جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳۸۸

در حاشیه برگزاری نمایشگاه سازهای ابداعی، نشستی با حضور هنرمندان و سازسازانی از جمله محمدرضا شجریان در تالار بتهون خانه هنرمندان برگزار شد، که با حاشیه‌هایی همراه بود. 

صدها نفری که برای بازدید از نمایشگاه سازهای ابداعی و شرکت در دومین نشست مرتبط با آن به تالار بتهون خانه هنرمندان ایران آمده بودند، شاید به شیوه همیشه، منتظر سخنرانی چند استاد موسیقی بودند اما همه چیز به روال دو ساعت آغاز برنامه پیش نرفت.پس از سخنرانی کوتاه داریوش طلایی و صحبت‌های طولانی جمال سماواتی، تنها چنین بحث پویایی میان چهار استاد موسیقی ایرانی می‌توانست دست‌های جمعیت خواب‌آلوده را هر چند دقیقه یکبار به هم بکوبد و صدها تماشاگر ایستاده را وادار به ماندن کند.
 
سماواتی:این نهضت نقص‌یابی را درک نمی‌کنم


گرچه سماواتی در صحبت‌هایش مخالفت صریحی با مسئله ابداع ساز نکرده‌بود اما با نقدها و طرح سوال‌های بسیار صحبت‌هایش را اینگونه آغاز کرد:«ما شیفته مفاهیمی هستیم، آنها را از فرهنگی قیچی می کنیم، وارد فرهنگمان می‌کنیم و طبیعتا به بن‌بست می خوریم. وقتی مفهومی را مثل نوآوری در ساز وارد فرهنگمان می‌کنیم، باید تاکید کرد که این بخش قضیه مصنوعی است.بعضی‌ها بعضی سازها را از دل تاریخشان "سزارین!" می‌کنند و بعضی‌ها این فرصت را می‌دهند که سازها در روند تکاملی خودشان تکمیل شوند.»
سماواتی با تعجیل در این روند مخالف بود اما ضرورت ابداع سازهای تازه را انکار نکرد:«باید این ضرورت از جانب سه گروه احساس شود. نوازنده،آهنگساز و یا هنرمند و خواننده‌ای که احساس می‌کند صدایی که در ارکستر همراهی می کند، این صدایی نیست که خودش می‌خواند و می‌بیند که کسی کاری نمی کند، پس خودش آستین‌ها را بالا می‌زند و ساز را می سازد.»
او ادامه داد:«ضرورت خودش را به طور تدریجی نشان می‌دهد، اما مشکل اینجاست که ما چند دهه است که این وضعیت را تحمل می کنیم، اما هیچ صحبتی نمی‌کنیم و به ناگهان آتشفشانی در این زمینه فوران می‌کند.کشف نقص،حرفی است که در طول زمان ایجاد می‌شود اما این نکته که یک نهضت بزرگ نقص‌یابی راه افتاده و لشگری به دنبال آن هستند را درک نمی کنم.»
سماواتی اعتقاد دارد که یک ساز که در دست نوازنده‌ای نافرمانی می‌کند، اما همین ساز در دست نوازنده‌ای دیگر 45 دقیقه کوک در نمی‌کند. یعنی اگر هنوز استاد زنده‌ای وجود داشته باشد که در اجرای زنده‌ای برنامه تکنوازی کامل تار را با سازی که گوشی‌اش دست زده نشده، تا انتها و بدون کوک درکردن اجرا کند، صدور اجازه اینکه بگوییم این ساز ناقص است و نقص ساختمانی دارد، مشکل است.
جمال سماواتی در پایان، مخالف تلویحی‌اش را با این ایده تازه عنوان کرد:«این سازهای جدید تاثیر مستقیم روی کار ما خواهند گذاشت و دیگر این صداها، این نازها و این چیزی که ما را به زنجیره ژنتیکی کشور وصل می کند، وجود نخواهد داشت.»
 
شجریان دربرابر سماواتی
پس از گفتار طولانی جمال سماواتی، محمدرضا شجریان صحبت‌هایش را آغاز کرد:«نمی‌دانم آقای سماواتی می‌دانستند که این عده برای چه اینجا جمع شده‌اند یا نمی دانستند؟»
وی ادامه داد:« این گروه برای رونمایی از سازهای ابداعی در اینجا جمع شده‌اند نه سازهای گذشته.آن سازها سرجایشان هستند و اگر امثال آقای سماواتی فکر می‌کنند که باید به صدای ساز تکنوازها گوش کنیم، این طور نیست؛ جوانها راه خودشان را می روند. ما باید کمکشان کنیم و بگذاریم نیرویشان در جهت انگیزه‌ای که می‌خواهند درست به کار برود.اگر بخواهیم حکم یک ژاندارم را داشته باشیم که منتظریم هرکسی می‌خواهد کاری کند باید به ما توضیح بدهد، سخت در اشتباهیم.»
شجریان در ادامه گفت:«من 45 سال در صحنه و استودیو بوده‌ام و فکر نمی‌کنم هیچ کدام شما این کار را کرده باشید.نیازی را که من احساس کرده‌ام فکر نمی‌کنم هیچ کدام شما احساس کرده باشید.پس بگذارید این جوان کارش را بکند.خوب اگر کارش بد است گوش نمی دهیم.ولی اینکه اینهمه فکر شده و جوانان اینجا جمع شده اند و کار ابداعی دارند بهتر است توی ذوقشان نزنیم و راهنمایی شان کنیم.در طول این‌سالها این همه احساس نیاز کرده‌ایم اما کسی نساخته است.بم‌ترین صدای ما عود است در حالی که به بم‌تر از آن هم احتیاج داریم.»
 
فرهمند:بهتر است واقعیت را ببینیم
محمود فرهمند، موسیقیدان و سازنده ساز مشکل موسیقی و سازسازی را در جای دیگر جستجو کرد:«موسیقی و ساز دو خط موازی هستند؛ وقتی موسیقی حرکت می کند، سازنده هم همراه با او به جلو می آید.من مخالفتی با نوآوری ندارم.سازی را می بینم که دوستان بسیار زحمت کشیده اند، اما آیا زمانی شده که دوستان نوازنده پیشنهاد بدهند این سازها را جمع کنیم و از آنها ارکستری بسازیم و نتیجه کار را ببینیم، نه اینکه همینطور بگوییم دست شما درد نکنه آقای ژاله و بعد دکور خانه‌اش شود.»
او ادامه داد:«در دوره حاضر ارتباطی بین نوازنده‌ها و ساز سازهای ما وجود ندارد.یک سری از نوازنده ها هستند که ساز سازها را گمراه می کنند.باید واقعیت ها در جامعه گفته شود. گاه سازنده‌ای که احتیاج مالی دارد و با هزار بدبختی ساز را درست می‌کند و به کلاسی می برد، اما مربی به جای اینکه پول واقعی او را بدهد، درصد بیشترش را در جیب خودش می سازد.»
این نوازنده افزود:«بزرگترین مسئله سازسازی این نیست که ما بنشینیم اینجا و به شما بگوییم که ساز بسازید و ما از شما حمایت می کنیم. شعار دادن یکی از خصلت‌های ایرانی هاست؛ اما وقتی به عمل می‌رسیم می‌بنیم خیلی عقبیم. ما درجا می زنیم برای اینکه موسیقی ما در جا می‌زند.»
 
ذوالفنون: توانمندی هنرمند فراتر از ابزار است
جلال ذوالفنون نوازنده سه تار صحبت هایش را به پاسخ گفتن به شجریان و در دفاع از سماواتی شروع کرد:«آقای شجریان فرمودند که باید جوان‌ها را به نوآوری تشویق کنیم، این کار بزرگی است وگفتند همواره با نوآوری مخالفت می‌شود.من می‌خواهم عرض کنم که اگر مخالفتی از نوع مخالفت آقای سماواتی وجود دارد، ایشان باید در فکرشان تجدید نظر کنند، چون به عقیده من حرفهای سماواتی در واقع مخالفتی نبود.»
او ادامه داد:«اگر می‌خواهیم ساز جدید داشته باشیم، باید به دنبال اندیشه‌های جدید باشیم.پس هرچه ذهن ما به سمت تعالی حرکت کند، دنیای بیرون ما هم متعالی می شود.یکی از چیزهایی که باید به آن بپردازیم،آن است که آقای سماواتی اشاره کردند.ابزار برای انجام کار است.کاری باید انجام شود و ما باید بگوییم این ابزار توانمندی اش را دارد یا نه.»
او گفت:«اما جای سوال آنجاست که از سازهای هزار ساله و دو هزار ساله ما  درست استفاده شده یا نه. به گمان من کسانی که فکر می کنند موسیقی هنر است، در اشتباهند.»
ذوالفنون سپس به تعریف موسیقی پرداخت و با بیان اینکه "موسیقی ترکیبی از اصوات و نظم زمانی که ریتم است."، گفت«موسیقی زمانی می‌تواند بدل به هنر شود که پیامی روی آن بیاید.»
این نوازنده ادامه داد:«حالا می رسیم به اینکه موسیقی ما چی هست که بگوییم چی لازم دارد. در این زمینه من فکر می کنم اصلا اندیشه لازم را نداشته‌ایم. دو عامل در تاثیرگذار ی موسیقی نقش دارند؛ یکی اینکه پلی‌فونی است و یا این‌که از بداهه پردازی بهره می‌برد و از آنجا که ما پلی‌فونی نداریم، پس باید سراغ بداهه پردازی برویم.»
ذوالفنون افزود:«آقای شجریان اشاره‌ای کردند که چرا ما سراغ تک نوازی می‌رویم. جواب این است که در تک‌نوازی بهتر می‌شود بداهه‌پردازی کرد. این بداهه نوازی در گفتار، شعر ، ادبیات، روابط ذهنی و داد و ستدهای روحی ما وجوددارد. مثلا:" میگه آقا داشتم می رفتم خونه خاله ام گفتم سری هم به تو بزنم." بداهه. به نظر من موسیقی تک‌نوازی‌ما موفق‌تر است چرا که فضای بداهه در آن بیشتر است.»
ذوالفنون که سعی می‌توان شوخ‌طبع باشد، گفت:«آقای شجریان اگر کمبودی در موسیقی گروهی حس می‌کنیم به همین دلیل علاقه ما به تکنوازی است.»
وی در پایان گفت:« ما کمبود هنرمند داریم.تمام موسیقی که من در این مملکت می‌شنوم الگوی زمینی دارد.به ندرت چیزی می شنوم که الهامات آسمانی داشته باشد. همه اش چیزهای سطح پایین زمینی است. موسیقی ایرانی اینقدر درونش عظمت دارد که انسانی باید خیلی والا باشد که به آن برسد.»
 
سریر:بداهه نوازی مانند صحبت خانه خاله نیست
محمد سریر، مدیرعامل خانه موسیقی که هدایت نشست را به دست داشت،در پاسخ به صحبت‌های بیان شده گفت:«در بحث همنوازی من فکر می کنم نظر آقای شجریان مبتنی به پلی‌فونی در موسیقی ایرانی است.موسیقی ایرانی و بداهه نوازی مانند صحبتی که آدم می‌رود خانه خاله‌اش نیست.یک سری چارچوب هایی دارد.»
وی ادامه داد:«بداهه نوع آزاد و خالی از نرم نیست.در آن هم خلاقیت هست و هم ملاحظاتی.خیلی توجه، تمرکز و خلاقیت می‌خواهد.طرف باید هم آهنگساز باشد و هم نوازنده. کار همنوازی در موسیقی ایرانی بسیار بسیار سهل و ممتنع است.»
 
شجریان:حرف من کمیت نبود
گرچه قرار بود در ساعت آخر نشست به پرسش های حاضران پرداخته شود اما بحث میان اساتید همچنان ادامه داشت.شجریان در پاسخ به صحبت‌های ذوالفنون گفت:«من با تک نوازها زندگی کرده‌ام و آوازهای من کنار نوازنده هایی قدر بوده است.ما با ارکستر تصنیف می‌خوانیم که شنونده‌های بسیار دارد. ما نمی‌خواهیم بخش تک نوازی را کمرنگ کنیم وحتی در کارهایی که برای خارج از ایران اجرا می‌کنیم روی تک نوازی تکیه بیشتری داریم.»
وی افزود:«اما آهنگسازها و مردم ما این احساس کمبود را کرده‌اند.ما ارکستر را از نظر کمیت در نظر نمی گیریم.در در تشکیل گروه شهناز کارهایی ابتدایی کرده‌ایم و سازهایی هم که ساخته ایم سازهای ابتدایی است.اما مهم این است که نوازنده قبول کند و شنونده بپذیرد.»





واژه کلیدی :استاد شجریان و واژه کلیدی :ذوالفنون و واژه کلیدی :خانه موسیقی ایران




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳۸۸

اسیران ایرانی را پس از اعدام در بیابان رها می‌کردند

اسناد تازه‌ای از جنایات صدام در خصوص کشتار اسرای ایرانی عملیات‌های بدر و خیبر و درگیری‌های شرق بصره افشا شد. منابع اطلاعاتی عراق اخیرا در جریان کنکاش اسناد سپاه‌های مختلف عراق به ویژه گارد ریاست جمهوری، به گزارشاتی در خصوص اعدام اسرای ایرانی دست یافته‌اند.
به گزارش سایت ساجد به نقل از ایسنا ،‌این اسناد که دست نوشته هستند گزارش‌های کاملی از روند بازجویی اسرای ایرانی را همراه با قتل عام آنان به مقامات بالاتر نظامی افشا می‌کند بدون این که به نام، رتبه و مشخصات نظامی این اسرا اشاره شده باشد.

در گزارش مربوط به عملیات بدر آمده است: 30 نفر از اسرای رسته پیاده یکی از یگان‌های بسیج عمل کننده‌ در این عملیات که هیچ کدام رتبه فرماندهی نداشتند پس از انتقال به بصره در سالنی به خط شده و بازجو بلافاصله پس از ورود به سالن با کلت کمری خود، یکی از اسرا را بدون سوال و جواب به شهادت می‌رساند.

بازجوی مورد اشاره که نامی از آن برده نمی‌شود سپس خطاب به دیگر اسرای ایرانی می‌گوید: اگر اعتراف نکنید به همین سرنوشت دچار خواهید شد. در حالی که اسرای ایرانی اطلاعاتی برای ارائه به تیم بازجویی نداشتند یکی پس از دیگری قربانی می‌شوند.

این گزار‌ش‌ها نشان می‌دهد که اصولا معیارهای ابتدایی بازجویی از اسرا، ثبت‌نام و حتی ثبت اسم و رتبه در ارتش بعثی عراق وجود نداشته و تنها اعمال فشارهای جنون‌آمیز در دستور کار قرار داشته است.

گزارش دیگری به پیوست این گزارش و مربوط به عملیات‌های خیبر و درگیری‌های شرق بصره، حکایت از جنایات جنون‌آمیز دیگری از صدامیان است و آن مربوط به کشتار اسرای زخمی عملیات‌های سال 63 و 65 رزمندگان اسلام در محورهای جنوبی جنگ بوده است.

در این گزارش آمده است: تیرهای خلاص به اسرای مجروح ایرانی توسط یگان‌های رزمی عراق شلیک می‌شده و اندک مجروحین منتقل شده به بصره در شرایطی که احتیاج به مراقبت‌های ویژه پزشکی داشته‌اند به حال خود رها شده و سپس در قسمت بار کامیون‌های نظامی جان داده‌اند.

این گزارش آنگاه دردناک‌تر می‌شود که در حین انتقال اسرای مجروح ایرانی به داخل خاک عراق و از بصره به بغداد، پیکرهای پاک اسیران شهیدی که در حال خون‌ریزی ناشی از مجروحیت بودند در بیابان‌های حد فاصل بصره – بغداد حتی بدون خاکسپاری رها شده‌اند.

در پایان این گزارش قسمت سوم جنایات علیه اسرای ایرانی ابعاد وحشیانه‌تر پیدا می‌کند.

دشمن بعثی در ادامه شکنجه اسرای ایرانی در اردوگاه‌های شمال عراق و پس از اعدام، آنان را با لباس‌های اکراد عراق پوشانده و در گورهای دسته جمعی به همراه پیشمرگان کرد عراق و با هویت کردی دفن کرده‌اند.

مقامات امنیتی عراق اظهار می‌دارند به زودی در این زمینه گزارش‌های تکمیل‌تری را افشا خواهند کرد.

یادآور می‌شود یکی از جنایتکاران اصلی کشتار اسیر ایرانی سرهنگ ستاد گارد ریاست‌جمهوری، عبدالرشید عبدالباطن است که هم‌اکنون در اختیار دولت عراق است.

وی در کشتار چند هزار اسیر ایرانی دست داشته و از جلادان ماشین جنگی صدام بر علیه ملت شریف و رزمندگان ایرانی بوده است.




واژه کلیدی :اسیران ایرانی و واژه کلیدی :عبدالرشیدعبدالباطن و واژه کلیدی :ستادگارد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳۸۸

پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت حماسه‌ی پرشور 22 خرداد چاپ ارسال به دوست
23 خرداد 1388 ساعت 10:39
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی، حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعه حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثه ای خیره کننده و بی همتا خواندند و با اشاره به تجلی رشد سیاسی، عزم انقلابی و ظرفیت مدنی ملت ایران در انتخابات شورانگیز، زیبا و پرشکوه ریاست جمهوری دهم افزودند:
مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشند با تحریکات بدخواهانه، شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت عزیز ایران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!

سلام خدا بر شما که شایستگی خود را برای دریافت سلام و رحمت الهی به اثبات رساندید. جمعه‌ی حماسی شما،‌ حادثه‌ئی خیره‌کننده و بی‌همتا بود که در آن، رشد سیاسی و چهره‌ی مصمّم انقلابی و توان و ظرفیت مدنی ملت ایران، در نمائی زیبا و پرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
اقتدار و عزتی که شما با آرامش و متانت و کمالِ خود در تاریخ کشور به ثبت رساندید، و اراده‌ی خلل‌ناپذیری که در میان آتشبار جنگ‌روانی دشمنان، با حضور در این عرصه‌ی تعیین‌کننده نشان دادید، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمولی و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند و دست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت و تعالی این کشور، بالای سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائی ملت ایران، نصاب تازه‌ئی در سلسله‌ی طولانی انتخابهای ملّی پدید آورد. مشارکت بیش‌از هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بیست‌وچهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که به حول و قوه‌ی الهی، خواهد توانست پیشرفت و اعتلای کشور و امنیت ملی و شور و نشاط پایدار را تضمین کند. دیروز شما توانستید ثابت کنید که ایران به برکت شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی، در برابر تهاجم سیاسی و روانی از چنان مصونیت و صلابتی برخوردار است که با گذشت سی‌سال از آغاز مردمسالاری دینی در این کشور،‌ از همیشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ی راه روشن خود مطمئن میسازد.
اینجانب با فروتنی در برابر عزم و ایمان شما مردم عزیز، این موفقیت بزرگ را به حضرت ولیّ‌الله‌الاعظم روحی‌فداه و به روح امام بزرگوار و به یکایک آحاد ملت تبریک عرض میکنم و همگان را به قدردانی از این لطف الهی و شکرگزاری در برابر پروردگار حکیم و علیم توصیه مینمایم. گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند. به همه‌ آحاد مردم و بویژه جوانان عزیز که سرزنده‌ترین نقش‌آفرینان این حادثه‌ی شورانگیز بودند، توصیه میکنم که کاملاً هشیار باشند. همواره باید شنبه‌ی پس‌از انتخابات، روز مهربانی و بردباری باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران دیگر نامزدهای محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحریک‌آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند. رئیس جمهور منتخب و محترم، رئیس جمهور همه‌ی ملت ایران است و همه و از جمله رقیبان دیروز باید یکپارچه از او حمایت و به او کمک کنند. بی شک این نیز امتحانی الهی است که موفقیت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب کند.
وظیفه‌ی خود میدانم از همه‌ی کسانی که در خلق این حادثه‌ی بزرگ نقش آفریدند صمیمانه سپاسگزاری کنم: از نامزدهای محترم که با مطرح ساختن نقطه‌نظرهای سیاسی و اقتصادی و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلایق گوناگون اجتماعی و سیاسی را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزیدگانی که مخاطبان خود را به حضور در این آزمون بزرگ دعوت کردند؛ از مراجع عظام و علمای اعلام و فرزانگان دانشگاهی و شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی؛ از رسانه‌ی ملی و مدیران و طراحان و مجریان و هنرمندان صداوسیما که نو‌آ‌وری‌های تحسین‌برانگیز آنان نقش تعیین‌کننده‌ئی در این حادثه‌ی فراموش‌نشدنی داشت؛ از وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که با اخلاص و امانتداری کامل به وظیفه‌ی خطیر خود صادقانه و سخت‌کوشانه عمل کردند؛ از نیروی انتظامی و دیگر دستگاههای حافظ امنیت، که فضای سالم و باز و آرام را برای مردم تأمین نمودند، و سرانجام و بیش‌از همه، از یکایک رأی‌دهندگان که برای خود و کشورشان آبرو و ثبات و امنیت فراهم آوردند..
بار دیگر با تضرع و ابتهال، خدای عزیز و قدیر را از اعماق جان، سپاس گفته هدایت و رحمتش را برای این ملت و این بنده‌ی ناتوان مسألت میکنم و با سلام به حضرت ولی‌ّ الله‌الاعظم‌ روحی‌فداه به دعا و رعایت و حمایت آن صاحب اصلی این کشور دل می‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طیبه‌ی شهیدان عزیز درود میفرستم.

والسلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنه‌ای
23/خرداد/1388



واژه کلیدی :پیام رهبر و واژه کلیدی :22خرداد و واژه کلیدی :صندوقها




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸۸

وزیر کشور آرای نهایی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد.

، صادق محصولی گفت: از ‌٣٩ میلیون ‌١۶۵ هزار و ‌١٩١ رای صحیح و باطله ماخوذه به ترتیب حروف الفبا؛

ـ محمود احمدی‌نژاد ‌٢۴ میلیون و ‌۵٢٧ هزار و ‌۵١۶ رای معادل ‌۶٣/۶٢ درصد آرا

ـ محسن رضایی میرقائد ‌۶٧٨ هزار و ‌٢۴٠ رای معادل ‌٧٣/١ درصد آرا

ـ مهدی کروبی با ‌٣٣٣ هزار و ‌۶٣۵ رای معادل ‌٨۵/٠ آراء

ـ میرحسین موسوی با ‌١٣ میلیون و ‌٢١۶ هزار و ‌۴١١ رای معادل ‌٧۵/٣٣ آراء را کسب کردند.

وی افزود: همچنین ‌۴٠٩ هزار و ‌٣٨٩ رای باطله ماخوذه معادل ‌٠۴/١ درصد بوده است.

وزیر کشور گفت: در این انتخابات ‌٣٩ میلیون و ‌١۶۵ هزار و ‌١٩١ شرکت‌کننده وجود داشت و ‌۴۶ میلیون و ‌٢٠٠ هزار نفر افراد واجد شرایط در این انتخابات بودند.

وی با بیان این‌که " در این انتخابات با مشارکت ‌٨۵ درصدی مردم مواجه بودیم" گفت: این حضور و مشارکت یک رکورد بی‌نظیر و حماسه‌ساز بوده است.

محصولی در ادامه از تمامی دانشگاهیان، علما، نخبگان، نامزدها و هواداران نامزدها که به شکل زیبایی در شور و نشاط سیاسی حضور گسترده داشته‌اند تشکر کرد و این رخداد را به ملت ایران و مقام معظم رهبری تبریک گفت.

وی همچنین گفت: نتیجه انتخابات خبرگان رهبری در تهران و گلستان و انتخابات مجلس و میان‌دوره‌ای شوراها را ستاد انتخابات اعلام خواهد کرد.

از این بهتر نمی شود حضور غیر قابل تصور مردم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیل های مختلفی داشته باشد. این بستگی به فرد تحلیل کننده دارد که با چه هدف و انگیزه ای می خواهد چنین کاری را انجام دهد.

آنچه بود گذشت، امروز نیز می گذرد و باید به فکر آینده بود، اینکه آینده خود را چگونه بسازیم تا از مبتلاشدن فرزندانمان به فلج اطفال جلوگیری کنیم . مهم است بدانیم که روستاییان محترم نیز حق انتخاب دارند و اینکه دوست ندارند با وانت تردد کنند و یا اینکه دنبال این هستند که سوار اتوبوس های آرژانتین شوند. اما ! 




واژه کلیدی :اعام نتایج نهایی و واژه کلیدی :سید صادق محصولی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸۸

ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی با صدور بیانیه‌ای، مردم سربلند ایران را به حفظ آرامش، خویشتنداری و متانت دعوت کرد و به آنها اطمینان داد که تا آخرین توان از حق مسلم ایرانیان دفاع خواهد کرد.

"بسمه تعالی

ملت عزیز و سربلند ایران

امروز که اراده و عزم شما در برابر یک پدیده اعجاب‌انگیز به نام دروغ، تزویر و تقلب، بهت‌زده شده و بیش از پیش دلتنگ امام راحلت تا نزد او شکایت برد، شما مردم گرانقدر را به صبر و شکیبایی دعوت می‌کنیم و به شما دلسوزان ایران اسلامی اطمینان خواهیم داد که تا آخرین توان و به پشتوانه حضور سبز شما از حق مسلم ایرانیان عزیز دفاع خواهیم کرد لذا از تمامی هموطنان پرشور خواهشمند است که ضمن حفظ آرامش، خویشتنداری و متانت از افتادن در دام واکنش‌هایی که موجبات سوءاستفاده بهانه‌جویان و نامحرمان را فراهم می‌آورد، پرهیز نمایید.

با تشکر

ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی

خرداد 1388




واژه کلیدی :ستاد میرحسین و واژه کلیدی :آرامش




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸۸

میرحسین موسوی در بیانیه‌ای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند، به مسوولان تذکر دهند.به گزارش قلم‌نیوز، ‌متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

 این هم از آن کارهایی است که بعد از مناظره تلویزیونی نامزدهای دهمین دوره انتخابات قابل تحلیل محتوا است. مارا چه می شود و به کدام ناکجا آباد می رویم . می گوییم همه خوبند اگر خوب هستند و در انتخابات شرکت کرده اند نباید با باتوم مزد حضور آنان را در انتخابات داد.

گفته اند که باید صبور بود و صبوری کرد، حالا چند نفری هم یا شماری هم حرکتی را آغاز کنند در انتقاد به آنچه که اعتقاد دارند که مثلا در انتخابات تخلفی یا کوتاهی صورت گرفته است.

این وظیفه وزارت کشور است که از نامزدها بخواهد با حضور در ستاد مرکزی انتخابات در جریان آرای دریافتی از استانهای مختلف قرار بگیرند.

 اینکه شاهد شکستن شیشه بانکها و آتش زدن سطل زباله های پلاستیکی سطح شهر تهران و آتش زدن خط واحد باشیم دردی دوا نمی کند .




واژه کلیدی :بیانیه موسوی و واژه کلیدی :مراجع قم و واژه کلیدی :آتش زدن




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸۸

زندگینامه مهدی کروبی
تهران - مهدی کروبی ، درشهرستان الیگودرز استان لرستان به دنیا آمدم . پدرم مرحوم حاج شیخ احمد ازروحانیون سرشناس لرستان بود .

 

به گزارش گروه انتخابات ایرنا ، مشروح زندگینامه کروبی به نقل از سایت شخصی وی بشرح زیر است :
پدر وی شاگرد مرحوم آیت اله سید ابوالحسن اصفهانی مبارزی شجاع،عابدی کم نظیر و همواره بدنبال انجام امور مردم بود که انصافاً خدمات بسیاری هم در آن دیار انجام داد .
جایگاه خاص او درمیان مردم استان بیش از آن که به خاطر عرفان و به خاطر روحانی بودن و یا مبارزاتش باشد، به واسط کارهای خیر و مردمی بودنش بود. مرحومه خدیجه کروبی نیز اهل همان منطقه بود.
کروبی خود می گوید: بزرگ شدنم در خانواده مذهبی با تعلیم آموزه های دینی از سوی پدرم همراه شد که با توجه به شرایط سنی ام ، گاه سختگیرانه به نظر می آمد .
دروس مقدماتی حوزوی را نزد پدرم آموختم و در 16 سالگی به قم رفتم و تا سالی که به تهران آمدم تا سطح کفایه و خارج فقه و اصول را از اساتید بزرگواری نظیر مرحوم امام خمینی ، مرحوم آیت اله نجفی مرعشی ، مرحوم آیت اله سلطانی ، آیت اله منتظری مرحوم آیت اله فاضل لنکرانی ، مرحوم آیت اله مشکینی بهره مند شدم .
در تهران نیز مدتی در درس میرزا باقر آشتیانی شرکت کردم . من طلبه درس خوانی بودم و اجازه اجتهاد از سوی 8 استاد برجسته حوزه از جمله آیات عظام سلطانی طباطبایی ، فاضل لنکرانی ، یوسف صانعی ، و نوری همدانی به من داده شد .
در کنار دروس حوزوی در اواسط دهه چهل وارد دانشکده الهیات دانشگاه تهران شدم که به دلیل دستگیری های مکرر و نیز زندگی مخفی و بعد مشکل سربازی، فارغ التحصیلی ام در رشته فقه و حقوق اسلامی تا سال 1350 به تاخیر افتاد .
در سال 1341 با خانم فاطمه کروبی که چهره ای آشنا برای مردم است ازدواج کردم .
ایشان سال ها در مراکز پزشکی و درمانی بنیاد شهید فعالیت کرد و یک دوره هم نماینده مردم تهران در مجلس بود .
او تنها خانمی است که در تاریخ انقلاب اسلامی مورد تقدیر کتبی و شخصی از سوی امام خمینی قرار گرفته است و این به واسطه ی تلاش شبانه روزی در رسیدگی به امور مجروحان جنگ بود .
نتیجه زندگی مشترک ما 4 پسر به نام های محمد حسین ، محمد تقی ، علی و یاسر است .
خبر تولد پسر دومم را در زندان دریافت کردم . او که در جریان دفاع مقدس داوطلبانه عازم جبهه شد و یک پایش را از دست داد،اکنون استاد دانشگاه است.
فرزندانم همه ازدواج کرده اند و 5 نوه دارم که به ترتیب زهرا ، الهه ، احمد ، سارا و محمد نام دارند .
در سال 1347 از قم به تهران مهاجرت کرده و در منطقه خراسان و خیابان شهباز سکنی گزیدم.
دو سال بعد به توصیه مرحوم آیت الله طالقانی به منطقه ای در شمیران، نزدیک چیذر، رفتم و امام مسجد صاحب الامر در خیابان حکمت شدم. همزمان تا سالهای انقلاب در مدارس جهان آرا ، پیمان و مهدیه تهران و مدتی نیز در حوزه علمیه ی چیذر به تدریس مشغول بودم.
البته شرکت در مبازرات سیاسی آزادیخواهانه و مبارزه با سرکوب و اختناق حاکم و در نتیجه دستگیری و زندان های مکرر مشکلات زیادی برای کار آموزشی من به دنبال داشت .
شاید بد نباشد به این نکته اشاره کنم که از سال 1342 تا 1357 مجموعاً 9بار دستگیر ، تبعید و زندانی شدم که نخستین بازداشت سال 1342 و آخرین آن ماه رمضان 1357 بود .
با افرادی چون مرحوم آیت اله حاج آقا مصطفی خمینی، آیت اله منتظری ، مرحوم آیت اله طالقانی ، انواری ، شهید مهدی عراقی ، هاشمی رفسنجانی ، مرحوم ربانی شیرازی ، محمد تقی شریعتی ( پدر دکتر شریعتی ) ، شهید محمد منتظری ، تقی درچه ای ، دکتر شیبانی ، علی بابایی و مفیدی ( از نهضت آزادی ) ، عمویی و کی منش ( از کمونیست های سرشناس ) ، پرویز حکمت جو و پاک نژاد ( از گروه های مبارز غیر مذهبی ) هم بند بودم و شاید همین تجربه سختی های زندان و آشنایی با درد و رنج خانواده ها سبب شده که همواره با درک مشکلات زندانیان و خانواده آنان، همه تلاش خود را برای حل مشکلات ایشان بدون توجه به اندیشه ونگرش آنان وحتی اختلاف نگرش بکار بندم .
بعد از انقلاب همواره در تلاش بوده ام تا در هر منصبی که می توانسته ام ، منشاء اثر باشم و اکنون نیز با ایمان کامل به آرمان هایی که چند دهه برای آنها تلاش کرده ام ، همچنان به بذل تمام توانایی هایم در خدمت به کشور و مردم ادامه می دهم .
مناصبی که من متصدی آن بوده ام برای مردم آشکار است و با اعتقاد به اینکه چهار دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، 2 دوره ریاست آن ، یک دوره نایب رئیسی ، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی ، تاسیس کمیته امداد امام خمینی (ره)،سرپرستی بنیاد شهید ، نمایندگی امام در امور حج و مناصب سیاسی غیرحکومتی نظیر عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی،عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، تاسیس و عهده داری سمت دبیر کلی مجمع روحانیون مبارز تا سال 1384 و تاسیس و دبیرکلی حزب اعتماد ملی از سال 1384 تاکنون ، ملاک خوبی برای قضاوت مردم در مورد عملکرد اینجانب است و این قضاوت در چند انتخابات و به ویژه رای اینجانب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 نشان داده شده است .



واژه کلیدی :زندگی نامه کروبی و واژه کلیدی :فاطمه کروبی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸۸

زندگینامه محسن رضایی
محسن رضایی در شهریور 1333 و در هنگام? کوچ پائیز? عشایر بختیاری در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (ع) به دنیا آمد.

 

به گزارش گروه انتخابات ایرنا ، زندگینامه رضایی به نقل از وب سایت شخصی وی بشرح زیر است:
دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفتخیز مسجدسلیمان گذراند. به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد.
پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان،با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال 1348 به این شهر هجرت نمود و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.
مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز نمود و به زودی در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه ها آماده می کرد، در رابطه با این فعالیت های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت.
در سال 1352 و در 17 سالگی، پس از تحمل پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز ، دور جدیدی از فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران ، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه نماید.
این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی شد که به زودی و با الهام از آیات 172 و 173 سوره مبارک? صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.
در سال 1353 پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محله نارمک ساکن شد.
در همین سال ازدواج کرد و در کنار مبارزه و تحصیل دانش ، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد.
با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند.
زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال های 1353 تا 1357 به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه های تشکیلات در 7 استان و 17 شهرستان مهم کشور راه اندازی شد.
در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگ ترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفه حفاظت از حضرت امام (ره) را برعهده گرفت.
در سال 1358 که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، 7 گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، او از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد.
عضویت او در این سازمان بیش از 3 ماه به طول نیانجامید و در خرداد 1358 با حمایت حضرت امام (ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد.
در شهریور 1360 از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت.
در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام (ره)، سپاه را به 3 نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز کرد و توانست سپاه را در قالب 5 نیرو سازماندهی کند.
در این دوره همچنین اقدام به تأسیس 2 دانشگاه امام حسین (ع) و بقیه الله (عج) نمود و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.
وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1353 رها کرده بود، پس از برقراری صلح ، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند.
تحقیق جامع او در مقطع کارشناسی در سال 1371 و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است.
در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رسال? علمی خود را در این باره برگزید.
در شهریور 1376 پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب شد و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز 20 سال? ایران را آغاز نمود.
وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت ادار? کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.
رساله دکتری وی که در سال 1379 نگاشته و در قالب یک کتاب منتشر شده است.
وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون های تخصصی سند چشم انداز 20 ساله، سیاست های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلند مدت کشور در حوزه های مختلف استفاده کند تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایسته ایرانیان برسد.



واژه کلیدی :زندگی نامه رضایی و واژه کلیدی :مسجدسلیمان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸۸

زندگینامه محمود احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد در سال 1335 هجری شمسی در روستای ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از یک سالگی به همراه خانواده در تهران اقامت گزید.

 

به گزارش گروه انتخابات ایرنا ، زندگینامه احمدی نژاد به نقل از شبکه مردمی حمایت وی بشرح زیر است:
وی دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.
در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسری گزینش دانشجو، تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد.
در سال 1368 به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گردید .
وی به زبان انگلیسی آشنایی دارند و طی سال های تدریس در این دانشگاه و تدوین مقالات و پژوهش های متعدد علمی ، راهنمایی ده ها پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در زمینه های مختلف مهندسی عمران ، راه و حمل و نقل و مدیریت ساخت را بر عهده داشته است.
احمدی نژاد پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به حضور در دانشگاه از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران بود.
در دوران جنگ تحمیلی به عنوان داوطلب بسیجی در قسمت های متعدد جبهه به ویژه مهندسی رزمی به خدمت پرداخت و این مهم را تا پایان دوران دفاع مقدس ادامه داد.
دکتر احمدی نژاد متاهل و دارای سه فرزند- دو پسر و یک دختر – است .
مهمترین مشاغل دکتر احمدی نژاد:
• فرماندار ماکو
• فرماندار خوی
• مشاور استاندار کردستان
• مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال 1372
• استاندار استان اردبیل در سال های 1372 تا 1376
• عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
• شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
• ایشان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سوم تیر ماه 1384، از سوی ملت ایران به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
دکتر احمدی نژاد علاوه بر تدریس ، راهنمایی دانشجویان و پرداختن به امور اجرایی، در زمینه‌های ذیل نیز فعالیت داشته است:
• روزنامه نگاری و نگارش مقالات متعدد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی
• مدیر مسوول روزنامه همشهری و راه اندازی همشهری محله در 22 منطقه تهران، همشهری مسافر، همشهری دیپلماتیک، همشهری جوان، همشهری ماه و ضمیمه اندیشه، ضمیمه دانشجو و ...
• موسس و عضو انجمن تونل ایران
• عضو انجمن مهندسین عمران ایران
• عضو اولین شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
• عضو اولین شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور







نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸۸

زندگینامه میرحسین موسوی
تهران - میرحسین موسوی متولد خامنه در سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است.

 

به گزارش گروه انتخابات ایرنا به نقل از وب سایت رسمی ستاد انتخاباتی موسوی حاکیست:
سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت و اینک بار دیگر به عالم سیاست بازگشته است.
میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از آن که در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.
هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب ، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد.
سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد.
چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه آن زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سال های پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر ، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بین‌ الحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سال های دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است.
البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود.
2 فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.
مسئولیت‌ های اجرایی :
1- عضو شورای انقلاب اسلامی 1359-1358
2-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی 1361-1357
3- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
4- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
5- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1360-1358
6- وزیر امور خارجه 1361-1360
7- نخست وزیر 1368-1360
8- رییس ستاد انقلاب فرهنگی 1360
9- رییس شورای اقتصاد 1368-1360
10- رییس بنیاد مستضعفان 1368-1360
11- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
12- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال 1368 که همچنان ادامه دارد.
13- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی از سال 1375 که هنوز هم ادامه دارد.
14- مشاور سیاسی رییس جمهور 1376-1368
15- مشاور عالی رییس جمهور 1384-1376
16- رییس شورای هنر از سال 1378 که هنوز هم ادامه دارد.
17- رییس فرهنگستان هنر از سال 1378 که هنوز هم ادامه دارد.
فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشه‌های انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است.
از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای 1357-1354
او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
1-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
2- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیت‌ا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
3-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری
4-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری
5-چالش‌های مردم‌سالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد
6-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی2 استاد راهنما-کارشناسی ارشد
7-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری
8- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری
9- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالش‌ها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری
10- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد
11- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد
12- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (1376-1357) استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد
13-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری
14- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد
15- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای 1358 تا 1360 سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد.
از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم 1356، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم 1356، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی1377-1375



واژه کلیدی :زندگی نامه موسوی و واژه کلیدی :کد77




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳۸۸

آفتاب: وبلاگ طنین سکوت مدعی شد در پی بازگشت احمدی نژاد از سازمان ملل وی در دیدار با برخی مراجع تقلید، با آیت الله بهجت نیز در قم دیدار و به بیان خاطرات خود از این سفر پرداخته است.
گفته می شود زمانی که احمدی نژاد به بیان مسائلی چون ظهور هاله نور در دور سرش می پردازد، این مرجع تقلید با چهره ای در هم کشیده اتاق را ترک می کند. 

در محافل مذهبی گفته می شود که این حرکت اعتراض آیت الله بهجت نشانه ناخشنودی و نارضایتی وی از این گونه سخنان بوده است.
کد مطلب : 29740



واژه کلیدی :آیت الله بهجت و واژه کلیدی :هاله نور




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸۸

 



امتداد حماسه در تهران/3- مصلا جای سوزن انداختن ندارد
نوای یاد امام و شهدا در مصلا/ حضور حاج منصور ارضی، کریمی، حدادیان، رضازاده، سلحشور، ده‌نمکی، مایلی‌کهن

 

مصلای تهران ساعت 16 جای سوزن انداختن ندارد.

به گزارش رجانیوز، حاج محمود کریمی مداح اهلبیت دقایقی جمعیت صدها هزار نفری را مستفیض کرد.

در ادامه، حاج سعید حدادیان نوای ملکوتی یاد امام و شهدا را زمزمه کرد که در این میان، حاج منصور ارضی وارد مصلا شد.

همچنین هنگامی که حسین رضازاده بر روی سن قرار گرفت با تشویق‌های مکرر حاضران مواجه شد. جمعیت همچنین با فریاد "یا اباالفضل" از وی استقبال کردند.

گروه تواشیح و همخوانی نیز آیه شریفه‌ی "امن الرسول..." را همخوانی کردند.

فرزاد جمشیدی مجری خوش‌نام تلویزیونی اجرای این برنامه را برعهده دارد. وی به معرفی حامیان دکتر احمدی‌نژاد که بر روی سن حضور داشتند، پرداخت: فرشاد پیوس ورزشکار با اخلاق کشور، محمد مایلی‌کهن مربی سابق و اسبق تیم ملی فوتبال، حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان، حاج محمود کریمی، حاج محمدرضا طاهری، حاج حسین سازور (با ذکر الله اکبر از این مداحان استقبال شد)

"احمدی پاینده، رئیس‌جمهور آینده" از سوی حضار فریاد شد.

جمشیدی گفت اکنون می‌گویند موج سبزی در خیابان ولی‌عصر راه افتاده، صلواتی بفرستید که صدا تا این خیابان برود.

وی ادامه داد: محمود احمدی‌نژاد ستاد ندارد، تک تک من و تو و هر ایرانی ستادیم.

جمشیدی با اعلام اینکه یک خبر مهم دارد، گفت: از بعضی روستاها خبر رسیده، عده‌ای ازعاشقان محمود احمدی‌نژاد از امروز تا روز جمعه را نذر روزه کردند، به افتخار زبان‌های روزه‌دارشان صلوات بفرست.

فرج‌الله سلحشور کارگردان سریال یوسف پیامبر نیز در این جمع حضور یافت.

جمعیت یک‌صدا فریاد می‌زند: پرونده‌ها رو میزه، هی میگه چیزه چیزه.

جمشیدی با اشاره به سخنان حاج محمود کریمی که انشاءالله کاری کنیم، دشمن از ما خسته شود، گفت: ما همه‌ی آن‌هایی را که به محمود احمدی‌نژاد توهین کردند، تشویق می‌کنیم.

مسعود ده‌نمکی کارگردان اخراجی‌ها هم در این برنامه حاضر شد.

حاج محمود کریمی با نوای دلنشین خود فضای همایش بزرگ حامیان دکتر احمدی‌نژاد را با ذکر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام عطرآگین کرد.

 

نظرات کاربران:
فرهنگ

خداوند آقای خامنه ای و احمدی نژاد را حفظ کنه که اگه حضور مبارکشان نبود، معلوم نبود چه بلایی به سر انقلاب و مملکت میامد...الحق که امام چشمی باز داشت.

مجتبی

سلام. اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصرواجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه.... به امید پیروزی حق علیه باطل

فرهنگی

احمدی نژاد حاکم قلوبمسلمانان.

حسینی

سلام من گریه ام گرفت خدا یا توخود میدانی دشمن با تمام توان در میدان است خدایا خدوت کمک کن از شر این انگلها انقلاب پاک و با راه خودش ادامه بده

انسیه

مطمئن باشید خیلیها مثل ما به علت مشکلاتی نتوانستند بیان اما از همین جا باسه رئیس جمهورم دارم دعا دعا میکنم احمدی نژاد پیروز است

سعید

110 صلوات یادمون نره.

خوب وقتی تو یک جمع همه احساساتی میشن همین گزارشی که نوشتین از توش درمیاد!

کوچی

درود بر احمدی نژاد وطرفداران جانبرکف زنده باد احمدی نژاد

مصطفی عرب عامری

مادر من برای پیروزی آقای دکتر ختم قرآن گذاشته ، می دانید هرکس یک جزء گرفت ولی زود تمام شد و به ختمی جدید رسیدند . یا علی

HAJI

مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) این دفعه نه تنها آدرس دادند بلکه کروکی هم دادند که به چه کسی رای دهیم ان شا الله دکتر احمدی نژاد به همت شما مردم عزیز رای میاره

مرگ بر دیکتاتور...

مهدی

ونرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین

مسلم

سلام به همه عاشقان عدالت. احمدی نژاد دوستت دارم

رضوی

خدااورا حمایت کند انشاالله

خبرنگار

ضمنا فرشاد پیوس و جواد قاسمی هم حضور داشتند

محمد

جان ، جان ، جان. دلممان از اینخمه شور خنک شد.یا علی

مهدی

ان تنصرالله ینصرکم... وعده خداوند حتمی است... آن که برای خدا کار کرد و یک قدم از صراط حق منحرف نشد پیروز است... زنده باد احمدی نژاد

محمد

انشا الله دکتر احمدی نزاد دوباره انتخاب میشه و نمیگذاره این انقلاب ارزشمند اسلامی مون فراموش بشه. هز وقت بخواد اسامی اوون اقایون مفسدین اقتصادی رو عنوان کنه ما پشتشیم من که مخلصشم خیلی آقاست

عاشقان محمود احمدی نژاد

اهای اهای سبزینه پوش ، تغار بدوش ، آدم فروش ، کوزه بدوش ، بازم میگی دروغه، هی باز بگو نواره، که جان نداره

هادی

نذر 2000 صلوات برای پیروزی آقای دکتر احمدی نژاد در انتخابات کردم

رضا پاکنژاد

درود بر احمری نژاد شجاع


دوشنبه، 18 خرداد 1388

5:40:37 PM

فرزاد جمشیدی مجری خوش‌نام تلویزیونی اجرای این برنامه را برعهده دارد. جمشیدی با اعلام اینکه یک خبر مهم دارد، گفت: از بعضی روستاها خبر رسیده، عده‌ای ازعاشقان محمود احمدی‌نژاد از امروز تا روز جمعه را نذر روزه کردند، به افتخار زبان‌های روزه‌دارشان صلوات بفرست.

 این مطالب برای یادگاری بسیار زیبا و قشنگ هستند. ممکن است حافظه تاریخی ما !




واژه کلیدی :مصلای تهران و واژه کلیدی :سلحشور و واژه کلیدی :منصور ارضی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی




واژه کلیدی :توهین رجا نیوز به ولایت فقیه و واژه کلیدی :رجانیوز




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸۸

عطریان فر: کرباسچی باید درباره حمایت از کروبی به همگان توضیح دهد
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با اشاره به اینکه کرباسچی باید درباره انتخاب کروبی به همگان توضیح دهد، گفت: در آینده منتظر توضیح کرباسچی هستیم او باید همه را درباره انتخاب کروبی قانع کند که چرا رییس حزبی که از موسوی حمایت می کند باید حامی کروبی باشد؟

 

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، "محمد عطریانفر" در نشست ستاد سیاوش (ستاد جوانان حزب کارگزاران سازندگی حامی موسوی) با اشاره به اینکه کرباسچی در ابتدا با حضور خاتمی موافق نبود، گفت: نهایتا هنگامی که حزب کارگزاران بر خاتمی بر توافق رسید ،او هم به این نتیجه رسیده بود که در جمع بندی حزبی باید به رای مشترکی برسیم.
وی اظهار داشت: کرباسچی گفته علت نزدیک شدنش به کروبی به این دلیل بوده که می خواسته کروبی را با خاتمی همراه کند تا او به نفع خاتمی کنار برود.
وی گفت: پس از خروج خاتمی و ورود میر حسین موسوی،کرباسچی به دلیل گرایش های عاطفی نتوانست از کروبی جدا شود و در کنار کروبی ماند.
این حامی موسوی همچنین علت حضور نجفی در کنار کروبی را به دلیل ارائه برنامه نجفی به او خواند و گفت: کروبی از نجفی خواست که برنامه اقتصادی برای او تدوین کند، پس از دادن برنامه به کروبی تبلیغات به گونه ای پیش رفت که همه نجفی را همراه کروبی خواندند و نجفی هم در کنار کروبی ماند.
وی در ادامه درباره علت عدم حضور ابطحی و مهاجرانی در کنار موسوی گفت: ابطحی که از ابتدا عضو حزب ما نبوده و مهاجرانی هم به علت اینکه چندین سال در خارج از کشور بوده جزء اعضای فعال حزب ما نبوده است.
عطریانفر افزود: آقای کروبی شیخ اصلاحات است و ما نمی‌توانیم به دلیل حمایت از آقای مهندس موسوی، اقدامات ایشان را نقد کنیم. اگر آقای مهندس موسوی احتمال دارد که پیروز شود، حقا آقای کروبی باید به نفع ایشان کنار برود اما اگر احتمال این وجود دارد که انتخابات به مرحله‌ دوم کشیده شود، انصراف ایشان فایده‌ای ندارد و حتی ممکن است هر دو آنان به مرحله‌ دوم راه یابند. در آن صورت هرکدام پیروز شوند برای ما فرقی ندارد. مهم این است که اصلاحات ادامه پیدا کند.
این حامی موسوی با اشاره به اینکه مطمئنا موسوی برای کروبی سهمی در کابینه قائل می شود، تاکید کرد: اگر کروبی کنار برود مطمئنا سهمی در کابینه موسوی خواهد داشت.
وی در پاسخ به سوالی که آیا موسوی هم می خواهد از کنار حوادثی مانند کوی دانشگاه که خاتمی از کنار آن با سکوت گذشت، به راحتی بگذرد، اظهار داشت: بنابر بیانیه حقوق شهروندی که موسوی تدوین کرده نباید به حق دانشجویان تعارض شود.
این فعال سیاسی در ادامه در سوال خبرنگاری که پرسید، چرا رهنورد از بهائیت حمایت کرده است، گفت: این در صحبت ها درست نیست.
وی گفت: اعتقاد به ادیان مزیتی بر شهروند بودن ایرانی نمی افزاید، از نظر ما بهائیت دین نیست و مطلوبیت ندارد اگر کسی هم در ایران بهایی است حکومت ایران او را به چشم شهروند می بیند.
عطریان فر گفت: شاید منظور خانم رهنورد این بوده که ما شهروند ایرانی را از هم تفکیک نمی کنیم.
وی با اشاره به اینکه فردی که در فیلم تبلیغاتی موسوی به عنوان بازیگر معرفی شده، بازیگر نبوده و یک فرد دردمند جامعه بوده است، گفت: برخی از رسانه ها تلاش کردند او را بازیگر معرفی کنند در حالی که او بازیگر نبوده است.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با اشاره به اینکه موسوی در چهار بخش مناظره اش در دو بخش خوب صحبت نکرده است، تاکید کرد: موسوی در دو بخش میانی خوب صحبت نکرد که ما هم با صحبت هایی که با او داشتیم از او خواستیم که در مناظره های بعدی این ضعف را جبران کند.
وی با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی می خواست در صحبت های این هفته نماز جمعه تهران افشاگری کند، گفت: رفسنجانی می خواست این هفته مسائل را مطرح کند ولی مطمئنا این صحبت ها پخش نمی شد و این آغاز اختلاف می شد.
عطریان فر در ادامه افزود: انتخابات صحنه‌ای است از نمایش قدرت و در این صحنه هرکسی بر مطلوب‌های خود تاکید می‌کند، اگر هم انتقادی دارد آن را در چارچوب ضوابط و مبانی بیان می‌کند؛ چراکه در یک سرزمین بنا بر آن است که نقد کنند، جواب بدهند و جواب بشنوند.
وی میرحسین موسوی را فرهنگ‌مداری سیاست‌ورز توصیف کرد و ادامه داد: آقای مهندس موسوی بیش از آن‌که نوعی سیاست‌ورز مطلق باشند، فرهنگ‌مداری هستند که سیاست را در حوزه‌ فرهنگ پالایش می‌کنند.
این مطلب از این لحاظ جالب است که برای اولین بار چنین اتفاقی رخ داده است . زیرا شاهد هستیم حزب کارگزاران از موسوی اعلام حمایت کرده و رییس آن از حزب اعتماد ملی به ریاست شیخ اصلاحات . جالب است ، خیلی، اما مردم از کرباسچی بعنوان اولین فدایی اصلاحات نام می برند و محاکمه او را هرگز فراموش نمی کنند. و اما اینکه چرا؟ سووال بی پاسخی است که باید ......!



واژه کلیدی :کرباسچی و واژه کلیدی :عطریانفر و واژه کلیدی :فرهنگ مداری




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

مسجد فاطمیه قم باور ندارد که او دیگر نمی آید
قم - جهان تشیع ، نهاد مرجعیت وحوزه های علمیه باردیگر فرزندی از سلاله سلمان فارسی را از دست داد وبا اشک واندوه فراوان او را از عالم خاک به عالم لاهوت بدرقه کرد اما مسجد فاطمیه قم هنوز باور ندارد که او دیگر نمی آید
فرزند فاطمیه امروز می رود تا برای همیشه در جوار مضجع شریف و نورانی فاطمه ثانی سر ارادت به آستان دردانه هستی ساییده و سربلند و سبکبال به عرشیان بپیوندد.
سلمانی دیگر امروز از سرزمین فارس با هجرت خویش از عالم خاکی دنیای اسلام را عزادار کرد، سلمانی که هرگاه نام رسول الله(ص) را در تشهد می خواند، خون دل از دیده جاری می کرد و درهر قنوتش هزار بار عاشقی می آموخت.
دو روزی می شود که دیگر نماز به امامت حضرت آیت الله بهجت در مسجد فاطمیه خوانده نمی شود دو روزی می شود که در و دیوار مسجد ماتم فراق یار دیرینه را در دل دارد اما بوی او از هرجای این خانه مقدس شنیده می شود گویی هنوزحضور دارد و با اشک دیده راز عرفان و عاشقی ها در رکوع و سجودش پرده بر می دارد.
کلاس درس و بحث حوزه دو روز است که به احترام استاد تعطیل شده اما شاگردان و اساتید و فضلای حوزه در کلاسی دیگر در حلقه عارفان، برگرد شمع وجود استاد متقی و عارفی بالله درس عاشقی می آموزند و از آخرین روزهای حضور استاد بهره می برند.
استاد اگر چه دیگر جانی در بدن ندارد، اما عارفی است که جسمش نیز مدرس است ، با آن کفن سفید و عمامه ای که امروز نیز از خود دور نساخته، ادب کرده در برابر بانوی کریمه و از قاب شیشه ای مثل همیشه محجوب و آرام ذکر یار می
گوید.
قاب شیشه ای او همه را یاد آن پیر جماران با آن عمامه مشکی می اندازد ، فرزند فاطمه (س) همو که آیت الله بهجت خود را شاگردش می نامید در سخنرانی هایش حضور می یافت روی پا می ایستاد و با نگاه به چهره نورانی او درس آموز
مکتبش بود.
و بنیانگذار انقلاب اسلامی و استاد عرفان بود که به حاج آقا مصطفی می گفت وی موت اختیاری دارد، در خصوص او سفارش می کرد و جایگاهش را می ستود.
دیشب شام غریبان دیگری در شهر برپا بود، شب آخرین وداع یار، اهل حوزه در کنار مردم بر گرد استاد می چرخیدند و از کمال حضورش فیض تعالی می جستند و هرکس از این سفره کریمانه چیزی بر می گرفت، خوب که گوش می دادی او خودبا عرشیان همنوا شده بود و بر گرد ضریح فاطمه ثانی ذکر "یارب" می گفت و در غربت فاطمیه غریبانه اشک ماتم می ریخت.
دیشب شهر با شمع حضور او شام غریبانه خود را برگزار کرد استاد هنوز می سوخت تا راه اطرافیانش را از بیراه روشن کند، فقدانش داغ سنگینی بر چهره شهر نهاد و امروز نه بر جسم او که بر سر شهر خاک یتیمی پاشیده می شود.
دسته های عزاداری دو روز است که در فاطمیه با استاد همنوا شده اند فقدانش درد فاطمیه را دوچندان کرده از هرجا که صدای حسینی و فاطمی به گوش می رسد، بی اراده دستها بر سر و سینه می خوردو ناله و اشک و آه از هر گوشه بر می خیزد.
عالمان و فاضلان از زهد و تقوا و دنیا زدگی، از ناممکن هایی که استاد ممکن ساخت و از مجسمه خودسازی می گویند و در عزای او می گریند و عارفان امروزبخاطر ازدست دادن سر سلسله عرفان در ماتمی دیگرند.
اما در عاشورای قم نوجوانانی را می بینم که مشکی پوش او شده اند می گویند خیلی از نمازهایشان را به او اقامه کردند و تفسیر این واجب را از او آموخته اند،هرچند چشمانشان می گرید،ولی لبهاشان می خندد، خوشحالند که در زندگی با مردی از تبار پاکان آشنا شدند و از او غفلت نکردند.
َآشنایی با او را ذخیره روشنایی روزهای تاریک زندگی می دانند امروز در قم گویی عاشورایی برپا است هر کس از هر سو خود را به این شهر رسانده تا آخرین وداع را با استاد داشته باشد و او چون پدری مهربان بر سر فرزندانش دست می
کشد و آنها مثل همیشه از عبایش متبرک می شوند و او را تا افلاک همراهی می کنند.
او می رود با جانی آرام و قلبی مطمئن ولی او همیشه هست برای آنانکه در پی اش هستند او می ماند در کنار آنان تا راه طریقت را راحت تر طی کند او با سخنانش با کلامش با آثارش برای همیشه در بین ما حضور دارد.
ای کاش که ما هم فیضی از حضور ایشان برده بودیم اما خدارا شاکریم که می توانیم نسبت به انتشار مطالب دوستان در زمینه زندگی و راه و رسم زندگی کردن نامبرده هر چند قدم کوچکی برداریم امیدوارم که مورد قبول درگاه احدیت واقع شود. کرد شبستری



واژه کلیدی :مسجد فاطمیه قم



 

نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

زندگی نامه آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
ولادت
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
تحصیلات
تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت.
به هر حال، روح کمال جو و جان تشنه او تاب نیآ ورد و پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، به سال 1348 ه.ق. هنگامی که تقریباً 14 سال از عمر شریفش می گذشت به عراق مشرّف شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید.
بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند:
« بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم. »
آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی تحت نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان گردانیده و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راه پویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد.
بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهداء علیه السلام استفاده نموده و به تهذیب نفس می پردازد و در طی این مدت بخش معظمی از کتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر می‌خواند.
در سال 1352ه.ق. برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف می گردد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر آیات عظام از آن جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به پایان می رساند. با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده، بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را به جستجوی مردان الهی و اولیاء برجسته وا می داشته ‌است.
یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سالهای متمادی که در درس ایشان شرکت می جویم هرگز نشنیده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، این است که در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود حضرت آیت الله نائینی(ره) فرمود: « من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شرکت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درک می کردم. »
استادان بر جسته فقه و اصول
آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، آقا ضیاء عراقی(ره)، و میرزای نائینی(ره)، به حوزه گرانقدر و پر محتوای آیتِ حقّ حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (ره)، معروف به غروی وارد شد و در محضر آن علامه کبیر به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت، و به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه کمپانی، که دارای فکری سریع و جوّال و متحرک و همراه با تیز بینی بوده، بهره ها برد.
آیت الله محمد تقی مصباح درباره استفاده آیت الله بهجت از استادان خود می گوید:
« در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی- که شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود- استفاده کرده، و در اصول از مرحوم آقای نائینی، و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر. »
سیر و سلوک وعرفان
آیت الله بهجت، در ضمن تحصیل و پیش از دوران بلوغ، به تهذیب نفس و استکما ل معنوی همّت گمارده، و در کربلا در تفحّص استاد و مربی اخلاقی بر آمده و به وجود آقای قاضی که در نجف بوده پی می برد. و پس از مشرف شدن به نجف اشرف از استاد برجسته خویش آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی (غروی ) استفاده های اخلاقی می نماید.
آیت الله مصباح در این باره می گوید: « پیدا بود که از نظر رفتار هم خیلی تحت تأثیر مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی بودند، چون گاهی مطالبی را از ایشان با اعجابی خاص نقل می کردند، و بعد نمونه هایش را ما در رفتار خود ایشان می دیدیم. پیدا بود که این استاد در شکل گرفتن شخصیت معنوی ایشان تأثیر بسزایی داشته است. »
همچنین در درسهای اخلاقی آقا سید عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده می نموده، تا اینکه در سلک شاگردان حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره) در آمده و در صدد کسب معرفت از ایشان بر می آید، و در سن 18 سالگی به محضر پر فیض عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی بار می یابد، و مورد ملاطفت و عنایات ویژه آن استاد معظّم قرار می گیرد و در عنفوان جوانی چندان مراحل عرفان را سپری می کند که غبطه دیگران را بر می انگیزد.
آیه الله مصباح می گوید: « ایشان از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی مستقیماً در جهت اخلاقی و معنوی بهره برده و سالها شاگردی ایشان را کرده بودند. آیت الله قاضی از کسانی بودند که مُمَحَّضِ در تربیت افراد از جهات معنوی و عرفانی بودند، مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی و مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی و عده زیادی از بزرگان و حتی مراجع در جنبه های اخلاقی و عرفانی از وجود آقای قاضی بهره برده بودند. آیت الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گهگاه نکاتی نقل می کردند مثل مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی و دیگران...
خود آقای بهجت نقل می کردند: شخصی در آن زمان در صدد بر آمده بود که ببیند چه کسانی سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امیر علیه السلام در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی می خوانند، آن طور که خاطرم هست اگر اشتباه نکنم کسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت امیر علیه السلام انجام بدهند شمرده بود و بیش از هفتاد نفر شده بودند.
به هر حال، بزرگانی که تقید به جهات عبادی و معنوی داشتند در آن عصرها زیاد بودند. متأسفانه در عصر ما کمتر این نمونه ها را مشاهده می کنیم. البته علم غیب نداریم، شاید آن کسانی که پیشتر در حرمها این عبادتها را انجام می دادند حالا در خانه هایشان انجام می دهند، ولی می شود اطمینان پیدا کرد که تقید به اعمال عبادی و معنوی سیر نزولی داشته و این بسیار جای تأسف است. »
یکی دیگر از شاگردان آقا ( حجّة الاسلام و المسلمین آقای تهرانی ) جریان فوق را به صورت ذیل از حضرت آیت الله بهجت نقل میکند:
« شخصی در آن زمان شنیده بود که در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امیر علیه السلام در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی را می خواندند، آن شخص تصمیم گرفته بود ببیند در زمان خودش چند نفر این کار را انجام می دهند، رفته بود و شمارش کرده و دیده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقلیل پیدا کرده و مجموعاً پنجاه نفر (آن طور که بنده «تهرانی» به یاد دارم) در حرم ( اعّم از نزدیک ضریح مطهّر، و رواقهای اطراف) دعای ابوحمزه را در دعای نماز وتر خود قرائت می کنند. »
فلسفه
آیت الله بهجت، اشارات ابن سینا و اسفار ملا صدرا را نزد مرحوم آیت الله سید حسن بادکوبه ای فرا گرفته است.
مرجعیت
با اینکه ایشان فقیهی شناخته شده اند و بیش از سی سال است که اشتغال به تدریس خارج فقه واصول دارند، ولی هماره از پذیرش مرجعیت سرباز زده اند.
آقای مصباح درباره علت پذیرش مرجعیت از سوی ایشان و نیز پیرامون عدم تغییر وضعیت آیت الله بهجت بعد از مرجعیت می گوید:
« بعد از مرجعیت منزل آایت الله بهجت هیچ تغییری نکرده است، ملاقات و پذیرایی از بازدید کنندگان در منزل امکان ندارد لذا در اعیاد و ایام سوگواری، در مسجد فاطمیه از ملاقات کنندگان پذیرایی می شود. اصولاً قبول مرجعیت ایشان به نظر من یکی از کرامات ایشان است، یعنی شرایط زندگی ایشان آن هم در سن هشتاد سالگی به هیچ وجه ایجاب نمی کرد که زیر بار چنین مسؤلیتی برود، و کسانی که با ایشان آشنایی داشتند هیچ وقت حدس نمی زدند که امکان داشته باشد آقا یک وقتی حاضر بشوند پرچم مرجعیت را به دوش بکشند و مسولیتش را قبول بکنند. و بدون شک جز احساس یک وظیفه متعین چیزی باعث نشد که ایشان این مسؤلیت را بپذیرند. و باید گفت که رفتار ایشان در این زمان با این وارستگی و پارسایی، حجت را بر دیگران تمام می کند که می شود در عین مرجعیت با سادگی زندگی کرد، بدون اینکه تغییری در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرایط زندگی پیش بیاید. »
تا اینکه بعد از فوت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلد اول و دوم کتاب «ذخیره العباد» (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشتند، و پیش از فوت مرجع عالیقدر حضرت آیه الله العظمی اراکی(ره) اجازه نشر رساله عملیه خویش را دادند، سرانجام وقتی جامعه مدرسین با انتشار اطلاعیه ای هفت نفر از آن جمله حضرت آیه الله العظمی بهجت را به عنوان مرجع تقلید معرفی کرد و عده ای از علمای دیگر از جمله آیت الله مشکینی و آیت الله جوادی آملی و ... مرجعیت ایشان را اعلام کردند، به دنبال در خواستهای مصرانه و مکرر راضی شدند تا رساله عملیه ایشان در تیراژ وسیع به چاپ برسد، با این حال از نوشتن نام خویش بر روی جلد کتاب دریغ ورزیدند.
در همین ارتباط یکی از مرتبطین ایشان می گوید: ایشان پیش از در گذشت آیت الله العظمی اراکی چون مطلع شدند جامعه مدرسین نظر به معرفی ایشان را دارند پیغام دادند که راضی نیستم اسمی از بنده برده شود.
و بعد از فوت مرحوم اراکی و پیام جامعه مدرسین و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند: « فتاوای بنده را در اختیار کسی قرار ندهید. از ایشان توضیح خواسته شد فرمودند: صبر کنید، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسی ماند و از دیگران تقلید نکرد و فقط خواست از ما تقلید کند آن وقت فتاوی را منتشر کنید » چندین ماه پس از این رخداد رساله ایشان توسط بعضی از اهل لبنان به چاپ رسید
هجرت
ایشان بعد از تکمیل دروس، در سال 1363 ه.ق. موافق با 1324 ه.ش. به ایران مراجعت کرده و چند ماهی در موطن خود فومن اقامت گزید و بعداً در حالی که آماده بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف بود، قصد زیارت حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام و اطّلاع یافتن از وضعیت حوزه قم را کرد، ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف، یکی پس از دیگری شنیده می شد، لذا ایشان تصمیم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت ‌کند.
در قم از محضر آیت الله العضمی حجت کوه کمره ای استفاده کرده و در بین شاگردان آن فقید سعید درخشید. چند ماهی از اقامت حضرت آیه الله العظمی بروجردی در قم نگذشته بود که آیت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی و ... به درس فقید سعید مرحوم بروجردی حاضر شد.
آیت الله مصباح در این باره می گوید: « آیت الله بهجت از همان زمانی که مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط می کنند احیاناً اشکالاتی به نظرشان می رسد که مطرح و پی گیری می کنند تا مسائل کاملاً حل شود، اینان از دیگران دقیق ترند، و اشکالاتشان علمی تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت الله بروجردی داشتند. »
تدریس
آیت الله بهجت در همان ایام که در درس آیات عظام اصفهانی، غروی و شیرازی حضور می یافت، ضمن تهذیب نفس و تعلم، به تعلیم هم می پرداخت و سطوح عالیه را در نجف اشرف تدریس می کرد. پس از هجرت به قم نیز پیوسته این روال را ادامه می دادند. در رابطه با تدریس خارج فقه توسط ایشان نیز در مجموع می توا ن گفت که ایشان بیش از چهل سال است که به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به واسطه شهرت گریزی غالباً در منزل تدریس کرده است، و فضلای گرانقدری سالیان دراز از محضر پر فیض ایشان بهره برده اند.
شیوه تدریس
آیت الله مصباح در مورد روش تدریس ایشان می گوید: « ایشان در بیان مطالب سعی می کردند ابتدا مسأله را از روی کتاب شیخ انصاری قدس سره مطرح کنند، و بعد هر کجا مطلب قابل توجهی از دیگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت، و از مرحوم حاج آقا رضا همدانی و دیگران مطالب برجسته ای داشتند آن را نقل می کردند، و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصی داشتند آن را بیان می کردند. این شیوه از یک طرف باعث این می شد که انسان از نظر استادان بزرگ در یک موضوع آگاه بشود و در عین حال صرفه جویی در وقت می شد. استادان دیگر هم برای تدریس شیوه های جالبی داشتند که شاید برای مبتدی مفیدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح می کردند، ولی خوب این باعث می شد که وقت بیشتری گرفته بشود و احیاناً مطالبی تکرار بشود.
در ضمن تدریس، در میان نکته هایی که از خود ایشان ما استفاده می کردیم و طبعاً بعضی از این نکته ها چیزهایی بود که ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت کرده بودند، به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و دارای دقتهای کم نظیری بر می خوردیم. »
آیت الله مسعودی که خود سالها از درس آیت الله العظمی بهجت بهره برده اند درباره ویژگی تدریس ایشان می گوید: « سبک درس ایشان سبک خاصی است. معمولاً آقایان مراجع و بزرگان در درس خارج یک مسأله ای را مطرح می کنند و اقوال دیگران را یکی یکی ذکر می کنند، سپس یکی را نقد می کنند و دیگری را تأیید، و سرانجام یکی از آن نظرات را می پذیرند، یا نظریه دیگری را انتخاب می کنند. ولی ایشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمی کنند بلکه ابتدا مسأله را مطرح می کنند و بعد روند استدلالش را بیان می کنند. اگر شاگرد آراء علماء را دیده و مطالعه کرده باشد، می فهمد که دلیلی را که استاد ذکر می کند چه کسی گفته است، و اشکال یا تأییدی را که می کند می فهمد به سخن چه کسی اشکال یا قول چه کسی را تأیید می کند. لذا هر کس بخواهد در درس ایشان شرکت کند باید مبانی و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد. »
آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی درباره شیوه درس ایشان می گوید:
« نوعاً ایشان چند مسئله اصلی یا فرعی را که عنوان می فرمودند بعد از توجه به ظرافتهای حدیث و روایت و یا آیه شریفه ای که دلالت بر موضوع بحث داشت، مقایسه ای بین موضوع بحث و سایر بحثهای مشابه می نمودند و دقت عقلی و فکری خاصی در تعادل آن دو انجام می دادند، آنگاه نتیجه می گرفتند که انصافاً نتیجه علمی و جدید بود. و حقیقتاً مطلبی را که ذکر می کردند ناشی از اوج و عظمت دید و فکرشان بود که از ائمه علیهم السلام و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحیح نیز هم این گونه بحث و تجزیه و تحلیل کردن است. »
موعظه در درس
حجة السلام والمسلمین قدس، امام جمعه کلاچای که خود سالها در درس ایشان حضور داشته است می گوید:
« روال آیت الله العظمی بهجت این بود که پیش از شروعِ درس، حدود ده دقیقه موعظه می کرد، ولی نه به عنوان موعظه بلکه به عنوان حکایت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود که منظور اصلی آیت الله مصباح یزدی که سالها در درس خارج فقه ایشان شرکت می کردند (15سال)، علاوه بر استفاده علمی، استفاده از روحیه ملکوتی آقا بوده است. »
آیت الله مصباح در این باره می گوید: « آیت الله بهجت گاهی داستانی را یا حدیثی را نقل می کردند که برای ما تعجب آور بود ایشان چه اصراری دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکیه می کنند، از جمله مطلبی که ایشان در تذکّرات پیش از درس اصرار می کردند امامت امیر المؤمنین علیه السلام بود، ما تعجب می کردیم که ما مگر در آن حضرت شک داریم که ایشان این قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت علی علیه السلام را برای ما بیان کنند. یک خورده ته دلمان گله مند بودیم که چرا به جای این مطالب یک چیز هایی که بیشتر حاجت ماست ( در امور اخلاقی و معنوی ) مطالبی را نمی گویند. اما بعد از این که به پنجاه- شصت سالگی رسیدیم، در بسیاری از مباحث دیدیم که آن نکته هایی که ایشان چهل سال پیشتر در درسشان درباره امامت علی علیه السلام می فرمودند به دردمان می خورد. گویا ایشان آن روز می دید که یک مسائلی بناست در آینده مورد غفلت و تشکیک قرار بگیرد.
شاید اگر توجه های ایشان نبود ما انگیزه ای نداشتیم درباره این مسائل مطالعه ای داشته باشیم، حتی از نکته هایی که ایشان چهل سال پیش بیان می کردند امروز بنده در نوشته هایم در مورد مسائل اعتقادی یا جاهای دیگر استفاده کرده‌ام. »
جایگاه علمی
گواهی استادان و هم دوره ایها و نیز شاگردان برجسته که بخشی از آن در ذیل می آید نمایانگر دقت نظر و نبوغ برجستگی علمی ایشان است:
از آن جمله گویند:
روزی ایشان در درس کفایه یکی از شاگردانِ مرحوم آخوند خراسانی به نحوه تقریر مطالب آخوند خراسانی توسط استاد اعتراض می کند، ولی با توجه به اینکه از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدی پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار می گیرد، ولی در آن هنگام ناگهان استاد وارد می شود و متوجه اعتراض شاگردان به ایشان می گردد. سپس خطاب به آنان می فرماید: « با آقای بهجت کاری نداشته باشید. » همه ساکت می شوند آنگاه استاد ادامه می دهد: « دیشب که تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه می کردم متوجه شدم که حقّ با ایشان است » و پس از این سخن، از جدیت و نبوغ آیت الله بهجت تمجید می نماید.
یکی از دانشمندان نجف می گوید: « ایشان در درس، به مرحوم آیت الله غروی امان نمی داد، و پیوسته بحثها را مورد نقد قرار می داد. »
مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری نیز می گوید: « ایشان با اظهار نظرهای دقیق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ایرادها برای ما هم مفید بود؛ ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه می دادند معلوم می شد اگر بالاتر از دیگران نباشند بی شک کمتر از آنان نیستند. »
مرحوم علامه محمد تقی جعفری می گوید: « آن هنگام که در خدمت آقا شیخ کاظم شیرازی مکاسب می خواندیم، آیت الله بهجت نیز که اینک در قم اقامت دارند، در درس ایشان شرکت می نمودند، خوب یادم هست که وقتی ایشان اشکال می کردند آقا شیخ کاظم با تمام قوا متوجه می شد، یعنی خیلی دقیق و عمیق به اشکالات آقای بهجت توجه می کرد، و همان موقع ایشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود. » آیت الله سید محمد حسین طهرانی در کتاب انوارالملکوت می نویسد:
« آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی، وصیّ سید علی آقای قاضی می فرمودند: آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی حاضر می شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سیّد باز می گشتند بعضی از طلابی که در درس برای آنها اشکالاتی باقی مانده بود به حجره ایشان می رفتند و اشکالشان را رفع می نمودند. و چه بسا ایشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان می پرسیدند و ایشان هم مانند بیداری جواب می دادند جواب کافی وشافی، و چون از خواب بر می خاستند و از قضایا و پرسشهای در حال خواب با ایشان سخن به میان می آمد ابداً اطلاع نداشتند و می گفتند: هیچ به نظرم نمی رسد و از آنچه می گویید در خاطرم چیزی نیست. »
آیت الله مشکینی می گوید: « ایشان از جهت علمی ( هم در فقه و هم در اصول ) در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند. »
حجة السلام و المسلمین امجد می گوید: « ایشان در علمیت در افق اعلی است. فقیهی است بسیار بزرگ، و معتقدم که باید مجتهدین پای درسشان باشند تا نکته بگیرند و بفهمند، و حق این است که درس خارج را باید امثال آیت الله بهجت بگویند نه آنهایی که به نقل اقوال بسنده می کنند. »
تشویق بزرگان به شرکت در درس ایشان آیت الله مصباح می گوید: « اولین چیزی که ما را جذب کرد آن جاذبه معنوی و روحانی ایشان بود. ولی تدریجاً متوجه شدیم که ایشان از لحاظ مقامات علمی و فقاهت هم در درجه بسیار عالی قرار دارد. این بود که سعی کردیم خدمت ایشان درسی داشته باشیم تا وسیله ای باشد هم از معلومات ایشان بهره ای ببریم، و هم بهانه ای باشد که هر روز خدمت ایشان برسیم و از کمالات روحی و معنوی آقا بهره مند شویم. کتاب طهارت را در خدمت ایشان شروع کردیم، ابتدا در یکی از حجرات مدرسه فیضیه چند نفر از دوستان شرکت می کردند، و بعد از گذشت یک سال، یکی دو سالی هم در حجره ای در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی) خدمت ایشان درس داشتیم، و بعدها که ضعف مزاج ایشان بیشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان می رفتیم که یک دوره طهارت را خدمت ایشان خواندیم، و بعد یک دوره هم مکاسب و خیارات را که تقریباً حدود 15 سال ادامه پیدا کرد. ما در درس ایشان استفاده هایی می بردیم که در بسیاری از درسها کمتر یافت می شد. »
شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) نیز به درس ایشان عنایت خاصّی داشتند. آیت الله محمد حسین احمدی یزدی در این رابطه می گوید: « آیت الله شهید مطهری درباره درس آیت الله بهجت به ما خیلی سفارش می کرد و می فرمود: حتماً در درس ایشان شرکت کنید مخصوصاً در اصول، چون آقای بهجت درس آقا شیخ محمد حسین اصفهانی را دیده حتماً در درس ایشان شرکت کنید.»
استاد خسرو شاهی می گوید: « بنده در درس فقه خارج خیارات آیت الله العظمی شیخ مرتضی حائری شرکت می کردم. ایشان اواخر عمر مریض بودند و درسشان تعطیل شد. یک روز وقتی که آیت الله حایری از حرم بیرون می آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض کردم: ان شاء الله درس را شروع می فرمایید؟
فرمودند: نه. بعد فرمودند: « شما که جوان هستید من یک ضابطه ای را در اختیار شما قرار بدهم، و آن اینکه درس کسانی شرکت بکنید که فقط نقل اقوال نکنند، بلکه اقوال را بررسی کرده و نکاتی را در درس بیان کنند که در فعلیت رساندن ملکه اجتهاد خیلی سودمند باشد. چون درسی برای شما مفید است که این ملکه اجتهاد را از قوه به فعلیت برساند، و تنها به نقل اقوال کفایت نکند. »
من همان جا به ایشان عرض کردم: جناب عالی کسی را با اسم برای ما معرفی بفرمایید. فرمودند: « من از اسم بردن معذورم. » عرض کردم: من در درس آیت الله العظمی بهجت شرکت می کنم. ایشان اظهار رضایت نمود و تبسم کردند و فرمودند: « درس ایشان از نظر دقت و محتوا همین قاعده و ضابطه ای را که به شما گفتم دارد، خوب است که در درس ایشان شرکت می کنید. درس ایشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمی هم از جهت اخلاقی، این درس را ادامه بدهید. »
تالیفات
حضرت آیت الله بهجت دارای تألیفات متعددی در فقه و اصول هستند که خود برای چاپ اکثر آنها اقدام نکرده اند، و گاه به کسانی که می خواهند آنها را حتی با غیر وجوه شرعیه چاپ کنند، اجازه نمی دهند و می فرمایند: هنوز بسیاری از کتابهای علمای بزرگ سالهاست که به گونه خطی مانده است، آنها را چاپ کنید نوبت اینها دیر نشده است.
فهرست عمده تألیفات ایشان که برخی نیز با اصرار و پشتکاری برخی از شاگردانشان به چاپ رسیده، عبارتند از: الف) کتابهای چاپ شده:
1. رساله توضیح المسائل ( فارسی و عربی ) 2. مناسک حجّ دو کتاب فوق توسط برخی از فضلا بر اساس فتاوی ایشان تألیف و پس از تأیید آقا به چاپ رسیده است.
3. وسیله النجاة این کتاب در بردارنده نظرات فقهی ایشان در اکثر ابواب فقه است که در متن وسیله النجاه آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) گنجانده شده و نهایتاً جلد نخست آن با تأیید ایشان به چاپ رسیده است.
4. جامع المسائل این کتاب مجموعه حواشی ایشان بر کتاب « ذخیره العباد» استادش آیت الله العظمی محمد حسین غروی اصفهانی، و نیز تکمیل آن تا آخر فقه می باشد، که قسمتهایی از آن ابتدا با نام « ذخیره العباد» با حروفچینی نه چندان زیبا و در تعداد نسخه اندک در اختیار برخی از شاگردان و خواصّ ایشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از این مجموعه که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به خاطر کثرت فروع فقهی که توسط حضرت آیت الله بهجت بر اصل کتاب افزوده شده و جامعیت آن « جامعُ المسائل » نام گرفته و به همت برخی از شاگردان ایشان به چاپ رسید.
ب) تألیفات آماده چاپ و نشر: 1. جلد اول از کتاب صلوة آیت الله بهجت در این کتاب با سبکی ویژه و تلخیص مطالب به ترتیب مباحث « جواهر الکلام» به بیان نظریات نو و ابتکاری خویش پرداخته اند.
2. جلد اول از دوره اصول این کتاب تقریبا" به ترتیب « کفایه الاصول» نگارش یافته است، و بارها توسط ایشان مورد مداقّه و تجدید نظر قرار گرفته، و نظریاتی نو در بسیاری از مباحث اصول را در بردارد.
3. تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری این کتاب در بردارنده نظرات ایشان درباره مناسک حجّ می باشد.
ج) تألیفاتی که هنوز اقدام به چاپ آنها نشده است:
1. بقیه مجلّدات دوره اصول 2. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری که به ترتیب مکاسب شیخ انصاری(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثی که در مکاسب مطرح نشده بر اساس متن « شرائع الاسلام » نگارش یافته است، ایشان در این دوره از مباحث فقهی نظرات جدیدی را ارائه داده اند.
3. دوره طهارت
در این کتاب نیز آیت الله بهجت بسان دوره « کتاب الصلوة » به ترتیب مباحث
« جواهر الکلام» با تلخیص و نو آوری نظرات خویش را مطرح نموده اند.
4. بقیه مجلّدات دوره کتاب الصلوة همچنین ایشان در تألیف سفینة البحار با مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) همکاری داشته اند، و قسمت زیادی از سفینة البحار خطی، به خط ایشان نوشته شده است.
شاگردان
با توجه به اینکه ایشان به خاطر شهرت گریزی عمدتاً در منزل خود تدریس می کردند، با وجود این افراد بسیاری از محضر آن جناب استفاده کرده و می کنند. که برخی از آنان خود صاحب رساله و فتوی می باشند، اینک نام بعضی دیگر از آنان را با حذف القاب ذکر می کنیم:
1. محمد تقی مصباح یزدی. 2. عبدالمجید رشید پور. 3. سید مهدی روحانی. 4. علی پهلوانی تهرانی. 5. مختار امینیان. 6. محمدهادی فقهی. 7. هادی قدس. 8. محمود امجد. 9. محمد ایمانی. 10. محمد حسن احمدی فقیه یزدی. 11. محمد حسین احمدی فقیه یزدی. 12- مسعودی خمینی 13- سید رضا خسروشاهی. 14- اسماعیل عابدی. 15- حسن لاهوتی 16- عزیز علیاری 17- سید محمد مؤمنی 18- حسین مفیدی19- محمد کریم پارسا 20- جواد محمد زاده تهرانی 21- سید صابر مازندرانی
22- شهید نمازی شیرازی 23- مهدی هادوی
اینشاءالله که بتوانیم ما هم با مطالعه برخی از کتب آن عزیز از دست رفته گامی هرچند کوچک در راه خود شناسی و خداشناسی برداریم.
  امیدوارم که خداوند رحمن و رحیم به حق اصحاب یمینش دست این حقیر و خانواده ام را بگیرد که همیشه پیرو ائمه اطهار و اولی الامر باشیم. رضا کرد شبستری و م، م،



واژه کلیدی :مصباح و واژه کلیدی :فقیه یزدی و واژه کلیدی :بهجت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

زندگی نامه آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
ولادت
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
تحصیلات
تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت.
به هر حال، روح کمال جو و جان تشنه او تاب نیآ ورد و پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، به سال 1348 ه.ق. هنگامی که تقریباً 14 سال از عمر شریفش می گذشت به عراق مشرّف شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید.
بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند:
« بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم. »
آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی تحت نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان گردانیده و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راه پویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد.
بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهداء علیه السلام استفاده نموده و به تهذیب نفس می پردازد و در طی این مدت بخش معظمی از کتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر می‌خواند.
در سال 1352ه.ق. برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف می گردد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر آیات عظام از آن جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به پایان می رساند. با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده، بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را به جستجوی مردان الهی و اولیاء برجسته وا می داشته ‌است.
یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سالهای متمادی که در درس ایشان شرکت می جویم هرگز نشنیده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، این است که در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود حضرت آیت الله نائینی(ره) فرمود: « من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شرکت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درک می کردم. »
استادان بر جسته فقه و اصول
آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، آقا ضیاء عراقی(ره)، و میرزای نائینی(ره)، به حوزه گرانقدر و پر محتوای آیتِ حقّ حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (ره)، معروف به غروی وارد شد و در محضر آن علامه کبیر به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت، و به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه کمپانی، که دارای فکری سریع و جوّال و متحرک و همراه با تیز بینی بوده، بهره ها برد.
آیت الله محمد تقی مصباح درباره استفاده آیت الله بهجت از استادان خود می گوید:
« در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی- که شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود- استفاده کرده، و در اصول از مرحوم آقای نائینی، و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر. »
سیر و سلوک وعرفان
آیت الله بهجت، در ضمن تحصیل و پیش از دوران بلوغ، به تهذیب نفس و استکما ل معنوی همّت گمارده، و در کربلا در تفحّص استاد و مربی اخلاقی بر آمده و به وجود آقای قاضی که در نجف بوده پی می برد. و پس از مشرف شدن به نجف اشرف از استاد برجسته خویش آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی (غروی ) استفاده های اخلاقی می نماید.
آیت الله مصباح در این باره می گوید: « پیدا بود که از نظر رفتار هم خیلی تحت تأثیر مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی بودند، چون گاهی مطالبی را از ایشان با اعجابی خاص نقل می کردند، و بعد نمونه هایش را ما در رفتار خود ایشان می دیدیم. پیدا بود که این استاد در شکل گرفتن شخصیت معنوی ایشان تأثیر بسزایی داشته است. »
همچنین در درسهای اخلاقی آقا سید عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده می نموده، تا اینکه در سلک شاگردان حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره) در آمده و در صدد کسب معرفت از ایشان بر می آید، و در سن 18 سالگی به محضر پر فیض عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی بار می یابد، و مورد ملاطفت و عنایات ویژه آن استاد معظّم قرار می گیرد و در عنفوان جوانی چندان مراحل عرفان را سپری می کند که غبطه دیگران را بر می انگیزد.
آیه الله مصباح می گوید: « ایشان از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی مستقیماً در جهت اخلاقی و معنوی بهره برده و سالها شاگردی ایشان را کرده بودند. آیت الله قاضی از کسانی بودند که مُمَحَّضِ در تربیت افراد از جهات معنوی و عرفانی بودند، مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی و مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی و عده زیادی از بزرگان و حتی مراجع در جنبه های اخلاقی و عرفانی از وجود آقای قاضی بهره برده بودند. آیت الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گهگاه نکاتی نقل می کردند مثل مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی و دیگران...
خود آقای بهجت نقل می کردند: شخصی در آن زمان در صدد بر آمده بود که ببیند چه کسانی سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امیر علیه السلام در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی می خوانند، آن طور که خاطرم هست اگر اشتباه نکنم کسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت امیر علیه السلام انجام بدهند شمرده بود و بیش از هفتاد نفر شده بودند.
به هر حال، بزرگانی که تقید به جهات عبادی و معنوی داشتند در آن عصرها زیاد بودند. متأسفانه در عصر ما کمتر این نمونه ها را مشاهده می کنیم. البته علم غیب نداریم، شاید آن کسانی که پیشتر در حرمها این عبادتها را انجام می دادند حالا در خانه هایشان انجام می دهند، ولی می شود اطمینان پیدا کرد که تقید به اعمال عبادی و معنوی سیر نزولی داشته و این بسیار جای تأسف است. »
یکی دیگر از شاگردان آقا ( حجّة الاسلام و المسلمین آقای تهرانی ) جریان فوق را به صورت ذیل از حضرت آیت الله بهجت نقل میکند:
« شخصی در آن زمان شنیده بود که در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امیر علیه السلام در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی را می خواندند، آن شخص تصمیم گرفته بود ببیند در زمان خودش چند نفر این کار را انجام می دهند، رفته بود و شمارش کرده و دیده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقلیل پیدا کرده و مجموعاً پنجاه نفر (آن طور که بنده «تهرانی» به یاد دارم) در حرم ( اعّم از نزدیک ضریح مطهّر، و رواقهای اطراف) دعای ابوحمزه را در دعای نماز وتر خود قرائت می کنند. »
فلسفه
آیت الله بهجت، اشارات ابن سینا و اسفار ملا صدرا را نزد مرحوم آیت الله سید حسن بادکوبه ای فرا گرفته است.
مرجعیت
با اینکه ایشان فقیهی شناخته شده اند و بیش از سی سال است که اشتغال به تدریس خارج فقه واصول دارند، ولی هماره از پذیرش مرجعیت سرباز زده اند.
آقای مصباح درباره علت پذیرش مرجعیت از سوی ایشان و نیز پیرامون عدم تغییر وضعیت آیت الله بهجت بعد از مرجعیت می گوید:
« بعد از مرجعیت منزل آایت الله بهجت هیچ تغییری نکرده است، ملاقات و پذیرایی از بازدید کنندگان در منزل امکان ندارد لذا در اعیاد و ایام سوگواری، در مسجد فاطمیه از ملاقات کنندگان پذیرایی می شود. اصولاً قبول مرجعیت ایشان به نظر من یکی از کرامات ایشان است، یعنی شرایط زندگی ایشان آن هم در سن هشتاد سالگی به هیچ وجه ایجاب نمی کرد که زیر بار چنین مسؤلیتی برود، و کسانی که با ایشان آشنایی داشتند هیچ وقت حدس نمی زدند که امکان داشته باشد آقا یک وقتی حاضر بشوند پرچم مرجعیت را به دوش بکشند و مسولیتش را قبول بکنند. و بدون شک جز احساس یک وظیفه متعین چیزی باعث نشد که ایشان این مسؤلیت را بپذیرند. و باید گفت که رفتار ایشان در این زمان با این وارستگی و پارسایی، حجت را بر دیگران تمام می کند که می شود در عین مرجعیت با سادگی زندگی کرد، بدون اینکه تغییری در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرایط زندگی پیش بیاید. »
تا اینکه بعد از فوت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلد اول و دوم کتاب «ذخیره العباد» (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشتند، و پیش از فوت مرجع عالیقدر حضرت آیه الله العظمی اراکی(ره) اجازه نشر رساله عملیه خویش را دادند، سرانجام وقتی جامعه مدرسین با انتشار اطلاعیه ای هفت نفر از آن جمله حضرت آیه الله العظمی بهجت را به عنوان مرجع تقلید معرفی کرد و عده ای از علمای دیگر از جمله آیت الله مشکینی و آیت الله جوادی آملی و ... مرجعیت ایشان را اعلام کردند، به دنبال در خواستهای مصرانه و مکرر راضی شدند تا رساله عملیه ایشان در تیراژ وسیع به چاپ برسد، با این حال از نوشتن نام خویش بر روی جلد کتاب دریغ ورزیدند.
در همین ارتباط یکی از مرتبطین ایشان می گوید: ایشان پیش از در گذشت آیت الله العظمی اراکی چون مطلع شدند جامعه مدرسین نظر به معرفی ایشان را دارند پیغام دادند که راضی نیستم اسمی از بنده برده شود.
و بعد از فوت مرحوم اراکی و پیام جامعه مدرسین و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند: « فتاوای بنده را در اختیار کسی قرار ندهید. از ایشان توضیح خواسته شد فرمودند: صبر کنید، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسی ماند و از دیگران تقلید نکرد و فقط خواست از ما تقلید کند آن وقت فتاوی را منتشر کنید » چندین ماه پس از این رخداد رساله ایشان توسط بعضی از اهل لبنان به چاپ رسید .
هجرت
ایشان بعد از تکمیل دروس، در سال 1363 ه.ق. موافق با 1324 ه.ش. به ایران مراجعت کرده و چند ماهی در موطن خود فومن اقامت گزید و بعداً در حالی که آماده بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف بود، قصد زیارت حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام و اطّلاع یافتن از وضعیت حوزه قم را کرد، ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف، یکی پس از دیگری شنیده می شد، لذا ایشان تصمیم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت ‌کند.
در قم از محضر آیت الله العضمی حجت کوه کمره ای استفاده کرده و در بین شاگردان آن فقید سعید درخشید. چند ماهی از اقامت حضرت آیه الله العظمی بروجردی در قم نگذشته بود که آیت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی و ... به درس فقید سعید مرحوم بروجردی حاضر شد.
« آیت الله بهجت از همان زمانی که مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط می کنند احیاناً اشکالاتی به نظرشان می رسد که مطرح و پی گیری می کنند تا مسائل کاملاً حل شود، اینان از دیگران دقیق ترند، و اشکالاتشان علمی تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت الله بروجردی داشتند. »
تدریس
آیت الله بهجت در همان ایام که در درس آیات عظام اصفهانی، غروی و شیرازی حضور می یافت، ضمن تهذیب نفس و تعلم، به تعلیم هم می پرداخت و سطوح عالیه را در نجف اشرف تدریس می کرد. پس از هجرت به قم نیز پیوسته این روال را ادامه می دادند. در رابطه با تدریس خارج فقه توسط ایشان نیز در مجموع می توا ن گفت که ایشان بیش از چهل سال است که به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به واسطه شهرت گریزی غالباً در منزل تدریس کرده است، و فضلای گرانقدری سالیان دراز از محضر پر فیض ایشان بهره برده اند.
شیوه تدریس
« ایشان در بیان مطالب سعی می کردند ابتدا مسأله را از روی کتاب شیخ انصاری قدس سره مطرح کنند، و بعد هر کجا مطلب قابل توجهی از دیگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت، و از مرحوم حاج آقا رضا همدانی و دیگران مطالب برجسته ای داشتند آن را نقل می کردند، و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصی داشتند آن را بیان می کردند. این شیوه از یک طرف باعث این می شد که انسان از نظر استادان بزرگ در یک موضوع آگاه بشود و در عین حال صرفه جویی در وقت می شد. استادان دیگر هم برای تدریس شیوه های جالبی داشتند که شاید برای مبتدی مفیدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح می کردند، ولی خوب این باعث می شد که وقت بیشتری گرفته بشود و احیاناً مطالبی تکرار بشود.
در ضمن تدریس، در میان نکته هایی که از خود ایشان ما استفاده می کردیم و طبعاً بعضی از این نکته ها چیزهایی بود که ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت کرده بودند، به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و دارای دقتهای کم نظیری بر می خوردیم. »

آیت الله مسعودی که خود سالها از درس آیت الله العظمی بهجت بهره برده اند درباره ویژگی تدریس ایشان می گوید:
« سبک درس ایشان سبک خاصی است. معمولاً آقایان مراجع و بزرگان در درس خارج یک مسأله ای را مطرح می کنند و اقوال دیگران را یکی یکی ذکر می کنند، سپس یکی را نقد می کنند و دیگری را تأیید، و سرانجام یکی از آن نظرات را می پذیرند، یا نظریه دیگری را انتخاب می کنند. ولی ایشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمی کنند بلکه ابتدا مسأله را مطرح می کنند و بعد روند استدلالش را بیان می کنند. اگر شاگرد آراء علماء را دیده و مطالعه کرده باشد، می فهمد که دلیلی را که استاد ذکر می کند چه کسی گفته است، و اشکال یا تأییدی را که می کند می فهمد به سخن چه کسی اشکال یا قول چه کسی را تأیید می کند. لذا هر کس بخواهد در درس ایشان شرکت کند باید مبانی و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد. »
آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی درباره شیوه درس ایشان می گوید:
« نوعاً ایشان چند مسئله اصلی یا فرعی را که عنوان می فرمودند بعد از توجه به ظرافتهای حدیث و روایت و یا آیه شریفه ای که دلالت بر موضوع بحث داشت، مقایسه ای بین موضوع بحث و سایر بحثهای مشابه می نمودند و دقت عقلی و فکری خاصی در تعادل آن دو انجام می دادند، آنگاه نتیجه می گرفتند که انصافاً نتیجه علمی و جدید بود. و حقیقتاً مطلبی را که ذکر می کردند ناشی از اوج و عظمت دید و فکرشان بود که از ائمه علیهم السلام و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحیح نیز هم این گونه بحث و تجزیه و تحلیل کردن است. »
موعظه در درس
حجة السلام والمسلمین قدس، امام جمعه کلاچای که خود سالها در درس ایشان حضور داشته است می گوید:
« روال آیت الله العظمی بهجت این بود که پیش از شروعِ درس، حدود ده دقیقه موعظه می کرد، ولی نه به عنوان موعظه بلکه به عنوان حکایت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود که منظور اصلی آیت الله مصباح یزدی که سالها در درس خارج فقه ایشان شرکت می کردند (15سال)، علاوه بر استفاده علمی، استفاده از روحیه ملکوتی آقا بوده است. » 
« آیت الله بهجت گاهی داستانی را یا حدیثی را نقل می کردند که برای ما تعجب آور بود ایشان چه اصراری دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکیه می کنند، از جمله مطلبی که ایشان در تذکّرات پیش از درس اصرار می کردند امامت امیر المؤمنین علیه السلام بود، ما تعجب می کردیم که ما مگر در آن حضرت شک داریم که ایشان این قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت علی علیه السلام را برای ما بیان کنند. یک خورده ته دلمان گله مند بودیم که چرا به جای این مطالب یک چیز هایی که بیشتر حاجت ماست ( در امور اخلاقی و معنوی ) مطالبی را نمی گویند. اما بعد از این که به پنجاه- شصت سالگی رسیدیم، در بسیاری از مباحث دیدیم که آن نکته هایی که ایشان چهل سال پیشتر در درسشان درباره امامت علی علیه السلام می فرمودند به دردمان می خورد. گویا ایشان آن روز می دید که یک مسائلی بناست در آینده مورد غفلت و تشکیک قرار بگیرد.
شاید اگر توجه های ایشان نبود ما انگیزه ای نداشتیم درباره این مسائل مطالعه ای داشته باشیم، حتی از نکته هایی که ایشان چهل سال پیش بیان می کردند امروز بنده در نوشته هایم در مورد مسائل اعتقادی یا جاهای دیگر استفاده کرده‌ام. »
جایگاه علمی
گواهی استادان و هم دوره ایها و نیز شاگردان برجسته که بخشی از آن در ذیل می آید نمایانگر دقت نظر و نبوغ برجستگی علمی ایشان است:
از آن جمله گویند: روزی ایشان در درس کفایه یکی از شاگردانِ مرحوم آخوند خراسانی به نحوه تقریر مطالب آخوند خراسانی توسط استاد اعتراض می کند، ولی با توجه به اینکه از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدی پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار می گیرد، ولی در آن هنگام ناگهان استاد وارد می شود و متوجه اعتراض شاگردان به ایشان می گردد. سپس خطاب به آنان می فرماید: « با آقای بهجت کاری نداشته باشید. » همه ساکت می شوند آنگاه استاد ادامه می دهد: « دیشب که تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه می کردم متوجه شدم که حقّ با ایشان است » و پس از این سخن، از جدیت و نبوغ آیت الله بهجت تمجید می نماید.
یکی از دانشمندان نجف می گوید:
« ایشان در درس، به مرحوم آیت الله غروی امان نمی داد، و پیوسته بحثها را مورد نقد قرار می داد. »
مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری نیز می گوید: « ایشان با اظهار نظرهای دقیق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ایرادها برای ما هم مفید بود؛ ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه می دادند معلوم می شد اگر بالاتر از دیگران نباشند بی شک کمتر از آنان نیستند. »
مرحوم علامه محمد تقی جعفری می گوید: « آن هنگام که در خدمت آقا شیخ کاظم شیرازی مکاسب می خواندیم، آیت الله بهجت نیز که اینک در قم اقامت دارند، در درس ایشان شرکت می نمودند، خوب یادم هست که وقتی ایشان اشکال می کردند آقا شیخ کاظم با تمام قوا متوجه می شد، یعنی خیلی دقیق و عمیق به اشکالات آقای بهجت توجه می کرد، و همان موقع ایشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود. » آیت الله سید محمد حسین طهرانی در کتاب انوارالملکوت می نویسد:
« آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی، وصیّ سید علی آقای قاضی می فرمودند: آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی حاضر می شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سیّد باز می گشتند بعضی از طلابی که در درس برای آنها اشکالاتی باقی مانده بود به حجره ایشان می رفتند و اشکالشان را رفع می نمودند. و چه بسا ایشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان می پرسیدند و ایشان هم مانند بیداری جواب می دادند جواب کافی وشافی، و چون از خواب بر می خاستند و از قضایا و پرسشهای در حال خواب با ایشان سخن به میان می آمد ابداً اطلاع نداشتند و می گفتند: هیچ به نظرم نمی رسد و از آنچه می گویید در خاطرم چیزی نیست. »
آیت الله مشکینی می گوید: « ایشان از جهت علمی ( هم در فقه و هم در اصول ) در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند. »
حجة السلام و المسلمین امجد می گوید: « ایشان در علمیت در افق اعلی است. فقیهی است بسیار بزرگ، و معتقدم که باید مجتهدین پای درسشان باشند تا نکته بگیرند و بفهمند، و حق این است که درس خارج را باید امثال آیت الله بهجت بگویند نه آنهایی که به نقل اقوال بسنده می کنند. »
تشویق بزرگان به شرکت در درس ایشان :« اولین چیزی که ما را جذب کرد آن جاذبه معنوی و روحانی ایشان بود. ولی تدریجاً متوجه شدیم که ایشان از لحاظ مقامات علمی و فقاهت هم در درجه بسیار عالی قرار دارد. این بود که سعی کردیم خدمت ایشان درسی داشته باشیم تا وسیله ای باشد هم از معلومات ایشان بهره ای ببریم، و هم بهانه ای باشد که هر روز خدمت ایشان برسیم و از کمالات روحی و معنوی آقا بهره مند شویم. کتاب طهارت را در خدمت ایشان شروع کردیم، ابتدا در یکی از حجرات مدرسه فیضیه چند نفر از دوستان شرکت می کردند، و بعد از گذشت یک سال، یکی دو سالی هم در حجره ای در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی) خدمت ایشان درس داشتیم، و بعدها که ضعف مزاج ایشان بیشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان می رفتیم که یک دوره طهارت را خدمت ایشان خواندیم، و بعد یک دوره هم مکاسب و خیارات را که تقریباً حدود 15 سال ادامه پیدا کرد. ما در درس ایشان استفاده هایی می بردیم که در بسیاری از درسها کمتر یافت می شد. »
شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) نیز به درس ایشان عنایت خاصّی داشتند. آیت الله محمد حسین احمدی یزدی در این رابطه می گوید: « آیت الله شهید مطهری درباره درس آیت الله بهجت به ما خیلی سفارش می کرد و می فرمود: حتماً در درس ایشان شرکت کنید مخصوصاً در اصول، چون آقای بهجت درس آقا شیخ محمد حسین اصفهانی را دیده حتماً در درس ایشان شرکت کنید.» استاد خسرو شاهی می گوید:
« بنده در درس فقه خارج خیارات آیت الله العظمی شیخ مرتضی حائری شرکت می کردم. ایشان اواخر عمر مریض بودند و درسشان تعطیل شد. یک روز وقتی که آیت الله حایری از حرم بیرون می آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض کردم: ان شاء الله درس را شروع می فرمایید؟ فرمودند: نه. بعد فرمودند: « شما که جوان هستید من یک ضابطه ای را در اختیار شما قرار بدهم، و آن اینکه درس کسانی شرکت بکنید که فقط نقل اقوال نکنند، بلکه اقوال را بررسی کرده و نکاتی را در درس بیان کنند که در فعلیت رساندن ملکه اجتهاد خیلی سودمند باشد. چون درسی برای شما مفید است که این ملکه اجتهاد را از قوه به فعلیت برساند، و تنها به نقل اقوال کفایت نکند. »
من همان جا به ایشان عرض کردم: جناب عالی کسی را با اسم برای ما معرفی بفرمایید. فرمودند: « من از اسم بردن معذورم. » عرض کردم: من در درس آیت الله العظمی بهجت شرکت می کنم. ایشان اظهار رضایت نمود و تبسم کردند و فرمودند: « درس ایشان از نظر دقت و محتوا همین قاعده و ضابطه ای را که به شما گفتم دارد، خوب است که در درس ایشان شرکت می کنید. درس ایشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمی هم از جهت اخلاقی، این درس را ادامه بدهید. »
تالیفات
حضرت آیت الله بهجت دارای تألیفات متعددی در فقه و اصول هستند که خود برای چاپ اکثر آنها اقدام نکرده اند، و گاه به کسانی که می خواهند آنها را حتی با غیر وجوه شرعیه چاپ کنند، اجازه نمی دهند و می فرمایند: هنوز بسیاری از کتابهای علمای بزرگ سالهاست که به گونه خطی مانده است، آنها را چاپ کنید نوبت اینها دیر نشده است. فهرست عمده تألیفات ایشان که برخی نیز با اصرار و پشتکاری برخی از شاگردانشان به چاپ رسیده، عبارتند از: الف) کتابهای چاپ شده: 1. رساله توضیح المسائل ( فارسی و عربی ) 2. مناسک حجّ دو کتاب فوق توسط برخی از فضلا بر اساس فتاوی ایشان تألیف و پس از تأیید آقا به چاپ رسیده است.
3. وسیله النجاة این کتاب در بردارنده نظرات فقهی ایشان در اکثر ابواب فقه است که در متن وسیله النجاه آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) گنجانده شده و نهایتاً جلد نخست آن با تأیید ایشان به چاپ رسیده است.
4. جامع المسائل این کتاب مجموعه حواشی ایشان بر کتاب « ذخیره العباد» استادش آیت الله العظمی محمد حسین غروی اصفهانی، و نیز تکمیل آن تا آخر فقه می باشد، که قسمتهایی از آن ابتدا با نام « ذخیره العباد» با حروفچینی نه چندان زیبا و در تعداد نسخه اندک در اختیار برخی از شاگردان و خواصّ ایشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از این مجموعه که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به خاطر کثرت فروع فقهی که توسط حضرت آیت الله بهجت بر اصل کتاب افزوده شده و جامعیت آن « جامعُ المسائل » نام گرفته و به همت برخی از شاگردان ایشان به چاپ رسید.
ب) تألیفات آماده چاپ و نشر: 1. جلد اول از کتاب صلوة آیت الله بهجت در این کتاب با سبکی ویژه و تلخیص مطالب به ترتیب مباحث « جواهر الکلام» به بیان نظریات نو و ابتکاری خویش پرداخته اند. 2. جلد اول از دوره اصول این کتاب تقریبا" به ترتیب « کفایه الاصول» نگارش یافته است، و بارها توسط ایشان مورد مداقّه و تجدید نظر قرار گرفته، و نظریاتی نو در بسیاری از مباحث اصول را در بردارد.
3. تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری این کتاب در بردارنده نظرات ایشان درباره مناسک حجّ می باشد. ج) تألیفاتی که هنوز اقدام به چاپ آنها نشده است: 1. بقیه مجلّدات دوره اصول 2. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری که به ترتیب مکاسب شیخ انصاری(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثی که در مکاسب مطرح نشده بر اساس متن « شرائع الاسلام » نگارش یافته است، ایشان در این دوره از مباحث فقهی نظرات جدیدی را ارائه داده اند.
3. دوره طهارت در این کتاب نیز آیت الله بهجت بسان دوره « کتاب الصلوة » به ترتیب مباحث « جواهر الکلام» با تلخیص و نو آوری نظرات خویش را مطرح نموده اند.
4. بقیه مجلّدات دوره کتاب الصلوة همچنین ایشان در تألیف سفینة البحار با مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) همکاری داشته اند، و قسمت زیادی از سفینة البحار خطی، به خط ایشان نوشته شده است.
شاگردان با توجه به اینکه ایشان به خاطر شهرت گریزی عمدتاً در منزل خود تدریس می کردند، با وجود این افراد بسیاری از محضر آن جناب استفاده کرده و می کنند. که برخی از آنان خود صاحب رساله و فتوی می باشند، اینک نام بعضی دیگر از آنان را با حذف القاب ذکر می کنیم: 1. محمد تقی مصباح یزدی. 2. عبدالمجید رشید پور. 3. سید مهدی روحانی. 4. علی پهلوانی تهرانی. 5. مختار امینیان. 6. محمدهادی فقهی. 7. هادی قدس. 8. محمود امجد. 9. محمد ایمانی. 10. محمد حسن احمدی فقیه یزدی. 11. محمد حسین احمدی فقیه یزدی. 12- مسعودی خمینی 13- سید رضا خسروشاهی. 14- اسماعیل عابدی.15- حسن لاهوتی 16- عزیز علیاری 17- سید محمد مؤمنی 18- حسین مفیدی 19- محمد کریم پارسا 20- جواد محمد زاده تهرانی
21- سید صابر مازندرانی 22- شهید نمازی شیرازی 23- مهدی هادوی
او آمرزیده است اما خدایش بیامرزد ، خدایا به اصحاب یمینت سوگندت می دهیم که ما را نیز ببخشای و بیامرز.



واژه کلیدی :آیت الله بهجت و واژه کلیدی :زندگی نامه و واژه کلیدی :حسن لاهوتی و واژه کلیدی :خسروشاهی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

صدیقه طاهره(س) از نگاه آیت الله بهجت
مرحوم حاج شیخ محمد تقی بهجت ، سخنان و بیانات گوهر باری درباره حضرت فاطمه زهرا (س) دارند که در این مطلب به برخی از آنان اشاره می کنیم.
* در صحیح بخارى در روایتى از رسول خدا (ص) آمده است:
"فاطمه پاره ى تن من است. بنابر این هر کس او را غضبناک کند، مرا به خشم آورده است."
ما باید در این فکر باشیم که جزوه اى درباره اعتقادات حقه بنویسیم، بدان معتقد باشیم و بر اساس آن عمل کنیم، به گونه اى که اگر همه مردم دست بردارند، ما دست بر نداریم و ثابت قدم باشیم.
* توجه حضرت زهرا - علیها السلام - به فرزندان خود
همچنین آقای قدس می گوید:
"روزی آقا فرمودند یکی از ثروتمندان رشت که در نجف اشرف ساکن بود دختر خود را به ازدواج یک روحانی سید که خیلی فقیر بود در آورد، از آنجایی که خانم در خانواده ثروتمند بزرگ شده بود به هیچ وجه حوصله غذا درست کردن برای آقا را نداشت. شبی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را در خواب دید، حضرت به او فرمود: دخترم، چرا با پسرم خوشرفتاری نداری و برای او غذا درست نمی کنی؟ وی در خواب جواب داد که من حال غذا درست کردن برای این آقا را ندارم. حضرت اصرار کردند و او همان جمله را تکرار کرد.
تا اینکه حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: شما فقط مواد لازم خورشت را آماده بکن و داخل قابلمه بریز و روی چراغ بگذار، لازم نیست که دستکاری کنی.
در این هنگام از خواب بیدار شد و تعجب کرد، بعد به عنوان امتحان همان کار را انجام داد، وقت ظهر یا شام وقتی سرپوش را از قابلمه برداشت دید غذا آماده است و عطر خورشت خانه را معطر کرد. وی همواره به این صورت غذا می پخت و حتی روزی مهمان داشتند مهمان گفت من در طول عمرم اینطور غذا نخورده ام.
تعجب اینکه آن خانم با اینکه این کرامت را بارها می دید، باز حوصله درست کردن غذا را نداشت."

*کسى که وضو ندارد، حرام است اسم خداوند را به هر زبانى که نوشته شده باشد، مسح کند و احتیاط واجب آن است که اسم پیامبر صلى الله علیه و آله و امام علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام را هم مسح نکند.



واژه کلیدی :صدیقه طاهره (س) و واژه کلیدی :صحیح بخاری




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳۸۸

خاتمی: به صراحت گفتم که انتخابات را برگزار نمی‌کنم
محمد خاتمی در گفت و گویی به ماجرای انتخابات مجلس هفتم اشاره کرد و یادآور شد که در آن زمان در اعتراض به رد صلاحیت ها گفته است که انتخابات را برگزار نمی کند.

 

به گزارش ایرنا، خاتمی در گفت و گوی مفصل با یکی از سایت های حامی اش، اینگونه وارد ماجرای انتخابات مجلس هفتم شد: "یک مسئله‌ای که هست و بدنیست که اینجا بگویم و آن برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود، با آن وضع گسترده واقعا جفاکارانه‌ای که نسبت به ردصلاحیت‌ها شد هیچ‌کس نمی داند که چه چیزی گذشت و خیال می‌کنند که از این مسئله به راحتی عبور کردیم."
خاتمی افزود: "بنده به صراحت گفتم که انتخابات را برگزار نمی‌کنم چون این روش را جفای به مردم واز بین بردن حق مردم می‌دانم، مقام معظم رهبری نظرشان این بود که انتخابات باید برگزار شود ولی خیلی انعطاف نشان دادند و به ما محبت کردند و گفتند نظر شما چیست، گفتم من این روند ردصلاحیت‌ها را قبول ندارم ظالمانه است و حتی مطابق قانون هم نیست و فرمودند که بنویسید، من و آقای کروبی نوشتیم که چه شرایطی بشود و چگونه در ردصلاحیت‌ها بازبینی بشود،چه هیاتی گذاشته شود آنجا و نظر آنها معتبر باشد و ایشان به صراحت برای دبیر شورای نگهبان نوشتند که نظر آقایان خاتمی و کروبی تامین شود، خوب دیگر ما احساس می‌کردیم که حرف رهبری را می‌شنوند و ما اعلام کردیم که انتخابات را برگزار می‌کنیم ولی حالا معلوم می‌شود که چه کسانی از رهبری اطاعت می‌کنند و حرفهای رهبری را انجام می‌دهند و این را مقایسه بکنید با مسائل دیگری که مثلا بود، یک جایی بود که ما تصمیمی می‌گرفتیم نظر رهبری این بود که این تصمیم درست نیست بنده وظیفه خودم می‌دانستم که بیایم و این را اصلاح بکنم بدون اینکه بگویم رهبری این را می‌خواهند من از رهبری مایه نمی‌گذاشتم ، موارد متعددی بوده که خوب بالاخره دولت یا شورای عالی امنیت تصمیمی گرفته بود که نظر رهبری چیز دیگری بود و خیلی جاها احساس می‌کردم که نظر رهبری درست است، منهای آن بالاخره رهبر کشور است و شورای امنیت بازوی رهبری است من می‌آمدم و بدون اینکه بگویم رهبری چنین چیزی را می‌خواهند مجددا مسئله را مطرح می‌کردیم و نظر ایشان تامین می‌شد بنابراین ما نظر رهبری را در همان چارچوب‌هایی که بود و وجود داشت تامین می‌کردیم این در حالی است که دیگرانی مسائل خیلی ناچیز را می‌خواهند به رهبری نسبت بدهند و این جفای به رهبری هم هست."
خاتمی ادامه داد: "شورای نگبهان نظر صریح ایشان را اعمال نکرد و ما پیش از آن اعلام کرده بودیم که انتخابات برگزار می‌شود و نمی‌شد انتخابات را لغو کرد نظر رهبری هم بر برگزاری انتخابات بود و به شورای نگهبان نوشته بودند که نظر ما تامین شود اما دیگران که باید این‌کار را انجام می‌دادند آن را اجرا نکردند و به هر حال با توجه به این شرایط که اعلام کرده بودیم انتخابات را برگزار می‌کردیم می‌بایستی رعایت می‌کردیم."
خاتمی توضیح داد:" می‌خواهم بگویم یکی از مسائل بدی که بود انتخابات مجلس هفتم بود، شاید مردم احساس کنند که ما به راحتی تسلیم شدیم و این کار را انجام دادیم، چون این شبهه وجود دارد و بعضی جاها می‌گویند که چرا برگزار کردید من می‌خواستم سیر این قضیه را بگویم که تا اینجا هم رفتیم و رهبری هم عنایت و محبت کردند و نوشتند ولی دیگرانی که بیش از همه باید نظر رهبری را تامین کنند تامین نکردند."



واژه کلیدی :هزارپیشه و واژه کلیدی :شورای نگهبان و واژه کلیدی :مجلس هفتم