جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸۸

اختصاصی/
روحانی:"نه غزه، نه لبنان" صدای اسراییل بود که از حلقوم اینها بیرون آمد
سیدحمیدروحانی رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر در گفت و گوی تفصیلی با ایرنا از مصون نبودن یاران امام از نقد، ویژگی‌های خط امام، رفتار متناقض مدعیان خط امام، به بیراهه رفتن برخی انقلابیون، دلایل امام برای حمایت از فلسطین و باند مهدی هاشمی و آیت‌الله منتظری سخن گفت.
حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی، یکی از شاگردان امام در نجف، تنها کسی بود که در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب در فکر ثبت و ضبط اسناد و مدارک نهضت و تاریخ نگاری انقلاب بود بنابراین با یک اشاره امام عزم خود را برای حفظ تاریخ نهضت و انقلاب جزم کرد.
حضرت امام (ره) در سال 1367 نامه‌ای به سید حمید روحانی رییس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای تدوین تاریخ مبارزات انقلابی نوشتند که این نامه هم مانند دیگر دست نوشته‌های حضرت امام حاوی نکاتی ارزشمند و راهگشا است.
در بخشی از این نامه آمده است: «شما به عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‌دار چه کار عظیمی شده‌اید. اکثر مورخین، تاریخ را آن‌گونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته‌اند می‌نویسند، نه آن‌گونه که اتفاق افتاده است... باید پایه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپس‌گرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایی کردند.»
همچنین در این نامه آمده است: «شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال 41، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ‌آباد تحجر و تقدس‌مآبی چه ظلم‌ها بر عده‌ای روحانی پاکباخته رفت، چه ناله‌های دردمندانه کردند، چه خون دل‌ها خوردند، متهم به جاسوسی و بی‌دینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز، ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش، پیروز شدند.»
حضرت امام در جمله‌ای درباره سید حمید روحانی فرموده‌اند: «خداوند به شما که مورد علاقه من هستید و خود از ستم ‌کشیده‌های این انقلابید، توفیق بندگی دهد.»
برای مصاحبه با سید حمید روحانی به دفتر بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر رفتیم وقتی وارد اتاق او شدم کاملا احساس کردم نزد یکی از یاران امام آمده‌ام. بر دیواری از اتاق عکسی سیاه و سفید از حضرت امام در پاریس و بر دیواری دیگر عکسی از «جنگ غزه» آویخته شده بود که از پایبندی یاران امام به آرمان‌هایش خبر می‌داد.
مشروح گفت و گوی ایرنا با سید حمید روحانی در ادامه آمده است:

**مصون بودن یاران امام از نقد در مغایرت با احکام اسلام

سید حمید روحانی در پاسخ به اینکه آیا کسانی که با امام بوده‌اند مصون از نقد هستند خاطرنشان کرد: دراسلام ارتباط با بزرگان هیچ معیاری برای درست یا نادرست بودن نیست و تنها عمل افراد، ملاک قضاوت است.
وی با اشاره به نمونه‌هایی تاریخی افزود: افراد بسیاری هم درکنار حضرت رسول اکرم(ص) بودند اما این امر از نظر اسلامی و انسانی ارزشی ندارد. در تاریخ افرادی هستند که سالیان درازی را در کنار پیامبر بودند اما مردود هستند همان‌طورکه افرادی که حتی در دوران انزوا در کنار حضرت علی(ع) بودند یک روزی در مقابل ایشان ایستادند و به انحراف کشیده شدند.
رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصرمصون بودن کسانی که با امام بوده‌اند را مغایر با موازین اسلام دانست و تصریح کرد: اینکه بگوییم کسانی که در کنار حضرت امام بودند از هرگونه انتقاد و اعتراضی مصون هستند با مکتب آل محمد همخوانی ندارد. در مکتب تشیع هیچگاه ارتباط اشخاص با بزرگان نمی‌تواند ملاک خوبی یا بدی افراد باشد. یک فرقه از فرق اسلامی بر این باورند که صحابه یعنی کسانی که پیامبر را درک کرده‌اند از عدالت ویژه‌ای برخوردارند و نباید مورد اعتراض قرار بگیرند و حتی معتقدند به دلیل اینکه معاویه در زمان حضرت رسول(ص) حضور داشته نباید مورد اعتراض قرار بگیرد که البته این مورد تأیید مکتب تشیع نیست.
**امام خود را مصون از اشتباه نمی‌دانست چه برسد به نزدیکانش
سید حمید روحانی با تأکید بر اینکه حضرت امام خودشان را مصون ازخطا نمی‌دانستند چه برسد به نزدیکان و یارانشان، اظهار داشت: امام می‌فرمودند: من سراپا اشتباهم. بنابراین نمی‌توان گفت نزدیکان و یاران ایشان مصون از انتقاد هستند؛ به عنوان مثال حضرت امام از آقای منتظری به عنوان حاصل عمرشان یاد می‌کردند اما او را از قائم‌مقامی عزل و طرد کردند حتی در پیام خود به آقای منتظری می‌فرمایند: من با خدای خود عهد کردم از اشتباه دیگران اغماض نکنم و هیچ وقت رضای خلق خدا را به رضای خدا ترجیح ندهم.
وی در ادامه بیان داشت : از نظرامام شاگرد ، یار و همراه امام بودن ارزشی نمی‌آورد بنابراین این ادعا که ما با امام بوده ایم پس نباید به ما اعتراض کنید یک سخن جاهلانه و دور از خرد و اندیشه است و با موازین اسلامی هم هیچ‌گونه همخوانی ندارد.
رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به سوءاستفاده برخی افراد از همراه امام بودن گفت: ایجاد هرگونه اختلاف و تفرقه نه با موازین عقلی سازگاری دارد و نه با موازین شرعی همخوانی دارد بنابراین کسانی که دلسوز کشور و ملت باشند و استقلال ایران را بخواهند مسلما به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش نمی‌کشند و کشور را به ورطه خطر نمی‌افکنند. این روش، انحرافی است که دشمنان انقلاب و اسلام با تحریک افراد ساده‌لوح و قدرت‌طلب دنبال می‌کنند.
**اولین ویژگی خط امام؛ پیروی از ولایت
وی با ارایه تعریفی از خط امام(ره) خاطرنشان کرد: خط امام جدا از خط اسلام نیست آنچه را که حضرت امام مطرح و دنبال کردند خط اسلام، پیامبراکرم(ص)، حضرت علی(ع) و ائمه معصومین است بنابراین برای شناخت خط امام باید خط اسلام را درست بشناسیم .
سید حمید روحانی درخصوص ویژگی‌های خط امام(ره) تصریح کرد: اولین ویژگی خط امام پیروی از ولایت است. در زمان خود امامان معصوم پیروی و اطاعت از آن بزرگواران واجب بود بنابراین طبق فرمانی که خود ائمه به ما دادند در دوران غیبت پیروی از فقها هم واجب است.
وی افزود: در برخی از روایات آمده اگر کسی با ولایت فقهای اسلام و علمای جامع‌الشرایط مخالفت کند حکم کافر را دارد همان‌طور که آمده است الراد علیهم کالراد علینا والراد علینا کالراد علی الله و الراد علی الله فهو فی حد الکفر یعنی اگر کسی نظرفقها و رهبر دینی را رد کند نظر و حکم ما را رد کرده و اگر رأی و نظر ما را رد کند نظر خدا را رد کرده و اگر با فرمان خدا مخالفت کند در حد کفر است.
سید حمید روحانی با تأکید براعتقاد و پیروی حضرت امام از ولایت و مرجعیت اذعان داشت: حضرت امام نه تنها بعد از اینکه به مقام مرجعیت رسیدند مسئله ولایت را مطرح کردند بلکه از دوران جوانی و طلبگی هم اطاعت ازامرولایت و مرجعیت را واجب و لازم می‌دانستند.
وی در ادامه تاکید کرد: با اینکه حضرت امام مجتهد جامع‌الشرایط بودند در دوران زعامت آیت‌الله بروجردی هیچ‌گاه برخلاف نظر ایشان کاری نکردند قلمی نزدند از ما بسیار سؤال می‌شود که چرا امام تا سال 1341 وارد مبارزه نشدند و نهضت را آغاز نکردند حتی در آن زمان شرایط برای مبارزه مهیا بود رژیم ضعیف بود و استحکام لازم را پیدا نکرده بود و در سال 1341 که شاه همه جناح‌های مخالف را سرکوب کرده بود، قلم‌ها را شکسته بود، نفس‌ها را بریده بود و از نظر سیاست خارجی هم از پشتیبانی ابرقدرت‌های شرق و غرب برخوردار بود نهضت را آغاز کرد؟
سید حمید روحانی درباره علت عدم آغاز نهضت امام تا سال 1341 گفت: علت این امر پیروی از ولایت بود امام تا زمانی که آیت الله العظمی بروجردی در قید حیات بودند حاضر نشد برخلاف نظر ایشان کاری انجام دهد البته به محضرشان می رفتند پیشنهاد می‌دادند انتقاد و اعتراض می‌کردند اما هیچ‌گاه برخلاف رای و نظر ایشان کاری را صورت نمی‌دادند و پیروی از ولایت داشتند.

**مدعیان مردمی بودن، در اعتراض به هتک حرمت امام کنار مردم نبودند
وی دومین ویژگی خط امام را همراهی و همصدا بودن با مردم دانست و اظهار داشت: امام از آن زمانی که نهضت را آغاز کردند تا زمانی که چشم از دنیا بستند گام به گام با مردم حرکت کردند و راهشان را از مردم جدا نکردند آنهایی که امروز ادعای مردمی بودن دارند درجریان هتک حرمت امام شهید کربلا(ع) در تظاهرات میلیونی مردم در سراسر کشورحضورپیدا نکردند.
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر در ادامه تصریح کرد: آنهایی که دم از مردم می زنند در جریان اهانت به حضرت امام در صف مردم نایستادند و به طور کلی از صحنه کنار بودند و تنها برای راهپیمایی، درخواست مجوز داشتند یعنی گروهکی شدند که صفشان از صف مردم جداست این نشان‌دهنده این است که اینها در خط امام نیستند خط امام خط مردم است کسانی که در خط امام هستند با مردم همصدا هستند.
**مدعیان خط امام با رادیوهای بیگانه، منافقین و سلطنت‌طلبان همصدا هستند
وی درباره سومین ویژگی خط امام گفت: امام درموضع گیری‌ها و برنامه‌هایش هیچ‌گاه طوری حرف نزد که با دشمنان اسلام و ایران همصدا شود. از 16مهر سال1341 که روز آغاز نهضت امام بود تا سال 1368 که حضرت امام چشم از جهان فرو بستند یک بار هم نشد که سخنی بگویند یا موضعی بگیرند که با سیاست استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌المللی همراهی داشته باشد.
سید حمید روحانی با بیان اینکه همیشه دولت‌های غربی و حتی بلوک شرق با سیاست‌های امام مقابله می‌کردند، اظهار داشت: در شب 16 خرداد سال 1342که شام غریبان شهدای 15 خرداد بود امام دستگیر شده بودند و یارانش هم به خاک وخون کشیده شده بودند رادیوهای بیگانه مانند رادیو آمریکا و رادیو شوروی هم صدا علیه امام موضع گیری کردند و از شهدای 15 خرداد با اهانت نام بردند،‌ حضرت امام تا آخرین روز زندگی پرافتخارشان مورد بغض مستکبران و جهانخواران بودند.
وی درادامه بیان داشت: امروزکسانی که ادعای پیروی از خط امام را دارند با رادیو آمریکا ، رادیو اسراییل، سلطنت‌طلبان و منافقین همصدا هستند چطور امکان دارد پیروان خط امام بتوانند با این دشمنان انقلاب و امام همراه باشند.
**امام سازش ناپذیربود؛ امروز می‌گویند چرا از حذف اسراییل از صفحه روزگار سخن می‌گویید
رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی مهم‌ترین ویژگی حضرت امام را سازش‌ناپذیری دانست و خاطرنشان کرد: هیچ‌گاه امام با دشمنان همراهی نکردند، با دشمن کنار نیامدند و تلاش نکردند با دشمن تفاهم داشته باشند اما امروز می‌بینیم که زمزمه‌هایی برای مذاکره با آمریکا و کنار آمدن با آمریکا مطرح می‌شود این نشان‌دهنده این است که اینها نمی‌توانند ادامه دهنده خط امام باشند سازش‌ناپذیری‌ای که امام داشتند اینها ندارند.
وی در ادامه بیان داشت: امام در موضع گیری‌ها و برنامه‌هایشان هیچ گاه ملاحظه نمی‌کردند که اخبار جهانی چه می‌گوید و یا عرف بین‌المللی چه می‌خواهد امام آنچه را که به نفع اسلام بود اعلام می‌کردند حتی اگر حکم اعدام سلمان رشدی باشد این آقایان دائم تو سر ملت و پیروان راه راستین حضرت امام می‌زنند که چرا موضعگیری‌هایی دارید که ما تحت فشار قرار بگیریم چرا موضع گیری‌هایی می‌کنید که عرف بین‌الملل نپسندد چرا درباره حذف اسراییل از صفحه روزگار حرف می زنید این نشان دهنده این است که این خط ازخط امام جداست.

**زمزمه ایرانیت؛ مقدمه‌ای برای از بین بردن استقلال کشور
سید حمید روحانی از وحدت و اتحاد به عنوان یکی از ویژگی‌های خط امام نام برد و تصریح کرد:‌ در خط امام اتحاد اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است کسانی که در خط امام هستند پرچم‌دار اتحاد هستند، طلایه‌دار وحدت هستند اما متأسفانه می‌بینیم کسانی که ادعای خط امامی دارند در ایجاد اختلاف نقش مهمی دارند برنامه‌هایی که اینها دنبال می‌کنند با خط امام همخوانی ندارد امام توانستند با ایجاد اتحاد اسلامی توده‌ها را به حرکت دربیاورند.
وی با اشاره به توطئه دشمنان برای از بین بردن اتحاد و وحدت میان مردم اذعان داشت: دشمن از اتحاد اسلامی وحشت دارد سعی می‌کند با ایجاد اختلاف و با تحریک اندیشه‌های ناسیونالیستی، مردم را از اسلام دور کند این شعار ایران و ایرانیت چیزی است که از جنگ جهانی اول برای ایجاد اختلاف در جامعه انسانی بر روی آن تأکید شده است.
وی افزود: در گذشته با شعارهای ناسیونالیستی و نژاد پرستانه ملت‌های مسلمان را از یکدیگر جدا کردند، با مطرح کردن پان عربیسم، پان ترکیسم و پان ایرانیسم کشورهای اسلامی را تجزیه و به سقوط کشاندند.
وی درمورد ادامه تلاش‌های دشمن برای از بین بردن وحدت گفت: امروز آن‌هایی که دریافتند یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ، "اتحاد اسلامی "بوده با زمزمه ایرانیت تلاش می‌کنند جامعه را به سوی تفرقه بکشانند بعد از ایرانیت کم‌کم مسائل لر، کرد، عرب، ترک و فارس را مطرح خواهند کرد و روزی که ملت مسلمان ایران به تفرقه کشیده شود دشمن به راحتی می‌تواند به این کشور چنگ بیندازد که در این صورت استقلال عظیم بعد از پیروزی انقلاب از دست خواهد رفت.
**افراد دارای سوابق درخشان انقلابی امروز به بیراهه رفته‌اند
رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر با اشاره به سوابق مبارزاتی برخی از کسانی که ادعای در خط امام بودن را دارند، تصریح کرد: نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که برخی از اینها زجر کشیدند ، شکنجه شدند ، زندان رفتند و مبارزه کردند اما حقیقت این است امروز برخی از آنها به بیراهه رفته‌اند و در مقابل خط امام ایستاده‌اند.
وی افزود: بسیاری از این افراد سوابق درخشان و پیشینه‌های ارزشمندی دارند. امیدواریم سوابق درخشان آنها موجب نجات آنها شود و آنها را به مسیر مردم و انقلاب و امام برگرداند البته برخی از آنها هم نه یک روز زندان رفته‌اند و نه در راه اسلام یک سیلی خورده‌اند و نه در جهت اهداف امام کاری صورت داده‌اند برخی از آنها هم درخط امام هم نبوده‌اند و بعد از انقلاب وارد صحنه شده‌اند که حساب اینها جداست.
**برخی خط امام را نشناخته‌اند
وی درباره سکوت وحمایت برخی چهره‌ها از شعارهایی مانند "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" اظهار داشت: علت این سکوت و حمایت این است که این افراد خط امام را به درستی نشناخته‌اند و در راستای خط امام حرکت نکرده اند اینها به دنبال قدرت بوده‌اند و در نتیجه از آنجایی که قدرت را در امام دیدند به این سمت آمدند اما در واقع یا خط امام را درک نکردند و یا اینکه قبول نداشتند.
**اگر مسلمان هستیم باید به یاری مسلمانان فلسطین بشتابیم
سیدحمید روحانی با تاکید بر اینکه کمک به فلسطین و لبنان وظیفه اسلامی و انسانی است ، گفت: رسول اکرم(ص) فرموده است: اگر کسی مسلمان باشد ولی در فکر کمک به دیگر مسلمانان نباشد و اهتمام به حل مشکلات مردم نداشته باشد مسلمان نیست. در جای دیگر فرمودند: اگر کسی ندای مددخواهی انسانی را بشنود به یاری او نشتابد مسلمان نیست. بنابراین ما از نظر اسلامی وظیفه داریم به یاری مسلمانانی بشتابیم که در فشار هستند و از ما استمداد می طلبند.
وی در ادامه با بیان تمثیلی خاطرنشان کرد: اگر به گوسفند نگاه کنید می‌بینید سرش در آخور است دارد علف می‌خورد همان‌جا گوسفندان دیگر را سر می‌برند گاهی سر از آخور درمی آورد نگاهی هم به مسلخ می‌اندازد دوباره سر به آخور می برد یک تفاوت انسان با حیوان همین است که نمی‌تواند در برابر مصیبت‌هایی که بر انسان‌ها می‌رود بی‌تفاوت باشد بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار، تو کز محنت دیگران بی‌غمی، نشاید که نامت نهند آدمی.
**اسراییل برای نفت خاورمیانه به فلسطین آمد
رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه انسانیت انسان اقتضا می‌کند که در مورد مسایل و بلاهایی که بر فلسطین و لبنان وارد می‌شود بی‌تفاوت نباشد، بیان داشت: فرض می‌کنیم مسلمان نیستیم انسان هم نیستیم اما باید بدانیم هدف صهیونیست‌ها تنها اشغال فلسطین نبود آنها به شن و ماسه گرم و داغ این کشور چشم ندوخته بودند بلکه از زمانی که در خاورمیانه نفت کشف شد و بوی نفت به مشام صهیونیست‌ها رسید آن‌ها یادشان افتاد که فلسطین برای آنها بوده است آنها آمدند تا بر مناطق نفت خیز خاورمیانه چنگ بزنند.
وی با اشاره به شعار "سرزمین اسراییل از نیل است تا فرات" تصریح کرد: این مطلب در پرچم آنها هم مشخص است که محدوده آن قسمتی از مصر تا قسمتی از ایران را در برمی‌گیرد آنها دنبال این هستند که سرزمین‌های نفت خیز را اشغال کنند و منابع نفتی کشورهای اسلامی را غارت کنند اگر تا کنون موفق نشدند به این خواسته شیطانی‌شان برسند به دلیل این است که فلسطینی ها در مقابل آنها ایستادند.
**اگرفلسطین سرکوب شود باید در مرز ایران با اسراییل بجنگیم
سید حمید روحانی افزود: اگر یک روزی اسراییل خاکریز اول را فتح کند یعنی فلسطینی‌ها را سرکوب کند شروع به پیشروی به سمت خاک ما می‌کند آن وقت ما ناگزیر می‌شویم در مرز ایران با صهیونیست‌ها بجنگیم و در خاک خودمان با آنها مقابله کنیم به تعبیر حضرت علی(ع) بدبخت ملتی که آن‌قدر بنشیند و دست روی دست بگذارد که دشمن وارد خانه اش بشود و در داخل خانه اش با دشمن بجنگد.
وی با بیان اینکه اگر امروز به فلسطینی‌ها کمک می‌کنیم در واقع به تمامیت ارضی خودمان کمک کرده‌ایم بیان داشت: کمک به فلسطین برای مقابله با صهیونیست‌هایی است که به مناطق نفت‌خیز ما طمع دارند.
رییس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصردرباره سیاست ایران در حمایت از حزب‌الله لبنان اذعان داشت: اگر ما ازحزب‌الله لبنان حمایت می‌کنیم برای این است که بزرگ‌ترین سد برای جلوگیری از حمله اسراییل به ایران است. آنها می‌دانند اگر به ایران حمله بشود ایران به گونه‌ای حزب‌الله را مجهز کرده است که به راحتی می‌تواند به قلب فلسطین اشغالی حمله کند و تل‌آویو را با خاک یکسان کند بنابراین رژیم صهیونیستی از ترس حزب‌الله جرئت نمی کند قصد حمله به ایران را داشته باشد.
وی در ادامه اظهار داشت: چند سال قبل ابتدا زمزمه حمله آمریکا به ایران مطرح بود اما آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد که مقدمه‌ای برای حمله به ایران بود آنها دنبال به زانو در آوردن ایران بودند اما علت عملی نشدن این نقشه این بود که وقتی آمریکا برنامه حمله به ایران را دنبال می‌کرد شارون، نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی، به آمریکا رفت و گفت: اول یک فکری به حال ما بکنید اگر شما به ایران حمله کنید حزب‌الله لبنان، اسراییل را زیر آتش خواهد گرفت.
**شعار"نه غزه نه لبنان" صدای اسراییل بود که از حلقوم اینها بیرون می‌آید
سیدحمید روحانی با اشاره به اینکه حمله 33 روزه به لبنان برای خلع سلاح کردن حزب‌الله بود، گفت: این حمله برای این انجام شد که اگر آمریکا و اسراییل خواستند به ایران حمله کنند هیچ نگرانی نداشته باشند، وقتی که موفق نشدند خطر را جدی‌تر دیدند. امروز غزه و لبنان پایگاه ایران برای مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا است. امروز آمریکا در ترکیه، عربستان و کشورهای آسیایی پایگاه دارد که اگر یک روزی به ایران حمله کرد بتواند از این پایگاهها استفاده کند.
وی در ادامه تصریح کرد: امروز شعارهایی مانند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» صدای اسراییل است که از حلقوم اینها بیرون می‌آید. آنها می‌دانند که حضور ایران در غزه و لبنان و کمک به آنها زمینه‌ساز نابودی اسراییل است لذا توسط عوامل خودشان یا عناصر ضعیف و آلت دست به نفع اسراییل و‌ آمریکا شعار می‌دهند.
**تعبیر درخشیدن خورشید تنها برای رهبر معظم انقلاب
رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر در بخش دیگری از این مصاحبه درباره رهبر معظم انقلاب اسلامی در نگاه حضرت امام (ره) بیان داشت: حضرت امام در مورد رهبر معظم انقلاب تعبیر"چون آفتاب می‌درخشید" را دارند که در مورد هیچ‌کس این تعبیر را نداشته‌اند. این نشان‌دهنده علاقه وافر حضرت امام به ایشان است. امام(ره) در آن شب ماه مبارک رمضان نماز تاریخی را در حیاط جماران برگزار کردند، می‌بینید پس از نماز امام چند ثانیه‌ای می‌ایستند تا آقای خامنه‌ای بیایند، بعد می‌نشینند این نشان‌دهنده مقام و موقعیتی است که برای رهبر معظم انقلاب قائل بودند.

**کسی در رهبرشدن آیت‌الله خامنه‌ای نقش نداشت
وی با اشاره به واقعه تاریخی انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر از سوی مجلس خبرگان اظهار داشت: این طور نبود که در رأی دادن مجلس خبرگان به آیت‌الله خامنه‌ای کسی نقش ایفا کرده باشد آنچه مهم بود این بود که ایشان ویژگی‌هایی داشتند که دیگران نداشتند.
سید حمید روحانی درباره ویژگی‌های رهبر معظم انقلاب تصریح کرد: روشن‌اندیشی و سیاستمداری ایشان باعث خنثی شدن توطئه‌های دشمن شده است. ایشان با صداقت و استقامت در جهت پیشبرد اهداف اسلام و آرمان‌های امام حرکت می کنند. مقام علمی، تقوا، ساده‌زیستی، پایداری و سازش‌ناپذیری در مقابل دشمن و گذشت در مقابل عناصر فریب‌خورده داخلی از ویژگی‌های بسیار ارزشمند ایشان است.
وی افزود: یک انتقاد جزیی از برخی از این چهره‌ها موجب می‌شود اینها با تمام قوا و با کینه‌توزی انتقام بگیرند اما رهبر معظم انقلاب در مقابل بسیاری از اهانت‌ها، ناروایی‌ها و جفاهایی که بر ایشان می‌رود، اغماض و گذشت می‌کنند.
**امام از ابتدا نسبت به ساده‌اندیشی آیت‌الله منتظری آگاه بود
رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاسخ به اینکه با توجه به مخالفت امام با قائم‌مقامی رهبری چه کسی قائم‌مقامی آیت‌الله منتظری را مطرح کرد؟ گفت:‌ شخص معینی را نمی توانم اسم ببرم. به هر حال مجلس خبرگان تصمیم گرفت آقای منتظری را به عنوان قائم‌مقام منصوب کند امام مخالفت کردند و پیغام هم دادند که این کار را نکنید. علت مخالفت امام این بود که از ساده‌اندیشی منتظری اطلاع داشتند، خود امام از این افراد ساده لوح زخم های عمیقی بر پشت داشتند.
وی در ادامه بیان داشت: افراد ساده‌لوح در مقاطع حساس ضربه می‌زنند. ساده‌لوحی آقای منتظری چیز پنهانی نبود که کسی پی نبرد. هرکسی در حوزه‌های علمیه بود، می‌دانست ایشان بسیار ساده‌اندیش هستند. اما ویژگی امام این بود که هیچ‌گاه حرف و نظر شخصی خود را بر جمع تحمیل نمی‌کرد. نظر خود را می‌گفت ولی اگر اکثریت نظر دیگری داشتند، امام کوتاه می‌آمد. به عنوان مثال در جریان بنی‌صدر، فتح خرمشهر، بازرگان و جنگ تحمیلی این اتفاقات افتاد. امام در جریان قائم‌مقامی آقای منتظری نظرشان را اعلام کردند که صلاح نیست اما وقتی منصوب کردند امام هم کوتاه آمدند و به نظر مجلس خبرگان احترام گذاشتند اما بالاخره کار به جایی رسید که امام احساس کردند اساس اسلام در خطر است منتظری به کل آرمان‌های انقلاب لطمه وارد می کند بنابراین او را عزل کردند.

*مدعیان دروغین خط امام؛ معاندان و لیبرالیست‌ها

سید حمید روحانی با بیان اینکه بسیاری از روحانیون خط امام را نشناخته بودند و امروز هم نشناخته‌اند، تأکید کرد: آقای منتظری امام را دوست داشت، فقیه بود، ساده‌زیست بود، دنبال قدرت نبود اما به علت اینکه خط امام را به درستی نشناخته بود، فریب شبکه مخوف بیتش را خورد که مهدی هاشمی آن را کارگردانی می‌کرد. نتوانست بفهمد این خط با خط امام همخوانی ندارد.
وی کسانی را که امروز ادعای خط امام دارند، به دو دسته تقسیم کرد و گفت: یک دسته معارض هستند می‌خواهند با ادعای خط امام مقاصد شوم خود را پیش ببرند مثل نهضت آزادی که هیچ‌وقت نمی‌گوید ما مخالف خط امام هستیم اما روشن است خط امام با سیاست سازشکارانه آنها همخوانی ندارد اما از ترس مردم و اینکه می‌ترسند در میان مردم پایگاه و جایگاهی نداشته باشند ادعای خط امامی دارند.
سیدحمید روحانی دسته دیگر را آنهایی دانست که نتوانستند بفهمند خط امام چیست، اظهار داشت: اینها درخط لیبرالیست‌ها افتادند درخط سازش و کرنش در برابر بیگانگان افتادند و در این فتنه وارد شدند اما برخی از آنها متوجه نیستند که این روش خط امام نیست اما از آنجایی که خط امام را به درستی نشناختند فکر می‌کنند در خط امام هستند.

**باند مهدی هاشمی موجب بدبینی منتظری به همرزمانش شده بود

رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر درباره برخی اظهارات، مبنی بر اینکه چهره‌هایی مانند کروبی به اختلافات میان آیت‌الله منتظری و رهبر معظم انقلاب دامن زدند، خاطرنشان کرد: کسی به اختلافات دامن نزد، موضع کروبی از ابتدا نسبت به منتظری بسیار تند و توفنده بود. آنهایی که به این اختلافات دامن می‌زدند، مهدی و هادی هاشمی بودند شبکه ای که لیبرالیست‌ها و منافقین درآن نفوذ داشتند.
وی افزود: منتظری به گونه‌ای تحت تأثیر شبکه بیتش قرار داشت که حرف آنها را وحی منزل می‌دانست به طوری که آنها اجازه نمی‌دادند دیگران راحت نزد آقای منتظری بروند و با او صحبت کنند. حتی آقای منتظری درکتاب خاطراتش که به نام او منتشر شده است، سقوط خود از قائم‌مقامی را از چشم هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه‌ای می بیند، یعنی دشمن آن‌قدر او را تحت تأثیر قرار داده بود که یاران دینی و همرزمان خود را دشمن خود می‌دانست و فکر می‌کرد امثال آقای هاشمی و رهبر معظم انقلاب این نقشه را کشیدند.

**مواضع منتظری در انتخابات دهم، توطئه شبکه بیت او

رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌های آقای منتظری در انتخابات دهم بیان کرد: باور نمی کنم این بیانیه‌ها و مصاحبه‌هایی که در جریان انتخابات صورت گرفت از آقای منتظری باشد طبق اطلاعی که دارم وی بیش از یک سال است از تعادل روحی درستی برخوردار نبوده است گروهی که در بیت او فعالیت داشت، اعلام می‌کرد فلان گروه با او دیدار کرده ولی هیچ‌گاه فیلمی از این موضوع پخش نمی‌شد.
وی درباره برخی اظهارات مبنی بر اینکه آیت‌الله منتظری تا یک روز قبل از فوتش هم درس اخلاق داشت ، تصریح کرد: اگر یک روز قبل از فوتش درس اخلاق داشته است الان بهترین فرصت است آن را روی سایت بگذارند که یک روز قبل از فوتش چه نصیحتی کرده است اعلامیه‌ها و نظریه‌هایی که در انتخابات به اسم اومنتشر شد کار شبکه فعال در بیتش بود متأسفانه از نام آقای منتظری حتی بعد از فوتش هم سوءاستفاده شد به طوری که درتشییع جنازه‌اش هم عده‌ای سعی کردند اغراض شیطانی خود را پیش ببرند.

**پیام رهبر معظم انقلاب برای فوت آیت‌الله منتظری نشان از گذشت و بزرگواری ایشان دارد

سید حمید روحانی درخصوص پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت فوت آیت‌الله منتظری خاطرنشان کرد: این پیام گذشت رهبر معظم انقلاب را در مقابل آن همه جفایی که بر ایشان شد، نشان می‌دهد از جانب خود آقای منتظری تهمت‌های بسیاری به رهبر معظم انقلاب نسبت داده شد اما ایشان با کمال بزرگواری و گذشت از مقام علمی وی تجلیل کردند و در عین حال اشتباهات و لغزش‌های ایشان را هم تذکر دادند و برای ایشان طلب مغفرت کردند.

**ریشه فتنه در خودخواهی و قدرت‌طلبی برخی افراد است

وی درمورد ریشه جریان فتنه تأکید کرد: ریشه آن در خودخواهی‌هایی است که همیشه وجود داشته است در صدر اسلام بعد از رحلت پیامبر آنچه که باعث شد به اسلام ضربه فنی وارد شود خودخواهی‌ها و نفسانیاتی بود که افراد را به مبارزه با اسلام کشاند.
سید حمید روحانی افزود: درنظام جمهوری اسلامی هم همین طور بوده است بخشی از آن به دست‌های بیگانه و دخالت‌های جاسوسان برمی‌گردد اما بخش عمده‌ای از آن به نفسانیات، قدرت طلبی‌‌ها، شهوت مقام و شهرت‌طلبی افراد برمی‌گردد که همیشه این موضوعات ضربات سنگینی را به اسلام و ملت‌ها وارد کرده است.

**شباهت اهانت به حضرت امام در دانشگاه تهران به مقاله رشیدی مطلق

وی درباره اهانت به ساحت حضرت امام (ره) در دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: یکی از حربه‌های دشمنان ملت‌ها اهانت است وقتی امام نهضت را آغاز کرد یکی از حربه‌هایی که رژیم شاه علیه امام به کار گرفت حربه اهانت بود فکر می‌کردند اگر امام را مورد هتک و اهانت قرار دهند ایشان در جامعه بی‌آبرو می‌شود.
رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر اهانت به حضرت امام در دانشگاه تهران را شبیه مقاله رشیدی مطلق دانست و گفت: مقاله رشیدی مطلق در17دی 1356هم از این مقوله بود فکر می‌کردند موج عظیم حرکت امام با هتک حرمت افت می‌کند و با این حربه‌های بی‌ارزش می‌توانند بزرگان را کوچک کنند اما اشتباه می‌کردند.

**زشت‌کاری‌های آقازاده‌ها به حیثیت روحانیت ضربه می‌زند

وی از نقش روحانیت و عملکرد نادرست برخی از آنها در حوادث سخن گفت و اظهار داشت: از ماست که بر ماست اعمال و رفتار برخی از شخصیت‌های روحانی باعث می‌شود نه تنها به حیثیت خودشان لطمه بخورد بلکه جامعه روحانیت هم آسیب می‌بیند.
سد حمید روحانی در ادامه بیان کرد: رفاه‌طلبی ، قوم و خویش‌پرستی ، کوتاه آمدن در مقابل خرابکاری‌ها و زشت‌‌کاری‌های آقازاده‌ها و تجمل‌گرایی موضوعاتی است که به حیثیت روحانیت آسیب می‌رساند و در نتیجه وقتی شخصی روحانی زندگی تجملاتی دارد و آقازاده‌های او از هفت دولت آزادند، طبیعی است که در میان جامعه سقوط می‌کند و اعتبارش آسیب می‌بیند.

**پاسخ روحانی به سوالات پیرامون عملکرد مرکز اسناد انقلاب اسلامی

سیدحمیدروحانی درباره اظهاراتش پیرامون مرکز اسناد انقلاب اسلامی درجوابیه خود به هاشمی رفسنجانی مبنی براینکه "مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اینکه حاصل عمرم بود، آن گاه که به راه ناصواب رفت برای اینکه "به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش نکشم" از حق خود چشم پوشیدم و بی سر و صدا از آن جدا شدم، در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن روز که او در میان برخی از قشرهای جامعه، به ویژه برخی از اصحاب قدرت از جایگاه والایی برخوردار بود، به ستایش او می‌نشستم و تاریخی خنثی تحویل جامعه می‌دادم؛ بی‌تردید امروز از دید باندها، گروه‌ها و جریان‌هایی که راهشان از ملت جداست، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودم، سری در سرها داشتم، از پشتیبانی مراکز قدرت برخوردار بودم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به این روز نمی‌افتاد ، کتاب‌های من در بازار بایکوت نمی‌شد و گمنام نمی‌ماند"گفت:در سال 1360 مرکز اسناد انقلاب اسلامی با 3 هدف تشکیل شد، نگارش تاریخ انقلاب اسلامی، بازنگری در تاریخ صد ساله گذشته که امام به شدت روی آن تاکید داشت و تدوین خاطرات مردم از اهداف این مرکز بود. زمانی که من مسئولیت مرکز اسناد را به برای پرداختن به نگارش تاریخ انقلاب به فرد دیگری واگذار کردم، دو موضوع برایم غیر قابل تحمل بود و این دو موضوع موجب شد تا این مرکز را رها کنم. رفتارهای باندی که در شأن مرکز اسناد نبود و همچنین ورود در بحث قتل‌های زنجیره‌ای که برای من غیر قابل تحمل بود و تایید نوشته‌هایی که آکنده از تحریف است.
وی درباره نقد خود به مرکز اسناد انقلاب اسلامی بیان داشت:در حالی که امام خمینی (ره) به بازنگری تاریخ 100 ساله تاکید داشتند، متأسفانه مرکز اسناد کتاب‌هایی را که فراماسونر‌ها و کژاندیشان دوران ستمشاهی منتشر کرده بودند به صورت خلاصه و چکیده انتشار داد و در حقیقت مهر تائید روی این نوشته‌ها گذاشت. نوشته‌های دروغ و خلاف واقعی را که در طول100سال گذشته تحریف‌گران تاریخ به رشتة نگارش کشیده بودند مرکز اسناد با انتشار دوباره به صورت چکیده، مورد تأیید قرار داد که این بر خلاف نظر امام و واقعیت بود. اگر قرار بود کتاب‌های 100 سال گذشته دوباره منتشر شود، لزومی به تاسیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی نبود، رسالت مرکز اسناد این بود که در مقابل تحریف گری‌ها بایستد و شفاف سازی کند.
وی افزود:متاسفانه مرکز اسناد کمیت کتاب‌ها و انتشار فراوان آنها را هدف قرار داده است، به طوری که در نظر داشتند کار را به آنجا برسانند که هر روز یک کتاب منتشر کنند، و به محتوای کتاب‌ها اهمیت داده نمی‌شود. این عاقلانه و شرعی نیست که مرکزی بخواهد با پول بیت المال به نام اسلام و انقلاب کتاب‌های تحریف شده را تائید و منتشر کند.علاوه بر این متاسفانه، کتاب‌‌های خاطراتی که در مرکز اسناد انتشار یافته، حاوی نادرستی‌ها و وارونه گونی‌های متعدد است که برخی از روی خطا و اشتباه گوینده و برخی نیز جنبه اغراق‌گویی و بزرگ ‌نمایی دارد.
روحانی در ادامه تصریح کرد:این اتفاق نباید در جمهوری اسلامی رخ بدهد. شاید کسی 50 سال آینده باور نکند که کتاب‌های امروز که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده زیر نظر کارشناسان و متخصصان دلسوز و متعهد نبوده و غیر مسئولانه انتشار یافته است و در آن صورت این کتاب‌ها را درست و مطابق با واقع پندارند که ضایعه جبران‌ناپذیری برای تاریخ خواهد بود.

**همیشه آیت‌الله منتظری دنباله‌رو بود

وی درمورد اظهارات عمادالدین باقی مبنی بر اینکه حمیدروحانی در کتاب خود گفته است: امام خمینی رهبر نهضت در خارج از ایران و آیت الله منتظری رهبر نهضت در داخل ایران هستند تصریح کرد: من این جمله را نگفته‌ام. آقای منتظری هیچ‌گاه استقلال ذاتی نداشت. همیشه دنباله‌رو بود. اگر قبل از پیروزی انقلاب فعالیتی داشته به پیروی از آیت‌الله ربانی شیرازی بوده بعد از انقلاب هم باند مهدی هاشمی وی را از ربانی شیرازی جدا کردند و در نتیجه از آنجایی که آقای منتظری استقلال ذاتی نداشت دنباله‌رو مهدی هاشمی شد.

گفت وگو از: پرستو سیفی ناجی



واژه کلیدی :سیدحمید روحانی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸۸

 آهایی شمایی که شمشیر دو لب خود را تیز کرده و از برکت سر دولت فخیمه نه تنها از رو بسته اید و بلکه هر روز با ضربتی گاه آهسته و گاه عمیق در پی لت و پار کردن افرادی هستید که بنیانگذار جمهوری اسلامی در مورد او گفته است تا هاشمی زنده است نهضت نیز زنده است.

 در کمال نادانی از همه می خواهید که اورا حجت الاسلام بنامند در خبرها.

 آهای اینجا کسی است که یکی از افتخاراتش هشت سال جنگ یا همان دفاع مقدس به  فرماندهی فرمانده کل قوایی که بعدها آیت الله هاشمی رفسنجانی را به جانشینی خود انتخاب کرد و به نقلی از منبع موثق دست علی را در دست اکبر گذاشت و فرمود : تاوقتی که اینها با هم باشند هیچ گزندی به این انقلاب و نظام وارد نمی شود.

   و و  و  باز آهای کسانی که می خواهید به سناریوی انگلیس عمل  و با کوچک ترین حرکت در پی  تضعیف این بزرگوار و دیگر پایه گذاران این انقلاب و نظام هستید بدانید که سید علی فرموده است: هیچکس برای من هاشمی رفسنجانی نمی شود.

تبارک الله احسن الخالقین رهبر انقلاب با هیچ شخص و گروهی شوخی که ندارد و مگر  حرف خود را پس گرفته است که شماها را اینچنین عملی سرمی زند؟.

رهبر انقلاب گفت که به حسینیه جماران حمله شود؟، رهبر انقلاب گفت که از سخنرانی سید محمد خاتمی جلوگیری و آن را به هم بریزید.؟

   آن بزرگوار فرمودند جذب حداکثری و دفع حداقلی.

  اما مشاهدات ملموس این را نشان می دهد که شما ...... بگذریم باشد برای آینده.

   اگر شماهای شناخته شده حمله کنید می گویید مردم بودند و چندین و چند دلیل ساخته شده بوسیله پشت برده ای های خود که جایش نیست اسمی ببرم می آورید اما اگر عده ای خواستند در اعتراض به حمله صورت گرفته و در دفاع از خود حرفی بزنند فریاد وا مصیبتای شما گوش همگان را کر می کند.

 این چه عدالتی است که طی هشت سال شاهد باشیم که هر هفته آن وکیل و وزیر و حتی معاون و مشاوران عالی رییس جمهوری یک کشوری به پای میز محاکمه کشانده شوند و نمایندگان مردم آن زندانی گردند و روزنامه های آن نیز بطور فله ای تعطیل شود.

   اما اکنون چه؟ هم اکنون که همه چیز در دست های شما است ! مگر آقا نفرمودند که خودسری نکنید و به قانون عمل کنید.

  یاد سخنان محفلی یکی از مداحان مدح کننده در یکی از شهرستانهای جنوبی افتادم که خطاب به شرکت کنندگان در آن محفل می گفت: قانون چیه ! رهبر مهم تر از اینها است اگر این کار ... را کردند ... شما نیز بریزید به آتش بکشید و نگذارید اینها از طریق حنجره و نای نفس بکشند نفسشان را بگیرید . ما پشتیبانی می کنیم. دیگر ی گفت سرب داغ و نماینده ای از راستی ها نیز گفت که دریای خون به راه  خواهیم انداخت .

   مرد و مردانه بیایید و به سخنان حضرت آقای خامنه ای عمل کنیم ، عمل به قانون اساسی را سرلوحه کار خود قرار دهیم و از طریق رسانه ای که بیش از 70سال سابقه فعالیت دارد اینچنین توی دل مردم و دوست داران این نظام را خالی نکنیم.

    شما را چه شده است. از خدا می خواهم که حزب الله قرآن پیروز شود و خانواده شهدا دشمن شاد نگردند. پشتوانه این انقلاب و نظام خون هزاران هزار شهید و آه هزاران هزاران و بلکه میلیونها نفر فرزند یتیمی است که پدران خود را برای هدفی بزرگ از دست داده اند و ما امروز وارث خون شهدایی هستیم که درخت انقلاب را با خون خود آبیاری کردند.  چرا می خواهید آب گل آلود را وارد باغچه گل های لاله و اقاقیا کنید .

بگذارید مردم این مملکت به راحتی بوی عطر  گل های یاس را نیز استشمام کنند.

به وصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی عمل کنیم تا .... شاهد این همه ..... نباشیم. باش تا صبح دولتت بدمد.

هاشمی رفسنجانی: راه حل مسایل، رجوع به سخنان رهبر انقلاب است
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام راه حل مسایل فعلی را رجوع به سخنان رهبر معظم انقلاب در حاکمیت
قانون دانست.
گزارش جیرفت سی تی به نقل از ایرنا و دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام حاکی است که حجت الاسلام(آیت الله ) اکبر هاشمی رفسنجانی  سه شنبه در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها در پاسخ به پرسش حاضران در خصوص شیوه حل مسایل فعلی تاکید کرد: رجوع به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در حاکمیت قانون و پرهیز از اعمال خودسرانه و همچنین کمک به ایشان توسط همه نیروهای سیاسی و اصیل انقلاب که به اسلام نظام و قانون پایبند هستند می تواند حل موضوع را به همراه داشته باشد.
وی اضافه کرد: اقداماتی نظیر انجام مناظره های مستدل و اظهارات رسانه‌ای به جای برخورد های خیابانی می تواند این مسیر را هموار کند.
هاشمی رفسنجانی اعتدال و سعه صدر در همه امور را اصلی ترین نیاز کشور در شرایط فعلی عنوان و تاکید کرد: افراط و تفریط مهمترین مشکل کشور است و دلسوزان اسلام، انقلاب و نظام باید برای آن چاره اندیشی کنند.
وی اقتصاد و سیاست در بعد داخلی و خارجی و فرهنگ را نیازمند تفکر اعتدالی عنوان کرد و گفت: رجوع به اندیشه های اسلامی و سخن قرآن و همچنین سیره پیامبر می تواند اهمیت اندیشه و عمل اعتدالی را مشخص کند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام حل مسائل موجود کشور و ایجاد آرامش را با ادامه حرکات افراطی از افراطی های دو طرف و عدم مراعات قانون و هتاکی ها میسر ندانست و تاکید کرد: برای اداره امور نیاز به رضایت و اعتماد مردم داریم و این خواست اسلام است و همه باید در این مسیر حرکت کنیم.
در ابتدای این دیدار چند تن از اعضای تشکل سیاسی دیدارکننده با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص شرایط فعلی کشور و ضرورت اتخاذ راه حل برای آن مطالبی را بیان کردند. 
" و اما کلام آخر بیچاره تر از خود ندیدم که این همه بیچارگی از دست شماها به بیچارگی کشیدم" آیا این ایرنا، همان ایرنایی است که آقا فرمودند به منزله نبض نظام باشید. دشمن اصلی را فراموش کرده ایم و دنبال از بین بردن دوست هستیم.
   حسین کرد شبستری .



واژه کلیدی :مدرسین دانشگاه ها و واژه کلیدی :انجمن اسلامی مدرسین و واژه کلیدی :شبستری و واژه کلیدی :گل یاس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸۸

مناظره(2)
داوری:شبکه اشراف بروکرات فرمانده آشوبها بود/زیباکلام:مدیران سابق نظام را زیر سوال نبرید
تهران- مناظره سیاسی "عبدالرضا داوری" عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی و صادق زیبا کلام استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسایل سیاسی و در باره "علل ناآرامی های پس از انتخابات، فرصت ها و چالش ها " دوشنبه شب بصورت زنده از برنامه دیدگاه از شبکه جهانی صدای آشنا پخش شد.
در ادامه این مناظره عبدالرضا داوری گفت:بنده با مشرب پژوهشی جناب آقای دکتر زیبا کلام در کتابهایی که ایشان منتشر کردند نظیر "ما چگونه ما شدیم" و "سنت مدرنیته" که کتب ارزشمندی نیز هستند آشنا هستم .یک مشرب خاصی آقای دکتر زیبا کلام دارند که اصولا عامل خارجی را در تحلیل های خودشان اگر نگویم بطور قطع نمی بینند ، حداقل بسیار کم رنگ می بینند.بنده با مشرب تحلیلی ایشان اصلا هم اعتقاد نیستم هر چند از کتب ایشان بخصوص در بحث های تاریخی و اسنادی که ارائه کردند نیز استفاده کرده ام .
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت : ایران در 200 سال اخیر درگیر بحث جهانی شدن و رهیافت توسعه است و به همین دلیل همواره در گیر و دار و چالش با استعمار و عامل خارجی بوده است و اگر نگویم بیش از سایر پارامتر ها اما قطعا هم عرض و معادل با سایر پارامتر های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ، عامل خارجی در تحولات 200 سال اخیر اثر داشته است.
وی افزود: اعتقادم این هست که تضاد تاریخی در ایران تضاد استقلال خواهی و وابسته گرایی بوده است.
داوری تاکید کرد:آقای دکتر زیبا کلام درست می گویند مشکل بر سر همین دولتی هست که از سال 84 بر سر کار آمده منتهی نه از موضعی که آقای زیبا کلام می فرمایند.
وی افزود: از سال 1360 تا سال 1384 یک جریان خاص بر همه دولت های ایران حاکم بود. شما اگر یک آلبوم درست کنید و تصاویر دولت مردان دولتهای 60 تا 84 را در آن قرار دهید ، می بینید فردی در دولت آقای مهندس موسوی وزیر جهاد سازندگی بوده بعد در انتهای دولت مهندس موسوی وزیر نیرو می شود و بعد در دولت آقای هاشمی وزیر نیرو می ماند و در دولت آقای خاتمی وزیر نفت می شود که حداقل دهها نمونه از این موارد را می توان نشان داد.
داوری گفت:این شبکه مدیران که اشرافیت بوروکراتیک را در ایران تاسیس و سازماندهی کردند یک جمع 300 الی 400 نفره اند. اینها به مدت 24 سال مقدرات کشور را در دست داشتند و از منظر اینها آقای دکتر احمدی نژاد جرمش این است که در واقع حکمرانی اینها را تعطیل کردند.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود:جالب است به شما بگویم خروجی این شبکه اشرافیت بروکراتیک براساس اعتراف مقدمه برنامه چهارم که دولت آقای خاتمی منتشر نمود متوسط رشد اقتصادی سالیانه 5/1 درصد بود آنهم در شرایطی که متوسط رشد جمعیت ایران تا حدود 5/3 درصد نیز ثبت شد، این یعنی یک شکاف خطرناک و یک فاجعه اقتصادی. با این حال این شبکه اشرافیت بروکراتیک با این عملکرد ناکارا، امروز مدعی ناکار آمدی دولت اقای احمدی نژاد شده است.
وی افزود:دعوای اصلی از روز پیروزی آقای احمدی نژاد در 3 تیر 84 شروع شده است. یعنی شبکه اشرافیت بروکراتیک آمد که در 22 خرداد 88 مجددا خود را در حاکمیت بازتولید کند .دعوا از اینجا شروع شد. در عین حال شبکه اشرافیت بروکراتیک پیوندهای خارجی هم دارد که می توان مفصل بحث کرد که این شبکه چه طبقاتی و چه قدرتهایی را در حاکمیت ایران نمایندگی کرده است.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی تاکید کرد:هیچکس منکر این نیست که دولت نهم و دولت دهم عاری از اشتباه و خطاست و هیچکس این ادعا را ندارد که جامعه ایرانی و مردم ایران در رفاه کامل زندگی می کنند. قطعا مشکلات و نارضایتی وجود دارد اما جریان هایی که خودشان موجب بی عدالتی و تبعیض و نارضایتی در جامعه شده اند و خودشان نا کارآمدی ها را در ساختارهای دولتی تزریق کرده اند امروز نمی توانند مدعی نا کار آمدی دولت احمدی نژاد باشند.
عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گفت: بنده خیلی صریح بگویم جریان اشرافیت بروکراتیک فرماندهی حوادث بعد از انتخابات را بر عهده داشت این شبکه نمی خواهد ولی فقیه ولایت داشته باشد. این واقعیت است. جریان اشرافیت بروکراتیک همه تلاش شان را هم می کنند تا ولی فقیه مبسوط الید نباشد کما اینکه در علن و پنهان این را می گویند.
وی افزود:اتفاقی که این انتخابات به وقوع پیوست این بود که این جریان بطور آشکار دیده شد و آن شکافی که در جامعه سیاسی ما وجود داشت علنی شد.
داوری گفت:آقای زیبا کلام قطعا این نکته ای را که می خواهم عرض کنم تایید می کنند.آقای سعید حجاریان به عنوان یکی از تئوریسین های مهم جریان اشرافیت بروکراتیک باصراحت اعلام کرد که ساختار سیاسی ایران در وضعیت "جمهوریت" نیست بلکه ایران امروز ما در وضعیت مشروطیت قرار دارد.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت این موضوع یعنی چه؟ یعنی همانگونه که در پروژه مشروطیت اختیارات سلطنت محدود شد باید امروز هم اختیارات ولایت فقیه محدود شود.حجاریان سپس با این مبنا به مدل کنش سیاسی معروفش در قالب "فشار از پایین - چانه زنی در بالا" دست پیدا می کند . چون معتقد است که نهضت مشروطیت بر اساس فشارهای اجتماعی از پایین و تغییر مسیر مظفرالدین شاه به دلیل چانه زنی نخبگان خکومتی در بالا به نتیجه رسید.
داوری افزود:مدل مشروطیت گرایانه "فشار از پایین - چانه زنی در بالا" از سال 1376 در کشور ما مداوما در حال پی گیری است. اتفاقاتی که از فردای 22 خرداد 88 روی داد، نقطه ماکزیمم خروجی مدل سعید حجاریان است.یعنی اینها تمام توانشان را به عنوان اهرم فشار از پایین به کف خیابان کشاندن تا فرمانده سایه نشین شان برود و در بالا چانه زنی کند،تعارف نداریم این پدیده دقیقا بر اساس آن مدل اتفاق افتاده است تا ولی فقیه ،اختیاراتی که طبق قانون و شرع دارد را نتواند اعمال کند و دولتی هم که آهنگ حرکت خود را با ولی فقیه تنظیم نموده ، با فشار های سیاسی و تهاجمات اقتصادی داخل و خارج بصورت دولتی فشل در آید. این اصل ماجراست اگر این موضوع خوب فهمیده شود ما می توانیم رویکرد درستی به آینده داشته باشیم.
وی افزود: بنده معتقدم راه حل مشکلاتمان در آینده این است که آن دسته از جریانهای سیاسی که در این مدت خطا کردند، به دامن رهبری برگردند. نخبگان و خواصی که با سکوتشان با جریان فتنه همراهی کردند ، سکوت شان را بشکنند و با رهبری همراهی کنند. داوری تاکید کرد:همه باید بپذیریم که در راس نظام جمهوری اسلامی ولی فقیه قراردارد و حکم او برای آحاد جامعه و همه مردم و مسوولان حکم شرعی است علاوه بر این که حکم قانونی نیز هست .اگر این نگاه مورد توجه قرار گیرد شما یقینا بدانید که نظام ما و کشور ما دچار معضل نخواهد شد هر چند که من اعتقاد دارم امروز دچار بحران نیستیم .یک جریان فتنه آمد پروژه ای را در کشور اجرا کند و به فضل الهی این پروژه شکست خورد اگر می خواهیم دیگر شاهد این آشوب ها ی لکه ای هم در خیابانها نباشیم راه آن این است که همه جریان ها حرکت ها و برنامه های سیاسی خود شان را ذیل چتر ولی فقیه تعریف کنند.
مجری : بسیار خوب آقای دکتر زیبا کلام نظر شما چیست؟
زیبا کلام: ببنید نتیجه ای که شما از مطالب آقای داوری می گیرید خیلی جالب است چون خیلی چیزها می رود زیر سووال . امام می رود،زیر سووال آیت الله خامنه ای می روند زیر سووال اصلا اعتقاد اینها به رهبری می رود زیر سووال ،.آقای دکتر داوری! گذشته مدیران نظام را زیر سوال نبرید. ببنید ما می گوییم سیاستهای کلی نظام زیر نظر مقام معظم رهبری هستند . قانون اساسی می گوید . حالا عده ای جوان که درست هم در حد سن سال آقای دکتر داوری هستند . آقای دکتر داوری من فکر نمی کنم به 40 هم برسند. سی و خورده ای سن دارند . می دانید آیا دکتر حاتمی زمانی که انقلاب شده آقای دکتر داوری دبستان بوده نه جنگ را دیده و نه جریان بنی صدر را دیده و هیچ چیز را ندیده، ایشان الان آمده.
وی افزود:من اتفاقا یکی از دانشجو هایم گفتم شما برو روی وزرای دولت دهم کار کن به عنوان یک کار تحقیقی، روی سن آنها کار کن ببنید اینها چند سال شان است خیلی جلب است که میانگین سن وزرای دهم حول و حوش 40 و 45 است. می دانید یعنی چه یعنی اینها زمانی که انقلاب شده بود پسر بچه دبستانی بودند ببنید حالا اقای دکتر داوری آمده الان چه می گوید دارد می گوید که یک باندی بودند یک گروهی بودند اینها یک جریانی بودند سیصد تا چهارصد تا مدیر بودند اینها زمام امور مملکت را در دست داشتند اگر چنین است پس بنابر این 16 سال دولت آقای خاتمی سرجمع آقای هاشمی و هشت سال دولت میر حسین موسوی در زمان مرحوم امام پس اینها همه اش باند بازی بوده اینها همه اش خطا بوده و آقای دکتر داوری آن وقت به نظر شما مسوولیت این خبط و خطا ها با مرحوم امام نبوده چون قانون اساسی می گوید نه، مسوولیت نهایی با ایشان است مسوولیت آن با آیت الله خامنه ای نبوده آقای دکتر داوری چه جوری شما می گویید که 16 سال ما در خواب غفلت بودیم و یک عده مدیر سیصد و چهارصد اقای زنگنه اقای امر و آقای زید .. در دولت اقای هاشمی در دولت آقای خاتمی پس مسوولیت نظام به عهده مقام معظم رهبری نیست.
این تحلیلگر سیاسی گفت:آن وقت مقام معظم رهبری جلوی این کار را نمی گرفتند مقام معظم رهبری که بارها و بارها امدند دولت آقای هاشمی را مورد تایید قراردادند و در انتهای دولت آقای هاشمی گفتند هیچکس برای من هاشمی رفسنجانی نمی شود . ایشان دولت آقای خاتمی را تایید می کردند همچنان که دولت آقای احمدی نژاد را تایید می کنند. ببنید می آیند در حقیقت می خواهند یک تئوری هایی بدهند توجه ندارند که تبعات این تئوری ها در حقیقت اگر شما می گویید ما ذوب در ولایت هستیم شما چطوری می توانید یک همچنین ادعایی را بیاید بکنید که 16 سال ما خواب بودیم آن وقت جالب است که بعد در انتهای آن می گویند اینها اصلا می خواهند که رهبری نباشد اینها می خواهند ولایت فقیه نباشد. شما می خواهید نباشد برای اینکه شما آمده اید می گویید که عمل آن درست نبوده در آن 16 سال بنابر این به نظر من آقای دکتر داوری یک مقداری واقعا حرف حساب شان معلوم نیست چیست.
مجری : آقای دکتر داوری راجع به آینده هم دونکته گفتند.
آقای زیبا کلام : راجع به آینده حداقل من و آقای دکتر داوری در یک نقطه با هم دیگر به اتفاق نظر داریم. شما تا صورت مساله را درست تعریف کنید. نمی شود من بگویم مملکت دچار بحران است . آقای دکتر داوری بگویند نه مملکت یک فرازی چیزی بوده یک حرکتی هایی بوده و یک شلوغی هایی بوده.
مجری : آقای دکتر این نقطه عزیمت تحلیل است اشکالی ندارد و لزوما نباید یک توافقی برسید.
استاد دانشگاه تهران گفت: من معتقد هستم نه کسانی به دنبال این بودند که اسائه ادب کنند به آیت الله خامنه ای و نه اساسا بحث این بوده که ما ولی فقیه را قبول داریم یا قبول نداریم اصلا بحث این نبوده بحث این بوده که کارایی و عملکرد و سیاست های آقای احمدی نژاد ظرف چهارسال در فاصله 84 تا 88 چگونه بوده است؟. حالا میزان قابل توجهی از اقشار و لایه های تحصیل کرده جامعه اعتقاد دارند که ما در زمینه اقتصاد در زمینه جایگاه ایران در بین الملل به لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفت هایی نداشتیم اما می پذیرم که زمام امور در انتخابات را ما نمی توانیم بگوییم که حالا چون دانشگاهی های ما نخبگان فکری ما تحصیلکرده های ما چون اینها با آقای احمدی نژاد مخالف هستند پس اقای احمدی نژاد نه ، میزان رای ملت است همانطوری که همواره در این کشور بوده از روزی که انقلاب شد و مرحوم امام خمینی بارها و بارها گفتند . بله میزان رای ملت است . و رای من استاد دانشگاه با رای یک کشاورز یکی هست حالا اگر آقای احمدی نژاد اکثریت را آورد این قابل قبول هست.
وی افزود:ولی بحث اساسی که من و جنابعالی آقای دکتر حاتمی با آقای دکتر داوری باید بکنیم این است که چه باید کرد ما برای آینده چه باید بکنیم. بحث چه باید کرد زمانی ما می توانیم بیائیم بگوییم که در اینجا ما با آقای دکتر داوری هم عقیده هستیم برای اینکه باید یک تعریف درستی از آن چیزی که در این مملکت می شود. ببنید آقای دکتر داوری تعریف شان از گذشته چه هست خیلی ساده آن 16 سال که با 8 سال آقای مهندس موسوی را اصلا بردند زیر سووال گفتند یک مشت افراد مشکوک، اینها همه اشان در دولت ها بودند خبط کردند خطا کردند اینها بعد هم گفتند اینها اساسا می خواهند که رهبری نباشد ولی فقیه مثلا نباشد این مشکل ما این است.
زیبا کلام گفت:آقای دکتر حاتمی ببنید شما قبل از این که بگویید چه بکنیم باید بگویم صورت مساله ما چیست. وقتی آقای دکتر داوری یک صورت مساله من در آوردی را آورده و گذشته و همه زیر سووال برده و بعد هم ما را منتسب می کند به چیزهایی که اصلا روح مان هم از آن اطلاع نداشته است.
مجری : آقای دکتر من خاطرم هست که در سه هفته پیش خدمت شما بودیم باز مباحثتان را مطرح کردید یعنی باز تبار شناسی کردیم ریشه یابی کردیم رفتیم سراغ مسایلی که حالا به نحوی اتفاق افتاده بود. من خواهشم این است که اگر امکان دارد. آقای دکتر داوری با همان نقطه عزیمتی که داشتند در تحلیل خود دو سه راه حل دادند. درست است من هم از شما تقاضا دارم شما هم به آن نقطه عزیمت کنید و هیچ لزومی به نظر من اینجا نیست که شما به یک توافقی برسید شما بگویید چه باید کرد؟
صادق زیبا کلام : شما آقای دکتر حاتمی عزیز می شود بگویید راه حل های دکتر داوری را و تنها چیزی که من از ایشان شنیدم این بود که قبل از آقای احمدی نژاد همه چیز خراب بود و از سال 84 به بعد بود که اقتصاد شکوفا شد.
مجری : نه نه آن نقطه عزیمت شان بود و بعد تحلیل کردند و بعد گفتند آنهایی که در واقع خطا کردند آنها برگردند و اینها را من شنیدم و اگر اجازه بدهید اقای دکتر داوری پاسخ بدهند بعد و فکر می کنم باز هم راه حل بدهید.
داوری در پاسخ به مجری گفت: من همیشه از نشاط آقای دکتر زیباکلام در طرح مباحثشان استفاده کرده ام و یک جلسه مناظره ای هم که پیش از انتخابات در تبریز خدمت ایشان بودیم ایشان با همین نشاط و روحیه جوانی بحث می کردند. ببنید آقای دکتر زیبا کلام! بحث زیرسوال بردن رهبری را اینقدر غیر علمی و غیر مستند بیان نکنید .موضوع این است که از سال 68 تا سال 84 ، گفتمانی بر دولت ها حاکم بود که با گفتمان و نگرشی که رهبری در جامعه دنبال می کرد، زاویه داشت . این زاویه در بعضی دوره ها و در بعضی محورها شدیدتر یا ضعیف تر بود.مثلا در سیاست خارجی ،در حوزه عدالت اجتماعی ، در حوزه فرهنگی ، در حوزه سیاست داخلی در دولتهای مختلف بسته به نوع دولت این زاویه گیری نسبت به رهبری متفاوت بود.
وی افزود: شما می فرمایید که مقام معظم رهبری موضعی را در سال 76 در مورد آقای هاشمی داشتند اما حتما بحث ناسخ و منسوخ را قبول دارید.در نماز جمعه 29 خرداد بصراحت رهبر انقلاب فرمودند که مواضع اقای هاشمی با آقای احمدی نژاد با هم اختلاف دارند و البته مواضع من با آقای احمدی نژاد نزدیک تر است این نکته اول. بنابر این با غوغا سالاری تلاش نکنید که جهت گیری ها و خروجی دولت سازندگی و اصلاحات را به رهبری منتسب کنید.آن مقطع مردم دولت ها را انتخاب کردند و رهبری هم رای ملت را تنفیذ کردند و یک جریان خاص در دو دولت که البته یک فرمانده مشترک داشتند بر مقدرات کشور حاکم شدند .
عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گفت:آقای زیبا کلام می فرمایند نخبگان از آقای احمدی نژاد فاصله گرفته اند اما دلیل آن را درست بیان نمی کنند.پس از مهندس بازرگان ، آقای احمدی نژاد اولین رییس دولت دانشگاهی ایران در 30 سال اخیر بوده است. اما چرا این اتفاق افتاد که بین نخبگان و دانشگاهیان و دولتی که رییس اش خود یک چهره دانشگاهی است ، فاصله انداختند؟
داوری ادامه داد:بنده در اینجا چند آمار ارائه می دهم تا روند پروژه بدبین سازی نخبگان و دانشگاهیان نسبت به دولت نهم و دهم بهتر درک شود.
وی افزود: دکتر احمدی نژاد از شهریور 84 رییس جمهور شد تا شهریور 87 ، حدود 1700 مورد توهین مستقیم از مطبوعات دریافت کرده است و 40 هزار مورد سیاه نمایی نیز علیه دولت ایشان انجام شد.
وی افزود:این در حالی است که آقای خاتمی در 8 سال ریاست جمهوری شان، تنها 5 مورد توهین از روزنامه ها دریافت کردند.البته این پنج مورد توهین هم چیز بدی بود و بنده از توهین به آقای خاتمی هم راضی نیستم اما نکته جالب آنکه بخشی از توهین ها به آقای خاتمی توهین هایی بود که از داخل جریان دوم خرداد نثار ایشان شد . مانند اینکه روزنامه جامعه به قلم مرتضی مردیها ، آقای خاتمی را شاه سلطان حسین نامید.
داوری ادامه داد:جناب آقای هاشمی رفسنجانی در طول 8 سال ریاست جمهوری شان حتی یک مورد توهین از مطبوعات دریافت نکردند که البته از این موضوع خوشحالیم .
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت:آقای زیباکلام عزیز! منصف باشید ببینید که چه حجمی از توهین و تخریب و سیاه نمایی متوجه دولت احمدی نژاد شده است. وقتی همه بدنه رسانه ای کشور برای سیاه جلوه دادن دولت احمدی نژاد و ارائه یک تصویر کاریکاتوری از دولت و رییس جمهور ماموریت دارند، قطعا بخشی از نخبگان که مخاطب اصلی رسانه ها هستند در باتلاق این عملیات روانی فرو می روند.
داوری گفت:در زمان دولت آقای هاشمی اگر فردی مقاله ای می نوشت در انتقاد از ایشان بلافاصله با بگیر و ببند و تضییقات روبه رو بود. در دولت احمدی نژاد هرتوهینی که خواستند به رییس جمهور منتخب مردم روا داشتند. با صراحتی وقیحانه رییس جمهور را دروغگو و بی عقل خواندند. گفتند که این رییس جمهور نمی فهمد. گفتند رییس جمهور خرافاتی و متوهم است و در کمال تعجب کسی هم با کسی کاری ندارد.
وی افزود:آقای دکتر زیبا کلام! منصف باشید.در طول تاریخ ایران هیچ رییس دولتی مثل دکتر احمدی نژاد اینچنین مورد هتک و توهین قرار نگرفته است. متاسفانه یک چنین ظلم سازمان یافته ای برای تخریب چهره دکتر احمدی نژاد از سوی همفکران شما به انجام رسید و طبیعی بود که بخشی از جامعه تحت تاثیر این فضای تیره و تار قرار گیرد.
وی افزود: آقای زیبا کلام من با نقد دولت هیچ مخالفتی ندارم .دولت را نقد کنید و اقداماتش را منصفانه محک بزنید.اما اینکه تصویری ایجاد کنید که این دولت دروغگو است و این دولت بی عقل است و این دولت بی تدبیر است و این دولت متحجر و خرافاتی است ، آیا انصاف است؟ داوری ادامه داد: در شرایطی که بسیاری از پارامترهای حکمرانی نشان می دهد که وضعیت کشور در دوره دولت داری دکتر احمدی نژاد بهبود یافته است ، آیا شیوه دوستان شما بی انصافی نیست؟
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی اعلام کرد: همین امروز بانک جهانی طی گزارشی اعلام کرد که دوره استقرار دولت نهم ، با ثبات ترین دوره در اقتصاد ایران طی 30 سال اخیر بوده است .
داوری ادامه داد: قطعا دولت ها باید در معرض نقد منصفانه باشند اما از طرف دیگر اعتقاد دارم این فاصله ای که ایجاد شد بین نخبگان و دولت ، ریشه آن را در فضا سازی رسانه ای چهار سال اخیر باید جست وجو کرد.
وی افزود: آمدند در آستانه انتخابات گفتند یک میلیارد دلار گم شده است. و اذهان نخبگان و مردم را نسبت به دولت بدبین کردند.بعد معلوم شد که یک میلیارد دلار در کجا هزینه شده و حساب و کتاب آن هم روشن شد. همین اتفاق در دولت آقای خاتمی هم افتاده بود و شش میلیارد دلار در سال 83 همین وضعیت را داشت.اما هیچ وقت دولت آقای خاتمی اینچنین مورد هجمه قرار نگرفت و رسانه ها از کنار این موضوع با سکوت عبور کردند.
  جیرفت سی تی حاشیه ای بر قسمت اول این مطلب نگاشته است اگر دوست داشتید مراجعه کنید.  همین و بس قوچانی شبستری نادر شیری دریا  کوه نوری .



واژه کلیدی :هیات علمی جهاد دانشگاهی و واژه کلیدی :عبدالرضا داوری و واژه کلیدی :خرافاتی و واژه کلیدی :بروکرات




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸۸

مناظره داوری و زیبا کلام (1)
زیباکلام:کشور دچار بحران است/داوری:جریان فتنه به بن بست رسید
تهران- مناظره سیاسی "عبدالرضا داوری" عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی و "صادق زیبا کلام" استاد دانشگاه تهران در باره "علل ناآرامی های پس از انتخابات، فرصت ها و چالش ها " دوشنبه شب بصورت زنده از برنامه دیدگاه از شبکه جهانی صدای آشنا پخش شد.
گزارش جیرفت سی تی به نقل از  اخبار صوتی و تصویری ایرنا حاکی است که :‌ در ابتدای این مناظره دکتر حاتمی مجری برنامه گفت: بنای مسوولان و دست اندرکاران شبکه جهانی صدای آشنا مطرح کردن دیدگاه های گوناگون در باره موضوعات مبتلابه جامعه ایران است.
در این برنامه در صدد هستیم با نگاهی به آینده و با حضور دو میهمان گرامی راههای برون رفت از فضای سیاسی کنونی را بررسی کنیم.
مجری برنامه از دکتر زیبا کلام پرسید، آیا روند کنونی به طرف عادی سازی اوضاع و حل ماجرا پیش می رود؟
زیبا کلام پاسخ داد: خیر، بنده هیچ علامتی را نمی بینم از اینکه ما به سمت و سوی عادی سازی می رویم اگر کسی از بنده سووال کند که جمعه 22 خرداد انتخابات برگزار شد از ساعات اولیه 23 خرداد نتایج آن بتدریج اعلام شد و حالا حوادث و وقایعی در کشور اتفاق افتاده و من معتقد هستم که کشور دچار بحران شده و در جریان حوادث و رویدادهای بعد از 22 خرداد یعنی بعد از اعلام نتایج انتخابات.
وی افزود: قصور این بحران با چه کسی هست و چه کسانی و کدام یک از جریانات و چرا ما درگیر این بحران شدیم من فقط خواستم به شما این پاسخ را بدهیم که این بحران همچون کلافی که دارد باز می شود همچنان باز می شود درست وقتی که آدم احساس می کند که مثل اینکه ابعاد بحران یک مقدار فروکش می کند و ما داریم یک مقدار به سمت آرامش می رویم
عاشورا هست قبل آن 16 آذر بود و قبل آن 13 آبان بود و قبل آن راهپیمایی روز قدس بود و قبل آن نماز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی بود و همه اینها نشان می دهد نه ما به هیچ وجه به شرایط عادی ، شرایط قبل از 22 خرداد جامعه هنوز باز نگشته و همین فردا اگر مناسبتی باشد روز ملی باشد و مردم بیایند در خیابانها ما متاسفانه همان مشکلات و مصائبی را که ظرف 7 ماه گذشته داشتیم مجددا تکرار خواهد شد و مجددا خواهیم داشت.
زیبا کلام گفت: با وجود اینکه مسوولان هرچه که در توان شان بوده انجام داده اند اعم از دستگیری ها، اعم از محکومیت ها حتی به کاربردن انواع اقسام خشونت های دیگر ولی مردم و یا به هر حال بخش قابل توجهی از مردم هر بار که فرصتی پیدا می کنند نارضایتی خودشان را در خیابانهای شهر های بزرگ نشان می دهند.
مجری : پس شما خیلی امید وار نیستید که در واقع شرایط غیر عادی به تعبیری تبدیل به شرایط عادی می شود ؟
زیبا کلام : نه نه من این اعتقاد را ندارم .
مجری پس اجازه بدهید تا نظر آقای دکتر داوری را بپرسیم ؟
عبدالرضا داوری نیز در پاسخ اظهار داشت: من بر خلاف جناب آقای دکتر زیبا کلام اعتقاد دارم که کشور ما طی ماههای اخیر پدیده ای به نام بحران را تجربه نکرده و اصلا اعتقادی به ظهور مفهومی به نام بحران در ساختار سیاسی ایران ندارم.
وی افزود:بحران در یک ساختار سیاسی تعریف مشخصی دارد که در 3 دسته بحران مشروعیت،بحران مشارکت و بحران سلطه تقسیم بندی می شود و با توجه به تعاریف علمی هیچ یک از این سه گروه مرتبط با مقوله بحران در ساختار سیاسی ایران مشاهده نشده است.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود:آن چه که در روزهای پس از انتخابات اتفاق افتاد با ترمینولوژی "فتنه" بهتر صورت بندی می شود ، یعنی اگر ما مفهوم "فتنه" را به عنوان شرایطی که در آن حق و باطل در هم آمیخته می شود و امکان تمیز و شناسایی حق از باطل، درست از نادرست، خیر از شر از عامه مردم و نخبگان جامعه سلب می شود بدانیم، شرایط هفته های نخست پس از انتخابات را با عبارت فتنه دقیقتر می توان تحلیل نمود.
وی افزود:البته بنده اعتقاد دارم با حرکت عظیمی که مردم ما در نهم دی ماه 88 و با آن خیزش ملی که به حق باید انقلاب سوم نامید انجام دادند ، طومار جریان فتنه در کشور ما پیچیده شد.
داوری ادامه داد:بنده اعتقاددارم که ماشین تخریب و براندازی جریان فتنه از فردای 22خرداد حرکتش را آغاز کرد و البته در ابتدای حرکت خود توانست اقبال بخش هایی از جامعه را نیز جلب نماید، کما اینکه ما در هفته نخست بعد از 22 خرداد می دیدیم که تجمعاتی که با دعوت جریان فتنه در کشور ما صورت می گرفت بخصوص در شهر تهران با همراهی جمعیت قابل ملاحظه ای همراه می شد، اما از فردای نماز جمعه 29 خرداد که نماز جمعه تاریخی مقام معظم رهبری اقامه شد ، روند ریزش جریان فتنه آغاز شد تا آنجایی که نهایتا راهپیمایی 25 خرداد در نهایت به تعدادی آشوب های لکه ای در کف خیابان های تهران محدود شد و ما نقطه پایان آن را در غائله روز عاشورا و اتفاقاتی که در خیابان انقلاب تهران روی داد مشاهده می کنیم.
وی افزود: بنابر این بنده اعتقاد دارم که جریان فتنه یک جریان کاملا روبه نزول و جدا شده از ملت است و بر خلاف آقای زیبا کلام اصلا اعتقاد ندارم که مردم با این جریان همراهی کردند . شاهد آنهم ریزش عظیمی است که در فاصله 25 خرداد 88 تا روز عاشورا در تجمعات خیابانی مشاهده کردیم در واقع جریان فتنه به بن بست رسیده است.
مجری: آقای زیبا کلام و آقای داوری قرار هست نگاه ما به آینده باشد یعنی به تعبیری دیگر برای بررسی هر پدیده ای، به ریشه های آن هم نگاه کنیم این یک اتفاق درستی هست اما اینکه من خواهش می کنم روبه آینده اگر امکانش هست بیشتر نگاهتان باشد و صحبت بکنید که راجع به موضوع برنامه باشد و نکته بعد که در واقع شرایط مناظره را ما ان شاءالله تا جایی پیش ببریم که بتوانیم در واقع تحلیلی منطقی از آن به دست آوریم. آقای دکتر زیبا کلام آیا چیدمان سیاسی و فضای عمومی کشور در روزهای اخیر بخصوص دگرگون نشده است ؟
زیبا کلام پاسخ داد: نه، آقای دکتر داوری می فرمایند ، راهپیمایی انبوهی که در روز دوشنبه 25 خرداد اتفاق افتاد ، بخش قابل توجهی از مردم در این راهپیمایی شرکت کرده بودند. متعاقب آن راهپیمایی دیگری در روز پنجشنبه پس از آن اتفاق افتاد به نام راهپیمایی سکوت که در آن هم اگر جمعیت بیشتر از روز دوشنبه نبود قطعا کمتر هم نبود یعنی جمعیت به میلیون ها می رسید و بعد آقای دکتر داوری می فرمایند که این جریان فتنه شروع کرده به ریزش و هر از گاهی مثلا در این تظاهرات و راهپیمایی ها حالا چند صد نفری می آیند و در یک جایی تجمع می کنند .
وی افزود: ایشان سخت در اشتباه هستند اولا یک نکته که آقای دکتر داوری از آن غافل هستند ، این هست که بعد از راهپیمایی پنجشنبه 28 خرداد و از هفته بعد از آن شما "آقای دکتر داوری"، با راهپیمایان چه کردید مگر غیر از این که کشتید، زدید ،بستید ، گرفتید و آن وقت توقع داشتید که مردم همچنان مثلا مثل 25 خرداد مثل 28 خرداد بیایند.
شما اجازه راهپیمایی را بدهید به مردم و نیروهای امنیتی و لباس شخصی، گاردتان را ، گاز اشک آورتان و اسلحه هایی که از مخفی گاه ها می آید و به سوی مردم شلیک می کنید اینها را شما از خیابان ها جمع کنید و اجازه بدهید که مردم در نهایت امنیت در یک راهپیمایی آرام شرکت کنند و آن وقت جنابعالی آقای دکتر داوری خواهید دید که چندین میلیون نفر در خیابانهای تهران جمع می شوند.
وقتی امنیت باشد و بدانند که مورد ضرب و شتم قرار نمی گیرند سر از کهریزک در نمی آورند و سر از اوین در نمی آورند و به آنها از یک جاهای مخفی در کف خیابان یک باره شلیک نمی شود ، آن وقت خواهید دید که آیا مثلا چند صد نفر هستند.
زیباکلام ادامه داد: نکته دیگری که دکتر داوری از آن غافل هستند این هست که علی رغم این که این تهدیدات وجود دارد و با وجود این خطرات ، نمی دانم آقای دکتر داوری راهپیمایی روز قدس را مثلا می خواهند منکر شوند؟ ، 16 آذر را می خواهند منکر شوند؟ عاشورا را می خواهند منکر شوند؟ یعنی علی رغم اینکه تهدیدات وجود دارد باز هم شما می بنید که خیلی ها بخصوص اقشار و لایه های جوان تر ریسک می کنند و باز هم می آیند به خیابان ها.
سپس مجری ادامه داد: شنوندگان عزیر آنچه که می شنوید نظر میهمانان برنامه است و تلاش ما در این گونه مباحث بر حفظ بی طرفی است تا با نگاههای مختلف در واقع بتوانیم به یک نتیجه منطقی برسیم .آقای دکتر داوری شما بفرمایید.
عبدالرضا داوری نیز در پاسخ اظهار داشت:بنده می خواهم چند نکته را اجمالا عرض کنم که اگر در ادامه فرصت داشتم این نکات را به صورت تفصیلی بیان کنم. نکته اول اینکه اصولا روشی که آقای مهندس موسوی در روند تبلیغات انتخاباتی شان شروع کردند به طور کاملا طبیعی به اغتشاشات پس از انتخابات منجر می شد.
وی افزود: تمام نظرسنجی های داخلی و خارجی از پیروزی قطعی دکتر احمدی نژاد با فاصله دوبرابر بودن رای ایشان نسبت به رای مهندس موسوی خبر می دادند. ستاد آقای مهندس موسوی چون از این موضوع اطلاع داشتند ، از همان آغاز با استراتژی تهییج پا به عرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشتند تا پس از اعلام شکست در انتخابات بتوانند انرژی های متراکم شده در ایام تبلیغات انتخاباتی را به کف خیابانها بکشانند و زیر علم تقلب بتوانند سینه زن جمع کنند.
وی افزود: نکته ای که جناب آقای دکتر زیبا کلام به آن دقت ندارند این است که ستاد آقای مهندس موسوی موضوع دامن زدن به توهم تقلب و عدم سلامت انتخابات را قبل از برگزاری انتخابات در دستور کار خود قرار دادند و به سمت پروژه تشکیل کمیته صیانت از آرا رفتند چون شکست مهندس موسوی را قطعی می دانستند.
داوری گفت:ستاد مهندس موسوی تصمیم گرفته بود که بیش از تمرکز بر رقابتهای انتخاباتی ، بر تحولات بعد از انتخابات و دامن زدن به توهم تقلب و زیرسوال بردن سلامت انتخابات تمرکز داشته باشد .
داوری گفت:ستاد آقای موسوی با شعار تقلب در فردای انتخابات توانست بخشی از رای دهندگان خود را دچار توهم کرده و آنان را در روز 25 خرداد به صحنه بیاورد.اما دو پدیده اتفاق افتاد که از همان ابتدای کار ستاد مهندس موسوی را برای حفظ نیروهای کف خیابانی اش دچار مشکل کرد.
وی اضافه کرد:این ریزش نیروها اولین بار در روز پنجشنبه 28 خرداد و در تجمعی که در میدان امام خمینی تهران برگزار شد خود را نمایان کرد و ریزش شدیدتر بلافاصله در روز 30 خرداد که یکی از روزهای منتسب به منافقین است آشکار شد به طوریکه تمام اسناد نشان می دهد که حداکثر جمعیتی که روز 30 خرداد در خیابان آزادی و خیابانهای اطراف آن حاضر شدند از ده هزار نفر فراتر نمی رفت.
عبدالرضا داوری افزود: آن دو پدیده ای که باعث شد در همان ابتدا جریان فتنه دچارمشکل شود این بود که اولا جریان فتنه خشونت را بر آرامش غلبه داد. بر خلاف این ادعایی که جناب آقای دکتر زیبا کلام نظام را متهم می کنند به ضرب شتم و به خشونت علیه هواداران مهندس موسوی ، اتفاقا خشونت هایی که در تجمعات پس از انتخابات ایجاد شد ، خشونتی بود که از درون جریان فتنه سازماندهی شده بود.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد: مگر ما فراموش کردیم که افرادی در پوشش هواداری از آقای مهندس موسوی در ساعت 7 شب 25 خرداد به پایگاه بسیج در نزدیکی میدان آزادی حمله کردند تا آن پایگاه را خلع سلاح کنند؟این حمله که مستند است و فیلم آن هم در یوتیوب موجود است و اصلا مسئله قابل انکاری نیست که افرادی با پوشش هوادار موسوی به قصد خلع سلاح به یک مرکز نظامی حمله کردند. طبیعی است که در این شرایط طرف مقابل هم واکنش خودش را نشان می دهد و یا آن صحنه های ضرب و شتم و حمله به نیروهای انتظامی که ما در برنامه های مختلف جریان فتنه دیدیم .
داوری گفت: ما امروز در دوران انفجار اطلاعات و سلطنت ارتباطات هستیم و به همین دلیل اسناد خشونت ورزی جریان فتنه به وفور در اینترنت موجود است.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد:جریان فتنه مسیر خشونت را برگزید و همین باعث شد که آن جمعیت حاضر در 25 خرداد وقتی دیدند جریان فتنه یک جریان هزینه زاست و راهپیمایی اعتراضی بهانه ای برای خشونت ورزی جریان فتنه است در اینجا طبیعتا ماهیت جریان فتنه آشکار شده و از طرف مردم طرد می شود.
وی افزود: موضوع دوم که موضوع مهمتری است این نکته است که آقای مهندس موسوی در فردای انتخابات با اولین بیانیه که صادر کردند ، اعلام نمود که خواسته ما ابطال انتخابات است هرچند که بعدها معلوم شد که ابطال انتخابات کف مطالبات ایشان بوده است.
داوری ادامه داد:آقای مهندس موسوی بصراحت گفت که ابطال انتخابات و مردمی که در واقع به ایشان رای داده بودند تصور می کردند که ایشان مستندات دقیقی از عدم سلامت انتخابات در اختیار دارد و درواقع دستش از سند پر است.همین موضوع به ادعای تقلب که از سوی جریان غتنه مطرح می شد ضربه سهمگینی وارد آورد.چون مدعیان تقلب دچار فقر مستندات بودند یعنی به رغم ادعای بزرگ تقلب و خواسته بزرگ ابطال انتخابات، وقتی به صحنه آمدند تا مستندات شان را ارائه دهند و مردم دیدند که جز یک مجموعه شعار ها و یک مجموعه در مباحثی که حتی اگر مستند هم باشند بر روند و نتیجه کلی انتخابات نمی توانسته موثر باشند چیز دیگری در دست مدعیان تقلب وجود ندارد.
داوری گفت: بنده معتقدم این دو موضوع یعنی گرایش جریان فتنه به خشونت و نیز غیرمستند بودن ادعای تقلب در ریزش اولیه نیروها از اطراف جریان فتنه بسیار موثر بود.
وی تاکید کرد:به همین دلیل از این نقطه اشتباه استراتژیک جریان فتنه و آشوبگرانی که در خیابانها حاضر می شدند آغاز شد . آنان بتدریج بحث شان را از موضوع انتخابات خارج کردند و به سمت تخریب مبانی اعتقادی و مبانی نظام پیش رفتند که اوج آن را ما در روز عاشورا دیدیم و همین موضوع در نهایت باعث شد که صف ملت به طور کامل از صف جریان فتنه جدا شد.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد:جناب آقای زیباکلام!بگذارید یک نکته را صریح به شما بگویم .چندی پیش یک نظر سنجی را وزارت ارشاد انجام داده و در آن نظر سنجی مشخص شده که از هر هزار شهروند تهرانی تنها 7 نفر گفته اند که اصلا اعتقاد مذهبی ندارند.آیا به نظر شما طبیعی نیست که یک مجموعه کوچک که جزء این هفت دهم درصد است بیاید و در روز عاشورا حرمت عزاداری امام حسین(ع) را بشکند و با نظام معارضه کند . مسیر و خط این مجموعه کوچک از آحاد مردم ما که از عمق جان معتقد هستند جداست .
وی افزود: آقای مهندس موسوی یک روز پیش از انتخابات با مجله تایم مصاحبه می کند و در آنجا بصراحت می گوید که رهبری نظام در برابر جریان های خیابانی ما در بلند مدت منفعل می شود. وی می گوید ما آمده ایم که افکار عمومی را بسیج کنیم برای رساندن به هدف تغییر ساختار نظام . این صحبتی که ایشان با هفته نامه تایم در میان گذاشته، مستند است و هیچوقت هم از سوی جناب مهندس موسوی که 17 بیانیه صادر کرده در هر موضوعی اعلام نظر کرده ، تکذیب نشده است. بنده در اینجا هم اصل مصاحبه در مجله تایم و هم ترجمه آن را دارم و آدرس سایت آن نیز موجود است. پس روشن است که دغدغه آقای مهندس موسوی ماجرای تقلب و ماجرای جابجایی آرا نبود. ماجرا چیز دیگری بود و آن تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی با هدف حذف یا محدود شدن و مشروط شدن اختیارات و حوزه تاثیرگذاری ولایت فقیه.
داوری ادامه داد: من اعتقاد دارم اگر می خواهیم آینده را ببنیم باید گذشته را خوب بفهمیم من خیلی با این رویکرد موافق نیستم که بنشینیم و تصور کنیم که یک مجموعه اتفاقاتی افتاد و از امروز چشمان را ببنیدیم و روبه آینده نگاه کنیم نه ، تا گذشته را خوب تحلیل نکنیم و خوب نفهمیم و بصیرت پیدا نکنیم در آن پدیده ای که اتفاق افتاد ، یقینا نمی توانیم تحلیل خوبی از شرایط آینده داشته باشیم.
مجری : آقای دکتر داوری عزیز ما پیش از این بحث های مختلفی در همین استودیو از همین برنامه داشتیم . من خواهشم این است که شما کمک کنید یک مقدار برش موضوعی بزنیم بالاخره شما می خواهید روانشناسی کنید و ریشه یابی کنید ولی اجازه بفرمایید روی این موضوع اینکه در واقع نگاه آن به آینده است ، گفت و گویی داشته باشیم .
زیبا کلام درادامه این مناظره گفت: من باصطلاح دغدغه شما و مشکل شما را با همه وجود حس می کنم شما به عنوان کسی که دکترای علوم سیاسی دارید و از یکی از بهترین دانشگاههای کشور فارغ تحصیل شده اید.
شما می اندیشید که چه باید کرد به هر حال این وضعیت به خیر و صلاح کشور نیست من فکر نمی کنم حتی آقای دکتر داوری هم به ما بگویند که نه این وضعیت خیلی خوب بوده برای جمهوری اسلامی ایران و در عرصه بین المللی قدرت چانه زنی دولت آقای احمدی نژاد خیلی بیشتر شده و ظرف هفت ماه گذشته .
من فکر کنم ایشان هم حتی بپذیرند که به هر حال آنچه که به وجود آمده حالا به ظن ایشان فتنه، این فتنه که به وجود آمده مملکت را در بر گرفته به لحاظ اقتصادی مملکت فلج شده و به لحاظ سرمایه گذاری با همین وضع رو به کاهش می رویم .
وی افزود: در مورد سرمایه گذاری خود شما در نظر بگیرید مثلا در این شرایط وارد یک کار تولیدی و یک کار سرمایه گذاری شویم . شما فرض کنید سرمایه دارید خارج از کشور است خارج از ایران است آیا در این شرایط خود اقای دکتر داوری می آیند در تهران و بگویند مثلا بیاید اینجا سرمایه گذاری بکنیم . من اینها را کاملا می فهمم ، منتهی ببنید ما یک مشکل اساسی با آقای دکتر داوری و مجموعه همفکرشان داریم و آن این هست که ما با اینها سر اصول و مبانی صورت مساله با هم به توافق نمی رسیم و ظرف هفت ماه گذشته یک چیزی حدودی چه از نیروهای بسیج و چه از مردم حداقل یکصد نفر در خیابانهای تهران ظرف هفت ماه گذشته در نا آرامی های مختلف کشته شدند.
زیبا کلام گفت : آقای دکتر داوری مسئولیت اینها با چه کسی است؟ این که شما بگویید مسوولیت اینها با آقای مهندس موسوی هست با اقای کروبی هست و نظر سنجی ارشاد انجام داده که یک هفت دهم درصد هستند و هنوز که هنوز هست بعد از 30 سال شما می خواهید پای مسعود رجوی و مجاهدین را به میان بکشید و بگویید که اینها دارند در خیابانهای تهران فتنه انگیزی می کنند و این که نمی شود حوادثی اتفاق افتاده، در کهریزک انسانهایی که اصلا نباید برده می شدند.
مجری : انشقاق را خود اصلاح طلبان پذیرفته اند که به تعبیر دیگری یعنی گفتند که در روز عاشورا ما نبودیم حداقل در این مناظره ها ی اخیری که برگزار شد.
زیبا کلام: مشکل اقای دکتر داوری عزیز این است که عاشورا را یک جوری مطرح می کنند روز قدس را یک جوری مطرح می کنند که آنهم یک عده آدم کافر، بی دین، کافر حربی، مشرک اصلا اینها آمده اند در خیابان های تهران، چه اتفاقی افتاده؟ آقای دکتر داوری در عاشورا چه اتفاقی افتاده چه شد، در عاشورا کجا قرآن را سر نیزه کردند کجا آمدند روز عاشورا مثلا بی احترامی کردند به عاشورا حداکثر آن این بوده که مثلا سوت زدند و یا دست زدند این حداکثر آن بوده و آن وقت در مقابل ،آیا کشتن مردم در عاشورا خیلی اسلامی بود خیلی شرعی بود و با فرهنگ شیعه سازگار بود ....
مجری : آقای دکتر این مباحث خیلی مطرح شده در رسانه ها ی مختلف و بالاخره از یک زاویه ای به موضوع نگاه کنیم و از یک زاویه دیگری دیدگاه دیگری برگزیند.
بحث چیز دیگری است من می گویم شما فرض کنید الان 25 دقیقه وقت داریم در این برنامه فرض کنید قرار است شما راه حلی بدهید برای اینکه باز به تعبیر یک عده ای از تحلیلگران شرایط غیر عادی به شرایط عادی تبدیل شود. اگر این بحث را بپذیرید راه حل شما چیست ؟
صادق زیبا کلام : راه حل من این است که بیائیم و بنشینیم زیبا کلام ها و داوری ها بگوییم که اقا مشکلاتی که در این مملکت داریم چیست و اینکه ما هی مهندس موسوی که اظهر من الشمس است بچسبانیم به اسراییل و آقای کروبی را به آمریکا و آقای هاشمی رفسنجانی را به واشنگتن، نمی دانم دست برداریم از این فرهنگ و بیائیم و بنشینم که مشکلات و مسایلی را که ما در این مملکت داریم چیست ؟ ما را چه می شود جامعه ما را چه می شود؟ ....
مجری : این زمینه هست جامعه ما را چه می شود؟
صادق زیبا کلام: من معتقد هستم مشکلاتی که داریم اینها این جوری نیست که یک فتنه ای بوده که بعد از انتخابات این کلید خورده. نمی دانم آقای جرج سورس آمده و این کار را کرده و نمی دانم انقلاب مخملی بوده کودتای مخملی بوده . نه، بر می گردد به مجموعه ای سیاست هایی که بتدریج در این کشور تکرار شده این سیاست ها موفقیت آمیز نبوده سیاست آقای احمدی نژاد در عرصه اقتصاد موفق نبوده و در عرصه خارجی موفق نبوده و نارضایتی ها را به وجود آورده و به گمان من بحث اساسی این هست که آیا آقای دکتر داوری می پذیرند که نارضایتی وجود دارد یا اینکه نه ایشان می گویند که همه اینها تحریک شده هستند و این قیامی که می کنند و این حرکتی که می کنند و خشمی که نشان می دهند اینها همه سازمان یافته هست و این جوری نیست.
ادامه دارد ... 
  و اما جیرفت سی تی: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد!!!
  خیلی جالب و زیباست این گونه مناظره ها ، قشنگ تر از این نمی شود، بگذاریم همه حرف هایشان را بزنند و چه بهتر که اجازه بدهیم آقایان مشهور به اصلاح طلب ها نیز یک شبکه رادیویی و تلویزیونی داشته باشند و طبق قوانین کشور آن را اداره کنند.
آن وقت است که شاهد خواهیم بود ایران گلستان می شود.
   چه اشکال دارد تعدادی مهندس از نقشه ای که یک مهندس دیگر طرح ریزی کرده انتقاد کنند. اگر این نقدها نباشد آن مهندس جوان ممکن است در ساختمانی را بسازد که با کوچک ترین زلزله یا حادثه دیگر تخریب شود.
آن موقع وقت آن گذشته که دنبال مقصر بگردیم بلکه باید از اول در فکر این می بودیم که از مشاوران خوب استفاده کنیم . همانطوریکه امروزه در رشته سینما و تئاتر نقادان حرفه ای وجود دارند و یا سازمانهای بزرگ و بانک ها به آدم های حرفه ای پول می دهند که راه نفوذ به شبکه ارتباطی رایانه ای آنان را باز کنند. و اگر پلیس آنها را بگیرد برخلاف دیگر متهمان سازمان مور نظر و حتی خود پلیس نیز به او جایزه خواهد داد به این دلیل که توانسته نقص های برنامه ای این شبکه را پیدا کند. البته یافتن چنین نقص هایی کار هر کسی نیست ( گاونر می خواهد و مرد کهن) اما د رنظامی با بیش از سه دهه کارکرد هنوز به این نتیجه نرسیده ایم که آقا ! برادر ! خانم و آقای خوب چرا ما در رشته های مختلف مناظره و مباحثه نداریم و عملکردهای خود را نقد نمی کنیم و می مانیم تا آقای بی بی سی بیاید و برنامه ای تصویری فارسی بسازد که مردم حرف های خودشان را از زبان آنان بشنوند و ببینند ! تا جایی که برنامه ای زنده ارتباط از راه دور در زمینه مشکلات جانبازان و ایثارگران ما پخش کردند و عزیزان جانباز چه روستایی و چه شهری مطالبی را بیان کردند و موافقان و مخالفان آنان نیز اینطور .
بنده تنها اشک ریختم و به یاد روزهایی افتادم که یکی از دوستانم روی دستان ناتوانم به دیار باقی پرواز کرد و چه پرواز ملکوتی و هنوز در این فکرم که چرا دوردست ها را نگاه می کرد و اطرافش را خیر؟!!! شهیدان با نگاهی به آینده ما را گذاشتند و هم اکنون در نزد خدای خود روزی می خورند. و امروز متاسفانه عده ای با سوء استفاده از مکتب بسیج و بسیجی که امام (ره) پایه گذار آن بود قصد دارند که همه ی چیزها را تصاحب کنند . وای برما نمی دانم روز قیامت چه پاسخی در مقابل شهیدان انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس خواهیم داشت.
  خوبه بابا ، خوبه به قول معروف هر که بد کند به خود کند:::
داستان ازاین قرار است که پیرزنی این بیت ورد زبانش بود تا اینکه یک روز پادشاه دستور داد که حلوا درست کنند و آن را با زهر آغشته کرده و به پیرزن بدهند تا اینقدر این جمله را تکرار نکند. این کار انجام شد. ساعتی نگذشته بود که درویشی با کشکول درویشی نزد پیر زن آمد و پیرزن نیز گفت: این حلوا را پادشاه برای او فرستاده و به این دلیل که اهمیت زیادی دارد همه آن را به درویش هدیه می کنم. درویش نیز با یا یاعلی گفتن راه خروج از شهر را در پیش گرفت: مکتب خانه تعطیل شده بود و از قضا پسر پادشاه درویش را در حال آواز خواندن دید که یکی از بیت های آن این بود که هر که بد کند به خود کند. پسر پادشاه به درویش گفت: بازی زیاد موجب گرسنگی او شده طوریکه طاقت رسیدن به خانه را ندارد و هر چه داری بده تا رفع گرسنگی کنم. درویش نیز حلوا را به او داد و پسر پادشاه با خوردن آن پس از لحظه ای نقش بر زمین شد .
خبر به پادشاه رسید و درویش ماجرا را برای او تعریف کرد!! آن موقع بود که پادشاه آن ملک پی به حرف تکراری اما پر محتوای ننه پیرزال که می گفت: هر که بد کند به خود کند، برد. اما چاره جز اینکه انگشت ندامت به دهان بگیرد نداشت و حیران در کاری که انجام شده مانده بود . زیرا هیچکس به این اندازه به خود بدی نکرده بود که پادشاه آن سرزمین کرده بود.
   و اما ما امروز با دست خودمان داریم به خودمان ظلمی را می کنیم که هرگز دشمنان ما نمی توانستند این کار را بکنند.
  ریزش نیرو به شدت در حال انجام است. بدنام کردن یاران با تمام قوا صورت می گیرد.
بسیاری از ریسته های ما پنبه شده تا جایی که آیت الله یزدی گفته است که: آقای هاشمی به من زنگ زد و گفت پرونده فائضه را مختومه کنید.
وای برما برمایی که نشانه خدا در روی زمین هستیم ، گفته اند که یک نفری از قاضی های یک شهری مرزی هدیه ای به عروسی پسر یا دختر قاضی القضات مملکتی داده بود که بعدها موجب شد د رآن طرف تر آن شهر مرزی با اسب اصیل عربی و ترکمنی و آخل تکه ترک تازی هایی بکند که هیچکس تاب مقابله با آن را نداشت.
  آیا می شود اسب اصیل را با بنز از جماز تخلیه شده معاوضه کرد یا خیر بنده که نمی دانم این را می سپارم به زعمای قوم بلکه آنان قضاوتی عادلانه داشته باشند.
قضاوتی که تاکنون مقتدای ما سید علی داشته اند. طوریکه شاهد پاسخگویی ملت ایران به قضاوت و ندای او در روز نهم دی ماه پاسخی تاریخی دادند. به نقل از امام گفته اند که هیچکس لایق تر از آقای خامنه ای برای رهبری نظام نیست. و همانها به نقل از پیر جماران گفته اند البته بدون واسطه یعنی امام خودش گفته است که تا هاشمی زنده است نهضت زنده است.
از طرفی به نقل از بنیانگذار جمهوری اسلامی در قالب مطلبی در مجله ایران دخت آمده است که امام (ره) فرموده اند: تا زمانی که این دو یعنی آقایان هاشمی و خامنه ای با هم باشند هیچ آسیب و گزندی به این مملکت وارد نمی شود. این مجله دوستی آنان را مربوط به حدود پنج دهه قبل ذکر کرده است.
  می گویند که کاشانی و مصدق نیز اینطور بوده اند و همانها یعنی تاریخ نگاران می گویند که برخی از اطرافیان دو طرف کاری کردند که این دو بنده خدا که نفت را ملی کرده بودند و دنبال جمهوری بودند عطای همه چیز را به لقایش ببخشند و عاقبت آن شد که همه خوانده ایم و مملکت به دست چند نفر لات بی سر و پا دو دستی تحویل خانواده شاه مخلوعی شد که هزاران نفر از بهترین جوانان این مرز بوم را بعدها در ساواک زیر شکنجه به شهادت رساند.
 و عاقبت به قیمت هزاران خون شهید و 16سال مبارزه توانستیم مجددا آن مستبد و پایه گذار استبداد نوین را ازقدرت به زیر کشیده و خودمان آقای خودمان باشیم و نزدیک به 100هزار آمریکایی را از این کشور بیرون کنیم که حق توحش از ما می گرفتند.
چه کسانی نمی خواهند ما آقای خودمان باشیم. دانسته یا ندانسته کاری نداریم اما بزرگانی که تاریخ نوشته اند و خوانده اند و صاحب عقل و خرد هستند همچون خاتمی که خود از مصلحان است به این ملت بگویند چه باید کرد که دوباره آن دوران تکرار نشود.
  سه دهه از انقلاب گذشته، هشت سال آن جنگ بود سه سال اول انقلاب نیز با شورش های مختلفی روبرو بودیم که با وحدت یکپارچه مردم و به لطف خدا برطرف شد اما دو دهه دیگر چی هنوز باید چنس کوپنی دریافت کنیم. اشکالی ندارد تحریم هستیم . ملت عادت کرده و قبول کرده که جنس کوپنی مصرف کند اما بار دیگر کشورش دست بیگانگان نیفتند . ملتی نجیب و ریشه دار داریم که ریشه های آن در خاک ایران ریشه دوانیده است که قطع کردن آن ممکن نیست. بگذریم و بگذاریم که دیگران در مورد ما قضاوت کنند دیگرانی که دورتر از قله ای که ما بر روی آن ایستاده ایم قضاوت کنند نه دیگرانی را که ما در اطراف قله نشانده ایم و جز اطراف و حاشیه جایی دیگر را نمی بینند و بر همین اساس قضاوت می کنند. کرد شبستری .



واژه کلیدی :خاتمی و واژه کلیدی :بیانیه17 و واژه کلیدی :صادق زیباکلام و واژه کلیدی :هاشمی و خامنه ای




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸۸

یک باردختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،


صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،


با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن ها ت دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم

اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

... 

 

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره


این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم
 
سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه


  این مطلب را جیرفت سی تی به نقل از وبلاگ" عشق مرا قصه کرد" آورده است. به نظرم مطلب قشنگی است اما اگر سطر آخری و قرمز رنگ آن نبود ممکن بود نتیجه کاملی نگیریم. شبستری.




واژه کلیدی :دختری و واژه کلیدی :عاشقتم




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸۸

عطاءالله مهاجرانی:شرمنده ام از اینکه در کنار اکبر گنجی قرار گرفتم
عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بی‌ارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه 5 تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه‌ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه‌ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده‌ام.



واژه کلیدی :اکبر گنجی و واژه کلیدی :عطاءالله مهاجرانی و واژه کلیدی :شرمنده ام و واژه کلیدی :اعتقادات شیعه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸۸

 

 

  میلیاردها ریال هزینه یا به قولی سرمایه گذاری می کنیم تا بتوانیم معماری ایرانی را در قالب ساخت ماکت های بزرگی از میدان امام اصفهان ، تخت جمشید ودیگر نقاط دیدنی در کشورهای مختلف دنیا به نمایش بگذاریم تا بلکه درصد ناچیزی از سهمیه میلیارد میلیارد دلاری گردشگری نیز نصیب این کشور فلک زده بشود.

   این روزها مثل اینکه ایرنا بیکار است و ذره بینی به اندازه وسعت تفکر جاهلانه به دست گرفته اند و ببینند چه تهمتی به خدمتگزاران این نظام اسلامی می توانند بزنند.

  در این زمینه گزارشی مربوط به 10سال قبل را تازه می کنند غافل از اینکه به این نوع کارهای خبری تنها بر پیکر 74ساله ایرنا ضربه وارد می کنند. مگر عادلی آن خانه را آن هم با مصالح ایرانی و با صرفه جویی برای خودش ساخته یا فرزندانش، ساختمانی که بنا به گفته خود شما به نقل از این گزارش نشان دهنده معماری اصیل ایرانی است و بهترین معمار یکی از شهرهای کانادا را برای ساخت آن به ایران اعزام کرده است و در آن همه نقش های ایرانی بکار گرفته شده که هر بیننده ای را به شگفتی و تحسین وا می دارد و به این فکر می افتد که با سفر به ایران از نزدیک با معماری ایران اسلامی آشنایی بیشتری پیدا کند.

  اهمیت کار به اندازه ای بوده که روزنامه " اتاوا سیتی زن" خانم جینفرکمپل گزارشگر بخش خانه و ساختمان خودرا برای تهیه گزارشی تخصصی به مراسم افتتاح آن اعزام می کند.

  بنده ناچیز نمی خواهم از فردی دفاع کنم زیرا از منتقدین آقای عادلی و زنده یاد نوربخش بوده و هستم اما انصاف ما کجا رفته که اینگونه در انبار گندم به دنبال دانه جویی می گردیم تا آن را بهانه ای کنیم و بگوییم که این گندم ها مملو از جو هستند بی آنکه بدانیم آن جو نیز دانه گندمی اصلاح شده به دست کشاورزی است که دست های آن برای زنده نگه داشتن مزرعه پینه ها بسته است.

بیاییم کمی انصاف داشته باشیم و بیش از این مردم را نسبت به نظام اسلامی به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) بدبین نکنیم . شان ایرنا بسیار بالاتر از این مسایل است. چمن آرای کیستیم نخل امید شاخ تمنای کیستیم

این لاله غریب ز صحرای کیستی  بیت اول آن را نیارده ام تابلکه کمی در فکر فرو برویم .

 دوستان ایرنایی ما که این روزها بر اریکه قدرت لایزال دولت فخیمه سوار شده اند و گویا نمی دانند که از پس امروز نیز فردایی است . بروید به خروجی های ایرنا در زمان مدیریت آقای وردی نژاد و قبل از آن نگاهی داشته باشید هر چند همه آن قابل دفاع نیست اما صدها برابر بهتر از این مطالبی است که این روزها شاهد آن هستیم .

  و اما مطلب را طوری شروع کرده اید که گویی آقای عادلی و خانم عادلی آن را برای خود ساخته اند. بعد که گزارش را پی می گیریم می بینیم که مخروبه ای را با معماری اصیل ایرانی اسلامی بازسازی و یا نوسازی کرده اند که امروز بعنوان افتخار ایران به آن نگاه می کنند. دستشان درد نکند و هر کجا که هستند در زیر سایه حق سالم و سربلند باشند و از خدای منان نیز می خواهم که دولت انقلابی و خدمتگذار دکتر محمود احمدی نژآد را از دست امثال ماها نجات دهد تا بتواند در خصوص سازندگی گام های بیشتری بردارد همانطور که تاکنون این کارها را انجام داده و بنده با افتخار از بعضی از کارهای او همیشه دفاع می کنم و خواهم کرد. خدایا ایران اسلامی را از همه گزندهای روزگار مصون و محفوظ بدار.

 "عادلی" می گوید: هنر آنها این بوده که معماری و نقشه ایرانی را که بسیار غنی است به گونه ای به کار گیرند که با حال و هوای محله «راک کلیف پارک» کانادا نیز جور در بیاید.

تحسین همسایه ها (البته بدون اشاره به سیل توریستهایی که دسته دسته برای دیدن خانه های منطقه «راک کلیف» به این محله کشیده می شوند) نیز موید توفیق خانم و آقای عادلی در این کار است.

   آیا این تیتری است که برای چنین گزارش جذاب که موجب سربلندی هر ایرانی است انتخاب کرده اید؟ ایرنا این روزها کاری ندارد به جز اینکه سابقه 25ساله انقلاب اسلامی و این نظام را زیر سووال ببرد مطمئن هستم که محمود احمدی نژاد با این رویه موافق نیست همانطور افرادی که به ایشان رای داده اند از دست ایرنا رنجیده اند و دل پرخونی دارند.  

گزارش نشریه کانادایی از اشرافیگری کارگزاران دولت اصلاحات
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری:روزنامه "اتاوا سیتی زن" در جولای 2000، گزارشی را به قلم خانم "جنیفر کمپل" گزارشگر بخش خانه و ساختمان خود در خصوص خانه اشرافی محمدحسین عادلی رییس کل بانک مرکزی در دولت هاشمی رفسنجانی و سفیر ایران در کانادا طی دوران دولت خاتمی ، تحت عنوان "بنایی که سفیر به آن می بالد" ، منتشر نمود که در اینجا متن کامل این گزارش منتشر می شود.
در سه سال و نیم گذشته، سیدمحمد حسین عادلی، سفیر ایران در کانادا و همسرش خدیجه عادلی ساعت های بسیار زیادی را صرف طراحی، تزیین و نظارت بر ساخت بنایی دیپلماتیک کرده اند: سفیرنشین مجلل ایران در کانادا.
هنگامی که عادلی ماموریت چهارساله خود را در سال 1995 آغاز کرد، سفیرنشین ایران چنان به هم ریخته و افتضاح بود که آدم خجالت می کشید به آنجا نقل مکان کند. عادلی به جای این کار تصمیم گرفت از طرف "دولت متبوع خود"، هزینه بازسازی را بپردازد و این ساختمان را قابل سکونت کند و آن را برای میزبانی مهمانان رسمی مناسب تر سازد و در عین حال فرهنگ ایران را در معرض دید کانادایی ها قرار دهد. طولی نکشید که معلوم شد هزینه بازسازی تقریبا به همان اندازه است که ساختمان را بکوبند و از نو بسازند. سفیر ایران می گوید: «تصمیم گرفتیم چند صدهزار دلاری بیشتر خرج کنیم و آن را نوسازی کنیم».
با این تصمیم، خانواده عادلی و معماران آنها (که برخی از اتاوا بودند و برخی هم از پیمانکاران ایرانی) با شور و حرارت تمام شروع به کار کردند. پیش از شروع کار، آقای عادلی، «بری هوبین» معمار اتاوایی را که یکی از معماران اصلی این پروژه بود به اصفهان، پایتخت معماری ایران، فرستاد تا حال و هوای آنچه ایرانیها می پسندند دستش بیاید.
خانم و آقای عادلی از اینکه تمام دوره ماموریت در اتاوا را صرف تکمیل این ساختمان کردند اما فقط یک سال است که به آنجا نقل مکان کرده اند و احتمالا شش ماه دیگر هم باید آنجا را ترک کنند پشیمان نیستند. خانم عادلی که در ایران استاد دانشگاه در رشته روانشناسی است می گوید: «این خانه فقط برای ما ساخته نشده، بلکه برای سفرایی است که بعد از ما می آیند».
و اما خود ساختمان چگونه است؟
وقتی که با اتومبیل وارد «خیابان اقاقیا» می شویم اولین چیزی که چشم را خیره می کند نواری از کاشی های ایرانی به رنگ سبز روشن و آبی در اطراف ساختمانی بسیار بزرگ است. دومین چیز چشمگیر، پنجره های فراوان این ساختمان است که عظمت هیبت انگیز آن را تا حدود زیادی تلطیف کرده است.
از در اصلی که وارد ساختمان می شویم، با کفپوشی کاملا صیقلی از سنگ گرانیت رو به رو می شویم که تمام بخش ورودی، راهرو و سالن بزرگ را می پوشاند. خانم و آقای عادلی بخشی از این سنگهای کمیاب را از ایران وارد کرده اند (که اگر می خواستند آنها را در کانادا بخرند بر ایشان چهار برابر گرانتر تمام می شد). دیوارهای سالن گرد است و تا طبقه دوم امتداد دارد. روی کف سالن نقشی شکل گرفته که عادلی آن را «گنبدنما» می نامد و به گفته او الهام گرفته از قصری در ایران است. سقفهای قوس دار که روی آنها با دست کار شده نیز الهام گرفته از یک گنبد ایرانی است. در سراسر لبه فوقانی این گنبد طرحی به چشم می خورد که به آن «آیینه کاری» می گویند: آینه های سه گوش کوچک که کنار هم چیده شده و نوار پرتلالوی را شکل می دهند.
همین طرح در اتاق نشیمن نیز که دست کم 12 متر طول دارد، تکرار شده است. در اینجا نیز سه دست مبلمان مجلل چیده شده که آنها نیز از ایران وارد شده است. تنها اثاث غیرایرانی یک میزونیمکت است که از بازار «بای وارد» خریداری شده و در انتهای اتاق قرار دارد. آقای عادلی یک کلید را می چرخاند و پرده ها به طور مکانیکی کنار می رود و ایوان و حیاط پشت ساختمان با استخرشنایی که در آن است پیدا می شود. این اتاق همچنین یک پرده نمایش بزرگ داردکه مانند دیگر اتاقهای خانه به تجهیزات صوتی و تصویری کاملی مجهز است و برای مراسم و کنفرانسهای فرهنگی و نظایر آن مناسب است. سیستم فیبرنوری هم که به شش دوربین امنیتی اطراف ملک متصل است تا این اتاق کشیده شده است.
پس از نگاه سریعی که به اتاق غذاخوری با آن میزبزرگ و 20 صندلی اطراف آن انداختیم، آقای عادلی تصمیم گرفت جالب ترین قسمت ساختمان را به دیدارکنندگان نشان دهد: اتاق محبوب خود او که می شد در آن صدای چکیدن آب را شنید.
همین که وارد اتاق شدیم با یک حوض کاشی ستاره ای شکل پرهیبت مواجه شدیم. وسط حوض، آب از روی چراغی که نور آن مدام رنگ عوض می کرد (صورتی، آبی، سبز، سفید) فواره می شد. سراسر اتاق نیمکتهایی گذاشته شده بود که روی آنها با بافته های قرمزرنگ ایرانی فرش شده بود. یک قلیان تزئینی در گوشه ای قرار داشت، موسیقی ایرانی از مرکز پخش موزیک به گوش می رسید و نور در آیینه کاریهای بالای حوض انعکاس می یافت. پیرامون اتاق، تقریبا تا نزدیکی سقف، روی دیوارها طرحهای قرنیه و مقعری به چشم می خورد که در ایران به «مقرنس» معروف است.
آقای عادلی می گوید: «اینجا اتاق ایرانی است؛ جایی که آدم می تواند در حال و هوای فرهنگ ایرانی غوطه ور شود. در اینجا آدم می تواند آرامش و صمیمیت را حس بکند».
در قسمت چپ ساختمان، یک مهمانسرا قرار دارد و در قسمت راست محل زندگی خصوصی خانواده عادلی است. این قسمت از بقیه ساختمان جدا است اما با یک در که چندان از دفتر کار سفیر در خانه فاصله ندارد به ساختمان اصلی متصل می شود. البته آقای عادلی که تخصص اصلی وی اقتصاد است، بیشتر ساعات کاری را در دفترش در خود سفارتخانه می گذراند.
خانم و آقای عادلی دوست ندارند عکاسها از قسمت سکونت خصوصی آنها عکس بردارند. دلیل جدا کردن این قسمت از بقیه ساختمان، این است که سفیر و خانواده اش بتوانند از یک حریم شخصی برخوردار باشند. خانم و اقای عادلی در این قسمت چهار اتاق خواب ساخته اند. یکی برای خودشان و سه تا هم برای هرکدام از بچه هایشان (ناصر 18 ساله که در دانشگاه اتاوا در رشته مهندسی برق تحصیل می کند؛ نسیم 16 ساله و علی 14 ساله).
از یک پلکان مارپیچ که بالا برویم، اتاق بسیار بزرگی (بازهم با طول بیش از 12 متر) قرار دارد که اتاق نشیمن، ناهارخوری و استراحت خانواده عالی است که میز 8 نفره ای نیز در آنق رار دارد. در راهرویی که به سوی اتاق خوابها می رود یک ردیف پنجره های شیه دار رو به سالن بزرگ قرار دارد.
آقای عادلی به این ساختمان می بالد اما دوست ندارد بگوید که چند می ارزد. او می گوید: «نمی خواهم بگویم این خانه خانه ای است که فلان قدر میلیون دلار می ارزد. مردم خانه ها را فقط براساس مقدار پولی که برای آنها خرج شده قضاوت می کنند. من نهایت سعی خود را کرده ام تا آنجا که مقدورم بوده صرفه جویی کنم و در این راه هم خیلی موفق بوده ام. اگر بگویم این خانه فلان قدر می ارزد، به معنای آن نیست که دیگران هم می توانند با این اندازه پول چنین خانه ای داشته باشند».
عادلی می گوید هنر آنها این بوده که معماری و نقشه ایرانی را که بسیار غنی است به گونه ای به کار گیرند که با حال و هوای محله «راک کلیف پارک» نیز جور در بیاید. تحسین همسایه ها (البته بدون اشاره به سیل توریستهایی که دسته دسته برای دیدن خانه های منطقه «راک کلیف» به این محله کشیده می شوند) نیز موید توفیق خانم و آقای عادلی در این کار است.
 حسین کرد شیستری نویسنده همکار جیرفت سی تی .

 




واژه کلیدی :کانادا و واژه کلیدی :محمد حسین عادلی و واژه کلیدی :اتاواسیتی زن و واژه کلیدی :جنیفر کمپل




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸۸

رد صلاحیت "یوسف صانعی" از مرجعیت ؛ واکاوی دلایل و مستندات
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری:جایگاه مرجعیت تقلید در مکتب تشیع، بلندترین پایگاه معنوی و علمی در سلسله مراتب مقامات عالی دینی است؛ زیرا سرنوشت دین و بعضاً دنیای جامعه شیعه، به دست با کفایت آنان رقم می خورد.
"""""""""""""""""""
مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای جامعه مدرسین معرفی مراجع را از شئونات جامعه مدرسین دانسته و فرمودند:
« معرفی مراجع از شئونات جامعه مدرسین است و اینجا عرض می‌کنم که جایگاه جامعه مدرسین یک جایگاه حقوقی و حقیقی است و جایگاه اعطایی نیست و پشتوانه علمی و عملی- که جامعه و سابقه این نهاد وجود دارد، این پشتوانه علمی و عملی دارد- که بیش از 40 سال مبارزه و سابقه تلاش‌های علمی این جایگاه را برای جامعه مدرسین ایجاب می‌کند» """""""""""""""""""""""""""""""
مقدرات دینی مردم به این است که مرجع تقلید، احکام الهی را با زحمت و قدرت علم و تخصّص، از منابع اصلی آن استنباط نموده، و در رساله عملیه منعکس سازد تا مردم به تکالیف دینی خود عمل نمایند.در تحولات سیاسی و اجتماعی مردم نیز، مراجع تقلید بسیار اثر گذار بوده اند. در طول تاریخ، هر بحران و خطری که برای شیعه و مکتب آن پیش آمده ، مهم ترین قدرتی که توانسته شیعه را از بحران ها و بن بست ها نجات بخشد، مقام شامخ مرجعیت و رهبری بوده است. شواهدی در تاریخ بر این مدعا دلالت دارد:

فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی ، تدبیر داهیانه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی درحفظ لباس روحانیت ، نقش بسیار تعیین کننده آیت الله سید محمد تقی خوانساری درآزادی عراق از چنگال استعمار انگلیس، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ریشه کنی سلطنت دو هزار و پانصد ساله ستم شاهی به رهبری امام خمینی (ره)، ورود باشکوه مرجع بزرگوار عراق، آیت الله العظمی سیستانی ـ مد ظله العالی ـ به نجف و جلو گیری ازکشتار مردم نجف و پناه جویان به حریم قدس علوی ... تنها نمونه ای از رهبری های مراجع عظام تقلید در دوران معاصر بوده است.با عنایت به توقیع امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه ـ که خطاب به عثمان بن عمری می فرماید: « واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله، یعنی در رخدادهای مهم، به راویان احادیث ما مراجعه نمایید. آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم.» پس موضوع مرجعیت از اعظم مسائلی است که نمی تواند از مصالح مسلمین و استقلال و عظمت آنان جدا و منفک باشد و یا بدون توجه به دسیسه ها و توطئه های کفر و استکبار بر ضد اسلام مورد بررسی و امعان نظر قرار گیرد.
معرفی مراجع از شئونات جامعه مدرسین

جامعه مدرسین یک نهاد حوزوی علمی و فقهی است که دفاع از کیان تشیع و مرجعیت و انقلاب و نظام اسلامی را همواره وظیفه خود می‌داند و متشکل از اعضایی است که حافظ ارزش‌های اسلامی بوده و یکی از وظایف آن صیانت از کیان مرجعیت است. عملی ساختن این وظیفه به صورت معرفی به هنگام مراجع و خلع یا عدم تایید صلاحیت مرجعیت آنها تاکنون محقق شده است. اعلام مرجعیت امام از سوی همین جامعه در دوران ستمشاهی ، معرفی مراجع جدید پس از ارتحال آیات عظام آیت‌الله گلپایگانی و اراکی و خلع مرجعیت آقای شریعتمداری در سال 61 و اعلام عدم صلاحیت مرجعیت آقای صانعی در این دوره جزء سوابق درخشان جامعه است. سوابق وعملکرد جامعه به گونه ای روشن است که هم امام راحل و هم مقام معظم رهبری بر آن مهر تایید زده اند.

امام راحل ضمن تحسین از جامعه مدرسین در خصوص جایگاه بالای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم می فرمایند:

«مگر همان ها (جامعه مدرسین) نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیر قانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان ها نبودند وقتی که یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت او را به مردم معرفی کردند و اگر خدایی ناکرده اینها(جامعه مدرسین) شکسته شوند چه نیرویی جای آنها را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار، روحانی نماهایی که تا حد مرجعیت تقویت نموده است فرد دیگری را به حوزه ها حاکم نمی کند. 1

مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای جامعه مدرسین معرفی مراجع را از شئونات جامعه مدرسین دانسته و فرمودند:
« معرفی مراجع از شئونات جامعه مدرسین است و اینجا عرض می‌کنم که جایگاه جامعه مدرسین یک جایگاه حقوقی و حقیقی است و جایگاه اعطایی نیست و پشتوانه علمی و عملی- که جامعه و سابقه این نهاد وجود دارد، این پشتوانه علمی و عملی دارد- که بیش از 40 سال مبارزه و سابقه تلاش‌های علمی این جایگاه را برای جامعه مدرسین ایجاب می‌کند»

جامعه مدرسین یک نهاد دیرپا، با سابقه 50 ساله و شناخته شده در کشور است که جمعی از اهل نظر، مجتهد و فاضل اساتید شناخته شده حوزه علمیه عضو آن هستند و همواره ملجا مومنان و متدینان در خصوص مسائل مختلف به ویژه در شناخت مرجع جائز التقلید بوده است. ازطرفی طبق مسأله شرعی مراجع تقلید ، سه راه برای شناخت مرجع تقلید اعلم وجود دارد:.

1- خود مقلد قادر به شناخت مرجع اعلم باشد. لازمه این امر آن است که وی آشنایی و تسلط زیادی به علوم حوزوی داشته باشد

2- دو عالم عادل، اعلم بودن یک مجتهد را تصدیق کنند.

3- عده ای از علمای مورد اطمینان، مجتهدی را اعلم و شایسته تقلید بدانند.

با استناد به راه سوم مسأله مذکور، علمای عضو جامعه مدرسین تصمیم گرفتند به عنوان مهمترین تشکل حوزوی کشوربرای دومین بار به صورت جدی در این امر دخالت کرده و سرگردانی برخی ازمقلدین را پایان دهند. در همین راستا جمعی از استادان و فضلای حوزه علمیه قم در زمینه مرجعیت آقای صانعی از جامعه مدرسین سئوال نموده اند، درمتن سئوال مطرح شده از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آمده است:
بسمه تعالی
جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم
سلام علیکم
مرجعیت شیعه خورشید پر فروغی است که در قرون متمادی همواره پشتیبان اسلام و خط راستین اهل بیت(علیهم السلام) بوده است. این مسئولیت خطیر همواره شایسته‌ی مردانی بوده است که واجد شرائط شرعی مذکور در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند. نظر به اهمیت این موضوع و با توجه به پرسشهای مکرّر هموطنان درباره‌ی مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی خواهشمند است آن جامعه محترم که همواره مرجع تشخیص این موضوع بوده، نظر خود را درباره‌ی مرجعیت ایشان اعلام فرمایند.

با سپاس جمعی از استادان و فضلای حوزه های‌ علمیه
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم2
بررسی دلایل رد صلاحیت از نگاه برخی از اعضاء جامعه

آیت‌الله محمد یزدی با ارائه توضیحاتی در خصوص تصمیم جامعه مدرسین حوزه علمیه مبنی بر اینکه آقای یوسف صانعی فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت است، گفت: این موضوع در کمیسیون مربوطه جامعه مدرسین بحث شده و به نتیجه هم رسیده بود منتهی طبق آیین نامه‌های مربوطه مبنی بر اینکه مسایل مهم باید به تصویب نهایی جامعه مدرسین برسد، چندی قبل گزارش کمیسیون در این خصوص در اجلاس عمومی جامعه مدرسین به اتفاق تصویب شد.رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: بعد از اینکه در این جلسه موافق و مخالف صحبت و استدلالات خود را بیان کردند بنده برای اعلام رسمی یک عبارتی را به کار بردم که اولا نباید در این موضوع کلمه «خلع» و همچنین مقایسه آن با جریان منتظری و شریعتمداری و امثال اینها در آن وجود داشته باشد و ثانیا مساله فقط صلاحیت مرجعیت است و بقیه مسائل ربطی به ما ندارد.

آیت الله مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم با اشاره به بیانیه جامعه مدرسین اظهار داشت: جامعه مدرسین از چندی پیش فتاوای آقای صانعی را از نظر فقهی مورد بررسی قرار داده و تقریباً همه اعضا به اتفاق آرا دلیل متقن شرعی برای این فتاوا قائل نبودند. حتی در زمان مرحوم آیت‌ا... مشکینی، احکام حج آقای صانعی که در بعثه مقام معظم رهبری به چاپ می‌رسید بارها مورد اعتراض قرار گرفته و انتشار آن متوقف شده بود.3

آیت‌الله حسن ممدوحی در گفتگو با خبرگزاری فارس در کرمانشاه گفت: این بحث مال امروز و دیروز نیست و از مدت‌ها پیش این مباحث مطرح بود و نظرات بسیاری از بزرگان و علما همین بود که ایشان شرایط مرجعیت شیعی را ندارد.

آیت‌الله ممدوحی تاکید کرد: افراد جامعه مدرسین زبده‌ترین کارشناسان علوم دینی، تفسیر و فقه هستند. در گذشته هم اسامی افراد دیگری را که حائز مرجعیت بوده‌اند اعلام کرده و افرادی هم مانند شریعتمداری و دیگران را خلع کرده‌ بودند که البته رای اخیر از نوع دیگری بود. مصداق‌های زیادی برای تصمیم‌گیری جامعه مدرسین درباره آقای صانعی مطرح بود و این موضوع همواره از گذشته مطرح بود؛ مانند بدعت‌هایی که ایشان در برخی فتاوا داشتند، مانند بلوغ دختران در 13 سالگی، محرم شدن بچه‌ای که به فرزندخواندگی گرفته می‌شود، همه ارث زن از شوهر در صورت نداشتن وارث و مواردی از این دست که بین 20 تا 30 بدعت است و بسیاری از آنها خلاف صریح قرآن و دستورات دین است. 4

آیت‌الله عبدالنبی نمازی ، با بیان اینکه جامعه مدرسین یکی از متقن‌ترین نهادهایی است که توانایی بررسی صلاحیت افراد برای تصدی مرجعیت را دارد، خاطرنشان کرد: جامعه مدرسین در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی مساله صلاحیت تصدی مرجعیت توسط آقای شریعتمداری را نیز بررسی کرد و او را فاقد شرایط مکفی و لازم دانست.درهمین رابطه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بدون لحاظ هرگونه مسائل سیاسی و جناحی تنها به صورت کار تخصصی به پرونده این افراد رسیدگی می‌کند. 5

دفتر آقای صانعی در واکنش به نظر جامعه مدرسین اعلام کرد به دلیل ابهاماتی که در مورد موافقت اکثریت اعضای این جامعه با محتوای نامه وجود دارد، فعلا به آن واکنش نشان نمی‌دهد. این دفتر اعلام کرد که در انتظار انتشار اسامی حاضران در جلسات مورد اشاره در نامه منسوب به جامعه مدرسین و همچنین روشن شدن سوابق علمی کسانی که به عدم صلاحیت آقای صانعی رای داده‌اند، می‌ماند.
مبانی اصلی شکل گیری فتاوای جدید آقای صانعی
الف:اعلا‌میه حقوق بشر غربی

یکی از مبانی اصلی شکل گیری فتواهای جدید آقای صانعی این است که وی اصول و قواعد اعلا‌میه حقوق بشر غربی را پذیرفته و همواره تلا‌ش کرده است این اصول را بر قرآن و روایات تحمیل کند. به عبارت دیگر با تأویلا‌تی، قرآن و روایات را طوری تفسیرمی کند که بر مدعای وی که بر مبنای همان حقوق بشر غربی است مطابقت داشته باشد! وی با نادیده گرفتن قرآن می‌گوید: «مهم‌ترین چارچوبی که انسان‌ها تاکنون برای حفظ کرامت انسانی تدوین کرده‌اند، اعلا‌میه جهانی حقوق بشر است»6

در جای دیگر خطاب به اعضای حزب جوانان ایران اسلا‌می می‌گوید: «شما در نامه‌ها، مطالعات‌، بیانیه‌ها، مواضع و کنگره‌های خود، حقوق بشر را مطرح و آن را تبلیغ کنید و توصیه من به شما دو چیز است؛ اول دفاع از امام و دوم دفاع از حقوق بشر»7

هفته‌نامه شهروند پس از نقل فتاوای آقای صانعی درباره زنان می‌نویسد: «هر یک از این فتاوا با حقوق بشر پیوند برقرار می‌کند؛ حقوق بشری که تبعیض روا نمی‌دارد و کرامت انسان را به صرف انسان‌ بودن محترم می‌شمارد. برای تحقق حقوق زنان، احترام به آرای مردم و فتاوای اجتهادی نوین، گویی باید از گذرگاه مبانی حقوق بشر گذشت و ابتدا باور کرد که انسان بماهو انسان واجد کرامت است و لا‌یق تفاوت نیست».
ب- کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان
«وقتی می‌خواهم چیزی از کتاب و سنت در بیاورم توجه می‌کنم به نوعی باشد که سهولت داشته باشد، ساده باشد و توده مردم بتوانند بپذیرند»8

«من معتقدم اگر این بحث‌ها مطرح شود از 7 میلیارد جمعیت که در دنیا هست 10 میلیارد آن مسلمان می‌شوند»9 وی در همین راستا می‌گوید: «استفتائات من تاریخ دارد یعنی معلوم می‌شود که از نظریه‌ام برگشته‌ام» .

در دیدار با خبرنگار روزنامه الشرق الا‌وسط می‌گوید: دوست ندارم توضیح بدهم که من تنها در میان زنان مسلمان بلکه در میان همه زنان عالم که از حقوق خود محروم شده و از حقوق بشر دفاع می‌کنند محبوبیت دارم»10

«من امیدوارم روزی کنفرانسی با حضور علمای شیعه و سنی و مدافعان حقوق بشر، برای این‌که قرآن حقوق زن و مرد را مساوی می‌داند تشکیل شود»11

در همین راستا در گفت‌وگو با کانال 6 تلویزیون اسپانیا می‌گوید: «قوانین مربوط به حقوق زنان باید مطابق با افکار باز جامعه تدوین و اصلا‌ح شود . به امید روزی هستیم که همه انسان‌ها یکی شوند و دوئیت انسان‌ها صرفاً از نظر زمین و جغرافیا باشد نه انسانیت»12

وی سپس با تخطئه بزرگان شیعه می‌گوید: «بزرگان ما دیروز فتاوای مشهور را گرفته و در قانون مدنی آورده‌اند که پاسخگوی نیاز امروز جامعه نیست لذا چه اشکالی دارد که ما امروز بنشینیم و برای تساوی حقوق زن و مرد راه چاره‌ای پیدا کنیم».

الشرق الا‌وسط در گزارشی می نویسد ،وی (صانعی) همواره تلا‌ش می‌کند لا‌اقل سالی یا ماهی یک‌بار یک فتوای جدید و خلا‌ف مشهور فقها صادر کند که برای نواندیشان به‌ویژه طبقه زنان آن‌ها تازگی داشته باشد، به‌طوری که در برخی رسانه‌های کشورهای عربی از وی به «مفتی‌النساء‌ فی قم» تعبیر می‌کنند.

در ضمن ذکر این نکته ضروری است که خود آقای صانعی چند سال پیش، در پایان درس خارج فقه پیرامون جایگاه مرجعیت گفته بود: «ما نیازی نداریم که بی بی سی برایمان مرجع معرفی کند. ما مرجعی می‌خواهیم مثل حضرت امام که با یک فتوا استکبار را بیچاره کرد.» همچنین وی در پایان درس از مسئولین حوزه علیمه قم خواست جلوی افرادی را که تلاش می‌کنند مرجع تراشی نمایند، بگیرند. 13
ج- سکولا‌ریسم
وی براساس همین مبنا حتی جدایی دین از سیاست «سکولا‌ریسم» را تابع خواست انسان می‌داند و می‌گوید: «جدایی دین از سیاست تابع خواست ملت‌ها است. ملت ایران به یک جمهوری در چارچوب اسلا‌م رای داده است. اگر خدای نخواسته روزی برسد که دیگر این را نخواهد و رای بر خلا‌فش بدهد [حکومت غیردینی] رای آن محترم خواهد بود و جدایی دین از سیاست تابع رای مردم است»14

قاسم روانبخش می گوید: زمانی که برخی فتاوای بدعت‌آمیز از سوی وی مطرح شد به فکر چاره افتادیم. گروهی از طلا‌ب و فضلا‌ برای کسب تکلیف به محضر مرحوم آیت‌ا... مشکینی رسیدیم، ایشان با اظهار ناراحتی شدید فتاوای وی را از مصادیق روشن بدعت در دین دانستند و فرمودند به محضر مراجع عظام برسید و از آن بزرگان استمداد بجویید. یکی از مراجعی که به محضرشان رسیدیم مرحوم آیت‌ا...العظمی حاج شیخ جواد تبریزی بود که به‌طور صریح این‌گونه فتاوا را از مصادیق بیّن بدعت دانستند. 15

در این‌جا توجه به این نکته لا‌زم است که برخی سایت‌ها و جراید در صددند، صدور بیانیه جامعه مدرسین را سیاسی جلوه دهند و دلیل آن را صدور بیانیه در این زمان ذکر می‌کنند. ولی باید توجه داشت که تکلیف شرعی زمان و مکان نمی‌شناسد، زمانی که کمیسیون مربوطه به جمع‌بندی رسید و در جامعه مدرسین نیز مطرح شد و برای همه اعضا بدعت‌بودن و خلا‌ف قرآن بودن فتاوایش روشن گردید، تأخیر در اعلا‌م برای علما و فقها جایز نیست، زیرا چنان‌چه مؤمنانی در همان یک روز از او تقلید کنند و اعمال دینی‌شان را براساس آن‌گونه فتاوای بدعت‌آمیز انجام دهند ،جامعه مدرسین می‌بایست در پیشگاه الهی پاسخ دهد.
برخی از فتاوای نادر و مخالف نص صریح قرآن ، روایات معتبر و اجماع فقهای شیعه

1- ولایت زنان؛ به نظر من زن‌ها می‌توانند ولی فقیه باشند. 16
2- تبرج؛ آرایشی است که ممکن است زنی بکند و نعوذ با... بخواهد روسپی‌گری بکند. بنابراین زنی که بدون قصد روسپی‌گری خود را بیاراید و در ملا‌ء عام حاضر شود از نظر او بلا‌ اشکال است. 17
3- ضرورت ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلا‌می؛ حدود، تنها به زمان حضور اختصاص دارد، اما در زمان غیبت تنها راهکار مقابله با جرایم در بخش مجازات‌ها تکیه بر تعزیرات است که در آن مجلس می‌تواند با استفاده از کارشناسان روان‌شناس و جامعه‌شناس مجازات‌ها را معین کند. شیوه‌ای که در همه دنیا اعمال می‌شود. 18
4- محرم دانستن فرزند خوانده؛ فرزند خوانده اگرچه فرزند اصلی نمی‌باشد لیکن چون اطلا‌ع دادن و متوجه‌شدن او به فرزند خوانده ‌بودن برای او حرج و مشقت دارد ولو روحی، از جهت محرمیت حکم فرزند اصلی را داشته و همه محارم فرزند اصلی به او محرم می‌باشند و جزو محارمش از حیث محرمیت محسوب می‌شوند و در محرمیت ذکر شده، فرقی میان نسبی مانند دایی و عمه یا سببی مانند مادرزن و یا مادر شوهر و غیر آن‌ها نبوده و نیست. 19
5- تشکیک در مصادیق ربا؛ اگر کسی که قرضی می‌دهد شرط کند که زیادتر از مقداری که می‌دهد بگیرد در صورتی که برای کسب و ساختن خانه و امثال این‌ها باشد که وسیله‌ای برای رونق بازار و اقتصاد سالم است، [جواز آن]خالی از قوت نیست. 20
6- تشکیک در حکم ارتداد؛ از آقای صانعی می‌پرسند آیا افراد می‌توانند به‌صورت واقعی و نه تصنعی دین خود را تغییر دهند؟ جواب می‌دهد: اگر این عمل از روی تحقیق، علم و آگاهی باشد و در واقع آگاهانه منکر دین فعلی خود شود این مطلب قابل بحث است.21
7- ارث بردن کافر از مسلمان؛ آقای صانعی می‌گوید: «ما چگونه بپذیریم مردی که شناسنامه‌اش اسلا‌می است وقتی از دنیا رفت، فرزندش که مسلمان نیست و دینی غیر از دین اسلا‌م برگزیده است؛ تنها به علت این‌که شناسنامه اسلا‌می ندارد از ارث ‌بردن اموال پدر محروم شود؟»22 این فتوا نیز برخلا‌ف اجماع مسلمانان است. صاحب جواهر می‌فرماید: در این حکم میان مسلمانان اختلا‌فی نیست. 23
8- جواز اقتدای مردان به زنان در نماز جماعت!؛ روزنامه سکولار الشرق الاوسط چاپ لندن در خبری آورده است :آیت الله صانعی یکی از روحانیون حوزه علمیه قم که به مرجع تقلید زنان(!) معروف است، فتوایی صادر کرده که بر مبنای آن، زنان می توانند امامت مردان در نماز جماعت را بر عهده داشته باشند!

دفتر شیخ یوسف صانعی نیز صدور این فتوای عجیب را تایید کرده است. این در حالی است که صدور این فتوا در میان علمای طراز اول شیعه و اهل سنت بی‌سابقه می‌باشد.
9- برابری دیه زن و مرد؛ در موضوع برابری دیه زن و مرد معتقد است؛ چگونه می توان گفت زنی که ارزشش به قدر مرد است، خون بهای او نصف مرد باشد؟ چگونه می توان گفت اگر مردی زنی را بکشد، مرد را نمی کشند، مگر این که مقداری از خون بهای او را به طرفداران مرد بدهند، اما اگر زنی مردی را بکشد بلافاصله او را می باید قصاص کرد!

صانعی در درس خارج فقه خود و در باب دیه، از میان 15 روایت وارده، 10 روایت را دارای سند معتبر و صحیح دانسته اما علیرغم اینکه تمامی این 10 روایت به تفاوت دیه زن و مرد تصریح دارند، با استناد به عدالت خداوند و عقل این روایات را رد می کند.
10 ـ وظیفه محرم در قبال کشتن ملخ؛ گاهی در شهر مکه به قدری ملخ زیاد است که هنگام راه برخی از آنها از بین می روند ، وظیفه محرم در این خصوص چیست ؟ برخی از مراجع به نحوی جواب داده اند که نظر آقای صانعی بسیار متفاوت از آنهاست. به طور نمونه جواب برخی از مراجع عبارتند از:

آیت اللّه خامنه‌ای: بسمه تعالی، اگر نتواند از پایمال کردن ملخ خودداری کند چیزی بر او نیست.

آیت اللّه فاضل: اگر عمدی نباشد کفاره ندارد.

آیت اللّه سیستانی: اگر نتواند طوری راه برود که پا روی آنها گذاشته نشود لازم نیست مراعات کند و کشتن آنها اشکالی ندارد و کفاره بر او نیست.

اما آقای صانعی: مواظبت واجب است و در صورت عدم مراقبت و کشته شدن ملخ، احتیاطا یک کف از طعام صدقه بدهد.
 11- حرام بودن ازدواج دوم؛ ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول حرام است ، حتی اگر مرد تمکن مالی هم داشته باشد ازدواج مجدد وی حرام است.

در حالی که در قانون حمایت از خانواده مصوب سال 53 مرد متقاضی ازدواج مجدد باید در تقاضانامه ای دلایل ازدواج دوم خود را شرح داده و در دو نسخه به دادگاه ارائه کند که یک نسخه از تقاضانامه، ضمن تعیین وقت رسیدگی در دادگاه به همسر اول ابلاغ می شود و علاوه بر آن، دادگاه با انجام اقدامات ضروری از زن اول او تحقیق می کند و توانایی مالی مرد را می سنجد که آیا مرد می تواند عدالت را اجرا کند یا خیر و در کنار این شرایط، اگر تقاضای مرد طبق ماده 16 قانون سال 53 صحت داشت، آن وقت اجازه اختیار کردن همسر جدید را به مرد می داد و این حق را برای همسر اول باقی می گذاشت که اگر نمی خواهد زن این مرد باقی بماند از دادگاه تقاضای طلاق و صدور گواهی عدم امکان سازش کند.
در این قانون شروط مقرر برای ازدواج مجدد در چند جا مستثنی شده است از جمله آنها عبارتند از:
رضایت همسر اول به ازدواج مجدد مرد
عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
عدم تمکین زن اول از شوهر
ابتلای زن به جنون و امراض صعب العلاج
محکومیت زن
ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر
ترک زندگی خانوادگی از طرف زن
عقیم بودن زن و غایب یا مفقودالاثر شدن زن که شرایط اعتیاد و مفقودالاثر شدن و محکومیت و ابتلای به جنون نیز مشخص شده است.
12- تکالیف دختران درسن سیزده سالگی؛ آقای صانعی در رساله توضیح المسائل می‌گوید: «دختر در سیزده سالگی به تکلیف می رسد». وی در پاسخ به این سوال که آیا این سن، سنّ تکلیف برای تمام احکام مانند نماز و حجاب است، یا فقط برای روزه؟ معتقد است در تمام احکام مکلّف است و اختصاص به روزه ندارد.
13- سنّ تکلیف؛ آقای صانعی در پاسخ به استفتایی در خصوص سن تکلیف می گوید: شرط بلوغ با نبود سایر شرایط مذکور در رساله عملیّه، برای پسران تمام شدن پانزده سال قمری، و برای دختران تمام شدن سیزده سال قمری است.
خلع مرجعیت آقای شریعتمداری

یکی از اقدامات مهم و ماندگار جامعه مدرسین در طول عملکردش تعیین و معرفی مراجع تقلید و در دو مورد خلع مرجعیت است . در ضمیمه این مطلب به یک سند تاریخی از خلع مرجعیت آقای شریعتمداری که از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در زمان حضرت امام صورت گرفت، اشاره و استناد می شود. یکی از خطرناک ترین فعالیت هایی که ذیل چتر حمایت آقای شریعتمداری کلید خورد، تاسیس "حزب جمهوری خلق مسلمان" در مقابل "حزب جمهوری اسلامی" بود. این حزب مورد تأیید و حمایت شریعتمداری قرار داشت و شریعتمداری حتی عضویت در آن را یک وظیفه اسلامی و ملی می دانست.

با افشا شدن جزئیات کودتای نوژه که در آن بمباران بسیاری از ادارات، بیت امام و ... طراحی شده بود، به واسطه اعترافات قطب زاده و سید مهدی مهدوی، انگشت های اتهام به جانب شریعتمداری گرفته شد که وی در نهایت با پذیرش اتهامات وارده ، ناگزیر به اعتراف و ابراز ندامت شد. پس از روشن شدن نقش شریعتمداری در کودتا بود که دیگر مدارای انقلابیون و نظام با او پایان یافت و او از جانب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مرجعیت خلع شد. در بیانیه جامعه مدرسین برای خلع مرجعیت آقای شریعتمداری آمده است:
بسمه تعالی
اما من کان من الفقهاء صانئا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه و مطیعا لامر مولاه فعلی العوام ان یقلدوه کذالک لا یکون الا بعض فقهاء الشیعه "امام حسن عسگری (ع)فرمود:« فقهایی که خود ساخته و پاسدار دین و مخالف هوای نفس و فرمانبردار امام و مولای خود باشند، مردم می توانند از آنها تقلید نمایند و همه فقها وعالمان دین جز بعضی، چنین نیستند»

امت اسلامی، طلاب و فضلای حوزه های علمیه !، مردم مسلمان ، به ویژه مردم متدین و غیور آذربایجان!

از روزهای اول نهضت مقدس اسلامی از آقای شریعتمداری امور بسیاری صادر می شد که دست اندرکاران نهضت ، به ویژه جامعه مدرسین ، آنها را شایسته مقام مرجعیت شیعه نمی دانستند، ولی برای حفظ وحدت و انسجام صف روحانیت ، از بازگو کردن آنها سخت دوری می جستند تا به حمدالله انقلاب مقدس اسلام پیروز گشت و مردم یک دل و یک جهت به این انقلاب دل بستند، ولی این شخص، برخلاف مصالح اسلام و انقلاب و برخلاف اعتقاد و نظر فقهی خود که در مجله "الهادی" و در حضور عده ای از مدرسین تصریح کرده بود، با اصل ولایت فقیه مخالفت کرد و دیدید آن چه دیدید و کرد آن چه نباید بکند. حتی فردی از همان اعوان و انصار خودش، یکی از پاسداران همان منزل را به قتل رساند و تا چند روز بهانه ای برای کوبیدن انقلاب به دست آورد و همچنان به مخالفت و کارشکنی و براندازی ادامه داد تا شرکت در کودتای نوژه و براندازی اخیر که در مصاحبه تلویزیونی قطب زاده خائن ملاحظه فرمودید، کیست که طرح کشتن امام و نابودی مردم جماران و براندازی جمهوری اسلامی را بداند و فریاد نزند؟ اگر بخواهیم امور خلاف عدالت را بشماریم، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود، لذا ضمن تاکید براینکه مراجع قضایی منحصرا باید به این امر رسیدگی نمایند، بنا به وظیفه شرعی برخود لازم دانستیم که سقوط مشارالیه از شایستگی مرجعیت را بالصراحه اعلام نماییم تا افرادی از مسلمانان که در حالت تردید و دودلی بودند، تکلیف خود را بدانند و احیانا با تقلید خود به اسلام و انقلاب ضربه وارد نکرده باشند. گر چه طلاب عزیز و فضلا خود اعلان کردند که از گرفتن شهریه او خودداری خواهند کرد . ماهم تاکید بر خودداری همه آقایان از گرفتن آن را لازم می دانیم.

" افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون"

"ان ارید الا الاصلاح مااستطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب".

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم-1/2/1361

در پایان جهت مزید اطلاعات مخاطبین نشریه و روشن شدن وزانت علمی و فقهی اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اسامی اعضای محترم این جامعه ذکر می شود. این اسامی عبارتند از آقایان:

محمدرضا آشتیانی، محمدابطحی کاشانی،رضا استادی، علیرضا اسلامیان،علیرضا اعرافی،ابراهیم امینی، علی ثابتی، محمود رضا جمشیدی،احمد جنتی،عبدالله جوادی آملی،سیدهاشم حسینی بوشهری، عبدالله خائفی، سید احمد خاتمی،سید محسن خرازی،ابوالقاسم خزعلی،حسین راستی کاشانی، محمود رجبی، مهدی شب زنده دار،محمد علی شرعی،احمد صابری همدانی،سیدحسن طاهری خرم آبادی،محمود عبداللهی، سیدمحمد غروی، محمد جواد فاضل لنکرانی، محمد رضا فاکر،غلامرضا فیاضی،محمد علی فیض گیلانی، سید جعفر کریمی، عباس کعبی، صادق لاریجانی آملی،عباس محفوظی،محمد محمدی گیلانی، سیدمحمد رضا مدرسی یزدی، علی اکبر مسعودی خمینی، محمد تقی مصباح یزدی،حسین مظاهری، مرتضی مقتدایی، ناصر مکارم شیرازی، مسلم ملکوتی،حسن ممدوحی، سیدمصطفی موسوی اصفهانی، محمد مومن، علی مومن، سیدابوالفضل میرمحمدی،علی نکونام گلپایگانی،عبدالنبی نمازی،علی نیری، ابوالقاسم وافی یزدی، سیدمحمود هاشمی شاهرودی،محمد .  جیرفت سی تی به دلیل اهمیت موضوع این مطلب را آورده است و در  این زمینه هیچگونه اظهارنظری نمی کند.
آنرا به عقلای قوم واگذار کردیم . الله اعلم.



واژه کلیدی :یوسفه صانعی و واژه کلیدی :مرجعیت و واژه کلیدی :مظاهری و واژه کلیدی :جامعه مدرسین




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٤ دی ۱۳۸۸

" اما آن چه که برای مردم سودمنداست،در روی زمین پایدار می ماند، خداوند مثل ها را بدین گونه می آورد" سوره رعد آیه 17.

 ترسم نرسی به کعبه این اعرابی    کاین ره که تو می روی به ترکستان است.

ولتر می گوید: برای من آزادی آن قدر با ارزش است که حاضرم برای اینکه شما سخن خود را آزادانه بگویید، خودم را فدا کنم، اگر چه مخالف سخن سما بوده باشم."

امام حسین(ع) " من سراغ ندارم ، یارانی باوفاتر از یاران من، و یاران بهتر از یاران من، و اهل بیت من. خداوند از طرف من، خودش به شما پاداش بدهد. آگاه باشید! که گمان من آن است که روز سختی را با اینان دارم."

  یا علی از ذوالفقارت نام نیکی مانده است، ما همه زولفیم و زلفت ذوالفقار است یا علی  .

و ناصر خسرو می گوید:

خلق همه یکسره نهال خدایند       هیج نه بشکن از این نهال و نه برکن .

دست خداوند باغ خلق دراز است  بر خسک و خار هم  چو رگل و سوسن.

خون به ناحق ، نهال کندن اویست    در ز نهال خدای کندن برکن .

و با زهم از امام حسین (ع): خدایا! در خاندان نبوت، ما را تکریم فرمودی، چرا شکر گزارت نباشم، گوش دادی، حقیقت را شنیدیم، چشم دادی، حقیقت را دیدیدم ، دل دادی ، ماهم پذیرای حق شدیم. تو زمینه را آماده کردی و ماه به عمل انداختیم."

 " نوح به خدا گفت: سپس آنها را با صدای بلند دعوت کردم." سوره نوح آیه 8.

حضرت نوح به خدا عرض می کرد: خدایا، مدام به مردم ، شب و روز گفتم، خسته هم نشدم .

یکی از بزرگان می گوید: در بشر این زمینه وجود دارد که در 24ساعت از یک جلاد خون آشام ، یک انسان عادل به وجود بیاوریم.

جان نهان در جسم و تو در جان نهان

این نهان اندر نهان این جان جان

 

یادم می آید که در سال 59بعنوان یک دانش آموز توزیع کننده روزنامه جمهوری اسلامی بودم. در سرمای سوزان و تابستان گرم و خشک شهرمان، چه آن موقع که حزب جمهوری اسلامی با وحدت و یکپارچگی کار می کرد و ... اما بعد یواش یواش و آهسته آهسته از زمانی که دو دستگی در حزب بوجود آمد و عده ای دنبال منافع خودشان بودند متور آب رنگ هوندای 110را تحویل دادم و عطایش را به لقایش بخشیدم . تا آنکه آن بزرگوار خردمند و آن انسانی که ممکن است هر یکهزارسال شاهد آمدن او باشیم در پی درخواست عده ای از موسسان حزب، قبول کرد که بطور موقت فعالیت های آن تعطیل باشد. و این مسئله آن روز موجب خوشحالی بسیاری از پویندگان راه امام (ره) شد. هر چند هم به زائقه بضی های خوش نیامد اما انقلاب و بعد حزب را از دو دستگی که می تواند برخی مواقع آفت و بلای جان یک نظام و تشکیلات باشد نجات داد.

   بعدها در جبهه های جنگ حق علیه باطل بودم که روزنامه رسالت رادر شهر اهواز از یکی از دکه ها خریداری کردم ، اما روزنامه ای بود که دل امام امت را خون کرده بود مطالبی را خواندم که ای کاش هرگز نمی خواندم حدود دو ماه مثل مار زخمی به خودم می پیچیدم.

تا اینکه یک روز خبر آوردند که ورود روزنامه مذکور به مناطق جنگی ممنوع شده است.

اما در همه جبهه ها روزنامه جمهوری اسلامی بود و هنوز هم که هنوز است صفحه رزمندگان و ایثارگران را دارد البته تا سال 78که آن را مطالعه می کردم یکی ازخوانندگان دائمی این صفحه بودم.

بعدها در یکی از شهرهای کرمان و پس از هشت سال دفاع مقدس شاهد بودم که فردی روحانی در به در دنبال موتور دیزلی می گردد برای برق اضطراری بخشی از همین روزنامه یعنی جمهوری اسلامی و نماینده آنها در کرمان یعنی آقای خزایی عاقبت کار را به سرانجام رسانید.

   بنا به دلایلی تا امروز فرصت مطالعه این روزنامه را از دست داده ام اما هرگز خاطرات خوشی که در سنگر با مطالعه آن داشته ام را فراموش نخواهم کرد.

  و اما امروز به یاد حرفی افتادم که یکی از فرماندهان زمان دفاع و ایثارگری جوانان این مرز و بوم به افراد گردانش می زد ، او که خدایش رحمتش کند گفت: خوشا به حال آنان که شهید می شوند ، عده ای هم با ازدست دادن قسمتی از بدن خود به خیل شهیدان زنده می پیوندند، اما رزمندگانی که زنده می مانند کار سخت و بسیار سخت تری از امروز که سینه خود را در مقابل آماج رگبارها سپر کرده اند خواهند داشت. جهاد اکبر یادتان نرود،،،  این باشد تا اینکه شب گذشته تلویزیون برای نخستین بار بخشی از سخنان آن یار سفر کرده را پخش کرد که با لبانی خندان اما قیافه ای جدی می گفت: برای اینکه بتوانیم به این نظام خدمت کنیم و راه شهیدان را ادامه دهیم بایستی همچون شهیدی زنده باشیم. بله این سخنان سردار کاظمی بود همانی که به گفته رهبر معظم انقلاب: ( چندی پیش امده بود نزد من و از من خواست که برایش دعا کنم تا به خیل شهیدان اسلامی بپیوندد) آری شهید کاظمی مردی از مردان خدا همچون صیاد دلها صیاد شیرازی و شهید ستاری .

همیشه در این فکر هستم که چرا کاظمی از ولی امر خواسته بود که برایش دعا کند تا شهید شود یا شهید از این دنیا برود مگر او را چه شده بود و چه نگرانی داشت که اینطور از آقا و مقتدایش خواسته بود. مطمئین هستم که آقا به واسطه حرف ها و دلایلی که او بیان کرده بود در دلش چنین دعایی را در حق او کرده بود.

  این مطلب من را به یاد روزهایی می اندازد که حضرت آیت الله خامنه ای خدمت بنیانگذار جمهوری اسلامی شرفیاب شده بود و از ایشان اجازه رفتن و شهادت را طلب کرده بود که با مخالفت امام مواجه شده بود.

آن روز و این روز چه تفاوت هایی با هم دارند . چه کسانی خون به دل چه کسانی می کنند و چه کسانی آلوده این دنیا شده اند که جهاد اصغر خودشان را نیز فدای زرق و برق های دنیوی کرده اند.

بیاییم صادق باشیم و بجای کلمه رانت بگوییم دزدی ، چه کسانی دزدی کردند و چه کسانی راه را بر دزدان باز گذاشتند. چگونه دزدها دزدیدند و بردند و خوردند و عده ای هم چشم خود را به روی آنان بستند.

  نمی خواهم به این مطلب ادامه بدهم همه ما می دانیم که هرآنکس که بخواهد به این انقلاب نارو بزند و خیانی بکند خون شهیدان دامن گیر او و آنها خواهد شد. شهیدانی که با بمب های شیمیایی صدام خفه شدند و در آتش سوختند بی آنکه بتوانند اشهد خود را بگویند و هنوز هم که هنوز است جنازه آنان .... .

  اما امروز شاهد هستیم که بار دیگر عده ای می گویند روزنامه ما مگر شما کی هستید و از کجا آمده اید که می خواهید وارث همه چیز و همه باشید. سنتان قد نمی دهد که به جبهه رفته باشید اما می گویید اگر ما بودیم نمی گذاشتیم امام (ره) جام زهر را بنوشد. خدایا به داد ما برس این چه حرف هایی است که می شنوم چرا کور و کر نمی شوم . کارمان به جایی رسیده است که برخی را بدتر از آمریکا و اسرائیل به این ملت معرفی می کنیم. ما را چه شده است مگر امام ا افتخار از این ملت یاد نمی کردند و همین ملت هم بدون اینکه نیاز به تبلیغات یک هفته ای تلویزیون باشد خودشان در گرما و سرما در همه صحنه های طبیعی و عادی نمی آمدند. ( همچون صحنه بعد از عاشورای اخیر) آن کسانی که می خواهند یکه تاز میدان باشند حواسشان را جمع کنند که این مملکت متعلق به همه مردم است و خمینی و خامنه ای امام و ولی همه هستند.

  بیانیه می دهید و برای خودتان بیش از اینکه اتهامی ثابت شده باشد حکم صادر می کنید وامصیبتا این چه مصیبتی است که ما امروز به آن گرفتار شده ایم. یک روز دنبال مذاکره با آمریکا هستیم و روز دیگر عده ای را به اتهام اینکه با آمریکا مذاکره ای داشته اند و یا نداشته اند تا حد مرتد و ضد دین بودن متهم می کنیم.

   بنده سالیان سال است که بعنوان دیده بان در حال فعالیت هستم، دیده بانی می کنم و بدون هرگونه کم و کاستی گرای دشمن را به فرماندهان اعلام می کنم.

 بیش از دو دهه از زمان جنگ گذشته در بسیاری از مواقع فرماندهان خوب عمل کرده اند و گلوله ها را روی سر دشمن ریخته اند و بعضی مواقع نیز با فرصت سوزی اعصاب دیده بانان را خراب کرده اند طوریکه تعدادی از آنان دست از کار شسته اند.

 بی جهت نیست که رهبر معظم انقلاب از ایرنا بعنوان نبض نظام یاد کرده اند بله بایستی قبل از اینکه فاجعه ای رخ دهد این نبض شروع به زدن نماید تا جلوی خیلی از انحرافات گرفته شود. البته صد حیف که امروز کیفیت آن در حد یک وبلاگ تنزل کرده است. روزگاری ایرنا و روزنامه اش از پرخواننده ترین رسانه های این کشور بودند زیرا ضمن اطلاع رسانی از دولت نیز انتقاد می کردند در حالی که خود دولتی بودند. دردها را می گفتند و برای درمان آن نیز پیگیری می کردند. بخاطر اینکه برخی حرف ها به گوش نامحرمان و نااهلان نیفتند خط محرمانه فعالی داشتند که خوراک بسیاری از دلسوزان این نظام و خدمت گذاران واقعی به مردم بود.

  بنده نمی خواهم کسی را متهم کنم زیرا معتقدم که آه بچه های یتیم شهیدان و والدین آنان سوزاننده تر از آتش جهنم است. گفته اند که فاصله زمین تا عرش خدایی به اندازه آه یک یتیم پدر از دست داده است.

بیاییم کاری کنیم و نگذاریم که خانواده شهدا دشمن شاد شوند.

اوایل انقلاب رادیو با یک زن مصری در حال مصاحبه بود او می گفت: به ایران آمده ام تا یک بار دیگر شاهد زنده بودن فرزند شهیدم باشم که او  را در صحرای سینا علیه اسرائیل از دست دادم باشم. این جمله خیلی معنا دارد خدایا ای خدای مهربان خودت این کشتی را به ساحل نجات برسان برما خرده مگیر که .... ممکن است دچار تزلزل شویم.

  آقا فرموده اند که جذب حداکثری و دفع حداقلی و آن حداقل هم کسانی نیستند جز آن عده ای که علیه این نظام قیام مسلحانه راه انداخته اند و علنی اعلام کرده اند که در پی براندازی این نظام هستند.

  وای برما که ناپخته سخن می گوییم .

انتخاباتی شد و فردی برای خدمت گذاری انتخاب شد و گذشت زمان نشان می دهد که تا چه اندازه به ولی فقیه وفادار خواهد ماند و اطرافیان او چه مقدار! بهتر است که هر چه سریع تر بدون هر گونه اتهام زنی و حکم صادر کردن برای دیگران به فکر حفظ نظام و اصلاح آن باشیم .

اگر با چشم انداز 20ساله مخالف هستید دلیل نمی شود که کشور را عقب نگه داریم که این برنامه به دلیل اینکه فردی که ما آن را دشمن خونی خود قلمداد می کنیم با شکست مواجه شود. به اندازه دو کابینه در اطراف خودمان دولت سایه ایجاد کنیم تا جایی که یکی از بزرگان دولت سایه از پیامبر خدا نیز انتقاد کند و دم از هیچ کس بر نیاید

به خصوص شمایی که بیانیه داده ای و گفته اید که مسیح مهاجری باید برود و شما جای او را بگیریرد اگر همین سخن را یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و یا فرزندان و یا یاران آنان بر زبان اورده بودند سه روز عزای عمومی اعلام نمی کردید و مملکت را به آشوب نی کشاندید و کفن نمی پوشیدید.

  وای برما و برشما ، شما را چه شده است در قرآن خداوند هدف از آمدن پیامبران را چه دانسته و چه گفته است که امروز یار غار رییس جمهوری ما که با بالاترین رای انتخاب شد می گوید که حضرت نوح خوب عمل نکرد و مشکلات زیادی داشت.

  بگذریم باری از مطلب دور نشویم " عبدالله پاره سنگ ها را در توبره نهاد و روانه شهر شد" این بخشی از قصیده مشکل گشایی است که هر شب جمعه با نخود کشمش ان را می خواندیم و اعضای خانواده صلوات می فرستادند.

آن قصیده به من و ما یاد داده بود که همیشه مشکل گشا باشیم و نه مشکل ساز.

بیایم مشکل گشای این مملکت و این مرز و بومی باشیم که عده ای دندانهای خود را برای دریدن و پاره پاره کردن آن تیز کرده اند.

   از متهم کردن خود پرهیز کنیم زیرا آن یار سفر کرده گفت: همه پلها را پشت سر خود خراب نکنید.

  و مقام معظم رهبری هم در جمع مردم یزد فرمودند که اگر روزی نیاز به برقرار رابطه و مذاکره با آمریکا باشد این کار را خواهیم کرد.

  پشت سر رهبری حرکت کنیم ، جلوتر از آن و یا خیلی عقب تر از آن ممکن است ما را به جایی برساند که بعدها بگوییم ما نشندیدم زیرا یا خیلی جلو بودیم و یا خیلی عقب .

و اما... این هم یادداشت طالبان علم حوزه وفضلای حوزه علمیه قم باشد که خداوند یار و مددکار خدمت گذاران به این نظام باشد .

جیرفت سی تی بدون هر گونه دخل و تصرفی آن را به نقل از ایرنا آورده است:

طلاب وفضلای حوزه علمیه قم:
مسیح مهاجری، روزنامه جمهوری اسلامی راپایگاه فتنه گران کرده است
قم – جمعی از طلاب ، اساتید و فضلای حوزه علمیه قم دریادداشتی از مسیح مهاجری مدیر مسوول روزنامه جمهوری اسلامی پرسیدند، چرا روزنامه ای که با پول بیت المال منتشرمی شود ، باید پایگاه دفاع ازفتنه گران شود؟
دراین یادداشت که نسخه ای از آن روز چهارشنبه به ایرنا نمابر شد،آمده است: تبلیغ وحدت، همدلی و یکپارچگی کاری ستودنی است اما باید دید منادی وحدت چه کسی است ؟
در این یاداشت که درپاسخ به سرمقاله مسیح مهاجری است، آمده است: شما چگونه درنقش منادی وحدت ظاهر شده اید، درحالی که در جریان فتنه انتخاباتی اخیر یکی از حامیان اصلی فتنه گران بوده اید که در دو ساحت جنگ مطبوعاتی و تقابل میان روحانیون بیشترین خدمت را به سران فتنه کرده اید.
در ادامه این بخش ازیادداشت آمده است: عملکرد شما پس از اعلام نتیجه انتخابات وهمراهی با فتنه گران به هیچ وجه قابل اغماض نیست، شما در کنار فتنه گران و جزء آنان بودید ، هم از آقای موسوی تبلیغ کرده و او را اصلح معرفی کردید وهم از مطالبه غیر قانونی و فتنه انگیزانه اش در ادعای تقلب و درخواست ابطال انتخابات تا جایی که دست داد، دفاع کرده اید .
نویسندگان یادداشت در ادامه آورده اند: با وجود لطمات شدیدی که نظام مقدس جمهوری اسلامی از ناحیه فتنه گران دیده است ، هیچ گاه کلمه ای در انتقاد از سران فتنه نگفته اید ، بلکه همراه با کسانی دیگر با فعالیت های پنهانی در قم و مراجعه به دفاتر مراجع وعلمای بلند پایه با تحریک و وسوسه توانسته اید برخی از بزرگان را دچار تردید ساخته و از دفاع ازنظام اسلامی و ولی فقیه آنها را باز دارید.
در ادامه آمده است: شما اولین شرط روزنامه نگاری که صداقت با مردم است را رعایت نکردید و فراخوانی به وحدت در مقطع کنونی را نیز به عنوان تاکتیک در مبارزه با حاکمیت، انتخاب کرده اید ، زیرا اگر جز این بود باید به منشا فتنه گری ها اشاره و خواستار مقابله با آن می شدید نه این که مدام درس اخلاق به مدافعان از حریم ولایت وجمهوری اسلامی بدهید.
* قضاوت، منادی وحدت درباره جناح های درگیر چگونه است؟
در ادامه یاداشت آمده است : قضاوت شما (مهاجری) درباره رخداد های اخیر وطرفین ماجرا، خالی از حب وبغض نیست چون شما به هردو طرف می گویید خود را تبرئه نکنید، هردو مقصرید! ودراین بین گروه چند صد نفره ازآشوب طلبان را سیل می نامید وبدین طریق برای آنها تبلیغ می کنید.
در این بخش یادداشت عنوان شده است: چرا گستاخی ها و اهانت به مقدسات که با هماهنگی دشمنان اسلام و سران فتنه به عنوان سناریویی برای فشار بر جمهوری اسلامی تدارک دیده شده را نتیجه عملکردهای ناصواب مسوولان نظام اسلامی معرفی و آشوب طلبان را تبرئه می کنید؟!
در بخش دیگری از این یاداشت به حمایت مسیح مهاجری از صانعی انتقاد شده وآمده است : آقای صانعی جرمش از جهاتی سنگین تر از کاظم شریعتمداری است، زیرا آقای شریعتمداری تنها در ساحت سیاسی و براندازی با نظام مقابله کرد، ولی ازجهت عقیدتی وفقهی اشکالات آقای صانعی را نداشت .
فضلای حوزوی در ادامه این یادداشت خطاب به مدیر مسوول روزنامه جمهوری اسلامی عنوان کرده اند : صلاحیت شما در اداره روزنامه جمهوری اسلامی ارگان رسمی حزب جمهوری اسلامی که بنیانگذاران آن اشخاصی نظیر شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب بوده زیر سوال رفته است و باید برای پیش برد افکار و اهداف سیاسی خود روزنامه دیگری را دست و پا کنید چرا باید روزنامه ای که با پول بیت المال اداره می شود پایگاهی برای دفاع از فتنه گران باشد؟
در پایان این یادداشت نیز آمده است : آخرین نکته این که درست نیست که شما به خاطر شیفتگی نسبت برخی شخصیت های انقلاب هرچند در نگاه شما بزرگ باشند(هاشمی رفسنجانی) ، پا روی حق بگذارید و برخطاهای آشکار مراد و محبوب خود چشم ببندید و با سرسختی از مواضع اشتباه او دفاع کنید و فردا در پیشگاه عدل الهی سر افکنده باشید .ک/3
جیرفت سی تی چشم انتظار راهنمایی های شما عزیزان است. به خدا می سپارمتان. شاد و سربلند و آزادمرد باشید. حسین کرد شبستری گیلانی .



واژه کلیدی :مسیح مهاجری و واژه کلیدی :مراجع و علما و واژه کلیدی :یادداشت و واژه کلیدی :روزنامه جمهوری اسلامی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸۸

جیرفت سی تی برای اطلاع رسانی این مطلب را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی  فرارو آورده است و این نوع اطلاع رسانی می تواند جالب باشد. کرد شبستری .

 

علی مطهری گفت: من معتقدم اتفاقا آقای رسایی و امثال وی از منشاهای فتنه هستند . یعنی همانطور که رهبران جنبش سبز و خود احمدی نژاد را یک منشا فتنه می دانم، امثال رسایی و تندروهای طرف مقابل را هم از منشاهای فتنه می دانم. 

سایت شخصی "حمید رسایی" نماینده مردم تهران، اسلامشهر، ری و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی، مناظره وی و "علی مطهری" دیگر نماینده مردم تهران در مجلس را که چندی پیش در رادیو گفت و گو انجام شده بود، منتشر کرد.

مطهری در این مناظره با اشاره به این که احمدی نژاد خود از عوامل اصلی فتنه است، بیانیه اخیر موسوی را یک گام به جلو در پذیرش نتایج انتخابات 22 خرداد دانست و افزود: درست است که در بیانیه موسوی از حیث اینکه حوادث روز عاشورا محکوم نشده و از این بابت قدری ضعف دارد اما به طور کلی من راه حل ایشان را مثبت ارزیابی می کنم.

مطهری با بیان اینکه این مشکل یک شبه قابل حل نیست، افزود: در اوضاع کنونی باید اگر حتی یک نکته مثبت در بیانیه موسوی دیدیم از آن استقبال کنیم.

وی با محفوظ دانستن رسیدگی به اتهام موسوی و دیگران را در مورد حوادث اخیر گفت : رسیدگی به اتهام طرف مقابل هم که در مناظره ها یک فضای خودش ایجاد کرد و زمینه ساز این فتنه ها شد، باید رسیدگی شود. ما نباید مسائل را باهم مخلوط کنیم و باید عدالت اجرا شود و تا زمانی که یک طرفه قضاوت کنیم به نتیجه نخواهیم رسید و این فتنه ادامه پیدا می کند .

نماینده مردم تهران در ادامه افزود: بنده طرح خود را در قالب یک بنده 7 ماده ای ارائه کردم و معتقدم باعث برون رفت از مشکلات کنونی خواهد بود. 1. رهبران این حرکت به قانونی بودن ریس جمهور اعتراف کنند و دست از ادعای تقلب بردارند و راه و شعار های خود را از گروه غرب گرا که در این جنبش سبز نفوذ کرده و در صدد تخریب این جنبش هستند جدا کنند. 2. رییس جمهور به اشتباه خود در اتهام زدن به مسئولین در مناظره ها اعتراف کند و از آنها عذرخواهی کند. 3. آزادی بیان در جامعه حاکم شود .4. مطبوعات توقیف شده رفع توقیف شود. 5. فضای امنیتی حاکم بر کشور رفع شود. 6. دست از توهمات وقوع انقلاب مخملی و براندازی نرم در ایران برداریم .7. بازداشت شدگان که معمولا به دلایل واهی بازداشت شده اند، آزاد شوند مگر کسانی که به اموال عمومی آسیب زده و اماکن عمومی را تخریب کردند. 

 در این برنامه، رسایی در پاسخ به پرسش مجری رادیو پیرامون تحلیل شما از آخرین بیانیه موسوی در مورد حوادث روز عاشورا چیست، گفت : متاسفانه علیرغم احتمالی که خیلی ها می دادند مبنی بر اینکه با توجه به افتضاحاتی که در روز عاشورا می دانند و توسط یک عده اندکی در تهران اتفاق افتاد و بویژه پس از آن حضور چند 10 میلیونی مردم ایران که فقط در تهران حدود سه میلیون را پیش بینی می کنند، توقع این بود که آقای موسوی قدری سر عقل بیاید و در این موضوع حداقل صف خود را از صف اغتشاشگران جدا کند اما در کمال ناباروری ما دیدیم که موسوی با صدور بیانیه ای کسانی که در روز عاشورا در خیابان های تهران شعار دادند، کف و سوت زدند، علیه اصل ولایت فقیه شعار دادند، به هیات های عزاداری حمله کردند، به جماعتی که نماز جماعت می خواندند حمله کردند و افرادی که به اموال عمومی آسیب زدند، اینها را مردم خداجو معرفی می کند.نماینده مردم تهران افزود: چون آقای موسوی در بیانیه خود پذیرفته که افرادی که در روز عاشورا این هتاکی ها را کردند طرفداران وی بودند، یعنی مسئولیت حوادث آن روز را پذیرفته است.

رسایی خطاب به موسوی گفت : شما یک عده ای را جسور کردید تا بیایند و این خرابکاری ها بکنند؛ شما گفتید "در گذشته من بیانیه می دادم و اینها به خیابان می امدند ولی الان که حتی من بیانیه ندادم باز بیرون آمدند" که همه اینها نشان از این دارد که خود نیز پذیرفتید که عامل اصلی اغتشاشات این افراد و با تحریک شما بوده است.

رسایی نماینده دیگر مردم تهران در پاسخ به طرح پیشنهادی مطهری نیز گفت :‌ ایشان چیز جدیدی نگفتند و صحبت های آقای مطهری همان صحبت های رادیو اسراییل و آمریکاست . تنها تفاوت آن در این است که ایشان می گوید باید رییس جمهور را به رسمیت بشناسیم ولی آنها این را نمی گویند. به اضافه این که ایشان جنگ نرم و براندازی نرم را قبول ندارد ولی آنها به این اقرار می کنند.

رسایی تاکید کرد : این تنها تفاوتی بود که من در طرح ایشان دیدم. من تعجب می کنم که برادری همچون آقای مطهری که متاسفانه هنوز هم این صحنه درگیری را صحنه درگیری انتخابات بین دو کاندیدا می داند.

وی افزود : امروز ما با صحبت های ایشان به صحت ادعاهای آقای احمدی نژاد پی می بریم. من هم موافقم که دادگاهی تشکیل شود و حتی احمدی نژاد هم در آن دادگاه حاضر شود و به ادعاهای او رسیدگی شود و طرف مقابل را هم بخواهند تا حاضر شود چون ظاهرا به شکل عادی این اتفاق نمی افتد. من می پرسم چرا دادگاه مهدی هاشمی که امروز در لندن است و 4 ماه قبل با بهانه رسیدگی به امورات دانشگاه آزاد به خارج از کشور رفته و پس از مطالبه از علت اصلی این همه تاخیر در بازگشت ایشان ، آقای هاشمی می گوید مهدی برای گرفتن دکترا رفته و به این زودی برنمی گردد.

نماینده مردم تهران در ادامه اظهار داشت : فائزه هاشمی روز عاشورا زیر پل کالج بوده و به تحریک اغتشاشگران پرداخته است . نقشی که اینها و سران فتنه در این اغتشاشات داشتند و بزرگ ترهای اینها باید بررسی شود. همه این اتفاقات صحت ادعاهای احمدی نژاد را ثابت می کند .

رسایی با بیان اینکه همه پول هایی که در انتخابات خرج شد برای به میدان کشیدن اراذل و اوباش بعد از انتخابات توسط همین مهدی هاشمی داده می شد. خب اینها که همان ادعاهای احمدی نژاد را یک به یک ثابت کرد . من می پرسم وقتی که اینها رسما اعلام کنند که به دنبال براندازی هستند و تمام نسخه ها و مدل به مدل پروژه انقلاب مخملی اجرا می شود ، آن وقت آقای مطهری چه می گویند و چه چیز را انکار می کند.

وی افزود : بله انقلاب مخملی در کشورما به دلیل وجود رهبری ممکن نیست . اگر سران فتنه می دانستند که رهبری با یک خطبه نماز جمعه ، با یک اشاره می تواند سی میلیون را در سراسر کشور و در تهران حدود 3 میلیون را به خیابان بیاورد، دست به این اقدام نمی زدند . عدم تحقق پروژه انقلاب مخملی در کشور به خاطرهمین مسائل است ، نه اینکه آنها قصد آن را نداشتند.

مطهری در پاسخ به صحبت های رسایی گفت : من معتقدم اتفاقا آقای رسایی و امثال وی از منشاهای فتنه هستند . یعنی همانطور که رهبران جنبش سبز و خود احمدی نژاد را یک منشا فتنه می دانم، امثال رسایی و تندروهای طرف مقابل را هم از منشاهای فتنه می دانم.

نماینده تهران افزود : ببینید اینکه ما بگوییم میرحسین موسوی یا هاشمی بعد از انتخابات پول خرج کرده برای آشوب ، اگر هم بوده نتیجه عکس العمل نحوه مناظره ای بود که احمدی نژاد انجام داد.

مطهری خطاب به رسایی گفت : اگر به خانواده شما بیایدند و بگویند همه تان دزد هسنید و از ابتدا تا الان دائما در حال اختلاس بودید چه می کردید ؟ وقتی در مقابل چشم 50 میلیون نفر این را بگویند خب چه می شود؟ من خودم اولین کسی بودم که در سال 80 خواستار شفاف سازی اموال خانواده هاشمی شدم . من معتقدم باید دادگاهی تشکیل شود و همه اتهامات کروبی ، موسوی و احمدی نژاد بررسی شود. والا این تندروی هایی که امثال رسایی می گویند و انجام می دهند و می خواهند پروژه انجام دهند، همان پروژه خذف آقای هاشمی ، موسوی و خاتمی است که کشور را به پرتگاه می کشاند . اینها به صلاح کشور نیست.

وی در پایان افزود : اگر اینها از صحنه سیاسی کشور حذف شوند، شما مطمئن باشید که این بحران به آسانی قابل حل نیست.

اما رسایی نماینده تهران در پاسخ به علی مطهری گفت : من از آقای مطهری سئوال می کنم که اگر این ایرادات آقای احمدی نژاد به فرزندان هاشمی وارد نبود، ‌پس چرا شما سال 80 نامه نوشتید و اعتراض کردید؟! مگر آن روز هم اتفاقی افتاده بود؟

رسایی همچنین پرسید آقای مهدی هاشمی از سال های 71 و 72 در وزارت اطلاعات پرونده داشته است، اما اجازه رسیدگی داده نشد و حتی مسئول رسیدگی به این پرونده از وزارت اطلاعات اخراج شد، آن روز هم کسی اتهام زده بود.

رسایی در پایان گفت که تنها راه برون رفت برخی از فتنه ای که ایجاد کرده اند، این است که قانون اجرا شود و همه به آن تن دهند و با مسببان این فتنه برخورد شود و کسانی که ضرر دیدند، چه اموال عمومی و چه اموال خصوصی ، خسارت آنها پرداخت شود. 

  در انتظار نقطه نظرات شما خوانندگان عزیز جیرفت سی تی هستم.




واژه کلیدی :علی مطهری و واژه کلیدی :حمید رسایی و واژه کلیدی :مهدی هاشمی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸۸

به دلیل اهمیتی که این مناظره دارد این دفعه آن را به نقل از پایگاه خبری فرارو آورده ایم تا  خوانندگان جیرفت سی تی بطور کامل به اطلاعات دلخواه خود دستیابند.       کردش شبستری .

  فرارو- مناظره شب گذشته حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان و مصطفی کواکبیان نماینده سمنان و دبیرکل حزب مردمسالاری شاید که آنگونه که تصور می شد جنجال به پا نکرد اما دارای نکات جالب توجهی بود، پس از مدت ها یک چهره اصلاح طلب در تلوزیون حاضر شد و از رویکرد جناح دیگر انتقاد کرد.

مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم سالاری در مناظره تلویزیونی با "حسین شریعتمداری" مدیر مسئول روزنامه کیهان که در برنامه زنده "رو به فردا" از شبکه سوم سیما پخش شد گفت: «مردم ما در طول تاریخ نشان داده اند که هیچ گاه دربرابر ارزش ها کوتاه نمی آیند و تحمل نمی کنند که عده ای روز عاشورا به مقدسات توهین کنند.»

وی دلیل ادامه جریانات پس از انتخابات را افراط گری طرف های مختلف دانست و افزود: «هم جریانهای افراطی و هم جریان آن طرف مرز نمی خواهند این ماجرا تمام شود و جریانات خودسر کارهایی می کنند که به گفته رهبر معظم انقلاب کمک به دشمن است.»

دبیرکل حزب مردم سالاری خاطرنشان کرد: «باید به همه بخشهای قانون اساسی از جمله فصل حقوق ملت عمل شود. مثلا می گوییم راهپیمایی مجوز قانونی می خواهد. این باید برای همه باشد. اصل وجود هیات منصفه برای دادگاهها را هم داریم.»
 
کواکبیان نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: «کیهان از قبل از انتخابات از انقلاب مخملی و عمرو عاصها خبر دادند و این در حالی بود که شورای نگهبان نامزدها را تایید کرده بود و اگر چنین بود و کیهان از این ماجرا اطلاع داشت چرا صلاحیت نامزدها تایید شد.»

وی ادامه داد: «حمله به بیوت آیت الله صدوقی در یزد، آیت الله دستغیب در شیراز و آیت الله زرندی در کرمانشاه و بیت حضرت امام در جماران هم محکوم است اما صدا و سیما هیچ کدام از اینها را نمی گوید.» 

کواکبیان گفت: «خودسرها زیر علم کیهان هستند.»

شریعتمداری مدیر مسئول کیهان نیز در این مناظره حرکت مردمی را در 9 دی پاسخی به 7 ماه اهانتهای جریان سازمان یافته درونی و بیرونی به مقدسات دانست و گفت: «در روز عاشورا ماجرای این اهانتها به حضرت ابا عبدالله و قرآن رسید و طبیعی بود که مردم به خشم آمده دیگر نمی توانستند تحمل کنند و در روز 9 دی به دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی شان نشان دادند که پای ارزشهای انقلاب ایستاده اند.»

وی با بیان اینکه ماجرای اخیر به هیچ عنوان جناحی نیست افزود: «این مساله، تقابل یک جریان و فتنه سازمان یافته با مبانی و اصول انقلاب اسلامی است.»

مدیرمسوول روزنامه کیهان مقایسه بین برخی اتفاقات مورد اشاره مدیر مسئول روزنامه مردم سالاری با فتنه را پس از انتخابات نادرست دانست و گفت: «آن اتفاقات هم خطا بوده اما مقایسه این دو هم خطاست زیرا  کسانی دقیقا با دنباله روی از یک فرمول شناخته شده بیگانه در مملکت آشوب کردند و برای تضعیف نظام اسلامی گام برداشتند که حمله به مردم، آتش زدن مساجد، پاره کردن عکس حضرت امام و توهین به ابا عبدالله الحسین از جمله کارهای آنان بود.»

شریعتمداری افزود: «اینها به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دادند و جرایم بزرگی است که باید طبق قانون به آنها رسیدگی شود.»

به گفته وی، در جبهه حق هم ممکن است کسانی باشند که آدم خوبی نباشند اما این دلیل نمی شود که بگوییم این جبهه ناحق است، اول باید این مرز مشخص شود.

وی افزود: «آقای کواکبیان اشاره کردند من سخنگوی کسی نیستم اما شما زیر تابلوی جریان خاصی هستید و چرا در مقابل شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران موضع نگرفتید؟» 

در این زمان مدیر مسئول حزب مردمسالاری خطاب به شریعتمداری گفت: «من در جاهای مختلف گفتم که آن شعار و نیز شعار جمهوری ایرانی و امثال اینها شعارهای انحرافی است و بارها در روزنامه مان هم موضع گیری کردیم اما آقایان از روز اول خواستند که جریان معترض در انتخابات را با جریان اغتشاشات یکی کنند.»

وی در ادامه گفت: «اگر در عاشورا ضد انقلاب آمد و اغتشاشگران فرصت پیدا کردند ما مقصر بودیم و تدبیر نکردیم، جو را امنیتی نمی کردیم و اجازه می دادیم مردم عادی با مسائل آشنا شوند.»

وی با اشاره به حماسه بی نظیر 22 خرداد اضافه کرد: «اگر از اول می آمدند همه آنها را یکی نمی کردند به اینجا نمی رسید. روز 25 خرداد بیش از 2میلیون نفر از میدان امام حسین تا میدان آزادی بدون دادن شعار راهپیمایی کردند اما گفتیم همه وابسته به آمریکا و اسرائیل و فتنه هستند.»

مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری گفت: «آن کسی هم که می گوید نه غزه نه لبنان، به خاطر لج بازی با برخورد های تند است، وقتی به کسی می گویند عامل اسرائیل و امریکا در حالی که عامل آنها نیست لج بازی می کند و شعار "نه غزه نه لبنان را می دهد"، حساب اینها با مثلا انجمن پادشاهی که می گوید ما ترور کردیم، جداست.»

نماینده مردم سمنان اظهار کرد: «اگر کسانی می روند بی بی سی را می بینند. این زنگ خطر است زیرا ما آنها را به اینجا کشاندیم و اگر صدا و سیما و مطبوعات ما دقیق عمل می کردند و همه اخبار را پوشش می دادند کار به اینجا نمی رسید.»

وی اظهار کرد: «راه این نیست که همه را اسرائیلی و آمریکایی معرفی کنیم و تنها خودمان را خوب بدانیم و دیگران را بد و اینکه آقای شریعتمداری خودشان را خوب بدانند این درست نیست.»

در ادامه حسین شریعتمداری اظهار داشت: «روزی که آقای خاتمی کاندیداتوری اش را اعلام کرد من در یادداشتی نوشتم که او کاندیدای اصلی نیست و نامزد اصلی، موسوی است زیرا مدیریت فتنه فرمولش را از قبل اعلام کرده بود.»

وی با اشاره به ملاقات خاتمی با جرج سوروس صهیونیست افزود: «زمانی که اصلاح طلبان آمدند و کمیته صیانت از آرا تشکیل دادند ما اعلام کردیم که اینها از پیروزی در انتخابات نا امیدند و بنا دارند که اعلام نمایند در انتخابات تقلب شده است. همچنین نوشتیم که این جریان نیاز به یک نماد رنگین دارد.»

مدیرمسوول کیهان خاطرنشان کرد: «وقتی که آقای خاتمی وسط ماجرا اعلام کرد که بهتر است رفراندوم شود، من گفتم این حرف خاتمی، پیشنهادات مایکل لدین نومحافظه کار آمریکایی است.»

این کارشناس رسانه یادآور شد: «شعار نه غزه نه لبنان دقیقا دو روز قبل از روز قدس توسط سایت وزارت خارجه اسرائیل پیشنهاد شد.»

وی افزود: «جسارت به منزل آقای صدوقی بد است که باید با آن هم طبق قانون برخورد شود اما باید دو کفه را دید. هر کس باید زیر تابلوی خودش باشد. نمی شود که از یک طرف برای فلسطین دل بسوزانیم و از طرفی علیه آن شعار دهیم.»

شریعتمداری تصریح کرد: «شعار روز 16 آذر پیشنهاد سایت گویا بود که رسما برای سازمان سیا آگهی استخدام چاپ می کند. اگر کسی جرمی مرتکب شده، باید مجازاتش را ببیند.»
 
وی افزود: «عده ای می گویند ما با وحدت مخالفیم. وحدت اصلی بین مردم است. کسانی که شعارهای ساختارشکنانه دادند، افراد درون نظام نیستند.»

شریعتمداری با اشاره به سخنان کواکبیان مبنی بر مسالمت آمیز بودن راهپیمایی 25 خرداد گفت: «آیا حمله برای خلع سلاح کردن مرکز بسیج مسالمت آمیز است؟ آیا شعار توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد، آتش زدن مسجد، مغازه ها، موتور سیکلت نیروی انتظامی و کشتن مادر و فرزندش در خیابان در همان روز مسالمت آمیز بود؟»

وی خطاب به مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری تصریح کرد: «شما می گویید توده های مردم، چه کسی آنها را به خیابان آورد؟ مگر صبح روز انتخابات آقایان رسما نگفتند که ما پیروزیم؟ مگر آن خانم نگفت اگر غیر از این شد، مردم به خیابان بریزند؟ پس از قبل تدارک دیده بودند.»

کواکبیان در این مناظره با اشاره به اینکه من دولت دهم را قانونی می دانم در پاسخ به تاکیدات شریعتمداری مبنی بر ضرورت مرزبندی افراد با دشمنان نظام گفت: «من منکر جریان سازمان یافته ضدانقلاب نیستم. عملکرد اینها با ذات انقلاب اسلامی مخالف است. اینها فرصت گیر آوردند که عقده های خود را خالی کنند اما معتقدم که می شد تدبیر کرد و نباید جو را امنیتی می کردیم و اینها را نباید با مردم عادی یکی بدانیم.»

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه "همه ما مقصریم" افزود: «شاید من هم دقیقا مرزبندی را انجام نداده باشم اما ما به جای رفتن به گذشته، مانند این برنامه تلویزیونی، باید رو به فردا برویم. من الان این دولت را قانونی می دانم و همه جا هم گفته ام. باید به فرمایشات رهبری عمل کنیم و معنی ندارد که بگوییم باید به انتخابات برگردیم.»

وی افزود: «مردم باور نمی کنند کسی را که شورای نگهبان تاییدش کرده، یک هفته بعد بگوییم که این عامل آمریکا است. مگر آقای احمدی نژاد هم که جشن پیروزی گرفت، مجوز از جایی گرفته بود؟ هنوز که ایشان از طرف شورای نگهبان تایید نشده بود.»

کواکبیان در ادامه مناظره زنده تلویزیونی سه شنبه شب شبکه سوم سیما با شریعتمداری با تاکید بر اینکه در ساختار جمهوری اسلامی ایران تقلب امکان پذیر نیست گفت: «با این وجود، معتقدم در انتخابات آینده وزارت کشور باید لایحه ای بیاورد تا جلوی وقوع برخی مسایل که پیش از برگزاری انتخابات انجام شد، گرفته شود.»

وی با بیان اینکه کسانی که در انتخابات وارد شدند باید تا آخر با پذیرش سازو کار موجود ادامه می دادند، افزود: «البته نباید یک طرف را معصوم بدانیم و طرف دیگر را وابسته به آمریکا. چرا باید حرف سوروس که یک صهیونیست است را بپذیریم ولی حرف کسی را که 8 سال رییس جمهور این مملکت بوده نپذیریم.» 

این نماینده مجلس تصریح کرد: «چرا آقای جلیلی با آمریکایی ها مذاکره کرد اشکال نداشت اما خاتمی اگر مذاکره کرد و 8 سال رئیس جمهور ما بوده این اشکال دارد. چرا وقتی "جلیلی مذاکره می کند می گوییم بخاطر منافع ملی است ولی "خاتمی" مذاکره می کند به خاطر منافع ملی نیست.»

مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری، شریعتمداری را به تخطئه کردن برخی شخصیتها و نخبگان متهم کرد و ادامه داد: «نمی شود که همه در یک طرف وابسته به موساد و سیا باشند و به این ترتیب دیگر هیچ کسی باقی نمی ماند و این بزرگترین خطر برای نظام است.»

کواکبیان در پاسخ به پرسش مجری که "فیصله دادن ماجرا را در کجا می بینید؟" گفت: «معتقدم در یک طرح جامع، حساب و وظیفه چهار بخش مردم، حاکمیت، نخبگان‌ و آن طرف آبی ها را از هم مجزا کنیم. باید همه کمک کنیم و با "اقناع" و "اعتدال" فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی را اجرا نماییم .»

وی افزود: «من تعبیری داشتم که همه طرفها بیاییم دور هم بنشینیم و یک لویه جرگه ایرانی تشکیل دهیم. بالاخره در این بیانیه هفدهم هم دولت پذیرفته شده است. به وزارت کشور گفتم چرا شما مجوز نمی دهید. باید اجتماعات، دادگاهها،‌ مناظره ها، اعمال ‌دولت و همه چیز بر اساس قانون باشد.»

شریعتمداری مدیر مسوول کیهان نیز با بیان این مطلب که ادامه برخی اتفاقات پس از فرمایشات رهبری در نماز جمعه 29 خرداد قابل درک نیست این پرسش را مطرح کرد که چگونه می توان رفتار برخی نخبگان را در این مدت تعبیر کرد و چرا این افراد اغتشاشگران را محکوم نکردند بلکه با بیانیه های خود از آنان دفاع نیز کردند.

وی با اشاره به برخی اقدامات اغتشاشگران و اهانت کنندگان به مقدسات افزود: «اصل ماجرا این است که میزان، حال فعلی افراد است. مگر نتانیاهو از شما (سران فتنه)‌ به عنوان بزرگترین سرمایه داخل ایران یاد نکرد؟‌ و مگر اوباما و وزیر خارجه اش از شما حمایت نکرد؟»

شریعتمداری خطاب به کواکبیان گفت:‌ «شما می فرمایید که بشدت با دخالت بیگانگان مخالفم. آقایانی مانند مهاجرانی و رمضانپور و کدیور را که ما معرفی می کردیم الان پناهنده شده اند. معتقدم جریانی که برخی اعضای اصلی اش هر از چندی به خارج پناهنده می شوند،‌ حداقل باید به فکر باشند.»

وی با تاکید بر اینکه همه مردم در یک طرف ماجرا هستند افزود: «یک عده قلیلی هستند که تکلیف شان مشخص است و به گفته مقام معظم رهبری مر قانون باید در موردشان اجرا شود و آنان برای اینکه خودشان را نجات بدهند، دیگران را جلو می اندازند.»

مدیر مسوول کیهان در واکنش به پیشنهاد کواکبیان مبنی بر تشکیل لویه جرگه گفت: «به نظر من، این، بازگشت به قهقرا و شیخوخیت و برای افغانستان است. مگر الان قانون نداریم؟ پیشنهاد من اجرای خود قانون است. در این نظام باید همه به قانون اقتدا و به آن تن دهند.»

کواکبیان در این لحظه در پاسخ به سخنان شریعتمداری گفت، شما که دارید می گویید، این آقایان از کشور خارج شده اند مگر از شما کسی پناهنده نشده است، مگر خبرنگار فارس پناهنده نشده است، شما فقط یک طرف قضیه را می بینید، هیچ حرفی از کهریزک و حمله به بیت اما نمی زنید.

کواکبیان با بیان این که؛ من وقتی می بینم تعداد زیادی استاد دانشگاه در بازداشت به سر می برم نگران می شوم، این طور که شما می گویید اوضاع بسیار خوب و مناسب است پس این مناظره برای چیست؟




واژه کلیدی :فرا رو و واژه کلیدی :آیت الله زرندی و واژه کلیدی :جماران




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸۸

 

 

 

مشروح مناظره/
شریعتمداری:سران‌فتنه نسخه‌دشمن را اجرا کردند/ کواکبیان:خاتمی،موسوی وکروبی باید با بیگانگان مرزبندی می‌کردند
 این مناظره به نقل از ایرنا در این وبلاگ استفاده شده ممکن است که با توجه با سیاست های ایرنا تنظیم شده باشد که جیرفت سی تی در این زمینه هیچ گونه دخل و تصرفی نداشته است.
 کرد شبستری.
"حسین شریعتمداری" در مناظره با "مصطفی کواکبیان" گفت: برای وابستگی سران فتنه به جریان استکبار اسناد غیرقابل انکاری وجود دارد و این افراد نسخه های بیگانگان برای ایجاد آشوب را مو به مو اجرا کردند، همچنین کواکبیان تاکید کرد عدم مرزبندی خاتمی، موسوی و کروبی با بیگانگان اشتباه بود.
کواکبیان در مناظره تلویزیونی با "حسین شریعتمداری" مدیر مسئول روزنامه کیهان که سه شنبه شب در برنامه زنده "رو به فردا" از شبکه سوم سیما پخش شد گفت: مردم ما در طول تاریخ نشان داده اند که هیچ گاه دربرابر ارزش ها کوتاه نمی آیند و تحمل نمی کنند که عده ای روز عاشورا به مقدسات توهین کنند.
وی دلیل ادامه جریانات پس از انتخابات را افراط گری طرف های مختلف دانست و افزود: هم جریانهای افراطی و هم جریان آن طرف مرز نمی خواهند این ماجرا تمام شود و جریانات خودسر کارهایی می کنند که به گفته رهبر معظم انقلاب کمک به دشمن است.
دبیرکل حزب مردم سالاری خاطرنشان کرد: باید به همه بخشهای قانون اساسی از جمله فصل حقوق ملت عمل شود. مثلا می گوییم راهپیمایی مجوز قانونی می خواهد. این باید برای همه باشد. اصل وجود هیات منصفه برای دادگاهها را هم داریم. «حمله به بیوت آیت الله صدوقی در یزد ، آیت الله دستغیب در شیراز و آیت الله زرندی در کرمانشاه و بیت حضرت امام در جماران هم محکوم است اما صدا و سیما هیچ کدام از اینها را نمی گوید.»
شریعتمداری مدیر مسئول کیهان نیز در این مناظره حرکت مردمی را در 9 دی پاسخی به 7 ماه اهانتهای جریان سازمان یافته درونی و بیرونی به مقدسات دانست و گفت: در روز عاشورا ماجرای این اهانتها به حضرت ابا عبدالله و قرآن رسید و طبیعی بود که مردم به خشم آمده دیگر نمی توانستند تحمل کنند و در روز 9 دی به دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی شان نشان دادند که پای ارزشهای انقلاب ایستاده اند.
وی با بیان اینکه ماجرای اخیر به هیچ عنوان جناحی نیست افزود: این مساله، تقابل یک جریان و فتنه سازمان یافته با مبانی و اصول انقلاب اسلامی است.
مدیرمسوول روزنامه کیهان مقایسه بین برخی اتفاقات مورد اشاره مدیر مسئول روزنامه مردم سالاری با فتنه را پس از انتخابات نادرست دانست و گفت: آن اتفاقات هم خطا بوده اما مقایسه این دو هم خطاست زیرا ، کسانی دقیقا با دنباله روی از یک فرمول شناخته شده بیگانه در مملکت آشوب کردند و برای تضعیف نظام اسلامی گام برداشتند که حمله به مردم، آتش زدن مساجد، پاره کردن عکس حضرت امام و توهین به ابا عبدالله الحسین از جمله کارهای آنان بود.
شریعتمداری افزود: اینها به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دادند و جرایم بزرگی است که باید طبق قانون به آنها رسیدگی شود.
به گفته وی ، در جبهه حق هم ممکن است کسانی باشند که آدم خوبی نباشند اما این دلیل نمی شود که بگوییم این جبهه ناحق است، اول باید این مرز مشخص شود.
وی افزود: آقای کواکبیان اشاره کردند من سخنگوی کسی نیستم اما شما زیر تابلوی جریان خاصی هستید و چرا در مقابل شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران موضع نگرفتید؟
کواکبیان پاسخ داد: من در جاهای مختلف گفتم که آن شعار و نیز شعار جمهوری ایرانی و امثال اینها شعارهای انحرافی است و بارها در روزنامه مان هم موضع گیری کردیم اما آقایان از روز اول خواستند که جریان معترض در انتخابات را با جریان اغتشاشات یکی کنند.
وی با اشاره به حماسه بی نظیر 22 خرداد اضافه کرد: اگر از اول می آمدند همه آنها را یکی نمی کردند به اینجا نمی رسید.
به گفته وی ، روز 25 خرداد بیش از 2میلیون نفر از میدان انقلاب تا میدان آزادی بدون دادن شعار راهپیمایی کردند اما گفتیم همه وابسته به آمریکا و اسرائیل و فتنه است.
مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری گفت: آن کسی هم که می گوید نه غزه نه لبنان، به خاطر لج بازی با فرد است و حساب اینها با مثلا انجمن پادشاهی که می گوید ما ترور کردیم ، جداست.
"اگر کسانی می روند بی بی سی را می بینند. این زنگ خطر است زیرا ما آنها را به اینجا کشاندیم و اگر صدا و سیما و مطبوعات ما دقیق عمل می کردند به اینجا نمی رسید."
**شریعتمداری: عده ای در داخل فرمول مدیریت فتنه را دنبال کردند
شریعتمداری در ادامه مناظره تلویزیونی با "مصطفی کواکبیان " دبیرکل حزب مردم سالاری اظهارداشت : روزی که آقای خاتمی کاندیداتوری اش را اعلام کرد من در یادداشتی نوشتم که او کاندیدای اصلی نیست و نامزد اصلی، موسوی است زیرا مدیریت فتنه فرمولش را از قبل اعلام کرده بود.
وی با اشاره به ملاقات خاتمی با جرج سوروس صهیونیست افزود: زمانی که اصلاح طلبان آمدند و کمیته صیانت از آرا تشکیل دادند ما اعلام کردیم که اینها از پیروزی در انتخابات نا امیدند و بنا دارند که اعلام نمایند در انتخابات تقلب شده است. همچنین نوشتیم که این جریان نیاز به یک نماد رنگین دارد.
مدیرمسوول کیهان خاطرنشان کرد: وقتی که آقای خاتمی وسط ماجرا اعلام کرد که بهتر است رفراندوم شود، من گفتم این حرف خاتمی، پیشنهادات مایکل لدین نومحافظه کار آمریکایی است.
این کارشناس رسانه یادآور شد: شعار نه غزه نه لبنان دقیقا دو روز قبل از روز قدس توسط سایت وزارت خارجه اسرائیل پیشنهاد شد.
وی افزود:جسارت به منزل آقای صدوقی بد است که باید با آن هم طبق قانون برخورد شود اما باید دو کفه را دید. هر کس باید زیر تابلوی خودش باشد. نمی شود که از یک طرف برای فلسطین دل بسوزانیم و از طرفی علیه آن شعار دهیم.
شریعتمداری تصریح کرد: شعار روز 16 آذر پیشنهاد سایت گویا بود که رسما برای سازمان سیا آگهی استخدام چاپ می کند. اگر کسی جرمی مرتکب شده، باید مجازاتش را ببیند. وی افزود: عده ای می گویند ما با وحدت مخالفیم. وحدت اصلی بین مردم است. کسانی که شعارهای ساختارشکنانه دادند، افراد درون نظام نیستند.
شریعتمداری با اشاره به سخنان کواکبیان مبنی بر مسالمت آمیز بودن راهپیمایی 25 خرداد گفت: آیا حمله برای خلع سلاح کردن مرکز بسیج مسالمت آمیز است؟ آیا شعار توپ ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد، آتش زدن مسجد، مغازه ها، موتور سیکلت نیروی انتظامی و کشتن مادر و فرزندش در خیابان در همان روز مسالمت آمیز بود؟
وی خطاب به مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری تصریح کرد: شما می گویید توده های مردم، چه کسی آنها را به خیابان آورد؟ مگر صبح روز انتخابات آقایان رسما نگفتند که ما پیروزیم؟ مگر آن خانم نگفت اگر غیر از این شد، مردم به خیابان بریزند؟ پس از قبل تدارک دیده بودند.

کواکبیان در این مناظره با اشاره به اینکه من دولت دهم را قانونی می دانم در پاسخ به تاکیدات شریعتمداری مبنی بر ضرورت مرزبندی افراد با دشمنان نظام گفت: من منکر جریان سازمان یافته ضدانقلاب نیستم. عملکرد اینها با ذات انقلاب اسلامی مخالف است. اینها فرصت گیر آوردند که عقده های خود را خالی کنند اما معتقدم که می شد تدبیر کرد و نباید جو را امنیتی می کردیم و اینها را نباید با مردم عادی یکی بدانیم .
نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه "همه ما مقصریم" افزود: شاید من هم دقیقا مرزبندی را انجام نداده باشم اما ما به جای رفتن به گذشته، مانند این برنامه تلویزیونی، باید رو به فردا برویم. من الان این دولت را قانونی می دانم و همه جا هم گفته ام. باید به فرمایشات رهبری عمل کنیم و معنی ندارد که بگوییم باید به انتخابات برگردیم.
وی افزود: مردم باور نمی کنند کسی را که شورای نگهبان تاییدش کرده، یک هفته بعد بگوییم که این عامل آمریکا است. مگر آقای احمدی نژاد هم که جشن پیروزی گرفت، مجوز از جایی گرفته بود؟ هنوز که ایشان از طرف شورای نگهبان تایید نشده بود.

**کواکبیان: لویه جرگه ایرانی تشکیل دهید/ شریعتمداری:به قانون عمل کنید
کواکبیان در ادامه مناظره زنده تلویزیونی سه شنبه شب شبکه سوم سیما با شریعتمداری با تاکید بر اینکه در ساختار جمهوری اسلامی ایران تقلب امکان پذیر نیست گفت: با این وجود، معتقدم در انتخابات آینده وزارت کشور باید لایحه ای بیاورد تا جلوی وقوع برخی مسایل که پیش از برگزاری انتخابات انجام شد، گرفته شود.
وی با بیان اینکه کسانی که در انتخابات وارد شدند باید تا آخر با پذیرش سازو کار موجود ادامه می دادند، افزود: البته نباید یک طرف را معصوم بدانیم و طرف دیگر را وابسته به آمریکا. چرا باید حرف سوروس که یک صهیونیست است را بپذیریم ولی حرف کسی را که 8 سال رییس جمهور این مملکت بوده نپذیریم.
مدیر مسوول روزنامه مردم سالاری، شریعتمداری را به تخطئه کردن برخی شخصیتها و نخبگان متهم کرد و ادامه داد: نمی شود که همه در یک طرف وابسته به موساد و سیا باشند و به این ترتیب دیگر هیچ کسی باقی نمی ماند و این بزرگترین خطر برای نظام است.
کواکبیان در پاسخ به پرسش مجری که "فیصله دادن ماجرا را در کجا می بینید؟" گفت: معتقدم در یک طرح جامع، حساب و وظیفه چهار بخش مردم، حاکمیت، نخبگان‌ و آن طرف آبی ها را از هم مجزا کنیم. باید همه کمک کنیم و با "اقناع" و "اعتدال" فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی را اجرا نماییم .
وی افزود: من تعبیری داشتم که همه طرفها بیاییم دور هم بنشینیم و یک لویه جرگه ایرانی تشکیل دهیم. بالاخره در این بیانیه هفدهم هم دولت پذیرفته شده است. به وزارت کشور گفتم چرا شما مجوز نمی دهید. باید اجتماعات، دادگاهها،‌ مناظره ها، اعمال ‌دولت و همه چیز بر اساس قانون باشد.
شریعتمداری مدیر مسوول کیهان نیز با بیان این مطلب که ادامه برخی اتفاقات پس از فرمایشات رهبری در نماز جمعه 29 خرداد قابل درک نیست این پرسش را مطرح کرد که چگونه می توان رفتار برخی نخبگان را در این مدت تعبیر کرد و چرا این افراد اغتشاشگران را محکوم نکردند بلکه با بیانیه های خود از آنان دفاع نیز کردند.
وی با اشاره به برخی اقدامات اغتشاشگران و اهانت کنندگان به مقدسات افزود: اصل ماجرا این است که میزان، حال فعلی افراد است. مگر نتانیاهو از شما (سران فتنه)‌ به عنوان بزرگترین سرمایه داخل ایران یاد نکرد؟‌ و مگر اوباما و وزیر خارجه اش از شما حمایت نکرد؟
شریعتمداری خطاب به کواکبیان گفت:‌ شما می فرمایید که بشدت با دخالت بیگانگان مخالفم. آقایانی مانند مهاجرانی و رمضانپور و کدیور را که ما معرفی می کردیم الان پناهنده شده اند. معتقدم جریانی که برخی اعضای اصلی اش هر از چندی به خارج پناهنده می شوند،‌ حداقل باید به فکر باشند.
وی با تاکید بر اینکه همه مردم در یک طرف ماجرا هستند افزود: یک عده قلیلی هستند که تکلیف شان مشخص است و به گفته مقام معظم رهبری مر قانون باید در موردشان اجرا شود و آنان برای اینکه خودشان را نجات بدهند، دیگران را جلو می اندازند.
مدیر مسوول کیهان در واکنش به پیشنهاد کواکبیان مبنی بر تشکیل لویه جرگه گفت: به نظر من، این، بازگشت به قهقرا و شیخوخیت و برای افغانستان است. مگر الان قانون نداریم؟ پیشنهاد من اجرای خود قانون است . در این نظام باید همه به قانون اقتدا و به آن تن دهند.
سیام/9121



واژه کلیدی :مصطفی کواکبیان و واژه کلیدی :حسین شریعتمداری و واژه کلیدی :رو به فردا




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸۸

  کاپیتان سابق تیم استقلال در جدیدترین مصاحبه خود به خبرگزاری رسمی کشور که اخبار آن بعنوان سند محسوب می شود با اشاره به مسائل و مشکلات حال حضار فوتبال کشور از رییس سازمان لیگ بعنوان متولی فوتبال حرفه ای خواسته است با معرفی افرادی که درحال ضربه زدن به فوتبال کشور هستند و آبرو و حیثیت فوتبال ایران را به خطر انداخته اند از وارد آوردن ضربه نهایی جلوگیری کند.

  گزارش جیرفت سی تی به نقل از ایرنا ، این فوتبالیست نام آشنای ایران ادامه داده است: خوشحالم که در فوتبال آلوده ایران حضور ندارم تا مجبور به انجام بعضی از کارهای زشت و دور از شان یک ورزشکار شوم.
   کاپیتان اسبق تیم فوتبال استقلال تهران گفت: اگر امروز فوتبال ایران در آسیا تحقیر می شود، باید بدانیم دلیل این موضوع همان دست های پشت پرده در فوتبال کشورمان هستند.
   فوتبال ما گرفتار چنان وضعیتی شده که در تورنمنت یک کشور عربی با وجود آن همه تماشاگری که پرچم های ایران را در دست داشتند از تیم هایی گل می خورد که تنها می توان گفت: ما دچار یک گرفتاری رو به بحران در فوتبال سرزمینی شده ایم که روزگاری نه چندان دور ستاره های فوتبال ما بعنوان الگوهای فوتبالیست های حاشیه نشینان خلیج فارس محسوب می شدند. جیرفت سی تی امیداور است که بار دیگر پرنده فوتبال ایران پرواز جادویی دیگری را با غزال های تیز پای خود و پروازهای مظلومی گونه و شوت های راه دور و تکنیک های در اختیار تاکتیک تیمی خود بتواند بر فراز آسمان فوتبال قاره کهن به پرواز در آید و مردم سرزمین دلیران و آرش کمانگیر با غرور و سربلندی آن را به یکدیگر نشان دهند و به فوتبال و فوتبالیست های خود افتخار کنند. همانطوریکه هم اکنون علی دایی بعنوان افتخار فوتبال ایران در سراسر جهان مطرح و مشهور است.

  به امید پروازی دیگر نشسته ایم . کرد شبستری. و اما بخوانید مصاحبه آقای حسن روشن یکی از پدیده های فوتبال ایران را در دهه شصت.

 

روشن: افراد پشت پرده در آینده موجب تعلیق فوتبال ایران خواهند شد
پیشکسوت فوتبال ایران گفت: با مشخص شدن کارهایی که افراد پشت پرده در فوتبال ایران انجام می دهند به طور حتم کشورمان در آینده با تعلیق فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) مواجه خواهد شد.
حسن روشن روز یکشنبه در گفت و گو با ایرنا، افزود: اگر فوتبال ایران اسیر دست افراد پشت پرده نبود و آنها بعضی از حواشی را برای فوتبال کشورمان درست نمی کردند، فوتبال ایران در عرصه های بین المللی از جایگاه بسیار بهتری برخوردار بود.
وی گفت: خوشحالم که در فوتبال آلوده ایران حضور ندارم تا مجبور به انجام بعضی از کارهای زشت و دور از شان یک ورزشکار شوم.
کاپیتان اسبق تیم فوتبال استقلال تهران گفت: اگر امروز فوتبال ایران در آسیا تحقیر می شود، باید بدانیم دلیل این موضوع همان دست های پشت پرده در فوتبال کشورمان هستند.
وی تصریح کرد: تعداد افرادی که در فوتبال ایران چنین نقش نامطلوبی را ایفا می کنند بسیار زیاد هستند و مسئولان مربوطه باید دست آنان را چنان از فوتبال ایران کوتاه کنند که دیگر کسی جرعت چنین کارهایی را نداشته باشد.
روشن گفت: برای افشاگری دست های پشت پرده فوتبال نیازمند فرد قدرتمندی هستیم که بتواند این کار را با جرعت تمام انجام دهد و آنان را به مردم معرفی کند.
وی افزود: رد پای افراد پشت پرده در همه جای فوتبال کشور به خوبی قابل مشاهده است و برای دیدن آنها لازم نیست تلاش زیادی انجام داد.
پیشکسوت فوتبال ایران مدعی شد که رییس سازمان لیگ فوتبال ایران باید نام کسانی را که در حال حاضر به فوتبال کشور لطمه وارد می کنند به مردم معرفی کند تا فوتبال کشور بیش از این دچار مشکل نشود.

 




واژه کلیدی :حسن روشن و واژه کلیدی :سازمان لیگ




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

 

1- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده آدم‌ها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 

2- آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یکی است).

 

3- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند (آدم‌های معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند کسانی که همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم).

 

4- آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درک می‌کنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»

************

خوب حالا شما فکر کنید که از کدامشان هستید و می خواهید کدام باشید این چیزیست که خود شما انتخاب می کنید و می توانید اگر بخواهید از این چهار نوع انسان یکیش باشید.




واژه کلیدی :دکتر علی شریعتی و واژه کلیدی :سکوت




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق  کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .

بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .

روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .

روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .

شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .

معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا ؟ "

 "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! "

 "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . "

دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .

معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .

آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند  با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .
همدیگر را دریابید قبل از آنکه مرگ شما را دریابد
او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود . پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .

کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند . معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : " آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ "
 
معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا"

 سرباز ادامه داد : " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . "پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز
که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .

خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .

مادر مارک گفت : " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . "

همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : " من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . "

همسر چاک گفت : " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . "

مارلین گفت : " من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . "
سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه . . . . " . " من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد . "

معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .

سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد
افتاد .
 بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.

اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، به نظرشما این اولین باری خواهد بود
که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر در روابط تان نکردید ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط سید جواد سانچارکی 



واژه کلیدی :معلم و واژه کلیدی :همکلاسی و واژه کلیدی :سرباز




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

- سیامک رحمانی: 
 کفاشیان نانی بود که علی آبادی توی دامن ان فوتبال گذاشت

این هم از دسته گل های بسیار خوشبوی آقای عادل خان فردوسی پور یک برنامه  یک مصاحبه و صدها اظهار نظر دوستان قلم بدست معترض و غیر معترض .

تقدیمی از جیرفت سی تی به فوتبال دوستان ایران کهن. این ایران این مهد دلیران.

  حافظه تاریخی نداریم که نداریم. حالا هم آقای دادکان است که از پس چند سال دوری و سکوت آمده و دوباره شده قهرمان ما. البته عادل فردوسی پور خوب می‌دانست که چه کسی را باید به برنامه‌اش دعوت کند تا پنبه محمد علی‌آبادی را بزند. این را هم همه می‌دانند که کفاشیان نانی بود که علی آبادی توی دامن این فوتبال گذاشت و اگر حالا داریم با کله به سقوط آزاد خود ادامه می‌دهیم، به خاطر چیزی است که در حق این فوتبال روا نبود و شد. این که کسی می خواست در عین خودرایی و بی‌مصلحتی، فوتبال ایران را به باد بدهد( و ماه‌ها آن را به محاق تعلیق برد) فقط برای این که دوست داشت جدا از ریاست بر سازمان ورزش فوتبال را هم در تیول خود داشته باشد. اینها را همه می‌دانند و البته اشکالی هم ندارد که آقای دادکان بیایند و با کارت سفیدی که از بالا دارند کمی غبار روبی کنند و از پشت پرده‌ها بگویند. این از تیزهوشی فردوسی‌پور است که حالا و در روزهایی که حتی انتقاد از مدیریت فوتبال هم سخت شده و می‌شود از آن تعبیرهای سیاسی کرد، می‌رود سراغ یکی از «خودی»ها تا بتواند کمی از فاجعه بگوید. این که کفاشیان در این میانه چقدر معطل است و حتی برای آوردن و بردن سرمربی ملسی هم بی‌اختیار است و همه چیز از جای دیگر آب می‌خورد. خب همه اینها درست. اما یادمان نرود که برای این فاش‌گویی‌ها نیازی نیست که از آقای دادکان قهرمان بسازیم؛ آن هم فقط به خاطر این که مجوز کمی تندروی و انتقاد را دارد که خودش جای پرسش دارد که چرا.
  یادمان باشد که دادکان کی رفت، چرا رفت و وقتی بود چه کرد. رییس فدراسیون اسبق که امروز گمان می‌کند با گذشت تنها سه-چهار سال، همه، همه چیز را فراموش کرده اند و می‌تواند در نقش رابین‌هود ظاهر شود. انتقاداتی که دادکان از وضعیت کنونی می‌کند به جای خود، اما چه دلیلی دارد که دادکان بخواهد فاجعه شکست حقارت‌آمیز ایران در جام‌جهانی آلمان را وارونه جلوه بدهد و جوری بگوید که انگار در اوج موفقیت از این فوتبال رفته است. آن بازی های مصیبت‌بار را که نمی شود از تاریخ پاک کرد. آن اصرار بر بازی کردن علی دایی و آن حمایت کورکورانه از ندانم کاری‌های برانکو و حاصلی که به بار نشست. آنها که پس از حذف ایران از جام‌جهانی برای دایی و میرزاپور و برانکو پیامک ساختند و فضا را پر کردند، همین ما بودیم که دوباره دوشنبه شب به اس‌ام‌اس هایمان پناه بردیم که کار دیگری از دستمان بر نمی‌آمد. آن فاجعه هم دستپخت شما بود آقای دادکان. با همین آقای فرکی و همایون شاهرخی و مجد قوانلو و زمان‌آبادی و دیگر اعضای تیم‌تان که در برنامه نود از آنها تجلیل و تشکر کردید. چرا می‌گویید آنها به خاطر حمایت از شما خانه‌نشین شده‌اند و جوری از دادکانیسم یاد می‌کنید که انگار یکی از مکاتب رستگاری جهان است. آقای شاهرخی و آقای فرکی در فوتبال ایران کار کرده‌اند و توانایی‌هایشان بر کسی پوشیده نیست. حالا باید گمان کنیم که آنها ناجی فوتبال ما خواهند بود؟ آقای دادکان جوری از هماهنگی و بی‌اشکالی تیم همکارش حرف می‌زند که انگار مخاطبان‌اش همه کورند و کرند. آن ماجراها که بر سر ریش‌های لنگری و موی بازیکنان ملی پوش پیش آمد و می‌خواستید خیلی‌ها را محروم کنید یادمان نرفته. همان وقت که با یک تشر علی دایی موج فرو نشست. سخنگوی سازمان آن حرف‌ها را گفت که پس از آن گفتید دیگر مصاحبه نکند تا چنین شرهایی درست نشود. هماهنگی که می گویید همین است دیگر. و بعد می‌خواهید مشت بر میز بکوبید و از صداقت تان بگویید که همیشه جز راست نگفته‌اید. اما واقعا شما می‌خواستید برانکو را به ایران برگردانید؟ یعنی به خاطر آن فشارها نبود؟ یادتان رفته که با شاهرخی داشتیم در رنکینگ فیفا سقوط می‌کردیم و مهرعلیزاده برای استخدام یک سرمربی خارجی اولتیماتوم داد و تاریخ مشخص کرد؟ یادتان هست که می‌خوستید دفع‌الوقت کنید و یک روزنامه ورزشی برای پایان مهلت‌تان شمارش معکوس گذاشت و صدایتان درآمد که اینها دارند مرا تحت فشار می‌گذارند و به مدیران روزنامه فشار آوردید که آن شمارش معکوس را بردارند؟ اگر این فشارها نبود، شما همان آدمی نبودید که می‌گفتید تا آخرش پای شاهرخی می‌ایستید؟ مثل حالا که می‌گویید پای برانکو و اشتباهات‌اش هم ایستاده اید؟ آیا زمان شما و برانکو نبود که تعویض نشدن علی دایی و سیطره‌اش بر کلیت تیم ملی تبدیل به کابوس فوتبالدوستان شده بود؟ که برای تعویض او در بازی با ژاپن در تهران، هفته ها برنامه‌ریزی و سناریونویسی کردید تا مثلا مصدوم شود و به جایش هاشمیان بیاید به زمین و گل بزند؟ برای یک تعویض معمولی؟ اینها همان افتخاراتی است که به آن می‌بالید؟ یادتان هست که مایلی کهن را سرمربی تیم امید کردید که به خاطر صدای تخته‌نرد هفته‌ها فوتبال ایران را بلرزاند؟ یادتان می‌آید وقتی از رسیدن به المپیک بازماندیم گفتید:«نرفتن به المپیک فاجعه نیست» و صدای همه را درآوردید؟ ماجرای رفتن تیم ملی به انگلیس و آن حقارت‌ها را یادتان هست؟ آقای غمخوار و جنجالی که بر سر فروش بلیت‌های جام‌جهانی و درآمد آن به پا شد را هم فراموش کرده‌اید؟ یا آن نشان لیاقت‌ که همه می‌دانند چگونه مهرعلیزاده علی‌رغم مخالفت بسیاری از کارشناسان واسطه شد تا خاتمی به شما بدهد. همان عکسی که دوستان‌تان در فدراسیون در تیراژ سرسام‌آور چاپ‌اش کردند و به در و دیوار استادیوم‌ها زدند تا:«نشانی که بر سینه لیاقت نشست!» را گرامی داشته باشند. یادتان رفته که ساختمانی را که صفایی فراهانی برای فدراسیون خریده بود فروختید و جایی دیگر ساختمان گرفتید تا پلاکی سربی را که نام صفایی را بر خود داشت تحمل نکنید. فقط به خاطر این که معاون ناخواسته فدراسیون صفایی بودید و وقتی که رفت و زمام امور را به دست شما داد گفت:«فوتبال را به دست نامادری‌اش سپردم.» اینها را یادتان رفته آقای دادکان؟
  تقصیر شما هم نیست البته. ما حافظه تاریخی نداریم که نداریم. حالا هم آقای دادکان پس از همه اینها آمده تا قهرمان فوتبال ما باشد. مبارک است. لیاقت ما اگر بیش از این بود مدال‌اش را اینگونه به هر مدیری نمی‌دادند آقای دادکان. و یادتان باشد که همین آقای علی‌ابادی هم دو سال که از ورزش دور باشد و برگردد آبها همه از آسیاب افتاده است و ما همه چیز را فراموش کرده‌ایم. بلا روزگاریست.




واژه کلیدی :سیامک رحمانی و واژه کلیدی :فراهانی و واژه کلیدی :برانکو و واژه کلیدی :شاهرخی و فرکی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

 

حمله بی‌سابقه دادکان به علی‌آبادی، واعظ و ورزش سیاسی

حمله بی‌سابقه دادکان به علی‌آبادی، واعظ و ورزش سیاسی

- محمد دادکان در برنامه نود محمد علی‌آبادی را عامل همه ناکامی‌های فوتبال معرفی کرد.

دادکان در این برنامه با اشاره به افت فاحش فوتبال ملی گفت: «این آقا با من مشکل داشت و مشکلش هم این بود که می خواست رئیس فدراسیون فوتبال شود. برای همین هم بود که مرا برکنار کرد. آقای فردوسی پور شما که الان برنامه 90 را دارید ، حاضرید برنامه 89 را هم اجرا کنید؟ علی آبادی که رئیس بود می خواست رئیس فدراسیون فوتبال هم باشد اما فیفا نگذاشت تا او کفاشیان را برگزیند که در حقیقت فقط یک اسم بود.»

دیگر کسی که دادکان انتقادات تندی از او داشت ، واعظ آشتیانی بود:« آقایی آمده و در مقام کارشناس می گوید سازمان ورزش ما خالی از نیروهای متخصص است. آخر مگر شما خودت ورزش را می شناسی یا کارشناسی که این حرف را می زنی؟ پیشکسوتان ورزش در خانه های شان نشسته اند و جمعی مدیر صنعتی، سپاهی، ارتشی و سیاسی می آیند در مباحث تخصصی حرف می زنند.»

او همچنین افق چشم انداز ورزش کشور را که در اختیار مدیران سیاسی چون علی سعیدلو است را تاریک دانست و گفت:« در بازی های گوانگجو حتی در جمع 7 تیم بالای جدول هم نخواهیم بود.»




واژه کلیدی :محمد علی آبادی و واژه کلیدی :واعظ و واژه کلیدی :محمد دادکان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

دادکان در برنامه نود: افتخارم این است که توسط علی‌آبادی برکنار شدم

دادکان در برنامه نود: افتخارم این است که توسط علی‌آبادی برکنار شدم

- شب گذشته محمد دادکان رییس اسبق فدراسیون فوتبال میمهان عادل فردوسی پور در برنامه نود بود.

عادل فردوسی پور اینقدر روی دعوت او به برنامه پر بیننده اش اصرار کرد که سرانجام رئیس سابق فدراسیون فوتبال پذیرفت به استودیو 90 رفت و از همه چیز سخن گفت.

دادکان که چندی پیش بحث بازگشتش به فوتبال در میان بودبا حضور در این برنامه در مورد فوتبال،حاشیه های آن و اتفاقاتی که پس از رفتنش از فدراسیون فوتبال افتاده صخبت کرد.

دادکان گفت: قبل از انقلاب همین شکلی بودم موهام همینجوری بود این ریش رو هم داشتم مثل بعضی ها نبودم بعد از انقلاب ظاهرم عوض بشه ! علی ابادی به ریاست فدراسیون طمع داشت!

دادکان، رییس سابق فدراسیون فوتبال ایران در برنامه دیشب 90 به عادل فردوسی پور گفت:«من به سه چیز در دوران ریاست فدراسیون افتخار می کنم. رفتن به جام جهانی، گرفتن نشان لیاقت مدیریت و اخراج در زمان علی آبادی !

وی ادامه داد: تیمی که قرار بود با مدیریت ناب علی آبادی قهرمان آسیا و یکی از چهار تیم برتر جهان شود، چگونه سیری قهقرایی را در پیش گرفت که حالا برتری برابر قطر برایش رؤیا شود و شکست خوردن در سه بازی متوالی، امری عادی باشد؟

گفتنی است پیش از این محمد دادکان آخرین بار، چند روز پیش از سفر به آلمان برای حضور در جام جهانی، در ارتباط مستقیم ویدیو کنفرانس با برنامه نود، حرف زده بود .

  جیرفت سی تی که گرداننده آن خود زمانی فوتبالیست و ورزشی نویس بوده نیز به محمد دادکان احسنت می گوید. کاری که اینها بر سر ورزش این کشور آوردند در تاریخ ثبت خواهد شد. هر روز شاهد ریزش تماشاچیان هستیم و هر روز شاهد لاغرتر شدن ورزشکارانی هستیم که پیراهن تیم ملی این کشور را بر تن می کنند و با پک زدن به قلیانهای طعم دار به ریش من این ملت بیچاره می خندند. اختلافات خیابانی و خانوادگی خود را وارد ورزش می کنند و پولهای میلیونی ملت را در سواحل ترکیه، تایلند و جزایر اندونزی به هوا پرتاب می کنند. خیلی ها هم از برکت سر نامدیریت هایی که در ورزش رشته های مختلف شاهد آن هستیم میلیاردها ریال به جیب مبارک زیخته اند البته می گویند سکه خریده ایم که نکند از ارزش پول ملی کاسته شود.
وقتی فکر می کنم که گفته اند اگر روزی چهار مرتبه سوره زلزال را بخوانید ثواب یک ختم قرآن را دارد به همه چیز یعنی همه نتیجه ها می رسم . اما کو گوش شنوا! همه دنبال کشتن هستند! شمشیرهای تیز کرده را از رو بسته اند و به جز کشتن و یا فراری دادن افراد به هیچ چیز راضی نمی شوند حال اگر این فرد محمد دادکان باشد.
حسین کرد شبستری.



واژه کلیدی :محمد دادکان و واژه کلیدی :برنامه نود و واژه کلیدی :عادل فردوسی پور




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸

  بارها و بارها از زبان آنانی که خاک این ملک و مملکت را به خوبی کف دست هایشان می شناسند شنیده ام که ایران سرزمینی استثنایی است که اگر درست مدیریت شود قادر به تامین بسیاری از نیازهای مردم این کره خاکی است. جیرفت سی تی از اینکه می بیند فرصت ها در حال به هدر رفتن است تنها متاسف می شود و همه چیز را به سکوت واگذاشته است زیرا سکوت هرگز اشتباه نمی کند. اشتباه نکنید بی تفاوت نیستیم همینکه می بینید این مطلب را خط خطی می کنیم بدانید که ما هم می گوییم:

چو ایران نباشد تن من مباد  و اگر قلبی که در سینه ماست برای این آب و خاک و دین نتپبد بهتر همان که هرگز نتپد. یک کشاورز در گوشه ای از جنوبی ترین استان کشور کاری کرده است کارستان اما این ظیفه رسانه های تصویری و نوشتاری ماست که در زمینه معرفی محصولات اینگونه ای وارد عمل شوند و با تهیه فیلم های مستند اطلاع رسانی به موقعی داشته باشند .  حسین کرد شبستری گیلانی .

 

 

برای اولین بار محصول باغ کاکتوس ایران در بازار تهران عرضه شد
بندعباس - روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی بندرعباس اعلام کرد: برای اولین بار محصول باغ کاکتوس ایران واقع در این شهرستان در بازار تهران عرضه شد.
مالک اولین باغ کاکتوس ایران ، وسعت این باغ را بیش از پنج هکتار ذکر کرد که از هر هکتار آن بین 10تا 15تن محصول برداشت می شود.
محمد تقی عامری سیاهویی افزود: به علت خشکسالی و خشک شدن باغهای مرکبات، با راهنمایی مسوولان جهاد کشاورزی هرمزگان اقدام به کشت جایگزین با اقلامی که نیاز کمتری به آب دارند نمودم.
در اطلاعات متشره سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان مدت این خشکسالی ده سال ذکر شده که در اثر آن بخش زیادی از باغها و نخلستانهای این استان خشک شده اند.
وی اضافه کرد: در این راستا با آشنایی که از قبل با انواع کاکتوس ها داشتم اقدام به ایجاد باغی در سطح پنج هکتار از زمینهای روستای سرسیاهو ازتوابع بندرعبا س کردم که با گذشت چهار سال اولین محصول آن برداشت شد.
به گفته وی از زمان کاشت کاکتوس تا زمان به ثمرم نشستن آن بسته به نوع آب و هوا و نگهداری بین دو تا چهار سال زمان می برد.
این باغدار که کشت کاکتوس را از سال 85 خورشیدی در روستای سیاهو بندرعباس آغاز کرده بیان داشت: از برگهای کاکتوس جهت تولید و تکثیر این گیاه استفاده می شود و میوه گلاب شکل آن به طول 5 و عرض 3سانتیمتر دارای رنگ زرد و قرمز است مه اواسط پاییز تا دیماه قابل برداشت است.
عامری با اعلام اینکه برگ های کاکتوس در همه فصول سال قابل برداشت است قیمت هر کیلوگرم میوه آن را بطور متوسط بین 15تا 20هزار ریال ذکر کرد.
مالک اولین باغ کاکتوس ایران یادآورشد: به رغم استفاده ای که در خارج از برگ های کاکتوس می شود متاسفانه در کشور ما مردم با آن آشنایی ندارند.
این باغدار در ادامه تصریح کرد: تحقیقات نشان داده بومیان آمریکایی و مکزیکی که در رژیم غذایی خود از برگ و میوه کاکتوس مصرف کرده اند نسبت به بومیانی که به شهرها رفته و از این گیاه مصرف نکرده اند دو و نیم درصد کمتر به دیافت مبتلا شده اند.
به گفته وی میوه کاکتوس موجب بالارفتن قدرت کبد و پانکراس شده و تولید انسولین را در بدن با افزایش روبرو می کند.
عامری در ادامه افزود: در تحقیقات کلینیکی به اثبات رسیده که در بهبود و کاهش تورم های ماهیچه ای ، دستگاه گوارش ، شریانها و مفاصل موثر بوده و در کاهش فشار خون و کاهش وزن هم نقش بسزایی ایفا می کند.
برگ کاکتوس دارای آب و مواد غذایی کاملی است که در سالاد به جای کاهو از آن استفاده می شود.
برگ های متوسط این گیاه به صورت آب پز و یا سرخ شده مصرف خوراکی دارد و از میوه آن مربا، شربت و آب میوه تولید می شود و از رنگ قرمز آن در صنایع غذایی و آرایشی استفاده می شود.
عامری اضافه کرد: محصولات دارویی این گیاه به صورت قرص و عصاره در بازارهای اروپا و آمریکا عرضه می شود و افرادی که با آن آشنایی دارند به طور مستمر از آن استفاده می کنند و بر همین اساس اولین برداشت محصول باغ کاکتوس را در بازار تره بار تهران عرضه کردم.
به گفته عامری از زمان کشت درخت تا زمان به بار نشستن آن بین دو تا چهار سال طول می کشد.
روستای سیاهو که نارنگی آن شهرت ملی دارد در 60کیلومتری شمال بندرعباس قرار دارد.



واژه کلیدی :کاکتوس و واژه کلیدی :میوه کاکتوس و واژه کلیدی :مکزیکی و واژه کلیدی :محمدتقی عامری سیاهویی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸۸

مشکلات جنسی ، علت 50 درصد طلاق ها

بین 50 تا 60 درصد طلاق خانواده ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی است که در بیش از 30 درصد از هر دو جنس شایع است
متن کل خبر : بین 50 تا 60 درصد طلاق خانواده ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی است که در بیش از 30 درصد از هر دو جنس شایع است ؛ در حالی که برای حل این مشکل بزرگ اجتماعی هیچ برنامه و دستگاه مسوولی در کشور نداریم.


کاظم فروتن در سومین کنگره سراسری خانواده و سلامت جنسی که بدون حضور هیچ یک از مسوولان دولتی در مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان افتتاح شد، با اعلام این مطلب افزود: حدود 30 درصد زنان و مردان به نوعی دچار یکی از اختلالات جنسی هستند.


وی گفت: ناتوانی جنسی و انزال زودرس در مردان و بی میلی جنسی در زنان شایع ترین اختلالات جنسی است که متاسفانه بسیاری از خانواده ها از وجود این مشکلات آگاهی ندارند و همین امر موجب مشاجرات و اختلافات خانوادگی شده که در نهایت به طلاق منجر می شود.


وی افزود: متاسفانه برای مشکلی به این گستردگی هیچ برنامه ای در کشور وجود ندارد و هیچ دستگاه یا شورای کشوری برای کنترل آن نداریم در حالی که برای مساله ای مانند دیابت که حداکثر 7 درصد مردم جامعه را متاثر می کند این همه برنامه و شورای کشوری داریم.


وی گفت: حتی در مورد دیابتی ها هم حدود 30 درصدشان به علت همین بیماری دچار ناتوانی و اختلال جنسی می شوند، اما در درمان دیابتی ها به همه مسائل توجه می شود؛ جز درمان مسائل و مشکلات جنسی.


فروتن ادامه داد: راه حل اساسی برای کنترل این معضل بزرگ اجتماعی در مرحله اول تشکیل شورای ملی سلامت خانواده است که بتواند برنامه ریزی های لازم برای کنترل این اختلالات در سطح کشور انجام دهد، باید آموزش های خانواده ها قبل و حتی بعد از ازدواج اجباری شود.


وی گفت: برای درمان افراد دچار اختلالات جنسی نیز تشکیل کلینیک های سلامت خانواده در تمام استان های کشور لازم است ؛ در حالی که اکنون فقط یک کلینیک از این نوع در تهران داریم.


وی ادامه داد: آموزش های جنسی باید از سنین پایین تر در مدارس و با توجه به مسائل و نیازهای هر سن انجام شود تا به انحراف منجر نشود، در صورتی که اگر برنامه مدونی برای آموزش مردم در مورد مسائل جنسی با رعایت اصول فرهنگی و مذهبی داشته باشیم و این موضوع را تمام دستگاه های مسوول درمانی ، فرهنگی و اجتماعی جدی بگیرند می توانیم بسیاری از این مشکلات را در جامعه کم کنیم.


وی گفت: متاسفانه بی توجهی به این مسائل موجب افزایش سالانه 17 درصد طلاق در جامعه شده است و آمارهای مختلفی که در مورد نسبت ازدواج به طلاق بیان می شود، نشان دهنده این است که بین 10 تا 20 درصد ازدواج ها در کشور به طلاق می انجامد

نویسنده : قاسمی ; ساعت ۸:۱۶ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۵ دی ،۱۳۸۸
"جیرفت سی تی ای مطلب را به دلیل اهمیت موضوع آورده و از طرفی شاهد هستیم که برای غربالگری 22میلیون نفر از جمعیت ایران در خصوص دیابت فراخوان هایی صورت گرفته که امیدواریم عملی شود و نتیجه آن در اختیار دانشمندان گذاشته شود."



واژه کلیدی :مشکلات جنسی و واژه کلیدی :سلامت جنسی و واژه کلیدی :کاظم فروتن




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸۸

جزئیات تازه از قتل ندا آقا سلطان
با انتشار فیلمی مستند از قتل ندا آقا سلطان نقش بیگانگان در قتل های رسانه‌ای افشا شد.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از روزنامه وطن امروز، ندا آقا سلطان و قتل وی در جریان حوادث پس از انتخابات، سوژه‌ای برای حامیان داخلی موسوی و رسانه‌های خارجی حامی وی شد تا وی را به عنوان‌نماد مظلوم‌ نمایی خود قرار داده و با انتشار غیر قابل برآورد آن در تمام رسانه‌های دنیا، اقدام به پیگیری اهداف خود کردند.
این روز‌ها زوایای مختلفی از دروغ‌پردازی‌های سران جریان موسوم به سبز، از‌ حوادث پس از انتخابات تاکنون آشکار شده و همین موضوع نه‌ تنها موجب بی‌اعتباری‌ آنها که باعث خشم ملت نسبت به آنها و درخواست برخورد شدید دستگاه قضا با این هتاکان و دروغگویان شده است.
این روزها که عامل اصلی حوادث انتخابات یعنی موسوی، خود به دروغ بودن محرک اصلی آشوب‌ها ـ یعنی ادعای تقلب ـ معترف شده و پروژه‌های مضحکی چون سعیده‌پور‌آقایی، ترانه موسوی، عاطفه امام و در راس آنها پروژه خنده‌دار «72 تن» تشت رسوایی این جماعت شده؛ افشای پشت پرده قتل ندا‌آقا سلطان می‌تواند اوج نفاق و شیطان صفتی هدایت‌کنندگان آشوب‌های پس از انتخابات در تهران را هویدا کند.
طی چند هفته اخیر فیلمی جدید و ارزیابی شده از صحنه معروف قتل ندا آقا سلطان در فضای سایبر منتشر شده که بررسی آن نشان می‌دهد، قتل ندا آقا سلطان، بسیار مشکوک و یک پروژه طراحی شده از سوی عوامل سرویس‌های امنیتی انگلیس و آمریکا بوده است.
تناقضات این فیلم و نیز اظهارات آرش حجازی به عنوان فرد حاضر در صحنه و متهم اصلی قتل ندا آقاسلطان از یک سناریوی از قبل طراحی شده برای این موضوع خبر می‌دهد.
براساس تحلیل و بررسی‌های تهیه‌کنندگان این فیلم مستند، آقا سلطان در این صحنه کشته نشده و در جای دیگری به قتل رسیده است.
انتشار این فیلم جدید از قتل ندا آقاسلطان که بر فرضیه قوی صحنه‌سازی بودن این ماجرا صحه می‌گذارد، ابعاد فاجعه‌باری از تلاش سرویس‌های اطلاعاتی غرب و همراهان داخلی آنها در حوادث اخیر را آشکار می‌کند.
در این مستند، گفته می‌شود که ندا آقاسلطان با همکاری عوامل بیگانه در لحظه فیلمبرداری از صحنه ساختگی قتل خود، با دستگاه یا کیسه‌ای مخصوص، خون را روی صورت خود جاری می‌کند. همچنین تناقض‌های آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از زوایای پنهان این توطئه دارد.
بر اساس بررسی‌های صورت گرفته روی این فیلم، ندا آقا سلطان در این سناریو، خود همکاری می‌کرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی وارد خودرو برای انتقال به بیمارستان شده، توسط یکی از همراهان کشته می‌شود.
گفتنی است، از همان روزی که فیلم با کیفیت بالای قتل ندا آقاسلطان برای اولین بار از CNN پخش و پیگیری آن به بی‌بی‌سی فارسی سپرده شد، با توجه به شواهد موجود، از جمله کیفیت فیلمبرداری، فاصله فیلمبرداری از محل درگیری، خلوت بودن خیابان، اسلحه به کار برده شده، زاویه اصابت گلوله و اصابت گلوله از فاصله نزدیک(بر اساس گزارش پزشکی قانونی)، فرار آرش حجازی به انگلیس در روز بعد از قتل، ارتباطات حجازی در انگلیس و شواهد دیگر، این فرضیه مطرح شد که آقاسلطان با طراحی سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا و عاملیت بخشی از هواداران موسوی به قتل رسیده است.
طرح این فرضیه توسط رسانه‌های انقلابی و شواهد ارائه شده برای آن در روزهای پس از پخش فیلم در CNN و بی بی سی فارسی، خشم رسانه‌های بیگانه و همراهان داخلی آنها را برانگیخت به طوری که پس از آن به ورطه تناقض‌گویی و ‌فحاشی افتادند.
جزئیات این قتل شیطانی در ابتدای صحنه فیلم معروف ندا آقا سلطان، آرش حجازی به همراه مربی موسیقی ندا آقاسلطان، وی را روی زمین نشانده و دراز می‌کنند. نخستین موضوعی که بسیار جلب توجه می‌کند، حجم خون فراوانی است که روی زمین و زیرپای ندا آقا سلطان ریخته شده است و این در حالی است که این حجم انبوه خون تناسبی با خون ریخته شده بر گلوی ندا آقا سلطان و دستان این 2 نفر که به ادعای خود می‌خواستند مانع خونریزی شوند، ‌ندارد.
مورد قابل توجه دیگر رفتار عادی اطرافیان است. در همان ابتدای فیلم به خوبی مشخص است که عابران اندک خیابان در حال رفت و آمد عادی خود هستند. ولی این آرش حجازی و مربی موسیقی ندا هستند که هیجان زده شده‌اند. اگر شلیکی صورت گرفته بود، چرا عابران رفت و آمد عادی خود را داشتند. در این فیلم به وضوح مشخص است که آرش حجازی در لحظه‌ای که ندا را روی زمین دراز می‌کند به دوربین نگاه می‌کند و در واقع کاملا مشهود است که وی به دنبال آن است که ببیند آیا دوربین صحنه را تعقیب می‌کند و در واقع کلیت صحنه را در نظر می‌گیرد.
پس از دراز کردن ندا روی زمین، برای جلب توجه مردم، آرش حجازی فریاد می‌زند[ندا] تیر خورده! قطعاً این موضوع هم برای جلب توجه مردم اطراف که در حال رفت و آمد عادی خود هستند، است و هم اینکه در حال گفتن دیالوگ مربوط به این فیلم هستند. دوربین بلافاصله پس از تصویربرداری از پایین بدن ندا ـ برای به تصویر کشیدن خونی که روی زمین ریخته شده ـ به بالای بدن وی می‌رود. در این لحظه به نظر می‌رسد که ندا به دوربین نگاه می‌کند و بلافاصله نگاه خود را از دوربین برمی‌گرداند.
در این هنگام مربی ندا فریاد می‌زند که «ندا بمون، ندا نرو، ندا مقاومت کن»، این دیالوگ قطعا غلظت احساسی این فیلم را افزایش می‌دهد. آرش حجازی نیز به همراه مربی ندا، دست بر گلوی وی گذاشته‌اند و به اصطلاح می‌خواهند مانع خونریزی شوند.
در ادامه فیلم، خون از دهان و بینی ندا خارج می‌شود و فردی که بالای سر ندا ایستاده داد می‌زند که «مُرد آقا، مُرد». در ادامه همین شخص دوباره فریاد می‌زند «مُرد» و اقدام به فریاد زدن و داد کشیدن می‌کند! این فرد همچنین با به زبان راندن برخی الفاظ رکیک ـ مخاطب وی مسؤولانند ـ سعی بر آن دارد که واکنش خود به دیدن این صحنه دلخراش را با این الفاظ رکیک انجام دهد تا به نوعی حس قضاوت این صحنه را در بینندگان به وجود آورد.
آرش حجازی پس از خروج از کشور در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی در توضیح این اتفاق می‌گوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم و ببینم که چه خبره. خیابان خسروی را تا انتها رفتم و رسیدم به خیابان کارگر تا اینکه رسیدم به جایی که مردم جمع شده بودند و 50‌متر پایین‌تر پلیس ضد‌شورش با موتورهاشون ایستاده بودند و مردم را عقب می‌راندند. در یک لحظه گاز اشک‌‌آور بین مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند. در همان زمان پلیس به سمت مردم حرکت کرد با موتور و مردم در خیابان خسروی دویدند. ندا هم در میان اون مردم بود (چطوری ندا را می‌شناخت؟!) و می‌دیدمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو می‌دیدیم. ما همین‌طور دور شدیم تا به تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی رسیدیم، جایی که مردم پراکنده شدن دیگه و چند نفری ایستاده بودند که ببینن چیکار باید بکنن که در اون لحظه ما صدای تیری رو شنیدیم. من از دوستی که کنارم ایستاده بود پرسیدم که این چی بود؟ گلوله بود؟ و اون گفت که نه. می‌گن که گلوله‌های پلاستیکی دارن. منتها در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا که در یک متری من ایستاده بود داره فواره می‌زنه! من به طرف ایشون رفتم و به کمک فردی که فکر می‌کردم پدرشونه و بعدا شنیدم که معلم موسیقی شونه، روی زمین خواباندیم و سعی کردم که با فشار دستم جریان خون رو متوقف کنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره کرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم کاری برای ایشون بکنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی که آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت 30ثانیه، 40 ثانیه از بدن خالی شد». حجازی این گمانه که ممکن است شلیک از سوی نیروی انتظامی نباشد را رد کرد و گفت: مردم نه سلاح سرد حمل می‌کردند و نه سلاح گرم. تنها سلاحشون صداشون بود که اون هم چند روز قبل از این اتفاق، مردم در سکوت راهپیمایی می‌کردند و هیچ‌کس جلوی ایشون نبود. مردم کنار ایشون راهپیمایی می‌کردند. موقعی که صدای گلوله شنیده می‌شد و گلوله از جلو اومد. کوچه خالی بود موقعی که گلوله اومد.
نکات عجیب در صحبت‌های آرش حجازی
1- آرش حجازی در توضیح خود از حوادث قبل از صحنه به اصطلاح تیر خوردن ندا، چندبار ندا آقاسلطان را دیده است: «ندا هم در میان اون مردم بود. و می‌دیدیمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو می‌دیدیم».
آرش حجازی سابقه آشنایی با ندا آقاسلطان نداشته و مدعی‌ شده در صحنه قتل وی را دیده است، با این حال وی چگونه توانسته در میان جمعیت حاضر در خیابان خسروی و کارگر ندا را از دیگران تشخیص دهد؟! به عبارت دیگر آرش حجازی در خیابان‌های خسروی و کارگر آیا به دنبال شخص خاصی میان جمعیت بوده که پس از مشاهده به اصطلاح تیر خوردن ندا در خیابان، وی را به یاد می‌آورد؟ قطعا هر فردی که قصد خاصی نداشته باشد، وقتی اجتماعی را می‌بیند، روی فرد خاصی تمرکز نمی‌کند. ولی چگونه حجازی ندا را قبل از آنکه حادثه رخ دهد در خیابان‌های اطراف به یاد می‌آورد؟ مگر آنکه پروژه‌ای از قبل طراحی شده باشد که اجزای آن به خوبی همدیگر را بشناسند و در حال هماهنگی برای انجام آن باشند.
2- حجازی مدعی می‌شود، تیر به «آئورت» ندا آقاسلطان برخورد کرد. در حالی که اگر تیر به «آئورت» وی اصابت می‌کرد، حادثه دیده اصطلاحا دچار «confause» (گیج‌شدگی) می‌شد. ولی در تصویر مشاهده می‌شود که ندا آقاسلطان عملا یکی از دست‌هایش را تکان می‌دهد و به‌نظر می‌رسد در چند نوبت به دوربینی که با کیفیت بالا تصویر می‌گرفت، نگاه می‌کند.
از سوی دیگر اگر آنگونه که حجازی مدعی شده تیر به آئورت ندا اصابت و خون فوران کرده، چرا روی لباس‌های وی آثار خون دیده نمی‌شود و فقط این جلوی پای نداست که حجم فراوانی خون دیده می‌شود! از سوی دیگر اگر گلوله به آئورت ندا برخورد کرده، قطعا خون فوران می‌کند، ولی چرا میزان خونی که دست‌های حجازی و مربی موسیقی به آن آغشته است هیچگونه تناسبی با آن حجم خون فوران شده ندارد؟
3- این ادعا با یافته‌های پزشکی مطابقت ندارد که «آئورت» پاره ‌شود و 15 ثانیه بعد مصدوم آنچنان هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند. همچنین این موضوع غیرقابل پذیرش است که همزمان با این رفتار بیماری که گلوله به آئورت وی اصابت کرده، خون از بینی مصدوم خارج شود.
خروج این میزان خون از بینی، مستلزم آن است که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آن را اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود. در چنین وضعی مصدوم نمی‌تواند بلافاصله قبل از خروج این حجم خون، هوشیار باشد!
اما اصل ماجرا!
شبکه خبری بی‌بی‌سی که عهده‌دار پروژه رسانه‌ای (قتل رسانه‌ای) ماجرای قتل ندا آقاسلطان بوده در این‌باره چندین بار اقدام به پخش صحنه‌هایی از حضور ندا آقاسلطان در تجمعات می‌کند! جالب‌تر آنکه در یکی از این تصاویر، ندا آقاسلطان در وسط کادر و اصطلاحا در نقطه «طلایی» دوربین قرار می‌گیرد.
در همین تصویر ندا به عقب برگشته، دوربین را نگاه می‌کند! و سپس به همراه مربی موسیقی خود به سمت راست حرکت می‌کند! جالب آنکه دوربین نیز در حالی که جمعیت حاضر در کادر، فراوانند، اقدام به تعقیب ندا آقاسلطان می‌کند! چرا؟ در میان این همه سوژه چرا دوربین بر ندا آقاسلطان و مربی وی زوم کرده و آنها را تعقیب می‌کند؟! بدون شک به علت ازدحام جمعیت، مکان برای انجام سناریو مناسب نبوده است.
اما در تصویر معروف، فضایی که صحنه قتل ندا در آن اتفاق افتاده، هیچگونه درگیری یا ازدحام جمعیتی را نشان نمی‌دهد. به عبارت دیگر اتفاق خاص و عجیبی در آن اطراف رخ نداده است. بنابراین این موضوع نشان‌دهنده آن است که آشوب‌ها به مکان فیلمبرداری شده سرایت نکرده است! اما آنها مدعی هستند که ندا آقا سلطان در این مکان مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد! جالب آنکه پس از آنکه آرش حجازی و مربی موسیقی ندا، وی را روی زمین می‌خوابانند، اطراف تصویر حرکت عادی مردم را حکایت می‌کند! آیا اگر در آن اطراف صدای شلیک گلوله می‌آمد، حرکت مردم اینگونه عادی بود؟! با نگاهی به فیلم سوال دیگری که پیش می‌آید این‌است که چرا ندا پس از اصابت گلوله فرضی، نقش بر زمین نشده و توسط حجازی و استاد خود روی زمین خوابانده می‌شود.
در حالی که اگر در آن صحنه گلوله‌ای به آئورت او خورده بود قطعا باید خودش نقش بر زمین می‌شد.
و نقش ندا در فیلم منتشر شده از فیلمی که ادعا می‌شود صحنه به قتل رسیدن ندا را نشان می‌دهد، در هنگامی که ندا آقاسلطان روی زمین می‌نشیند، دست چپ وی خالی است؛ موقعی که آرش حجازی و مربی موسیقی، ندا را روی زمین می‌خوابانند نیز دست چپ وی خالی است و حتی هنگامی که دوربین که کیفیت بسیار بالایی دارد، قصد پایان فیلمبرداری از پایین تنه ندا و اقدام به فیلم گرفتن از صورت وی را دارد، در دست چپ ندا هیچگونه شیئی دیده نمی‌شود. اما بلافاصله پس از آنکه دوربین از پشت سر مربی موسیقی عبور کرده و اقدام به فیلمبرداری از صورت ندا می‌کند، در کمال حیرت در دست چپ ندا شیئی که شباهت زیادی به کیسه خون دارد یا دستگاهی شبیه به آن، دیده می‌شود!! اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود.
ندا آقاسلطان که از وی به عنوان نماد به اصطلاح جنبش سبز یاد می‌شود، همزمان دست چپ خود را نزدیک صورتش آورده و چند بار با انگشت شست خود شیئی در دست خود را فشار می‌دهد.
در همین هنگام خون روی دهان و بینی ندا سرازیر می‌شود و در ادامه صحنه پایین رفتن دست چپ ندا به وضوح مشاهده می‌شود!!
در کلیپی که سایت mobarezclip.com از این تصاویر منتشر کرده، حرکت دست ندا به وضوح به نمایش گذاشته شده و توضیحات قابل تاملی روی این تصاویر داده شده است که از طراحی یک سناریوی کثیف در این باره خبر می‌دهد.
نکته جالب و در عین حال قابل تامل دیگر اینکه در صحنه‌ای از فیلم، مشاهده می‌شود فردی اقدام به عکس گرفتن از ندا می‌کند. همان عکسی که این روزها معروف‌ترین عکس وی است. اما بررسی صورت ندا در هنگام گرفتن این عکس و خود عکس منتشر شده، نشان می‌دهد طراحان سناریوی قتل ندا، اقدام به دستکاری این عکس کرده و بخش‌هایی از خون ریخته شده بر صورت وی را پاک کرده‌اند.
قطعا وقتی دختری جوان، زیبا و دانشجو برای این سناریو انتخاب می‌شود، می‌بایست هنگام قتل ساختگی وی، جلوه‌های بصری صورتش نمایان باشد! این مستند نشان می‌دهد ندا آقاسلطان در فیلم قتل، به ایفای نقش پرداخته، اما براستی وی چگونه کشته شد؟آنگونه که پزشکی قانونی گزارش داده، ندا آقاسلطان با شلیک اسلحه و از پشت و از فاصله‌ای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفته است.
پزشکی قانونی همچنین گزارش داد که ندا آقاسلطان با اسلحه‌ای با کالیبر و مدل کوچک به قتل رسیده است. این گزارش پزشکی قانونی نشان می‌دهد، ندا آقاسلطان در صحنه‌ای که فیلم آن هفته‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شد، کشته نشده است. اما ندا همان روز کشته شد، پس ماجرا چیست؟ کارشناسان قطعی‌ترین فرضیه برای قتل ندا را اینگونه می‌دانند که وی در حین انتقال به بیمارستان کشته شده است. به احتمال قریب به یقین، ندا آقاسلطان در مسیر بیمارستان توسط همان سناریست‌های ماجرا به قتل رسیده است.
دیگر ابهامات چرا آرش حجاری 24 ساعت پس از فیلمبرداری از صحنه مشکوک قتل ندا آقا‌سلطان، ایران را ترک می‌کند؟ این در حالی است که وی 48 ساعت قبل از ماجرا به ایران آمده بود. حجازی که در انگلیس تحصیل می‌کند، 2 روز پس از حضور در ایران، وارد اتفاقی بسیار مشکوک علیه جمهوری اسلامی ایران می‌شود؛ یک روز بعد نیز وی از ایران خارج می‌شود و برای اولین بار به عنوان شاهد ماجرا درگفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی ـ اصلی‌ترین رسانه حامی موسوی و مخالفان جمهوری اسلامی ـ اقدام به تشریح ماجرا می‌کند!اما نکته بسیار مشکوک دیگر را از زبان داریوش سجادی از عناصر نزدیک به اپوزیسیون خارج از کشور در گفت‌وگو با سایت ضدانقلاب «گویانیوز» بشنوید.
سجادی در بخشی از این گفت‌وگو، قتل آقاسلطان را سناریویی از پیش تعیین شده می‌داند و می‌گوید: «یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان می‌پرسم. یا ایشان یا هر کس دیگری که می‌خواهد جواب بدهد. ایشان 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب(!) سر از بی‌بی‌سی درآوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم. کارتش را درآوردیم، او بسیجی بود و ... بنده سوالم این است آقای آرش و همه کسانی که خبر را شنیدید، شما می‌گویید جنبش سبز یک جنبش نایس ملاطفت‌طلب است بعد هم توانستید یک بسیجی آدم‌کش را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلع‌سلاح کنید و کارت شناسایی‌اش را هم درآورده‌اید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست ایستاده و شما را نگاه کرده؟! از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلع‌سلاح کند، بعد هم ولش کند؟! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده: ابله!»
قتل رسانه‌ای پروژه قتل آقاسلطان نمونه ای مثال‌زدنی‌است که سرویس های اطلاعاتی با همراهی رسانه‌های هماهنگ با خود، یک پروژه‌قتل را کلید می‌زنند در حالی که برای فیلمبرداری، رسانه ای‌کردن و انتساب آن به دیگران از قبل برنامه ریزی کرده اند؛ در واقع ما در ماجراهایی شبیه مرگ ندا آقاسلطان شاهد یک «قتل رسانه‌ای» هستیم.
  گزارشگر جیرفت سی تی نیز با این مطلب به یاد سخنان هنرمندانه دختر کویتی افتاد که پس از حمله صدام به عراق تصاویر او با چشمانی گریان و یا گلویی بغض گرفته درحالی پخش شد که می گفت: کودکان را تکه تکه کردند.
 اما بعد معلوم شد که آن فرد " دختر سفیر کویت در آمریکا " بوده است. و این فیلم ساخته دست آمریکایی ها با کمک انگلیس بوده که از آن بعنوان یار گیری در حمله به عراق و بعدها اشغال خاک این کشور استفاده شد. اینها حتی برای ماندن حاضر می شوند که رییس  چمهوری خود یعنی رونالد ریگان را نیز با تیراندازی حرفه ای مجروح کنند و از سربازان شکست خورده خود  در ویتنام قهرمانانی بسازند که مردم بسیاری از کشورها عکس های آنها را روی در و  دیوار خانه هایشان بچسبانند.
   اما مهم هوشیاری ملت ایران است که به برکت وجود آقا امام زمان و خون شهیدان انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس دست از راهی که در پیش گرفته اند هر گز برنمی دارند . ما فرزندان کربلا هستیم و تا هستیم مردانه خواهیم ایستاد و مرگ را همجون یاران حسین (ع) عسل می دانیم. این انقلاب با خون جوانان وطن آبیاری شده است. و خدا نخواهد گذاشت که این همه خون به هدر برود و عاقبت نقاب از چهره منافقان کنار خواهد رفت. تاریخ ایران عزیز مملو از این مسائل است. 
حسین کرد شبستری گیلانی . 

 




واژه کلیدی :نداآقا سلطان و واژه کلیدی :آرش حجازی و واژه کلیدی :وطن امروز و واژه کلیدی :گلوله ای




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸۸



به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.


به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.


به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.


تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می کنند،
دوری کنی . .. .،


تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی ات
ورای مصلحت اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!
.............................
"ترجمه از احمد شاملو"





واژه کلیدی :احمد شاملو




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸۸

  خوانندگان محترم جیرفت سی تی آنچه در پی می آید سخنان روی در روی نماینده سابق مردم جیرفت و عنبرآباد (علی زادسر) در مورخه سوم دی ماه سال 87خورشیدی با حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی است که بنا به دلایلی لازم دیدم که پس از مسایل پیش آمده اخیر به خصوص بعداز دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری استفاده شود.

   بنده کاری به دیدگاههای نامبرده و دیگر مسایل ندارم اما این مکتوب در تاریخ ماندگار خواهد شد. بهترین خواص مطلوب ترین برداشت و قضاوت را دارند . اما همه خواص خیر، همانطور که همه عوام ممکن است فریب دیگران را بخورند اما بخشی از عوام هرگز ، زیرا شهیدان از جرگه بخشی از عوام هستند.

  بنده بعد از دهمین دوره انتخابات شعارهای زیادی علیه هاشمی رفسنجانی از زبان دشمنان  خس وخاشاک شنیدم . از جمله شعار ... ...     کن مصحلتو رها کن. و همچنین این روزها که شاهد شعارهای رنگارنگ ولی سفارشی دیگری هستیم که در هرکجای بازار سیاست نگاه کنی به وفور یافت می شود.

  اما بخوانید مطالب زیر را و بدانید که زادسر جیرفتی دزد اقتصادی ورفیق دزدان اقتصادی نیست و تنها سری در سرهای سیاسیون دارد. گاه دیده می شود و گاه خاموش از کنارش می گذرند اما هر چه است بهتر است به کار نویسندگی اش بپردازد و روزنامه ای منتشر کند تا بهتر بتواند به این امت شهید پرور خدمتی کرده باشد. این روزها باید سیاست رابه سیاسیون زده واگذاشت و تنها در پی ولی قدم برداشت ور نه کارت به جایی می کشد که تنها خدا می داند. کتاب خاطرات یک طلبه نیز بهتر همان که چاپ مجدد نشود زیرا تاریخ مصرف آنها گذشته و بهتر است که از زبانی دیگر و با تحریری جدید مسایل ناگفته جنگ را برای نسل امروز بازگویید تا خدمتی باشد به شهدای هشت سال دفاع مقدس به خصوص ... طیاری و علی بینا و همچنین معناصری.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

آیة‌الله هاشمی‌رفسنجانی، چه گفت

آنچه را که قصد برآن شده است تا در پی جملاتی چند، تقدیم ‌گردد، شرح دیدار مفصل نویسنده است با حضرت آیة‌الله هاشمی‌رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، که در تاریخ 03/10/1387، انجام گرفته است، ولیکن قبل از ذکر عرایض زادسرجیرفتی و مضامین نزدیک به اصل فرمایشات صریح حضرت آیة‌الله هاشمی‌رفسنجانی، نکاتی چند را که ضروری می‌داند، یادآور می‌گردد.

الف – حضرت امام خمینی نورالله مرقده‌الشریف، راجع به رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری فرموده‌اند : «بدخواهان بدانند که هاشمی زنده است»، چون‌که نهضت زنده است. مقام منیع ولایت و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة‌الله معظم خامنه‌ای کبیر مدظله، در باره‌ی حضرت ایشان فرمودند: «هیچکس برای من هاشمی‌رفسنجانی نمی‌شود» و بعد از انتخابات نهم فرمودند: «جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای هاشمی‌رفسنجانی که خود از ذخائر انقلاب و از چهره‌های برجسته‌ی‌ نظام جمهوری اسلامی ایرانند»، «امیدوارم این برادر عزیز و همسنگر دیرین، مانند همیشه در عرصه‌های مهمِ نظام اسلامی نقش‌آفرین باشند . . . ، سیدعلی خامنه‌ای  4/ تیر/1384» ،

ب - آیة‌الله هاشمی رفسنجانی هم خاطرنشان کرده است که : «زیر این آسمان آبی به هیچ کس به اندازه ایشان (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) اعتماد ندارم. من گفته‌ام حاضرم کاغذهای سفیدی را امضا کنم و به ایشان بدهم تا رهبری هر چه خواستند در این کاغذها بنویسند و اگر خواستند منتشر کنند یا این‌که نزد خود نگه دارند. این نشان دهنده عمق علاقه و روابط شخصی ماست.»

و اما پیرامون ملاقات حضوری این طلبه‌ی بسیجی با ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیة‌الله هاشمی‌رفسنجانی، به استحضار می‌رساند:

روز دوازدهم آذزماه 1387 بود که به بهانه‌ی دعوت به همایش سی‌سال قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران، راهی خانه‌‌ی ملت شدیم و حقیقتاً از بیانات حضرت آیه‌الله اکبر ‌هاشمی‌رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، و حضرت حجت‌الاسلام‌ والمسلمین ناطق‌نوری ریاست محترم بازرسی ویژه‌ی دفتر مقام معظم رهبری، استفاده بردیم.

بعد از اتمام جلسه ضمن احوالپرسی با هاشمی‌رفسنجانی، خدمت حضرت ایشان دوکلمه تقدیم گردید که اگر اجازه بدهند حضوری مطالبی را به صورت صریح و بدون تعارف، در محضرشان مطرح کرده و پاسخ‌های روشن و بی‌پرده‌ی جناب ایشان را، جویا شویم.

در تاریخ دوم دی‌ماه یکهزاروسیصدوهشتادوهفت، از دفتر ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام ، تلفنی خبر دادند که فردا 1387/10/03، ساعت 11:00 صبح، وقت ملاقات شما با حضرت حاج‌آقا تنظیم شده است، مطابق زمان تعین شده، توفیق زیارت ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، رفیق گردید و بدون وقفه پرسش‌ها و مطالب نویسنده آغاز شد که تا نزدیکی اذان ظهر به طول انجامید، و آنگاه رئیس دولت مشهور به سازندگی، هرآنچه را که لازم دیدند پاسخ دادند که در مرتبه‌ی نخست، فهرست پاره‌ای از آن پرسش‌ها را ذکر کرده است و سپس پاسخ‌های حضرت ایشان را، تقدیم می‌دارد.

زادسر خطاب به آیة‌الله‌هاشمی‌رفسنجانی :

1-     روابط حضرت‌عالی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة‌الله خامنه‌ای مدظله، چگونه روابطی است؟، آیا عاطفی و عرفانی است و یا سیاسی و یا کاری است؟.

2-     اختلافات فی‌مابین شما و «آقا» چگونه به وجود می‌آید و برای رفع آن‌ها چه می‌کنید و اگر ممکن است نمونه‌هایی از اختلافات و کیفیت حل آن‌ها را، بیان بفرمایید.

3-     مبنای آن فرمایشی را که در جمع دانشجویان عزیز فرمودید، که خامنه‌ای عشق من است، چیست؟.

4-     نظر صریح جناب‌عالی را در خصوص حمایت‌های پی در پی و بی دریغ مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئیس محترم جمهور، چیست؟.

5-     چرا تا کنون هرگز هیچ حمایت آشکار و پنهانی را از دولت نهم انجام نداده‌اید؟.

6-     راجع به گرانی‌های افسار گسیخته‌‌تر فعلی و تورم بی‌لجام‌تر از دولت‌های گذشته، چه می‌گویید؟.

7-     سیاست‌های سیاست خارجی دولت نهم را چگونه ارزیابی می‌کنید.

8-     لطفاً نظر خود را به صورت واضح در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری بیان بفرمایید.

9-     آیا در انتخابات دهم ریاست جمهوری نامزد می‌شوید؟.

10-بنده(زادسر)، اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی مصطلح را، قبول ندارم و بسیاری از مدعیان هر دو را به ریاست‌گرایی و قدرت‌طلبی، متهم می‌کنم و برای خودم دلایل متقن و تجربی دارم، نظر شما(هاشمی‌رفسنجانی)، در این باره چیست؟.

11- جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شما که سال‌های سال، ریاست قوه‌ی مقننه و نمایندگان مجلس را عهده‌دار بوده‌اید، چرا برخی از نمایندگان اداوار مختلف مجلس شورای اسلامی، به جای انجام وظیفه‌ی خطیر نمایندگی، برابر آنچه که قانون اساسی برای آنان تبیین فرموده است، سعی بر رفیق شدن با وزیران، معاونان و رؤسای سازمان‌ها دارند و عده‌ای از آنان نیز هواداران جدی بعضی از وزارت‌خانه‌ها در وقت بررسی بودجه‌های سالیانه در مجلس شورای اسلامی و هنگامه‌ی طرح استیضاح‌ها و تحقیق‌وتفحص‌ها، می‌شوند ؟.

12-آیا اجازه می‌دهید که بخش‌هایی از فرمایشات امروز حضرت مستطاب عالی و سؤالات این بنده کوچک درگاه پروردگار، قلمی و منتشر بشود؟.

و مواردی دیگر که پرداختن بدان‌ها را فعلاً ضروری نمی‌داند.

1-  روابط حضرت‌عالی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة‌الله خامنه‌ای مدظله، چگونه روابطی است؟، آیا عاطفی و عرفانی است و یا سیاسی و یا کاری است؟.

پاسخ پرسش اول؛ روابط من با آیة‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سیاسی و هم کاری.

 معرفتی است زیرا عمیقاً همدیگر را می شناسیم، خلقیات، عادات، روحیات و افکار هر یک از ما برای دیگری روشن و بسیار نزدیک است و بدین جهت است که حقیقتاً عاطفی است.

سیاسی است زیرا من و آقای خامنه‌ای عمده عمر خود را با همکاری سیاسی گذرانیده‌ایم و با سیاست عجین شده‌ایم.

کاری است چون‌که در طول نیم‌ قرن گذشته، آقای خامنه‌ای و من، در حقیقت لازم و ملزوم هم و مکمل یکدیگریم، در طول مبارزه، تمام کارهای (حداقل پنجاه و چند سال عمر) من و ایشان، در راستای سروسامان دادن به امور انقلاب اسلامی، اداره‌ی کشور، و رتق و فتق مشکلات سخت روزگار دفاع مقدس ملت شجاع و مسلمان ایران، بوده و هست.

2-  اختلافات فی‌مابین شما و «آقا» چگونه به وجود می‌آید و برای رفع آن‌ها چه می‌کنید و اگر ممکن است نمونه‌هایی از اختلافات و کیفیت حل آن‌ها را، بیان بفرمایید.

پاسخ پرسش دوم؛ البته که اختلافات داریم مگر می‌شود دو تا انسان با یکدیگر هیچ گونه اختلافی نداشته باشند، احتمالاً آن چیزی که موجب پرسش شما است، اختلاف در امور مهم و سیاست‌های کلان کشور در داخل و خارج است، درست است؟. عرض کردم بله آقا.

چنین پاسخ دادند، که من و رهبری، در موارد اختلافی، با یکدیگر بحث می‌کنیم تا یکی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم که تکلیف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجیهات مرا پذیرفتند، خوب مطابق تکلیف خود عمل می‌کند، اما اگر هیچکدام از ما نظرات دیگری را نپذیرفتند و از براهین و توضیحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه باید کرد؟، این موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتیم و سرانجام با دلیلی که می‌گویم، بنده خود را مکلف دیده و می‌بینم که از نظرات و اوامر ولی امر، تمکین و تبعیت کنم، و آن دلیل این است که ایشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعی در پذیرفتن نظرات مرا ندارند، ولیکن من جهت عمل به نظرات و تصمیمات متخذه از سوی ایشان به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم.

و اما ذکر چند مثال در خصوص اختلاف نظرهایی که گفتی :

دو نمونه را می‌گویم که مربوط به گذشته‌ی خیلی دور هم نمی‌باشد، فقط به عنوان مثال؛

نمونه‌ی اول؛ بنده بنا به دلایل محکمی که داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضیح خواست و دلایل مرا نپذیرفت و به من امر کردند که باید ثبت نام کنید، و اضافه کردند که نام نویسی شما در انتخابات مجلس خبرگان یک تکلیف الهی است و واجب، گفتم من که بر خودم واجب نمی‌دانم، شما که واجب می‌دانید، تهیه‌ی مقدمات آن نیز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم که ایشان پذیرفتند و عملی کردند و من هم نامزد شدم.

نمونه‌ی دوم؛ بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، به عملکرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سیاست‌های کلی که نظارت بر آن از وظایف مجمع است، سکوت کرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگیرد.

3- مبنای آن فرمایشی را که در جمع دانشجویان عزیز فرمودید، که «خامنه‌ای عشق من است»، چیست؟.

 پاسخ پرسش سوم؛ آنچه را که در جمع دانشجویان گفتم سیاسی نبود، بلکه واقعیت را گفتم. من آقای خامنه‌ای را دوست می‌دارم و هرگز به جهت ملاحظات سیاسی و حکومتی، آن موراد را مطرح نساختم و تکرار می‌کنم که طی حداقل پنجاه سال گذشته در این کشور دو نفر از من و آقای خامنه‌ای به یکدیگر نزدیک‌تر، کسی را نمی‌شناسم.

در این قسمت نگارنده فرمایش حضرت ایشان را قطع کرد و عرض کرد خدا را شکر حاج آقا، اگر شما و مقام معظم رهبری، با هم اختلاف و افتراق نداشته باشید هرگز به این مملکت آسیب نخواهد رسید، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، مهم یکی بودن و همدلی و همراهی شما و ولی امر مسلمین است. جناب ایشان فرمودند مطمئن باشید که ما هرگز از هم جدا نخواهیم شد.

4-  نظر صریح جناب‌عالی را در خصوص حمایت‌های پی در پی و بی دریغ مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئیس محترم جمهور، چیست؟.

پاسخ پرسش چهارم؛ من اینجوری خودم را راضی و قانع می‌کنم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحلیلی را از اوضاع دارند که تشخیصشان این است که اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه‌ی کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست.

5-  چرا تا کنون هرگز هیچ حمایت آشکار و پنهانی را از دولت نهم انجام نداده‌اید؟.

پاسخ پرسش پنجم؛ موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است و فکر نمی‌کنم که رهبر معظم انقلاب در این زمینه چیز بیشتری از من بخواهد، زیرا ایرادات و انتقادات مرا به این دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر می‌باشند.

6-  راجع به گرانی‌های افسار گسیخته‌‌تر فعلی و تورم بی‌لجام‌تر از دولت‌های گذشته، چه می‌گویید؟.

پاسخ پرسش ششم؛ در شرایط فعلی و با توجه به حساسیت فوق‌العاده‌ی کشور در ابعاد داخلی و خارجی، بهتر آن است که من وارد بحث نشوم، اهل سیاست و آنان که سری در کتاب و دعا دارند می‌دانند که من با این اوضاع مخالف هستم و راه حل هم دارم.  البته کسی مساعدت و مشاوره‌ای را طالب نشده است و من هم سکوت را ترجیح می‌دهم. ضمناً می‌پذیرم که در گذشته نیز اشکالات اقتصادی و تورمی بوده است، اما هرگز چنین نبوده و . . .،.

7-  سیاست‌های سیاست خارجی دولت نهم را چگونه ارزیابی می‌کنید.

پاسخ پرسش هفتم؛ به همان دلایلی که در رابطه با مسایل اقتصادی سخن نگفتم، پیرامون سیاست‌های خارجی دولت نهم نیز، بهتر است که سکوت را انتخاب کنم.

8-  لطفاً نظر خود را به صورت واضح در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری بیان بفرمایید.

پاسخ پرسش هشتم؛ در مورد انتخابات دوره‌ی دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانیت بحث شد و آن این است که چنانچه همه‌ی کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصول‌گرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی ؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را، نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد، و با جریان اصلاح طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.

9- آیا در انتخابات دهم ریاست جمهوری نامزد می‌شوید؟.

پاسخ پرسش نهم؛ نه، در انتخابات دهم ریاست جمهوری، نامزد نخواهم شد.

10-  بنده(زادسر)، اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی مصطلح را، قبول ندارم و بسیاری از مدعیان هر دو را به ریاست‌گرایی و قدرت‌طلبی، متهم می‌کنم و برای خودم دلایل متقن و تجربی دارم، نظر شما(هاشمی‌رفسنجانی)، در این باره چیست؟.

پاسخ پرسش دهم؛ قبل از جواب سؤال دهم نگارنده، حضرت ایشان پرسید که دلایل شما از این‌که اصول‌گرایان و اصلاح طلبان را به طور کامل قبول ندارید چیست؟. و من هم خلاصه‌ای از مشاهدات عینی و تجارب عملی خودم را که در پایان این نوشتار، تفصیل آن‌ها را که قبلاً در مقاله‌‌ای با عنوان «نقد احمدی‌نژاد و دولت نهم به سبکی دیگر» تشریح شده است، تقدیم می‌دارد.

{جهت ملاحظه‌ی متن کامل مقاله‌ی «نقد احمدی‌نژاد و دولت نهم به سبکی دیگر»،  در پاسخ به عرایض بنده فرمودند که من نظرات شما را رد نمی‌کنم البته به طور مطلق هم تأیید نمی‌کنم.

11-        جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شما که سال‌های سال، ریاست قوه‌ی مقننه و نمایندگان مجلس را عهده‌دار بوده‌اید، چرا برخی از نمایندگان اداوار مختلف مجلس شورای اسلامی، بجای انجام وظیفه‌ی خطیر نمایندگی، برابر آنچه که قانون اساسی برای آنان تبیین فرموده است، سعی بر رفیق شدن با وزیران، معاونان و رؤسای سازمان‌ها دارند و عده‌ای از آنان نیز هواداران جدی بعضی از وزارت‌خانه‌ها در وقت بررسی بودجه در مجلس و هنگامه‌ی طرح استیضاح‌ها و تحقیق‌وتفحص‌ها، می‌شوند ؟.

پاسخ پرسش یازدهم؛ پرسش یازدهم مرا نیز با تأسف و تأثر پاسخ گفت و اوج غم و غصه خود را از این‌که چرا برخی چنین می‌کنند و چرا مجیزگویی و چاپلوسی و پست‌خواهی به هر قیمتی، تا بدین حد در جمهوری اسلامی پیشرفت کرده است، پنهان نکردند.

12-        آیا اجازه می‌دهید که بخش‌هایی از فرمایشات امروز حضرت مستطاب عالی و سؤالات این بنده کوچک درگاه پروردگار، قلمی و منتشر بشود؟.

پاسخ پرسش دوازدهم؛ برای نوشتن مطالبی را که گفتم و انتشار آن‌ها، منعی نمی‌بینم، ولیکن چنانچه قبل از منتشر شدن، آن را ببینم بهتر است، که الحمدلله چنین شد و ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، متن کامل این پرسش و پاسخ را به انضمام مقدمه و مؤخره‌ی آن ملاحظه، و تأیید کردند. (مطالب مربوط به خودشان را منظور است).

و مطالبی دیگر که . . . ، برای فرصتی بعد.

دراین وانفسای سکوت شکن و حرمت شکن ، بهتر است برای روشن شدن افکار عمومی و افکار خواص " مطالب دیگر را نیز می آوردید "  البته مصحلت ممکلت خویش خسروان دانند. ما که دهدار هم نیستیم که بخشدار شده باشیم. چونکه در این مملکت همه چیز پله پله انجام می شود ! خودتان که بهتر می دانید. کرد شبستری .








نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸۸

در سوگ اسماعیل، دریا دریا گریستم

 

دانشگاه، کارگاه کارگردانی، درس شخصیت شناسی، توی کلاس راه می روم، فضای کلاس پر ازانرژی جوگیر هنرمندانه ای ! جوانان دانشجوی دختر و پسر، پرجنب و جوش و پر شرر! پرشورو لبریز از شیطنت و شر! چنان از شنگی و شعف و شیرینی پر بود که می ترکید از شور و نشاط!... شلیک  خنده! بلند بود.

  در این آمدوشدبه تکرار فصول مکرر! زبان به تحلیل طنز گزنده ی شخصیت طناز و افشار ناگفته های پنهان مانده در پس پسله نقابهای چند لایه نهان نهادینه شده در متن به تمثیل روزگار جگهان ما! و بازهم شلیک خنده!... از مشرق اشراق، ابرهای وجود خنده می بارید، از لبخند!... بی سببی ناگهانی، گوشی تلفن همراهم ، ناخواسته می خواند به اواز!

جانم ، بفرما،... تویی پرویز- کجایی؟... خوبی؟

ـ آن سوی خط، صدای پرویز، مثل همیشه نیست! خسته، فرسوده، بغض آلود.

- چته؟ چی شده پرویز،شالا خیره! – آره اسماعیل... اسماعیل احمدی ، خدا صبرت بده!

وای ، ای وای، جدی! جدی بود خبر.

اسماعیل، اسماعیل ممسنی ، مصیبت ، اسماعیل یک الگوی دیگر از نسل ما، وارث تیغ و غزل ، یک روح ایلیاتی وارث عشق و سرودف

چشمانم را تا مرز بینایی بستم و با دو چشم بسته ام ، نگاهم پلی زد ز باران به ایمان ، مرا اشکهایم به سامان رساندند، اسماعیل ایمان، اسماعیل امید، باز انگار، بی حضورت واژه ی امید رفت.

 وای ای وای داد، ای بیداد، کو سازی تا نوازد مقام بیدادی (1)دگر! باران اشک چشمانم ، شر شر ، توف ، توف ، می غلطد غلطان غلطان ، پر می شود همه جویبارهای لبخند صورتم!

بغض امان نمی دهد، پاسخ سکوتی تلخ ، بی خداحافظی پرت افتادمروی صندلی ! باز خورد آن سویه ی حرکتم بی اراده ، سکوت سکوتی سهمگین است. من مچاله می شوم و پر چین و چروک و می پیچد دور سرم پرچینی از قصه ای کوتاه شده از دیدار اسماعیل قصه ای کوتاه شده از دیدار اسماعیل یاد آمد شبنمی را چید و رفت و یقینم تا ته تاریک تردید رفت. بلند گریه می کنم و شاگردانم ، بدون اینکه بدانند به ادارک حسی ، نیم خیز می شوند.

مبهوت ، پر از سوالات بی جواب چیست؟ این همه اندوه پر پره و کیست این داغ همییشه کبود!؟

چتون شد اس...!

-        آه اسماعیل ، اسماعیل، اسماعیل احمدی ، دانش آموز مدرسه عشایری چهل نفری، مهندس بود از دانشگاه تهران،

-        چه کاره ات بود؟

-        راستی اسماعیل ، چه کاره ام بودی، که این چنین عاشقانه آمدی، باران تو را در خد کشید، در شروع قصه ای پایان تو را در خود کشید.

-         چه بگویم. دوستم بود، نه دوستمان بود. برادرم بود، نه برادرمان بود.

-        یقین ایمانم بود، نه یقیم ایمانمان بود.. برادر بزرگم بود، نه برادر بزرگمان بود.

-        خویشم بود. نه خودمان بود. تو خودم بودی، من ترا در خود و خود را در تو می دیدم. این سرنوشت هه دوستان عشایری ماست،که در مکتب بهمن بیگی ، بدون آنکه مبانی نظری اش را تئوریزه کنیم، هر چند تو، کهزاد و ابوالفتح و فرهادی تلاش هایی کردید ، ولی تار رسیدن، چندی مانده تا هنوز! پس به قول سعدی دولت آیینه باشد ، چو اندرو نگری!

 بنابرین ، من و همه آن دوستانی، که روز بدرقه ات، در کنارت بودیم و آنهایی که نبودند وجهی از وجوه تمثیلی خویش را از دست داده ایم.

اسماعیل ، کوهی بود عاشق، یک سر سبز و زبانی سرخ!

تا اینک یک شب، سرخ مردن را تبسم کرد و رفت، شاگردانم حالا رفته اند و من تنها ، روی صندلی مچاله شده ام و من با سرانگشت خیال می روم تا مرز کودکی ،

اولین روز ورود من به دبیرستان عشایری ، همزمان با رفتن شما به دانشگاه ، من بچه یتیم نازک دل، بی تاب برادران خرد و مادر تنها ! اسماعیل تو با سید هدایت و سایر بچه های بزرگتر به سراغ هم طایفه ای تان می رفتنید سر می زدین و دلداری می دادین من گریه می کردم.

شما ها دلداری می دادین، عجیب این بود که من درشت هیکل هم بودم ، اما از همه بیشتر گریه می کردیم، از همان رو بود که مهر تو،ناصر،مسعود، سید هدایت، سید ستار و ... هیچگاه از ذهنم و روحم بیرون نمی رود.

برایمان بستنی خریدید، ن اولین باری بود که بستنی را می دیدم، اول بدم آمد ولی بعد...

خییس می شدم از اشکم کوچه خاطره های دبیرستان ، سرم را به سنگ خیس بکوبم، یا از حلقه آتش بگذرم، این جا که قدمگاه تو بود!؟ و در قاب عکس های قدیمی هستند کسانی که مثل پرنده ای از دنیا رفته اند! و چنارهایی که بی شک نام تو اسماعیل و آنها یادشان با من و ماست برتنه  یکی از آنها به یادگاری حک شده است، تو و او، حتی کاجها و چناران و گلهای باغچه دبیرستان عشایری یادشان است. می شود تصویرتان را روی هر برگ درختی دید و من با همین نگاه بسته، تا مرز خیال می بینم عشق بی تاب می گشت از پشت شیشه های بی فرجام ، بامن این قناریها می شوند شکرخواه، هم چنان که با حافظ، طوطیان بنگالی، اسماعیل احمدی فرزند حاجی ساکن روستای گاوشاخی ،از طایفه بکش، اسماعیل بود که توی حیاط دبیرستان ،خودش را برای آموزگار بزرگ عشایر که پدر معنوی همه بچه های عشایری است معرفی می کرد.

 یادته، روز بزرگداشت نخبه های عشایر، پس از چندین سال دیدمت، سراغ ؟اقای بهمن بیگی را ازت گرفتم، شعری را که برایش زمانی گفته بودم برایت خواندم، گفتی  یه روز براش بخوان، گفتم می ترسم.!

نوشته بودم من زادگاهم را گم کرده ام اما یاد دارم آموزگاری داشتم که کوهستانی بود، که پیپ می کشید و توتون کلن کاپیتان بلک، همیشه بوی بهشت می داد! تا یادش بمونه که چهار نعل اسب باباش آواز لک لک داشت، بارانی را که برتخته سیاه نوشت قطره قطره بارید، آیای شهبازی و نظامی کنار بهمن بیگی ایستاده بودند.

اسماعیل شعر بلدی بخوانی...- اجازه آ.. اجازه بله.- بخوان

و تو اسماعیل احمدی فرزند حاجی ، ازطایفه بکش قصیده بلند سعدی را خواندی..!

بس بگردید و بگردد روزگار   دل به دنیا درنبندد هوشیار

این که در شهقه ها آورده اند   رستم و روئین تن و اسفندیار

تا بدانند این خاندان ملک    کز بسی خلق ها یادگار

نام نیکو گر بماند ز آدمی  به کز ماند سری زرنگار

او شعری را می خواند که بی شک برازنده حال امروز خودش است، آیا پدر می دانست که چرا نام اورا اسماعیل گذاشته است و یا نام برادرش ابراهیم است؟ در تحلیل شخصیت انسانها، اولین نشانه شکل گیری شخصیت هر انسان نامی است که بر او نهاده اند، در اندیشه های اسطوره ای ، به شخصیت های اساطیری شخصیت اسطوره ای می گویند و اسطوره لاجرم کهن الگویی است که اسماعیل به حق برای هم نسلانش و همه جوانان ممسنی می تواند یک الگو باشد که هست، یکی از شگفت انگیزترین فلاسفه ، عصر قهرمانان فلسفه، بی شک سورن کی یز کیگارد دانمارکی است، او سخصیت انسانی را این گونه تعریف می کند و برای هر کدام یک پرتوتیپ(تیپ الگو) مثال می زند.

اولین شخصیت در اندیشه کیگارد ، شخصیت استحسانی است که تیپ الگویش را از دون پوان شخصیتی که نمایشنامه نویس معروف مولیر خلق کرده است. دون ژوان شخصیتی استحسانی است.

 دومین دسته از این شخص ها را که مطرح می کند، شخص های اخلاقی اند که تیپ الگوی شخصیت های اخلاقی لیرشاه است که این هم سخصیتی است که ویلیام شکسپیر،

شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی خلق کرده است.

اما سومین دسته ای را که کیگارد معرفی می کند و خود نیز به این تیپ شخصیت ها علاقه نشان می دهد شخصیت های  ایمانی است، مثل ابراهیم خلیل الله ، ابراهیم درعشق به خدایش فرزندی را به قربانگاه می برد و آنگاه حکمت خداوند جایگزین می کند و قربانی زنده می ماند.

  اسماعیل را جهت قربانی آماده می کند و هم چنان که در هستی شناسی معرفت شنیداری که همان حکمت شرقی است عقیده بر این است که آدمها در هم نامان خودشان تناسخ می کنند و یا حلول می کنند. تناسخ یعنی جایگزینی رح هم نام در هم نام البته این اندیشه مربوط به تمدن شرق دور و مصر باستان است. اما در اندیشه عرفان ایرانی و شیعی آدمها د رهم نامان خودشان حلول می کنند و استحاله می شوند

 خداوند برای زنده ماندن اسماعیل ، خودش ایمانی حاله کرده بود که اسماعیل بتواند چند صباحی با همکاری تنی چند از دوستانش انتشاراتی بزند و حق گذار و سیاست گذار مردی باشد که اورامرشد خود می دانست، مرشد بی ادعایی که طریق سلوکش خدمت به انسان و انسانیت بود و هدیه اش دانایی است اما در مرگ اسماعیل در نهایت ایجازو اختصار که ایجاز آن غیر مخل و اختصار آن غیر مضر است نوشت:

نه زبانی دارم که بگویم، نه قلمی دارم که بنویسم.

درد را نمی توان گفت و نوشت.

اسماعیل را ازدست دادم.

احمدی راازدست دادم.

در میان نورچشمان ، عزیزترین نور چشمم را ازدست دادم.

از احدی اینهمه محبت و شفقت ندیده ام...

 امیدم بودخاقانی، دریغا گوی فن من دریغا من شدم آخر، دریغا گوی خاقانی .

به همه عشایر ایران مرگ این ایرانی عزیز را تسلیت می گویم. درد وداغ سکینه سنگین تر از من است.

( محمد بهمن بیگی 88/7/8.

تا اسماعیل بماند ، با سکوت در نهان   چو مرغ حق گوی شب ماهتاب باشد،

ستم سیاه روزان را تا به رمز راز شب  بگوید به جان خروش کلمات را  تا تعبیری دوباره بگوید برگشتن  از کرانه کهر سواران را و تماشگر ، بیله بیله عاشقانه باشد که با ترانه ، به خانه برگشتند.

(1) نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر

  قلمم را بر روی کاغذ خطی خطی نمی کنم و تنها به همین نوشته بس می کنم و شما خوانندگان را به میان این جملات دعوتی دوباره می کنم.

آیا ما نیز به جایی رسیده ایم که پس از مرگمان دوستی و همکلاسی چنین از ما یاد کند.

یک بار هم شده با خود و خدای خود خلوت کنیم که چه کرده ایم و چه ها باید بکنیم ؟ آیا فرصتی باقی مانده تا اینچنین در دلها جایی برای خود بازکنیم ؟ این سوز دل یک دوست و همکلاسی و هم ولاتی اسماعیل بود که چنین شرر شرر بر روی کاغذ دل او نوشته شده بود .

تقدیم به برادر خوبم بهنام احمدی .

همان که در یک روز از فصل خزان سال 88 بهترین دوست خود را از دست داد. اما خاطرات و دل نوشته های دوستان تسلی خاطر خوبی برای او خواهد بود.

 بندرعباس .رضاگیلانی .




واژه کلیدی :اسماعیل ممسنی و واژه کلیدی :دبیرستان عشایری و واژه کلیدی :بهمن بیگی و واژه کلیدی :گاوشاخی طایفه بکش




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸۸

در سوگ اسماعیل، دریا دریا گریستم

 

دانشگاه، کارگاه کارگردانی، درس شخصیت شناسی، توی کلاس راه می روم، فضای کلاس پر ازانرژی جوگیر هنرمندانه ای ! جوانان دانشجوی دختر و پسر، پرجنب و جوش و پر شرر! پرشورو لبریز از شیطنت و شر! چنان از شنگی و شعف و شیرینی پر بود که می ترکید از شور و نشاط!... شلیک  خنده! بلند بود.

  در این آمدوشدبه تکرار فصول مکرر! زبان به تحلیل طنز گزنده ی شخصیت طناز و افشار ناگفته های پنهان مانده در پس پسله نقابهای چند لایه نهان نهادینه شده در متن به تمثیل روزگار جگهان ما! و بازهم شلیک خنده!... از مشرق اشراق، ابرهای وجود خنده می بارید، از لبخند!... بی سببی ناگهانی، گوشی تلفن همراهم ، ناخواسته می خواند به اواز!

جانم ، بفرما،... تویی پرویز- کجایی؟... خوبی؟

ـ آن سوی خط، صدای پرویز، مثل همیشه نیست! خسته، فرسوده، بغض آلود.

- چته؟ چی شده پرویز،شالا خیره! – آره اسماعیل... اسماعیل احمدی ، خدا صبرت بده!

وای ، ای وای، جدی! جدی بود خبر.

اسماعیل، اسماعیل ممسنی ، مصیبت ، اسماعیل یک الگوی دیگر از نسل ما، وارث تیغ و غزل ، یک روح ایلیاتی وارث عشق و سرودف

چشمانم را تا مرز بینایی بستم و با دو چشم بسته ام ، نگاهم پلی زد ز باران به ایمان ، مرا اشکهایم به سامان رساندند، اسماعیل ایمان، اسماعیل امید، باز انگار، بی حضورت واژه ی امید رفت.

 وای ای وای داد، ای بیداد، کو سازی تا نوازد مقام بیدادی (1)دگر! باران اشک چشمانم ، شر شر ، توف ، توف ، می غلطد غلطان غلطان ، پر می شود همه جویبارهای لبخند صورتم!

بغض امان نمی دهد، پاسخ سکوتی تلخ ، بی خداحافظی پرت افتادمروی صندلی ! باز خورد آن سویه ی حرکتم بی اراده ، سکوت سکوتی سهمگین است. من مچاله می شوم و پر چین و چروک و می پیچد دور سرم پرچینی از قصه ای کوتاه شده از دیدار اسماعیل قصه ای کوتاه شده از دیدار اسماعیل یاد آمد شبنمی را چید و رفت و یقینم تا ته تاریک تردید رفت. بلند گریه می کنم و شاگردانم ، بدون اینکه بدانند به ادارک حسی ، نیم خیز می شوند.

مبهوت ، پر از سوالات بی جواب چیست؟ این همه اندوه پر پره و کیست این داغ همییشه کبود!؟

چتون شد اس...!

-        آه اسماعیل ، اسماعیل، اسماعیل احمدی ، دانش آموز مدرسه عشایری چهل نفری، مهندس بود از دانشگاه تهران،

-        چه کاره ات بود؟

-        راستی اسماعیل ، چه کاره ام بودی، که این چنین عاشقانه آمدی، باران تو را در خد کشید، در شروع قصه ای پایان تو را در خود کشید.

-         چه بگویم. دوستم بود، نه دوستمان بود. برادرم بود، نه برادرمان بود.

-        یقین ایمانم بود، نه یقیم ایمانمان بود.. برادر بزرگم بود، نه برادر بزرگمان بود.

-        خویشم بود. نه خودمان بود. تو خودم بودی، من ترا در خود و خود را در تو می دیدم. این سرنوشت هه دوستان عشایری ماست،که در مکتب بهمن بیگی ، بدون آنکه مبانی نظری اش را تئوریزه کنیم، هر چند تو، کهزاد و ابوالفتح و فرهادی تلاش هایی کردید ، ولی تار رسیدن، چندی مانده تا هنوز! پس به قول سعدی دولت آیینه باشد ، چو اندرو نگری!

 بنابرین ، من و همه آن دوستانی، که روز بدرقه ات، در کنارت بودیم و آنهایی که نبودند وجهی از وجوه تمثیلی خویش را از دست داده ایم.

اسماعیل ، کوهی بود عاشق، یک سر سبز و زبانی سرخ!

تا اینک یک شب، سرخ مردن را تبسم کرد و رفت، شاگردانم حالا رفته اند و من تنها ، روی صندلی مچاله شده ام و من با سرانگشت خیال می روم تا مرز کودکی ،

اولین روز ورود من به دبیرستان عشایری ، همزمان با رفتن شما به دانشگاه ، من بچه یتیم نازک دل، بی تاب برادران خرد و مادر تنها ! اسماعیل تو با سید هدایت و سایر بچه های بزرگتر به سراغ هم طایفه ای تان می رفتنید سر می زدین و دلداری می دادین من گریه می کردم.

شما ها دلداری می دادین، عجیب این بود که من درشت هیکل هم بودم ، اما از همه بیشتر گریه می کردیم، از همان رو بود که مهر تو،ناصر،مسعود، سید هدایت، سید ستار و ... هیچگاه از ذهنم و روحم بیرون نمی رود.

برایمان بستنی خریدید، ن اولین باری بود که بستنی را می دیدم، اول بدم آمد ولی بعد...

خییس می شدم از اشکم کوچه خاطره های دبیرستان ، سرم را به سنگ خیس بکوبم، یا از حلقه آتش بگذرم، این جا که قدمگاه تو بود!؟ و در قاب عکس های قدیمی هستند کسانی که مثل پرنده ای از دنیا رفته اند! و چنارهایی که بی شک نام تو اسماعیل و آنها یادشان با من و ماست برتنه  یکی از آنها به یادگاری حک شده است، تو و او، حتی کاجها و چناران و گلهای باغچه دبیرستان عشایری یادشان است. می شود تصویرتان را روی هر برگ درختی دید و من با همین نگاه بسته، تا مرز خیال می بینم عشق بی تاب می گشت از پشت شیشه های بی فرجام ، بامن این قناریها می شوند شکرخواه، هم چنان که با حافظ، طوطیان بنگالی، اسماعیل احمدی فرزند حاجی ساکن روستای گاوشاخی ،از طایفه بکش، اسماعیل بود که توی حیاط دبیرستان ،خودش را برای آموزشگاه بزرگ عشایر که پدر معنوی همه بچه های عشایری است معرفی می کرد.

 یادته، روز بزرگداشت نخبه های عشایر، پس از چندین سال دیدمت، سراغ ؟اقای بهمن بیگی را ازت گرفتم، شعری را که برایش زمانی گفته بودم برایت خواندم، گفتی  یه روز براش بخوان، گفتم می ترسم.!

نوشته بودم من زادگاهم را گم کرده ام اما یاد دارم آموزگاری داشتمکه کوهستانی بود، که پیپ می کشید و توتون کلن کاپیتان بلک، همیشه بوی بهشت می داد! تا یدش بمونه که چهار نعل اسب باباش آواز لک لک داشت، بارانی را که برتخته سیاه نوشت قطره قطره بارید، آیای شهبازی و نظامی کنار بهمن بیگی ایستاده بودند.

اسماعیل شعر بلدی بخوانی...- اجازه آ.. اجازه بله.- بخوان

و تو اسماعیل احمدی فرزند حاجی ، ازطایفه بکش قصیده بلند سعدی را خواندی..!

بس بگردید و بگردد روزگار   دل به دنیا درنبندد هوشیار

این که در شهقه ها آورده اند   رستم و روئین تن و اسفندیار

تا بدانند این خاندان ملک    کز بسی خلق ها یادگار

نام ینکو گر بماند ز آدمی  به کز ماند سری زرنگار

او شعری را می خواند که بی شک برازنده حال امروز خودش است، آیا پدر می دانست که چرا نام اورا اسماعیل گذاشته است و یا نام برادرش ابراهیم است؟ در تحلیل شخصیت اناسنها، اولین نشانه شکل گیری شخصیت هر انسان نامی است که بر او نهاده اند، در اندیشه های اسطوره ای ، به شخصیت های اساطیری شخصیت اسطوره ای می گویند و اسطوره لاجرم کهن الگویی است که اسماعیل به حق برای همه نسلانش و همه جوانان ممسنی می تواند یک الگو باشد که هست، یکی از شگفت انگیزترین فاسفه ، عصر قهرمانان فلسفه، بی شک سورن کی یز کیگارد دانمارکی است، او سخضیت انسانی را به گونه تعریف می کند و برای هر کدام یک پرتوتیپ(تیپ الگو) مثال می زند.

اولین شخصیت در اندیشه کیگارد ، شخصیت استحسانی است که تیپ الگویش را از دون پوان شخصیتی که نمایشنامه نویس معروف مولیر خلق کرده است. دون ژوان شخصیتی استحسانی است.

 دومین دسته از این شخص ها را که مطرح می کند، شخص های اخلاقی اند که تیپ الگوی شخصیت های اخلاقی لیرشاه است که این هم سخصیتی است که ویلیام شکسپیر،

شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی خللق کرده است.

اما سومن دسته ای را که کیگارد معرفی می کند و خود نیز به این تیپ شخصیت ها علاقه نشان می دهد شخصیت های  ایمانی است، مثل ابراهیم خلیل الله ، ابراهیم درعتشق به خدایش فرزندی را به قربانگاه می برد و آنگاه حکمت خداوند جایگزین می کند و قربانی زنده می ماند.

  اسماعیل را جهت قربانی آماده می کند و هم چنان که در هستی شناسی معرفت شنیداری که همان حکمت شرقی است عقیده بر این است که آدماه در هم نامان خودشان تناسخ می کنند و یا حلول می کنند. تناسخ یعنی جایگزینی رح هم نام در هم نام البته این اندیشه مربوط به تمدن شرق دور و مصر باستان است. اما در اندیشه عرفان ایرانی و شیعی آدمها د رهم نامان خودشان حلول می کنند و استحاله می شود.

 خداوند برای زنده ماندن اسماعیل ، خودش ایمانی حاله کرده بود که اسماعیل بتواند چند صبحاحی با همکاری تنی چند از دوستانش انتشاراتی بزند و حق گذار و سیاست گذار مردی باشد که اور مرشد خود می دانست، مرشد بی ادعایی که طریق سلوکش خدمت به انسان و انسانیت بود و هدیه اش دانایی است اما در مرگ اسماعیل در نهایت ایاز و اختصار که ایجاز آن غیر مخل و اختصار آن غیر مضر است نوشت:

نه زبانی دارم که بگویم، نه قلمی دارم که بنویسم.

دردم را نمی توان گفت و نوشت.

اسماعیل را ازدست دادم.

احمدر را ازدست دادم.

در میان نورچشمان ، عزیزترین نور چشمم را ازدست دادم.

از احدی اینهمه محبت و شفقت ندیده ام...

 امیدم بودخاقانی، دریغا گوی فن من دریغا من شدم آخر، دریغا گوی خاقانی .

به همه عشایر ایران مرگ این ایرانی عزیز را تسلیت می گویم. درد وداغ شکینه سنگین تر از من است.

( محمد بهمن بیگی 88/7/8.

تا اسماعیل بماند ، با سکوت در نهان   چو مرغ حق گوی شب ماهتاب باشد،

ستم سیاه روز آن را تا به رمز راز شب  بگوید به جان خروش کلمان را   تا تعبیری دوباره بگوید برگشتن  از کرانه کهر سواران را و تماشگر ، بیله بیله عاشقانه باشد که با ترانه ، به خانه برگشتند.

(1) نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر

  قلمم را بر روی کاغذ خطی خطی نمی کنم و تنها به همین نوشته بس می کنم و شما خوانندگان را به میان این جملات دعوتی دوباره می کنم.

آیا ما نیز به جایی رسیده ایم که پس از مرگمان دوستی و همکلاسی چنین از ما یاد کند.

یک بار هم شده با خود و خدای خود خلوت کنیم که چه کرده ایم و چه ها باید بکنیم ؟ آیا فرصتی باقی مانده تا اینچنین در دلها جایی برای خود بازکنیم ؟ این سوز دل یک دوست و همکلاسی و هم ولاتی اسماعیل بود که چنین شرر شرر بر روی کاغذ دل او نوشته شده بود .

تقدیم به برادر خوبم بهنام احمدی .

همان که در یک روز از فصل خزان سال 88 بهترین دوست خود را از دست داد. اما خاطرات و دل نوشته های دوستان تسلی خاطر خوبی برای او خواهد بود.

 بندرعباس .رضاگیلانی .




واژه کلیدی :اسماعیل ممسنی و واژه کلیدی :دبیرستان عشایری و واژه کلیدی :بهمن بیگی و واژه کلیدی :گاوشاخی طایفه بکش




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ دی ۱۳۸۸

مشاهده یادداشت خصوصی




واژه کلیدی :نامه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٠ دی ۱۳۸۸

تحلیلی بر شرایط امروز، وقایع جاری و آیندة ایران اسلامی
زنگ تاریخ جدید و قوم نشان شده
اسماعیل شفیعی سروستانی* :سخن اوّل: زمینه‌های بحران شرایط ویژه‌ای را سپری می‌کنیم. طوفان فتنه‌ها میدان دید را بسته ساخته است. مردان بسیاری در این شرایط، راه را از چاه نمی‌شناسند. شعبدة شیطان مجال دیدن را از بین ‌برده تا شاید تجربه‌های رفته، دیگر بار تکرار شود.
در چنین شرایطی که از آن به عنوان «نقطه عطف» یاد می‌کنم تنها؛ توفیق آسمانی، بینش تاریخی، صبوری و کناره‌‌گیری از طوفان پر بلای فتنه‌ها می‌تواند دستگیر شود و مردان را از غلتیدن در چاه ویل ملاحم و فتن آخرالزّمانی در امان نگه دارد.
از همان سال‌هایی که «تاریخ غرب» در گرداب بحران افتاد، مردان بسیاری تلاطم این عصر را پیش‌بینی می‌کردند. این تاریخ، به دلیل نقص و ضعف ذاتی در بنیان‌های نظری، بیش از 400 سال مجال جولان نداشت. این دولت مستعجل، سفرة خود را گشود. همة توان خود را نمود و به سرعت در سراشیبی بی‌اخلاقی، جان جهان و آدمی را مستعدّ بحران ساخت. بحرانی که به تدریج و از اوّلین سال‌های قرن بیستم تا به امروز، همة صورت‌های تمدنی را هم در نوردیده.
درست، در میان همین بحران بود که زنگ تاریخ جدید زده شد. تاریخی نو به نام خدا، به نام دین و دین‌داری.
این سنّت همیشه است که همة عکس‌العمل‌ها، در مقابل عمل رفته و در همان حجم و گستره، حادث می‌شود. تا آنگاه که دیگر بار تعادل اتفاق بیفتد.
تاریخ غرب با رویکرد دنیاوی و سکولار به هستی، بسط حوزة فکری الحادی و شرک آلودی را سبب شد که از میانه‌اش فرهنگ لیبرالی و تمدن بی‌خدا سر برآورد.
مدد و همراهی شیطان و آمادگی نفس امّارة جمعی انسان غربی، تاریخ غربی را از حیث خودبنیادی و تفرعُن انسان، به دانی‌ترین رتبه و حضیض کشاند و باعث شد تا انسان عصر مدرن تمثال تمام عیار آیة مبارکة «اولئک کالانعام بل هم اضل» شود.
به هر روی «بحران» نتیجة قطعی این رویکرد است؛ چه جان جهان به دلیل نسبتی که با حق و حقیقت هستی دارد این گریز از دایرة عبودیت را بر نمی‌تابد و جان انسان نیز.
سیر رو به رشد بحران اخلاقی و پس از آن بحران اقتصادی به سقوط همة ارکان تمدن مدرن می‌انجامد تا آن زمان که بشر داد این همه ظلم رفته را باز دهد.

سخن دوم: آغاز طوفان
درست در هنگامه‌ای که تصور می‌رفت جهان غرقة ماتریالیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم و هیدونیسم است، یعنی جهان و انسان در تفکر مادی‌گرا، اخلاق لیبرالیستی و حیات مادی غرقة لذت‌پرستی و شهوت‌رانی تام و تمام است و درست در وقتی که گمان می‌رفت هیچ فرهنگی مجال از جای برخاستن و هیچ انسانی رمق سؤال و اعتراض بر ظلم رفته و سرانجام رقّت بار تجربه شده ندارد، در میانة تاریکی و ابر و مه بارقه‌ای جستن گرفت. امیدی در دل‌ها افتاد و دستی که بشر را به سوی عالم معنا می‌خواند، آشکار نشد.
«وقتی» فرا رسیده بود و آن را جز مردان فرهیخته و فرزانه درک نمی‌کردند. آن وقت، همان بخت تاریخ آینده بود که با عنایت آسمانی گشوده شد.
بازگشتی به سوی دین و تمنّای رهایی از دامان قدسیان و آسمانیان.
آنچه مهم بود، «اتفاقی در جان آدمی بود» این اتفاق همان فرزند میمون «وقت» گشوده شده بود.
همه چیز از اتفاقی ساده حاصل می‌آید، «اتفاق جان آدمی و همراهی و هم‌دلی‌اش با چیزی یا کسی.» این اتفاق در مراحل ابتدایی ناچیز، غیرقابل توجه و حقیر می‌نماید، امّا گذر ایام، چنان به در برگ و بار نشستنش مدد می‌دهد که درک و تصور آن به راحتی ممکن نیست.
از همین جاست که کشف و درک این اتفاق برای همگان ممکن نیست. مردان صاحب دل و مردمان ساده و صمیمی بیش از همگان قادر به درک این اتفاقند. این امر را مردان صاحب نظر و اهل دل به اجمال می‌فهمند و مردم ساده و صمیمی به صرافت طبع. از همین رو این جماعت چون پروانه‌ای خود را به خرمن سوزان شمع می‌سپرند. این جهاد درک و دریافت «اتفاق حادث شده» را همگانی می‌سازد؛ از اجمال خارج کرده؛ به تفصیلش می‌کشد؛ به ادب و ادبیاتی تبدیلش می‌سازد که صورت بیرونی و عینی می‌یابد.
طیّ سی سال اخیر، این «اتفاق» نمودار شد. پرده از بخت گشوده شده افتاد و در اقصا نقاط جهان نمودار شد.
ظهور بنیادگرایی دینی، بازگشت گسترده به معنویت و ادیان آسمانی، رویکرد جهان غرب و مردم صمیمی غرب به اسلام، گفت‌وگوی گسترده از آخرالزّمان و بالأخره واقعة شریف انقلاب اسلامی در قطب جهان اسلام و تأسیس نظام سیاسی اجتماعی مبتنی بر رویکرد دینی به عالم در زمرة مظاهر و نمودهای این بخت و وقت گشوده شده است.
تأسیس دولت و نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران نیز مرهون همین وقت شریف آسمانی است.

سخن سوم: بخت گشوده شده
بی‌دخالت نمادهای قدرت و شهوت و به عبارت ساده‌تر و بی‌حضور سران صلیب و صهیون، حسب شرایطی تاریخی، همة جوامع، در سیر تدریجی دامان خود را مستعدّ پذیرش «حق»، کتب آسمانی، اسلام حقیقی و برگزیده‌ای منصوب از سوی حق خواهند ساخت، امّا تردیدی نیست که سران صلیب و صهیون که نمایش تمام عیار تفکر و فرهنگ الحادی غربی‌اند این واقعه را بر نمی‌تابند.
با نمودار شدن طلایة بحران فراگیر و طلوع فجر صادق طیّ همة سال‌های اخیر و به ویژه سی سال گذشته، اتحاد صلیبی و صهیونی همة تلاش خود را مصروف بازگرداندن آب رفته به جوی ساخته است.
برخورد نظامی، مناقشات سیاسی، هجمه‌های فرهنگی، تقابل رسانه‌ای و بسیاری دیگر از ترفندها که در خود و با خود خسارات زیادی را در پی داشته است.
تشدید رویکرد دینی بین مردم جهان، الگوبرداری کشورهای آسیایی از انقلاب اسلامی ایران، افزایش مبارزات مردمی در اقصا نقاط جهان علیه نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غربی و موفقیت‌های پی در پی جهان اسلام در کسب حقوق از دست رفتة خود، نمایانگر همین بخت و وقت گشوده شده است. تنها در چنین هنگامه‌ای است که ترفندها و حیله‌ها، به رغم تفوّق مادی، نظامی و اقتصادی، دربارة اقوام ذی حق کارگر نمی‌افتد.
به عبارت دیگر، هجمه‌ها، به رغم خسارت‌ها و بیم‌ها، نه تنها باعث توقف این تاریخ و بازگشت گردونة تقدیر به عقب نمی‌گردد، بلکه حسب سنّت لا یتغیر هستی، نتایج معکوس به بار آورده و موجب تقویت جریان اهل حق می‌شود.
برخی این سخنان را ناظر بر رویکرد سیاسی می‌پندارند؛ چنین نیست. نگاهی سریع به سه دهة گذشته و وضع کنونی فرهنگی و تمدنی غرب و بحران‌های دامن‌گیر آن، این همه را به اثبات می‌نشیند.

سخن چهارم: آخرین پردة بازی
در چنین موقعیتی، هیچ کس در جهان امروز چونان سران صلیب و صهیون این وضع را درک نمی‌کنند و در جبهة مخالف آنها، فرزانگان اهل دیانت و شریعت محمّد و آل محمّداند که متذکّر این معنا هستند.
از همین رو، اضطراب و اضطرار ذاتی سایه افکنده بر حیات ائتلاف صلیب و صهیون، در آخرین سال‌های حیات مذبوحانه، آنها را به تصمیم‌گیری‌های شتاب زده واداشته است.
امید کنترل شرایط و هدایت تاریخ در مسیر دلخواه یا همان تأسیس حکومت جهانی اشرار یهود، سران فراماسونری جهانی را واداشته تا هم‌زمان، ضمن درگیر ساختن جوامع بیدار شده و به ویژه جهان اسلام و ایران اسلامی با بحران‌های اجتماعی و غرق ساختن کشتی جهان غرب در بحران‌های تصنّعی اقتصادی، سیاسی، مجال نمایش قدرت، ظهور در هیئت ناجی و منجی و بالأخره اعلام حکومت جهانی را بیابند و با مدد گرفتن از همة جنود آشکار و نهان ابلیسی و شیطانی جبهة اهل حق را وادار به پذیرش شکست نمایند.
همة آنچه که در فیلم‌های تخیّلی و آخرالزّمان‌گرای غربی نمود یافته، تصویری است از جملة استراتژی‌های سران «فراماسونری» و «اشرار یهود» که علیه انسانیت و دیانت در کار وارد ساخته‌اند.
طیّ همة قرون گذشته، فراماسونری جهانی خود را در میان پرده‌ها، افسانه‌ها، اسرار و فراموش‌خانه‌ها پنهان ساخته بود، امّا وقوع این شرایط ویژه، مجال لازم را برای پیدایی و از مخفیگاه خارج شدن آنها فراهم آورده است.
متأسفانه طیّ دویست سال گذشته، جریان الحادی و شرک آلود فراماسونری برای عموم خلق عالم و از جمله مسلمانان ساکن شرق اسلامی ناشناخته مانده است. در حالی که طیّ همة این سال‌ها، سلسله جنبان فتنه‌ها، بحران‌ها، ظلم‌ها و تجاوزهای عمومی در گسترة اخلاق، سیاست، اقتصاد و روابط اجتماعی غرب و شرق عالم همین جریان مخفی و نهان روش بوده است.

سخن آخر: سران فتنه و لژهای ماسونی
مجاهدان راستین اهل دین از میان علما و مراجع و از جمله حضرت امام خمینی(ره)، که همة عمر و حیات خود را مصروف مبارزه با کفر و شرک و نفاق جاری و ساری در زمان ساختند و همراهان مجاهد ایشان از میان اهل علم و فرهنگ و مبارزه در تیررس تیرهای زهراگین سران صلیب صهیون و دست نشانده‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنها بوده‌اند.
ورود به عصر ظهور، به نوعی ورود به عصری است که پرده‌ها به کنار می‌رود. صفوف دقیق و دقیق‌تر می‌شود، جبهة اهل حق از اهل کفر و شرک و نفاق تفکیک می‌شود. این همه، تا روز از پرده بیرون آمدن امام غایب، حضرت امام زمان(ع) ادامه می‌یابد.
در شرایطی که جهان و تاریخ جهان خود را مستعدّ دیدار جان جانان می‌نماید و شیعه خانة آن امام همام برای ایفای بزرگترین نقش خود در عرصة تاریخ خود را مهیّا می‌سازد، فراماسونری جهانی با همراهی اعضای لژهای مخفی ماسونی ایرانی، این سرزمین را درگیر بحران ساخته است.
تا پیش از این، اذناب این جریان شیطانی، یعنی حزب بعث عراق، سازمان منافقان و دیگران، ایفاگر نقش «بازدارندگی و مزاحمت» فرا روی این شیعه خانه داشتند، امّا امروز، فراماسونری جهانی خود به طور مستقیم پای در میدان گذاشته است.
این واقعه، در کلّ جهان و از جمله ایران اسلامی قابل مشاهده است.
فتنه‌گری‌های اخیر، حاصل و محصول «کارخانة شیطانی فراماسونری جهانی» است. روزی که پرده‌ها بالا رود، معلوم می‌گردد که هر یک از سران فتنه اعضای کدام یک از لژهای ماسونی‌اند.
ای کاش دستی غیبی، نام و نشان اعضای لژهای ماسونی ایرانی را که طیّ سال‌های گذشته در آرامش و سکوت در کار رخنه در کیان انقلاب اسلامی ایران بودند، افشا می‌ساخت. هم آنان که اینک در زمرة سران مخفی پشت پردة فتنه‌گری قابل شناسایی‌اند.
در چنین وضعی، بر همة دردمندان، دلسوختگان، مجاهدان میدان قلم و فرهنگ، مردان اهل سیاست واجب است که برای حراست از شیعه خانة امام زمان(ع)، کیان مرجعیّت و روحانیت و در رأس آنها، ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه‌ای (دام عزّه) به پا خیزند؛ کانون‌های بحران را شناسایی و افشا نمایند و با حفظ وحدت رویّه، جلوی بروز خسارات و مزاحمت‌ها را بگیرند.
بی‌تردید، «و لو کره المشرکون»، خورشید حق و امامت طلوع می‌کند، تاریخ جدید همة هنر خود را نمودار می‌سازد و شیعه خانة امام مبین و شیعیان ایران اسلامی با همراهی آن عزیز سفر کرده، دولت کریمه را در سراسر عالم مستقر خواهد ساخت به قول حافظ شیرازی:
از غم و درد نکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌‌آید
خداوند، نقش «قوم نشان شده» را به مردانی از سرزمین پارس، ایران عزیز سپرده است تا با زعامت فرزندی از سلالة نبیّ اکرم، پیامبر آخرالزّمان(ص) منظور همة انبیا و اولیای سراسر تاریخ حیات بشر بر زمین، تحقّق بیابد و این واقعه، رخ خواهد داد. وعدة الهی است و زنگ آن را بسیاری از مردان هوشیار شنیده‌اند.
---------------------------------
مدیرمسئول موسسه فرهنگی و ماهنامه موعود



واژه کلیدی :شفعیعی سروستانی و واژه کلیدی :پارس




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ دی ۱۳۸۸

به مسئولین هم که نگاه می کنم ، آنها را برآمده از حق و انصاف نمی بینم . راستش را بخواهید این تردید درست بعد از اولین حادثه های بعد از همین انتخابات درمن و امثال من پیدا شده است . تا روز قبل از آن ، ما همان فداییان این انقلاب و نظام بودیم . یعنی فداییان آرمانهای خوبی که قرار بود این نظام برای مردم ما و مردم جهان به صحنه آورد . اما اکنون چه کنم ؟ خود را با چه ادله ای و احتجاجی متقاعد کنم که این روزهای جامعه من ، ادامه روزهای پیش از انتخابات است ؟ وهمان است که شهدا برای برپایی آرزوهای آرمانی این نظام از خود گذشتند ؟ این روزها من دست بر پشت دست خود می زنم و سرگردانم و ایکاش ایکاش می کنم . چه ایکاشهایی ؟ خواهم گفت :


۱- ایکاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رای که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده ، پیام نمی داد و از نتیجه حاصله ابراز شادمانی نمی کرد . ایکاش به شکوه میلیونی شرکت کنند گان بسنده می فرمود .


۲ - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض ، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید ؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند . خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست . و می فرمود : من تا مادامی که رای دهندگان به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجه آرا خود احساس آرامش نکنند ، به جانبداری از رای دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد. و کاش با اولین راهپیمایی معترضین ، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی ، محبوبیت خود را صد چندان می کرد . معترضین مگر چه می خواستند ؟ غیر از احقاق حق ؟ و در میان همان جمعیت ملیونی معترضین ، می فرمود : به چه معترضید ؟ به نتیجه آرا ؟ من درهمین جا اعلام می کنم که با شما برای احقاق حق تان همصدایم . برای من که رهبر شمایم ، در وجه حقوقی ، موافق و مخالف یکسانند .


۳ - ایکاش بعد از اولین درگیری ها و اولین کشته ها ، خامنه ای ما اعلام عزای عمومی می کرد . چرا ؟ برای این که کشته شده ها ، از اسراییل و آمریکا نیامده بودند و ضد انقلاب و منافق هم نبودند . از مردم بودند . گیریم که آنها در راهپیمایی غیرقانونی کشته شده اند ، و گیریم که به هشدار دستگاههای انتظامی اعتنا نکرده اند ، اما ایرانی که بودند . انسان که بودند . چرا ما برای کشته های دیگران ارج می نهیم و برای هموطنانمان ارعاب و اختفا و تنش پیشنهاد می کنیم ؟


۴ - ایکاش خامنه ای ما در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات و بعد از تشنجات اخیر ، از خانواده های کشته شدگان دلجویی می کرد . اخلاق پیامبران اینگونه است . پیامبر ما به فرموده قرآن ، از جهل مردم آنچنان می گداخت و نسبت به آنان دلسوزی می کرد که خدای متعال به او هشدار می دهد . که ای رسول ما ، تو در جانبداری از جهال و نافهم ها ، داری خودت را از پای در می آوری ! مردم ما که به آن درجه نفهم نیستند . سئوالی داشته اند که در پاسخگویی نسبت به آن تعلل شد.


۵ - ایکاش نیروهای بسیجی و انتظامی و سپاهی وارد معرکه نمی شدند . مگر چه شده بود که اینهمه نیرو باید به میان می آمدند . خدا خوب می داند که با سخن گفتن درست با این مردم ، می شد همه آنان را مجاب کرد و محبت آنان را برای نظام ذخیره کرد و از این انشقاق بزرگ ایجاد شده جلوگیری کرد . مگر دیگر می شود این مردم زخم خورده را که تعدادشان هم کم نیست ، بار دیگر به جانبداری از نظام دعوت کرد .


۶ - ایکاش خامنه ای ما بلافاصله بعد از بالا گرفتن اعتراضات به تلویزیون دستور می فرمود تا برای آقای موسوی ، حتی بعنوان یک مجرم ، فرصتهایی ایجاد کنند تا او نظرات خود را باز بگوید . اگر این اتفاق می افتاد چه بسا فاجعه های بعدی رخ نمی داد که برای ما و برای نظام ما تا ابد لکه ننگی به شمار آید .

  جیرفت سی تی تنها از این نامه برای ماندگاری سخنان بعضی از افراد که تلاش های زیادی برای بخش رسانه ای کشور کشیده اند دراین وبلاگ آورده ام و قضاوت را به خود خوانندگان محترم واگذار می کنم. باشد تا بگوییم که سکوت هرگز اشتباه نمی کند. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنودباشی و مارستگار. کرد شبستری . هیچکس رهبر نمی شه. هیچکس روح الله  سید علی نمی شه.

تذکر:این متن گزیده ای از نامه است.متن کامل آن را در لینک زیر بخوانید:

متن کامل نامه




واژه کلیدی :محمد نوری زاد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٠ دی ۱۳۸۸

امتحان دشوار» و مردودین امروز
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-مهدی سعیدی:توصیه ما به سران فتنه سبز همان توصیه مشهور حضرت روح الله به شاگرد مخلوعشان است که فرمودند: «از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.»
انتشار خبر فوت آیت الله منتظری و حوادث ایجاد شده در حاشیه مراسم تدفین وی، موجب شد تا بار دیگر بخشهایی عبرت آموز از تاریخ انقلاب در اذهان مرور شود و چرایی کنار گذاشتن وی از جایگاه قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی(ره)، برای نسل سوم مطرح گردد. فرازهایی از پیام تسلیت برخی از شخصیتهای نظام، از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی و حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز اشاره ای گذرا به آن ماجرا دارد. در پیام رهبر انقلاب آمده بود: «در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال می خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد.»
اینکه این «امتحان دشوار» چه بود و شاگرد امام از آن امتحان چگونه بیرون آمد، موضوعی است که با مطالعه کتاب «رنجنامه» نوشته یادگار امام - مرحوم سید احمد خمینی - و کتاب «خاطرات سیاسی» اثر آیت الله ری شهری می توان به اصل ماجرا پی برد. در این بین مرور نامه مشهور 6/1/68 حضرت امام(ره) نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است که می تواند راهگشای حل مسائل امروز نیز باشد. حضرت امام در فرازی از این نامه درباره علت عزل ایشان می نویسد: «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده اید. شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم...
ایشان ادامه می دهند: «نامه ها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحی له الفداء- و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید.» (صحیفه امام، ج 21، صص 330 - 332)
تاثیرپذیری از منافقین و رادیوهای بیگانه و هماهنگی و هم سویی با آنها مساله ای نیست که در شخص منتظری محدود مانده باشد و متاسفانه امروز نیز شاهد آنیم که بسیاری از سران فتنه سبز که اتفاقا از آقای منتظری به عنوان «رهبر معنوی جنبش سبز» یاد می کردند، به ایشان تاسی کرده! و مواضعی همسو با بیگانگان اتخاذ کرده اند. متاسفانه موسوی و کروبی و هواداران فتنه سبز نیز امروز اغلب همان حرفهایی را می زنند که رسانه های بیگانه و شبکه BBC و VOA منتشر می نمایند و از آن سو نیز این رسانه های بیگانه، به بلندگوی سران فتنه تبدیل شده اند.
نکته دیگر در بررسی زمینه انحرافات این جریان را می توان در بی اعتمادی به مسئولان و نهادهای نظام اسلامی دانست و در عوض اعتماد به افراد و جریانهایی که با نظام اسلامی زاویه داشته و یا جزو مخالفین قرار می گیرند. حضرت امام(ره) در بخش دیگری از نامه به آقای منتظری یادآور می شود: «در مسئله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین، متدینتر می دانستید...»
متاسفانه امروز نیز همین وضعیت را در اردوگاه فتنه گران سبزپوش مشاهده می کنیم و می بینیم که این افراد به هیچ یک از دلسوزان انقلاب و نهادهای رسمی کشور اعتماد نداشته و متاسفانه بیشترین توهینها به مجموعه های انقلابی چون سپاه و بسیج و شورای نگهبان و قوه مجریه و قضائیه و مقننه، توسط این جریان صورت پذیرفته است. شخصیتهای بزرگ نظام و حتی مراجع عالیقدر شیعه نیز از این اتهامات و توهینها مصون نبوده اند و در عوض افراد معلوم الحالی چون مخملباف،سازگارا، گنجی، مهاجرانی، کدیور و ... در جبهه معتمدین و همراهان سران فتنه قرار گرفته اند. حرکت در چنین مسیری است که متاسفانه این افراد را امروز در برابر نظام اسلامی و ملت حزب الله قرار داده است.
آخرین توصیه ما به سران فتنه سبز از جمله خاتمی،موسوی و کروبی، همان توصیه مشهور حضرت روح الله به شاگرد مخلوعشان است که فرمودند: «از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.» انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 869028
   جیرف سی تی بدون هرگونه دخل و تصرفی این مطلب را برای روشن شدن افکار عمومی روی خروجی قرار داده است و دراین باره قضاوت را به خوانندگان می سپارد.
خدایا چنان کن سرانجام کار   تو خوشنود باشی و مارستگار. کرد شبستری.



واژه کلیدی :رنجنامه و واژه کلیدی :موسوی کروبی خاتمی و واژه کلیدی :صحیفه نور




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳۸۸

   در بازدید استاندار بومی هرمزگان از پروژه های راهسازی ( بندرعباس به سیرجان)

اعلام شد، هرچند تونل دو طبقه ایران نیمه اول سال 89بطور رسمی مورد بهره برداری قرار می گیرد اما این مسافران نوروزی هستد که بطور موقت می توانند از آن که تاکنون 63درصد پیشرفت فیزیکی داشته استفاده کنند.

  در واقع بعد از تونل تهران این مردم هستند که بطور غیر رسمی یک پروژه ای با این اهمیت که اولین درایران است را افتتاح می کنند.

   و اما آیا این تونل واقعا دو طبقه است یا معروف به دو طبقه ؟ دوستانی که از نزدیک این هیات را همراهی کرده اند در بازدید از تونل تنگه زاغ یا همان 17شهریور( هرکدام را بگویید درست است) می گویند: دهانه های ورودی و خروجی آن جدای از هم هستند و تنها در بخش کوچکی به دلیل قطع کردن یکدیگر آن هم به صورت زیر گذر تونل دو طبقه

ایران نام گرفته است. و مدیر کل ره و ترابری یا شرکت سازنده خوب است پاسخ بدهند که با توجه به اینکه این محور بعنوان شاهرگ اصلی کشور قلمداد می شود توانایی عبور محموله های فوق سنگین را در محل به قول آنان دو طبقه را دارد یا خیر؟ ممکن است بگویند که همه محاسبه ها صورت گرفته و دراین زمینه مشکلی وجود ندارد. اما اطلاع رسانی دراین زمینه می توانست در همین خبرهایی که در زیر به نقل از ایرنا بندرعباس استفاده شده ذکر می شد.

  در این خبر تنها به بازدید و عبور موقت مسافران نوروزی اشاره شده درحالیکه جنس ساختاری کوهستانی که این تونل در آن حفر شده اعلام نشده و نامی هم از شرکت سازنده این تونلی که اولین در ایران است برده نشده تا خوانندگان خبر بدون هر گونه دلهره ای بتوانند از آن عبور کنند در حالیکه یکی از سنگین ترین محموله ها نیز از بالای سر آنان درحال عبور است.

  اما بگذریم هرچه باشد سخن دوست خوش تر است. در دولت هشتم اعلام کردند که به دلیل هزینه های بالایی که مسیر بندرعباس به سیرجان دارد باید حتما با مشارکت بخش خصوصی ساخته شود.

  اما بنازم دولت نهم را که پای کار ایستاد و امروز شاهد زیر بار رفتن دهها کیلومتر از مسیری هستیم که در سال دهها کشته و مجروح داشت و دارد.

  باز هم باید به مسوولان هرمزگان به خصوص شیخ الاسلامی و دوست محمدی دست مریزاد گفت.

امیداورم که در آیین افتتاح رسمی آن بتوانم پاسخ مناسبی برای سووالاتم که از سر دلسوزی است از زبان متخصصان و اهل فن بشنوم. کرد شبستری.

و اما بخوانید اخبار بازدید هاشمی تختی استاندار هرمزگان را در بازدید از این تونل.

 

مدیرکل راه و ترابری هرمزگان:اولین تونل دوطبقه ایران برای ترددمسافران نوروزی آماده می شود
مدیرکل راه و ترابری هرمزگان گفت:هرچند افتتاح نهایی و رسمی اولین تونل دوطبقه ایران در نیمه نخست سال آینده خواهد بود اما این تونل برای تردد موقت مسافران نوروزی آماده می شود.
خداداد مقبلی چهارشنبه در گفت وگوی اختصاصی با ایرنا افزود:این تونل که به تونل تنگه زاغ یا 17شهریور معروف است در محور بندرعباس سیرجان قرار گرفته و دارای یکهزارو 238متر طول می باشد.
وی میزان پیشرفت فیزیکی تونل یاد شده را 63درصد اعلام کرد.
مدیرکل راه و ترابری هرمزگان اضافه کرد:تاکنون 50درصد از اعتبار حدود 90میلیارد ریالی ساخت این تونل پرداخت شده و عملیات لاینینگ (پوشش بتونی ) 750متر ازآن نیز به پایان رسیده است.
مقبلی با اشاره به برخی تنگناهای مالی بزرگراه در حال ساخت بندرعباس سیرجان اظهار داشت:کل اعتبار در نظر گرفته شده برای این طرح حدود 2هزار و 500میلیارد ریال است که تاکنون نزدیک به یکهزارو 500میلیارد ریال آن اختصاص یافته است.
به گفته این مسوول در پیش نویس مصوبات دور سوم سفرهای استانی مبلغ یکهزار و 500میلیارد ریال دیگر برای تکمیل این محور درخواست شده که انتظار می رود با تصویب و اختصاص اعتبار مورد نیاز،بزرگراه یاد شده در سریعترین زمان ممکن،به بهره برداری برسد. 
استاندار هرمزگان از مراحل اجرای اولین تونل دو طبقه ایران بازدید کرد
استاندار هرمزگان که  خبرنگاران رسانه های همگانی،او را همراهی می کردند از مراحل اجرای اولین تونل دو طبقه ایران در محور بندرعباس _ سیرجان بازدید کرد.
به گزارش جیرفت سی تی به نقل از ایرنا،حسین هاشمی تختی در این بازدید با ابراز رضایت از سرعت و کیفیت عملیات اجرایی تونل 17شهریور (تنگه زاغ) گفت:مدیریت عالی استان تلاش می کند تا ضمن رایزنی با وزیر راه وترابری برای جذب سریع اعتبار مورد نیاز،زمینه تکمیل سریعتر این پروژه مهم را فراهم کند.
وی ادامه داد:با افتتاح این تونل،ضمن افزایش امنیت عبور و مرور وسایل نقلیه،ترافیک حمل و نقل کالا و جابجایی مسافر نیز در این محور به شدت کاهش می یابد.
نماینده عالی دولت اضافه کرد:پروژه یاد شده بدلیل ویژگیهای فنی و همچنین موقعیت جغرافیایی خاص ومهم خود،یکی از پرافتخارترین پروژه های عمرانی دولت خدمتگزار در استان هرمزگان به شمار می رود.
هاشمی تختی توجه دولت به تکمیل زیرساختها به ویژه در بخش راه را نشانه نیاز سنجی دقیق و کارشناسی شده و جدیت در توسعه همه جانبه دانست.
قابل ذکر است :تونل دو طبقه تنگه زاغ به طول یکهزار و 238متر تاکنون 63درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
اعتبار اولیه احداث این تونل حدود 90میلیارد ریال است که تاکنون نزدیک به 50 درصد آن اختصاص داده شده است.ک/3
7192/668



واژه کلیدی :تونل تنگ زاغ و واژه کلیدی :تونل دو طبقه و واژه کلیدی :هاشمی تختی و واژه کلیدی :خداداد مقبلی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳۸۸

محسن مخملباف حَمّالة الحطبِ سینماهای هر جایی غرب
دبیر انجمن نویسندگان و شاعران سراسر کشور در اعتراض به نامه محسن مخلباف در هتاکی به مقدسات نظام جوابیه ایی را با عنوان "عروسی بدان" نوشته است.
به گزارش روز سه شنبه جیرفت سی تی ه نقل از ایرنا، ناصر عزیز خانی دبیر انحمن نویسندگان و شاعران سراسر کشور در اعتراض به نامه محسن مخبلباف و هتک خرمت به مقدسات ایران اسلامی نوشت: نامه‌ات را با انشای بسیار بد و با صدای خودت که بدتر از نوشته‌ات بود از حلقوم آمریکای وحشی شنیدم.
فکر می‌کردم به قول خودت مبارزی چون تو که با شاه جنگیده است و دم از شناخت یزید و خولی و شمر و ... می‌زند باید فحش نامه‌ای علیه آمریکا در محکومیت کشتار شیعیان یمن می‌نوشت و از حنجرة مظلومان فلسطین و غزه برای جهانیان می‌خواند اما نامه‌ات را علیه ایران اسلامی شنیدم.
من تو را می‌شناسم تو را قبل از توبه نصوح و باغ بلور و عروسی خوبان و دستفروش و سفرقندهار و ... تو را حتی قبل از اینکه خودت، خودت را به عنوان تخم عرق معرفی کرده باشی من تو را خوب می‌شناسم تو حتی تخم عرق نیستی زیرا در این طایفه از قدیم گفته‌اند مستی و راستی تو با آبروی مستان و راستان بازی نکن.
نامه ات را خواندم و شنیدم. همسرم با شنیدن صدای تو و نامه‌ات گریست. می‌خواستم جوابی ننویسم اما به پاس عاشورا و گریه همسرم و خیلی گریه های دیگر چند کلمه از من بشنو.
کارآگاه شده‌ای دنبال قاتل منتظری می‌گردی؟ پلیس مخفی غربی؟ یک جانی دالر بساز؟ کوجکی فراهم کن؟ آریون سایدی فیلم کن؟ از تو بر می‌آید؟ تو خودت هم می‌توانی لی می‌ جرز شوی و از بلندترین ساختمان غرب بپری در قم و قاتلش را پیدا کنی می‌توانی در این پرواز سگی به نام جو هم به همراه داشته باشی تو پر ازحقه‌های سینمایی هستی جایزه‌های بی‌ریشة‌غرب به فحشای تو به مبارک باد یزیدیان می‌رسد. چرا نتوانی؟ از شاه می‌گویی و مبارزه با آن دمت گرم و سرت خوش‌باد.
لاف در غریبی تیز در بازار مسگرهاست. تیغت تیز باد! هر که نداند فکر می‌کند زندانها کشیده‌ای، گلوله ها خورده‌ای و نداند که شاه چه حال های به تو داده است و نداند که آبروی انقلابی‌ات را از کجا آورده‌ای، ایران اسلامی هنوز آنقدر بی‌حافظه نشده‌است که زندانی کشیده‌های ستم شاهی را نشناسد. غیب گو شده‌ای این تحفه را از کدام هند آورده‌ای پیش بینی می‌کنی چراغ قوه به دست دانشجو می‌دهی؟
تخم عرق و شیشه بازی! تو چه زود بزرگ شدی و چه زودتر کوچک و عاشورای امسال چقدر ناچیز و بی همه چیز و ... چیزهای دیگر! آیا این آخرین رنگ توست یا هنوز هم رنگ های دیگری در حقهّ‌ات هست؟ هست یا نیست، برای من آخرین رنگ بود که بالاتر از سیاهی لباس‌های عزاداران عاشورای حسینی رنگی نیست رنگی که تو آن را به بازی خواستی بگیری!
می‌دانی که عرق خوران درست ماه محرم تعطیل بودند. دم شما گرم عاشورای امسال شرابخواری در کاخ یزید و پیمانه به پیمانه ابن زیاد زدن و این بدمستی ها ... نه! تو تخم عرق نیستی تو بی تخمه و ترکه‌ای.
این را عاشورای امسال خودت جار زدی تو با همه مبارزه کرده‌ای غیر از خودت و این در طول تاریخ ویژگی همة هنربندان بی تخم و ترکه بوده است آنها که با همه و در هر زمان مبارزه می‌کنند الّا با نفس خود اصلاً جهان را همین جماعت به هم ریخته است.
شاید تو از آن عجین کرده‌هایی هستی که هرجا هرکس با هرکس درگیر است تو هم آنجایی به زبان ساده‌تر هرکجا آش است مخملباف فراش است.
حرف آخر اینکه از خودت ناراضی هستی حرف درستی است ما هم از تو ناراضی بودیم و امروز آن طرف ناراضی بودن تو را نمی‌بینیم که راضی باشیم یا راضی نباشیم.
جل و پلاست را جمع کن، خجالت بکش، آمریکا کشوری نیست که تو آن را نشناسی با توسل به رادیوهای بیگانه به هیچ جا نمی‌رسی که نرسیده‌ای... و تو ... تو حتی لیاقت فحش را هم نداری.انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کدر 866368
  آیا با فحش و فش دادن و ... کارها درست می شود ؟ ما که نمی دانیم نامبرده چه نامه ای نوشته تا به قضاوت بنیشینیم. اما هرچه هست اگر از روز اول و طبق یک برنامه حساب شده عده ای مشکل ساز با نامبرده درگیر نمی شدند و ائمه جمعه و جماعات در خطابه های خود علیه فیلم های نادیده آن سخنرانی نمی کردند امروز شاهد این همه بلوا و آشوب ناشی از وجود او در آن طرف آبهای نیلگون خلیج فارس که محل مناسبی برای شنای بعضی از کشتی های غول پیکر بعضی های هیچی ندار دیروزی و همه چیز دار امروزی شده نمی شد.
  بنده ضمن مخالفت هر گونه فحش و فحاشی دنبال حقیقت هستم . بهتر بود بعنوان دبیر انجمن نویسندگان و شاعران نقدی بر این نامه می نوشتید تا خوانندگان عزیز ما بهتر و یشتر روشن تر می شدند تا اینکه بگویی تو لیافت فحش هم نداری؟ مگر شما آدم فحاشی هستی که از اینگونه ادبیات ها در نوشته هایت استفاده می کنی . کاری که ما دیروز با مخملباف کردیم امروز داریم با دیگرانی می کنیم که قابل جذب هستند.
  کتاب جاذبه و دافعه مولایمان حضرت علی بین ابی طالب را مطالعه بفرمایید. و سخنان اخیر مقام معظم رهبری که جانم فدایش باد. آن را نیز بار دیگر ببینید و بشنوید. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنودباشی و ما رستگار. خدایا کمک کن تا خانواده شهدا همیشه دلشاد باشند . کرد شبستری گیلانی.



واژه کلیدی :محسن مخملباف و واژه کلیدی :ناصر عزیزخانی و واژه کلیدی :عروسی خوبان




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳۸۸

بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس:
آقای هاشمی! آیا هنوز مصلحت اقتضا نکرده که کمی نگران شوید؟
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس تهران در بیانیه‌ای با اشاره به اینکه که هر گاه در جامعه اسلامی فتنه بالا بگیرد، دیگر جای مماشات نیست، از رییس مجمع تشخیص مصلحت این سئوال کرده است که آیا هنوز مصلحت اقتضا نکرده است که کمی نگران شوید؟
   از آنجایی که جیرفت سی تی این بیانیه را با اهمیت و تحلیل محتوا کرده برای ثبت در تاریخ آن را در وبلاگ قرار داده تا باشد که آیندگان قضاوت کنند. نامبرده گفته که من حرف هایم را در خطبه های بعد از انتخابات گفته ام و نظر من همان است که گفته ام.
     به راستی که واقع گرا تر از رهبر معظم انقلاب و روشن بین تر از این عزیز کمتر سراغ دارم ، ای کاش ما پشت سر او حرکت می کردیم ، نامبرده در دیدار اخیربا  روحانیون مسائلی را متذکر شدند که باید آویزه گوش همه ما باشد .
  اما شاهد هستیم که برخی اینطور عمل نمی کنند که بایستی با خواندن سوره زلزال بار دیگر به خود آیند. کرد شبستری.
به گزارش ایرنا در این بیانیه که به مناسبت هتک حرمت عاشورا صادر شده، آمده است:
"و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه
دیگر چه باید می شد که نشده است؟ به چه باید جسارت می کردند که نکرده اند؟ آن روشنفکر مسلکان جماران نشین چرا سکوت کرده اند؟ مدعیان دروغین خط امام کجایند و مسئولین قضایی کشور کجا؟ از کف و سوت های فاطمیه و رقاصی های خیابانی به سادگی گذشتیم که این گونه کار به هتک حرمت پرچم سیاه سیدالشهداء رسیده است و اکنون آیا باید باز هم باید نشست و سکوت کرد؟ باید به آتش کشیده شدن قرآن کریم را هم با سعه صدر نشست و دید؟

**فتنه های بعد از انتخابات بهانه ای بود برای آنان که بغض انقلاب و امام را در سینه داشتند
امروز دیگر همه می دانند، فتنه ای که از بعد انتخابات آغاز شد نه بر سر تقلب بود و نه بر سر تخلف. بهانه ای بود برای آنان که بغض انقلاب و امام را در سینه داشتند و فرصتی بود برای آن که با دین و اسلام سر نزاع داشتند و البته جمعی هم در این میان فریب یاوه سرایی های رهبران فتنه را خوردند.
آن گاه که در جامعه اسلامی فتنه بالا بگیرد، دیگر جای مماشات نیست. قرآن کریم می فرماید:«الفتنه اشد من القتل.» و نیز تصریح می کند:«و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین لله» اگر سال ها از حکم امام در مورد سلمان رشدی گذشته، اما موضوع سلمان رشدی صفتان همچنان باقی است.
آن کسی که ادعای نخست وزیری امام را داشت، اکنون کجاست؟ چرا از جسارت به ساحت اهل بیت نگران نمی شود؟ چرا از آتش زدن عکس خمینی کبیر نگران و ناراحت نشد؟ چرا بعد از هتک حرمت حرم حضرت معصومه ابرو در هم نکشید؟ چرا از کف و سوت و هورا کشیدن های شام تاسوعا در جمارانی که هنوز یادآور خطابه های حماسی امام(ره) است، متاسف نشد؟ این است خط امام؟
آن شیخ ساده لوح که هر روز با بیانیه های تاسف بارش اسباب شادی و فرح بیگانگان و کاخ سفید را فراهم می کرد، اکنون کجاست؟ چرا اینان خفه شده اند؟ چرا برای محکوم کردن هتک حرمت مقدسات بیانیه نمی دهند؟ خون سیدالشهدا و حرمت عاشورا برای اینان مهم نیست؟ "دینداری" به کنار، چرا اینان رسم "آزادمردی" را نیاموخته اند؟ چرا کسانی که "آب را هم با سیاست می خورند" صف بندی های خود را مشخص نمی کنند؟ چرا رییس مجمع تشخیص سکوت کرده است؟ آیا هنوز مصلحت اقتضاء نکرده است که ایشان کمی نگران شوند؟!

**دیگر مجالی برای مسامحه نیست

وقایع تاسوعا و عاشورا اگر چه تاسف بار بود اما در عین حال جنس پایگاه اجتماعی دو جریان اکثریت و اقلیت را به تصویر کشید. همه دیدند غوغاسالاران جز مشتی قانون شکن و دین ستیز نیستند و اکنون دیگر نه صبر جایز است و نه سکوت. دیگر مجالی برای ایستادن و مسامحه نیست. که اگر این خط همین جا نشکند، همه و همه مسئول اتفاقات و حرمت شکنی های بعدی خواهیم بود.

**نمی خواهیم سالیان بعد بگویند:«ما اهل تهران نیستیم علی تنها بماند!»

امروز بر همه مسلمانان، علما، طلاب و حوزه های علمیه، دانشجویان و اساتید دانشگاه ها، مسئولین و صاحب منصبان، کارمندان و کارگران و اقشار مختلف مردم فرض است که از عمق وجود در مقابله با حرمت شکنی های اقلیتی حقیر بخروشند و فتنه گران را سر جای خود بنشانند. اگر عاشورا رقم خورد به این خاطر بود که جمعی حقیرانه سکوت کردند. آنان که می فهمیدند و می دانستند ماجرا از چه قرار است، سر در گریبان گرفتند و لب فروبستند. و امروز نمی خواهیم سالیان بعد در تریبون ها بگویند:«ما اهل تهران نیستیم علی تنها بماند!» ما آزادگی را از حسین آموختیم و از راه حسین جدا نخواهیم شد.
آن گاه که امیرالمومنین به جنگ فتنه گران رفت، با کسانی جنگید که هنوز ادعای دیانت داشتند. پیاده نظام های فتنه کنونی که حتی در عمل هم از دین می گریزند. آن روز علی چشم فتنه را درآورد و فرمود:«من فتنه را نشاندم و کسی جز من شجاعت این کار را نداشت، از آن پس که موج تاریکی آن برخاسته بود و گزند آن همه را فراگرفته بود.»
و اکنون باید با فتنه گران به مواجهه پرداخت. دیگر دوران مسامحه به سر آمده است. کسی چون کروبی که این چنین یاوه سرایی می کند باید محاکمه شود. علی در نهروان به جنگ کسانی برخواست که پیشانی هایشان از سجده پینه بسته بود. او در صفین به جنگ کسانی برخواست که قرآن بر سر نی داشتند و ادعای دیانت می کردند. امیر در جمل با کسانی مبارزه کرد که همراهی ام المومنین عایشه را با خود داشتند.
پس دیگر نه سابقه انقلابی مصونیت دائمی و تمام و کمال می آورد و نه ادعای دینمداری. آنان که همگام با دشمن، حیثیت ایران اسلامی، بزرگترین کشور شیعی جهان را به بازی گرفته اند باید سر جایشان بنشینند. بدیهی است در صورت مماشات مردم خود می توانند آنچه را که باید به انجام برسانند.
اگر نیروی انتظامی توان مقابله با کسانی که اموال مردم را به آتش می کشند و به بیت المال آسیب می زنند را ندارد به کنار رود. تا کی باید امنیت مردم و منافع ملی دست‏خوش بازی‏های کودکانه جمعی زیاده خواه باشد؟ تا کی باید آبروی ایران به حراج گذاشته شود؟ دیگر بس است.
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس تهران ضمن هشدار نسبت به عواقب و پیامدهای جریان فتنه که هر روز در مسیر رادیکالیسم می تازد، از همه اقشار مردم دعوت می کنیم تا حضورشان در صحنه را برای تاریخ به ضرب المثل تبدیل کنند و نیز از مسئولین می خواهیم مسامحه را پایان دهند و هشدار می دهیم که نقش بایسته خود را خوب می شناسیم."
سیام/1193



واژه کلیدی :تربیت مدرس و واژه کلیدی :لاتکون فتنه و واژه کلیدی :جماران




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳۸۸

  شاهرخ‌خان که نامش در فهرست 500 مسلمان تاثیرگذار جهان منتشر شده، گفت: به مسلمان بودنم افتخار می‌کنم.
  گزارش جیرفت سی تی به نقل از سایت های مختلف به خصوص جام جام آنلای حاکی است که دانشگاه آمریکایی جورج تاون در تحقیق جدید خود 500 مسلمان را از بین چهره‌های مختلف سیاسی، هنری، ورزشی و اجتماعی به عنوان بانفوذترین مسلمانان جهان انتخاب و معرفی کرده است.

نام شاهرخ‌خان در کنار نام دکتر عبدل کلام ، رئیس‌جمهور پیشین هند و آ آر رحمان ، آهنگساز هندی قرار دارد.

رحمان اوایل سال‌جاری 2 اسکار بهترین ترانه و موسیقی متن را برای درام اجتماعی میلیونر زاغه‌نشین گرفت.

در هند شاهرخ‌خان به عنوان یک مسلمان هندی موفق، معرفی شده است. تحلیلگران سینمایی و سیاسی می‌گویند، وی اقدامات زیادی برای وحدت و دوستی مسلمانان و هندوها انجام داده است.

 دردیگر رشته ها نیز شاهد هنرنمایی مسلمانان هستیم. اجتماعی، اقتصادی، هنری، علمی و ... اما باید بگویم که همه ما باید افتخار کنیم که مسلمان هستیم.

  افتخار مابه این است که مسلمان هنرمندیم . به هرحال به هر طریق که شده باید طوری عمل کنیم که به نوعی تبلیغ برای اسلام باشد.

  ما نیز باید مسلمان انقلابی باشیم و نه انقلابی مسلمان . متشکرم.




واژه کلیدی :شاهرخ خان و واژه کلیدی :عبدل کلام و واژه کلیدی :آ آر رحمان و واژه کلیدی :جرج تاون




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳۸۸

سایت الف با انتقاد از عملکرد صدا و سیما به خصوص پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مطالبی را بیان داشته که به دلیل اهمیت وصحت 100درصدی آن جیرفت سی تی نیز آن را نقل کرده است:

 سایت الف از نحوه انعکاس اخبار مربوط به اغتشاشات عاشورا در صداوسیما انتقاد کرد. این سایت نوشت:

متاسفانه عملکرد صداوسیما در بحران پس از انتخابات، اشتباهی فاحش بود و در مقابل انبوه شایعات و شبهه های ایجاد شده، بی تفاوت گذشت و از وظیفه کلیدی و حساس خود یعنی اقناع طرفداران نامزدهای معترض، غفلت کرد.

رسانه ملی در انعکاس اخبار عاشورای 88 تهران نیز متاسفانه تاکنون بد عمل کرده است. در عصر اطلاعات که دسترسی به اطلاعات؛ متنوع و وسیع است و سرعت انتشار شایعات و شبهه ها به حداکثر خود رسیده، صدا وسیما باید فعال و پرکار باشد. مسوولان محترم رسانه ملی باید بدانند که بهترین کار امروز آنها اطلاع رسانی صادقانه و ارایه اطلاعات خام و انبوه از عملکرد و ماهیت جریان فتنه است.

متاسفانه صداوسیما بجای ارایه اخبار و اطلاعات، «تحلیل» به خورد بیننده می دهد و اخبارش را به طور ضمنی در حاشیه تحلیل ارایه می کند، یعنی اشتباه ترین کار ممکن.

درشرایطی که جریان رسانه ای غرب و وهابیت با تمام توان به نفع آشوبگران بسیج شده اند و با پخش اخبار اطلاعات یکطرفه، شایعات و دروغ های ضمن خبر، افکار عمومی ایران را بطور شبانه روزی و با شدت هرچه تمام تر بمباران می کنند؛ انفعال صدا وسیما و پخش گزارش های کوتاه و سانسور شده، در واقع همگامی با جنگ روانی حامیان فتنه و خدمت به آنها است.

  دهکده جهانی،سفرنامه نویس، مورخ، میرزابنویس، ملابنویس، ارتباطات ، هنر هفتم، جعبه جادویی و همه و همه این واژه ها و مملو از مفاهیمی هستند که دیروز و امروز شاهد هستیم که برای آموزش آنها در سراسر این کره خاکی دانشگاههایی معتبر در حال فعالیت هستند و در همین کشور خودمان نیز !! که صدا و سیما نیز یکی از آنها را دارد و همچنین ایرنای هفتاد ساله .

   اگر امپراطوری ایران در زمان هخامنشیان و برخی از دوران ساسانیان توانست بر قلوب مردم حکومت کند یکی از دلایل آن همان اطلاع رسانی و درصد بالای سواد مردم و اطلاع یافتن آنان از اوامر پادشاهی بود. اکثریت مردم بدون واسطه و بدون هرگونه سانسوری از طریق خواندن متن پیامهای حکومتی را دریافت می کردند.

  صدها سال می گذرد درحالیکه شاهد ورود امواج مختلف در پستوی خانه های خودمان هستیم هر چند به قول براداران افغان بسیاری از آنها محرم خانواده های ما نیستند اما بایستی با بکار گرفتن فن آوری های به روز شده و ارسال مطالبی بهتر و کیفی تر از آنها افراد خانواده خود را مقابل آنان واکسینه کنیم.

  بگذریم صدا و سیمای ما آنچنان سنتی عمل می کند که در نتیجه آن این شبهه ایجاد شده که گویی مردم را نفهم و نادان دانسته همچون برنامه سازان البته تعدادی از خودش.

  گویی که این رسانه در بلاتکلیفی بسر می برد تا فرمانهای صادر شده با چاپار را دریافت کند که به دلیل کوهستانی بودن راه ممکن است چاپار نیز دیر به مقصد یعنی جام جم برسد.

   در این مدت ساکنان دهکده جهانی با استفاده از امواج مختلف که طعم های مختلفی نیز دارند را با دسرهای پخته شده خوشمزه را روی میز خود می بینند و شکم گرسنه را.

  مگر می شود گرسنگی را تحمل کرد به این در و آن در باید زد تا خوراکی تهیه کرد اگر این خوراک مصنوعی باشد ، مقصر کیست که فرد گرسنه مجبور به خوردن آن شده است.

  روی سخنم با برنامه سازان رسانه ملی است در مجله خبری در تقلیدی کورکورانه از بی بی سی فارسی طوری عمل کرده اید که حال هر بیننده ای را با آن مجری که گویی توان ایستادن ندارد و فقط به میز و صندلی تکیه می زند و آن سردبیر اجتماعی اش .

  بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز شاهد اتفاقاتی هستیم که ممکن است در همه بلاد دیگر نیز رخ دهد همانطور که در فرانسه و یونان شاهد بودیم . اما با جریان اطلاع رسانی آزاد امروز شاهد آرامشی هستیم که دولت توانست ضمن تغییرات مورد نظر، خواسته های مخالفان را نیز اعمال کند.

  اما اینجا اتفاقاتی می افتد و صدا و سیما با بسیج آلبومی از کارشناسان مورد نظر خود و به طور یکطرفه وارد عمل می شود طوریکه خدایی ناکرده ملت ایران علیه خودش قیام کرده و همه در حال برادر کشی هستند.

  عده ای از روز اول خواسته هایی داشتند که اگر تریبونهای موقت برنامه های موقت تر از آن ادامه داشت امروز شاهد این همه مسایل نبودیم. می توان یکی از مقصران اصلی این رخدادها را صدا و سیما قلمداد کرد.

  بگذارید مردم مسلمان ایران سخنان خودرا از طریق رسانه ملی بیان کنند و هستند جمع کثیری که پاسخی قانع کننده برای آنان داشته باشند و بعد از آن نیز در کمال آرامش و امنیت خاطر در کنار یکدیگر با اندیشه های مختلف به زندگی ادامه دهند.

  اما عملکرد صدا و سیما این آرامش را از مردم گرفته طوریکه با دیدن و شنیدن اخبار و برنامه های شتاب زده آنان بایستی هر لحظه در انتظار مشکل جدیدی باشیم.

  امیدواریم که از این پس با عمل کردن به فرامین رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای و همچنین توصیه های امام راحل با مردم طوری برخورد کنیم که شایسته نام هر مسلمان ایرانی است.

  بدانید که ما انقلاب، بنیانگذار آن، رهبر معظم انقلاب را دوست داریم و با ادب و احترام از آنان یاد می کنیم و این در دل مسلمانان است و هرگز از یادشان نمی رود .

اما اگر عده ای بخواهند با سوء استفاده از این موقعیت برای خود جامه ای بدوزند خود دانند و آه هز اران هزار یتیم پدر از دست داده که در قرآن از آنان بعنوان شهیدانی نام برده شده که در نزد خداوند خود روزی می خورند.

 صدای  یا علی و یا حسین و یا ابوالفضل گفتن های این مردم آوازه جهان شده است.

  اما مطلب پایانی اینکه چه کسی برنامه های این رسانه را تحلیل محتوی می کند خدا می داند و اینکه بازخوردهای آن را در جامعه ! باشد که همه کارها اصلاح شود.

  کرد شبستری.




واژه کلیدی :رسانه ملی و واژه کلیدی :دهکده جهانی و واژه کلیدی :صدا و سیما




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳۸۸

پروین: دایى از کرانچار بهتر است

گزارش جیرفت سی تی به نقل از ابراز ، جهان نیوز و دیگر سایت ها و رسانه های نوشتاری حاکی است در پی انتصاب دایی بعنوان سرمربی قرمزپوشان پایتخت، علی پروین در گفت وگویی کوتاه تاکید کرده است :

على دایى افتخار ماست و براى فوتبال ایران زحمت کشیده است. هرچه باشد از کرانچار بهتر است.

، على پروین سابقه سالها حضور در پرسپولیس را به عنوان بازیکن و مربى دارد و به خوبى مى تواند در مورد تغییر و تحولات این تیم صحبت کند. پس از برکنارى کرانچار و معارفه على دایى به عنوان سرمربى جدید سرخپوشان سراغ او رفتیم که حرفهایش را در ادامه مى خوانید:
• على دایى به عنوان سرمربى جدید پرسپولیس معرفى شد. چه نظرى دارید؟
- (انگار شوکه شده است) جدى مى گویید؟ من شایعه اش را شنیده بودم اما حالا که مى گویید، مطمئن شدم.
• از ته دل مى گویید که چه نظرى در این رابطه دارید؟
- از ته دل خوشحالم. على دایى افتخار ماست و براى فوتبال ایران زحمت کشیده است. هرچه باشد از کرانچار بهتر است. کرانچار مربى بدى نبود اما از نظر مدیریتى ضعیف بود و با فرهنگ ما آشنا نبود و فکر کنم تحت تأثیر حاشیه هاى فوتبال ما قرار گرفته بود. دایى هم فوتبال را مى فهمد و هم مدیریت دارد و مى داند چطور پشت پرده هاى فوتبال را جمع کند.
• دایى مى تواند تأثیر مثبتى روى پرسپولیس داشته باشد؟
- صددرصد تأثیر مى گذارد، چون پرسپولیس هم بازیکنان خوبى دارد و هم امکانات و مدیریت خوبى دارد. فقط یک مربى کار بلد مى خواست، که دایى کارش را خوب بلد است. من آمدن دایى به پرسپولیس را به فال نیک مى گیرم.
• این حرفها را به خاطر پسرتان مى زنید تا جایگاهش را تضمین کنید؟
- نه، براى همه مى گویم. در پرسپولیس طورى شده بود که خیلى از بازیکنان به هم بدبین شده بودند که این مسأله به خاطر مدیریت کرانچار بود.
• حالا این مشکلات از بین مى رود؟
- دایى این مشکلات را از بین مى برد و وضع پرسپولیس بهتر مى شود و مى بینید که اوضاع تیم بهتر خواهد شد.
  ما نیز همینجا اعلام می کنیم که بایستی ورزشی نویسان ما نیز همچون مردم قدرشناس نخبه های ورزشی به خصوص آنانی باشند که شهرت جهانی دارند و بعنوان آبروی ورزش ایران مطرح هستند.

  آقای علی دایی نیز یکی از جوانان مومن و ورزشکار این آب و خاک است که چهره ای بین المللی دارد و کشوری وجود ندارد که بخشی از ساکنان آن با نام دایی و چهره او آشنا نباشند.

  غیرت، همت و پشتکار ایرانیان زبانزد خاص و عام است اگر اختلافات و کج سلیقگی ها را کنار بگذاریم و بجای مشکل سازی کارخانه حل مشکلات ایجاد کنیم می توانیم بهتر از اینها باشیم.

دیروز مقابل قطر در زمین حریف بازیکنان تیم ملی  بازی باخته را به تساوی تبدیل کردند و اگر نبود اشتباه مسلم کعبی که با سینه توپ را جلوی بازیکن قطری انداخت تا در ثانیه های آخر شاهد باخت باشیم می توان ادعا کرد که از دقایق 28نیمه اول به بعد شاهد یکی از بازی های خوب تیم ملی فوتبال به مربیگری افشین قطبی بودیم.

  بنده از حامیان آبی ها و قرمزها هستم و برای موفقیت هم وطنانم در همه میادین ورزشی و علمی و فرهنگی دعا می کنم و از لایتناهی موفقیت آنها را طلب می کنم.

 کرد شبستری . گیلانی .




واژه کلیدی :علی پروین و واژه کلیدی :علی دایی و واژه کلیدی :قرمزها و آبی ها




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ٧ دی ۱۳۸۸

وقتی طبل پایان جنگ با پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام خمینی - که بر مبنای توجیه کارشناسان و مسئولان مورد اعتماد ایشان و به دلیل وجود برخی تنگناها و واقعیت‌های موجود در کشور صورت گرفت - به صدا درآمد، این فکر حتی به ذهن یکی از بروبچه‌های جنگ که امام به همه آنها تا پایان عمر مبارکش محبت تام و تمام داشت خطور نمی‌کرد که روزی برخی از رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب عرصه تاخت وتاز به ساحت فرماندهانی شود که با مدیریت امام هشت سال جنگی سخت و نابرابر را با نصرت‌های لایزال الهی و حضور الهی مردم در صحنه‌های جنگ اداره و به پیش بردند و خود و ملت خود را از آن سرافراز و سربلند بیرون آوردند.

در این روزگار غربت مردان جنگ، اعضای "حزب نشسته! دوران نورانی دفاع" که همواره در برابر مردان ایستاده در عرصه‌های آتش و خون احساس حقارت می‌کنند، هر از چندگاهی نقبی به تاریخ جنگ می‌زنند و با اغراض پست سیاسی خویش، به تفسیر ناشیانه و سلیقه‌ای و سطحی این دوران عظیم و سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران می‌پردازند.

اینان که از سبک و سیاق مطالبشان کاملاً پیداست غالباً دستی برآتش جنگ نداشته و یا کمتر داشته‌اند و با حقایق و واقعیت‌های آن کاملاً بیگانه هستند، با طرح اندکی از حقیقت و واقعیت‌های جنگ و با دیده بستن بر بسیاری از ابعاد پنهان جنگ که بر آنها به هر دلیل ناشناخته مانده و یا از آن بی‌اطلاع هستند، با نیت مصادره آبروی مردان جنگ به نفع نشستگان و گریزان‌های از جنگ و از میدان به در نمودن چهره‌های درخشان دفاع مقدس که امام بارها و بارها مراتب ارادت و علاقه خود را به آنان ابراز و اظهار می‌نمود، به تخریب وجهه مردان نام‌آور دفاع مقدس و خدشه به وجاهت و حیثیت آنها می‌پردازند که در این میان سهم عمده‌ای از این حملات، متوجه  فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس دکتر محسن رضایی شده است که امام با احترام از او به "آقا محسن" یاد می‌کرد و بارها و بارها گل لبخند را با گزارش‌ها و تدابیر خود بر لبان مبارک امام نشاند و رهبری در حکم انتصاب ایشان به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورخه 18/6/1376 خطاب به ایشان نوشتند: شما بحمدالله در این مدت با مجاهدت‌های خود در عرصه‌های دفاع مقدس، بارها موفق شدید که قلب امام راحل و دل امت مسلمان را شاد کنید.

هفته‌نامه «پرتو» در شماره 501خود که در مورخه 29/7/88 منتشر شده، در مقاله‌ای به قلم مسعود شفیعی‌کیا با عنوان مذکرات غیر رسمی برخی افراد و نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام، به طرح مباحثی پرداخته که برای روشن شدن حقیقت و تنویر ذهن خوانندگان گرامی و دفاع از حرمت و حریم سرداران محبوب امام و مردم، به طور مختصر به شبهات و اتهامات موجود در این نوشته اشاره می‌شود.

پیش از پاسخ به این موارد، خاضعاته و برادرانه به دست اندرکاران نشریه «پرتو» برادرانه توصیه می‌شود با توجه به حساسیت شرایط کنونی، با پرهیز از استفاده سیاسی و ابزاری از طرح مفاهیم مقدس تاریخی مرتبط، حماسه ملت بزرگ ایران در صورتی که درصدد رازگشایی از تاریخ جنگ هستند و در این زمینه تکلیفی بر عهده خود احساس می‌نمایند، کسانی را به این عرصه بگمارند که از توان و ظرفیت و آگاهی نسبی و متوسطی برخوردار بوده و با بهره‌مندی درست از همه اطلاعات و اسناد جنگ، بتوانند به تحلیل قضایای مورد نظر بپردازند و از عهده انجام صحیح این امر مهم برآیند.

نویسنده کم اطلاع از وقایع جنگ که با طرح بعضی پرسش‌ها احساس می‌کند به فتوحات دست نیافتنی درباره مقطع پذیرش قطعنامه دست یافته، تلاش نموده در یادداشت خود با طرح برخی پیش‌داوری‌ها، ماهی خود را از آبی که گل آلود کرده است بگیرد.

وی در این یادداشت با نادیده گرفتن نقش جدی نظارت دقیق حضرت امام بر روند جنگ و عملکرد فرماندهان به گونه‌ای از رابطه امام و فرماندهان سخن گفته که گویی امام در کنج خانه خود در جماران نشسته و بر عملکرد فرماندهان جنگ کمترین نظارتی نداشته و فرماندهان و سران نظام نیز بدون اطلاع و فارغ از سازوکارهای دقیق و متعدد نظارتی حضرت ایشان، مشغول انجام امور و در مقطعی مذاکره و لابد سازش! با طرف آمریکایی بوده‌اند و هرگاه که تشخیص می‌داده‌اند محور جنگ را مطابق سلیقه شخصی در شمال یا جنوب و بدون اطلاع و نظارت و نظر امام کشور قرار می‌داده‌اند!

آیا بهتر از این می‌شود با شئون و منزلت حضرت امام بازی کرد و آن را به سخره گرفت و 8 سال مدیریت دقیق و ارتباط تنگاتنگ ایشان را با جنگ و سیستم فرماندهی آن نادیده گرفت و به زیر سوال برد؟

اینک برای پرهیز از طولانی شدن این نوشتار و صرفاً در جهت روشن شدن برخی حقایق و بیان واقعیت‌های جنگ به نکات زیر اشاره می‌شود:

1- آمدن مک فارلین به تهران

همانگونه که بر همگان آشکار است، در آمدن مک فارلین به تهران، سپاه و فرمانده سپاه هیچ‌گونه سهم و نقشی نداشته و از قرار مسموع، ایشان با هدایت یکی از مشاوران نخست وزیر وقت با بعضی‌ها ملاقات‌هایی داشته است و سپاه در این ماجرا به نوعی نقش کنترل این حادثه را ایفا کرده است.

هدف سپاه ـ که نگران تأثیر این مذاکرات بر روند جنگ و روحیه رزمندگان اسلام بود ـ از ورود به این مسأله صرفاً در این جهت بود که مسئولان وقت در چارچوب مسأله جنگ و تأمین نیازهای آن پیش روند و تأمین برخی نیازهای تسلیحاتی جبهه‌ها محور و موضوع اصلی مذاکره باشد و جالب اینکه پس از طرح نیازهای سپاه در مذاکرات بود که مک فارلین در مذاکره عقب نشینی کرد و کمی بعد صهیونیست‌ها در ترفندی آشکار، روند این مذاکرات را در یکی از رسانه‌های وابسته به خود در لبنان آشکار نمودند تا این مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسد.

در اینجا اگر این سوال پیش می‌آید که چرا سپاه که وظیفه و مسئولیت جنگ را برعهده داشت، در این مذاکرات شرکت نمود. باید گفت وقتی سپاه مسئولیت بخش مهمی از اداره جنگ را برعهده دارد و روند امرجنگ را متأثر از حوادث پشت جبهه می‌داند، چگونه می‌تواند از پشت صحنه جنگ و مسائل پشت جبهه غفلت نماید و نگران تأثیر این مسائل بر کل جریان جنگ نباشد؟


2- پذیرش قطعنامه 598

از دیگر محورهای ذکر شده در هفته نامه «پرتو»، تحلیل و بررسی شرایط جمهوری اسلامی و نقش فرمانده وقت سپاه و دیگر مسئولان در تحمیل پذیرش قطعنامه 598 به امام است!

نویسنده با استناد به بیانی از دکتر محسن رضایی مبنی بر اینکه ایران یک سال قبل از پذیرش قطعنامه در 24 تیرماه 67 توسط امام، این قطعنامه را پذیرفته بود، آن را مغایر با بیانات امام در این مورد دانسته که ایشان فرموده‌اند: من تا چند روز قبل به همین شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ معتقد بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد، و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم.

در این زمینه توجه به نکات زیر ضروری است:
1- همانگونه که از بیانات امام استفاده می‌شود، ایشان برخلاف ادعای نویسنده مقاله ضمن رد هرگونه اتهام و شائبه عدم هماهنگی فرماندهان جنگ، با ایشان در تعیین سرنوشت جنگ مراتب تعهد و دلسوزی و صداقت آنان را مورد تأیید خود قرار دادند.

2- همانگونه که دکتر رضایی در آن مصاحبه گفته‌، هرچند جمهوری اسلامی ایران در تیرماه 67 قطعنامه 598 را پذیرفت، اما این پذیرش پس از مدت‌ها بحث و مذاکره مسئولان سیاسی نظام در داخل و خارج از کشور در مورد بندهای مندرج در این قطعنامه بود که نتیجه این مباحث تماماً به اطلاع امام می‌رسید و امام نیز مخالفتی با روند مذاکرات مسئولین در مورد بندهای قطعنامه نداشت.

3- اهمیت بندهای قطعنامه تا بدان حد بود که رئیس‌جمهور وقت ـ آیت الله خامنه‌ای ـ در مصاحبه‌ای که با خبرنگاران رسانه‌های مختلف در سازمان ملل داشتند، با اعلام اینکه جمهوری اسلامی قطعنامه را خواهد پذیرفت، این پذیرش را مشروط به مسائلی دانستند و دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت نیز در این رابطه صریحاً اظهار داشت که جمهوری اسلامی قطعنامه را می‌پذیرد اما بر جابه‌جایی بندهای قطعنامه تأکید دارد.

در مجموع می‌توان گفت، چنین به نظر می‌رسد امام از طرفی ضمن اینکه به پذیرش قطعنامه تمایلی نداشته و پذیرش آن را بمثابه نوشیدن جام زهر می‌دانستند، ولی با ادامه روند مذاکرات مسئولان نظام درباره نحوه پذیرش آن مخالفتی نداشته و مانع کار آنان نمی‌شدند و احیاناً به دنبال ایحاد شرایط بهتری برای پایان جنگ بودند.

3- تغییر محور جنگ ازجبهه‌های جنوب به شمال غرب کشور
 
هر کس اندک آشنایی با تاریخ عملیات‌های هشت سال دفاع مقدس داشته باشد، به‌خوبی می‌داند که اگر چه ثقل و محور  عملیات‌های رزمندگان اسلام در جبهه‌های جنوب بود اما رویکرد کلی عملیات‌های رزمندگان اسلام منحصر به جبهه‌های جنوب
نمی‌شد و به تناوب عملیاتهایی نیز در جبهه‌های شمال و میانی کشور انجام می‌شد که برای نمونه می‌توان به بعضی از عملیات‌ها مانند والفجرها و نصرها و... اشاره نمود.

نکته مهمی که در این باره باید به عنوان یک حقیقت مسلم در تاریخ جنگ به آن اشاره نمود، این است که حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا در جریان انجام همه عملیات‌ها بودند و مستمراً مراحل و نتایج نبرد به ایشان منعکس می‌گردید.

سوال اصلی ایناست که در حالی که هیچ چیز از ایشان در جنگ پوشیده نبود، چگونه نویسنده مقاله تغییر موقت محوریت جنگ از جبهه‌های جنوب به شمال در سالهای پایانی جنگ را بدون کسب نظر حضرت ایشان ممکن می‌داند و امام را به مثابهبه کسی می‌داند که فرماندهان جنگ بدون مشورت و کسب نظر ایشان در هر کجا که می‌خواستند عملیات می‌کردند و ایشان را تنها از نتایج تلخ و شیرین عملیات‌ها با خبر می‌ساختند!

آیا این گونه تحلیل‌های سطحی و شخصی، اهانت به امام و منزلت رفیع ایشان نیست؟ آیا کسی در این حقیقت کمترین تردیدی داشته و دارد که اگر نظارت‌ها، هدایت‌های مستمر و هوشمندی‌های مستمر امام نبود، پایان جنگ برای ملت ایران نتیجه‌ای دیگر در
برداشت؟

در پایان، سخنی با نویسنده مقاله و دیگرانی که پرداختن به مسائل جنگ را وسیله‌ای برای عقده‌گشایی سیاسی خود نموده‌اند و با این میراث عظیم امام و رزمندگان و ملت شریف و بزرگ ایران بازی می‌کنند:
شما براستی اگر قصد رازگشایی از حوادث جنگ را دارید، بهتر است بدون هرگونه غرض سیاسی به این ساحت وارد شوید و به جای اینکه به چهره مردان جنگ و فرزندان امام چنگ بزنید و هرازگاهی، محبوب‌های امام از بیت شریف ایشان یا فرماندهان مورد اعتماد امام که جای جای صحیفه نور پر از عبارات تأیید شده حضرتشان درباره آنان است را به گمان خود به مسلخ توهم و تحریفتان
بکشانید، کمی هم  به فکر حفظ میراث‌های ارزشمند امام باشید. میراثی که با نثار خون بهترین جوانان و فرزندان این آب و خاک به دست آمده و باید درکمال دقت وامانت به نسلهای آینده سپرده شود.

روزگار عجیبی است. قاعدین دیروز از مجاهدان جنگ طلبکار شده‌اند!
آری افسوس که جعبه سیاه جنگ گشوده نشد،افسوس که جنگ را قیامتی نبود تا در همان زمان پایان جنگ تکلیف کسانی که به رغم آن همه خروش‌های روح اللهی قدم به میدانهای شرف و مبارزه در جبهه نگذاشتند، به گونه‌ای روشن شود تا امروز بدهکاران دیروز در قیافه طلبکاران بی‌مایه، درصدد مصادره سرمایه‌های جنگ به نفع خود نباشند.

 و اما آقای رجایی باید بگویم که خود شما نیز همه حقیقت را نگفته اید و فقط حمایت غیراصولی بعمل آورده اید در صورتی که سپاه حق بزرگ تری بر گردن این جنگ دارد و آن هم با سازماندهی نیروهای مردمی البته آن هم مردمی که تنها از امام پیروی می کردند و نه با سخنان نظامی ها کاری داشتند و نه غیر نظامی های وقت که سیاسی بودند.

  شعار عملی رزمندگان اسلام که می گفتند فرمانده کل قوا خمینی روح خدا واقعا از جان و دل بود نه مثل امروزی ها ، ممکن است هنوز وقت نقد کردن هشت سال دفاع مقدس مردم ایران فرا نرسیده باشد و یا فرا رسیده باشد و عده ای آنقدر سرگرم مسال اقتصادی از انواع مختلف شده اند که دیگر فرصتی برای این کار های ندارند و آنانی نیز که مطلبی می نویسند به علت همین ناگفته ها از ذهنیات به گفته شما... استفاده می کنند که قابل قبول طایفه شما نیست. چرا به این روز گرفتار شده ایم ؟ بگذار دردلشان هرچه هست بگویند و در مقابل شماها نیز بجای دفاع از یک فرد بروید سر اصل مطلب اگر اطاعاتی دارید .

متاسفانه باید بگویم که امروزه همه چیز برای مردم ما محرمانه شده و تنها باید عده ای  قلیل از آن آگاه باشند تا بر سر سفره خان نانی برچینند و جگر گوشه های .. به خارج بفرستند تا دلار و یورو کم نیاورند.

 بیاییم و حقیقت را برای مردم بازگو کنیم همانطور که امام راحل و هم اکنون نیز حضرت آقای خامنه ای عمل می کنند.

  نگذارید ناگفته ها به عقده ها یی تبدیل شود که هیچ پاسخی نتواند آنان را قانع کند جز مسائلی که از بیان آنها عاجز هستم . ما دنبال انقلاب اسلامی هستیم و نه دنبال چیز دیگر .

  برادر من امروز روز عقده گشایی شده تا مشکل گشایی. چه کسانی در زمان حضرت امام راحل عقده کرده بودند که امروز متاسفانه شاهد خالی کردن عقده های آنها در نظام مقدسی هستیم که با خون هزاران هزار نفر از بهترین فرزندان این آب و خاک آبیاری شده است.

  قصد این حقیر و کمترین بنده خدا پاسخگویی نیست زیرا خود را در آن حد و اندازه نمی بینیم اما ای کاش مشکل گشایی حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب در بسیاری از افراد دیگر نیز بود که امیدوارم اینطور شود.  سپاه و ارتش سربلند جمهوری اسلامی جنگ را به خوبی اداره کردند و شاهد بودیم که چگونه تجاوزکار معرفی شد و امام در خصوص دست آوردهای هشت سال دفاع مقدس سخنانی گفته اند که اگر خود را پیرو ولایت می دانیم باید آنها را آویزه گوش خودمان نماییم. بنده ماهها بعنوان محور دار در خط مقدم جبهه خدمت می کردم بعنوان بسیجی و... جهادی که امروز نامی از آن نیست. شاهد بودم که بچه ها به خوبی لغت صرفه جویی را معنی می کردند و می شنیدم که این مهمات و تجهیزات مهندسی چگونه بدست می آید. فرماندهان ما خود در خط مقدم بودند و امروز نمی توان بر آنان ایرادی  گرفت.

  حضرت آقای خامنه ای ، هاشمی رفسنجانی و حتی میرحسین موسوی و همه مسوولان وقت و همان موقع بودند مراجعی که زیاد دفاع مقدس را تایید نمی کردند و از رفتن فرزندانشان به جنگ ج می کردند.

  اما امروز فرزندان این نظام و رهبرشان سرافراز از آزمایش بیرون آمده اند و امیدوارم که شکست خوردگان دیروز ( شکست از نفس خود) و لج بازان امروز بگذارند مجددا  حال و های صلح و دوستی بر این خاک حکمفرما شود. لج و لجبازی مشکلی را حل نمی کند. اینکه عده ای شمشیر را از رو بسته اند و می خواهند کمر عده ای از فرماندهانی که به حکم امام این جنگ را اداره می کردند بشکنند کمی به خود بیایند و با اطاعت محض از رهبر فرزانه انقلاب ، در کنار آنان بنیشینند و مصلحت را مصلحت اندیشانه اداره کنند و بدانند که با کنار کشیدن آنان وضع بهتر نمی شود. آقا لج و لج بازی را کنار بگذارید خدایی ناکرده طوری عمل نکنید که مردم به چشمان خود نیز بی اعتماد بشوند که آن وقت باید گفت: همانطور که در زیارت عاشورا می خوانیم ( خدا لعنت کند آنانی راکه به این نظام و انقلاب اسلامی جفا کردند) و ما را به این وضعیت انداختند. این دعا آه و سوز دل یتیمان پدر از دست داده را به همراه خود دارد که یکی از ائمه اطهار می فرموده اند: فاصله بین زمین و عرش خدا تنها به اندازه یک آه کشیدن یتیمی و فردی است که ظلمی به او شده باشد. امروز برخی رفتارها را می توان بعنوان ظلم به این ملت و رهبری آنان قلمداد و معنی کرد. کرد شبستری.




واژه کلیدی :رجایی و واژه کلیدی :تسلیحاتی و واژه کلیدی :مک فارلین




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ٧ دی ۱۳۸۸

روایت جمهوری از نامه خاتمی به رهبر انقلاب
 
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

برخلاف تکذیبی که از اظهارات سید محمد خاتمی در مورد خبر ارسال نامه به رهبر انقلاب استنباط می شد منابع موثق خبر می دهند ارسال چنین نامه ای صحت دارد.

خاتمی در این نامه نقطه نظرات خود را در مورد مسائل و حوادث ماه های اخیر به اطلاع رهبری رسانده و پیشنهاداتی داده که از طرف رهبری نوشتاری نجیبانه دانسته شده است .
   خیلی خوشحال کننده است که اگر چنین نامه ای نوشته و ارسال شده باشد. اما اگر قرار بر این بوده که محرمانه باشد پس چگونه اینطور شد که نباید می شد. اما هرچه باشد روزنامه جمهوری اسلامی روزنامه نظام است نه ریس جمهوری و هر آنچه بگوید کمی تا قسمتی صحت دارد. مثل خبرگزاری .







نویسنده : reza gilany ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ٧ دی ۱۳۸۸

گفتاری از حجت الاسلام حسین انصاریان
خون حسین(ع) برتر از هر مرکب
امام زمان (عج) می گوید، وقتی خدا این خون را گرفت، گفت: من قیمتی ترین شیء را از حسین بن علی(ع) گرفتم؛ برای همین عدالتم اقتضا می کند، معوضش را به او بدهم.
آنچه در ادامه می آید بخشهایی از سخنان و درس واره های حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسین انصاریان در مورد فلسفه قیام کربلا است.
   
رسول خدا(ص) می فرماید، هیچ کار نیکی در تمام عالم وجود، بالاتر از شهادت در راه خدا نیست. (کافی2: 248) در روایت دیگری که هم اهل سنت و هم شیعه آن را از رسول خدا(ص) نقل کرده اند، حضرت چنین فرمود: مرکبی که عالمان دین برای رساندن دین به مردم به کار می گیرند و با آن کتابی، تفسیری، فقهی می نویسند، قیمتش از خون شهدا بیشتر است. (من لایحضره الفقیه4: 399 ـ در المنثور3: 72) اما حالا باید دید قیمت این مرکب، بیشتر از خون کدام شهدا است؟ چون در عالم خونی است که خون ویژه می باشد و میلیاردها قلم و دریاها مرکب، نمی توانند با این خون ویژه نسبت برقرار کنند.

خون امام حسین(ع)، خونی ویژه است. امام زمان(عج) از این خون تعبیر به خون زنده کرده و می فرمایند: به این خون زنده من سلام می کنم. (امل الآمل2: 257)
سلام بر این خون های زنده، نه خون های آدم های زنده. خود خون را می گوید، خون زنده. سلام بر این خون های زنده؛ این خونی که در کربلا ریخته شده و صاحبش اعلم علمای اولین و آخرین بود.

یعنی اینجا نباید پای مرکب و قلم فقها، مفسرین و حکمای الهی را به میان کشید. علم کل در کنار علم اباعبدالله، جهل است. اینجا بحث علم عالمان و مرکب و دوات شان قابل طرح نیست. خود این خون، مرکبی شد برای نوشتن همه حقایق تا به قیامت. خود این خون، کتابی است به پهنای آفرینش.
معلوم شد این که پیغمبر(ص) می گوید، مرکب علما از خون شهدا افضل است، منظور خون کدام شهید است.

امام حسین (ع) و پیامبر (ص)

این روایت را که از رسول گرامی(ص) نقل شده، در کتب سنی دیده ام و شیعه هم آن را نقل کرده است. درباره احدی هم، چنین متنی از ایشان نیامده است، جز این که آن حضرت به امیرمومنان(ع) گفت: «لَحْمُک لَحْمِى، دَمُک دَمِى، حَرْبُک حَرْبِى، سِلْمُک سِلْمِى» (بحارالانوار99: 106) اما شگفت آورتر سخنی است از رسول گرامی(ص) درباره ابا عبدالله(ع) که ایشان فرمودند:«حسین م نی و انا م ن حسین» (کامل الزیارات:116 ـ جامع صغیر1: 575) این «م ن ی» دارای بحث خیلی سنگینی است. یک رباعی می خوانم تا شاید فهم این روایت را آسان کند:

داند آن عقلی که او دل روشنی است
در میان لیلی و من فرق نیست
من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندر دو بدن

یک خط این رباعی را من به نقل از پیامبر می گویم «حُسَیْنُ مِنِى وَ اَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» حالا باید رفت سراغ پیامبر و ببینیم پیغمبر کیست؟ بزرگان دین با دلیل و با برهان، نه با چوب اندرز، ثابت کردند که وجود مبارک رسول خدا در این عالم، مقام جمع الجمعی است؛ یعنی آنچه خدا در بیرون عالم و در باطن عالم دارد، همه را در او خلاصه کرده است؛ یعنی اگر بگوییم پیغمبر همه فرشتگان است، خواهم گفت، او چنین است.

اگر بگوییم پیغمبر همه انسان هاست، خواهم گفت، چنین است؛ اگر بگوییم پیغمبر همه زندگان باارزش عالم است، خواهم گفت، چنین است؛ اگر بگوییم پیغمبر همه ارزش هاست، خواهم گفت، چنین است و اگر چنین نبود، محال بود این آیه نازل بشود «وَ مَا أَرْسَلْـنَاک إِلَا رَحْمَةً لِـلْعَالَمِیـنَ» (انبیاء:107) این آیه دنباله«اَلْحَمْدُ لِلهِ رَبِ الْعالَمِینَ» (فاتحه:1) است. خدا می گوید: من رب جهانیان هستم، همین خدا می گوید: پیغمبر، رحمت برای جهانیان است؛ یعنی این قدر به او بخشیده ام که اگر کل موجودات از سفره اش بخورند، سیرشان می کند و از او کم هم نمی شود. آن وقت، پیغمبر می گوید، حسین نیز این گونه هست.

عوض های شهادت حسین(ع) در دنیا

زمانی که حسین جانش را برای خدا داد، زمانی بود که اگر او جانش را هزینه نمی کرد، چراغ نبوت همه انبیا، چراغ توحید و چراغ ارزش ها برای ابد خاموش می شد. او از طریق شهادت، حلقه اتصال بین توحید، نبوت، ارزش ها و انسان هاست.

حالا اگر در این دنیا بخواهند عوض این شهادت را به او بدهند، فکر می کنید چه باید بدهند. من تا حالا در روایات و آیات، کلمه معوض و عوض را در چنین مسئله ویژه ای ندیدم. فقط درباره اباعبدالله حسین(ع) است که امام زمان(عج) می فرماید: ««اَلْمُعَوَضُ مِنْ قَتْلهِ» (مصباح المتهجد:826) معوض نه نسبت به خود اباعبدالله(ع)، معوض نه نسبت به نمازهایش و روزه هایش، نه نسبت به این که فرزندی مثل زین العابدین و علی اکبر (علیهما السلام) را تربیت کرده است، نه چنین نیست. این معوض، فقط قیمت خونش در دنیا است و به قیمت آخرت آن کاری ندارند: «اَلْمُعَوَضُ مِنْ قَتْلِهِ اَنَ الأَئِمَةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشَفَاءُ فِى تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزُ مَعَهُ» (همان)

وقتی که ابا عبدالله(ع) خونش را هزینه کرد، عجیب است که امام صادق(ع) می فرماید در کربلا حضرت ابا عبدالله (ع) خونش را، نه به خدا صدقه داد؛ نه آن را انفاق کرد؛ نه آن را عطا کرد و نه با آن معامله کرد؛ بلکه ایشان درباره این خون می گوید: «بذل مهجته ف یک» (کامل الزیارات: 401) این خون را به رایگان به تو داد و گفت من در مقابل این خون، هیچ نظری جز رضایت تو ندارم.

امام زمان (عج) می گوید، وقتی خدا این خون را گرفت، گفت: من قیمتی ترین شیء را از حسین بن علی(ع) گرفتم؛ برای همین عدالتم اقتضا می کند، معوضش را به او بدهم. امام زمان (عج) می گوید، هر یک از ما نه امام بعد از حسین(ع)، از امام زین العابدین(ع)، با وزنی که دارد، امام باقر(ع)، با وزنی که دارد، تا من، یک بیست و هفتم معوض خونش هستیم. من فکر نمی کنم آسمان ها و زمین طاقت حل این مسئله را اصلا ًداشته باشند. حل آن برای ما خیلی مشکل است، این مسئله از قبیل این سخن حق تعالی هست «لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ» (حشر:21) ما نه تن با هر مقامی که داریم، در مجموع، تنها یک سوم عوض آن خونیم.

من از سنگینی این مسایل، واقعاً قلبم در فشار قرار گرفته است. نمی دانیم امام حسین کیست؟ واقعاً نمی دانیم. ما نسبت به ایشان جاهلیم و نمی دانیم او کیست.

و اما معوض دوم که یک سوم دیگر معوض خون امام حسین(ع) می باشد، این است که شخص پروردگار خوردن هر خاکی را از زمان آدم تا قیامت و به طور کلی، خوردن همه خاکها را حرام کرده است؛ چنان چه خدای ناکرده، اگر زلزله پیش بیاید و قبر پیغمبر(ص) خراب بشود و دوباره بخواهند لحد ایشان را بچینند، اگر بگویند: مقداری خاک زیر صورت ایشان را یا خاک زیر صورت زهرا(س) را برداریم و به مریض مان بدهیم، حرام است، اما اراده خدا به این تعلق گرفت که یکی از داروهای این عالم هستی را، نه خاک زیر صورتش را، چون صورتش آنجا نیست و نه خاک زیر گلوی بریده او را، بلکه خاک قبرش را قرار دهد.

امام زمان (عج) می گوید، این هم یک سوم عوض که خدا از حرمت حرامش دست برداشت و گفت، خاک حسینم، حلال است، آن هم برای آن جایی که هیچ کلیدی نتوانست مشکل تان را حل کند. آن کلیدی را که مشکل غیر قابل حل را حل می کند، خاک حسین من است.

اما یک سوم دیگر عوض این است: «وَ الْفَوْزُ مَعَهُ» امام زمان(عج) می گوید، هر کس در دنیا وآخرت، باطنش، ظاهرش و عملش بوی حسین را بدهد، به طور یقین، اهل نجات است و شکی در آن وجود ندارد: «وَ الْفَوْزُ مَعَهُ»



واژه کلیدی :شیخ حسین انصاریان و واژه کلیدی :من لایحضره الفقیه و واژه کلیدی :بحارالانوار




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ٧ دی ۱۳۸۸

سید مرتضی خاتمی: بهتر از حضرت آیت الله خامنه‌ای در رهبری نداریم
شما این اهانت‌ها را تعجب‌برانگیز ندانید. در دنیای آن زمان به شخص امام حسین هم پیله می‌کردند و می‌گفتند او گمراه است! و بعد همان ها او را شهید کردند. البته امثال حبیب بن مظاهرها در کنار امام حسین (ع) بودند و از ایشان حمایت می‌کردند. حمایتی که تمام عیار و به نرخ کشته شدن بود.
 استاد سید مرتضی خاتمی گفت: بنده 60 سال است که غرق در طلبگی، حوزه، فقه، اجتهاد و مرجعیت هستم و به حضرت عباس شهادت می‌دهم که پس از حضرت امام خمینی (ره) بهتر از حضرت آیت الله خامنه‌ای برای رهبری نداریم.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، استاد سید مرتضی خاتمی در جمع عزاداران هیات محبان الزهرا (س) در خصوص آشوب های کف خیابان افزود: قضایا در مشکلات اجتماعی و حوادث اخیر که دشمنان برای ایران درست کرده‌اند، بسیار واضح است. کسانی که در خیابان شرارت می‌کنند از بی‌بی‌سی و سایر دشمنان خط می‌گیرند. این کاملا واضح است.
وی یادآور شد: دشمنان ما به قدری احمق هستند که رهبری آنها دست دشمن و یهودی‌ها افتاده است. آیا این موضوع پوشیده‌ای است؟
این فقیه اهل بیت تاکید کرد: با این وضیعت آیا حرف پوشیده‌ای مانده که ما ندانیم. آیا با این فهم و درک‌ها کفایت نمی‌کند که چه دارد می‌گذرد؟
استاد خاتمی اظهار داشت: حالا آمده‌اند به حضرت آیت الله خامنه‌ای چه می‌کنند؟! شما این اهانت‌ها را تعجب‌برانگیز ندانید. در دنیای آن زمان به شخص امام حسین هم پیله می‌کردند و می‌گفتند او گمراه است! و بعد همان ها او را شهید کردند. البته امثال حبیب بن مظاهرها در کنار امام حسین (ع) بودند و از ایشان حمایت می‌کردند. حمایتی که تمام عیار و به نرخ کشته شدن بود.
وی یادآور شد: حبیب بن مظاهر و امثال او که با تمام وجود از امام حسین (ع) حمایت کردند، اهل قرآن بودند. کسانی که نیامدند کاری با قرآن نداشتند.
وی تاکید کرد: این دشمن است که برای خودش صغرا و کبرا درست می‌کند. آیا از عظمت امام حسین (ع)‌مطلب پوشیده‌ای وجود دارد یا از عظمت رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای مطلب پوشیده‌ای وجود دارد. به حضرت عباس بعد از مرحوم حضرت امام خمینی، بهتر از ایشان در رهبری داریم؟
استاد سید مرتضی خاتمی تاکید کرد: امام خمینی (ره)‌ شخصیت با عظمت و جاودانه تاریخ است. بسیاری از شخصیت‌ها به دنیا می‌آیند و از دنیا می‌روند و در تاریخ جاودانه باقی می‌مانند. حتی دشمنان هم به تعریف چنین شخصیت‌هایی می‌ پردازند درباره امام علی (ع) دشمنان هم به تعریف و تمجید می‌نشینند. جرج زیدان مسیحی برای آن امام چندین جلد کتاب می‌نویسند. دشمنان درباره امام حسین هم به تعریف نشسته‌اند. مرحوم امام خمینی (ره) هم از این دسته شخصیت‌ها بودند.
وی افزود: 1400 سال است که در تاریخ و دنیا و بشریت نظام شاهی در ایران حاکم بود. حضرت امام خمینی (ره) شاه را از ایران بیرون کرد و به نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد.
استاد سید مرتضی خاتمی اظهار داشت: بعد از حضرت امام خمینی (ره) آیت الله خامنه‌ای بهترین شاگرد ایشان در رهبری است. حضرت عباسی و انصافا آیا ایشان نقصی دارند؟ آیا واقعا در ایران بهتر از حضرت آیت الله خامنه‌ای برای رهبری کسی را داریم؟
وی اظهار داشت: من متولد سال 1322 هجری شمسی هستم. 66 سال سن دارم و 60 سال است که طلبه هستم. برخی از جلساتی که هم اکنون دارم نزدیک به 30 تا 46 سال است که برگزار می‌شود. غرق در آخوند، حوزه، طلبه، مرجعیت، فقه و اجتهاد هستم. 30 سال است که رساله می‌نویسم. آیا حضرت عباسی بهتر از ایشان برای رهبری داریم؟
وی با اشاره به برخی اهانت‌ها اظهار داشت: آیا همردیف حضرت آیت الله خامنه‌ای در علم، کمال و اجتهاد کسی را داریم؟ ایشان در دوره رهبری‌شان کشور را با این همه مشکلات عظیم که دشمن ایجاد کرده، اداره کرده‌اند.
وی افزود: جملاتی که درباره ایشان گفته شده از روی بی‌انصافی است. همین بی‌انصافی‌ها را با امام حسین (ع) هم داشتند. البته خداوند حامی است، حفظ کرده و می‌کند. دشمان ان شاء الله نابود خواهند شد. دشمنان با این اقدامات گور خود را می‌کنند که قبلا هم کنده‌اند.
وی گفت: در حوادث اخیر مطلب پوشیده‌ای هست که کسی نداند؟ چه کسی می‌خواهد بیاید که واقعا و انصافا بهتر از ایشان (حضرت آیت الله خامنه‌ای) باشد؟ چرا دشمن طمع می‌کند. بنی‌امیه هم طمع کردند. دیدید که با حسین بن علی آنجور برخورد کردند. ولی آنها که اهل قرآن بودند به حمایت او برخاستند.
این فقیه اهلبیت تاکید کرد:قرآن کتاب خدا را رها نکنیم. کتاب خدا را رها کنیم، گمراهی‌ها زیاد می‌شود. پیامبر اسلام (ص) در این کتاب خبرها را داده است.
وی اظهار داشت: انگلستان از حدود 70 سال قبل گفته است تا قرآن در میان مسلمانان است ما نمی‌توانیم بر‌ آنها پیروز شویم. من این را بارها و مکرر از منابر شنیده‌ام و در جایی هم خوانده‌ام. انگلستان از 70 سال قبل برای مسلمانان و شیعیان نقشه می‌کشیدند که چگونه قرآن را استماع کنیم و چه کنیم. رئیس انگلیسی‌ها در جلسه‌ای کتاب قرآن را برده و گفته بود تا این کتاب در میان مسلمانان است، ما نمی‌توانیم پیروز شویم. انگلیسی‌ها در جلسات خصوصی و داخلی خود این حرف را زده‌اند و در آنجا نمی‌خواستند خود را گول بزنند.
استاد خاتمی گفت: هر کس قرآن را بخواند، این کتاب او را هدایت و درست می‌کند. انگلیسی‌ها گفته بودند «قرآن را که نمی‌توانیم از خانه‌ها جمع کنیم، درگیری درست می‌شود، حواس مسلمانان به قرآن بیشتر جلب می‌شود. ولی می‌توانیم مردم را از این کتاب دور کنیم.»
  " و اما آیا این همه حقیقت است یا بخش از آن که از زبان این دانشمند که این حقیر نیز مدتی است او را از طریق یکی از شبکه های تلویزیونی دولتی مشاهده کرده ام. پیغمبر پیام خدا را برای همه می رساند، حضرت علی امام همه بود، امام حسین در روزهای تاسوعا و عاشورا چقدر دشمنان را موعظه کرد حتی هنگام جنگ تن به تن از آنان خواست که با فرزندان پیامبر در نیفتند، اینکه نمی شود اگر فردی و گروهی خواسته ای داشتند بخواهیم دهان آنان را ببندیم و هزاران هزار انگ به آنان بچسبانیم. بنده مطیع ولایت هستم و آن را ثابت کرده و می کنم. و این نیاز به داد و فریاد ندارد. مردم ایران شیعه هستند و به آن افتخار می کنند و هرگز بیرق سرخ حسینی را به هیچ نماد و نشانه ای دیگر عوض نمی کنند این جای شک و شبهه ای ندارد. اما چه کسانی هستند که می خواهند از این گل آلود کردن آب ماهی و یا بچه ماهی بگیرند این حقیر به خوبی نمی دانم و آن را به بزرگان قوم واگذار می کنم. بزرگانی که باید بزرگوارانه وارد گود شوند نه قبل ازآن عده ای را محکوم و به عده ای دیگر به این سبب که سببی برای اسباب سفر خود جور کنند قضاوت کنند . از خداوند قادر و متعال می خواهم که خانواده شهدا را دشمن شاد نکنند. یعنی اینکه به ما بصیرت بدهد تا ادامه دهنده راه روشنگرانه شهیدان باشیم از اولین شهید یعنی هابیل گرفته تا شهیدان هشت سال دفاع مقدس اما خداوند نیز تغییر سرنوشت را بر عهده خود مردم واگذار کرده که نوعی تایید حکومت مردمی است و در این زمینه دخالتی نکرده است و به پیامبران خود نیز گفته است که تنها برای راهنمایی انتخاب شده اید و این ماموریت اصلی شما است. و به آنها گفته که در این زمینه نباید از زور و اجبار استفاده کرد زیرا انسانها حق انتخاب دارند و دراین زمینه آزاد هستند خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنودباشی و ما رستگار. التماس دعا. 



واژه کلیدی :سیدمرتضی خاتمی و واژه کلیدی :حضرت عباسی و واژه کلیدی :اجتهاد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱ دی ۱۳۸۸

پژوهشگر ایرنا، مدیرکل روابط عمومی وزارت صنایع ومعادن شد
با صدور حکمی از سوی وزیر صنایع ومعادن،" ابوالفضل شاکری" از پژوهشگران سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) به سمت " مشاور وزیر و مدیرکل روابط عمومی وزارت صنایع ومعادن " منصوب شد.
به گزارش جیرفت نیوز به نقل از  پایگاه اطلاع رسانی وزارت صنایع ومعادن، مهندس علی اکبر محرابیان در متن این حکم انتصابی آورده است: با عنایت به تعهد، تخصص و سوابق ارزشمند جنابعالی به موجب این حکم به سمت مشاور وزیر و مدیر کل روابط عمومی منصوب می شوید.
وی تصریح کرده است: انتظار می رود با توجه به توانایی های مدیریتی جنابعالی و اختیارات ویژه تفویض شده در حوزه اطلاع رسانی و تبلیغات، نسبت به معرفی خدمات دولت در بخش صنعت ومعدن کشور به ملت شریف و بزگوار ایران اسلامی ، ساماندهی ، ایجاد تحول ساختاری با رویکرد اطلاع رسانی صحیح، سریع و به هنگام، گامهای موثری بردارید.
وزیر صنایع ومعادن همچنین از زحمات" مهدی عباسی راد " در دوران تصدی مسئولیت یاد شده تشکر نموده است.
گفتنی است ابوالفضل شاکری از خبرنگاران پرسابقه سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) بوده و تا پیش از این انتصاب نیز به عنوان پژوهشگر در اداره کل پژوهش ایرنا فعالیت می نموده است که برای وی در مسئولیت جدیدش آرزوی توفیق می نماییم.

  همه این انتصابات نشان از توانایی های ایرنایی های سابق و ... دارد. همانطور که امروز شاهد هستیم تعدادی از گزارشگران حرفه ای بی بی سی فارسی را خبرنگاران سابق ایرنا تشکیل می دهند.

   این جالب است < قدر زر زرگر شناسد  قدر شلغم مقبلی.
 




واژه کلیدی :ابوالفضل شاکری و واژه کلیدی :علی اکبر محرابیان