جیرفت سی تی/ هلیل خاموش

اینکه دیروز کجا بوده ایم و امروز کجا هستیم مهم نیست , اما اینکه فردا کجامی رویم مهم تراست, با امید به لایتناهی برای تماشای گلهایی که فردا می رویند برخیزیم.



نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸۸

 هر روز دهها کلمه و بلکه صدها جمله بلغور می کنم که بر آنها نام ترانه گذاشته ام تا بلکه یادگاری باشند بر تنهای رنجوری که از رنج هزارساله این سرزمین کهن تنها و تنها رنجهای زخمناک آن به من رسیده و همه چپاولگری و دروغهایش به مدعیان بر ادعایی که برای رفتن مستراح شب هنگام می ترسند که نکند اجنبه مقابل آنها سبز شوند زیرا دیگر انسانی باقی نمانده که بخواهد در برابر آنان ، همانانی که شب را به روز و روز را به ماه و تاریکی می فروشند و کلاههایی بر سر گشاد مای می گذارند که حتی به خواب شب هم ندیده ایم.

   ما ترانه می سراییم تا برای آیندگان زمزمه ای ساخته باشیم تا بر روی سنگفرشهای خیابانهایی که در خیالهای کوهستانی و برکه ای خود برای آنان ساخته ایم و یا در حال ساختن هستیم بسرایند.

   اینجا همه ترانه است و تنها ریتم موسیقیایی آن صدای نوازش تازیانه ای است که پس از بدن رنجور سیاهان آمریکایی و آفریقایی هم اکنون بر تن می می ساید و بر زمین رنجور و تفدیده این قسمت از سرزمین مادری من که هنگام شیر دادنم قطرات شیرش همراه با سرشک گونه هایش همراه شده بود بر زمین خشک شده ناشی از خشکسالی می  چکید می ریخت.

  اینجا سرزمین مادری من است همان که به اندازه عمر فرزند برادرم که هشت سالش شده بود و نمی دانست جنگ چیست هم اکنون در سن 24سالگی برایش بازخوانی خاطرات می کنم و به او یاد می دهم که قهرمان واقعی همین لاغر اندامهاییی هستند که لباسهای خاکی بر تن دارند و قهرمانان واقعی رقاصه ها و هنرپیشه های عروسک نماییی که در بهترین مکانهای بدن سازی برای خود بدن ساخته اند به دور از سرب داغ و آن سرخ کبابی .

به آنها می گویم عکسهای لاغر اما جسوری را بر بدنه اتاقت بچسبان که با بدن نحیفی اما روحیهای امام حسینی تانکهای تی 72را دنبال می کرد و با نارنجک انداختن به داخل آنها تیر خلاص به دشمن بعثی می زد. این جسارت را کدامیک از چکمه پوشان دارند اگر سراغ دارید به ما نیز نشان بدهید اما امروز ........ ! وای بر ما می بینم که سوار بر عقل و فهم ما شده اند و افادی نظیر رییس ......  که از نسل وزیر اولوزرا  است یعنی بهداد چه می خواهد و چه می خواهد بکند که حتی   حاضر نیست ثانیه ای بله ثانیه ای . اما دفترچه ای یا بهتر بگویم سالنامه ای برایم فرستاده است که مونس شبهای تنهایی من است و به یاد آن پرواز کرده ها که هم اکنون در نزد خدای خود روزی می خورند می گریم البته به حال خودم امیدوارم که خدا به فریاد همه دلهای سوخته و لبهای داغ بسته برسد. درود بر آنانکه فرزندان خود را بر روی ریگزارهای تفدیده بیابانهای کربلاهای ایران از دست دادند و فر فرشتگان خدا ثابت کردند که چرا انسان را سجده کرده اند. بله آقای بهداد این یک درخواست است ویک نوشته بسیار ناچیز اما انباشته از میلیاردها میلیارد مطلب نانوشته و ناخوانده . ما حاضریم آنجا که علی پا گذاشته است فنا شویم تا رهسپار با ولایت او گردیم و هر روز آیت الکرسی بخوانیم به امید اینکه امیدمان بیاید و از این همه بغض های نتکرکیده نمیریم آخه این خیلی بد است . که ندیده از دنیا برویم . خدایا به فریاد دل تازیانه خورده ها برس تازیانه هایی که از شلاق ابوجهل درد بیشتری دارند .  آقای بهدادی لطفا بخوانید و من را پیدا کنید تا برای لحظه ای هم که شده برایتان تعریف کنم . ! وفت شما طلا است و وقت ما خاک ، خاک همه جا هست اما این طلا است که همه دنبال آن هستند تا پس اندازی داشته باشند ما می خوا هیم وقتمان خاکی باشد و با خودمان در خاک دفنش کنیم اما فکر می کنم که خاک شما نیز غبار خاک گرفته باشد. اینشائالله که غبار خاک کربلایی باشد که پس از سالها شعار دادن هنوز نتوانسته ایم به آن برسیم و بلکه قبولمان نکرده است و یا نگذاشته اند که قبولمان کند. و ممکن است از یادمان برده باشند . اما من خاک خاکی کربلا هم نمی شوم چه برسد به اینکه روزی بعنوان ماموریت بتوانم اخبار کربلا را برای مشتاقان آن امام شهید ارسال  کنم . شاید بیاید روزی که من نیز بتوانم ...

 




واژه کلیدی :بهداد و واژه کلیدی :امام حسین و واژه کلیدی :تازیانه و واژه کلیدی :بسیجی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳۸۸

توکیو- ژاپن که در عرصه الکترونیک حرف نخست را در جهان می‌زند،در حال حرکت بسوی مسیری است که درآن استفاده از نیروی انسانی کمتر شده و بسیاری از کارها به طور خودکار توسط دستگاه و یا روبات انجام شود.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این موضوع در ژاپن ، وجود شمار زیادی دستگاه های خودکار فروشنده نوشابه و دیگر نوشیدنی‌ها دراین کشور است که در گوشه و کنار هر شهر و روستایی به چشم می‌خورند.

در ژاپن باوجود کیفیت آب آشامیدنی شهری در این کشور در مقاسه با بسیاری از کشورهای جهان ،اما شهروندان ژاپنی به طورکلی چندان به نوشیدن آب آشامیدنی تمایلی نشان نمی‌دهند.

این موضوع شاید به دلیل گستردگی و متنوع بودن بازار نوشابه در ژاپن باشد که از طریق دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی به آسانی هر نوع نوشابه برای هر ذائقه‌ای در هر نقطه‌ای از این کشور در دسترس مشتری قرار می‌گیرد آب معدنی ، چای سبز و قرمز، قهوه ، شیر کاکائو ، نوشابه‌های گازدار همچون کوکاکولا و انواع مختلف آب میوه ، از نمونه نوشابه‌هایی هستند که در قوطی و یا شیشه‌های پلاستیکی در دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی به طور سرد و گرم در ژاپن برای مشتریان عرضه می‌شود.

آمارهای منتشر شده در رسانه‌های ژاپنی نشان می‌دهد،در ژاپن حدود دو میلیون و ‪ ۲۶۰‬هزاردستگاه نوشابه فروشی وجود دارد که بیشتر آنها در کنار پیاده روها، ایستگاه‌های قطار و مراکز خرید کار گذاشته شده اند.

این آمار بیانگر آن است که شمار دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی در ژاپن در طول پنج سال گذشته حدود پنج درصد افزایش یافته است .

در بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی نیز دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی وجود دارد، اما به دلیل مسایل امنیتی بسیاری از آنها نه در کنار خیابانها، بلکه در داخل و یا کنار فروشگاه‌ها نصب شده اند.

دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی در ژاپن بر پایه تقاضایی که وجود دارد ، در فصل تابستان نوشابه‌های سرد و در فصل زمستان نوشابه‌های گرم به مشتریان خود عرضه می‌کنند.

آمارهای منتشر شده نشان می‌دهد ، در سال گذشته میلادی (‪ (۲۰۰۷‬در ژاپن به میزان دوتریلیون و ‪ ۴۲۲‬میلیون ین نوشابه در دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی این کشور به فروش رسید که نسبت به سال قبل از آن چهار درصد بیشتر شده است .

بهای نوشابه در دستگاه‌های خودکار در ژاپن بنابر نوع و اندازه قیمت گذاری شده‌اند و معمولا بین ‪ ۱۲۰‬تا ‪ ۱۵۰‬ین است .

برای نمونه بهای یک قوطی آلومینیومی ‪ ۳۵۰‬میلی گرمی نوشابه کوکاکولا در دستگاه‌های خودفروش در ژاپن ‪ ۱۲۰‬ین است که تقریبا در طول حدود ‪ ۱۵‬سال گذشته تغییر نکرده است .

درکنار دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی در ژاپن سطلهای زباله‌ای قرار داده شده تا خریدار پس از استفاده از نوشابه ، ظرف آن را در این زسطلها بیاندازد.

این موضوع علاوه بر کمک کردن به پاکیزه نگه داشتن شهر، ظروف آلومینیومی و پلاستیک نوشابه‌ها را مستقیما راهی مراکز بازیافت می‌کند.

در ژاپن با رشد زیرساخت‌های مربوط به فناوری اطلاعاتی ، خرید از دستگاه های خودکار بدون استفاده از پول نقد امکان پذیر است .

خرید غیرنقدی از دستگاه خودفروش در ژاپن بااستفاده از کارت‌های الکترونیکی قابل شارژ پولی و تلفن‌های همراه امکان پذیر است .

در ژاپن برپایه قانون دستگاه‌های خودفروش باید در مکان‌هایی قرار بگیرد که وارد حریم عمومی و مزاحم رفت و آمد مردم در پیاده روها نشود و اگر بخشی از این دستگاه‌های خودکار از زمین مالک در کنار پیاده رو به حریم عمومی تجاوز کند، مالک مشمول جریمه می‌شود.

یادآوری می‌شود، در ژاپن بسیاری از مردمی که در زمین خود در کنار خیابان دارای جای اضافه هستند به شرکت‌های مالک دستگاه فروشنده خودکار اجازه می‌دهند که دستگاه خود را در زمین شخصی آنها قرار دهند.

این افراد در برابر دادن این مجوز به شرکت‌های مالک دستگاه فروشنده ، از آنها ماهانه چند درصد از درآمد فروش را دریافت می‌کنند.

درژاپن علاوه بر دستگاه‌های خودکار نوشابه فروشی ،دستگاه‌های خودکار فروشنده سیگار، بستنی ، نشریه ، غذاهای آماده و حتی دستگاه‌های شلتوک گیری برنج در کنار مزارع نیز وجود دارد.

شاید بتوان گفت که در ژاپن پس از دستگاه‌های خودکار فروشنده نوشابه ، دستگاه فروشنده سیگار بیشترین آمار دستگاه‌های خودکار در این کشور را به خود اختصاص می‌دهند.

در ژاپن استعمال سیگار باید از پس از سن قانونی بلوغ که ‪ ۲۰‬سالگی است ، شروع شود و به همین دلیل در فروشگاه‌ها برای اطمینان از سن نوجوانانی که درخواست خرید سیگار می‌کنند، مدرک معتبر برای شناسایی سن خواسته می شود.

صنعتگران ژاپنی برای این که بتوانند از پس این مشکل در مورد دستگاه های خودفروش سیگار نیز برآیند، اقدام به ساخت سیستمی کردند که در آن یک چشم الکترونیکی نامرئی سن خریدار را در برابر دستگاه شناسایی می‌کند.

در حافظه این چشم نامرئی از پیش اطلاعات مربوط به چین و چروک افراد با سنین مختلف به ثبت رسیده و دستگاه با مقایسه کردن ویژگی‌های چهره خریدار با اطلاعات موجود در خود، کار شناسایی را انجام می‌دهد.

این دستگاه شناسایی طوری برنامه ریزی شده است که اگر نتواند به درستی سن بلوغ خریدار را شناسایی کند،از مشتری می‌خواهد که گواهینامه خود را در جلوی دستگاه نمایشگر قرار دهد.

به نظر می‌رسد، با پیشرفت صنایع فناوری اطلاعاتی در ژاپن ، جامعه این کشور بسویی می‌رود که در آینده در کار خرید با پول نقد و یا فرد فروشنده نیازی نباشد و دستگاه‌ها و روبات‌ها این کار را انجام دهند.

این هم از کشور آفتاب تابان همان کشوری که پایگاههای نظامی آمریکا در آن وجود دارد و در حال فعالیت نیز هستند. امااقتصاد آن آنقدرها شکوفا شده است که بسیاری از تولیدات خود را در کشورهای دیگری نظیر مالزی تولید و به نام همان کشور و تحت لیسایس ژاپن وارد بازار مصرف می کند. اما ما که 30سال است مرگ بر آمریکا می گوییم کجای کار قرار داریم ، منزوی شده ایم و هر روز نیز منزوی تر می شویم آیا نمی توان بدون دشمن تراشی های معمول که هر روز شاهد آن هستیم با همه رابطه بر قرار کرد و با استفاده از فن آوریهای روز دنیا بهترین نفت و گاز را استخراج و پس از تبدیل کردن به دیگر محصولات آنها را صادر کرد. تاکی می خواهیم با تکنولوژی مربوط به پنج تا هفت دهه قبل نفت و گاز استخراج کنیم و هر روز پاکستان برویم و دولتمردان آنها را التماس کنیم که آقا شما را به خدا قسم بیایید با ما قرارداد خرید گاز منعقید کنید. چرا اینقدر لجوج هستیم . همه در حال پیشرفت هستند و ما تنها با ارسال و پخش اخباری که خودمان نیز به آنها اعتماد نداریم می خواهیم بگوییم مرگ بر آمریکا و هر تقصیر و کم کاری که مدیران کج فهم ما دارند به گردن این و آن بیندازیم . می توانیم ژاپن باشیم و چین و حتی دیگر کشورها هم رابطه داشته باشیم و هم از تکنولوژی های روز دیگر کشورهایی که هم اکنون آنها را دشمن خود می دانیم استفاده کنیم. شیخ بهایی را در اصفهان داشتیم چگونه با شاه عباس سا خت اما کارهایی کرد کارستان و تاکنون نیز کسی مثل آنها را نتوانسته انجام دهد. هم اکنون نیز هستند بسیاری از دانشمندان ایرانی که قادر به انجام کارهایی هستند کارستان که کمتر کسی از پی آن بر می آید اما فضا را آنقدر آلوده کرده اید که قادر به کار تحقیقاتی در داخل کشور نیستند و نتیجه کار شان را در مراکز تحقیقاتی دنیا به جهانیان عرضه می کنند و ما مجبوریک که محصول آنها را خریداری کنیم.

یک دفعه وزیر خارجه سابق آمریکا بابت کودتای 28مرداد عذرخواهی کرد دیگر دنبال چه هستید اما باید بگویم که تعدادی از کشورهای اروپایی که در راس آنها انگلیس قرار دارد و همه کشورهای عربی نمی خواهند که دو کشور بزرگ متمدن و باستانی ایران و آمریکای دارای علم و ثروت و تکنولوژی ارتباط خوبی داشته باشند . اما برای یک بار هم که شده بیاییم بدون زیر پا گذاشتن غرور ملی و تنها با استفاده از فرصتهای پیش آمده گام پیش نهیم و نتیجه آن را نیز ببینیم به خدا قسم که مردم مخالفتی با کار ما نخواهند داشت. و همه آنها دنبال دوستی با همه کشورها هستند به خصوص که حدود دو میلیون ایرانی در حال حاضر در آمریکا زندگی می کنند. همیشه باید یا یک دوست پولدار داشت و یا با نیک نفر قلدر و دارای زور بازو دوست شد به تنهایی نمی توانیم به همه کتابهای مرجع دسترسی داشته باشیم از کسی پول قرض بگیریم و از از شخصی قدرتمند در مقابل زورگویان استفاده کنیم. باید کاری کنیم که دیگران زیر پرچم خلیج عربی زانو نزنند. باید کاری کنیم که دیگران در دانشگاههای ما( دانشگاه هرمزگان) هنگام نشان دادن نقشه به دانشجویان رشته شیلات نگویند خلیج عربی این ننگ و خفت و خواری است برای ایرانیانی که شاهنامه و تاریخی چند هزار ساله دارند و زمانی امپراطوری آنان از مشرق تا مغرب بوده و هم اکنون نیز در رشته های انفرادی شاهد درخشش آنان هستیم و این نشان از جوانمردی و حقانیت ایرانیان است. نگذاریم اینگونه با ما کنند بیاییم دست در دست یکدیگر نهیم تا همه شیرانی باشیم که حمله مان از باد نباشد دم به دم بلکه از زور بازویمان باشد در همه حال . همه ما ایرانی آباد و پیشرفته را می خواهیم نه ایرانی را که با تزریق میلیاردها متر مکعب گاز نفت پر از لجن از آنها استحصال کنیم و درحالی که دومین ذخایر گازی جهان را در اختیار داریم از وارد کنندگان گاز هستیم و شب و روز التماس این کشور و آن کشور کنیم که شما را به خدا بیایید گاز ما را بخرید البته اگر گازی باشد. زیرا با وسایل گرم کننده غیر استاندارد و مصالح ساختمانی غیراستانداردی که در کشور ما تولید می شود به خصوص خودروهایی که بنزین می بلعند همه ذخیره های گازی و نفتی ما از بین می رود.  بیایید به خودمان بیاییم و تنها در فکر سرافرازی ایران و شیعیان فهیم و با شعوری باشیم که علی را از روی نهج البلاغه او می شناسند نه از روی برخی گفته های افسانه ای و ساخته ای.

مابقی داستان را می گذارم برای فردا و فرداهایی که خواهد آمد و سخنانی داریم که باید هر ایرانی وطن دوست و مسلمان و انقلابی آنها را بداند و با تمام وجودش لمس کند.

ما فرزندان این آب و خاک هستیم و نمی توانیم شاهد باشیم که اختراعات و ابتکارات جونانان این مروز و بوم را دیگر کشورهای خریداری و با نام خودشان تولید و به کشور ما بفروشند/ خدا نگهدار همه جوانان این مرزوبوم باشد. به امید روزی که نیروهای پرتلاش انتظامی برای بدست آوردن یک نخود تریاک بسته چای و قندها و شکرهای یک پیرزن را که به مقصد مشهد مقدس در سفر است زیر و رو نکنند بروند دنبال محموله های سنگین و خود را سرگرم این کارها نکنند. قصه چیز دیگری است . چرا باید قیمت تریاک در سراسر کشور یکسال باشد و تنها اندکی آن هم در حد یکهزارتومان اختلاف داشته باشد. تریاک بطور سازماندهی در سطح کشور در حال توزیع است و این کار خوبی است تا جوانان این مرز و بوم از گرایش به طرف دیگر مواد مخدر خطرناک منصرف شوند. البته کار بسیار خوبی است. اینشاء الله که همه سربازان سرافرازی برای جمهوری اسلامی ایران باشیم و نگذاریم که دستاوردهای انقلاب اسلامی که حاصل خون هزاران هزار شهید است از دست برود. به امید روزی که در همه کشور ما فردی بیکار پیدا نشود و حتی یک معتاد جوان نیز یافت نشود. به امید روزی که همه ما وطن پرست باشیم و برای رسیدن به قدرست وطن فروشی نکنیم و به امید روزی که در باغچه خانه های ما و یا لب تاقچه خانه آپارتمانی مان یک گل رز ، گل مریم و یا گلهای رنگارنگ دیگری خودنمایی کند و تنها در فکر آبیاری و نگهداری از آن باشیم. ما همه وطن و نظام اسلامی ما ن را که هر روز با صدای اذان گلدسته های مساجد آن از خواب بیدار می شویم و عصرها به بوستانها و ساحل های نورافشانی شده می رویم دوست داریم . به به روح پاک هزاران هزار شهید انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس درود می فرستیم به به آنان می گوییم که نخواهیم گذاشت خون آنان لگد مال شود. سعی می کنیم از طریق دوستی به کربلا و قدس برسیم و مقاومت در مقابل همه زورگویان که شما به ما درس آن را دادید.

کرد شبستری .




واژه کلیدی :آمریکا و واژه کلیدی :مقاومت و واژه کلیدی :شهیدان و واژه کلیدی :آپارتمانی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳۸۸

   یک مقام علمی: عامل پدیده کشند قرمزدر خلیج فارس سمی نیست

 

   رییس موسسه تحقیقات شیلات ایران گفت: عامل پدیده کشند قرمز سمی نیست و مردم می توانند از ماهی های صید شده عرضه شده در بازارهای ماهی فروشان استفاده کنند.

   دکتر عباسعلی مطلبی  در حاشیه برگزاری کارگاه آموزشی روشهای کنترل پدیده کشند قرمز در گفت وگو با خبرنگاران تاکید کرد: جلوگیری از ورود فاضلاب به دریا عامل مهمی در زمینه کنترل و کاهش پدیده کشند قرمز است.

  وی بیان داشت: فرضیه سمی بودن عامل این پدیده رد شده و گونه شناسایی شده از نوع غیر سمی است که با کاهش اکسیژن محلول در آبها و رسوب یک نوع ماده ژلاتینی سبب مرگ و میر آبزیان می شود و هیچ دلیلی برای منع مصرف میگو و ماهی صید شده وجود ندارد.

   این مقام علمی با بیان اینکه این جلبک غیر بومی است و بطور معمول در آبهای آسیای جنوب شرقی وجود دارد تاکید کرد: نمونه برداری ها نیز  نشان داه که این جلبک غیر سمی است.

   دکتر مطلبی تاکید کرد: بر اساس بررسی های علمی و مطالعاتی که تا کنون انجام شده ، هیچ دلیلی مبنی ایجاد مسمومیت در آبزیان و یا مسمومیت غذایی در افرادی که از آبزیان صید شده در مناطق تحت شکوفایی پلاکنتونی مصرف می کنند به دست نیامده است.

   رییس موسسه تحقیقات شیلات ایران خاطرنشان ساخت: این درحالی است که همچنان این موضوع از طریق ارتباط با مجامع بین المللی مرتبط از سوی این پژوهشکده  ادامه دارد.

    این مقام مسوول  افزود: رشد این جلبک مانع از رسیدن اکسیژن به لایه های پایین آب  و همچنین آبزیان می شود و با توجه به اختلالی که در زنجیره غذایی ذخایر دریایی که بطور طبیعی در اکوسیستم دریایی وجود دارد ایجاد می کند مرگ برخی آبزیان را در پی خواهد داشت.

   دکتر مطلبی  از پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان  واقع در بندرعباس به عنوان مرکزی علمی و رسمی نام برد که  متولی پژوهش دراین زمینه است و تصریح کرد: در حال حاضر تحقیقات لازم در این پژوهشکده  ادامه دارد طوریکه امروز نیز شاهد حضور دو دانشمند چینی و کره ای در این مرکز هستیم.

 وی یادآورشد: پدیده شکوفایی جلبک قرمز یا شکوفایی پلانکتونی  از اواخر شهریور در دریای عمان آغاز و مهرماه امسال به خلیج فارس نیز کشیده شد.

   دکتر مطلبی با تشریح چگونگی ورود این جلبک به آبهای خلیج فارس و دریای عمان ابرازداشت: دراین زمینه فرضیه های متعددی وجود دارد که یکی از آنها چسبند گی این جلبک است که احتمال دارد به بدنه کشیها چسبیده باشد یا از طریق تخلیه آب توازن کشتیها وارد آبهای کشورمان شده باشد.

   رییس موسسه تحقیقات شیلات ایران بیان داشت: این جلبک به سرعت تکثیر می شود و خود را کاملا با شرایط دمایی و محیطی سازگار کرده  و در دمای بیش از 25درجه  نیز رشد آن دو برابر می شود.

    این درحالی است که رییس پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان نیز در گفت و گو با خبرنگارایرنا،  به دستاورد دیگر کشورها  به خصوص ژاپن  در زمینه مبارزه با این پدیده   اشاره کرد  و افزود: همه آنها بر اعمال مدیریت محیط زیستی ، کاهش نیترات و فسفات ورودی به آب دریا و همچنین بر جلوگیری از ورود فاضلاب شهری به  آب دریاها  تاکید کرده اند.

    دکتر مرتضوی  با بیان اینکه روشهای فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژی در کاهش این پدیده موثر است به تحقیقات انجام شده دراین پژوهشکده اشاره کرد و گفت: مهمترین تدابیری که باید بکار گرفته شود رفع خطر در مناطق ویژه و حساس است که مناطق آبزی پروری از مهمترین آنها محسوب می شوند.

  وی همچنین با بیان اینکه این پدیده در همه آبهای جهان ممکن است روی دهد یادآورشد: استفاده از خاک رس با دارابودن شرایط خاص از جمله فاقد مواد محرک و تقوین کننده بودن بعنوان یک روش فیزیکی می تواند در کنترل این پدیده موثر باشد .

   به گفته وی ، بر اساس تحقیقات انجام شده بر ریو نوعی خاک رس د راین استان و استفاه آن د ربرخی نقا ط دریا مشاهده شده  که بین 40تا 50 درصد این روش موثر است .

   وی تصریح کرد: اما با توجه به گستردگی دریا و این پدیده استفاه از روشهای فیزیکی در عمل غیر ممکن بوده و اولین و مهم ترین اقدام اساسی ، کاهش آلودگی سواحل و جلوگری از ورود فاضلا ب به آب دریاها است.

  البته ممکن است برخی از سودجویانی که به دریا می روند با جمع آوری ماهی ماهی مرده و نیمه جانی که در اثر کشند قرمز جان خود را ازد دست داده اند بخواهند آنها را در بین محصوله های سالم قالب خلق الله بکنند که باید دراین زمینه پرسنل بهداشت و دیگر ماموران مواظبت کنند. زیرا مشاهده شده که در همین بازار ماهی فروشان خودمان (پشت شهر) ماهی یخ زده را بعنوان ماهی تازه قالب مردم کرده اند و با رنگ ریختن داخل ششهای ماهی گفته اند که تازه است. و نتیجه این شده که همه می بینیم که یک دفعه کشند قرمز می آید و کاری هم نمی شود کرد مگر اینکه دعا کنیم و دانشمندان ما نیز بیش از پیش فعال شوند و به خود زحمت تحقیق بیشتری بدهند و  کارهای متفرقه را کنار بگذارند و سعی کنند بطور مشترک از امکاناتی که وجود دارد استفاده کنند و یکدیگر را از نتایجی که بدست آورده اند آگاه کنند.




واژه کلیدی :کشند قرمز و واژه کلیدی :دانشمندان و واژه کلیدی :ماهی سالم




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳۸۸

دنیس بلر، رئیس جدید سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارش خود به کمیته اطلاعاتی مجلس سنای این کشور، ضمن ابراز عدم اطمینان نسبت به قصد نهایی ایران از ادامه برنامه هسته‌ای خود، گفته است که جمهوری اسلامی همه گزینه‌ها را برای خود حفظ کرده است.به گفته آقای بلر، در حال حاضر ایران به طور واضح در حال توسعه همه مولفه‌های یک برنامه تسلیحاتی هسته‌ای است، هر چند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از قصد آن برای ساخت سلاح هسته‌ای اطلاعی ندارند.

اظهارات آقای بلر تا اندازه‌ای متفاوت از ارزیابی مایکل مک کانل رئیس پیشین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در آذر ماه سال گذشته است که گفته بود ایران از سال ۲۰۰۳برنامه ساخت سلاح هسته‌ای را کنار گذاشته است.

با این حال، بخش مهمتر سخنان آقای بلر به ارزیابی او از روابط ایران و اسرائیل در سال جاری میلادی مربوط می‌شود.طبق نظر دنیس بلر، ایران و اسرائیل در حال ورود به یک رویارویی یا بحران در سال ۲۰۰۹ هستند، زیرا ایران در برنامه اتمی اش در حال پیشرفت است و اسرائیل نیز مصمم به خنثی کردن آن است.

به نظر می‌رسد ارزیابی آقای بلر از احتمال رویارویی اسرائیل و ایران در سال جاری میلادی با اظهارنظرهای برخی مقام‌های اسرائیلی نیز همخوانی داشته باشد.

بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب راستگرای لیکود که در پی انتخابات پارلمانی اخیر اسرائیل برای به دستیابی به مقام نخست وزیری این کشور تلاش می‌کند، در سخنرانی اعلام "پیروزی" حزب خود با اشاره مستقیم به ایران گفت: "اسرائیل از دور و نزدیک با تهدید ایران روبروست. تهدید اتمی و تهدید تروریستی و ما خواهیم توانست با این دو چالش به طور موفقیت آمیزی برخورد کنیم."

دان گیلرمن، دیپلمات اسرائیلی نیز که از سال ۲۰۰۳ تا تابستان گذشته نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل را بر عهده داشت، هفته گذشته تاکید کرد که اسرائیل باید آماده حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران به منظور جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی باشد.

آقای گیلرمن ضمن ابزار بدبینی نسبت به نتیجه بخش بودن تلاش‌های بین‌المللی برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران گفت: "اسرائیل دو وظیفه دفاع از خود و کسب قابلیت دفاع از خود را بر دوش دارد و من مطمئنم زمانی که موقعش فرا رسد و سایر گزینه‌ها به نتیجه نرسد، اسرائیل برای دفاع از مردمش دست به اقدام خواهد زد."

این نوع سخنان علیه برنامه هسته‌ای ایران در حالی بیان می‌شود که شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل در ماههای اخیر چند بار گفته است که به علت تنگناهای اقتصادی ناشی از کاهش بهای نفت، ایران قادر به سرمایه گذاری هنگفت در برنامه اتمی خود نخواهد بود و به همین علت، جامعه بین‌المللی در جهت متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران موفق خواهد شد.

ایران نظامی بودن برنامه هستهای خود را به شدت رد میکندایران نظامی بودن برنامه هسته‌ای خود را به شدت رد می‌کند و می‌گوید این برنامه را برای تولید برق دنبال می‌کند، اما کشورهای غربی و بخصوص اسرائیل از احتمال دستیابی ایران به تکنولوژی ساخت سلاح هسته‌ای به شدت هراسانند و برای توقف بخش حساس این برنامه از جمله غنی سازی اورانیوم کوشش می‌کنند.

در این میان اسرائیل اصرار دارد که گزینه نظامی نیز باید به طور جدی در دستور کار کشورهای غربی برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران باشد.

چندی پیش رسانه‌های آمریکایی فاش ساختند که اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در ماه مه سال گذشته از دولت آمریکا خواسته بود که از حمله نظامی آن کشور به تاسیسات اتمی ایران حمایت کند، اما دولت جورج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا با این درخواست مخالفت کرده بود.

با این حال، گزارش‌های رسانه‌ای حکایت از آن دارد که در ماه ژوئن گذشته بیش از صد فروند جنگنده اف - ۱۵ و اف - ۱۶ اسرائیلی به منظور آمادگی برای حمله به تاسیسات اتمی ایران بر فراز دریای مدیترانه مانور نظامی برگزار کردند.

به هر حال، با توجه به ارزیابی رئیس سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از رویارویی یا ایجاد بحران بین ایران و اسرائیل و نیز اظهار نظرهای بنیامین نتانیاهو و دان گیلرمن، چنین برداشت می‌شود که در آستانه تشکیل دولت جدید اسرائیل بحث برنامه هسته‌ای ایران بار دیگر در سطحی علنی در مرکز توجه اسرائیلی‌ها قرار گرفته است.

در همین زمینه، شائول موفاز از رهبران بلندپایه حزب کادیما که تابستان گذشته گفته بود، اسرائیل ممکن است گزینه‌ای جز حمله نظامی به ایران پیش رو نداشته باشد، از اعضای این حزب خواسته است که برای خنثی کردن برنامه اتمی ایران با حزب لیکود دولت ائتلافی تشکیل دهند.

از زمان بینالمللی شدن بحران هستهای ایران در سال ۲۰۰۳، مقامهای اسرائیلی در دورههای مختلف، نشانههایی از احتمال حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران بروز دادهاند اما پس از مدتی، لحن خود را عوض کردهاند

طبق گزارش رسانه‌های اسرائیلی، آقای موفاز حتی تهدید کرده است که اگر کادیما از ائتلاف با لیکود خودداری کند، او با خروج از حزب کادیما بار دیگر به حزب لیکود خواهد پیوست.

با این همه، نباید فراموش کرد که از زمان بین‌المللی شدن بحران هسته‌ای ایران در سال ۲۰۰۳، مقام‌های اسرائیلی در دوره‌های مختلف، نشانه‌هایی از احتمال حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران بروز داده‌اند اما پس از مدتی، لحن خود را عوض کرده‌اند.

این داستان ممکن است بار دیگر تکرار شود، اما در عین حال باید به خاطر داشت که اسرائیل از اینکه دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری جدید آمریکا مذاکرات برای متقاعد کردن ایران به چشم پوشی از برنامه هسته‌ای ایران آغاز کند، به شدت بیمناک است و از این رو ممکن است بخواهد در ماههای آینده با حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران، صرف نظر از میزان موفقیت یا پیامدهای خطیر آن، جامعه جهانی را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد."******************************************

 اما  به نظر بنده:

  جمهوری اسلامی ایران نیز باید هرچه سریع تر نسبت به اعلام توان موشکی خود و تشکیل گروه موشکی زیر نظر سرداران بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و عده ای از سران ارتش که بطور مستقیم و کلیدی تحت فرمان فرماندهی کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای فعالیت خواهد داشت عمل کند.

  کلید  شلیک همه موشک ها بایستی در دست رهبر باشد و تنها با نظر او هر گونه شلیکی انجام شود. از طرفی در جنگ هشت ساله و نابرابری که همه دنیای استکبار با سلاح های شوروی سابق و اروپایی های نامرد علیه ما راه انداختند بنده ندیدم که یک گلوله ساخت آمریکا به طرف رزمندگان ایرانی شلیک شود.

البته حمله مشترک آمریکا و بعثیون عراق به پایگاههای صدور نفت ایران در خلیج فارس و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری را هرگز فراموش نخواهیم کرد. نمی خواهم بگویم که آمریکا فرشته نجات است اما این را می دانم که هم کشورهای اروپایی(بسیاری) و اینکه همه کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس نمی خواهند که حتی برای یک لحظه هم که شده این رابطه برقرار شود. البته ما نیز برای این کار لحظه شماری نمی کنیم و تنها در پی نشانی از صداقت در نزد دولتمردان آمریکایی هستیم. هر چند که نباید همه پلها را پشت سرمان خراب کنیم در عین حال نمی شود زیاد به روسیه وچین نیز دل بست. باید در پی تجهیز ارتش و سپاه و حتی بسیج به آخرین سلاحهای مورد نیاز روز باشیم تا خاطرات هشت سال دفاع مقدس تکرار نشود ( به ما می گفتند تیر کلانش کمتر شلیک کنید زیرا تیر نداریم. گلوله های توپ نیز که در لوله ها گیر می کرد و گلوله های آرپی جی نیز به تانکهای تی 72ساخت روسیه کارگر نبود مجبور بودیم دنبال تانکهای تی 72بدویم و از روی برجک داخل آنها نارنجک بیندازیم . هر چه می توانیم باید خود را قوی نگه داریم تا در مقابل آنانی که می خواهند در مقابل ایران کهن بایستند بتوانیم ایستادگی کنیم و مشت محکمی در دهان یاوه گویان بزنیم . این را نیز باید اضافه کنم که ممکن است و هست در کشور مشکلاتی کم و بیش وجود دارد اما این نباید موجب دلسردی دلیران ایران زمین شود همه ما باید روزی در مقابل درگاه عدل الهی و خون رزمندگان و انقلابیون پاسخگو باشیم و خدا نخواهد گذاشت که خانواده شهدا دشمن شاد  شوند. تنها وحدت و تلاش است که موجب سرافرازی ایرانیان در همه جای دنیا خواهد شد. کشور ما به فرد وابسته نیست به همه ایرانیان وابسته است در هر کجا که باشند و زندگی کنند ایرانی هستند و اگر قلبشان برای وطنشان نطبد بهتر همان که هرگز نطبد. چو ایران نباشد تن من مباد   بر این بوم و بر زنده یک تن مباد. شبستری/

مطلب اول نوشته احمد زیدآبادی است . خدا نگهدارش باشد.




واژه کلیدی :موشک و واژه کلیدی :اسرائیل و واژه کلیدی :نتانیاهو و واژه کلیدی :زیدآبادی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳۸۸

برکه ها آب آشامیدنی روستاهای غرب هرمزگان را تامین می کنند
با بارش بارانهای بهاری ا مسال مخازن نگهداری بیش ا ز 900 آب انبار( برکه) تامین کننده آب آشامیدنی روستاهای غرب هرمزگان مملو از آب شد .

برخی از مردم و مسوولان بندرلنگه، بستک و پارسیان اظهارداشتند:مدت سه سال بود که به دلیل خشکسالی آب انبارهای این مناطق بدون آب مانده بودند.
فرماندار بستک افزود: به علت نباریدن باران بیش از 98درصد از آب انبارهای روستاهای این شهرستان خشک شده بودند. 
   مهندس  قانعی اضافه کرد: با ریزش بارانهای بهاری اضافه بر سرسبز شدن دشت و دمن و چراگاهها، آب انبارهای این شهرستان که تعداد آنها به حدود 200 برکه می رسد نیز مملو از آب باران شد.
معاون شبکه بهداشت و درمان پارسیان نیز بیان داشت: تعداد 500 آب انبار و یا به گفته ساکنان این شهرستان "برکه" به دلیل خشکسالی به کلی خشکیده بودند .
عبدالعزیز بهبودی تصریح کرد: بارش بارانهای بهاری موجب آبیگری آب انبارهای روستاها و در نتیجه تامین آب دو سوم از جمعیت 44هزار نفری این شهرستان شد .
از آنجایی که سفره های آب زیرزمینی شهرستانهای ساحلی هرمزگان شور و غیر قابل آشامیدن است از دوران قدیم مردم این مناطق با احداث آب انبار که دارای یک ساختمان مخروطی شکل و حوضچه ای برای ذخیره آب باران است ، آب آشامیدنی مورد نیاز روستای خود را به مدت یکسال تامین می کردند.
در اطلاعات منتشره استانداری هرمزگان آمده است که خشکسالی مستمر دراین استان امسال وارد دهمین سال خود شده که تاکنون میلیاردها تومان خسارت به بخش های کشاورزی، منابع طبیعی ، شیلات و آب و فاضلاب روستایی و شهری وارد کرده است.
در این اطلاعات آمده است، هر چند با خشک شدن آب انبارهای موجود در شهرستانهای غرب هرمزگان آب آشامیدنی مورد نیاز ساکنان روستاها از طریق تانکر و یا با استفاده از آب شیرین کن های نصب شده بر روی چاهها تامین می گردید اما رواج فرهنگ دیرینه استفاده از آب شیرین ذخیره شده در مخزن آب انبارها (برکه ها) روستاییان را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده بود.
به گفته بهبودی تا قبل از بارندگی های بهار امسال آب آشامیدنی مردم روستاهای پارسیان از طریق حفر دو حلقه چاه تامین و با استفاده از تانکرهای سیار با قیمت هر متر مکعب بین 50 تا 70هزار ریال بوسیله بخش خصوصی بین مردم توزیع می شود.
معاون شبکه بهداشت و درمان پارسیان واقع در غربی ترین نقطه هرمزگان گفت: تا قبل از خشکسالی، مردم به راحتی آب مورد نیاز خود را بدون نیاز به دستگاههای تصفیه کننده و تانکرهای سیار به صورت رایگان از طریق آب انبارهای موجود در سطح شهر و روستاها تامین می کردند.
در اطلاعات منتشره توسط دستگاههای ذیربط آمده است: با توجه به زیربنا ، در هر یک از آب انبارها بین 12 تا 15 هزار متر مکعب آب جمع آوری شده باران قابل ذخیره سازی است.
در بندرلنگه نیز که با 110هزار نفر پرجمعیت ترین شهرستان غرب هرمزگان محسوب می شود حدود 130 آب انبار (برکه) آن به کلی اخشک شده و آب آشامیدنی مردم ابا استفاه از چند دستگاه آب شیرین کن تامین می شد.
فرماندار بندرلنگه یادآور شد: کاهش نزولات جوی در این منطقه به ویژه طی سه سال اخیرموجب خشک شدن برکه ها در این شهرستان و مناطق اطراف آن شده بود.
نباریدن باران و خشکسالی طولانی مدت در هرمزگان به خصوص غرب این استان موجب افت سفره های زیرزمینی و شورشدن آنها ،کاهش منابع سطحی، پایین رفتن شدید آب و در نتیجه خشک
شدن منابع تامین کننده آب آشامیدنی روستاها از جمله قنات ها ، چشمه ها و صدها آب انبار ( برکه) دست ساز که قدمت برخی از آنها به حدود 700سال می رسد شده بود.
خالی شدن مخازن آب انبارهای روستایی و شهری در غرب هرمزگان وضعیت نگران کننده ای را در بین ساکنان این مناطق به خصوص روستاهای محروم و دورافتاده بوجود آورده بود که با بارندگی های بهار امسال تا حدودی رفع شده است.
" ساختمان برکه ها که اکثریت آنها از سنگ و ملاط و آجر ساخته شده اند دارای گنبدهایی کوتاه و منحصر به فرد هستند که در گذشته برای ساخت آنها از ملاط ساروج استفاه می شده است."
"آب انبارها که در گویش محلی روستاها و شهرهای هرمزگان به آنها برکه گفته می شود در حاشیه روستاها و راهها احداث شده اند که با آب باران های بهاری و زمستانی پر می شوند و مردم در فصل های خشک سال یعنی از اواسط بهار تا اوایل زمستان از آب ذخیره شده در مخزن آنها استفاده می کنند.
وجود برکه ها نشانگر خرد و دانش پیشینیانی است که روش های بهره گیری از مواهب طبیعی را می دانستند و با توجه به زش آب در مناطق خشک و نیمه خشک کشور ازجمله هرمزگان، کرمان، یزد ، بوشهر و تعدادی دیگر از استانهای این سرزمین کهن می توان از آنها بعنوان برآیند شعور نیاکان و همچنین تبلور دقیق معماری با ضروری ترین نیازهای روزانه مردم نام برد.
اما این درحالی است که هم زمان با ماشینی شدن بخشهای مختلف زندگی طی سالهای گذشته و به خصوص با مجهز شدن روستاها به شبکه های لوله کشی آب ، به بهانه های مختلف و غیر منطقی تعدادی از این آب انبارها (برکه ها) بی استفاده و به مرور زمان متروکه شد.
اما خشکسالی درازمدت در هرمزگان تلنگری بود تا بار دیگر پی به اهمیت روش های بهره گیری از مواهب طبیعی به روش های منحصر بفرد نیاکان خود ببریم و به این فکر باشیم که با بازسازی آنها ، حداقل از تخریب شدن سا ختمان زیبای آب انبارها (برکه ها) که به شکل بسیار زیبایی در حاشیه راههای عبوری و مرکز آبادی و یا در جوار مسجد و یا قبرستان احداث شده اند جلوگیری کنیم.
یکی از دانشجویان رشته معماری که پایان نامه خود را به موضوع ساختمان این برکه ها اختصاص داده در یادداشت های خود بیان داشته است: در جهانی که معمار اروپایی اش افتخار می کند که در ساختمان پارلمان ولز، سامانه جمع آوری آب باران تعبیه کرده تا با جمع آوری آنها در عمق صدمتری زمین، نیازهای آبیاری محوطه و آب فنی بنا را تامین نماید دراینجا، آب انبارهایی که قدمت بعضی از آنها به حدود 700 سال قبل می رسد، فراموش شده است .
سیاوش صمدی اظهارداشته است: اگر نبود خشکسالی ده ساله در هرمزگان و دیگر استانهایی همچون کرمان و یزد معلوم نبود برکه ها و یا همان آب انبارها هم اکنون در چه وضعیتی قرار داشتند. منبع : ایرنا.




واژه کلیدی :برکه و واژه کلیدی :آب انبار و واژه کلیدی :خشکسالی و واژه کلیدی :آشامیدنی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸۸

11 هزار مهمان نوروزی از یک روستای ساحلی در هرمزگان بازدید کرده اند
به گفته مسوولان شهرستان "سیریک" از توابع هرمزگان، از آغاز تعطیلات نوروزی تاکنون حدود 11 هزار نفر از مهمانان نوروزی با سفر به این شهرستان از روستای صیادی و تجاری "میشی" بازدید کرده اند.
اعضای ستاد تسهیلات نوروزی شهرستان تازه تاسیس سیریک هدف از سفر مهمانان نوروزی به این روستا را خرید انواع لوازم خانگی برقی، برنج، چای و لاستیک خودرو ذکر کردند که بوسیله لنج داران از کشورهای عربی حوزه خلیچ فارس به خصوص دبی، وارد این روستا می شوند.
فرماندار سیریک در گفت وگو با خبرنگار ما اظهارداشت: کالاهای ذکر شده در روستای میشی بین 10 تا 30 درصد ارزانتر از شهر میناب و حتی بندرعباس عرضه می شود.
حسن سالاری جمعیت روستای میشی را یکهزارو 500 نفر عنوان کرد که از طریق صید و صیادی و تجارت با کشورهای حوزه خلیج فارس امرار معاش می کنند.
شهردار سیریک نیز افزود: وجود جنگل های زیبای "حرا" و "خور آذینی" از دیگر جاذبه های گردشگری در این شهرستان محسوب می شوند که همه ساله در این ایام هزاران نفر بازدید کننده دارند.
اللهیار طاهری اضافه کرد: مهمانان نوروزی پس از ورود به میناب و طی کردن 45 کیلومتر وارد روستای "میشی" می شوند که پس از خرید کالاهای مورد نظر از جمله پتو، چای، برنج، لوازم برقی و انواع لاستیک خودروهای سواری جهت استراحت با طی کردن مسافت پنج کیلومتر وارد سیریک می شوند.
اما بخشدار مرکزی سیریک نظر دیگری دارد و هدف از سفر مهمانان نوروزی به این شهرستان را بازدید از جنگل های شناور حرا عنوان می کند که وسعت آنها به بیش از 500 هکتار می رسد.
ابراهیمی تصریح کرد: خور آذینی در حاشیه این شهرستان بعنوان یکی از محل های طبیعی زادو ولد میگو و ماهی و همچنین پهلوگیری شناورهای صیادی و تجاری از یک طرف و همچنین جنگل های سرسبز حرا که در مقایسه با قشم، بندرخمیر و جاسک از چشم انداز بهتر و زیباتری برخوردار هستند از طرف دیگر موجب شده که هر سال شاهد افزایش گردشگران در این منطقه باشیم.
بخشدار مرکزی سیریک ادامه داد: روستای "میشی" نیز همچون روستای "گچین" از توابع بندرعباس در زمینه عرضه انواع کالاهای وارداتی ارزان قیمت در سطح منطقه و حتی کشور از شهرت خاصی برخوردار است که همین موضوع باعث سرازیر شدن عده زیادی از هموطنان ما در طول سال به این روستا شده است.
ابراهیمی یادآور شد: اما با فرارسیدن فصل بهار به خصوص تعطیلات نوروزی شاهد سفرهای بیشتری به این خطه از میهن اسلامیمان هستیم که مهم ترین علت آن وجود گردشگاهها و تفرجگاههای طبیعی است.
ساکنان روستای میشی که نمی توانند خوشحالی خود را از حضور مهمانان نوروزی پنهان کنند در حالیکه خنده از لبان آنان جدا نمی شود با تعارفات معمول و همچنین تخفیف در قیمت کالاهای درخواستی مشتریان از آنان استقبال می کنند.
رفیع زرهی که مدت بیست سال است در این روستا به کار فروشندگی اجناس دست دوم و به تازگی دست اول و به قول خودش فابریک اشتغال دارد می گوید: "خداوند روزی رسان است و روزی مردمان این روستا نیز از طریق صید و صیادی و تجارت می گذرد".
وی اضافه کرد: شناورهای تجاری هنگام بازگشت از سفرهای خارجی مقداری کالا از انواع مختلف با خود به روستای میشی می آورند و مردم نیز با سفر به این روستای ساحلی با رضایت کامل خریداری می کنند.
یکی دیگر از ساکنان این روستا بیان داشت: تنها راه امرار معاش او و پنج فرزند یتیمش از طریق فروش انواع کالاهای وارداتی تامین می شود.
خدیجه حاجی زاده ادامه داد: حدود چهار سال قبل همسرش گرفتار طوفان شد و پس از یک هفته، شناورهای عبوری جسدش را از آب گرفتند و از آن پس تاکنون از طریق فروش پتو و البسه امرار معاش می کند طوریکه هزینه دو فرزند دانشجویش را نیز از همین راه تامین می کند.
سفر این تعداد مسافر نوروزی به روستای ساحلی میشی از توابع شهرستان سیریک در هرمزگان از این جهت مهم و قابل توجه است که این خطه جزء مناطق محروم واقع در شرق این استان محسوب می شود.
این درحالی است که طی ایام تعطیلات تاکنون حدود دو میلیون مسافر نوروزی وارد استان هرمزگان شده اند که اکثریت آنان از جزایر کیش، هرمز و بندرعباس دیدن کرده اند.
به گفته مسوولان ستاد تسهیلات نوروزی هرمزگان این برای نخستین بار است که طی مدتی کوتاه حدود 11 هزار مسافر نوروزی از یک روستا واقع در منطقه ای محروم بازدید کرده اند.
تعدادی از گردشگران اهل شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، یزد، گرگان، اصفهان، اردستان و شهرهای جنوبی استان کرمان هدف از سفر به روستای "میشی" و شهر سیریک را آشنایی بیشتر با بازار کالاهای خارجی و گردش در جنگل های حرا و سواحل شنی این شهرستان ذکر کردند.
آنان نیز ضمن تایید پایین بودن قیمت کالاهای برقی، البسه، پتو و لاستیک خودرو سواری تاکید کردند در صورت توجه مسوولان، این روستا و همچنین شهرستان سیریک می تواند به یکی از مناطق مهم گردشگری کشور تبدیل شود.
شهرستان 45 هزار نفری سیریک در 60 کیلومتری شرق میناب و 165 کیلومتری بندرعباس مرکز استان هرمزگان قرار دارد که حدود سه ماه از جشن شهرستان شدن آن می گذرد.
کارشناسان نیز براین باور هستند که اهمیت استراتژیک هرمزگان نیاز به اثبات ندارد و با توجه به قابلیت هایی که در زمینه های مختلف دارد یکی از قطب های اساسی اقتصادی، تجاری، صنعتی، فرهنگی و سیاسی کشور است که در برخی از بخش های تولیدی ابعاد فراملی دارد و در ظرف چند دهه اخیر گرایشها و روندهای مختلف توسعه را تجربه کرده است .
داشتن بیش از 900 کیلومتر ساحل در آبهای خلیج همیشه فارس و دریای عمان و 14 جزیره مسکونی و غیر مسکونی و همچنین دهها روستای ساحلی و صدها هکتار جنگل حرا و انواع آبگیرهای ساحلی و اسکله های صیادی و تجاری می تواند بهترین مزیت در زمینه توسعه گردشگری و جذب توریست باشد.
   اما با همه این احوال روستای ساحلی میشی از جهات مختلف گوشه ای دنج برای لم دادن بر روی ماسه های ساحلی، گردش در جنگل های متحرک حرا، قایق سواری در خور آذینی و تماشای طلوع دل نواز و غروب زیبای خورشید عالمتاب است.
   به آنانی که می خواهند ساعاتی از زندگی در حال گذر خود را در زیر سایه درختی و یا با تماشای امواج آرام و نقره فام دریای عمان بیاسایند توصیه می کنم حتما سری به روستای میشی از توابع شهرستان سیریک در منطقه میناب از توابع هرمزگان بزنند.
  هم بازی و هم روزی هم خرید اجناس ارزان و هم لذت بردن از منطقه ای گردشگری بکر و دیدنی که هر چه از آن بگویم کم گفته  ام. موفق و موید باشد. رضا گیلانی .



واژه کلیدی :سیریک و واژه کلیدی :روستای میشی و واژه کلیدی :میناب و واژه کلیدی :گچین




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳ فروردین ۱۳۸۸

پاسخ میرحسین به خاتمی:
راه درست را اصلاحات، همراه بازگشت به اصول می‌دانم
به گزارش کلمه متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیز جناب حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی

با سلام پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سال‌ها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است، لذت می‌بردم و به آن افتخار می‌کردم.

زمانی که نسل نوخاسته تلألؤ آرمان‌های خود را در آن چهره ملاقات می‌کرد و به هیجان می‌آمد به همراه آنان خود را جوان می‌دیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقی ‌مانده است، با اینجانب نیز هست و ذخیره‌ای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند.

بسیار تأسف خورده‌ام که مخالفان چگونه می‌توانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاح‌طلبی بر عهده گرفتید، نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تأکید بر دستاوردهای بزرگی که داشته‌اید چشم‌پوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابی‌های دوران‌سازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاه‌های عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفت‌های به دست آمده در زمینه انرژی هسته‌ای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وکشور.

خود می‌دانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی می‌کنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمی‌کرد برای تداوم این طریق کسی را مناسب‌تر از پایه‌گذار آن نمی‌دانستم. همچنین و همان‌گونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشت‌ناپذیر نمی‌بینم و اگر فارغ از رودربایستی‌هایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند بر آن اصرار نمی‌کنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن می‌رسند هنوز گسترده می‌دانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات می‌شناسم.

در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفته‌ایم این است که نقش شما در تحقق آرمان‌هایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی که دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایه‌گذاری‌های جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته میر حسین موسوی
  وقت ندارم در مورد این نامه مطلبی بنویسم اما همین بس که در دوران هشت سال دفاع مقدس همیشه عکسش زیر شیشه میز کارم در جهاد سازندگی جیرفت بود. در مقابل عالیجناب سرخپوش و او که نمی خواست بعنوان نخست وزیر معرفیش کند جبهه گیری می کردیم اما هیچ وقت جلوتر از حضرت امام (ره) حرکت نکردیم و نخواهیم کرد.
 آن موقع استاد ما اسحاق جهانگیری بود که رییس جهاد سازندگی جیرفت و عضو شورای جهاد استان کرمان بود. میرحسین را دوست داشتیم و داریم اما خدا کند که هر چه زودتر برنامه هایش را اعلام کند تا به برنامه های او رای بدهیم نا به خود او زیرا امروز برنامه ها مهم تر از همه چیز حتی خود افراد هستند.



واژه کلیدی :میرحسین و واژه کلیدی :این مرد آمد و واژه کلیدی :اصلاحات و واژه کلیدی :هزارپیشه




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳ فروردین ۱۳۸۸

خاتمی در بیانیه‏ای رسمی اعلام کرد:
به حکم اخلاق، از کاندیداتوری کنار می‏کشم
متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.

سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.

بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.

اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.

درخواستهای گسترده‏ی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.

ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد.

ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:

1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.

2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.

3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.

ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.

ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.

رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.

خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.

بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.

در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

سیّد محمّد خاتمی26 اسفند 1387"
   خیلی خوشحالم که هنوز برخی از سیاستمداران هستند که سخن از اخلاق و پایبندی به آن می زنند و در عمل نیز آن را ثابت می کنند.
خاتمی را دوست دارم اما اطرافیان او کارهایی کردند که قابل دفاع نیست. همینطور یکه دکتر احمدی نژاد را بعنان فردی شجاع اما کم حوصله و عجول می دانم و اطرافیان او را افرادی تازه به دوران رسیده و نادان قلمداد می کنم. نه عالم بی حرکت را دوست داریم و نه شجاع نادان را می خواهیم  و برای آینده نیز فردی رانمی خواهیم که طرفدار اقتصادی دولتی و کوپنی باشد می خواهیم تولید افزایش یابد و صادرات و واردات نیز از رونق بالایی برخوردار شود. می خواهیم به همه دوست باشیم و زیر بار زور نرویم ، نمی خواهیم همه گندکاریهای کارنابلدان را به گردن آمریکا بیندازیم و خود را مبرا از هر کج اندیشی و نابکاری بدانیم. این آمریکای مادر مرده کیست که این همه تقصیرات کوچک و بزرگ را بر گردن آن می اندزید در جنگ ایران و عراق کدام کشورها به عراق اسلحه می دادند من که یک تیر آمریکایی ندیدم که به طرف بسیجیان شلیک شود. اما در خلیج فارس مردانه در مقابل سلاحهای آنها ایستادیم و حتی پاسداران جان برکف چرخبال آنها را نیز سرنگون کردند.
   کشور ما امروز بیش از همه روزها و سالهای گذشته نیاز به آرامش دارد تا بار دیگر خنده بر روی لبان مردمش نقش بر بندد. به خدا سوگند از زمانی که احمدی نژاد رییس جمهوری شده خنده بر روی لبان مردم ایان مرده است . شادی وجود ندارد شور و شوقی نیست همه ما ایرانیان مرده های متحرکی هستیم که تلویزیون ما را می گریاند بی آنکه بگذارند جشنی برگزار کنیم و حتی در جشن امامان نیز باید بگرییم.
خدا به فریاد ملت ایران برسد، خدایا خانواده شهدا را دشمن شد نکن و به احترام شهدا کمک کن که ایرانی آزاد، آباد، مستقل و پیشرفته داشته باشیم و کمک کن که همیشه به بزرگ ترها احترام بگذاریم و تنها خودمان را نبینیم.



واژه کلیدی :آزاد اندیش و واژه کلیدی :هزارپیشه و واژه کلیدی :اقتصاد دولتی و واژه کلیدی :احمدی نژاد




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۳ فروردین ۱۳۸۸

خاطرات منتشر نشده همسر امام خمینی
این خانم کیست که «روح‌الله» خمینی با همه قدرت و عظمت سیاسی و دینی‌اش به قربانش می‌رود، تصدق‌اش می‌شود، نور چشم و قوت قلبش می‌خواند و حتی در ساحل زیبای بیروت صد حیف می‌خورد که محبوب عزیزش همراهش نیست؟
کد خبر: ۴۱۱۹۷ تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ - ۰۱ فروردین ۱۳۸۸ تعداد بازدید: ۱۲۱۲۴
«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

عاشقانه‌ترین نامه‌ای که از یک فقیه، مجتهد، مرجع تقلید شیعه و رهبر فرهمند ایران طی چند دهه بر جای مانده و نه فقط در میان روحانیان و سیاستمداران که در میان روشنفکران و نویسندگان هم بی‌نظیر است.

گرچه خانم خدیجه ثقفی؛ بانو قدس ایران، همسر گرامی امام خمینی در همان ایام فروردین‌ماه 1312 هجری شمسی نامه عاشقانه حضرت روح‌الله رهبر آینده انقلاب اسلامی ایران را از فرط شرم و حیای ایرانی و اسلامی پاره کرده، اما چند سال پیش این نامه از همه جا سردرآورده و نه فقط در صحیفه امام که در مطبوعات و حتی رادیو و تلویزیون خوانده شد.


اما این خانم کیست که «روح‌الله» خمینی با همه قدرت و عظمت سیاسی و دینی‌اش به قربانش می‌رود، تصدق‌اش می‌شود، نور چشم و قوت قلبش می‌خواند و حتی در ساحل زیبای بیروت صد حیف می‌خورد که محبوب عزیزش همراهش نیست؟

***

خدیجه خانم ثقفی از تبار «حاج ملاهادی نوری» تاجر مازندرانی است که در اواسط حکومت آغامحمدخان قاجار از شهرستان نور به تهران آمد. پسرش «محمدعلی» بود که اگرچه تاجر بود، اما به فراگیری معارف دینی روی آورد و دختری از خانواده علمای وقت را برای همسری انتخاب کرد.
فرزند آنان، میرزاابوالقاسم کلانترتهرانی، از پرورش‌یافتگان حوزه تهران، اصفهان و نجف و همشاگردی و هم‌عصر با علمای بزرگی همچون «حاج ملاعلی کنی» بود و در محضر درس «شیخ مرتضی انصاری» حضور یافت: «شیخ مرتضی به گفته‌های وی در درس اعتماد می‌کرد و او هم درس استاد را پس از ختم جلسه، برای برخی از شاگردان علاقه‌مند تقریر می‌کرد تا سرانجام به مقامی نائل آمد که در چندین جلسه، شیخ مرتضی انصاری به اجتهاد وی تصریح کرد.»
او در زمانی که «ملاعلی کنی» تولیت مدرسه مروی را برعهده داشت، از نجف به تهران آمد و در این مدرسه به مدت هفت سال به تدریس فقه و اصول پرداخت که شاگردانش عالمان بزرگی همچون؛ سیدحسین قمی تهرانی، شیخ‌عبدالنبی نوری، سیدمحمدصادق تهرانی، شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی و شیخ‌فضل‌الله نوری بودند.

میرزاابوالقاسم لقبش را از «محمودخان کلانتر» دایی‌اش گرفته بود. محمودخان در زمان ناصرالدین‌شاه، مامور رسیدگی به امور اجتماعی و اقتصادی شهر تهران بود که سرانجام در قحطی‌ای که در تهران رخ داده بود،‌ ناصرالدین او را در نابسامانی‌ها متهم کرد و به دار آویخت. فرزند میرزاابوالقاسم، همچون پدر یک عالم دینی بود و قریحه شعر داشت و در زمان درگذشت پدر، در رثای او شعر بلند بالایی سرود. «میرزا ابوالفضل تهرانی» که شاگرد پدر بود، در تهران مجتهد شد و در حکمت، فلسفه و عرفان صاحب‌نظر شد.
او اگرچه به درجه اجتهاد رسیده بود، اما به عراق رفت و با دعوت میرزای شیرازی از جلسه درس «میرزاحبیب‌الله رشتی» در نجف به سامرا آمد و در کنار فقه و اصول به حدیث و رجال پرداخت. او همچنین در آن دوره، زبان و ادبیات «عبرانی و سریانی» را برای آشنایی با یهودیت و مسیحیت فرا گرفت. او در سامرا هم‌مباحثه با «میرزامحمدتقی شیرازی (میرزای دوم) و سیدمحمد فشارکی اصفهانی» بود.
همچنین میرزا ابوالفضل آنچنان در ادبیات و شعر متبحر بود که روزی در مجلس ادبای میرزای شیرازی، شاعر فرستاده دولت عثمانی که برای عرض اندام در برابر میرزا آمده بود، مقهور کرد که درباره آن شاعر عثمانی نوشته‌اند: «دستانش چنان می‌لرزید که سطل هنگام فرو رفتن در چاه می‌لرزد...» او در نهایت به تهران بازگشت و در زمان ناصرالدین‌شاه، تولیت مدرسه سپهسالار را برعهده گرفت. او پدربزرگ خدیجه خانم ثقفی است که پدرش هم همچون پدربزرگ روحانی بود و در این مسیر گام بر می‌داشت.
«میرزامحمدثقفی تهرانی» از شاگردان شیخ عبدالکریم حائری یزدی، موسس حوزه علمیه قم بود و قریحه شعری او همچون پدرش زبانزد بود. او آنچنان در قم به درس و تحصیل پرداخت که «دو دوره اصول خارج و عمده مباحث فقهی را از بحث رئیس‌الشیعه، مرحوم حاج شیخ‌عبدالکریم حائری یزدی - رضوان‌الله علیه - استفاده و وی به خط شریف خویش [حائزی بزرگ] به مقام اجتهاد و اعتماد او تصریح کرد.» سپس ثقفی به تهران بازگشت و در مدرسه سپهسالار در رشته فقه، اصول و معارف عقلی، تدریس و اقامه جماعت کرد که مشهورترین اثر او، «روان جاوید» تفسیر فارسی و روان قرآن در 5 جلد است.

***

خدیجه خانم ثقفی معروف به «قدسی ایران» دختر میرزامحمد بود که «آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی» او را به امام خمینی برای همسری پیشنهاد داد.
دختر روحانی‌ای که خود او درباره پدر می‌گوید: «پدرم خوش‌تیپ، شیک و خوش‌لباس بود؛ مثلا در آن زمان پوستین اسلامبولی می‌پوشید و از خانه بیرون می‌رفت و همه طلبه‌ها تعجب می‌کردند.» از او درباره نام خانوادگی‌اش می‌پرسیم، می‌گوید: «ثقفی به نام عشیره‌ای از اجدادمان باز می‌گردد که در کربلا در رکاب سیدالشهدا(ع) جنگیده بودند.» اگرچه، پدر او عالم دینی بود، اما تا دبیرستان، به دخترانش اجازه داد تا در مدارس جدید تحصیل کنند. خدیجه خانم می‌گوید: «پدرم با دبیرستان رفتن من مخالف بود، چون روحیه‌اش متجددانه نبود.
او می‌گفت: چون در دبیرستان معلم مرد است، فراش مرد است و بازرس مرد است، نرو.» به هر حال او تا کلاس ششم تحصیل کرد؛ با چاقچور و لباس آستین‌بلند. پس از آن «از طرف خانواده مادری برای ایشان خانم معلم کلیمی جهت تدریس زبان فرانسه استخدام کردند که بین 6 ماه تا یک سال به ایشان فرانسه درس می‌داد.» زمانی که پدر او به قم رفت، خدیجه خانم با محیط قم آ‌شنا شد و آن را نمی‌پسندید: «قم مثل امروز نبود، زمین خیابان تا لب دیوار صحن قبرستان بود و کوچه‌ها خیلی باریک بودند. به همین خاطر زود از قم می‌آمدم و آن دو ماهی هم که پدرم مرا به زور نگه داشت، خیلی ناراحت بودم.» چراکه او، از خانواده‌ای مرفه بود و با مادربزرگ مادری‌اش در تهران خو گرفته بود. مادرش هم دختر خزانه‌دار ناصرالدین‌شاه بود و به این دلیل «خازن‌الملوک» نامیده می‌شد.
پدرش هم اگرچه روحانی بود، اما از سوی دیگر، با سیاست همراه نبود: «در خانواده همسر امام و بعد هم زمانی که این خانواده با امام وصلت کرد تا آخر روابط سیاسی برقرار نبود و به یک معنا اصولا سیاسی نبودند، یعنی هیچ وقت وارد مسائل سیاسی نمی‌شدند و تنها در این حد از سیاست می‌دانستند که مثلا شاه عوض شد. خود پدر هم گرچه روحانی بودند؛ اما «روحانی صرف» بود؛ یعنی نماز و درس و بحث و اصلا در مسائل سیاسی دخالت نمی‌کردند.» اما آنچه مایه آشنایی حاج آقا ثقفی و حاج آقا روح‌الله بود، دین و دیانت بود.
حاج سیدمحمد صادق لواسانی، دوست مشترک ثقفی و خمینی مایه آشنایی را پربار می‌کرد و او بود که به حاج آقا روح‌الله گفت: «چرا ازدواج نمی‌کنی؟» که او پاسخ داد: «من تاکنون کسی را برای ازدواج نپسندیده‌ام و از خمین هم نمی‌خواهم زن بگیرم. به نظرم کسی نیامده است.» در این هنگام لواسانی به او پاسخ می‌دهد: «آقای ثقفی دو دختر دارد، خانم داداشم می‌گوید: خوبند.» اینگونه می‌شود که آقای لواسانی ماموریت خواستگاری از این خانواده را برعهده می‌گیرد،‌ اما پاسخ دختر مورد نظر «نه» است. او از قم بدش می‌آمد و زندگی با طلبه را نمی‌پسندید؛ چراکه «طلبه‌ها معمولا خشک بودند، وضعیت مالی خوبی نداشتند و گاهی برخی از آنها احترام به زن نمی‌گذاشتند. البته دلیل اصلی عدم تمایل به سکونت در قم بود.» به هر حال یکی از نوادگان امام، ماجرای خواستگاری از «خانم» را «شیرین» توصیف می‌کند:
 «10 ماه طول می‌کشد تا خانم جواب مثبت دهند. 5 بار خواستگاری انجام می‌شود که آقای سیدمحمدصادق لواسانی تشریف می‌آورند، نه آقای کاشانی. البته پدر خانم اصرار داشتند.» ناگهان با این سوال روبرو می‌شویم که چگونه خانم با این همه مخالفت جواب مثبت می‌دهند؟ او می‌گوید: «حین همین جلسات که آقای لواسانی می‌آیند و می‌روند، خانم خوابی می‌بینند: «ایشان وارد اتاقی می‌شوند که سه سید نورانی نشسته بودند. یک پیرزنی آمد و من [خانم] از او پرسیدم که اینها چه کسانی هستند؟ او گفت: آن وسطی پیامبر(ص) است و آنکه سمت راست نشسته امیرالمومنین(ع) است و سمت چپی امام حسن(ع) است، اما تو که از اینها بدت می‌آید! من پاسخ دادم که از اینها بدم نمی‌آید، اینها ائمه من هستند. چرا باید بدم بیاید؟ خیلی هم دوستشان دارم. پیرزن بار دیگر اصرار کرد که نه، تو از اینها بدت می‌آید!» از خواب بیدار می‌شوند و برای خدمتکار منزل نقل می‌کنند. او به ایشان گفت که چون این سید [امام] را رد می‌کنی، این خواب را دیده‌ای. در نهایت با توجه به این خواب و نظر مثبت پدرخانم، ایشان جواب مثبت می‌دهند. یک ماه ابتدایی پس از ازدواج تهران بودند و پس از آن به قم می‌روند.»

البته پیش از پاسخ مثبت خانم، آقاسیدمحمدصادق لواسانی از سوی خانواده ثقفی مامور می‌شود تا به خمین رود؛ چراکه پدر خدیجه خانم به او از قول زنان خانواده گفته بود: «او را نمی‌شناسد و او مال خمین است و دختر در تهران بزرگ شده است و در رفاه بزرگ شده است و وضع مالی مادربزرگش خیلی خوب بوده و با وضع طلبگی زندگی کردن برایش مشکل است.
ما نمی‌دانیم که آیا داماد اصلا چیزی دارد یا نه. اگر درآمدش فقط شهریه حاج شیخ عبدالکریم باشد، نمی‌تواند زندگی کند. ما می‌خواهیم بدانیم که آیا از خودش سرمایه‌ای دارد؟ از آن گذشته آیا داماد زن دیگری دارد یا نه؟ شاید در خمین زن و بچه داشته باشد. شاید در مدتی که منتظر بوده تا تحصیلاتش تمام شود، صیغه می‌کرده است و چه بسا از آن صیغه یکی - دو بچه داشته باشد.» به هر حال آقای لواسانی به خمین می‌رود و خیال پدر دختر را راحت می‌کند و پاسخ مثبت خدیجه خانم برای حاج آقا روح‌الله به ارمغان می‌آید.

***

خدیجه خانم، قدسی ایران به منزل آیت‌الله خمینی وارد می‌شود و با عالم دینی‌ای روبرو می‌شود که نهایت احترام را برای او قائل است. البته خود خانم هم در ابتدای زندگی این مساله برایش اهمیت داشت: « رابطه خانم با آقا یک رابطه بسیار محترمانه‌ای بوده است. خانم در اول زندگی به آقا گفتند که بیایید تعبیرات‌مان را با یکدیگر محترمانه بکنیم و همدیگر را محترمانه صدا بزنیم. هیچ وقت امام یک کلام بی‌احترامی به خانم نکردند و ایشان هم همین‌طور.
در طول زندگی 70 ساله آنها هم هیچ‌گاه امام با صدای بلند با ایشان صحبت نکردند. در اواخر حیات امام، خانم به شاه‌عبدالعظیم برای زیارت رفته بودند و دیر شده بود. در حالی که آقا معمولا ساعت 2 بعدازظهر ناهار می‌خوردند. امام یک ساعت و نیم سر سفره نشسته بودند تا خانم بیاید و غذا نخورده بودند. هیچ‌گاه امام از خانم نخواستند که فلان چیز را برایشان بیاورند؛ آب، چای و...»

خدیجه خانم در بیان خاطراتش در این باره می‌گوید: «حضرت امام به من خیلی احترام می‌گذاشتند و خیلی اهمیت می‌دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی‌زدند. امام حتی در اوج عصبانیت هرگز بی‌احترامی و اسائه ادب نمی‌کردند. همیشه در اتاق، جای بهتر را به من تعارف می‌کردند تا من نمی‌آمدم، سر سفره، خوردن غذا را شروع نمی‌کردند. حتی حاضر نبودند که من در خانه کار کنم.
همیشه به من می‌گفتند: «جارو نکن». اگر می‌خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم می‌آمدند و می‌گفتند: بلند شو، تو نباید بشویی...» امام حتی در مسائل شخصی خانم دخالت نمی‌کرد و در مورد لباس و رفت و آمدهای او نظر نمی‌داد. نوه امام از قول مادربزرگش می‌گوید: « اصلا امام کاری به رفت و آمد ایشان نداشت. فقط در ابتدا، امام باید خانواده یا فرد مورد نظر را می‌شناختند، اما پس از آن دیگر حرفی نمی‌زدند.
در مورد لباس خانم هم که لباسشان از سوی مادرشان از تهران فرستاده می‌شد، هیچ وقت امام درباره نامناسب بودن آن سخنی نمی‌گفتند. حتی روزی آقا برای دخترشان که 12 ساله بودند کفش قرمز رنگ می‌خرند، در آن موقع اصلا رسم نبوده است و دختران باید کفش سیاه پا می‌کردند. البته خود خانم هم مراعات می‌کردند، اما خود ایشان می‌فرمودند که هیچ‌گاه نشد که در نوع پوشش یا رفت و آمدم با کسی اظهارنظر کنند.»

سوالی پرسیده می‌شود که پس امام به همسر و فرزندانش چه توصیه می‌کرد که آنان اینگونه در مسیر راستی راه می‌پیمودند؟ «امام کلا در زندگی به یک اصل معتقد بودند که خانم این اصل را اینگونه روایت می‌کنند: اگر می‌خواهید به بهشت بروید؛ دو کار انجام دهید: اول اینکه هرچه خداوند واجب دانسته، انجام دهید و هرچه حرام دانسته، انجام ندهید. امام فقط این دو قید را گذاشته‌اند. البته خانم و خانواده کاملا رعایت می‌کردند چرا که آقا، فردی نبودند که در برابر خلاف شرع سکوت بکنند.»

اما به هر حال، خانم هم این رفتار امام را تایید می‌کند و می‌گوید: «به مستحبات خیلی کاری نداشتند. به کارهای من هم کاری نداشتند. هر طوری که دوست داشتم، زندگی می‌کردم.»‌ امام حتی منزل را به محلی برای تدریس تبدیل کرده بودند و به همسر خود به عنوان شاگرد «جامع‌المقدمات» می‌آموختند: «خانم قبل از ازدواج مدتی ادبیات عرب را نزد پدرشان فرا گرفته بودند. نزد امام هم ادامه دادند و کتاب «جامع‌المقدمات» را می‌خواندند.
امام سریع درس می‌دادند، از خانم پرسیدم که ایشان اینگونه تدریس می‌کردند، شما متوجه می‌شدید؟ ایشان فرمودند: بله، می فهمیدم. خانم حافظه فوق‌العاده‌ای داشتند، یک غزل را یک بار می‌خواندند، حفظ می‌شدند. البته ایشان ذوق شعری هم داشتند. تدریس امام به خانم چندماهی طول می‌کشد، اما پس از تولد فرزندان، مشغولیت‌شان در خانه بیشتر شد و از طرف دیگر به قسمت‌هایی از ادبیات عرب رسیده بودند که لازم بود آقا مطالعه کنند و وقت این کار را نداشتند. بنابراین با موافقت طرفین تدریس متوقف می‌شود.»

***

امام با آیت‌الله ثقفی، پدر همسرش هم روابط صمیمانه‌ای داشت و همواره به طور مستمر در جریان مبارزات خود،‌ با حوصله برای ایشان نامه می‌نوشت و حالشان را جویا می‌شد: «روابط دوستانه شدیدی داشتند و احترام متقابل مابین آنها وجود داشت.» اگرچه خانواده ثقفی سیاسی نبودند و هیچگاه پدر همسر امام به مبارزات سیاسی نمی‌پرداخت؛ به جز امضای دو اطلاعیه، اولی علیه لایحه ایالتی و ولایتی و دیگری درباره مقاله روزنامه اطلاعات علیه امام در دی‌ماه 56. اما گویا امام هم محیط خانه را سیاسی دوست نمی‌داشت: «پس از اینکه خانم وارد منزل آقا می‌شوند، امام با توجه به اینکه کاملا سیاسی بودند، هیچ وقت مسائل سیاسی را در خانه مطرح نمی‌کردند خانم امام هیچگاه در مسائل سیاسی صحبت و دخالت نمی‌کردند. روحیه ایشان هم همین‌طور است. برخی می‌گویند که یکی از علل موفقیت امام هم همین مسئله بوده است که وقتی وارد منزل می‌شدند، تشنجات سیاسی در آنجا نبوده است.»

حتی پس از انقلاب هم، خانواده همسر امام در میدان سیاست وارد نشدند و به انتقاد یا حمایت از این و آن نپرداختند و به خانم هم مطالبی را نمی‌گفتند تا به گوش همسر خود [امام] برساند. البته شاید دلیل دیگری هم داشت: «اصلا به خانم مطلبی را نمی‌گفتند. اگر هم مسئله‌ای بوده، به دلیل اینکه خانم غیرسیاسی بودند، مطلبی را نمی‌گفتند. شما اگر وارد فضای منزل خانم شوید، تنها بویی که استشمام نمی‌کنید، سیاست است. خانم واقعا خانم خانه بوده است. نظر امام هم این بوده که هیچگاه مسائل سیاسی را وارد منزل نکنند.»

***

خدیجه خانم در مسیر مبارزات امام، ناگهان با فوت حاج آقا مصطفی، فرزند بزرگش روبرو شد که بسیار او را بی‌تاب کرد، فرزندی که « بسیار به او علاقه داشتند و حتی از دیگر فرزندان بیشتر او را دوست می‌داشتند؛ هنوز هم می‌گویند و اکنون هم که گاهی نام آقا مصطفی گفته می‌شود، ایشان بغض می‌کنند و گاهی گریه هم می‌کنند. آقا مصطفی در منزل بسیار محترم بودند و دیگر فرزندان او را «داداش» صدا می‌کردند و حتی خانم و آقا هم ایشان را «داداش» مورد خطاب قرار می‌دادند. ایشان بسیار در نجف فعال بودند و روی جنبه مرجعیتی امام تاکید داشتند. خانم علاوه بر آقا مصطفی، به فرزند ایشان «حسین آقا» هم بسیار علاقه دارند.
ایشان که فوت می‌کنند، خانم بسیار ناراحت می‌شود. یک روز از ایشان پرسیدم که فوت امام یا حاج احمدآقا یا آقا مصطفی، کدام برای شما سخت‌تر بود؟ گفتند: فوت مصطفی مسئله دیگری بود. ایشان زمانی که از فوت آقامصطفی مطلع می‌شوند، بسیار گریه می‌کردند ولی زمانی که آقا به خانه می‌آمدند، گریه نمی‌کردند.
از طرف دیگر در مسیر امام هم اصلا شک نکردند و حتی ناراحتی خودشان را به امام منتقل نمی‌کردند. البته زمانی که امام برای نماز یا تدریس به خارج از منزل می‌رفتند، ایشان در حرم یا منزل بسیار گریه می‌کردند. امام هم زمانی که در نجف تدریس می‌کردند جای خالی آقا مصطفی را می‌دیدند و ناگهان می‌لرزیدند. اما هیچ‌گاه گریه نمی‌کردند و فقط برای سیدالشهداء و یاران ایشان گریه می‌کردند.» اما هیچگاه خانم بر بی‌تابی خود برای آقا مصطفی چیره نشدند.

***

نوه خانم و آقا درباره نقش مادربزرگش در منزل امام و همراهی 70 ساله او با ایشان می‌گوید: «خانم واقعا همراه امام بودند. شک ندارم که اگر خانم امام نبود، امام به هیچ وجه به این موفقیت‌ها نمی‌رسیدند. نقش خانم در خانواده نقشی فوق‌العاده است و یک محوریت واقعی دارند. ایشان شرایط امام را در تمامی مقاطع درک می‌کردند و ریاست منزل همواره بر عهده ایشان بود.»

  به راستی عشق چیست ؟ عشق ترجمه زخم است. همسر بنیانگذار جمهوری ا سلامی می گوید بیش از همه در غم از دست دادن حاج آقا مصطفی سوخته است.
   خیلی دوست دارم که مطالب اینچنینی را بیشتر مطالعه کنم تا در زندگی شخصی خودم بکار گیرم . اینها بهترین الگو و سرمشق برای زندگی دیگران و ماها می توانند باشند. از خداوند منان می خواهم که با بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) مهشورش گرداند. واقعا مطالعه این خاطرات تن انسان را می لرزاند.



واژه کلیدی :ثقفی و واژه کلیدی :همسر امام و واژه کلیدی :خاطرات و واژه کلیدی :آیت الله ثقفی




نویسنده : reza gilany ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸۸




واژه کلیدی :تصویر زیبا و واژه کلیدی :اتریش




نویسنده : reza gilany ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸۸

عقربه های ساعت که زمان تحویل سال نو را نشان می دهند، صدای موسیقی نوروزی نیز طنین انداز می شود و شادی و طرب بر گونه های مردمان نشسته پای سفره هفت سین نمایان می شود.
موسیقی آغاز تحویل سال و آغاز بهار به عنوان "نوروز نامه " به نام "علی اکبر مهدی پور" نوازنده قدیمی کرنا و سرنا به ثبت رسیده و این آهنگ گوش نواز در زمان لحظه تحویل سال از سوی تلویزیون رادوی پخش می شود.
فردوسی حرفهای قشنگی زده است،حرفهای نغزل و حرفهای شیرین، آنچنان که در یکی از اشعار خود با کاربرد ساز در شعر خویش گفته است: " برآمد خروشیدن کرنای/ تهمتن برآورد لشگر زجای / بفرمود تا رخش زین کنند/ دم اندر دم نای زرین کنند ."
انگار ساز کرنا و سرنا ،سازی با آوازه و پرآوازه است، که صدایش در بیشتر اشعار فارسی شنیده می شود و همواره با سرنا، نوای خوش خویش را منتشر می کنند.
همین نوروز که لباس باستانی بر تن خویش دارد، آمدنش را از گلوی کرنا و سرنا فریاد کرده است و بسیاری آغاز تحویل سال نو را با این دو ساز بارها شنیده اند.
نوای آغاز سال نو با کرنا و سرنا در دستگاه موسیقایی و مقامی" چهارگاه" نواخته می شود و این صدا برای آنان که نوروز را می شناسند نامی آشنایی است.
البته این حرفها ی  نوازنده معرف " نوروزنامه " یا موسیقی آغاز تحویل سال است که می گوید: این موسیقی را بیشتر در نوروز می نواختند که به مرور زمان این موسیقی نیز، از دهه 40 با شلیک گلوله توپ در زمانهای گذشته در آستانه از بین رفتن و فراموشی قرار گرفت.
" علی اکبر مهدی پور " نوازنده معروف کرنا و سرنا در ایران است و بسیاری از مردم صدای ساز و موسیقایی سازهای سنتی او هنگام تحویل سال نو و آغاز فصل بهار و سریال " روزی روزگاری " رت به خوبی در یادهای خود دارند.
ا او  ملودی و آهنگ نوروزنامه و تحویل سال نو را به نام خود به ثبت رسانیده و طنین ساز کرنا و سرنا را همواره به عنوان دو ساز ایرانی نواخته است آنچنان که او را با نواهایش در بسیاری از کشورها ی دیگر نیز می شناسند.
مهدی پورادامه داد: این ملودی و آهنگ که هنگام تحویل سال نو پخش می شود حدود 23سال پیش در یکی از استودیوهای صدا وسیما در تهران ضبط و پس از آن در تمامی سالهای در آغاز فصل بهار پخش شده است.
  نوروز نامه در کنار دعای ربنای استاد برجسته موسیقی ایران یعنی محمدرضا شجریان در ذهن هر ایرانی نقش بسته و جایگاهی دائمی دارد.
این آهنگ در دستگاه چهارگاه از دستگاههای دوازدهگانه موسیقی ایرانی نواخته شده و تنظیم آن براساس یکی از قدیمی ترین ردیف های موسیقایی ایرانی انجام شده است و دلیل به تداعی این موسیقی در اذهان مردم نیز به خاطر لحظات شاد مردم هنگام آغاز سال نو می باشد. 
این آهنگ در آن سالها با سرساز سرنا به همراه نقاره نواخته شد و ضبط آن تنها در یک مرحله اتفاق افتاد و این آهنگ یادآور نوروز می باشد. 
نوازنده نوروزنامه ایران ادامه داد: سازهای سرنا و کرنا از زمانهای بسیار دور و طی قرنها در بین اقوام ایرانی همواره از جایگاه خاصی برخوردار بوده است کرناسازی سنتی با چهار قطعه می باشد، که موسیقی و آهنگها و ریتم های حماسی و سنتی با آن اجرا می شود و ساز سرنا،از نظر شکل سازی کوتاهتر از کرنا می باشد، که در بیشتر مراسم ها و آیین های شاد اجرا می شود.
به گفته وی، ساز سرنا در بیشتر مناطق و نواحی ایران نواخته می شود وتنها در چهارمحال و بختیاری و استان فارس ساز کرنا به شکل گسترده نواخته می شود و این نقطه از کشور به ویژه در بین عشایر منطقه، خاستگاه تاریخی خود را حفظ کرده است.
مهدی پور، گونه هایش را پر از باد می کند و موسیقی نوروزنامه یا نوروزیه را می نوازد و انگار نوید آمدن بهار از دهانه گشاده ساز کرنایش به بیرون پرت می شود. 
ساز کرنا ریشه ای عمیق در تاریخ فرهنگ ایرانی دارد و ایرانیان حتی در دوران مختلف تاریخی نیز این ساز را می نواخته اند، نوازندگان، سازهای سرنا و کرنا را در مناطق مختلف با دهل می نوازند و با کمی تغییر در بخش " قمی " و بخش سوراخها می توان دستگاههای موسیقی مقامی و ستنی ایران را بر روی آن اجرا کرد.
مهدی پور، خودش این کار کرده و دستگاههای هفتگانه و گوشه های دوازده تایی را بر روی سازهای کرنا و سرنا اجرا کرده است و حتی 90 دست نوشته نیز برای اجرای دستگاههای موسیقی بر روی این دو ساز در کنج خانه اش نگه داری می کند.
به گفته وی، ساز کرناسازی مختص به حماسه و آوردگاه های نبرد و میدان اسب سوارکاری بوده و پیوندی دیرینه با نوروز و بهار داشته است. 
اجرای آیین سنتی " چوب بازی" یا" ترکه بازی " که یکی از آیینهای سنتی عشایری ایران می باشد نیز با ساز کرنا اجرا می شود و ساز کرنا خود همواره نوایی غرور انگیز برای مخاطبان دارد. 
ساز سرناسازی با رویکرد مجلسی است و ساز کرنا بیشتر در فضاهای باز و در آیین هایی که در دشت دمن و کوه مانند سوارکاری اجرا شده، نواخته می شود. 
کرنا و سرنا از قابلیت و ظرفیتهای بسیار بالایی برای اجرای موسیقی برخوردارند، به گونه ای که بخشی از این ظرفیتهای موسیقایی ساز کرنا توسط برخی از استادان با سازهای دیگر نیز اجرا شده است. 
ملودی های اصیل ایرانی ساز کرنا باید حفظ شود و به صورت علمی به ثبت برسد، مانند تلاش برادران "کامکارها" برای حفظ و ثبت موسیقی " کردی " و تلاش " علی اکبری شکارچی" و دوستانش برای ثبت موسیقی لرستانی و خرم آبادی که در این راه گامهای بلندی برداشته اند. 
باید ملودی هایی که با ساز کرنا و سرنا در بین عشایر بختیاری رایج است، توسط هنرمندان رشته موسیقی ضبط و برای نگهداشت آن اقدام شود.
هم اکنون تعداد کرنانوازان و سرنانوازان در کشور بسیار اندک است و بسیاری از جوانان از این دو ساز کمتر استقبال می کنند
  اما با همه این تفاسیر می توان یکی از علل اصلی فراموش شدن برخی سازها که هم پا و همراه ایرانیان بوده و هستند نمایش ندادن آنها از طریق تلویزیون است که دلیل اصلی آن نیز بجای مردم تصیمی گرفتن است و نه اینکه همراه با مردم تصمیم گرفتن. اطلاعات زیادی در این زمینه که نشان دادن سازها از طریق رسانه های همگانی (سیما) چه معضلاتی ممکن است داشته باشد ندارم امان  همین بس که اگر وضع به همین منوال پیش برود در سالهای آینده اکثریت سازهای ایرانی از یادمان خواهد رفت و تنها از طریق تلویزیونهای بیگانه سازهای غربی ملکه ذهن میلیونها میلیون جوانی خواهد شد که دوست دارند لختی با صدای خوش یک موسیقی بیاسیاند ، اما به جرات می گویم که کمتر صدایی خوش تر از سه تار، سنتور، دف ، ضرب و دیگر سازهای خوش الحان ایرانی می توان یافت که انسان را به ملکوت اعلا وصل کند. این همه کج سلیقه ای تا کی ادامه خواهد داشت ، تا جایی که جوانان این مرز و بوم نوع شکل و حتی صدای آنها را فراموش کنند و تنها گیتارهای آنچنانی غربی را بپسند کننده و هر یک از آنها را که می بینی گیتاری در زیر بغل رهی مجلسی است که خدا کند به خیر و خوشی بنوازد و صدای آن والدین و اطرافیانش را زجر ندهد و موجب گرفتاری دیگران نشود. باشد که همه ما ایرانیان یک ساز در خانه داشته باشیم و بتوانیم فردوسی، حافظ، سعدی، سپهری، و حتی برخی اشعار در مدح سیدالشهدا را با نواختن آنها زمزمه کنیم.



واژه کلیدی :موسیقی و واژه کلیدی :سرنا کرنا و واژه کلیدی :نوروزنامه و واژه کلیدی :گیلانی