خبرنگار نیویورک تایمز در ادامه با تشریح برخی اقدامات پس از انتخابات 22خرداد  تصریح کرده است:"بسیار شرم آوراست افرادی که باید خود بهتر آگاه باشند برتجمعات ضد ایرانی صحه می گذارند." 
   نویسنده این گزارش که به دورازهجمه گسترده تبلیغات غرب برعلیه کشورمان براساس مشاهدات عینی خود درسفربه ایران تحت تاثیر واقعیات قرارگرفته روشنگرانه در رابطه با عوامل پشت‌پرده برگزاری تجمعات ضد ایرانی در مقابل مقرسازمان ملل متحد با طرح سؤالی می نویسد: چرا چنین اجتماعاتی توسط سازمان‌های صهیونیست ایجاد و رهبری می‌شود؟
    همچنین بسیار شرم‌آور و تکان‌دهنده است که سازمان‌های بزرگ معدودی از جمله " سنت‌جان یزدانی "، " اتحادیه معلمان آمریکا " و "جامعه ملی پیشرفت رنگین‌پوستان " و برخی افراد هوشمند که خود می‌بایست بهتر از حقایق آگاه باشند، در انجام وظایف خود اهمال کرده و بر وقایع دروغین و نامشروعی همچون این "تجمع اعتراضی برای آزادی "، صحه می‌گذارند.
    *خبرنگارنیویورک تایمزازهدف لابی صهیونیست از برپایی تجمعات ضد ایرانی برای تشکیل جبهه بین المللی علیه ایران پرده برداشت

     وی درادامه این گزارش بااشاره به وجود لیست حامیان تجمع اعتراضی موسوم به "حمایت از آزادی در ایران " آورده است: سران این تجمع که دو سازمان یهودی نیز در میان آنها حضور دارند عبارتند از "جوامع یهودیان متحد " (UJA)، این سازمان که سال گذشته خبری در رابطه با ایجاد یک جبهه تبلیغاتی برای بدنام ساختن دولت ایران و بی‌ثبات‌سازی ایران از طریق تمامی حوزه‌های رسانه‌های خبری، منتشر کرد، هم‌اکنون قدرتمندتر ظاهر شده است بطوریکه مدعی شده رویداد روز پنجشنبه همچنین شامل لابی با نمایندگان کنگره آمریکا برای تصویب قوانینی به منظور وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران و دیدار با مقامات سفارتخانه‌های خارجی از جمله مقامات سفارت‌های ایتالیا، هند و روسیه نیز خواهد بود تا بر اهمیت تشکیل یک جبهه متحد بین‌المللی علیه ایران، تاکید شود. 
    به گفته وی این درحالی است که "اکبر گنجی" هم از تلاش خود برای فرستادن پروژه ایران به شورای امنیت سخن گفته است."
 نکته جالب توجه اینست که اکبر گنجی یکی از برگزارکنندگان تجمعات نیویورک88 بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی و از طراحان اصلی کمپین به اصطلاح مبارزه با جنایت علیه بشریت که به سازماندهی این تجمعات می پردازد در مصاحبه خود با رادیو فردا در 4مهر88 با تکراراهداف سازمان "جوامع یهودیان متحد " (UJA) برای تشکیل جبهه بین المللی علیه ایران درباره اهداف این کمپین گفت: در رابطه با ایران در سطح بین‌المللی، دو پروژه در شورای امنیت روی میز است. یکی پروژه‌ای است که چهار قطعنامه تاکنون صادر شده و تحریم علیه ایران را افزایش می‌دهند. الان سخن از تحریم‌های کمرشکن علیه ایران می‌رود ،پروژه دیگر حمله نظامی است.
وی در ادامه این مصاحبه در پاسخ به سؤال خبرنگار رادیو فردا مبنی بر اینکه راهی که شما پیشنهاد می‌کنید، چیست؟ اظهار داشت:در حال تهیه پروژه‌ای برای ایران هستیم که بعد از تکمیل این پروژه می‌شود آن را از چند کانال برای شورای امنیت فرستاد تا از طریق دبیرکل سازمان ملل، شورای حقوق بشر سازمان ملل و دولت‌های عضو سازمان ملل اهدافمان را پیگیری کنیم.
گنجی در بخش دیگری از این مصاحبه در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه یعنی به دنبال تحریم سیاسی و پیگرد قضایی هستید گفت:پرونده که به دیوان بین‌المللی کیفری برود می توان کارهایی کرد ما از همه تحریم ها دفاع نمی کنیم تنها از تحریم‌هایی دفاع می‌کنیم که معطوف به سرکوب شرکت‌های غربی، چینی و روسی باشد که ابزار تکنولوژی را به ایران فروخته‌ ومی‌فروشند.ما فضایی ایجاد می‌کنیم که دیگر نتوانند با اینها بنشینند پشت یک میز و دست بدهند و گفت‌وگو کنند و قرارداد ببندند.
هشدارخبرنگار نیویورک تایمز به مردم ایران درباره تلاش های ضد ایرانی صهیونیست .

راجر کوهن درادامه این گزارش با اشاره به روز برگزاری اجتماع ضد ایرانی در مقابل مقر سازمان ملل، می‌نویسد: این روز، عنصر مهمی در افزایش آگاهی مردم در رابطه با تلاش‌های ضد ایرانی‌ است که هم جامعه یهودیان و هم باقی ایرانیان را هدف گرفته است بطوریکه این اقدام هم‌اکنون توسط " کنفرانس روسای سازمان‌های غالب یهودی آمریکا "، " شورای امور عمومی یهودیان "، "جوامع یهودیان متحد " و "کنفرانس ملی یهودیان جماهیر شوروی " که بیشتر به نفع یهودیان روسیه، اوکراین، کشورهای حوزه بالتیک و اروپا و آسیا فعالیت می‌کند، رهبری می‌شود.
*تجزیه طلبان حامی تجمعات ضد ایرانی وابسته به مجاهدین خلق به دنبال نابودی ایران و تقسیم منطقه هستند.
این روزنامه نگار آمریکایی در ادامه گزارش خود با اشاره به نام "کمیته ایرانیان آمریکایی پیشرو "به عنوان یکی دیگر از سازمانهایی که نقش بسیاری در سازماندهی این تجمعات دارد درباره این سازمان می نویسد: دررابطه با این سازمان کافی است تا به خبری که یک پایگاه اینترنتی ایرانی-فرانسوی منتشر کرده توجه کنید: "برخی از همفکران و پشتیبانان ما (کمیته ایرانیان آمریکایی پیشرو)، نام 72 شرکت کننده در تجمع اعتراضی را در اختیار ما گذاشته‌اند که در میان آنها نام چندین تن از تجزیه‌طلبانی دیده می‌شود که به دنبال نابودی ایران و تجزیه و تقسیم منطقه به بهانه حق خودمختاری مردم هستند که البته چنین رویداری برای شرکت‌های نفتی خارجی بسیار سودمند خواهد بود.عجالتا باید ذکر کرد که کمیته ایرانیان آمریکایی پیشرو نیز منحصرا از افراد وابسته به جنبش‌های "مجاهدین "، تشکیل شده است.
*فاش شدن پشت پرده بنیاد دموکراسی ایران برای سازمان دهی تجمعات ضد ایرانی و ارتباطش با سیا
راجر کوهن در گزارش خود به نقل از" ماندلی ریویو " درباره بنیاد دموکراسی ایران آورده است: جستجوهای اینترنتی، جزئیات کمی از این سازمان بدست می‌دهد درحقیقت پایگاه اینترنتی این سازمان نیز پر از اشکال است و تنها سه یا چهار پیوند (لینک) فعال در آن وجود دارد. یکی از این پیوندها مربوط به مجموعه‌ای از وبلاگ‌های دست‌راست و نومحافظه‌کار است که با عنوان "حمایت از دموکراسی واقعی در ایران "، ارایه شده‌اند؛ نام برخی از این وبلاگ‌ها عبارتند از" اول آمریکا را دوست بدارید "،‌ "‌آمریکایی‌های امپریالیست " و " راست‌های بنیادگرا ".
پیوند دیگری که در این پایگاه وجود دارد مربوط به فرم ثبت‌نام نشریه خبری این سازمان با عنوان " خلاصه‌ای از ایران " منتشر می‌شود و اشتراک یک ساله آن 1100 دلار هزینه دارد اما جالب اینجاست که در لیست اعضای این نشریه تنها نام یک نفر به چشم می‌خورد که او نیز کسی نیست جز " کنت تیمرمن " (Kenneth Timmerman) که یک نومحافظه‌کار افراطی و عضو پروژه "خطر کنونی " است وی همچنین حامی مالی نشریه نومحافظه‌کار "نشنال ریویو " و همتای شدیدا راستی آن یعنی "فرانت‌پیج‌مگزین " است.
همچنین جالب است بدانید که عبارت "درباره درخواست بنیاد دموکراسی برای ایران بیشتر بدانید و دریابید که چگونه می‌توانید رژیم هسته‌ای ایران را متوقف کنید! " که در پایگاه اینترنتی این بنیاد به چشم می‌خورد، دقیقا همان عبارتی است که "جرج بوش " در 23 ژانویه سال 2006، بیان کرد.
**************************************
اما مسئله مهم دیگر این است که این بنیاد موسوم به دموکراسی برای ایران، از چه مکان‌هایی پول دریافت می‌کند؟ طبق اسناد موجود در پایگاه اینترنتی " هیئت ملی دموکراسی "، بنیاد دموکراسی ایران از کمک‌های مالی این هیئت نیز بهره‌مند می‌شود. این در حالی است که هیئت ملی دموکراسی به دلیل انجام پروژه‌های محرمانه‌اش برای خرابکاری در انتخابات‌های آفریقای مرکزی و جنوبی و همچنین طرح‌‌هایش برای همدستی با سازمان سیا در بسیاری از جنبش‌های به اصطلاح مردمی اروپای شرقی و خاورمیانه، مشهور است.
*پسرشاه مخلوع به تجمع کنندگان ازطریق بنیاد دموکراسی ایران وجه نقد پرداخت می کرد .
روزنامه نگار نشریه نیویورک تایمزدربخش دیگری از گزارش خود ازشبکه تلویزیونی "پارس تی‌وی " که آرم آن نماد شیر و خورشید سلطنت‌طلبان است به عنوان یکی از اصلی ترین حامیان تجمعات ضد ایرانی یاد کرد و درباره نقش خانواده شاه مخلوع می نویسد:به نظر می‌رسد بخش دیگرازوجوه دریافتی بنیاد دموکراسی ایران یکی از سازمان دهندگان اصلی تجمعات از سوی برخی گروه‌ها از جمله سازمان ایرانیان مخالف تامین می‌شود که توسط پسر شاه سابق ایران رهبری می‌شود این گروه نه تنها به دنبال سرنگونی حکومت کنونی ایران است بلکه خواستار برقراری مجدد حکومت شاهنشاهی در ایران است.
*حمایت طیف های مختلف جمهوری خواهان آمریکا از تجمعات علیه ایران
اماجمهوری خواهان آمریکا هم در این میان بی نصیب نماندند به طوریکه راجر کوهن در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به حمایت گروه های مختلفی از جمهوری خواهان آمریکا از تجمعات اعتراضی علیه ایران نوشت: باید توجه داشت که برخی از حامیان تجمع اعتراضی علیه ایران، را گروه‌های محافظه‌کار جمهوری‌خواهی مانند " گو پراود " (Go Proud)، " جمهوری‌خواهان هیپ‌هاپ " (HipHop Republicans)و "جمهوری‌خواهان لاگ‌کابین " (Log Cabin Republicans) و"ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه " تشکیل می دهند.
"پروژه دیوید "هم که از سوی دانشگاه "دنیل پایپز " نومحافظه‌کار ایجاد شده است و یک سازمان دست راستی و ضد اسلام است، در لیست حامیان این تجمعات قرار دارد.
*بهره برداری اسرائیل از تجمعات ضد ایرانی برای تغییرشکل تقابل دوجانبه اش با ایران به تشکیل یک جبهه بر علیه ایران 
 خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از گزارش خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز آورده است:  نقش وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در سازمان‌دهی تجمعات ضد ایرانی آشکار است به طوریکه وی می نویسد: تمامی این اقدامات در واقع استراتژی کنفرانس روسای سازمان‌های غالب یهودی و وزارت خارجه اسرائیل برای تغییر شکل دادن ناسازگاری‌ ایران و اسرائیل از یک تقابل دو جانبه میان دو کشور به یک جبهه چند جانبه متشکل از هم‌جنس‌بازان، فمنیست‌ها، فعالان کارگری و اقلیت‌های مخالف با حکومت اسلامی ایران، در ذهن آمریکایی‌هاست. البته می‌باید مطلبی در رابطه با کنفرانس روسای سازمان‌های غالب یهودی بیان کرد؛ در حقیقت آوازه حمایت این کنفرانس از اسرائیل موجب شده تا نقش پشت‌پرده‌اش در گروه کار میانجی ملی در رابطه با ایران ، پنهان شود اما در اصل این گروه جبهه‌ای برای کنفرانس روساست و حتی ممکن است خود این گروه کار نیز متشکل از برخی سازمان‌های وابسته باشد.
*گروه حمایت از آزادی در ایران فراتر از حمایت از اصلاح طلبان با صهیونیست ها همراه است .
نویسنده این گزارش در بخش دیگری از جنبشی به نام "حمایت از آزادی در ایران " به عنوان یکی از گروههای اصلی که به سازماندهی تجمعات ضد ایرانی در نیویورک می پردازد،نام برد و با فاش کردن چهره واقعی این گروه به نقل از "ریچارد سیلوراشتاین " (Richard Silverstein)می نویسد: گروه حمایت از آزادی در ایران خواستار برگزاری تظاهراتی در 24 سپتامبر و همزمان با حضور احمدی‌نژاد در سازمان ملل، شده است در نگاه اول به نظر می‌آید که گروه حمایت از آزادی در ایران چیزی بیشتر از یک گروه طرفدار اصلاح‌طلبان نیست اما همانند دیگر مسایل مرتبط با ایران و اسرائیل، باید عمیق‌تر به این مسئله نگاه کرد تا مشخص شود حامیان این گروه چه سازمان‌هایی هستند نکته جالب توجه در رابطه با لیست حامیان این آن است که سازمان‌های مهمی همچون "جوامع یهودیان متحد "، "گروه جی‌استریت " و "صلح‌اکنون " که شدیدا از اسرائیل حمایت می‌کنند، در کنار اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های حقوق بشری قرار گرفته‌اند.
طبق گفته رئیس سازمان ملی ایرانیان آمریکایی، گروه حمایت از آزادی در ایران، یک گروه نومحافظه کار است که به دنبال تغییر رژیم در ایران و بوجود آوردن یک کشور سکولار است.
همچنین این گروه به سازمان افراطی و مجاهدین خلق که مخالف رژیم ایران بوده و از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده، وابسته است.
پشت پرده تجمع 200 نفره منافقین و صهیونیستهای سبزپوش در سفر احمدی‌نژاد به نیویورک
استقبال ضعیف (حدود 200 نفره) از تجمع مشترک منافقین، سلطنت‌طلب‌ها و صهیونیستهای سبزپوش در جریان سفر رییس جمهوری اسلامی ایران به نیویورک در حالی بود که از حدود یک ماه قبل از این سفر، تبلیغات فراوانی مبنی بر حضور میلیونی در این تجمع صورت گرفته بود.
د رادامه خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از ایرنا گزارش داد:  پیش ازسفر رئیس جمهور کشورمان بود که خبرهایی از آنسوی آبها رسید مبنی بر اینکه عده ای درحال تدارک برپایی تجمعاتی دراعتراض به حضور و سخنرانی رئیس جمهور ملت ایران هستند.

شنیدن این خبر یادآور نیویورک 86 بود که در آن سال هم تجمعاتی هر چند کم رنگ اما با حمایت صهیونیست‌ها، طرفداران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در لیست سازمان‌های حامی تروریسم قرار دارند و سلطنت‌طلبان انجام شد
از دیگر نکات قابل توجه آن تجمع می‌توان به حضور دانشجویان یهودی که از نقاط مختلف جهان برای حضور در این اعتراض به نیویورک آورده شده بودند و نیز وجود تعداد زیادی پرچم شیر و خورشید(پرچم رژیم مخلوع شاهنشاهی) اشاره کرد.
*تجمعات نیویورک 88، همان تجمات نیویورک86 اما این بار با رنگ سبز 
   اما تجمعات نیویورک 88 باردیگر همان گروههای نیویورک 86، اما این باربا رنگی دیگریعنی رنگ سبز و چهره هایی دیگر مانند :عبدالکریم سروش،اکبر گنجی ،علی اکبر موسوی خوئینی،عبدالعلی بازرگان ورکسانا صابری.
    البته همواره این ظاهر ماجرا بوده و دستان پشت پرده بسیاری که شاید در ابتدای امر نقش آنها مشخص نشود، اما با گذشت زمان ابرها کنار رفته و واقعیت ها مشخص شده است این باردست های پنهان زودتر از آنچه تصورمی شد مشخص شدالبته از زبان خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز.

**حمایت طیف های مختلف جمهوری خواهان آمریکا از تجمعات علیه ایران
اماجمهوری خواهان آمریکا هم در این میان بی نصیب نماندند به طوریکه راجر کوهن در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به حمایت گروه های مختلفی از جمهوری خواهان آمریکا از تجمعات اعتراضی علیه ایران نوشت: باید توجه داشت که برخی از حامیان تجمع اعتراضی علیه ایران، را گروه‌های محافظه‌کار جمهوری‌خواهی مانند " گو پراود " (Go Proud)، " جمهوری‌خواهان هیپ‌هاپ " (HipHop Republicans)و "جمهوری‌خواهان لاگ‌کابین " (Log Cabin Republicans) و"ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه " تشکیل می دهند.
"پروژه دیوید "هم که از سوی دانشگاه "دنیل پایپز " نومحافظه‌کار ایجاد شده است و یک سازمان دست راستی و ضد اسلام است، در لیست حامیان این تجمعات قرار دارد.
*بهره برداری اسرائیل از تجمعات ضد ایرانی برای تغییرشکل تقابل دوجانبه اش با ایران به تشکیل یک جبهه بر علیه ایران
  بنابه گزارش خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز نقش وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در سازمان‌دهی تجمعات ضد ایرانی آشکار است به طوریکه وی می نویسد: تمامی این اقدامات در واقع استراتژی کنفرانس روسای سازمان‌های غالب یهودی و وزارت خارجه اسرائیل برای تغییر شکل دادن ناسازگاری‌ ایران و اسرائیل از یک تقابل دو جانبه میان دو کشور به یک جبهه چند جانبه متشکل از هم‌جنس‌بازان، فمنیست‌ها، فعالان کارگری و اقلیت‌های مخالف با حکومت اسلامی ایران، در ذهن آمریکایی‌هاست. البته می‌باید مطلبی در رابطه با کنفرانس روسای سازمان‌های غالب یهودی بیان کرد؛ در حقیقت آوازه حمایت این کنفرانس از اسرائیل موجب شده تا نقش پشت‌پرده‌اش در گروه کار میانجی ملی در رابطه با ایران ، پنهان شود اما در اصل این گروه جبهه‌ای برای کنفرانس روساست و حتی ممکن است خود این گروه کار نیز متشکل از برخی سازمان‌های وابسته باشد.
  *گروه حمایت از آزادی در ایران فراتر از حمایت از اصلاح طلبان با صهیونیست ها همراه است .
*حمایت گروهک کومله از تجمع کنندگان نیویورک
همچنین گفتنی است عبدالله مهتدی دبیر کل گروهک کومله که دیر زمانی از جنایت این گروهک در استان کردستان نمی گذرد هم در اطلاعیه ای به شرکت کنندگان تجمع کنندگان نیویورک از آنها تشکر کرده و آورده است: از دور صمیمانه ترین درودهای خود را تقدیم می کنم و دستهایتان را به گرمی میفشارم.
از این فرصت استفاده کرده یادآوری می کنم که مردم کردستان مانند همیشه استوارانه و با جان و دل در صفوف مبارزه علیه دیکتاتوری، علیه تبعیض ها و حق کشی ها و برای کسب دموکراسی در ایران قرار دارند و طبیعی است که با تمام توان ابراز همبستگی و همگامی نمایند.
*
  *یک منبع آگاه:پشت پرده اجتماع ضد احمدی نژادی برای تحقق انقلاب نرم اختصاص صدها میلیون دلار از سوی آمریکا به سیا است
   گزارش  جیرفت سی تی به نقل از خبرگزاری رسمی ایران (ایرنا) حاکی است که راجر کوهن خبرنگار نشریه نیویورک تایمز مستندات کاملی را از گستره نفوذ و سازماندهی سازمان های مختلف صهیونیستی پیش روی ما می گذارد در همین رابطه یک منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس و با ارسال مدارکی که حاوی یک نامه است از دست‌های پشت‌پرده برگزاری اجتماع ضد احمدی‌نژاد، خبر داد.
نویسنده این نامه با اشاره به نفوذ شدید لابی صهیونیست در آمریکا می‌نویسد: همانطور که پیش از این نیز تاکید کرده‌ایم،‌ ما با قاطعیت اعتقاد داریم که صدها میلیون دلار آمریکا به سازمان سیا اختصاص داده شده تا همگام با انگلیس و اسرائیل به تحریک "انقلاب نرم "ی بپردازد که در واقع نقطه آغازی برای اتفاقاتی بود که بعد از انتخابات ایران به وقوع پیوست.
طرح ادامه کودتای مخملی در نیویورک و شکست دوباره این طرح
از طرفی راجر کوهن خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز در بخش دیگری از گزارش خود نام پایگاه اینترنتی انقلاب مخملی را در لیست حامیان و سازمان دهندگان تجمعات ضد ایرانی آورده است و از طرف دیگر ظاهر شدن تجمع کنندگان با رنگ سبز و نماد هایی از کودتاگران انقلاب مخملی در ایران در تجمعات ضد ایرانی در حاشیه حضور رئیس جمهور کشورمان در نیویورک نشانگرآنست که دشمنان ایران و در راس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی با گذشت 30سال از انقلاب شکوهمند اسلامی به فکرطراحی انقلاب مخملی برای ایران به منظور مسلط شدن بر کشورمان افتادند و هنگامیکه این طرح براندازی نرم با اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی خنثی شد آنها پس از اینکه خود را به طور کامل شکست خورده دیدند تلاش کردند با انجام تحرکاتی با استفاده از مهره های خریداری شده خود به اصطلاح با انجام برنامه هایی ادامه کودتای مخملی را در نیویورک دنبال کنند اما غافل از اینکه اینبار هم شکست دیگری برای آنها خواهد بود.
*************************************************
گذشته از گزارش خبر نگار نیویورک تایمز پیرامون سازمان دهندگان تجمعات ضد ایرانی در حاشیه سفر رئیس جمهور بی بی سی هم درروز جمعه 3مهر88 نوشت:روز چهارشنبه، در دومین روز سفر رئیس دولت جمهوری اسلامی، گروه‌های مختلف از سازمان مجاهدین خلق گرفته تا جبهه ملی، از سلطنت‌طلب گرفته تا دانشجویان فعال ایرانی در پارک مقابل سازمان ملل گردهمایی‌های اعتراضی خود را برگزار کردند.بر اساس زمان‌بندی مشخص شده از سوی پلیس نیویورک، به هر گروه متقاضی مدت زمانی اختصاص یافته بود تا برنامه‌های خود را برگزار کنند.

*یکی از سازمان دهندگان تجمعات ضد ایرانی:تعداد جمعیت را درست نمی دانم
اگر نگاهی به برنامه های سازماندهی شده بیاندازیم به برنامه های رنگارگی با ظواهر فریبنده و تحت عناوینی مانند حقوق بشر که همواره این گروهها ازآن سوء استفاده کرده اند برمی خوریم مانند جمع شدن در پارک مقابل سازمان ملل، رکاب زنان با دوچرخه با شعار حقوق بشر از کانادا به نیویورک آمدند،به نمایش در آمدن کلیپی از صداهای مردم ایران،به نمایش درآمدن فیلمی از انتخابات ریاست جمهوری ایران،ساختن دیوار سفید با استفاده از تجمع کنندگان با لباس های سفید و نمایش فیلم بر روی آنها،نمایش اغتشاشات پس از انتخابات روی بیلبوردهایی بر روی کامیون وبه نمایش گذاشتن طوماری سبز در محوطه برج ایفل در امتداد پل بروکلین، که البته موضوع جالب توجه اینکه با وجود مستندات مورد اشاره مبنی بر سازمان دهی بسیار گسترده این تجمعات از سوی تعداد بسیاری از سازمان های صهیونیست،حزب جمهوری خواه آمریکا، سلطنت طلبان و منافقین به اذعان رسانه های خودشان و برخی از شاهدین نتیجه ای جز حضور کم رنگ و قلیل و بی تاثیرازاین تجمعات حاصل نشد.
به طوریکه بی بی سی فارسی دربرنامه ی روزپنج شنبه2 مهر88به نام" نوبت شما "که به انعکاس نظرات بینندگان این شبکه اختصاص دارد به پخش انتقادات پیاپی برخی تماس گیرندگان در خصوص تعداد کم تجمع کنندگان در هنگام سخنرانی رئیس جمهور پرداخت.
*********************************************
    جیرفت سی تی به نقل از خبرنگار ایرنا در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک آورده است: تعدادتجمع کنندگان ضد ایرانی درنیویورک بسیارکم بود به طوریکه تجمع کنندگان مقابل هتل اینتر کانتیننتال محل اقامت رئیس جمهوربالغ بر 100 نفر و تجمع کنندگان مقابل سازمان ملل بالغ بر200 نفر بودند.
****** مقصود
رادیو فردا هم در2شهریور88 در مصاحبه ای با فردی به نام مریم از سازمان دهندگان تجمع پل بروکلین درپاسخ به سؤال رادیو فردا مبنی بر اینکه برنامه پل بروکلین از چه ساعتى شروع شد و چه تعداد جمعیت در این تجمع شرکت کرده‌اند؟ گفت:از ساعت 10:30 صبح آغاز شد. تعداد جمعیت را درست نمى‌دانم. اما براى نگه داشتن این طومار به 350 نفر دواطلب نیاز داشتیم که این تعداد را قطعاً براى همکارى داشتیم.
******************************
خبرهای موثق حاکی است بسیاری از افراد شرکت کننده در تجمع ضد ایرانی در مقابل سازمان ملل ، غیر ایرانی بوده اند که به آمریکا آورده شده اند. شمار شرکت کنندگان در این تظاهرات به اصطلاح اعتراض آمیز حتی از تعداد بیانیه هایی که با عنوان سازمان ها و نهادهای متفاوت صادر شده و ایرانی های مقیم آمریکا را به شرکت در تظاهرات فرا خوانده بود، کمتر بود.
این وضع باعث شد تا رسانه های تحت کنترل صهیونیست ها حتی تصویری برای پخش نداشته باشند .
*رسایی : تجمع کنندگان سبز پوش در نیویورک به پیامبر و اهل بیتش و امام(ره) ناسزا گفتند.
  این روحانی عضو مجلس هشتم مشاهدات خود از برنامه های این سفر را به صورت گزارشی مکتوب بر روی پایگاه اینترنتی شخصی خویش قرار داد که در این گزارش آمده است:
************************************************
حضور عناصر ضد انقلاب اعم از سازمان منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های معاند دیگر ، به گفته ایرانیان مقیم و برخی از دوستان که در سال های قبل هم در هیات حضور داشتند، هیچ افزایشی از نظر تعداد نداشت. هر روز صبح و بعد از ظهر حدود دویست نفر در برابر مقر سازمان ملل و شب ها هم حدود صد نفر در برابر هتل محل اقامت جمع می شدند و شعار می دادند.
 تنها تفاوت امسال این جماعت ، رنگ سبز لباس ها و مچ بندهایشان بود. هر بار که ما قصد داشتیم به جلسات سازمان ملل برویم و یا داخل هنل شویم ، شعار دادن های این جماعت هم آغاز می شد. در هیات امسال برای بار اول دو روحانی (بنده و آقای میر تاج الدینی) نیز همراه رییس جمهور در هیات حضور داشت و همین موضوع سبب شد تا در مواقعی که ما قصد تردد به هتل را داشتیم ، شعار دهندگان ماهیت حقیقی خود را بیشتر نشان دهند
. شاید تلخ ترین لحظات نیز همین اوقات بود نه به دلیل توهین آنها به ما بلکه به خاطر فحش و ناسزاها به پیامبر خدا و اهل بیت و رهبر فقید انقلاب که از زبان برخی از این سبزپوشان و جماعتی که عکس موسوی را به دست داشتند ، جاری می شد و البته به هیچ وجه مورد اعتراض دیگر شرکت کنندگان قرار نمی گرفت!
 *آیا کار به جایی رسیده که موسوی و کروبی با صهیونیست ها،سلطنت طلبان و منافقان همراه شدند.
 اما نکته ای که در تجمعات نیویورک88 اتفاق افتاد و بسیار قابل تامل است اینکه این تجمع کنندگان که ماهیت آنها با گزارش فوق آشکار شد بر اساس گزارشات دریافتی و عکس های موجود، تصاویر میر حسین موسوی و مهدی کروبی را در دست داشتند و شعارهایی در حمایت از این دو شخص سر می دادند اگرچه با مروری بر انتخابات ریاست جمهوری و اغتشاشات پس ازآن به روشنی می توان دریافت این دو چهره تنها با در نظر گرفتن منافع شخصی خود با طرح دشمنان برای کودتای مخملین همراه شدند اما با اتمام سفر نیویورک و نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد با توجه به عدم محکوم کردن این تجمعات از سوی این دو شخص این ابهام به وجود می آید آیا کار به جایی رسیده که میر حسین موسوی و کروبی همراه با لابی صهیونیست،سلطنت طلبان و منافقین پیش می روند.
  اما می توان رهبری کردن مخالفان را بوسیله افراد یاد شده به فال نیک گرفت. اما اینکه چرا این همه مورد حمله و هجمه قرار می گیرند باید این حق را به فداییان نظام داد زیرا آنان از این می ترسند که برعکس همه شعارها این بار بگویند که فرزندان اگر گرسته شوند انقلاب خود را می بلعند. آیا این شدنی است که بجای اینکه بگوییم انقلاب فرزندان خود را می خورد( اولین بار در زمان انقلب کبیر فرانسه)  ما نیز در انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار بگوییم که "" فرزندان پدر خود یا انقلاب را خوردند.
   این جمله از سوی جیرفت سی تی برای اولین بار مطرح شده و در انتظار هستم که خوانندگان محترم نظرات خود را در این باب اعلام کنند. راه امام را ادامه خواهیم داد.
کردشبستری گیلانی.



واژه کلیدی :راجرکوهن و واژه کلیدی :یهودی و واژه کلیدی :نیویورک




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸۸

120سایت فرقه ضاله وهابیت علیه شیعیان تبلیغ می کنند
 یک استاد حوزه و دانشگاه، از فعالیت و تبلیغ 120 سایت از سوی فرقه ضاله وهابیت علیه شیعیان خبر داد.

   گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از ایرنا، حاکی است که حجت الاسلام والمسلمین"مهدی پیشوایی" روزسه شنبه درهمایش "فتنه‌ وهابیت"درمسجد اعظم اردبیل افزود:سران این فرقه با حضور در کشورهای استقلال یافته شوروی سابق نیز سعی می کنند اندیشه وهابیت را تبلیغ و ترویج کنند.
وی گفت: این فرقه به تاویل قرآن اعتقادی ندارند و برداشت‌های ظاهری از قرآن را مبنای عمل و تبلیغ خود قرار می‌دهند.
وی انزجار و نفرت از این گروه تندرو و متعصب که بزرگترین جنایات را درحق اهل بیت و فرزندان رسول‌الله(ص)مرتکب شده‌اند، محدود به شیعیان ندانست و افزود: این انزجار در عالم تسنن نیز وجود دارد.
وی به تولدجدید این فرقه بعد از 86 سال جنایت در بقاع متبرکه بقیع اشاره کرد و گفت:وهابیت متعصب و کوردل بعد از 86 سال تخریب بقیع ، باردیگر با همدستی رژیم سعودی و حمایت انگلیس خبیث جنایت‌های خود را آغاز کرده است و بودجه هنگفتی صرف کارهای تبلیغی خود می‌کند.
وی افزود: این گروه اقلیت یک میلیارد جمعیت مسلمان را کافر می‌داند و دم از ناسازگاری با شیعیان و سنی‌ها می‌زند.
وی گفت: موارد اختلاف این فرقه با شیعیان که قبلا به دو مورد می‌رسید ‌اکنون به 15 مورد رسیده است.
پیشوایی اضافه کرد:علاوه بر شیعه،وهابیت با سنی‌ها،مالکی‌ها و کشورهای ایران، عراق و افغانستان نیز مشکل دارد و می‌خواهد انتقام کینه پنهان 400 سال گذشته خود را بگیرد.
وی افزود: امروز در هندوستان و پاکستان فرقه وهابیت با علم کردن گروهک تروریستی سپاه صحابه و طالبان تفرقه‌افکنی می‌کند و در حقیقت روند حکومت را فلج کرده ‌ست.
وی بنیانگذار وهابیت را فردی باسواد و گستاخ دانست و گفت: این شخصیت در مباحث مختلف سرآمد دیگر علمای روزگار خود بود به طوری که هم‌اکنون با ادعای چند اصل سعی دارد انحرافی در اعتقاد شیعه به وجود آورد.
وی بدعت‌گذاری در آیین‌ها و مناسک دینی را از حربه‌های جدید وهابیت ذکر کرد و گفت: راز پیشرفت وهابیت، پول و برنامه‌ریزی است و اگر شیعیان بتوانند با برنامه‌های اساسی این زمینه را برهم بزنند می‌توانند موفق‌تر از آنها عمل کنند.
وی افزود: شیعیان نباید در مراسم و عزاداری‌های خود با برخی حرکات بهانه به دست وهابیت بدهند و بگذارند برخی کج سلیقگی‌ها خوراک تبلیغاتی آنها شود.

اما مراجع شیعه در برابر تبلیغات فرهنگی چه می کنند پاسخ قلم را باید با قلم داد و تبلیغ نیز تنها از طریق تبلیغ کنار می کشد. دیگر وقت  جنجال و اینکه اینها انگلیسی هستند و دشمن فلان و بمان اینها اثر گذار نیست.

برگزاری نشست های علمی در خصوص تاریخ اسلام با رویکرد های مختلف مورد نظر با حضور اساتید صاحب نظری که تا حدودی جهان اسلام آنان را می شناسد می تواند بسیاری از مسائل پشت پرده را برای مسلمین روشن کند.

اگر مردم آگاه شوند هیچکس نمی تواند در اندیشه های آنان نفوذ کند هرچند که وهابی های میلیون دلاری باشند یا یک طلبه احمق همچون رهبر طالبان . برگزاری نشست ها بهتر است از سوی کشورهای مسلمان به خصوص اندونزی، پاکستان، ترکیه، عراق، سوریه و حتی تاجیکستان برگزار شود.

   اما ما چه تعداد سایت در رد نظریات این گروه دست ساز انگلیس ایجاد کرده ایم و یا در جهت تبلیغ آنها گام برداشته ایم.

   بهتر است این سایت ها از طریق سایت های پربیننده داخلی و خارجی تبلیغ شوند و یا حداقل اینکه در مقابل کافی نت ها نشانی آنها را درج کنیم و در قالب کتاب ، جزوه و یا بروشور نشانی این سایت ها را به اطلاع دانشجویان دانشگاههای کشورهای مسلمان برسانیم.

   در مجموع از ما حرکت از خداوند منان برکت، ما آغاز کنیم و اگر تنها برای خدا باشد نه بالابردن آمار و ارقام و اینکه فلان مقام از این گزارش ما خوشش بیاید مطمئین باشید که موفق خواهید شد مگر نه اینکه می گویید هر  جمعه آقا امام زمان پرونده های شیعیانیش را می بیند . پس تنها بعنوان سرباز امام زمان کار کنید و ببینید که چه نتایج پرباری را به دنبال خواهد داشت.

  همانطوریکه خداوند خانه اش را از شر ابابیل و پیل های او با گسیل مرغ هایی که در منقار خود خرده سنگی داشتند در امان نگه داشت دین خود را نیز از شر انواع بلایا محفوظ می دارد. اما این وظیفه مسلمانان است که با جهاد فرهنگی ، علمی ، اقتصادی و حتی جنگ نگذارند که با ایجاد کردن شعبات مختلف مردم را به بیراهه بکشانند. به امید ظهور منجی. شبستری گیلانی .




واژه کلیدی :فرقه وهابیت و واژه کلیدی :سایت ها و واژه کلیدی :مالکی ها




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ٦ مهر ۱۳۸۸

اختصاصی/
حجاریان: فراخوان‌های غیرقانونی موسوی و دفاع کورکورانه از شایعه تقلب عامل فوران نفرت بود
 گزارش خبرنگار جیرفت سی تی به نقل از ایرنا خبرگزاری دولتی ایران حاکی است سعید حجاریان که هم اکنون در بازداشت به سر می برد و بنا به گفته هایش دچار تحول شده است، به پرسش های متنوعی در خصوص علت تحول، عوامل حوادث پس از انتخابات، نوع نگاه های سابق خود به مقوله ولایت فقیه و مشروعیت، علت انحرافات فکری خود و جریان متبوعش و... پرداخت.
  اهمیت مطالب موجب شد که بطور کامل از آن استفاده شود: قضاوت را به خوانندگان واگذار کرده و از ایرنا نیز متشکریم.
**شما در حوزه سیاسی، امنیتی و پژوهشی سوابق زیادی دارید، چه طور در طول این مدت زیاد، چنین تحول فکری بزرگی برای شما رخ نداد و اینک این تحول در زندان برایتان پیدا شده است؛ به تعبیر دیگر، فرایند این تحول چگونه بود؟
اولا وقایع پس از 22 خرداد وقایع کمی نبودند. اینهمه خسارت مالی و جانی و فوران تنفر در تاریخ بعد از انقلاب بی سابقه بوده است. این تنفر میان برادران یک خانواده بزرگ در سابق نه در سنن ملی سابقه داشته و نه در سنن اسلامی لذا من وحشت زده فکر کردم این موضوعات ریشه در خارج از فرهنگ ما دارد به خصوص کمونیسم و آنارشیسم، این وقایع مرا به یاد تصفیه های خونین سال 54 سازمان منافقین انداخت که بخش کمونیستی با چه قساوتی دست به تصفیه بخش مسلمان زد. یا بسیاری بمب گذاری های گرچی و ارمنی که در صدر مشروطیت فضای سیاسی را آلوده کردند و گرایشات آنارشیسمی داشتند.
ثانیا همراهی بعضی از بزرگان نظام با این وقایع بسیار دردناک بود. کسانی که به چشم خود می دیدند وحدت ملی در خطر است اما به این روند دامن می زدند.
ثانیا برکت ماه های رجب، شعبان، رمضان آن هم در تاملات تنهایی به کمک من آمد تا به دقت راه طی شده را کاوش نمایم و در مشی و بینش خود تجدید نظر کنم.

**در متن دفاعیه خود گفتید که در جریان انتخابات حوادثی رخ داد و از آنها با این تعابیر یاد کردید: «قانون شکنی آشکار»، «صدمه به اموال شخصی و عمومی»، «شعارهای وهن آلود»، «قتل و جرح»، «جور و عدوان بر مردم و نظام»، «به خطر انداختن امنیت کشور» و... چرا این وضعیت پدید آمد و عامل اصلی پیدایی این جریانات چه بود؟ چه جریاناتی در پشت پرده وجود داشت که کار را به اینجا رساند؟
اسباب متعددی دست به دست هم دادند تا کار به اینجا رسید:
الف) تبلیغات مکرر رسانه های صوتی و تصویری بیگانه که هر لحظه مردم را به آشوب ترغیب می کردند.
ب) وجود بعضی عناصر سفارتخانه ها در میدان تظاهرکنندگان و همچنین عناصری که از قبل آموزش های لازم را برای براندازی نرم دیده بودند.
ج) فرمان های غیرقانونی و فراخوان های بدون مجوز مهندس موسوی برای ایجاد تجمعات و راهپیمایی هایی که نوعا به تخریب و ضرب و جرح و شعارهای وهن آلود منجر می شد.
د) دفاع کورکورانه احزاب سیاسی از خط مشی مهندسی موسوی و اعلام حمایت از وی و دامن زدن به شایعات تقلب.
ه) بیانیه کمیته صیانت از آرا دال بر تقلب وسیع و مخدوش بودن اصل انتخابات بدون آنکه مستند به مدارک محکمه پسند باشد.
ح) ضعف مفرط وزارت ارشاد و صدا و سیما در آستانه بحران در جهت اطلاع رسانی و نیز ضعف وزارت اطلاعات در جهت مدیریت بحران.

**مقصود شما از فعالان سیاسی که گفتید عالما و عامدا در سطح دانشگاه ها، احزاب و جامعه نظریه هایی را بسط می دهند، چه کسانی بود و چه شواهدی در این زمینه وجود دارد؟
فعالان سیاسی خود نظریه پرداز نیستند اما به بسط تئوری های غربی در سطح دانشگاهها و احزاب سیاسی و جامعه می پردازند.
مثلا بسیاری از توده ای های سابق که به صورد منفرد فعالیت می کنند با مقالات و کتب خود به گسترش اندیشه های مارکسیسم، لنیننیسم و حتی استالینیسم در جامعه می پردازند یا کسانی که با سوسیال دموکراسی اروپایی مانوسند به بسط این اندیشه می پردازند.
لیبرالها از همه فراوان ترند و جامعه لیبرالی و اقتصاد لیبرالی را بهترین نسخه برای ایران می شمارند و به طرح آن همت می ورزند. اندیشه های فمینیستی بین فعالان سیاسی زن رواج بسیار دارد و کمپین یک میلیون امضا اساسا مروج این دیدگاه بوده. پست مدرن ها هم چند سالی است سر و کله ایشان پیدا شده و آنها نیز ساز خود را می زنند. وهابی ها، بهایی ها، مبلغین مسیحی از جمله اقلیت هایی هستند که تبلیغ عقاید خود می پردازند.
مجموعا باید گفت هیچ اندیشه ای نمی میرد و صبر می کند تا زمینه اشاعه آن فراهم آید، آنگاه در جامعه گسترش می یابد.

**درباره وظیفه حفظ وحدت هم نکاتی گفته بودید. چه ضرورتی در این زمینه هست؟ با توجه به اختلاف نظرها، وحدت در چه چیزهایی امکان پذیر است؟ محور وحدت کدام است؟ معیار وحدت چیست؟ رابطه وحدت با امنیت ملی چیست؟ راه های وحدت شکنی کدام است؟ ویژگی های وحدت شکنان چیست؟
در روایت داریم که اختلاف میان امت من، رحمت است (نقل به مضمون) چون اختلاف باعث تضارب آرا و تعامل افکار می شود و جامعه رشد پیدا می کند منتهی حد اختلاف سقف محدودی دارد یعنی می توان سلایق مختلف درباره نحوه تصمیم گیری ها، قوانین، مسئولیت اجرایی و بسیاری از امور دیگر داشته اما نسبت به مصالح ملی و منافع نظام باید وحدت داشت (و این امر در همه جای دنیا رایج است) موضوعاتی مثل وحدت سرزمینی، حاکمیت، دفاع از مال و جان مردم در مقابل حملات بیگانگان، التزام به قانون اساسی، توسعه و رفاه وضع مردم جزو مسایل ملی هستند.
امام سجاد در صحیفه سجادیه به مرزداران دعا می کند با این که حکومت را غاصب می داند، چون حفظ ثغور مسلمین از حمله کفار و مشرکین را از مصالح امت اسلامی می شمارند و حضرت امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه با این که حق خود را غصب شده می دیدند سکوت پیشه کرده و فرمودند: دیدم که دین خدا مانند مشکی است که اگر کوچکترین آسیبی به آن برسد همه محتویات آن بر زمین خواهد ریخت.

**در دادگاه گفتید که با تحلیل های ناصواب مبنا برای اعمال نادرست ایجاد کرده ام. همچنین بسط نظریات نامنقح را موجب پدید آمدن نتایج سهمگین و عبرت آموز دانسته اید. این اعمال نادرست و نتایج سهمگین آن چه بود و رابطه این تحلیل ها و آن اعمال نادرست چه بود؟
من در مقاطع مختلف تحت تاثیر منابع نقد ناشده دست به تحلیل های غلط زده ام که طی سالیان متمادی این کار صورت گرفته است. نظراتی شبیه، سلطانیسم، حاکمیت دوگانه، فتح سنگر به سنگر مواضع، فشار از پایین و چانه زنی از بالا و غیره. همچنین منابع علوم انسانی در ایران عموما نقد نشده و غیر منقح در دانشگاهها تدریس می شود و با اینکه رهبر معظم انقلاب بارها نسبت به آن هشدار داده اند هنوز کار مکفی و جدی صورت نگرفته است و طبعا من هم تحت تاثیر این منابع بوده ام. مقصود من از نتایج عبرت آموز وقایع پس از 22 خرداد است. البته نمی خواهم بگویم همه کسانی که در آن وقایع دست داشته اند آثار مرا خوانده اند اما لااقل بخش هایی از نخبگان با ایده های من آشنا بوده اند و تحت تاثیر آن آموزه ها به صدور بیانیه و فراخوان پرداخته اند و از این جهت من هم در سلسله اسبابی قرار می گیرم که به وقایع اخیر منجر شد.

** در مقاله مشروطیت، سلطانیسم و مشروعیت مقایسه ای میان انقلاب اسلامی و جنبش مشروطه می کنید و در آن پایه مشروعیت انقلاب اسلامی را دوگانه می دانید و راه کارهایی برای تقویت پایه مشروطیت آن (متجلی شده در جمهوریت) بیان کرده اید (باید مقدورات و محدودیت های هر دو، پایه حکومت شناسایی شده و تاکتیک ها برای پیشبرد امر دموکراسی تعیین شود. راه ایرانی توسعه سیاسی، سنتزی خواهد بود، از دو تجربه انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، یعنی کماکان در عصر مشروطه به سر می بریم و نمایندگان از جانب توده ها در بوروکراسی حضور داشته باشند و از سویی دیگر رهبرانی مجلی، مردم را راهنمایی نمایند و اصلاحات با استفاده از الگوی «فشار از پایین، چانه زنی بالا» که بخش اول آن، برگرفته از تجربه انقلاب اسلامی و بخش دوم آن، برگرفته از تجربه انقلاب مشروطیت است، ادامه یابد. اگر به فرض، اصلاح طلبان در هشت سال گذشته نتوانسته اند به وظایف خود عمل کنند، نافی تئوری یاد شده نیست؛ چون به هر حال منابع مشروعیت در ایران چندگانه است و ناگزیر نهال های جدید، برای پیگیری مطالبات دموکراتیک مردم،‌ در درون دستگاه سیاسی کشور پدید خواهد آمد. پس نباید این امکان را به عنوان پدیده ای ناهنجار، به طور کلی نفی کرد. (نامه، ش 40، نیمه مرداد 84) همچنین در مقاله «استراتژی مشروطه خواهی تاکید می کنید «در نظر من، استراتژی های سیاسی در ایران امروز» بر استراتژی مشروطه خواهی تاکید دارد (در نظر من استراتژی به معنای «طرح نو در انداختن برای تغییر ساختار» می باشد... مثلا ذیل استراتژی مشروطه خواهی (استراتژی اول) می توان از تاکتیک های زیر نام برد: اعتدال، آرامش فعال، بازدارندگی فعال، خروج از حاکمیت، فشار از پایین، جانه زنی از بالا و روی گردانی اجتماعی. کارکردی کردن حاکمیت دوگانه در ایران به معنای «باز توزیع منابع قدرت» و «تاسیس نهادهای حل منازعه» است و به همین دلیل، تغییری ساختاری محسوب می شود. استراتژی مورد نظر من ضمن آن که قرائت رسمی از ولایت فقیه را (مستقل از پذیرش یا عدم پذیرش آن) دارای جایگاه مشخصی در حکومت می داند، برای وجهه جمهوری آن نیز جایگاه قائل است. من این استراتژی را اصلاحات (مشروطه خواهی) می نامم. آن دسته از استراتژی های سیاسی که حاکمیت دوگانه را انکار می کنند دچار این توهم هستند که شرایط فعلی را با الگوهای صدر انقلاب تطبیق می دهند. (آفتاب ش 12) همین مسایل با بیانی دیگر در جزوه تاملات راهبردی حزب مشارکت منعکس شده است این دیدگاه های شما حاکی از عدم اعتمادی جدی به نظریه ولایت فقیه و مشروعیت الهی است. این در حالی است که در متن دفاعیه خود از مشروعیت الهی سخن گفته اید. آیا باید این را یک چرخش اساسی در نظریه شما به حساب آورد یا یک چرخش تاکتیکی؛ اگر اولی است، عامل آن چیست و چگونه آن را تئوریزه می کنید؟
در زمان حضرت امام (ره) اعتقادم بر این بود که ایشان دارای سه وجهه مشروعیت (بنا به نظریه ماکس وبر) هستند.
الف) ایشان چون مرجع تقلید اکثریت کشور بودند حتی قبل از سقوط شاه امرشان مطاع بود لذا نوعی مشروعیت سنتی داشتند که تا هنگام ارتحال حفظ کردند.
ب) آن حضرت انقلاب شکوهمندی را رهبری کردند که بزرگترین قدرت منطقه را به زانو درآورد و به ازاله رژیم منحوس پهلوی منجر شد و طی این فرآیند نوعی مشروعیت انقلاب (کاریزماتیک) هم کسب کردند.
ج) بعد از همه پرسی قانون اساسی و تاسیس مجلس خبرگان حضرت امام (ره) از سوی خبرگان رهبری نیز براساس قانون اساسی به رهبری برگزیده شدند و به این ترتیب ایشان رهبر قانونی جمهوری اسلامی ایران هم شدند.
لذا سه نوع رهبری سنتی، کاریزماتیک، قانونی در امام جمع شد و این امر در کمتر کسی از رهبران جهان سابقه دارد.
اما بعد از ارتحال امام‌(ره) و حذف شرط مرجعیت و سخنرانی عجیبی که آقای هاشمی کردند که رهبری فرصت مطالعه نداشتند و الخ... طبعا به این نتیجه رسیدیم که مشروعیت سنتی امام دیگر ادامه نخواهد یافت. از آن گذشته امام (ره) به عنوان رهبر موسس انقلاب اسلامی دارای کاریزمایی بودند که بنابر آموزه های ماکس وبر غیرقابل انتقال می نمود پس تنها راه تقویت مشروعیت قانونی رهبری بود و همانطوری که در سوال اشاره شده به وجهه جمهوری (یعنی قانونیت مشروعیت) بها دادم. اما بعد معلوم شد که رهبری دارای مقلدین بسیاری در داخل و خارج کشور هستند (وجه سنتی مشروعیت)
ضمنا ایشان کشتی انقلاب را از گرداب های خطرناکی مثل همین وقایع اخیر نجات دادند بدون اینکه از اختیارات قانونی خود استفاده کنند بلکه با بسیج توده ای زبانه های دود و آتش را خاموش کردند و نشان دادند که مشروعیت کاریزماتیک و جذبه هم دارند و از قبل هم که رهبر قانونی کشور بودند لذا در مجموع هر سه منبع مشروعیت در ایشان جمع است به خصوص آنکه ولایت فقیه اساسا ادامه ولایت پیامبر اکرم (ص) و ادمه اطهار علیهم السلام است.
در انتها باید در جواب سوال کننده محترم که به دقت مطالب مرا خوانده و به آن استناد کرده اند باید بگوم تغییر موضع من در امر ولایت فقیه را به حساب تاکتیک نگذارند چون اولا هیچگونه تندی و مکابره ای میان من و مسئولین پرونده ام در میان نبوده ثانیا این سطور را هنگامی می نویسم که از رای دادگاه بی خبرم لذا آن رای هر چه باشد تاثیری در مواضع من ندارد وانگهی مگر ایرادی دارد که انسان مواضع خود را اصلاح کند. جناب سلمان فارسی بسیاری از ادیان را آزمود تا به حقانیت پیامبر اکرم (ص) پی برد و به مقام شامخ «سلمان من اهل البیت» رسید.
البته من از کلمه چرخش امتناع دارم و به جای آن کلمه تصحیح را ترجیح می دهم چون هیچ گاه نسبت به مقوله ولایت فقیه بی اعتنا نبوده و سوال کننده محترم در آخرین پاراگراف از سوال خود به معنی اشاره کرده اند آنچه من در ذهن خود اصلاح کرده ام اولا تقویت پایه مقبولیت ثانیا حل مساله حکم حکومتی ثالثا مساله کاریزمای رهبری رابعا مقوله احکام مولوی رهبری و همطراز نمودن آن با حکم شارع بوده است.

**آنچه در نقد نظریه های ماکس وبر گفته اید، مطالبی نیست که تا به امروز کسی نگفته باشد و شما تازه آنها را شنیده باشید یا به آنها رسیده باشید. حضور مردم در تمام صحنه های انقلاب، داشتن آرای موثر در سرنوشت خود، داشتن قانون اساسی، موروثی نبودن حکومت در ایران، مشروعیت الهی نظام همه و همه از همان ابتدای انقلاب هم گفته شده و هم مورد عمل قرار گرفته است. چگونه می توان این غفلت (یا تغافل) را آن هم از فرد آگاه و اهل مطالعه ای مانند شما توجیه کرد؟ آیا آنچه اینجا مطرح می کنید واقعا آخرین نظر شماست؟
درست می گویید مردم از همان اول انقلاب در تمام صحنه ها حضور داشته اند و سرنوشت خود را تعیین کرده اند، در قانون اساسی سخنی از موروثی بودن حکومت به میان نیامده است و مشروعیت این نظام الهی است.
اما چه باید کرد که بعضی علوم حجاب می شوند و چون شیشه ای کبود جلوی دید را می گیرند و انسان دنیا را تیره و تار می بیند.
چنانکه در دادگاه هم گفتم من به ضرورت شغلی به سمت این دسته از علوم کشیده شدم و متاسفانه علیرغم توصیه های مقام معظم رهبری به مسئولین هیچ عنایتی به این علوم نشده بود و من ناچار بودم برای تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی به منابع علوم انسانی روی بیاورم. اما اینکه آیا واقعا آنچه را مطرح می کنم آخرین نظرات من است یا نه باید بگویم (اِنّی لا اُبَّرُء نَفسی اِلا ما رَحِمَ رَبّی) خدا را گواه می کیرم که موضع من همین هاست که گفته ام و بر او توکل می کنم و از او حُن عاقبت مسالت دارم اِنّهُ مُجیبُ دَعوَة الدّاع وَ اِنَّهُ عالِمُ السِرّ و الخَفیات.

**گفته اید «در ضمن اگر قرار است نظرات امثال پارسونز، ماکس وبر یا هابرماس آثاری از خود بجا بگذارد که در حوادث اخیر دیدیم که هم امنیت ملی را به خطر انداخت و هم در ارکان توسعه اقتصادی تزلزل ایجاد نمود قطعا باید تجدید نظری در راه طی شده انجام دهیم و نقاط اعوجاج و انحراف را شناسایی کنیم» درباره این نقاط اعوجاج و انحراف بیشتر توضیح دهید.
وقتی بزرگانی که سالها با حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری نشست و برخاست کرده اند در امتحان اخیر رد شده اند چه انتظاری از دیگران می توان داشت برای ردیابی نقاط اعوجاج و انحراف باید هم از زمینه ذهنی و هم در تاریخ معاصر ایران تلاش هایی انجام داد.
من می توانم سرفصل و نقاط عطفی را که اعوجاجات از آنجا شروع شده، بشمارم و البته ممکن است نقاط دیگری هم افزود.
قائم مقام رهبری، آغاز سیاست های تعدیل به اتکا به نگره های نولیبرالی، نشر اندیشه های سکولار در میان بخشی از نیروهای مسلمان و مسئولین نظام، بسط ایده های دمکراتیزاسیون در میان نخبگان سیاسی، تقابل مصنوعی میان جمهوریت و اسلامیت در میان بعضی نظریه پردازان، دنیاگرایی برخی مسئولین به خصوص پس از جنگ و فاصله گرفتن آنها از قاطبه مردم و آلام و رنجهاشان، پیدا شدن اشکال عجیبی از فساد مالی اخلاقی و سیاسی در میان نخبگان، پدید آمدن هزار فامیل و الیگارشی های خویشاوند سالار، تاثیر سبک زندگی آمریکایی بر مردم طبقه متوسط جدید از طریق رسانه های گروهی، فراگیری نسبی ماهواره های فرستنده اخبار گمراه کننده، گسترش مراکز آموزش عالی در رشته های علوم انسانی، اینها نقاط اعوجاجی بود که در کل جامعه رخ می داد و طبعا در افکار من هم تاثیر می گذاشت و سوالاتی را برمی انگیخت که جوابی برای آنها نمی یافتم اما خود من که می توانستم به عنوان چهره ای آکادمیک و تحلیلگر به پاسخ دقیقی برای پرسشهای جامعه خود برسم خود را در ورطه یک کنش سیاسی انداختم که به کلی مرا از هدف دور کرد و گروه های ذهنی ام را کورتر نمود. توضیح آنکه:
1- به دنبال تاسیس روزنامه صبح امروز رفتم که این اواخر تیراژی نزدیک به نیم میلیون پیدا کرده بود طبیعی است که اداره چنین روزنامه ای با حوادثی که هر روز اتفاق می افتد مجالی برای تفکر باقی نگذارد. هنوز صفحات روزنامه امروز بسته نشده باید به فکر فردا می بودی چون وقفه حتی یک روزه در کار روزنامه نگاری به اعتبار آن لطمه می زند به این دلیل دچار خرده کاری و روزمرگی شدم و از تفکر و تدبر درباره مسایل عمیق تر بازماندم و اساسا ژورنالیسم کاری سطحی است که مبلغین خاص خود را می طلبد و تازه به خاطر شکایت هایی که از محتویات روزنامه می شد بخشی از وقتم را در دادسرای کارکنان دولت و شعبه 1410 می گذشت.
2- اشتباه دیگرم عضویت در حزب مشارکت بود آنهم در مقطع تاسیس که بسیاری از کارها باید به عهده من می افتاد از سازماندهی، آموزش و برنامه و ... و این تقریبا همزمان بود با تاسیس روزنامه صبح امروز که واقعا کار به قدری شاق شده بود که اساسا خانه و خانواده فراموش شده بودند.
3- سومین اشتباهم عضویت در شورای شهر تهران بود که آن نیز به لحاظ زمان مقارن با دو اشتباه دیگر بود شورایی که واقعا اعصاب پولادین می خواست و جناح بندی های داخلی آن واقعا مرا فرسوده کرده آنهم زمانی که شهرداری خود پاشیده بود و شهردار و معاون او در زندان بودند و مطالبات مردم به سوی شورای شهر روانه شده بود و آنها توقع داشتند اولین شورای شهر شق القمر کند. تصور کنید سه کار مهم یعنی روزنامه، حزب، شورا آنهم همزمان چه انرژی از من گرفت به طوری که اصلا فرصت تفکر درباره مسایل مهم را از من سلب کرد. اگر من خودم را در ورطه این قبیل امور نمی انداختم و به کار دانشگاهی بسنده می کردم چه بسا می توانستم نقاط اعوجاج و انحراف را دقیق تر ببینم و راه حل هایی برای آنها پیدا کنم چندی پیش دیدم مقام معظم رهبری جمله ای را از خواجه نظام الملک نقل کردند که بسیار پرمغز بود. هیچگاه کسی را دو کار نفرما، مردی و کاری، کاری و مردی. اگر این را آویزه گوش کنیم و نیز بپذیریم عمل صالح هر فرد در هر زمان برحسب استعدادهای او یک است در آن مقطع عمل صالح من می توانست بومی کردن الگوی توسعه یا پروژه نقد متون علوم انسانی در جهت تقویت مبانی نظام جمهوری اسلامی می بود که اولا آثار ماندگارتری داشت و باقیات صالحات محسوب می شد. ثانیا با روحیه من سازگارتر می نمود چرا که من 8 سال در مرکز تحقیقات استراتژیک با انواع محققین و معضلات علوم انسانی و مشکلات توسعه آشنا شده بودم و رشته تحصیلی خود را به علوم سیاسی تغییر داده بودم از آن گذشته سابقه کرا اجرایی داشتم و نقاط ضعف و قوت، آسیب پذیری ها و تهدیدات و فرصت ها، مقدورات و محدودیت های کشور را می شناختم لذا می توانستم با این ذخیره از تجربه اجرایی و علوم مربوط به موضوع به دو هدف یاد شده یعنی بومی سازی الگوی توسعه و تحول متون علوم انسانی در جهت اهداف نظام جمهوری اسلامی بپردازم اما افسوس که عمرم را در امور روزمره سپری کردم اموری که از دیگران هم ساخته بود.

**بسیاری از دوستان شما معتقدند که پس از آزادی اظهارات فعلی خود را انکار خواهید کرد. نظر شما در این باره چیست و چه توصیه ای به دوستانتان دارید؟
این دوستان من کیانند که این قدر قاطعانه درباره من اظهارنظر می کنند. مگر من می توانم وقایع بعد از 22 خرداد و فوران تنفر را فراموش کنم. این وقایع پس از انقلاب سابقه نداشته و تحلیل جدی می طلبد که اگر آن دوستان فرضی من هم به فکر فروروند به نتایجی کمابیش مانند نتایج من خواهد رسید.
اگر کسی ذره ای بویی از انسان دوستی و حتی ملی گرایی (نمی گویم مسلمانی) برده باشد از این همه کینه که یک مرتبه به خیابان ریخت احساس وحشت کرده و برای آینده کشور و توسعه آن و رفاه مردم نگران می شود. آیا هیچ ملی گرایی حاضر است وحدت سرزمینی را نادیده انگارد و بیگانگان را حاکم بر مقدرات کشور ببیند؟ مسلمان که جای خود دارد.
توصیه من به این دوستان آن است که ابتدا مصالح و منافع ملی را تعریف کرده و سپس با در نظر گرفتن آن هر نظریه ای را می خواهند بپذیرند. به شرط آنکه با اصول بنیادی مغایرت نداشته باشد. به قول معروف ثبت الارض ثم انقش یعنی باید در کل این دوستان به مبانی پایبند باشند آنگاه درباره موارد فرعی مناقشه کنند.
سیام/9132/



واژه کلیدی :سعیدحجاریان و واژه کلیدی :22خرداد و واژه کلیدی :ماکس وبر